تبليغاتX
استاد سینما ابراهیم حاتمی کیا
درباره ي وبلاگ
من اقلیما متولد سال 1366 هستم.این وبلاگ در مورد فعالیتها و فیلم شناسی بزرگ مرد سینمای دفاع مقدس و استاد سینما ابراهیم حاتمی کیاست.استادی که با فیلم های او بزرگ شدیم.

دوستانی که خواهان ارتباط با این وبسایت هستند. اول این وبسایت رو به نام استاد سینما ابراهیم حاتمی کیا لینک کنند و بعد از طریق نظرات یا ایمیل من اسم وبسایت خودشونو اعلام کنند.
ایمیل من:eghlima_1987@yahoo.com
در ضمن هرگونه نظرات و یا پیشنهادی برای بهتر شدن وبلاگ دارین حتما برام بنویسین
پيوندها
وبلاگ نگین جون(فرزاد حسنی)
سایت سینما
وبلاگ آقای مصطفی جلالی فخر
سایت استاد ابراهیم حاتمی کیا
وبلاگ آقا جواد(گلشیفته فراهانی)
وبلاگ زهرا جون(حامد بهداد)
وبلاگ نازی عزیز(احسان علیخانی)
وبلاگ الهه شرقی(فرزاد حسنی)
وبلاگ هواداران مهران مدیری
لادن صحرایی ناشنوای هنرمند
وبلاگ مونا جون(حامد کمیلی)
وبلاگ خیلی دور خیلی نزدیک(حامد بهداد)
وبلاگ برای حامد بهداد
وبلاگ عاطفه عزیز(محمد رضا فروتن)
وبلاگ شکوفه عزیزم(مهدی مقدم)
وبلاگ فریناز عزیز(رادیو جوان-فرزاد حسنی)
وبلاگ حدیث عزیزم(مهدی مقدم)
وبلاگ آقا اشکان(باران کوثری)
مریم عزیزم(ایستگاه مه آلود انتظار)
وبلاگ آقا یوسف(پلاک ماه)
دلم به تنگی کوچه های قدیمی است
وبلاگ شراره عزیز(مهران مدیری)
وبلاگ آقا رضا(یادداشت های یک فیلم ساز)
پونه گلم(پوریا پورسرخ)
وبلاگ نیلوفر عزیزم(مهدی مقدم)
سایت رسمی مهدی مقدم
وبلاگ مینا عزیز(حامد کمیلی)
وبلاگ آقای محمد رضا شفیعی(ایثار)
وبلاگ تبسم عزیزم(فرزاد حسنی)
وبلاگ معصومه گلم(هنر و هنرمندان)
وبلاگ محمد متین وفایی(عکس)
وبلاگ الناز عزیزم(استاد امین تارخ)
وبلاگ فائقه گلم(رایو جوون)
نوشته هاي انساني كه دوست داشت مترسك باشد
موسسه فرهنگی و هنری ایمان هنر
وبلاگ خبری تحلیلی سینما و تلویزیون ایران
طرفداران اتحادیه تهیه کنندگان سینما
اینجا پلیس نیست
وبلاگ یه عاشق عزیز(فرزاد حسنی)
وبلاگ شخصی محمد جواد شفیعی ثابت
وبلاگ طرفداران مهناز افشار
دفتر حک فیلم
کلبه خرابه هنر
وبلاگ طرفدار های وحید طالبلو
وبلاگ مهتاب و ایمان(وحید طالبلو)
وبلاگ منو مینای عزیزم(حامد کمیلی)
وبلاگ آقا یوسف(غریبانه)
هر جا سخن از بهترین هاست نام فرزاد حسنی می درخشد
وبلاگ آرزو آقایی(تکرار واژهها)
وبلاگ باران عزیزم(هم اتاقی)
وبلاگ آقا سعید(استاد داریوش مهرجویی)
وبلاگ گلشید عزیزم(bahaaaaaaaaaaaaaaal)
وبلاگ آقای میثم کربلایی
وبلاگ مهتاب عزیزم(بهرام رادان....عاشق عصیان)
وبلاگ طرفداران خانواده ارجمند
وبلاگ آقا پویا(نفس تو رو میخوام)
وبلاگ آقا ابوالفضل(فقط شهرام)
کانون هواداران الناز شاکردوست
وبلاگ آقا امید(بهرام رادان)
وبلاگ محمد صابری(سینمای شیشه ای)
وبلاگ نگار عزیزم(چرا؟؟)
وبلاگ آقا پیام(وبلاگ سینمایی بلیت)
وبلاگ شب بارونی
وبلاگ شهرزاد عزیز(داریوش مهرجویی)
وبلاگ آقا سعید (سینما فردا)
وبلاگ لیلای عزیز(ته تغاری)
وبلاگ کوچک عزیز(حسن فتحی)
گروه هواداران گلشیفته
طراح قالب
قالب وبلاگ
لينکستان
جستجو

شما مي توانيد با وارد کردن عبارت مورد نظر، آن را در اين وبلاگ جست و جو کنيد.

ساعت و تاريخ

طراح قالب

گلشیفته فراهانی ستاره ی سینمای ایران

:: پيام مدير ::

به وبلاگ استاد سینما، ابراهیم حاتمی کیا خوش آمديد. اميدوارم لحظات خوشي را سپري نماييد. براي رسيدن به نتيجه ي مطلوب، لطفا تا کامل شدن صفحه صبر کنيد و از تمام صفحات بازديد نماييد.
دوستان عزیز سلام.از لطفتون به این وبلاگ ممنونم.دوستان عزیز یه وبلاگ حمایتی برای فرزاد حسنی مجری،ترانه سرا و بازیگر خوب کشور درست شده.این وبلاگ توسط بیشتر طرفداران فرزاد حسنی اداره میشه ازشما دوستاهای عزیز هم خواهش میکنم اگر دوست داشتین حتما به این وبلاگ سر بزنید. آدرس وبلاگ:www.farzad-hasani.blogsky.com با تشکر اقلیما مدیر وبلاگ .

:: عکس ::

 

سلام به همه شما

امروز یه سری عکس از دعوت براتون دارم:

وبلاگ ایمان بخشایشی در مورد افشین هاشمی

http://www.afshin-hashemi.blogfa.com

از ۱۰ تیر به طور رسمی فعالیتشو شروع میکنه

امیدوارم خوشتون اومده باشه

یا علی

 


لينك ثابت نويسنده : اقلیما تاريخ : شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387  

 

سلام به همه دوستهای عزیزم..

خوبید...منو که یادتون نرفته....

دلم برای همه شما تنگ شده .اما همون طور که میدونیم من به خاطر کنکورم کم توی اینترنت میام..

امروز برای شما یه مصاحبه از آقای فرخ نژاد رو میزارم که توی ویژه نامه عید ماهنامه فیلم چاپ شده اگه مصاحبه رو نخودین بهتون پیشنهاد میکنم که از دستش ندین اگه هم خوندینش،یه بار دیگه خوندنش ضرری نداری

منتظر نظرهای همه شما در مورد این مصاحبه هستم

بعد مصاحبه نظر خودمم گذاشتم

در 31 سالگی چه طور شد به این نتیجه رسیدی که باید بازیگر شوی؟

20 سالم بود که آمدم تهران و رفتم دانشگاه و تئاتر خواندم و همه کار میکردم وگرایشم کارگردانی تئاتر بود و کارگردانی را خیلی دوست داشتم.آن زمان توی کارهای دانشجویی هم بازی میکردم اما هیچ وقت فکر نمیکردم جدی باشد.هنوز هم علاقه اصلی ام کارگردانی است.بازی در عروس آتش که پیش امد در گیر کار تحقیقاتی شدم و کار تا جایی پیش رفت که قرار شد در نوشتن فیلم نامه، من بشوم مدافع قانون عشیره ، و سینایی طرفدار تجدد.رفته رفته آن قدر درگیر این کار شدم که سینایی پیشنهاد کرد خودم ((فرحان)) رو بازی کنم.

قبلش هیچ صحبتی درباره بازی نکرده بودید؟

نه

بازیگری هم انتخاب نشده بود یا به کسی برای بازی فکر نکرده بودید؟

نه

زمانی که فهمیدی قرار است این نقش را بازی کنی،شخصیت را جوری تغییر دادی که با ویژگی های خودت هماهنگش کنی؟

بله و فکر میکنم یکی از دلایل موفقیتش همین بود که از زمان نوشتن،به نحوه اجرایش فکر میکردم.در کارهای بعدی هم خوشبختانه این اجازه را داشتم که به نقش فکر کنم و تغییرش بدهم.سینایی و حاتمی کیا به خاطر اعتمادی که وجود داشت،این اجازه را به من دادند.مثلا در فیلم نامه حاتمی کیا خیلی از ویژگی های نقش ، حین تمرین بر اساس شیوه کار بازیگر تعیین میشود . من از ان دسته بازیگرانی هستم که وقتی وارد کاری میشوم ، همراه خود ایده هایی می آورم تا هم کارم را بهتر بکنم و هم به کارگردان بگویم که چهار چوب ها را میشناسم و پیشنهاد هایم به بهتر شدن کار کمک میکند.

اینها همه نشانگر علاقه ات به کارگردانی است.نکته متناقض در کار تو هم همین جاست، کارگردانی خوانداه ای،فیلم ساخته ای،تاکنون جوری رفتار کرده ای که همه احساس کنند صرفا بازیگر نیستی و خودت میگویی کارگردانی برایت در الویت قرار دارد . از طرف دیگر حساسیت های عجیبی درباره کار بازیگری داری.هیچ وقت باور نمیکنی که توی بدنه این سینما داری کار میکنی اگر یک مشکل پیدا کرد بروی سراغ کار بعدی و باور کنی تا زمانی که شرایط فیلم سازی برایت مهیا نشده ، باید سفت بچسبی به بازیگری و با خیلی از اتفاق ها کنار بیایی ، مثلا به نظرم رادان یکی از بهترین بازیهای تاریخ سینمای ایران را در سنتوری ارائه داد اما زمانی که این مشکل برای فیلم به وجود آمد کارش را ادامه داد و متوقف نماند؟

من به هر کاری که میکنم خیلی اهمیت میدهم . اگر قرار است در یک فریم عکس بازی کنم ، سعی میکنم آن فریم بهترین فریم دنیا باشد . اهمیتش برایم در این است که تمام آن چه را که دارم برایش می گذارم . میتوانی از کسانی که با آن ها کار کرده ام بپرسی که جزو سختگیرترین آدمها هستم . کسانی که شخصیت شوخ و شنگ من را میشناسند در موقع کار با آدم دیگری روبرو میشوند . ضمنا دوستم بهرام رادان یک فیلم توقیفی دارد اما با حساب آتشکار من چهار فیلم توقیفی دارم.به رنگ ارغوان ، به نظرم بهترین فیلم حاتمی کیاست.

فیلم رادیدی؟

بله در سخت ترین شرایط ساخته شد . اینها به نظر تو اتفاق های ساده ای در زندگی یک نفر است؟چهار فیلم توقیفی برای بازیگری که کلا نه فیلم بازی کرده یعنی چی؟

اتفاقا همین را میخواستم بگویم،اگر بیش تر فیلم بازی کنی و در جریان کار باشی،با این قضیه راحت تر کنار می آیی،آدمی که یکی از ده تا بچه اش میمیرد تاثیرش کمتر است از کسی که دو تا بچه دارد؟

حرفت را قبول ندارم . شش فیلم از 9 فیلمی که من کار کرده ام جزو بهترین فیلم های سالهای اخیراند.حق دارم ناراحت باشم ، چون برای کارم ارزش قائلم . اما انصافا در مقایسه با این همه مشکلاتی که دارم ، کم حرف زده ام و کم گلایه کرده ام . ممکن است تلفنی با تو درد دل کرده باشم اما مصاحبه نکردم . اتفاقا خودم را کشیده ام کنار.

نگفتی چرا کم فیلم بازی میکنی؟

برای خودم نموداری دارم و کارم را بر اسا آن تنظیم میکنم . طبق نمودار من ،به طور متوسط هفتاد فیلم در سال ساخته میشوند که حدود هفت تا از این فیلمها آثار با ارزشی هستند.متفاوتند و میتوانی از بازی در آنها خوشحال باشی . همان هایی که نخاع جشنواره فجر هستند و جوایز اصلی به انها میرسد . سه تا از این هفت تا،فیلمهایی هستند که با نابازیگر ساخته شده اند . میماند سه یا چهار فیلم در سال . یکی دوتا از این ها هم با محوریت شخصیت زن ساخته شده اند . با این حساب باید خیلی بازیگر توانا و خوش شانس و برگزیده ای باشی که بتوانی گلیم خودت را در این سیما از آب بکشی . تا حالا از این 9 فیلم فقط سه تایش در بخش مسابقه سینمای ایران شرکت داده شده اند.

به جز این 7 فیلمی که میگویی ، ده پانزده فیلم هم هستند که جای کار برای بازیگر دارند و بازیهای خوب این سال ها لزوما در فیلمهای خوب نبوده؟

چند تا از تجربه هایم با انتخاب مستقیم خودم بوده . مثلا زمانی که خواب تلخ را دیدم ، به محسن امیر یوسفی گفتم که اگر برای فیلم بعدیت به من نیاز داشتی ، آماده ام و دوست دارم با تو کار کنم .اعتقاد دارم که در سینمای ما تعدادی بازیگرند و تعدادی بازیگر نیستند . متاسفانه به دلایلی ، کسانی که بازیگر نیستند ، به بعضی از فیلمهای خوب تحمیل میشوند . مثلا تهیه کننده برای فروش بیشتر بازیگر بی استعدادی را به کاگردان تحمیل میکند .

مثلا کی؟ستاره هایی مثل محمد رضا گلزار را میگویی؟

وجود گلزار برای سینمای ما لازم است و او هم توی کارش زحمت میکشد . من از خودم میپرسم که جایگاهم کجاست؟مردم عادی تا قبل از سریال حاتمی کیا کم تر من را میشناختند ، کارگردان های خوب هم در مواردی تن میدهند به استفاده از باریگران نامناسب.تهییه کننده ها این کارگردانها را زیر فشار قرار میدهند که فروش فیلم تضمین شود . حتی بازیگرهای گزیده کار بین منتقد ها و نویسنده ها هم جایگاه مشخصی ندارند . آدم بعد از چند سال حق دارد از خودش بپرسد که کجاست؟کجای این سینما؟همیشه دوست دارم زیاد کار کنم اما دوست ندارم کار بد کنم.

مگر یک بازیگر چقدر میتواند از خوب یا بد شدن کاری اطمینان داشته باشد؟

به تجربه چیزهایی را فهمیده ام که قبلا نمیدانستم . سه کار ضعیف در کارنامه ام دارم و خیلی خوب میدانم که ویژگی این فیلمها چیست.

منظورت تب ، صحنه جرم ورود ممنوع و...؟

نمی گویم اینها فیلمهای بدی هستند ، اما از اول میدانستم که قرار نیست تبدیل به یک کار ویژه ای شوند.

فکر میکنم این حرف باعث دلخوریت بشود ،تا حالا هم به هت نگفته ام که چند سال پیش همان روز قبل از جشنواره که با هم فیلم سفر سرخ را دیدیم ، آن قدر در مورد فیلمت هیجان داشتی که نتوانستم بگویم فیلم خوبی نشده .در این سالها این فرهنگ غلط شکل گرفته که هر فیلمی که جلوی نمایشش گرفته میشود حتما خوب است گاهی این تعریفهای الکی باعث میشود که آدم احساس غلطی در مورد خودش داشته باشد و فکر کند حتما باید با بیضایی و مهرجویی کار کند؟

اصلا این طوری نیست،درباره سفر سرخ هم نظرها متفاوت است ، تو دوست نداری ، یکی دیگر دوست دارد ، داری درباره فیلم من قضاوت میکنی و توجه نداری که در سینمای جنگ ، فیلم متفاوت ساختن فوق العاده کار سختی است . دلخور نشدم اما در مورد این فیلم باید بدانی که در چه شرایطی ساخته و ما چه امکاناتی داشتیم و با چه محدودیت ها روبه رو بودیم . بیا در حوزه جنگ درباره فیلم من قضاوت کن و مقایسه اش کن با فیلمهایی این گونه.

خوب مگر مجبور بودی فیلم جنگی بسازی،در حوزه ای میساختی که آزادی عملت بیشتر باشد؟

این بحث فایده ای ندارد ، چون کسی فیلم را ندیده و ما داریم درباره چیزی موهوم حرف میزنیم .اگر بخواهم به حرف تو گوش کنمباید بروم تلویزیون ایتم های خانوادگی ظهر را بسازم که قبل از اموزش آشپزی پخش میشود.ویژگی کار متفاوت این است که از نگاه متفاوتی به موضوع جنگ نگاه کنی .اگر فیلم را طبق کلیشه های سینمای جنگ خودمان ساخته بودم ، که اکران شده بود و هیچ مشکلی نداشت. شنیدن این حرف از تو کمی بعید است.

کار متفاوت در سینمای جنگ خیلی سخت است .میگویم که تو این را میدانی چرا فیلم جنگی ساختی و چرا برای کار دومت میخواستی فیلم نامه جنگی بیضایی را بسازی؟

با این حرفت پیشنهاد میکنی بروم کار سطحی بسازم؟توی نود شبی ها بازی کنم؟یا سریالی را بسازم که قبل از اخبار ساعت دو پخش شود؟

ارتفاع پست را اگر تو به عنوان کار اول ساخته بودی ، مطمئنا به این راحتی ها اکران نمیشد.حاتمی کیا این کار را میتوند بکند، گرچه با توقیف فیلم بعدیش نمیشود او را هم از بقیه مثتسنا کرد.از توانایی ات جوری استفاده کن که دیده شود.

حرفت درست است ، اما سخت  بودن این کارها دلیل بر نکردنشان نیست.

پس جای گلایه نیست ،چون تو میدانستی که پا به وادی حساسی گذاشته ای.

اگر زمان ساختن فیلمم میخواستم به این چیزها فکر کنم.حتما فیلم احمقانه ای از کار در می آمد.نمیگویم شاهکار ساخته ام اما فیلمی است که با زاویه تازه ای به جنگ نگاه میکند و دعوت میکند تا تماشاگر هم جور دیگری نگاه کند.تو فکر نمیکنی امکان این برای من نیست که سالی دو فیلم بسازم و 10 فیلم بازی کنم؟این کارها یعنی از دست دادن خیلی چیزها.چیزی که تو ازش ایراد گرفتی من به ان افتخار میکنم.به من میگویی چرا کم بازی می کنی و چرا فیلمی را بازی میکنی که جلویش را بگیرند؟

بگذار مقایسه کنیم:جانی دپ هم بازیگر بزرگی است و هم با کارگردانهای بزرگ کار کرده و مثل تو هم بهش جایزه نمیدهند و هم به اندازه کافی روشنفکر هست که هم توی تئاتر بازی میکند و اشعار تی.اس.الیوت.ترجمه میکند.اما همین بازیگر در سه گانه دزدان دریایی کارائیب بازی میکند.و در کنارش همکاری با تیم برتون را هم از دست نمیدهد.نمیشود که آدم اسامی کارگردانهای مخورد قبولش را فهرست کندو با خودش عهد کند که فقط در فیلم آنها بازی کند.مشکل تو این است که همه چیز را کلاسه بندی میکنی،هفتاد فیلم در سال،هفت تایش خوب است و...

مشکل تو هم این است که سینمای ایران را با هالیوود مقایسه میکنی.لابد میخواهی به سینمای جنگ برسی و فیلمهای جنگی مارا با نجات سربازان رایان مقایسه کنی.سینمای تجاری هالیوود را میتوانی در کنار سینمای تجاری ما بگذاری؟

چه ربطی دارد؟کسی که شغل و علاقه اش بازیگری است باید کار کند.هیچ بازیگری در تاریخ سینما نیست که همه کارهایش قابل دفاع باشد.

در سینمای ما به ندرت فیلمی ساخته میشود که هم پرفروش باشد و هنرمندانه.....

معمولا فیلمهای متفکر و هنری ما نزد مخاطب عام جایی ندارد و سینمای تجاری و سرگرم کننده هم سینمای قابل تاملی نیست.

منظورم این نیست.میگویم اگر تنوع در کار یک بازیگر باشد ، به پرورش او بیشتر کمک میشود.بازیگری که یک فیلم پرفروش در کارنامه اش است خیلی فرق دارد با بازیگری که چنین فیلمی بازی نکرده .کی گفته که فیلمهای پرفروش برای هنر بازیگر ضرر دارد؟اگر الان از دفتر(( پویا فیلم )) یا (( هدایت فیلم)) با تو تماس بگیرند،پیشنهادشان را قبول میکنی؟

از انها خواهش میکنم که فیلم نامه را بفرستند.اگر خوب باشد چرا نروم؟

حتما برایت مهم است که کارگردانش کی باشد؟

من با چند تا از کارگردانها در کار اول و دومشان کار کرده اک.دلم میخواهد معدل کارم همین کیفیت را داشته باشد.ضمن اینکه من به درد سینمای تجاری و پرفروش نمیخورم.

از کجا میدانی؟

سن و سالم از این گذشته که نقش دوست پسر ها را بازی کنم و قیافه هم نمیخورد به این نقش ها.

علاقه نداری در نقش های مکمل خودت را امتحان کنی؟

باید ببینم که نقش مکملی که پیشنهاد میشود چه ویژگی های دارد سینمای تجاری قائم به بازیگرهای خوش چهره نقش های اصلی است و نقش های مکمل اصلا دیده نمیشود.بگذار راحتت کنم: سینمای تجاری بازیگر کش است . آدم در وضعیتی قرار میگیرد که تماشاگر با اولین نگاه ، نیمی از ماجرا را بفهمد.بفهمد که عاشق پیشه ای یا آدم بده ای یا پدری داغ دیده ای . به خاطر ضعف فیلم نامه در سینمای تجاری ، این اتفاق ها زیا  می افتد.گریم در این سینما یعنی خوشگلتر شدن،و مجبوری همین چهره را در فیلمهای دیگر به کار ببندی . قیلفه مرحوم فردین به ندرت در فیلمخا تغییر میکرد . مردم او را با این چهره باور کرده بودند.و لزومی به تغییرش نبود. اما من که دنبال این سینما نیستم.

قبول کن کمی داری شعار میدهی . با این حال در مورد این صحبت آخرت هم میشود بحث کرد که اتفاقا در این سینما کار بازیگر خیلی دشوارتر است چون نیمی از قضیه از مهده بازیگر خارج است ، باید او نیروی بیشتری بگذارد تا هم باب میل مردم عادی باشد و هم کاری کند که بگویند نقش را خوب بازی کرد.

آن سینما از من میخواهدکه یک شکل باشم.من دنبال تنوع در کارم هستم . شنیده ام بهروز وثوقی بعد از قیصر در قراردادهایش قید میکرد که پاشنه کفشش را نمیخواباند و کتش را روی شانه نمی اندازد.او برای وجاهت و اعتبار کارش زحمت میکشید و گر نه با ادامه تیپ قیصر میتوانست محبوبین بیشتری داشته باشد.

تو با موضعی که در برابر نقش مکمل داری،دقیقا داری مثل همان بازیگرهایی عمل میکنی که به کارشان اعتقاد نداری . آنها هم بازی در نقشهای کوتاه را نمیپذیرند . خودت گفتی که حتی اگر یک فریم از یک فیلم باشی،سعی میکنی کارت را به بهترین شکل انجام دهی.پس از نزدیک 10 سال کار برای تجربه اندوزی هم که میشود نقشهای کوتاه و مکمل را آزمود؟

من در به نام پدر نقش کوتاهی بازی کردم که در تدوین نهایی حذف شد به خاطر اعتمادی که به حاتمی کیا داشتم بازی کردم.ترسی از این کار ندارم اما بایدی در کار نیست . که اگر این کار را بکنم چیزهای زیادی را ثابت کرده ام . همه این تجربه ها را شرایط تعیین میکند.فیلم نامه نویسان ما اگر نقش های اصلی را درست نوشته باشند هنر کرده اند خیلی کم پیدا میشود فیلمی که نقش مکملش برای بازیگر جای کار داشته باشد.

در این سالها هیچ فیلمنامه ای را نخوانده ای که نقش مکملش جای کار داشته باشد؟

نه . به من پیشنهاد نشده . هر فیلم نامه خوبی را که نمی آورند در خانه من.

اما فکر میکنم جزو بازیگرانی هستی که هیچ کارگردان و تهییه کننده ایبرای نقش کوتاه نمیتواند روی تو حساب کند؟

علاقه ای نداشتم چون موقعیت خوبی برایم نبوده .خیلی از نقش های اصلی را هم من رد میکنم.این ویژگی کار من است که کم کار کرده ام اما خوب کار کرده ام.مثل اینکه یک بازار را زیر پا بگذاری برای پیدا کردن یک جنس خوب.اگر جنس خیلی خوبی هم گیرت نیاید ، مطمئنی که بهتر از ان توی بازار نیست چون کل بازار را گشته ای.

مقایسه درستی نیست اگر فیلمهای بیشتری بازی میکردی معدل کلی ات اهمیت بیشتری داشت؟

معدل یعنی نسبت فیلمهای خوب به کل کارنامه.شش فیلم از نه فیلمی که بازی کرده ام خیلی خوب بود.اگر سی فیلم بازی کرده بودم ، معدلم پایین می آمد.

به نظرم دو مانع اساسی بر سر راه حمید فرخ نژاد وجود دارد.اول اینکه خیلی کم کار بوده و دوم اینکه خیلی از کارهای شاخصش دیده نشده؟

مهم نیست

اتفاقا خیل مهم است؟

دست من نیست

مگر میگویم کار تو بوده که فیلمهایت دیده شود؟این مانع پیشرفت طبیعی تو شده که واکنش مردم ف خانواده،دوستان و همه را در برابر کاری که کده ای ببینی.یعنی درباره تو قضاوت درست شود.قضاوتی براساس آنچه دیده شده نه خیال پردازی درباره کاری که در محاق است.اگر هنرمندی اثرش را در ارتباط با مخاطب نبیند،نمیتواند مطمئن باشد که گام حرفه ای بعدیش را درست برداشته؟

به نظر تو بیضایی که آدم کم کاری است ؟ آدم نا موفقی است؟

باز هم مثال درستی نزدی چون به نظرم بیضایی با نمایش نامه ها و فیلم نامه هایش یکی از پر کارترین هنرمنداهای این سال بوده؟

به عنوان کارگردان گفتم

کارگردانی سینمایی کی از دغدغه های بیضایی است. نسبت میان نوشته ها و فیلم های او نشان میدهد که بیشتر نویسنده محسوب میشود تا کارگردان.

من هم کارهای دیگری کرده ام

چه کاری؟

بچه ام را بزرگ میکنم!دارم درباره بیضایی کارگردان حرف میزنم..

بی تردید یکی از دلایل ضعف های سگ کشی دوری ده ساله بیضایی از سینما بود . در متن این سینما نبوده تا بازیگرانش را به درستی انتخاب کند یا از تحولات فیلمها و فیلمسازان خبر داشته باشد.ضمنا الان با در نظر گرفتن کارنامه بیضایی،او را یکی از بهترین فیلم نامه نویسان و نمایش نامه نویسان ایران میدانند و بعد در باره کارنامه سینمایی اش نظر میدهند.اما قضاوت درباره تو ، قضاوت درباره یک بازیگر است.

تو میگویی زیاد کار کن که دیده شوی،من میگویم کم کار میکنم تا مصون تر بمانم.کجای کار اشکال دارد؟من نه چهره مناسبی برای سینمای تجاری هستم و نه دلم میخواهد در این فیلمها بازی کنم.ممکن است وسط کار اعصابم به هم بریزد .این راه را تا جایی که بتوانم ادامه میدهم.طی دوماه گذشته هفت تا فیلم نامه رد کرده ام .در حال حاضر هم سر کاری هستم که با شرایط سختی ساخته میشود و دستمزدم هم به مراتب کم تر از هر کدام از آن هفت فیلم است اما به این سینما اعتقاد دارم و فکر میکنم بخشی از حرفهای تو تشویق به سطحی نگری است.

میگویی هفت پیشنهاد را رد کرده ای .برای خودت تحلیلی هم داریکه فیلم های خوب از بد جدا میشوند.براساس این ذهنیت برخی پیشنهاد ها را رد و برخی را قبول میکنی.اما اگر قبول کنی که بازیگر حرفه ای هستی و باید در این سینما کار کنی، آن وقت معیارهایت برای تشخیص خوب از بدمنطقی تر از حالا خواهد بود.

فیلم های تجاری شرایط خیلی ساده تری برای بازیگر ایجاد میکنند.در شرایط مطلوب آب و هوایی ساخته میشوند،دستمزد خوبی میدهند،بهترین فصل اکران را دارند و تصویرت با آب و تاب میرود روی پوستر و سردر .فکر میکردم به من میگویی خوش به سعادتت که این امور دنیوری را ول کرده ای و میروی سمت نوع دیگری از سینما!

بازیگری شغل تو هست یا نه؟

شغلم هست ولی سعی میکنم به آن سینما کمک کنم اگر بخواهم با فلسفه تو پیش بروم،آخر و عاقبتم به سریالهای بی خاصیت و فیلمهای نود دقیقه ای کشیده میشود.

ظاهرا باید از خودم دفاع کنم که نگویند نویسنده مجله فیلم مروج سطحی نگری است!

تو خیلی خیر خواهانه به قضیه نگاه میکنیو به آینده حرفه ای من فکر میکنی.میگویی برو کارت را بکن،به تو چه که چه فیلمی است.اما اگر همه عوامل سینمای ما به این تفکر روی بیاورند چه خواهد شد؟

تو را مجبور به کاری نمیکنم و داریم بحث میکنیم.تو از روی اعتماد به حاتمی کیابه خاطر دو فیلم سینمایی که هم کارش بودی ،در سریالش بازی کردی .الان احساس نمیکنی که بازی ات در این سریال فرق زیادی با فیلمهای ضعیف و تجاری که از آنها میترسی ندارد؟

خوب این نظر توست میتوانیم درباره اش صحبت کنیم.

حلقه سبزچه جایگاهی در کارنامه تو با این همه وسواس و سخت گیری دارد؟

خیلی تاثیر داشته ف من نقش هشت شخصیت را بازی کردم،جنین.کودک،پیرمرد...

بازی کردی ولی موفق نبوده؟

کار من موفق نبوده.

امکان موفقیت نبوده از بس فیلم نامه اش آشفته است و اجرای سردستی دارد!!!!!!!!!!!

این ها را باید حاتمی کیا جواب بدهد ، من کارم را به بهترین شکل ممکن انجام دادم(ما هم قبولت داریم آقا حمید)

کار تو به بهترین شکل هم که باشد در این سریال دیده نمیشود.

کجایش اشکال دارد؟؟؟؟؟؟؟؟؟ آن شخصیت معلول را باور نکردی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

از این بحث بگذریم که فایده ای ندارد . اما از تو میپرسم با این همه اعتباری که ازش حرف میزنی چه طور در سریالی بازی کردی که تا حالا اسم بازیگردانش را نشنیده بودم؟مگر این به اعتباری که در این سالها جمع کردی لطمه نمیزند؟

خود بازیگردانهای سریال هم میدانند که من کار خودم را میکنم و همیشه اعلام کرده ام اعتقادی به بازیگردانی ندارم و بازیگردان نباید کاری به کار من داشته باشد.آنها بازیگردان دیگران بودند نه من.

اما تماشاگر نمیداند که تو با خود کارگردان مشورت میکنی و کاری به بازیگردانها نداری.در تیتراژفیلم مینویسند بازیگردان.یعنی همه بازیگران زیر نظر او هستند.

تیتراژهر چه میخواهد بگوید . الان اعلام میکنم که بنده حمید فرخ نژاد بلا واسطه و تنها با کارگردان مشورت میکنم.تو همین حرف را به عزت الله انتظامی هم میتوانی بزنی که چرا با این همه سابقه رفته با یک کارگردان جوان کار کرده.ربطی ندارد . ممکن است ان بازیگردانها هم بازگردانهای خوبی باشند.این چیزها اصلا برایم مهم نیست.

در آتشکار کنار تو همه نابازیگرند . تو در هماهنگ کردن خودت با آدم های عادی عالی عمل کرده ای . درسریال حلقه سبز بازیگرانی که در کنارشان بازی کرده ای اصلا درست انتخاب نشده اند و این هم یکی از ضعفهای سریال است  که به کار بازیگر لطمه میزند.مثلا کار تو در کنار لیلا حاتمی در ارتفاع پست بیشتر به چشم می آید یا بازی ات در کنار یک بازیگر معمولی و ساده یک فیلم یا سریال دیگر؟

لیلا حاتمی چند روز بعد از قرارداد من قرار داد بست و نمیدانستم چه کسی قرار است کنارم بازی کند.

اگر غیر از حاتمی بازیگر معمولی تری بود.کار تو این قدر به چشم می آمد؟

در عروس آتش هم روبروی من غزل صارمی بود . بازی ام به چشم نیامد؟

آن جا قضیه فرق میکرد و یکی از اشکال های آن فیلم عدم تعادل بین بازی ها بود و بازی تو بازی همه را تحت اشعاع خودش قرار داده بود.

من اصلا به بازیگری که در کنارش بازی میکنم کاری ندارم.البته معتقدم لیلا حاتمی در ارتفاع پست فوق العاده بودولی اگر غیر از او بازیگر دیگری هم بود من کار خودم را میکردم.خیلی ها حرف تو را میزنند .چیزی که برایم مهم است آن چیزی است که میخوانم .از همان زمان کار من شروع میشود.نتیجه اش را هم تا حالا گرفته ام.هر کس را کنار من بگذارند سعی میکنم با او همکاری کنم.

با مقایسه ارتفاع پست با عروس آتش به این نتیجه نرسیدی که اگر بازیگر همراه تو مثل خودت خوب باشد و نوعی رقابت یا بده بستان بین شما به وجود بیاید ،نتیجه کار هر دو بازیگر بهتر خواهد شد و بهتر دیده میشوید؟

نه ، چون به من ربطی ندارد که بخواهم چیزی را به سیستم تحمیل کنم. شاید فکر کنم در کار یک فیلم بردار ، بازی ام بیشتر جلوه میکند یا آن گریمور چهره ام را بهتر میسازد .من کار خودم را میکنم .شاید ستاره های سینمای تجاری برایشان مهم باشد که کنار چه کسی بازی میکنند و این ها را در قرار دادهایشان بیاورند،اما من این طوری نیستم.

در این سالها چه فیلمهایی را رد کرده ای ؟میدانم که بازیگرها به این سوالها جواب نمیدهند اما هدفم این است که ببینم معیار تو برای خوب و بد بودن کاری چیست.

اصلا این کار را دوست ندارد و از طریق این کارها دنبال اعتبار کاذب نیستم .همیشه رد کردن پیشنهاد ها معیار کیفی ندارد ، ممکن است همه چیز خوب باشد اما بر سر رقم قرارداد به توافق نرسیم.یا ابتدا آنها انتخابم کنند و سپس متوجه شوند که به درد این کار نمیخورم .لزومی به گفتنش نیست.همه داشته های من ،کارهایی است که کرده ام.

یعنی کارهایی که نکرده ای جزو داشته های تو نیست؟یا اشتباه کرده ای یا براساس اصول خودت کاری را رد کرده ای.به هر حال تصمیم گرفته ای،درست است؟

این کار برای آدم شخصیت نمی آورد . ادعا نمی کنم که تهییه کننده ها و کارگردانها پشت در خانه ام صف بسته اند.خودم تشخیص میدهم که چه کاری را باید بکنم و چه کاری را نباید.مثلا پس از عروس آتش و ارتفاع پست ، بازی در دوئل به من پیشنهاد شد .فیلمی که از خیلی از لحاظ بی نظیر است.تنها ترسی که باعث شد آن را رد کنم، شباهت ظاهری این شخصیت بود با دو فیلم قبلی ام.به جایش رفتم در تب بازی کردم.اشتباه کردم.تب فیلم خوبی از کار در نیامد.اما برای خودم دلیل داشتم.نمی خواستم پس از دو فیلم قبلی ام باز هم نقش یک جنوبی را بازی کنم.برای کارگردان دوئل احترام قائلم و زمانی که فیلمش را دیدم به تصمیمی که گرفته بودم شک کردم ،میدونی چرا؟چون برایش ایده های زادی داشتم.و نقش را جور دیگری از کار در می آوردم.برای کلنجار رفتن با خودم در فیلمی معمولی بازی کردم.تا خودم را کلیشه نقش های بومی نجات بدهم.این تصمیم غلط،یک تصمیم حرفه ای درست بود.نمیخواستم جوری ادامه بدهم که تا دنبال یک آبادانی گشتند ، اول کار سوت بزنند فرخ نژاد بیاید.رد کردن دوئل از بزرگترین تصمیم های زندگی ام بود.اگر قبول میکردم یک سال مشغول میشدم و از خیلی از لحاظ به نفعم بود.

موقعیتی مثل هدیه تهرانی برایت پیش آمد.او هم در جایی برای زندگی شبیه این نقش را بازی کرده بودو به همین دلیل بازی در نقش اصلی دوئل را قبول نکردام در نقش کوتاهی از این فیلم ظاهر شد.کاری که تو هیچ وقت نمیکنی.

اتفاقا یکی از این پیشنهادهایم فیلم جایی برای زندگی بود و جالب است که نقش مکمل هم پیشنهاد شده بود .بزرگ نیا را هم دوست دارم و کارگردان خوبی است.کار بدی کردم رد کردم؟درباره نقش کوتاه هم یک کلام میگویم که تا حالا نقش کوتاه خوبی به من پیشنهاد نشدده.به خدا نشده!

رضا کیانیان را ببین بازیگر سینما تجاری که نیست ، اما علاوه بر توانایی هایش ، یک دلیل ماندگاری او ،قبول نقشهای کوتاه و ایفای آن به بهترین شکل است.

قبول دارم.با این توضییح که خیلی از فیلمنامه نویسان براساس ویژگی های کیانین ،نقش کوتاه را برای او مینویسند.در مورد من این اتفاق نمی افتد .اگر نقش کیانیان در آژانس شیشه ای خوب است ، ربطی به مکمل و غیر مکمل ندارد .به من هم پیشنهاد میشد با کله میرفتم.در سینمای ما نقش محوری خوب کم است چه برسد به نقش مکمل.

چند سال پیش انقدر خودخواه نبودی!!!!

برای کارم زحمت کشیده ام و حق دارم خود خواه باشم.

برای بازی در حقیقت گمشده چند کیلو لاغر کرده ای؟

دوازده کیلو

معلوم است که برای کارت زحمت میکشی و جزو نادر بازیگرانی هستی بازیگرانی هستی که برای خوب در آمدن نقش از همه چیزشان مایه میگذارند.اما گاهی با وجود زحمتهایی که میکشی،کار خوب از کار در نمی آید زمانی هم که به تو میگویم ، جواب میدهی که من سعی میکنم کارم را به بهترین شکل ممکن انجام دهم  و اگر فیلمی خوب از کار در نیامده برو با کاگردانش حرف بزن؟

تو میگویی بیشتر کار کن و آمارت را بالا ببر.من میگویم کار خوب میکنم .اگر قدرت ریسک نداشتم ،پس چه طور توی چند فیلم اول و دوم کارگردان ها بازی کرده ام؟

این اتفاقا ریسک نیست چون چند تا از بهترین فیلمهای ده ساله اخیر ساخته اول و دوم کارگردانانشان بوده.این دیدگاهی که تو داری ، در رفتار حرفه ای ات هم تاثیر گذاشته و خیلی از اهالی سینما میدانند که برای فلان نقش اصلا نباید سراغ تو بیایند.در حالی که این اصلا خوب نیست.

خب وقت خودشان را تلف نمیکنند چون میدانند که برای آن جور نقش ها باید بروند سراغ گزینه های دیگر.من به درد آن ها نمیخورم.تعجب مکنم که میگویی خوب نیست.خیلی هم خوب است که آدم تکلیف خودش را با کارش روشن کرده باشد.

که فقط فیلمهای خاصی را بازی کنی؟

خاص یعنی خوب.کجای این کار بد است؟نمیگویم در کارم موفقم اما از امور دنیوی ام هم گذشته ام و با حداقل ها کنار آمده ام تا ماندگار شوم ، نه این که به هر قیمتی دوام بیاورم.خوب میدانم که اگر متوسط باشم ، اگر حساسیت ایجاد نکنم ، اگر کارم به این معنی تنوع داشته باشد و اگر بازیگر حرف گوش کنی باشم که هر کاری که گفتند بکنم،آن وقت هم مشهور تر از حالا هستم ، هم محبوب تر و هم پولدارتر.همه این ها را میدانم .اما به وجدانم هم رجوع میکنم . به این که الگوهای من در نوجوانی چه کسانی بودند؟به این که برای چی تحصیل کردم؟تا حالا که راضی بوده ام ، از طرف دیگر ، ممکن است اگر خودم را ول کنم ،سر از جاهایی در بیاورم که خودت میدانی.این همه بازیگر را نمیبینی که با پیشینه تئاتر روشن فکری و تحصیل در خارج پایان نامه غلام حسین ساعدی و برتولت برشت شان حالا التماس میکنند تا در یک نود دقیقه ای ، حداقل یک نقش کوتاه به شان بدهند؟

بازیگری را فرض کن که در تمام عمرش فقط یک فیلم بازی کرده و به خاطر آن بهترین جایزه را برده . موفقیت این آدم در کارش صد در صد است .بازیگر دیگری در عمرش 50 فیلم بازی کرده و به خاطر دو تا از انها جایزه گرفته....

داری حداقل ها و حداکثر ها رو محاسبه میکنی؟

مثال دیگری میزنم .آمار افزایش در آمد ناخالص ملی یک کشور پبش رفته در سال یک درصد است و درآمد ناخالص ملی یک کشور در حال توسعه آفریقایی ده درصد.آیا این ها ملاک درستی برای مقایسه است؟اگر بازیگری نقش های متنوعی در کارنامه اش باشد ، اگر حتی در در فیلمهای تجاری بازی کند و دست بالا اگر موفقیتی به دست نیاورد ،در درجه اول به همه ثابت کرده که بازیگر است.تو میگویی سعی میکنم کارم را به بهترین شکا ممکن انجام دهم و من هم تحسینت میکنم،اما چرا از بازی درفیلمهای که به نظرت تجاری هستند میترسی؟شوکران،زیر پوست شهر ، سگ کشی و سنتوری جزو محبوب ترین فیلمهای سالهای اخیراند .بازی بازیگرانشان هم عالی است.آیا چون محبوب هستند و همه دوستشان دارند و تجاری هستند بدند؟مگر تجربه چهار شنبه سوری بد بود؟

من هم مثا میزنم.آیا میدانی که پیکان موفق ترین کارخانه اوتمبیل سازی جهان بود؟حدود بیست سال ماشینی را با یک اتاق تولید میکردند و هیچ وقت هم تولیداتش روی دستش نماند و همه برایش توی صف می ایستادند.چون سیستم واردات خودرو نبود.این اتفاق افتاد،اما میتوان گفت که با این استدلال قابل قبول است؟در حرفه بازیگری نمیشود با عدد و رقم به ارزیابی درستی رسید .باز هم میگویم من به درد آن سینما نمیخورم.نمیخواهم تا جایی که بتوانم.این حسن من است آرزو دارم فیلمی را که دوست دارم و در آن بازی کرده ام حسابی بفروشد اما فیلمهایی که از نظر من خوب هستند اغلب فروش کمی دارند.چند تا فیلم پرفروش خوب ما داشتیم طی این سالها؟تو داری از چهار تا فیلم اسم میبری که استثنائا پرفروش و موفق بودند.اینها به من پیشنهاد نشد اگر مثل این ها پیشنهاد شود با اشتیاق میپذیرم.تک و توک پیش می آید.

امسال در جشنواره چه فیلمهایی دیده ای؟

چند تا دیدم.همیشه پای یک زن در میان است و...

اصلا همین فیلم.اگر نقش حبیب رضایی به تو پیشنهاد میشد میرفتی؟

بله بازی میکردم.

به نظرت فیلم خوبی بود؟

نمیدانم.

ولی بازی میکردی؟

آره.چون فکر میکنم جای کار داشت.از آن فیلمهایی است که اگر هم از آن خوشتان نیاید،بازیگر فرصت درخشش در آن را دارد.بعضی فیلمها این ویژگی ها را دارند.

من جواب خودم را گرفتم.پس از این به بعد فرخ نژاد برای قبول نقش ،فیلمها را به ارزشی و غیر ارزشی تقسیم بندی نمیکند،پیشنهادهایی را که جای کار برای بازیگر را دارند را قبول میکند و بقیه را نه.

موافقم،اما در خلا حرف نزنیم.از کارگردانهایی که با آثارشان آشنا هستیم انتظار معجزه نداریم.با بیضایی که کار میکنی خیالت کاملا راحت است.او به کارش اعتقاد دارد و من هم به او اعتقاد دارم.

در واقع شرکت در فیلمی از کارگردان مطرح،ریسکش کم تر از بازی در فیلم کارگردان شناخته شده سینمای تجاری است؟

عرفش این است اما استثناهایی هم هست.

مثلا سریال حلقه سبز.

آن یک بحث دیگر است.با این حال من فیلم نامه را میخوانم .یکی از کارگردانهایبزرگ تاریخ سینما ی ایران هم بابت این از دست من دلخور شد.یعنی خبر داد که بیا با هم همکاری کنیم،من با تشکر از او با رعایت احترام لازم،گفتم لطفا فیلم نامه را برای من بفرستید.بازی در فیلم او یکی از آروزی های همیشگی من است.اگر هم رفتم در پوست موز بازی کردم دلیلش این بود که از فیلم نامه خوشم آمد.

از چه فیلم نامه هایی بیشتر خوشت می آید؟

سوال ساده ای نیست و نمیشود جوابی داد که همه جوانب را شامل شود اما یکی از معارهایم متفاوت بودن نقش از کار قبلی ام است و دیگری قبول نقش های سخت.دلم میخواهد به خودم بگویم که هیچ کس بهتر از من نمیتوانست این نقش را اجرا کند.این جوری احساس خوبی میکنم.ملا پرویز پرستویی برای من یک بازیگر کامل استدر مرد عوضی همان قدر درخشان است که در آژانس شیشه ای.خودت میدانی که کرور کرور بازیگر داریم که فقط در فیلمهای مختلف لباسشان عوض میشودیا رنگ روسری شان تغییر میکند همان آدم با همان ویژگی ها آمده توی فیلم.راستش من اینها را بازیگر نمیدانم .دوست دارم در فیلمهای شاخص بازی کنم.فیلمهای شاخص یا خیلی خوب میشوند یا افتضاح.با این که حیطه سینمای ایران محدود است اما عاشق نقش هایی هستم که قبول آنها مثل قمار است،یا پیروز میشوی یا با کله سقوط میکنی.در صحنه جرم ورود ممنوع سعی کردم یک پلیس ویژه باشم که تا کنون دیده نشده در طبل بزرگ زیر پای چپ یک بسیجی متفاوت را ارائه کردم.از نقشهای منفی که شخصیت پردازی نشده اند خوشم نمی آید،خودم به این نقشها میگویم منفور به جای منفی.از نقشهایی هم که بی خودی خوب هستند دل خوشی ندارم.یک نگرش فردی در کار ما وجود دارد که توی جزئیات خودش را نشان میدهد.مثلا در همین سریال حلقه سبز،جاهایی میشد با غمگین کردن نقش ،بار احساسی صحنه را ده برابر کرد.با این کار آدم بی خودی میرود تو دل تماشاگر و محبوب تر میشود.اما اگر دقت کرده باشی این روح بدون توجه به اتفاق های دور برش فقط دنبال منفعت خودش است.میخواهد به دنیا برگردد.در کلیت متن  هم این نکته در نظر گرفته شداین روح قهرمان نیست چون نمیوخاهد قلبش را به کسی بدهد.همین جوری گفتی توی این سریال خوب نیستم نه؟

متن کامل سریال را خوانده بودی؟

بله،اگر از سریال خوشت نیامده این کار را از کار بازیگر تفکیک کن.یا بیا با هم در باره اش صحبت کنیم یا این بحث را کلا از گفتگو در بیاور.

چه طوری به تو ثابت کنم که تب فیلم خوبی نیست تو هم در آن خوب نیستی؟

در باره ان فیلم ممکن است قبول کنم اما درباره حلقه سبز باید با هم صحبت کنیم.

میگویی بحث در باره کارگردانی و فیلم نامه را از بازیگری تفکیک کنم،چون کار تو ربطی به آنها ندارد.اگر ندارد پس چه طور مهم ترین ملاک قبول نقش برای تو فیلم نامه است؟بازیگر هم چه هم که بزرگ باشد باید فیلم نامه را اجرا کند،اگر فیلم نامه اشکال اساسی دارد،چه کار باید کرد؟

درباره ارائه نقش که مشکل نداری؟

مشکلی ندارم اما از قسمت چهارم به بعد را ندیدم.

این سلیقه است و هر کس میتواند بدون تحلیل بگوید از فیلمی خوشش آمده یا نه.

ماجرای فیلمی که میخواستی براساس فیلمنامه بیضایی بنویسی چه شد؟

وقتی در نمایش شب هزارو یکم بازی میکردم،بیضایی فیلم سفر سرخ را دید و برخلاف تو خوشش آمد.چند تا فیلمنامه و طرح داشت که خوندم و از یکی از انها به اسم((سند))خوشم امد.با مجید مولایی که تهییه کننده فیلمم بود صحبت کردم و او با حوزه هنری هماهنگ کرد.از طرح اولیه خوششان امد اما فیلمنامه تکمیل شده توسط بیضایی را رد کردند.فیلمنامه عجیبی بود و کاری متفاوتی در مقایسه با نوشته های دیگر بیضایی.

تو با این موافقی که زمانی که کار هنرمند دیده نمیشود،او نمیتواند درک درستی از زیبایی کارش داشته باشد؟

کاملا،وخیلی دردناک است.با همه مشکلات کنار آمدن و سختی ها را به جان خریدن و غلبه بر تردیدها کاری میکنیو تشنه نظرهای دیگرانی اما این امکان فراهم نمیشود.اما یادت باشد که برای من دردناک تر از دیده نشدن کارم،دیده شدن کار بدم است .من فیلم دیده نشده زیاد دارم.به نسبت بقیه کارهایم میگویم زیاد است.چند بار پس از برگزاری جشنواره ، تصمیم های انتحاری گرفته ام،که مثلا برای همیشه بازیگری را کنار بگذارم، یا پولم را بگیرم و با چند فیلم معمولی و ضعیف خودم را ببندم.این جور مواقع از خودم میپرسم برای چی دارم انقدر به خودم زحمت میدهم؟مدتی با این افکار افسرده میشوم اما پس از مدتی عادی میشوم.البته در این یکی دو ساله پوست کلفت تر شدم.چه فایده ای دارد بگویم برای اتشکار چقدر زحمت کشیدم؟با همه کسانی که نابازیگر بودنددر آن منطقه دوافتاده اصفهان،لهجه ای را یاد بگیری که خود اصفهانی ها هم با آن بیگانه اند.یک انگیزه کوچکم این بود که این فیلم دیده شود تا یک عده نگویند که لهجه آبادانی دارد.اما کو؟برای به رنگ ارغوان در سرد ترین فصل سال در فیروزکوه کار کردیم.اما مهم این است که در آن زمان ،در آن سرما هیچ کدام از اعضای گروه فکر نمیکردند که سرنوشت فیلم این جوری شود.همه با اعتقاد کار میکردیم و همین فردا هم که میخواهم بروم سر صحنه مصطفی آل احمد ، اصلا به این چیزها فکر نمی کنم.دارم میرم در فیلمی بازی کنم که دوست دارم.این مهم است.

همه دلخوری اخیرت به خاطر همین دلایل است؟

این ها دلایل کمی است؟

نه ، منظورم موارد دیگر است . مثل سکوتت در زمان اکران چهار شنبه سوری و گفت و گو نکردن در این یکی دو سال.

درباره چهار شنبه سوری چیزی نمیگویم .یک موضوع شخصی بود .اما زمان اکران این فیلم بود که حالم بد شد و از خودم پرسیدم که جای من کجاست؟توقعم بالاست چون به خودم خیلی سخت میگیرم،از خیلی از موقعیتها میگذرم.شاید اشتباه میکنم،همین طور که تو میگویی.اما همین آدم با همین ویژگی های غلط هم در مواقعی دارد و زمانی که به حقش نمیرسد متوقع و غرغرو میشود .الان زمانی شده که هر پیشنهادی را رد میکنی ،داری برای خودت دشمن تراشی میکنی .حالا ممکن است دلیل نپذیرفتن یک نقش مشکل دیگری غیر از فیلم نامه و عوامل باشد .زمانی که من پیشنهاد چرب و چیلی فلان تهییه کننده تجاری را رد میکنم و