تبليغاتX
استاد سینما ابراهیم حاتمی کیا

خبر های جدید
دوشنبه بیست و ششم آذر 1386 ساعت 11:49
سلام به همه دوستای عزیزم

قبل از اینکه خبرامو بنویسم اول یه مصاحبه با بازیگردان حلقه سبز رو براتون میزارم که بابتش تشکر میکنم از رضا(وبلاگ یادداشت های یک فیلم ساز)

حرفهای بازیگردان حلقه ی سبز پیرامون بازی بازیگران سریال

حضورم در اين پروژه با تلخي ها و شيريني هايي همراه است که نه گمانم تا آخرين نفس هايم بتوانم از آنها جدا شوم.

بيماري و مرگ مادرم که دلبسته اش، عاشقش، مريدش و مجنونش بودم در اين سريال به وقوع پيوست و اين درست زماني بود که مراحل کار پيش توليد را از سر گذرانده بوديم و من نياز به تمرکز داشتم و تا آنجايي پيش رفت که در نيمه هاي کار 23 بهمن ماه 84 از پروژه کنار رفتم و در 25 بهمن ماه مادرم را از دست دادم و اين موضوع چيزي از حلاوت کار با ابراهيم حاتمي کيا نمي کاهد، کسي که از او بسيار آموختم، کسي که عاشق کارش است، کارش جدي ترين چيزي است که مي شناسد و عاشقانه و پرشور و حسي با آن برخورد مي کند، هر آنچه مي انديشد و حس مي کند در صورتش مي نشيند. پس دوستي با حاتمي کيا و ميزان موفقيت خود را به راحتي مي تواني از چهره اش بفهمي. در کارش سياست ندارد، عاشق است. محافظه کار نيست، جسور است و فرصت براي خلاقيت، ابتکار و نوآوري در کار او فراهم است، هيچ کليشه يي را بر نمي تابد و از قالب ها فرار مي کند، سيال خود را به دقايق مي سپارد و از زواياي مختلف به يک پديده نگاه مي کند، همچون منشوري از دريچه دوربين جهان پيرامونش را مي نگرد و ديگر مرحله آزمون حس است، آنچه بر دلش مي تابد و انعکاس مي يابد. از زواياي مختلف «هم» پديده را مي بيند و «هم» به تاثيرات پديده توجه مي کند، دنبال کشفي عاشقانه و شهودي عارفانه است.ظاهر و باطنش همان است که مي بيني و مخفي کردن ندارد. او خودش را عريان مي کند و قضاوت همگان حتي کارگران صحنه هم برايش مهم هستند، آنها هم بايد شخصيت ارائه شده توسط بازيگر را باور کنند، «ابراهيم» به دقت به آنها گوش مي دهد و اگر نظرشان درست بود از آنها استفاده مي کند، از همه مهمتر به خلاقيت، بداهه پردازي و برداشت بازيگر در تمرينات به صورت جدي و اساسي معتقد است. تمرينات تکميل کننده و در اساس تعيين کننده متن نهايي و دکوپاژ اصلي است. پس از آخرين تمرينات است که دکوپاژ در اختيار همه افراد گروه قرار مي گيرد.

تغييرات نهايي صورت گرفته و آنچه که بايد خلق شود مشخص است.

«ابراهيم» فرد صريح اللهجه يي است که نمي تواني دوستش نداشته باشي، حتي اگر موافقش نباشي، استفاده او از بازيگران تئاتر دافعه و جاذبه يي شورانگيز در ميان مان ايجاد کرد، او به شدت موافق بود بازيگران از تئاتري ها انتخاب شوند، به همين دليل بارها بر ترک موتورش نشستم و با هم راهي سالن هاي تئاتر شديم تا بازيگراني را به او معرفي کنم و همين شد که اکثر قريب به اتفاق بازيگران «حلقه سبز» تئاتري هستند، اين مي تواند موجب مباهات تلويزيون باشد و تماشاگران بر خود ببالند که چنين توفيقي يافتند که شاهد بازي هايي باشند که کمتر «اقبال» چنين فرصتي را براي آنها فراهم مي سازد. بازيگران اين مجموعه حتي آنهايي که نقش هاي کوچک را بازي مي کنند پشتوانه يي به نام تئاتر دارند. پس مي توان ادعا کرد که تئاتر سرمايه يي گرانقدر، پشتوانه يي عظيم و معدني گرانبها براي سينما و تلويزيون است. جادوي بازي و سحر هر نقش آفريني زماني خود را نشان مي دهد که از پشتوانه عظيم بهره گيرد، که خوشبختانه در اين سريال و به خواست شخص «ابراهيم حاتمي کيا» اين فرضيه به وقوع پيوست که «تئاتر ما در تلويزيون و سينماست.»

در اين سريال بسياري از چهره ها اگرچه خوراک هاي تبليغي خوبي نبودند و نام هاي آشنا، چشم هاي رنگي، بيني هاي عمل کرده و زلف هاي پريشان ندارند و به زعم بسياري «چهره» نيستند اما «نابازيگر» هم نيستند. همگي بازيگرند و گواه اين حرفم سالن هاي تئاتر است که شاهد تمرينات طاقت فرساي اين دوستان بوده است.

من افتخار همکاري با حاتمي کيا را داشته ام زيرا او اين مقوله را مي فهميد و بر انجامش مصر بود و کرشمه يي، خم ابرويي، شکن زلفي و افسون و ملاحتي نمي توانست او را از خواسته اش جدا کند.

کوچک ترين جزء برايش بزرگ ترين بود و در جزئيات «بزرگي» مي کرد.

مريضي مادرم روز به روز حادتر مي شد و من تمرکزم کمتر، ولي بزرگ منشي «ابراهيم عاشق» مانع ابراز درونياتش مي شد، چه بسا توليد را با مشکل مواجه مي ساخت اما (حاشا و کلا) خمي به ابروي نازنينش ننشست. شش ماه کار از ما همگي يک خانواده ساخته بود که يکديگر را «فهم» مي کرديم. «وجودمان با يکديگر بود» نه اينکه مکانيکي به يکديگر عادت کرده باشيم. سيروس عبدلي با ديسک کمر چندين ساعت پشت دوربين مي نشست، تمرين مي کرد و لحظه به لحظه احساس مسووليتش بيشتر مي شد. اصغر آبگون «بکر بودن»، نشاط و عدم مهارت کافي برخي از بازيگران را در ارتباط با کار با ميکروفن تحمل مي کرد و درخشش چشم هايش را وقتي که اولين بخش از اين سريال را مونتاژ شده، ديد کاش همه مردم مي ديدند.

اين از آن صحنه هايي بود که هيچ وقت به تصوير درنيامد. بسياري از صحنه هاي نادر در پشت صحنه خلق مي شوند، لحظاتي که سرشار از شور و شوق و شيدايي، عشق و جذبه و سرمستي، شورانگيزي و هيجاننده، «دمي» است که رندان عالم بنده اش هستند، ديگر نمي توانند نه ساغري، نه پيمانه يي و نه حتي جامي درکشند، مست خلاقيتند، اين خلاقيت چه در بازي باشد چه در لباس چه در گريم، چه در صدابرداري، چه در ثبت يک تصوير يا ميزانسن زيبا، بايد عاشق باشي تا قدر اين لحظات را بداني، ديگر تلخي ندارد همه چيزش شيرين است. حتي عصبانيت، اخم و تخم، بدقلقي، سرسختي يا حسادت، زيرا همه مي خواهند کار خوب شود و در اين ميدان همه نسبت به يکديگر پيشي گيرند. کار خوب همه چيزش رقابت است.

برخي مي خواهند در ربودن گوي خوبي از يکديگر پيشي گيرند و چه بسا نمي دانند مجموعه است که بايد بدرخشد. درخشش يکي دو ستاره آسمان تيره و غم زده هنر اين مرز و بوم را روشن نمي کند. همه ستارگان بايد بدرخشند تا بتوانيم در اين همه نور سرمست شويم و لحظه يي نگاه از اين همه ستاره برنداريم، حتي ستارگان کوچک در ترکيبي هنرمندانه، زيبايي اين همه درخشش را دو چندان مي کنند. در دلربايي و کرشمه همه ستارگان است که آسمان هنر نورباران مي شود. اگر يک يا دو ستاره روشن باشند و همه خاموش، نه طنازي هست و نه فريبايي، همه چيز ملامت آور خواهد بود.آنچه احساس را به ترنم وا مي دارد چشمک زدن افسونگرانه ستاره يي در دوردست است. آنکه در جلوست ديده مي شود چه بخواهد و چه نخواهد ولي چه کار بايد کرد که ستاره دوردست «هم» به چشم آيد و «هم» خوب ديده شود. اين رمز و راز را ابراهيم حاتمي کيا مي دانست.

مي شود ساعت ها نوشت از خاطرات و اتفاقات و آموخته ها و... اين سطور را در حيطه کار خود نوشتم آن هم مختصر مختصر و چه بسا بسيار چيزهاي مهمي از قلم افتاده اند، لحظه لحظه خاطره است. انتقال تجربه، شکل گيري خلاقيت و... و سرانجام توليد هنر، اميدوارم فرصتي پيش بيايد تا نکاتي را که به آنها اشاره کردم، بتوانم بيشتر باز کنم.

منبع: etemaad

حالا میریم سراغ اخبار

خبر اول مربوط میشه به فیلم حس پنهان:

ایران و ژاپن پروژه مشترک سینمایی تولید می‌کنند
مرتضی رزاق کریمی از تمایل ژاپنی‌ها برای تولید یک پروژه مشترک سینمایی با ایران خبر داد.

این تهیه‌کننده سینما در گفتگو با خبرنگار مهر گفت: "نمایش فیلم سینمایی "حس پنهان" ساخته مصطفی رزاق‌کریمی در جشنواره فیلم‌های آسیایی ژاپن با استقبال مواجه شد، به طوری که آنها از ما خواستند کار سینمایی مشترک تولید کنیم. هم اکنون نیز مشغول مذاکرات اولیه هستیم، اما هنوز فیلمنامه‌ای مشخص نشده و امیدوارم به زودی مراحل ابتدایی ساخت این فیلم مهیا شود."

نمایی از فیلم "حس پنهان"

وی درباره زمان نمایش فیلم "حس پنهان" هم افزود: "این فیلم که مدتی است پروانه نمایش دریافت کرده، در بیست و ششمین جشنواره فیلم فجر به نمایش درمی‌آید و پس از آن برای اکران عمومی فیلم اقدام خواهیم کرد." در خلاصه داستان "حس پنهان" آمده: فیلم قصه زمانه ماست، زمانه‌ای که در غفلت دیگران برایمان تصمیم می‌گیرند.

محمدرضا فروتن، مهتاب کرامتی، آتیلا پسیانی، شهره سلطانی، حامد بهداد، نیوشا ضیغمی و شیوا بلوریان بازیگران "حسن پنهان" هستند و سایر عوامل آن عبارتند از مشاور کارگردان: ابراهیم حاتمی‌کیا، بازنویس فیلمنامه: فریدون فرهودی و مدیر فیلمبرداری: فرشاد محمدی. این فیلم محصول مشترک دکافیلم و مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی است.


خبر دوم مربوط میشه به فیلم دعوت:

جعفری با حاتمی‌کیا به توافق نرسید
امیر جعفری برای بازی در فیلم سینمایی "دعوت" با ابراهیم حاتمی‌کیا کارگردان این فیلم به توافق نرسید.

این بازیگر سینما و تلویزیون درباره حضور خود در فیلم "دعوت" حاتمی‌کیا به خبرنگار مهر گفت: "برای بازی در این فیلم مذاکراتی را با تهیه‌کننده آن و حاتمی‌کیا انجام دادم، ولی به دلایلی از جمله مطابقت نداشتن نقش با خصوصیات بازی من حضورم در فیلم میسر نشد و با این پروژه به توافق نرسیدم. هم‌اکنون با پروژه دیگری نیز قرارداد ندارم و مشغول خواندن چند فیلمنامه هستم."

حاتمی‌کیا تاکنون برای فیلم جدید خود با بازیگرنی چون محمدرضا فروتن، مهناز افشار، مریلا زارعی، ثریا قاسمی، حمیدرضا پگاه، لیلا اوتادی و سحر جعفری جوزانی قرار داد امضا و با بهرام رادان، محمدرضا گلزار، کتایون ریاحی و ... مذاکره کرده که نتیجه این مذاکرات هنوز به صورت رسمی از سوی محمد پیرهادی تهیه‌کننده اعلام نشده است.

در چهاردمین فیلم حاتمی‌کیا چیستا یثربی به عنوان مسئول انتخاب بازیگر و بازیگردان حضور دارد و تورج منصوری نیز به عنوان مدیر فیلمبرداری با پروژه "دعوت" همکاری خواهد داشت. همچنین نام اصغر شاهوردی به عنوان مدیر صدابرداری اعلام شده بود که با توجه به حادثه پیش آمده برای وی، صدابرداری دیگر جایگزین او خواهد شد.

حاتمی‌کیا این روزها مجموعه تلویزیونی "حلقه سبز" را با بازی سیما تیرانداز و حمید فرخ‌نژاد روی آنتن شبکه سه دارد. آخرین فیلم وی هم "به نام پدر" بود که پارسال در سینماها اکران شد و فروشی متوسط داشت.


خبر بعدی مربوط میشه به فیلم به رنگ ارغوان:

جمال ساداتيان:

«به رنگ ارغوان» در دفاع از نظام ساخته شده است

خبرگزاري فارس: تهيه‌كننده فيلم «به رنگ ارغوان»(ابراهيم حاتمي‌كيا) با بيان اين كه اين فيلم با هدف دفاع از نظام ساخته شده است، اظهار داشت: بايد يك شوراي حل اختلاف مشكل نمايش اين فيلم را حل كند.

به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از روابط عمومي جشنواره گل‌آقا، سيدجمال ساداتيان تهيه‌كننده سينما در مورد فيلم «به رنگ ارغوان» و سرنوشت آن گفت: اين فيلم را مي‌توان يك نقد تند اجتماعي كه رگه‌هايي سياسي نيز دارد ناميد ولي مي‌بينيم حتي من وحاتمي كيا هم تحمل نشديم. فيلمي كه در زمان ساخت آن ، مسئولان همه از بالا تا پايين درجريان ساخت آن قرار داشتند.
فيلم «به رنگ ارغوان» هم اكنون براي خود من به عنوان يك متر و معيار شناخته شده است. معياري كه اگر نمره قبولي آورد من كار خود را ادامه مي‌دهم .
وي ادامه داد: در مواردي مثل نمايش فيلم «به رنگ ارغوان» كه اختلاف نظر دارد بايد يك شورا و كميسيون حل اختلاف وجودداشته باشد.
به اعتقاد ساداتيان ،فيلم «به رنگ ارغوان»، هفتاد درصد دردفاع از نظام و سي درصد نقد سازنده ودلسوزانه است.
وي درادامه تاكيد كرد :هم اكنون دو نگاه در سينما وجود دارد يك نگاه كه معتقد است با سينما مي شود كاسبي كرد ونگاهي كه معتقد است با سينما حرفهاي جدي اجتماعي را مطرح كرد .
ساداتيان افزود: به نظر من خودسانسوري هم اكنون در سينما افزايش يافته و از آنجا كه سينما حوزه‌اي گران محسوب مي‌شود ،اين موضوع لطمه هاي زيادي به سينما وارد مي‌كند.
وي ادامه داد: سينما هم اكنون متوليان زيادي دارد و آدم‌هاي زيادي به خود حق اظهارنظر مي‌دهند.
وي كه در بازديد از موسسه گل آقا و برنامه گفت‌وگو با مديران نشريات گل آقا سخن مي‌گفت با اشاره به اينكه بيان بسياري از حرف‌هاي اجتماعي، همراه با تلخي است، گفت: زبان طنز وسيله بسيار خوبي براي بيان اين حرف‌ها است و تلخي موضوعات اجتماعي را كاهش مي‌دهد.
ساداتيان بااشاره به فيلم چهارشنبه سوري و استقبال مردم از آن گفت : استقبال از اين فيلم نشان دادكه مردم به اين نوع از فيلمها علاقه‌مندند.
او كه هم اكنون فيلم «دايره زنگي» را با مضمون طنز آماده نمايش دارد؛ درباره اين فيلم گفت: در اين فيلم قشرهاي مختلف اجتماع و رفتارهاي خاص آنان به زبان طنز تصوير كشيده مي شود و از سويي ديگر اين فيلم را مي‌توان نوعي روانشناسي شهر تهران ناميد.
وي ادامه داد: مشكلات بسيار در حوزه سينما نبايد باعث شود كه به سمت خود سانسوري حركت كنيم. سينما هم اكنون ابزاري شده كه كوچك وبزرگ به آن توجه دارند و درعين سرگرم كننده بودن مي تواند به جامعه ومسئولان تلنگر وارد كند.
گيتي صفرزاده سردبير ماهنامه گل آقا نيز دراين ديدار گفت :جامعه كنوني ايران هم اكنون عبوس و بد اخلاق شده است و ما با طنز قصدداريم اين فضا را بشكنيم.
وي تصريح كرد: وقتي فيلم‌هاي متوسط كمدي در گيشه باچنين استقبالي مواجه مي شوند به اين خاطر است كه مردم خسته اند و براي چند دقيقه‌اي مي‌خواهند همه گرفتاريهاي خودرا فراموش كنند.
هم‌اكنون تماشاي فيلم كمدي به مثابه راهي براي نفس كشيدن براي مردم شده است.
صفرزاده با اشاره به ساخت فيلم دايره زنگي با استفاده از زبان طنز و كمدي، ساخت چنين فيلم‌هايي را خدمت به جامعه خواند.
انتهاي پيام/

 

به رنگ ارغوان


خبر بعدی مربوط میشه به اعتراض حمید فرخ نژاد به خاطر عدم پخحش به رنگ ارغوان:

گلايه «حميد فرخ‌نژاد» از عدم اكران «به‌رنگ ارغوان»

خبرگزاري فارس: «حميد فرخ‌نژاد» گفت: متاسفم از اين‌ كه فيلم‌هاي سطحي اكران مي‌شوند، اما متاسفانه با فيلم خوبي مثل «به رنگ ارغوان»(ابراهيم حاتمي‌كيا) اينگونه برخورد مي‌كنند.

به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از روابط عمومي فرهنگسراي بانو، جلسه نقد و بررسي فيلم «چهارشنبه‌ سوري» در سالن آمفي تئاتر فرهنگسراي بانو با هدف بررسي موقعيت و جايگاه زن در جامعه امروز به تاريخ 17 آذرماه برگزار شد.
بنا بر اين گزارش، در ابتداي برنامه فيلم‌ چهارشنبه سوري براي حاضرين در سالن پخش شد و سپس، از بين مدعوين برنامه اصغر فرهادي (كارگردان)، حميد فرخ‌نژاد (بازيگر)، ترانه عليدوستي (بازيگر)، هديه تهراني (بازيگر) و جواد طوسي (منتقد سينما)، ترانه عليدوستي به دليل مشغله و هديه تهراني به دليل پرهيز از حضور در جمع خبرنگاران، نتوانستند در نشست نقد و بررسي فيلم حضور پيدا كنند.
در ابتداي نشست، رضا درستكار مجري و گرداننده جلسه دليل انتخاب فيلم چهارشنبه سوري را بيان يك سري حقايق و واقعيتهاي جامعه كنوني از جمله تضاد بين سنت و مدرنيته و گذرا از آن نام برد و اينكه در فيلم «چهارشنبه سوري» اين مسائل با به تصوير كشيدن استعاره‌ها بسيار موشكافانه و ظريف مطرح شده و با بازيگر جوان فيلم روح‌انگيز (خانم ترانه عليدوستي)، بيننده اين گذر از حقيقت امروزي يعني تضاد بين سنت و مدرنيته را درك مي‌كند.
سپس فرهادي گفت: فيلم به دليل عدم داشتن نتيجه قطعي روشن و تعيين تكليف كردن براي بيننده قدرت قضاوت شخصي به افراد مي‌دهد كه در نتيجه اين فيلم مي‌تواند موافق‌ها و مخالف‌هاي خاص خود را داشته باشد.
پس از آن حميد فرخ‌نژاد دلايل قبول نقش مرتضي و بازي در فيلم چهارشنبه سوري را نوع نگاه كارگردان فيلم بيان كرد و اينكه ايجاد يك موقعيت بدون ارائه نقطه‌نظر نسبت به هر كدام از شخصيت‌ها مطرح بوده و در اين فيلم فقط نمايش دادن قضيه و ماجرا نه تعيين كردن خوب و بد بودن نقش‌ها اهميت داشته است.
فرخ‌نژاد ضمن اشاره به اين كه به دنبال سينماي خاص خودم هستم و يك بازيگر فصلي نيستم، ادامه داد: 70 فيلم در سال ساخته مي‌شود كه از بين آنها تنها 7 فيلم متفاوت هستند و از آن‌ها هم 3، 2 فيلمش را كارگرداناني مي‌سازند كه عموما از بازيگران مطرح استفاده نمي‌كنند.
وي در اين مراسم به گلايه از عدم نمايش فيلم «به رنگ ارغوان»(ابراهيم حاتمي‌كيا) پرداخت و گفت: فيلم‌هاي سطحي اكران مي‌شوند، اما متاسفانه با چنين فيلم خوبي اينگونه برخورد مي‌كنند.
سپس جواد طوسي به بيان نظرات خود پرداخت و گفت: محور فيلم و بحث ما و موقعيت‌ جايگاه زن امروزي است البته در فيلم ظرافت‌هاي تصويري و سينمايي زياد است كه ما به بيان آن‌ها در اين مقطع نمي‌پردازيم. نگاه اصغر فرهادي در اين فيلم نگاه تعديل يافته خانم بني‌اعتماد در روسري آبي و.... است و در آن يك نگاه فمينيستي ضد مرد مثل فيلم‌هاي خانم ميلاني وجود ندارد.
وي ادامه داد: سازنده فيلم با اين حال كه يك جنسيت مردانه را به رخ مي‌كشد اما آن شخصيت مردانه يعني مرتضي را محكوم نمي‌كند و معتقد است تمام كاراكترها در فيلم مي‌توانند حقوق خود را داشته باشند و با توجه به كنتراست‌هاي موجود در فيلم نمي‌توان يك مقصر 100 درصد پيدا كرد.
همچنين رضا درستكار با سئوالي راجع به نام فيلم، به ارائه بحث پرداخت و گفت: نام فيلم اشاره به سنت و فرهنگ دارد ولي در پايان تصاويري كه از چهارشنبه سوري ارائه مي‌شود با پاكي و سنت‌گرايي ابتداي فيلم تفاوت دارد.
فرهادي نيز در پاسخ گفت: اين نوع تصويري كه از هياهو و آشفتگي در روز چهارشنبه سوري در جامعه ما ارائه شده به اين معنا نيست كه جاهاي ديگر دنيا وضعشان بهتر از ماست و فقط ما آشفته‌ايم. در اسم فيلم احساس شادي و نشاطي نهفته است ولي در كل داستان كاملاً برعكس است. جشني وجود ندارد و يك جنگ شهري است كه تبلور استرس و فشاري است كه زندگي شهري به ما داده تمام قصه‌هايي كه رخ مي‌دهد، ناشي از استرس است و گرفتارترين فرد در اين فيلم مرتضي است. در اثر اين استرس همه دچار يك تنهايي شده‌اند و تلاش مي‌كنند كه يكي را پيدا كنند تا دلتنگي‌ها را با او تقسيم كنند. مژده به پسرش پناه مي‌برد، سيمين به مرد همسايه، مرتضي به زن همسايه تجسم اين اضطراب در چهارشنبه سوري ديده مي‌شود.


آخرین خبر هم مربوط میشه به ساخت فیلم مستند درباره علیرضا زرین دست:

ساخت فیلمی مستند درباره زندگی « علیرضا زرین دست» فیلم بردار مطرح و با سابقه سینمای ایران ابهام های مختلفی را ایجاد کرده است.

ساخت فیلمی مستند درباره زندگی « علیرضا زرین دست» فیلم بردار مطرح و با سابقه سینمای ایران ابهام های مختلفی را ایجاد کرده است.
مدتی قبل « رضا درمیشیان» روزنامه نگار سابق سینمایی و دستیار کارگردان سینمایی، ساخت مستندی درباره زندگی حرفه ای علیرضا زرین دست فیلم بردار مطرح و با سابقه سینمای ایران را آغاز کرد.
در این مستند چهره های مختلفی همچون: عزت‌ا... انتظامي، محمد آلادپوش، محمدرضا اعلامي، مهناز افشار، جمشيد الوندي، رسول احدي، رخشان بني‌اعتماد، بهرام بدخشاني، حامد بهداد، بيژن بيرنگ، همايون پاوي ور، حسن پويا، مرتضي پورصمدي، امين تارخ، ناصر تقوايي، محمد زرين‌دست، مسعود جعفري جوزاني، ابوالفضل جليلي، نعمت حقيقي، ابراهيم حاتمي كيا، فرج الله حيدري، امين حيايي، شهاب حسيني، سيد حسين حق‌گو، حميد خضوعي ابيانه، سيف‌الله داد، عليرضا داوودنژاد، محمد علي سجادي، محمدرضا سكوت، سعيد سهيلي، فرهاد صبا، مهدي صباغ‌زاده، اصغر رفيعي جم، داريوش عياري، حسن قلي‌زاده، سعيد كنگراني، علي لقماني، مسعود كيميايي، تهميه‌ميلاني، تورج منصوري و محمدرضا هنرمند و .... درباره این فیلم بردار سخن گفته اند. نکته جالب توجه حضور ابراهیم حاتمی کیا در این فیلم مستند و صحبت درباره زرین دست است. اولین و آخرین همکاری زرین دست و حاتمی کیا مربوط به فیلم « بوی پیراهن یوسف» است که در این فیلم حاتمی کیا با این فیلم بردار دچار اختلاف می شود و با کنار گذاشته شدن زرین دست از پروژه، وی به شورای عالی داوری خانه سینما شکایت می کند.
شورای عالی داوری نیز در نهایت حکم را به نفع زرین دست صادر و حاتمی کیا را محکوم می کند و حاتمی کیا هم به سراغ همکاری با عزیز ساعتی می رود. اینکه حاتمی کیا با این سابقه اختلاف حاضر به گفت و گو درباره زرین دست شده نکته جالبی است. حالا باید منتظر بمانیم و ببینیم آیا در فیلم به این مسئله هم پرداخته می شود یا خیر؟


به رنگ ارغوان

خوب امیدوارم خبر های خوب و جامعی گذاشته باشم

یکی از دوستان از من آدرس حک فیلم رو خواسته بود

من آدرس این سایت رو براتون میزارم اونجا هم شماره تلفن هست و هم آدرس

http://www.hakfilm.com/

امیدوارم لذت برده باشین

یا علی

 

نوشته شده توسط اقلیما | موضوع: خبرای جدید | لینک ثابت |
نظرات دوستان در مورد حلقه سبز
دوشنبه نوزدهم آذر 1386 ساعت 11:45

سلام به همه شما عزیزان

طبق قولی که دادم متن های شما رو برای این پستم راجع به حلقه سبز میزارم

اول متنهای شما و در آخر متن خودم

متن اول از محمد رضا(وبلاگ یک نما از سینما)

مي خواهم راجع به حلقه سبز بنويسم اما واژه ها ياريم نمي كند.حلقه سبز را به جرات مي توان شاعرانه ترين اثر ابراهيم حاتمي كيا دانست وبعد از ديدن آن مي توان خيلي راحت گفت:آفرين مرد!نشان دادي كه فرزند هنر ايراني.نشان دادي شعر در خون توست وكجايند بزرگان شعر ايران تا ببينند كه چگونه مي توان شعر را به تصوير كشيد.چگونه مي توان زندگي را نشان داد چگونه مي توان پرتره مرگ را نقاشي كرد.حسن گلاب، زاده هنر حاتمي كياست.وقتي كه حلقه سبز را مي بيني مي تواني به خود نهيب بزني وبگويي هي انسان مغرور نكند جاي كسي ديگر را تنگ كني.نكند نفس تو هديه انساني ديگر باشد.حلقه سبز نمايش زيباست از تلاش براي زنده ماندن،براي نفس كشيدن.براي ديدن زندگي زيبا.حلقه سبز حكايت آدمهايي ست كه از جنس زمين نيستند آدمهايي كه زمينيان حقير خود را در مقابل آنان بزرگ مي بينند.حلقه سبز حكايت آدمهايي است كه مغرورانه خودراشايسته زندگي مي دانند وخود را برتر از آدمهايي كه حقيرشان مي شمارند در حاليكه خود حقيرترين هستند.حلقه سبز شايد حلقه ايست براي درك زندگي براي حس كردن مرگ.حلقه سبز مسيري است براي جاودانگي وابديت...

علیرضا(وبلاگ گلشیفته شاهکار سینما)

حلقه ی سبز سریال خیلی پر سر و صداییه. من تا حالا حلقه ی سبز رو دنبال کردم. و نه از آن بیزارم و نه خیلی دوستش دارم. و یه حس خنثی دارم. البته تا این لحظه. من هر قسمت امیدوارم که حاتمی کیا آس خودش رو رو بکنه و حلقه ی سبز رو جوری ادامه بده و به پایان ببره که جای حرفی باقی نمونه. می خواستم نقد کوتاهی در موردش بگم ولی به نظر من نقد یک سریال قبل از دیدن قسمت آخرش اشتباه است. و هیچ چیزی را نمی توان تا قبل از چند قسمت پایانی گفت. برای همین هیچ نقدی نمیگم و البته جراتش رو هم ندارم. چون احتمال داره در پایان سریال حرفهای من معکوسش به وقوع بپیونده. برای همین فقط این سریال را دنبال می کنم. تا آخرین قسمت. ولی در کل سریال تقریبا" خوبی تا این لحظه نشون داده.

پریای عزیزم(وبلاگ شهرام حقیقت دوست)

جمله ای در مورد حلقه سبز:به نظر من حلقه سبز یه کار متفاوت است چه برای حاتمی کیا چه برای تلوزیون.چون تا به حال چنین فیلمنامه ای نداشتیم.برای حاتمی کیا متفاوته چون او بیشتر در ژانر دفاع مقدس و خرمشهر فیلم می ساز و این سریال کمی با بقیه فیلمها و سریالش فرق می کند.
در آخر حلقه سبز می تونه یکی دیگر از اثار ماندگار حاتمی کیا بشه.

پاشا(وبلاگ خبری و تحلیلی سینما و ایران)

 

با این که من از عاشقان حاتمی کیا و دیوانه حمید فرخ
نژاد هستم،اما چنین سریال ضعیف و کشداری از ابراهیم
حاتمی کیا بعید بود.این سریال به جز بازی حمید خان
چیز دیگری ندارد.حتی به خط و موضوع اصلی داستان
نیز خوب پرداخته نشده است.همین!"

در آخر متن خودمو براتون میزارم.

شکوه رفتن،حلقه سبزی و مهر و محبت

چقدر زیبا بود بخشش فاطمه،فاطمه با سن کمش بخشنده بود بخشنده جان خود،بزرگترین ودیعه الهی.

او جرات بخشش را داشت کاری که کمتر کسی انجام میدهد.بعضی از ما حتی در برابر شخص دیگر بخشش نداریم.حضرت علی حدیثی دارند که می فرمایند: لذتی که در بخشش هست در انتقام نیست و ما این لذت بخشش را در صورت فاطمه دیدیم.

او بخشید و حلقه مهر خدا او را در بر گرفت.

حسن بر سر دو راهی رفتن و نرفتن است او نمی داند که ببخشد یا نبخشد.دوست دارد بماند و زندگی کند و از لذت های دنیا بهره ببرد تلاش میکند تا فرصتی به دست آورد.

بزرگ میشود،کامل میشود و چه زیبا گلبهار بزرگ شدن آن را میبیند.او دنبال فرصت است،ولی از لحظه هایی که خدا به عنوان فرصت به او داده استفاده ای نمی کند.زندگی نمی کند و همیشه در تکاپوست.خوشبختی در این لحظه هایی است که دارد و از آن بهره نمی برد.

کاری که ما هم نمی کنیم و پی در پی به دنبال راهی برای زندگی کردن هستیم

و خود زندگی را نمیبینیم.

 سریال حلقه سبز

 آقای حاتمی کیا چقدر زیبا لذت بخشیدن را به ما نشان دادند نمی دانم کسانی که میگفتند این حاتمی کیا حاتمی کیای ما نیست آیا بعد از دیدن این قسمت از فیلم باز هم سر حرف خود هستند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

این سکانسها فقط از روحی آرمان گرا نشات میگیرد از روح انسانی که صادقانه حرف خود را میزند و به نفع آن برای خود اصلا توجهی نمیکند و بارها از این کار ضربه ها خورده......

این بار هم آقای حاتمی کیا حرفش را زده و گفته اگر کمی بخشنده باشیم حلقه مهر به سراغمان می آید و بدرقه مان میکند و ما را با خود میبرد و میگویند تلاش برای زنده ماندن زیباست به شرطی که قدر لحظاتمان را بدانیم.

بی اغراق بگویم سکانس بدرقه فاطمه مرا یاد بدرقه عباس انداخت که برای آن هم نوری آمد و ما آرامش و شور و انتظار را در چهره عباس دیدیم.

و در آخر یک سوال می ماند.

به نظر شما وقت رفتن مانیز حلقه مهر به سراغمان می آید.

پس بیایید کمی بخشنده باشیم.

تصاویری از سریال «حلقه سبز» ابراهیم حاتمی کیا

خبر خبر گزاری مهر رو حذف کردم تا توی این پست فقط نظرات دوستای عزیز باشه

 

 

خوب امیدوارم لذت برده باشین

نوشته شده توسط اقلیما | موضوع: نظرات دوستان در مورد حلقه سبز | لینک ثابت |
سالروز 15 آذر 1384
چهارشنبه چهاردهم آذر 1386 ساعت 19:23

سلام به همه شما عزیزان

راستشو بخواین تصمیم گرفتم که توی پست بعدی مطلبهای شما عزیزان رو در مورد حلقه سبز بزارم این پستم اختصاص داره به یه روز تلخ روزی که برای همه ما یادآور یه فاجعه بود.

من همون سال یه مطلبی نوشتم و برای مجله اتفاق نو فرستادم که توی شماره33 این مجله به چاپ رسید.

حالا متن کامل اون رو براتون میزارم.

دیگه آذر ماها رو دوست ندام

14 آذر آخر شب

اخبار:فردا مدارس ابتدایی و پیش دبستانی به دلیل آلودگی هوا تعطیل است.

_ آخ جون مدرسه ها فردا تعطیل.

از صبح با بچه ها میریم بازی...بازی...

15 آذر

از صبح با بچه ها بازی میکردیم چقدر خوش گذشت.فوتبال بازی کردیم،کلی خوراکی مامانم برامون اورد.نزدیکهای ساعت 12 بود

 مامانم گفت:علی جان بیا خونه سر ظهر،بیا پسر گلم نهارتو بخور یه کم بخواب عصر دوباره برو بازی.بیا عزیزم منم میخوام برم خرید.

_ مامان منو باخودت میبری؟

_ عزیزم،الهی قربونت،مگه ندیدی دیشب تلویزیون گفت هوا انقدر آلوده است که مدرسه ها تعطیل؟بچه ها نباید در این هوا از خونه بیان بیرون چون واسشون خوب نیست.

_ مامان تو رو خدا...

_ پسر خوبی باش و دست به چیزی نزن تا مامان برگرده.اگه پسر خوبی باشی،مامان برات جایزه می خره.

این مکالمه بین مادر و پسر با قهر بچه تمام شد.مادر برای خرید رفت و بچه در خانه ماند.حالا یک ساعت گذشته است و مادر برای پسرش ماشینی را که دوست داشت،خریده و دارد به منزل باز میگردد.او تمام این مدت مثل همه مادرها نگران است که مبادا بچه اش دست به گاز بزند،کف آشپزخانه سر بخورد و دستش بشکند.ساعت حوالی 13:40 می شود.تا منزل راهی نمانده که ناگهان صدایی مهیب مادر را از افکارش خارج میکند.همه جا پر از دود و غوغا...

هر کسی فریادی میکشید.((سوختم))،((بچه ام))و...

همه جا دود سیاه بود و حرارت آتش.مادر خریدها را رها کرده و به سمت آپارتمان میدود.دیگر کدام آپارتمان؟همه چیز سوخته و از بین رفته...

_ لعنت بر این تعطیلی!چه میشد اگر بچه ام مثل هر روز میرفت مدرسه؟خدایا این چه مصیبتی بود؟حالا باید تا ابد با بچه قهر باشم؟من فقط میخواستم که اون مریض نشه همین...

سه شنبه 15 آذر 1384 در ساعت 13:40 هواپیمایی در ساختمانی سقوط کرد و صدها خانواده داغدار شدند.چرا؟

مدارس تعطیل شدند تا در میان تلفات به علاوه نظامیان،خبرنگاران،عکاسان،خدمه هواپیما و مردم عادی،کودکان هم سهم داشته باشند.چقدر تلخ بود این حادثه و تلخ تر((چرایی))که معمولا جوابش به درد کسی نمی خورد.

آذر ماه 1384 ماهی شوم بود.رفتن منوچهر نوذری،رضا سعیدی،علی حاتمی،سیامک علیقلی،خبرنگاران،عکاسان،گزارشگران و....جمعی بی گناه که همه رفتند و دلمان از رفتن آنها به شدت سوخت.من دیگه آذر ماها رو دوست ندارم.

 

 

بیاین هممون یه فاتحه برای شادی روح این از دست رفتگان بخونیم.

با این که بحث راجع به موج مرده تموم شده ولی با اجازتون یه قسمت از فیلم نامه موج مرده رو براتون میزارم.

در واقع آخر فیلم که برای کسانی که فیلم نامه رو نخوندن بگم که آخر فیلم چه طوری تموم شد و در واقع اونی که ما توی فیلم دیدیم آخر فیلم نبود.

دریا،کشتی سوخته،شفق صبح

مرتضی با تمام سرعت از کنار کشتی سوخته میگذرد.پیرمرد،ایستاده بر بلندی برایش دست تکان میدهد.صدای بیسیم به زبان انگلیسی به قایق اخطار میدهد.

اسکله پایگاهی دریایی روز

عبدالله به اسکله میرسد.کسی کسی با بیسیمی بزرگ به او نزدیک میشود.صدای تقویت شده بی سیم،خبر از اخطار ناو وینسنس به قایق مرتضی میدهد.عبدالله به هم میریزد.رئوف کنارش میرسد.

رئوف:گفتم تنهاش نذار

عبدالله:من مطمئن شدم میره خونه

رئوف:آماده باش بده

 

دریا _ شفق _صبح

قایق مرتضی با تمامی رعت پیش میرود.صدای عبدالله پشت بی سیم که مرتضی را میخواند.مرتضی بیسیم را از کشویی بیرون کشیده و به آب پرتاب میکند.هلی کوپتر در حال نزدیکتر شدن است.مرتضی چالاک،جعبه زیر صندلی را باز میکند.چیزی بیرون میکشد،قبضه یک موشک استینگر است.مرتضی آن را بر دوش میگذارد.هلی کوپتر شروع به پرتان چندین راکت به سمت قایق میکند.چندین انفجار اطراف قایق.مرتضی شلیک میکند.موشک به سمت هلی کوپتر پیش میرود.شعاع انفجار هلی کوپتر بر قایق،و هیبت مرتضی.

مرتضی دوباره سرعت قایق رابیشتر میکند.ناو وینسنس کم کم از میان قبار دریایی قابل رویت است.مرتضی لحظه ای نگاهش به گوشه ای می افتد.فاطمه_نگران_در کنار او خیره به مرتضی است.مرتضی جا میخورد.کسی داخل قایق نیست.مرتضی اهرم قایق را تا آخر میکشد.نعره قایق بر میخیزد.ناو وینسنس واضح تر نمایان میشود.

 

ناو وینسنس _ صبح _ ادامه

از دریچه دوربین،قایق مرتضی با سرعت پیش می آید.ناگهان موشک ناو شلیک میشود.

 

دوبی_ میدان عمومی _ غروب

موشکی به آسمان میرود و ناگهان منفجر میشود،همچون فشفشه های جشن.

جشن ورود به سوین هزاره قرن آغاز شده است.همه مشغول جشن و چراغانی و پرتاب فشفشه در آسمان هستند.حبیب و سلما در حال تماشای این جشن هستند.

حبیب لحظه ای می ایستد و خیره به دریا میشود.او به نظر نگران می آید.

 

راستشو بخواین من فقط در تعجبم که چه جوری دلشون اومد این صحنه ها رو حذف کنن.

یه مطلب هم از خبر گزاری مهر براتون میزارم که در مورد جشنواره دفاع مقدس

همون طوری که میدونید این جشنواره امسال برگزار نشد.

فیلمسازانی که دیگر فیلم جنگی نمی‌سازند
جشنواره فیلم دفاع مقدس در دوران اوج سینمای جنگ هم چندان اثرگذار نبود و حالا که پیشروان سینمای دفاع مقدس سال‌هاست به مسیری دیگر رفته‌اند، برگزاری مستقل این جشنواره بی‌تردید با اما و اگرهای فراوان همراه است.

به گزارش خبرنگار مهر، ابراهیم حاتمی‌کیا که به جرات تاثیرگذارترین و برجسته‌ترین سینماگر عرصه دفاع مقدس است، مدتی است ترجیح می‌دهد توانایی‌های فیلمسازی خود را در عرصه‌های دیگر تجربه کند. توقیف "موج مرده" از سوی تهیه‌کننده در جشنواره نوزدهم فیلم فجر بستری شد تا حاتمی‌کیا به شکل رسمی خداحافظی خود را از سینمای دفاع مقدس اعلام کند.

او روزی که قرار بود "موج مرده" در جشنواره در سینما استقلال به نمایش درآید با کیسه‌ای حاوی تکه‌های حذف شده فیلم در جمع خبرنگاران حاضر شد و با انتقاد از تهیه‌کننده فیلمش (مجید رجبی معمار مدیر عامل وقت موسسه فرهنگی روایت فتح) و مسئولان متولی سینمای جنگ اعلام کرد دیگر در حوزه دفاع مقدس فیلم نخواهد ساخت.

ماحصل تصمیم او ساخت دو فیلم "ارتفاع پست" و "به رنگ ارغوان" بود که در حوزه سینمای اجتماعی تولید شدند، اما اتفاق‌های حاصل از توقیف "به رنگ ارغوان" موجب شد او بار دیگر به سینمای جنگ بازگردد. او در نامه‌ای که متن آن را در زمان تولید "به نام پدر" روی سایت فیلم منتشر کرده بود با صراحت اعلام کرد "به نام پدر" نقض گفته‌هایش است و از آن به عنوان ناجی خود پس از اتفاق‌های مربوط به "به رنگ ارغوان" یاد کرد.

"به نام پدر" هر چند در جشنواره فیلم فجر مورد توجه هیئت داوران قرار گرفت و جوایزی را به خود اختصاص داد، اما با استقبال سرد منتقدان رو به رو شد و همه از آن به عنوان فیلمی که حاتمی‌کیا خودش را در آن تکرار کرده یاد کردند. حاتمی‌کیا پس از آن فیلمسازی را در مسیری که پس از "موج مرده" در پیش گرفته بود ادامه داد که حاصل آن مجموعه "حلقه سبز" و حالا فیلم سینمایی "دعوت" است. آثاری که ارتباطی با جنگ و دفاع مقدس ندارند و مضامین آنها کاملا اجتماعی است.

کمال تبریزی هم سال‌هاست در عرصه‌های دیگر طبع‌آزمایی می‌کند. آخرین فیلم او در عرصه سینمای دفاع مقدس "شیدا" است؛ فیلمی ملودرام که در آن سال واکنش‌هایی متفاوت را برانگیخت. بسیاری از تندروها انتقادهای شدیدی به تبریزی کردند و او پس از آن ترجیح داد در فضایی آرامتر به کار فیلمسازی خود ادامه دهد.

البته او چند سال بعد به مشکلی مدرن در فیلم "گاهی به آسمان نگاه کن" به سینمای دفاع مقدس نقبی زد. اما هرگز این فیلم را اثری در حوزه سینمای جنگ ندانست. "مارمولک"، "یک تکه نان" و "همیشه پای یک زن در میان است" و حالا هم "پاداش" دیگر آثار او پس از "گاهی به آسمان نگاه کن" هستند که هیچکدام سنخیتی با دفاع مقدس ندارند.

احمدرضا درویش دیگر فیلمساز صاحب‌سبک سینمای دفاع مقدس هم پس از "دوئل" تغییر مسیر داد و پروژه تاریخی مذهبی "روز رستاخیز" را در دستور کار خود دارد. با توجه به اهمیت موضوع "روز رستاخیز" و حساسیت‌های درویش او دو سه سالی درگیر این پروژه ملی خواهد بود و عملا چند سالی از حوزه سینمای جنگ دور است. هر چند ساخت فیلمی درباره خرمشهر در دستور کار اوست، اما این پروژه عملا با توجه به درگیری درویش با پروژه "روز رستاخیز" به زودی میسر نخواهد شد.

مجتبی راعی که با اولین ساخته سینمایی‌اش "انسان و اسلحه" از حضور فیلمسازی با نگاهی متفاوت به سینمای جنگ خبر داد، پس از ساخت این اثر فیلم "تونل" را ساخت. اما بعد ترجیح داد در ژانرهای دیگر فعالیت‌های فیلمسازی خود را ادامه دهد. "جای امن"، "غزال"، "جنگجوی پیروز"، "تولد یک پروانه"، "صنوبر" و "سفر به هیدالو" نتیجه آثار چند سال اخیر اوست.

زنده‌یاد رسول ملاقلی‌پور در زمان حیات خود بارها از مسئولین سینمای دفاع مقدس و متولیان آن گلایه کرد. او پس از اثر ماندگار "مزرعه پدری" در نامه‌ای سرگشاده به دلیل نامهربانی‌هایی که با این فیلم شد از دنیای فیلمسازی خداحافظی کرد. اما بعد از گذشت مدتی از تصمیم خود منصرف شد و فیلم ملودرام "میم مثل مادر" را با پسزمینه سینمای دفاع مقدس ساخت. فیلمی که حالا به عنوان آخرین یادگار او به عنوان نماینده سینمای ایران به آکادمی اسکار معرفی شده است.

علی شاه‌حاتمی دیگر فیلمساز سینمای جنگ است که مدت‌های مدید است تغییر ژانر داده است. او پس از فیلم جنگی "آخرین شناسایی"، فیلم تجاری "دوستان" را ساخت و بعد به سمت فیلم‌های جشنواره‌ای گرایش پیدا کرد. حاصل گرایش او به این سمت دو فیلم "ترکش‌های صلح" و "کولی" بود که اولی در حوزه سینمای جنگ بود. شاه‌حاتمی پس از ساخت این دو فیلم به تلویزیون آمد و حالا در بازگشت به سینما قصد دارد فیلم اجتماعی "قفس" را با بازیگران هندی بسازد که ارتباطی به دفاع مقدس و جنگ ندارد.

سعید سهیلی از دیگر فیلمسازان سینمای دفاع مقدس است که پس از سال‌ها دیگر قصد فعالیت در حوزه سینمای جنگ را ندارد. او در سال‌های فعالیت سینمایی خود پس از "مرد بارانی" خواست به تبعات جنگ در جامعه بپردازد و حالا پس از آخرین ساخته‌اش با این مضمون یعنی "سنگ، کاغذ، قیچی"، فیلمی در حوزه سینمای پلیسی به نام "چهارانگشتی" ساخت و حالا هم در تدارک ساخت فیلمی کمدی به نام "چارچنگولی" است.

بله! فیلمسازان جنگ یا تغییر مسیر داده‌اند یا در حال تغییر مسیر هستند، البته از آنسو هم در سیاستی تصمیم بر آن شد تا فیلمسازان صاحبنام عرصه‌های دیگر نیز پا به حوزه سینمای جنگ بگذارند که در پی اتخاذ این سیاست، رخشان بنی‌اعتماد، کیومرث پوراحمد، خسرو سینایی، آرش معیریان و علیرضا داودنژاد پا به این وادی گذاشتند و اتفاقا آثاری قابل توجه هم تولید کردند، اما همه می‌دانند که این حضور در عرصه سینمای دفاع مقدس محدود به حداکثر یکی دو فیلم است.

حالا که نامداران سینمای دفاع مقدس مدت‌هاست مسیر فیلمسازی خود را به نحوی تغییر داده‌اند که در آثارشان کمتر نشانی از جنگ و دفاع مقدس دیده می‌شود، اصرار بر برگزاری جشنواره مستقل فیلم دفاع مقدس و به نمایش درآوردن فیلم‌های سال‌های قبل و مستندهای تلویزیونی در آن حاکی از نگاهی است که به نظر قصد رفع مسئولیت دارد. آخرین نمونه جشنواره مستقل فیلم دفاع مقدس سال 1384 بود که به مهجورترین شکل ممکن برگزار شد و به بایگانی پیوست.

امیدوارم لذت برده باشین

منتظر متنهاتون هستم

یا علی

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط اقلیما | موضوع: سالروز 15 آذر 1384 | لینک ثابت |
مصاحبه مطبوعاتی موج مرده
پنجشنبه هشتم آذر 1386 ساعت 11:10

سلام به همه دوستهای عزیزم

توی این یه مدت وقتی خبر های مختلف و جنجال های الکی رو راجع به دعوت میخوندم انقدر عصبانی شدم که هیچ جا رو مثل اینجا پیدا نکردم شرمنده همه شما هم هستم که توی این دو هفته اخیر باعث ناراحتی شما ها هم شدم.

فقط بگم که آخرین خبرم از دعوت حضور محمد رضا گلزار توی این فیلم،شاید بگین که چقدر دیر دارم میگم،دلیل دارم اونم به خاطر اینکه منتظر بودم یه وقت تکذیب این خبر نیاد بنابراین گفتم بزار مطمئن بشم بعد خبر رو توی وبلاگ میزارم.

امیدوارم یه بازی خوب از این بازیگر ببینیم.

خب حالا بریم سر بحث خودمون که راجع به موج مرده بود:

مصاحبه مطبوعاتی موج مرده

مطالب مربوط میشه به مجله فیلم و سینما سال 1379 شماره 64

 

 

 شنبه15 بهمن:ابراهیم در آتش

وقتی فیلم موج مرده که بسیاری به آن دل بسته بودند امکان نمایش در جشنواره را نیافت،ابراهیم حاتمی کیا تصمیم گرفت در جلسه مطبوعاتی درباره فیلمش و مسائل حاشیه ای آن به صحبت بنشیند.ساعتی که قرار بود فیلم حاتمی کیا را بر پرده تماشا کنیم خود او را روی سن میبینیم که میخواهد در دل کند.جلسه که بسیار تلخ از آب در می آید.

قطره اشک هایی که بر چشم های حاتمی کیا جمع شده اما مجالی برای فرو ریختن آن هم نمی یابد،بر دیدگانمان حس میکنیم.او درد در دل بسیار دارد که باز میگوید در این جلسه سردار رجبی معمار(رئیس هیئت مدیره روایت فتح)به دفاع از عملکرد روایت فتح  و وجهه فرهنگی عمده ای خاص پرداخت اما برنده این رویارویی آشکار است.آنکه از دل سخن بگوید،کلامش بیشتر بر دل مینشیند و حاتمی کیا به این توفیق دست پیدا میکند و با کیسه ای که بخش های سانسور شده فیلمش را در آن قرار داده و بر دست گرفته است،تیتر اول خبرهای جشنواره در روز بعد میشود.

 

 

 

 کامران ملکی(مدیر روابط  عمومی جشنواره و خانه سینما)به عنوان مجری جلسه از او میپرسد:

فیلم(موج مرده)چگونه شکل گرفت و به مرحله تولید رسید و سر انجامش چه شد؟

(موج مرده)نیز همانند دیگر فیلم ها فیلم نامه ای دارد و طبق روال همیشگی کار من کمتر فیلم نامه تغییر میکند.تهیه کنندگی فیلم را(گروه روایت فتح)بر عهده گرفت و با توافق طرفین فیلم ساخته شد.بعد از اتمام کار از(مدیریت روایت فتح)دعوت کردم تا فیلم را تماشا کند که آنها فیلم را دیدند و پسندیدند.بعد ما هم فیلم را برای تبدیل و نگاتیو بردیم و صداگذاری انجام شد.

اما در مراحل آخر فیلم،ما فهمیدیم که یکسری از آدمهای رده بالا آن را نپسندیده اند.

طبق معمول صاحب فیلم باید از فیلم دفاع کند و(روایت فتح)باید من را یاری میکرد اما انگار عده ای در تاریکی ایستاده اند تا پر پر شدن من را ببینند،تنها جمله ای که مدیر روایت فتح به من گفت این بود که باید بپذیری که ما در ایران زندگی میکنیم؟

آنها به من گفتند که قسمتهایی از فیلم احتیاج به سانسور دارد و ما حدود 10 قسمت را کم کردیم اما باز هم گفتند که باید حذف شود که البته هیچ کدام از این قسمتها نه چیزی را به داستان اضافه میکرد و نه کم میکرد،فقط با قطع و وصل شدن میان فیلم چشم بیننده را آزار میداد.بالاخره 10 مورد به 18 مورد حذف صحنه رسید.من باز هم قبول کردم و 140 دقیقه تبدیل شد به 110 دقیقه!

با ان همه آنها دیشب به من گفتند که باید اسم روایت فتح هم از تیراژ حذف شود.وبلا خره دیشب ساعت 12 شب به من اطلاع دادند باز که باید فیلم را دوباره ببینند و اظهار نظر کنند.به هر حال انگار که باید این مراسم له کردن ما اجرا میشد.

من کاری با خود(موج مرده)ندارم.من فیلم جنگی ساخته ام حتی آنها به اعتبار 10 فیلم قبلی هم مرا قبول نکردند.من دنبال هیچ جنجالی نبودم چون معتقدم هنرمند فراتر از بازیهای سیاسی است.حاتمی کیایی که در این مملکت از دست رهبری جایزه گرفته اینقدر بی اعتبار شده است.که این گونه با او رفتار میکنند.من مراسم آتش کشیدن موج مرده را خودم اجرا میکنم،اعتراض من به روایت فتح است که پشت مرا خالی کرده اند.اعتراض من به(موسسه فرهنگی)کشور است که باید مدافع فیلم باشد.من شخصا بر اساس فیلم نامه مشخصی فیلم را ساختم.اما حالا آنها میگویند قهرمانی که تو ساختی دشمن ماست.تفکر آنها براساس سال 57 است آنها نگاه حماسی از من میخواهند اما نگاه من نگاهی تراژیک است.میخواهم از اینجا صدای من به رهبری(آقای خامنه ای)و ریاست جمهور برسد و بگویم که من جزو چریک های قدیمی این عرصه هستم....

به برخی از دوستان(؟)نیز نوید میدهم که دیگر هیچ وقت فیلم جنگی نمیسازم.بخوابند،آرام باشند دیگر دغدغه ای نیست!

 

 احساس شما برای ما قابل درک است(اما اجازه بدهید ما این نوید را نادیده بگیریم)حالا لطف بفرمایید آیا(موج مرده)توسط هیات انتخاب دیده شد؟

حاتمی کیا:من برای ساخت سریال تلویزیونی(سقوط خرمشهر)ماهها از تهران دور بودم اما برای ارائه فیلم به جشنواره یک وار از فیلم(کم شده)را به آقای داد ارائه دادم که ایشان هم ناراضی بودند که این فیلم مثله شده چیست؟!؟.....

چرا با تهیه کننده خصوصی کار نکردید؟

حاتمی کیا:برای ساخت(آژانس شیشه ای)گروه روایت فتح از من دعوت کرد که با آنها همکاری کنمالبته با قبول یک سری شروط..اما من سناریو را بستم و قبول نکردم و بعد فیلم در بخش خصوصی ساخته شده که البته بعد از ساخت فیلم آنها اظهار ندامت کردند.روبان قرمز را هم آنجا ساختم.اما در این فیلم با اینکه من قصد داتشتم با بخش خصوصی کار کنم آنها اصرار کردند که این فیلم حتما اینجا ساخته شود.و من هم اشتباه خیلی بزرگی مرتکب شدم من احساس میکردم قرار است با برادر آوینی طرف شوم.اما.....

 

 کمی از قصه موج مرده برایمان بگویید؟

حاتمی کیا:مرتضی سردار ارتش است که در حال بازنشستگی است،او پسری دارد که از لحاظ فکری پدرش را قبول ندارد.پدر هم چنان در حال و هوای جنگ سیر میکند از طرفی او در دریا کار میکند و ناو ونیست را در خلیج فارس میبیند.او در دل کینه ای دیرینه به این ناو دارد و میخواهد تا به طریقی به آن زخم بزند.در کنار او پسرش میباشد که قصد دارد از ایران فرار کند.اما پدر پسر را زندانی میکند.در انتها شورشی در تشکیلات راه می اندازد میخواهد که به ناو حمله کند.اما در پایان خلع لباس شده و کنار گذاشته میشود و این در آغاز سال 2000 است.

 

 

 

آیا گمان نمیکنید که شما و موج مرده قربانی تداخل بخش فرهنگی بخش نظامی شدید؟

حاتمی کیا:من تا حدودی آنها(نظامیان)را درک میکنم.چون من تا به حال در تشکیلات نظامی نرفته ام اما تصورم بر این بود که با روایت فتح عروسی کرده ام اما شب عروسی چیز دیگری فهمیدم!

اینها قصد دارند چند تا چراغ کوچک روشن هم که مانده خاموش کنند.من استمدادم از شخص آقای خامنه ای و خاتمی است.

به طور مشخص بفرمایید که بر روی چه قسمتهایی برای سانسور اشاره شد؟

حاتمی کیا:آنها میگویند مرتضی در قصه ما دیوانه است و با کل قضیه و توهین به نظامیان مخالفند مثلا میگویند چرا پسر یک سردار در جشن سال 2000 در آن طرف آنها باید شرکت کند.یا اینکه چرا پسر سردار نیمه برهنه در آب در حال شنا است.

در این زمان آقای رجبی معمار(رئیس هیئت مدیره روایت فتح)برای دفاع از خود و بیان توضیحاتی در جمع حاضر شد.

آقای رجبی لطفا خودتان را کاملا معرفی کنید؟

رجبی معمار:من تهییه کننده فیلم هستم.روایت فتح احتیاج به شناسایی ندارد و همه آن را میشناسند کار آن(ضبط و ثبت و حفظ و انتقال پیام های جنگ)بوده است و این هدف را دنبال میکند.ما مطلع شدیم که حاتمی کیا بعد از آژانس شیشه ای فیلم دیگری را در دست دارد.و از آنجایی که در روبان قرمز هم با ما همکاری نکرد ما خواستیم این بار با ما کار کنند.در آژانس شیشه ای ما با چند مضمون اصلی و برجسته مواجه میشویم که به طور کل مشکلات مظلومیت نسل جنگ را نمایش میدهد که در ادامه نیز((مرگ بر آمریکای بزرگ))است.در موج مرده نیز ما در مورد فیلم نامه مسائل مختلفی را به کارگردان عرضه کردیم اما چون موضوع کاملا در ارتباط با سپاه و برخی از مسئولین بود باید آنها هم اظهار نظر میکردند.به نظر ما نحوه شخصیت سازی و نوع رفتار این سردار در ایران و شخصیت این فرد که یک آدم غیر منطقی خشک و عصبی است که با هیچ کس نمی تواند ارتباط برقرار کند نه همکارانش و نه فرزندش...این نقاط اختلاف ما با ایشان(ابراهیم حاتمی کیا)بود که مطرح کردیم البته با توجه به تجربیات آنها ما گمان میکردیم که ایشان خودشان می فهمند و در طول دوره ساخت خود به خود مسائل حل میشود.اما بعد متوجه شدیم که آنچه مد نظر ما بوده است اعمال نشد و نهایتا به توافق نرسیدیم.

چطور بود که شما با فیلم نامه مشکلی نداشتید اما هنگامیکه فیلم ساخته شد،مخالفت کردید؟

رجبی معمار:ما بارها گفتیم که این شخصیت نادر است و با کسی تطابق ندارد.آخر این سزاوار است این همه ویژگی بد را ما بیاییم و به یک سردار نسبت دهیم؟

بودجه روایت فتح از کجا تامین میشود؟و سرمایه گذاران فیلم کیستند؟

رجبی معمار:از جاهای مختلف یکی از آنها سپاه است و بخش دیگر صدا و سیما،سرمایه گذاران نیز بسته به موضوع کار متفاوتند.

گویا شما یا یکی از همکارانتان پس از دیدن فیلم گفته بودید که باید بپذیری که ما در ایران زندگی میکنیم،لطفا در مورد این جمله کمی توضیح دهید؟

آقای حاتمی کیا:مدیر عامل آقای آوینی هستند،من با ایشان طرف نیستم تنها سخنی که من بعد از دیدن فیلم آقای رجبی به من گفت این بود که حاتمی کیا فیلمت به شدت راست است.ودیگر اینکه تو چه جراتی داری که 140 دقیقه فیلم را بدون صداگذاری می خواهی مورد نظر خواهی قرار دهی؟البته 140 دقیقه تبدیل شده به 110 دقیقه.

رجبی معمار:این سخنان کذب است.من مطمئن هستم این تعبیر استفاده نشده است.

حاتمی کیا:من کاری به موج مرده ندارم وقتی میشنوم یک شب 4 تن در تاریکی وارد روایت فتح میشوند و بدون اجازه فیلم را می بینند چرا یک دفعه لحن آقای رجبی عوض میشود؟نیروی انتظامی باید یکسری قائده قائل شود.این موضوع یکی از معضلات فرهنگ سینما است.این موضوع یکی از معضلات فرهنگ سینما است.آیا من به اندازه 10 فیلم اعتبار نداشتم من مخلص این بچه ها هستم و حرف دل آنها را میگویم اما هر فیلمی که میسازم متهم میشوم،من ثابت کرده ام که غمگسار این بچه ها هستم.و اصلا بابت اینکه چرا آنها نظامی هستند ایشان را مقصر نمی دانم.سخن من این است که چرا باید در این چنین شرایطی به ما جفا کنند.

در این لحظه پرویز پرستویی نیز که در سالن حضور داشت بالای سن و پس از مدتی سکوت گفت:

من پرویز پرستویی برادر شهید بهروز پرستویی می باشم.هیچ گاه تا به امروز از نام برادرم استفاده نکردم اما امروز میخواهم بگویم که من کارم را با فیلم دیار عاشقان که یک فیلم جنگی بود آغاز کردم و آخرین کارم هم فیلم جنگی بوده است.من در سینما نیامده ام تا فردین بشوم نخواستم بهروز وثوقی بشوم،نخواستم مطرح شوم.از روزی که قلم الف را به من دادند قرار شد در این راستا(جنگ و دفاع مقدس)بازی کنم.اما از این پس اعلام میکنم که آقای حاتمی کیا اگر شما در مورد فیلم دفاع مقدس کار کردید من هم هستم و اگر نه من هم نیستم!

در ضمن باید به آقای رجبی بگویم که اگر شما معتقید شخصیت داستان افکارش زیاده روی بوده است و کارش غیر معقول بوده(قصد حمله به ناو آمریکایی)پس از طرف شما شاید بتوان این گونه نتیجه گرفت که شعارهای ضد آمریکایی باید ضعیف شود؟؟!؟؟....

در لحظات پایانی جلسه کامران ملکی یا تاکید به این نکته که حاتمی کیا در ایران فیلم ساز شاخصی است از رجبی تقاضا کرد تا حسن نیت بیشتر این امکان را لااقل برای خانواده مطبوعاتی کشور فراهم کند تا بتوانند این فیلم را ببینند و رجبی نیز در پاسخ گفت که باید سوال کنم؟.....

 

 

چه طور بود؟

کامل مصاحبه رو خوندید نمی دونم چند نفر شما این مصاحبه رو خونده بودین ولی امیدوارم که براتون جذاب بوده باشه

مصاحبه تلخی بود

قبل اینکه این پست رو بزارم یه بار دیگه موج مرده رو دیدم این دفعه برام یه حسرت موند حسرت اون 30 دقیقه حسرت حرفهایی که توی اون 30 دقیقه زده شد ایکاش میتونستم موج مرده کامل رو ببینم.به موجمرده خیلی ظلم شد خیلی ...

این پست من یه یادآوری بود که یادمون نره سر موج مرده چه بلایی اومد اونو سر فیلم های دیگه تکرار نکنیم.

کامنتهاتون توی پست قبلی جالب بود بعضی از شما موج مرده رو دوست داشتین و برخی دیگه از شما نه

 

من خودم حرفی نزدم فقط گزارش کامل رو براتون گذاشتم .

من موج مرده رو دوست دارم به خاطر حرفی که توش داره به خاطر تلخی فیلم.تلخی که حتی یه کم مزه شیرینی برامون نداره حتی از همون سکانس اول وقتی که برخورد موشک با هواپیمای ایرانی و جنازه ها رو نشون میده برامون معلوم میکنه این فیلم تلخ.

بعضی از جاها از دست سردار راشد عصبانی میشیم دوست داریم بهش بگیم بسه دیگه زندگیتو کن.

ولی وقتی حرفهاش رو با ماموران میشنویم دلمون براش میسوزه دوسش داریم دوست نداریم حرف بخوره دوست نداریم محکومش کنن.میخوایم حرفاش رو بزنه از درداش بگه

ایکاش یه سکانس اعتراض (یا به قول آقای حاتمی کیا مناجات موسی و شبان)با خدا رو داشت شایدم بوده و توی سکانسهایی که گفتن باید حذف شه حذف شده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

اگه یه دونه از این سکانسها رو داشت تلخیش برامون کمتر بود.


 راستی از همتون یه خواهش کوچیک دارم و اون اینکه هر کدوم از شما عزیزان یه متن راجع به حلقه سبز بنویسید((هر چیزی که دوست دارین اگه دوست دارین نقد باشه،احساستون به فیلم و یا انتقاد))که من توی پست بعدی اول متنهای شما و بعد متن خودم رو راجع به حلقه سبز بنویسم.پس منتظر متنهای شما هستم.متنهاتونو توی قسمتهای نظرای خصوصیم برام بزارید.

 

ببخشید اگه این پستم یه مقدار طولانی شد

ولی امیدوارم از خوندنش لذت کافی رو برده باشین

منتظر متنهای شما عزیزان هستم

یا علی

 

 

 

 

 

 

نوشته شده توسط اقلیما | موضوع: مصاحبه مطبوعاتی موج مرده | لینک ثابت |
دعوت را موج مرده دیگر نکنیم
جمعه دوم آذر 1386 ساعت 20:14

یا لطیف

سلام به همه شما عزیزان

نمی دونم چرا یه دفعه به دلم افتاد از موج مرده بگم شاید به خاطر اینکه یه ضرب المثل قدیمی میگه تاریخ تکرار میشه من هیچ وقت این ضرب المثل رو قبول نداشتم ولی الان به این ضرب المثل ایمان اوردم.این چند وقت دیدید چه حاشیه هایی پشت فیلم دعوت راه افتاده برای فیلمی که هنوز ساخته نشده این همه جنجال درست کردن(جنجالی که موقع پخش فیلم موج مرده راه افتاد)دیگه وای به حال اینکه ساخته بشه.

 

راستش دیگه نمیخوام راجع به دعوت حرفی بزنم چون این کار من جز اینکه به شایعه ها دامن بزنه کار دیگه ای نمیکنه.دوست دارم راجع به چیزهایی حرف بزنم که دیدم نه چیزهایی که هنوز ساخته نشده.

از شماها هم میخوام خواهش کنم که سراغ این شایعه ها نرین چون آخر به ضرر خود آقای حاتمی کیا تموم میشه.توی سایت ها هم اگه جنجال راه انداختن فقط به خاطر همینکه بازدیدکننده ها از سایتشون بیشتر بازدید کنن.

من فقط همین جا حمایت خودم رو از این فیلم اعلام میکنم و با توجه به سوابق آقای حاتمی کیامیدونم که فیلم فیلم بدی نمی شه و خیلی ها بابت حرفهایی که الان به آقای حاتمی کیا میزنن احساس شرمندگی میکنن و اون موقع باید دید که چه حرفی برای گفتن دارن.اون موقع با هم راجع به فیلم صحبت میکنیم.در ضمن قول میدم اگر خبری از خبرگزاری های معتبر گرفتم حتما بهتون بگم

بابت اون یه بار هم که زیر قولم زدم ازتون معذرت میخوام چون بهتون قول دادم که توی بحثها شرکت نکنم

الانم میخوام از موج مرده بنویسم.

برای موج مرده گزارش کامل جشنواره نوزدهم فجر رو میزارم.

موج مرده فیلمی که 12 نگاتیو از نگاتیو های اونو برداشتن.

تمامی مطالب راجع به موج مرده مربوط میشه به مجله فیلم و سینما سال نهم،اسفند 1379،شماره64.

 

 تاریخ تکرار شد

((حقیقت برای عیان شدن نیازی به بیان ندارد))

مارسل پروست

پس از تماشای((مارال))فیلمی که چنگی به دل نمی زد،اولین فکری که به ذهنم گذشت این بود:کم کم به فضایی رسیدیم که حرفهایی بشنویم که ممکن است به مذاقمان آنقدرها هم خوش نیاید.اما با آنها درست برخورد کنیم.

متاسفانه این شادی دیری نپایید.چند روز بعد اعلام شد فیلم موج مرده(ابراهیم حاتمی کیا)به دلایل بسیاری از بخش مسابقه خارج شده است.اختلاف نظر تهیه کنندگان فیلم با کارگردان تا انجا پیش رفت که عاقبت مصالح ایجاب کرد ، موج مرده اکران نشود حاتمی کیا برای سینما دوستان فیلمساز آشنایی است . خیلی ها منتظر بودند فیلم تازه اش را ببینند اما این اتفاق نیفتاد . او همان روز در جلسه ای در سینما استقلال (سینمای رسانه های جمعی) مظلومانه و مردانه به تنهایی از فیلمش دفاع کرد . از حرفهایش می شد فهمید دغدغه های بزرگتری دارد و بغض فرو خورده اش به خاطر موج مرده نیست . جلسه تقریباً بی نتیجه تمام شد ، البته بسیاری از نکات مبهم روشن شد اما سرنوشت فیلم همچنان در تاریکی ماند . برخوردی با حاتمی کیا شد ، اتفاقات جشنواره نهم فجر را به یاد آورد،جنجال و هیاهویی که اکران((نوبت عاشقی))و((شبهای زاینده رود))بر پا کرد و باعث ممنوعیت نمایش این دو فیلم مخملباف شد.البته آن روزها کسی داعیه تساهل و تسامح نداشت و کسی از تحمل صدای مخالف سخن نمیگفت.با این وجود این امکان به محسن مخملباف داده شد که فیلم هایش را در جشنواره نمایش دهد.تا مدتها همه چیز علیه مخملباف بود اما بعضی ها با صداقت سعی داشتند نه تنها از قضاوت بی رحمانه درباره یک هنرمند پرهیز کنند،که جامعه را برای پذیرش حرفهای تازه آماده سازند.

یکی از آنهایی که در بحبوحه جو سازی ها از مخملباف حمایت کرد،ابراهیم حاتمی کیا بود.اودر مطلبی با عنوان((یا غریب الغربا))در روزنامه کیهان مورخه 8 خرداد به صداقت و دلسوزی کارگردان((شبهای زاینده رود))و((نوبت عاشقی))اشاره کرده و همه را به تلاش برای بهتر شدن وضعیت سینما دعوت نمود.

ده سال پس از جنجال فیلم مخملباف،در حالی که در عرصه سیاست تحولات مهمی رخ داده است و نگاه مردم سالارانه رئیس جمهور،زیذ مجموعه های نظام را به برخوردهای منطقی دعوت میکند،اتفاق عجیبی می افتد.حتی فیلم از حق نمایش در جشنواره هم محروم میشود.

فیلمی که با دستهای کارگردانش مثله شده نمی تواند روی پرده بیاید.آیا وقتی به فیلم هایی مثل شیفته،شورعشق یا دوستان مجال اکران داده میشود تا مورد قضاوت قرار گیرند،نابود کردن((موج مرده))به این شکل جفایی آشکار نیست؟؟؟

اگر فقط گناه را بر گردن موسسه روایت فتح بیاندازیم،اشتباه بزرگی مرتکب شده ایم.نیاز به وجود یک نهاد متعهد فرهنگی برای رسیدن به معضلات این چنینی که تابع هیچ ضابطه قانونی در سینما نیست.اگر چه از گذشته حس میشد اما اینکه ضروری به نظر میرسد.

برای جلوگیری از به وجود آمدن فضای مبهمی که جنجالهای سیاسی و مطبوعاتی به دنبال داشته و حاصل ان تنها خدشه دار شدن شخصیت هنری حاتمی کیا باشد،باید در اقدامی عادلانه اختلافات حل شود. مسلما سینما مقوله ای هنری ای است و درک ظرافتهای اندیشه یک هنرمند برای کسانی که همه امور را با حب و بغض های شخصی مینگرند،میسر نیست.

در چنین رویدادهایی حمایتهای هنرمندان به شکلی منطقی و آگاهانه میتواند نوید بخش وجود همدلی در جامعه فرهنگی و هنری باشد.همدلی در جهت ممانعت از بروز حوادثی ازاین جنس که نه منشا و مبدا آن مشخص است و نه پایان و سر انجامش.

 

 مطلب بعدیم مربوط میشه به کار آقای مجیدی در جشنواره:

مجیدی همه را غافلگیر کرد

مجید مجیدی کارگردان موفق ایران در جشنواره نوزدهم با فیلم باران باز هم به موفقیت دست یافت.

مجیدی مثل گذشته ها با تعدادی هنرپیشه جوان و گمنام یک فیلم متفکرانه و خوش ساخت را به خانواده سینما ارائه داد.مجیدی وقتی که جایزه بهترین کارگردانی را از دست اندرکاران جشنواره گرفت بای لحظاتی پشت میکروفن رفت و ضمن تقدیر از تلاشهای حاتمی کیا در ساخت فیلم های دفاع مقدس به خاطر به نمایش در نیامدن فیلم موج مرده سیمرغ بلورین خود را به رسول ملاقلی پور برگرداند تا وی جایزه را به ابراهیم حاتمی کیا بدهد.این حرکت مجیدی حاضرین در تالار وحدت را تحت تاثیر قرار داد و حضار برای دقایقی به شدت کارگردان موفق سینمای ایران را تشویق کردند.

 

وقتی داشتم این متن رو مینوشتم یاد الان افتادم یاد نویسنده هایی که دوست دارن شخصیت آقای حاتمی کیا رو تخریب کنند.

متاسفانه اسم کسی که این متن رو نوشته بود رو نمیدونم ولی میدونم که عادلانه نوشته،ولی الان من هیچ جا یک سخن عادلانه راجع به آقای حاتمی کیا نخوندم واقعا متاسفم که هیچ کدوم از نویسنده های ما الان از آقای حاتمی کیا حمایت نمیکنن. ایکاش الا هم یک نفر از هنرمندان محترم از آقای حاتمی کیا حمایت کنه.

 

پست بعدی:مصاحبه مطبوعاتی فیلم موج مرده


در ضمن نظرتون رو راجع به این قسمت حلقه سبز هم هم حتما بگین

امیدوارم لذت برده باشین

یاعلی

نوشته شده توسط اقلیما | موضوع: دعوت را موج مرده دیگر نکنیم | لینک ثابت |