خوبید
قبل اینکه پست امروزم رو بنویسم یه سری توضیحات باید بدم که اولیش در مورد قالب
قالب قبلی یه سری مشکلات برام درست کرده بود برای همین مجبور به تعویضش شدم و گرنه قالبش رو خیلی دوست داشتم
امیدوارم از این قالب خوشتون بیاد قولم میدم که این قالب ثابت برای وبلاگ باشه![]()
حالا میریم سراغ آپ امروز
برای امروز یه مصاحبه با آقای حاتمی دارم که امیدوارم خوشتون بیاد:
اول یه بیوگرافی از آقای حاتمی رو براتون میزارم:
بیوگرافی محمد حاتمی:
تولد:1346
تحصیلات:لیسانس بازیگری و کارگردانی(دانشگاه تهران)
متاهل و پدر دو فرزند به نامهای علی(16ساله)و پوریا(10 ساله)
کارنامه هنری:
تئاتر:جنگ کور،شمس پرنده،معرکه در معرکه،ایکاور،رند خلوت نشین و ...
تلویزیون:پهلوانان نمی میرند،بیگانه ای در میان ما،سقوط و ...
سینما:آژانس شیشه ای،این زن حرف نمیزند،نگاه،کلنل و....
حالا میریم سراغ مصاحبه:
شنیده ام که شما قبل از انتخاب بازیگری به موسیقی علاقمند بودی چطور شد که بازیگری را انتخاب کردی؟
البته هنوز هم به موسیقی علاقمند هستم،اما واقعیت این است که از طریق بازیگری بهتر میتوانم با خودم و با مردم حرف بزنم.
در بازیگری دنبال چه چیزی هستی؟
دنبال تکامل خودم.چرا که احساس میکنم در بازیگری میتوانم لایه های پنهان وجودم را بیشتر حس کنم و به دیگران نشان بدهم.
گویا در زمینه کارگردانی کارهایی کرده ای؟
بله،پنج نمایش کارگردانی کرده ام و الان هم مشغول ساختم فیلمی مستند هستم.
به بازیگری بیشتر علاقمندی یا کارگردانی؟
اعتقاد ندارم که هر کارگردانی میتواند در زمینه بازیگری و هر بازیگری نیز در زمینه کارگردانی فعالیت کند.به همین جهت،تا وقتی احساس نیاز نکردم،سمت کارگردانی نرفتم.من حدود 16 سال است به عنوان دستیار کارگردان نیز مشغول فعالیت هستم.
وقتی فیلم نامه را به شما میدهند،چقدر به مردم و چقدر به خود فیلم نامه فکر میکنی؟
دار درجه اول به این فکر میکنم که از خواندن فیلم نامه و بازی در آن چقدر لذت میبرم و اگر کار را نپسندم فبه هیچ چیز دیگری فکر نمیکنم.
متوجه منظورت نشدم؟
من از خواندن فیلم نامه ای لذت میبرم که دارای شاخصه هایی باشد و اگر احساس کنم موضوع فیلم نامه بیانگر زندگی مردم جامعه و سرزمین ماست بازی در آن را میپذیرم.
علاقه به نقش تاثیری بر روند کار بازیگری دارد؟
قطعا.من اگر نقشی را دوست نداشته باشم فکر میکنم کاری که انجام داده ام یک نوع رفع تکلیف بوده،در حالی که اگر به فیلم نامه ای تعلق خاطر پیدا کنم،کاری که انجام میدهم در واقع نوعی انجام وظیفه است.
بیشتر علاقمند به ایفای چه جور نقشهایی هستی؟
بدم نمی آید تمام نقشها را تجربه کنم،اما هیچ وقت خودم را تکرار نکنم.
با کارگردان هم مشورت میکنی؟
وقتی فیلم نامه ای را میخوانم اعم از اینکه بازی در آن را قبول بکنم یا نکنم،دیدگاه هایم را با کارگردان در میان میگذارم.
برای شما جدا شدن از نقش سخت است؟
شاید سالها پیش چنین بود،اما حالا دیگر یاد گرفته ام که خیلی سریع از نقش جدا شوم.
از حضورت در مجموعه حلقه سبز برایمان بگو؟
قبلا در فیلم آژانس شیشه ای به کارگردانی ابراهیم حاتمی کیا در نقش سیا ایفای نقش کرده بودم.و در یکی- دو کار دیگر هم قرار بود بازی کنم.اما به دلیل اینکه مشغول بازی در کارهای دیگری بودم،فرصت نشد تا اینکه برای بازی در مجموعه حلقه سبز دعوت به کار شدم و جزو اولین بازیگرانی بودم که به این مجموعه پیوستم.
در مجموعه حلقه سبز چه نقشی داری؟
در مجموعه مورد اشاره،با د گریم متفاوت،دو نقش بازی کرده ام که یکی از آنها نقش غلام است،مردی که اسیر مواد مخدر شده،اما درباره نقش دوم ترجیح میدهم که حرفی نزنم تا مردم خودشان ان را از سیما ببینند.
برای رسیدن به نقش غلام چه کردی؟
من علاوه بر بازیگری،بازیگردان مجموعه هم بودم،و خودم هم بدون اینکه پروژه قبول بکند یک بازیگردان داشتم!
چطور؟
آن مردی با مردی دوست شده بودم که معتاد بود.بنابراین ساعاتی را با او گذراندمتا با حالات یک معتاد آشنا شوم.در ان مقطع نیاز داشتم با کسی مشورت کنم.بنابراین بهتر دیدم ،مشاورم کسی باشد که بتوانم از او اطلاعات صحیح بگیرم.
خیلی ها معتقدند نقش خودت را خوب ارایه داده ای . چه عاملی موجب این موفقیت شد ؟
علت اصلی راهنمایی های حاتمی کیا بود و البته من هم خیلی تلاش کردم شخصیت معتادی که ارائه می دهم مانند کسانی نباشد که در گذشته کار کرده اند . من تلاش کردم نقش آدم معتاد را به شکل دیگری بازی کنم
تصور می کنی علت گرایش بعضی از مردم به اعتیاد چیست ؟
اعتیاد علت های مختلفی دارد گاهی ناشی از فقر و گاهی ناشی از ثروت زیاد است و گاهی هم رفیق بد باعث آن می شود.
غلام به کدام یک از این دلایل معتاد میشود؟
غلام ادمی است که در فقر کامل زندگی میکند،اما علت اعتیاد او در سریال مطرح نمیشود.
برای مبارزه با اعتیاد چه باید کرد؟
تنها چیزی که میتواند به کنترل و مهار اعتیاد کمک کند افزایش رشد فرهنگی جامعه است یعنی اینکه مسئوولان به فرهنگ و اشاعه موضوعات فرهنگی توجه بیشتری نشان بدهند.
دوران طلایی کار محمد حاتمی چه دورانی است؟
الان بهترین دورانی است که میگذرانم و احساس مسکنم بهترین دورانی است که میگذرانم و احساس مسکنم که یک دست قوی مرا حمایت میکند.همیشه از این بابت خودا را شکر میکنم.
اساسی ترین نیاز بازیگران برای ارتقا کارشان چیست؟
شناخت بیشتر حرفه شان و جامعه ای که در آن زندگی و کار میکنند.
ریشه ضعف های ما در عرصه بازیگری چیست؟
اینکه در حرفه بازیگری بازیگر کم سواد کم داریم.....
یک بازیگر چگونه میتوند به تفاهم و اعتمادی دو طرفه بین خودش و مردم برسد؟
بازیگر باید شناخت کافی از مردم داشته باشد،من نمیگویم یک بازیگر باید از لحاظ علمی مردم شناس و روانشناس باشد.اما باید خوب مطالعه کند،در جریان حوادث قرار داشته باشد و ردر و نیاز مردم را بفهمد.چنین هنرمندی وقتی بهشناخت کافی برسد ،کارش مورد قبول مردم قرار میگیرد.
چقدر به مخاطب کارهایت فکر میکنی؟
هر هنرمندی احتیاج دارد که توسط مردم دیده شودو اگر این امر اتفاق نیفتد،معنایش این است که هنرمند فقط برای خودش کار میکند! آنچه هنر را زنده نگه میدارد،مردمی بودن آن است و مردم معمولا هنرمندی را قبول دارند که حرف دل انها را بزند.
مردم اگر از کارهایت انتقاد کنند،چه عکس العملی نشان میدهی؟
بسیار خوشحال میشوم و اعتقاد دارم انتقاد صحیح آدم را میسازد و به او جهت میدهد.
به نظر شما چرا بازیگران ما در سطح جهانی مطرح نیستند؟
سینمای مردمی ما سینمای جهانی نیست.البته سینمای خاصی داریم که در قله سینمای دنیا ایستاده و این موجب افتخار ماست.اما در کل بازی های سالهای اخیر در سطح جهانی قرار نگرفته است.زیرا معیار های ما معیار های جهانی نیست.
حالا میخواهیم چند سوال خانوادگی بپرسیم؟
بفرمایید
در چه سالی ازدواج کردی؟
در سال 1363
دوست داری فرزندانت هم در عرصه بازیگری فعالیت کنند؟
خیر!!!!!!!!!!
انها به کدام رشته علاقمندند؟
یکی از پسرهایم در رشته موسیقی و دیگری در زمینه ورزشی فعالیت دارد.
خانواده چه تاثیری در حرفه هنرمند دارند؟
خیلی زیاد،حرفه ما پر تشنج است و چیزی که به آدم آرامش میبخشد بی مساله بودن فضای خانه است.
معمولا افسوس چه چیزهایی را میخوری؟
افسوس روزهای رفته ای که نتوانستم از آن روزها خوب استفاده بکنم.
و سوال اخر اینکه تا چه روزی به بازیگری ادامه خواهی داد؟
یقینا تا روزی که توان داشته باشم و بتوانم محکم و استوار در این عرصه فعالیت کنم.
خبر از دعوت:
خبرم از دعوت خبر از حضور کتایون ریاحی توی این فیلم که توی پستهای قبلی راجع بهش نوشتم
ولی الان چون توی خبر گزاری هم نوشته خبر خیرگزاری رو براتون میزارم:
| ||
|
به گزارش خبرنگار سينمايي فارس، بيش از 20 درصد از فيلمبرداري فيلم سينمايي «دعوت»، پانزدهمين فيلم بلند سينمايي «ابراهيم حاتميكيا» پشت سر گذاشته شده و «كتايون رياحي» نيز به عنوان يكي از بازيگران اين پروژه جلوي دوربين رفته است. |
حالا میریم سراغ اخبار متنوع
اولیش حضور دوباره فرزاد حسنی(مجری محبوب خودم)در تلویزیون
این خبر واقعا خوشحالم کرد:
| فرزاد حسنی بار دیگر در تلویزیون | |
![]() |
|
سینمای ما - فرزاد حسني تا يک ماه ديگر به تلويزيون بازمي گردد. زخم های رويا عنوان يک کار روتين 10 قسمتي است که از ديروز به کارگرداني حسين سهيليزاده کليد خورد.اين سريال که قرار است پخش آن از چهاردهم اسفندماه و از شبکه دوم سيما آغاز شود يک کار سياسي، تاريخي و مذهبي است. متنها را عليرضا کاظميپور نوشته و تهيهکنندگي آن به عهده مهران رسام خواهد بود.فرامرز قريبيان، الهام حميدي، حامد بهداد، فرزاد حسني، مرجان شيرمحمدي و محمد مختاري هم بازيگراني هستند که حضورشان در اين سريال قطعي به نظر ميرسد.متن 5 قسمت از زخمهاي رويا که پخش آن در 10 شب متوالي اتفاق خواهد افتاد آماده است و کاظميپور ميکوشد تا با توجه به شروع فيلمبرداري ساير متنها را به کارگردان برساند. | |
این یه خبر خوب برای خودم و بقیه طرفداران فرزاد حسنی بود
خبر بعدی برای جمشید مشایخی از همه میخوام برای سلامتی این بازیگر دعا کنند
| جمشید مشایخی را عمل کردند / برای بهبود حال جمشید مشایخی دعا کنیم | |
![]() |
|
سینمای ما - جمشيد مشايخي، بازيگر پيشكسوت سينما، تئاتر و تلويزيون پس از عمل جراحي در بخش مراقبتهاي ويژه (آي سي يو) بيمارستان آتيه بستري شد . به نقل از مسئول بخش آي سي يو بيمارستان آتيه، حال عمومي اين هنرمند روبه بهبودي است و دوره نقاهت پس از عمل جراحي را بسر ميبرد. مشايخي شنبه شب به دليل درد شكم و انسداد روده در بيمارستان آتيه بستري و شب گذشته مورد عمل جراحي قرار گرفت. | |
اینم از پست امروز راستی سریال پریدخت رو میبینید
به نظر من کار خوب و جالبی به خصوص اینکه ۳ تا از هنر پیشه های محبوب من توش بازی میکنن
یکی لیلا حاتمی،علی مصفا و کامبیز دیرباز
امیدوارم لذت برده باشین
تا پست بعدی![]()
![]()
![]()
امروز با یک سری از اخبار اومدم که اولیش از خبر گزاری مهر:
| پائیز گرم و جنجالی تلویزیون | |
| مجموعههای فصل پائیز تلویزیون امسال دو مولفه مشترک را با خود یدک کشیدند: یکی جسارت در انتخاب مضامین و دیگری رکورددار شدن در برانگیختن واکنشها همراه با اعتراض و انتقاد. | |
|
به گزارش خبرنگار مهر، تلویزیون پس از رکود تابستانی، پائیز را با دست پر آغاز کرد. رکود در مضمون و ساختار مجموعهها شاید در آمارهای رسمی رسانه ملی لحاظ نشد یا چندان به چشم نیامد، ولی نفس ناماندگاری این آثار پس از گذشت تنها یک فصل که مخاطب را وادار به جستجوی بایگانی ذهنی برای پیدا کردن نام مجموعههای این فصل میکند، به خوبی گویای این است که تابستان تلویزیون اصلاً گرم نبود. از معدود مجموعههای این فصل که به واسطه ساختار تعداد قسمتهای طراحی شده، در فصلهای پائیز و زمستان همچنان به پخش خود ادامه میدهند، می توان به "چهل سرباز" و "چارخونه" اشاره کرد. دو مجموعه در حیطههای مختلف که اولی مقطع تاریخی ایران باستان و دومی طنزی سهل الوصول را محور کار قرار دادند. "چهل سرباز" به کارگردانی محمد نوریزاد و تهیهکنندگی محمد اسماعیلی در 28 قسمت ساخته شده و چهار دوره تاریخ ایران را به تصویر میکشد، دوره اساطیری که روایتگر جنگ رستم و اسفندیار است. بعد از هشت قسمت داستان وارد دوره اسلامی شده و زندگی پیامبر از زمان هجرت به تصویر کشیده میشود، یعنی زمانی که امیرالمؤمنین (ع) فاطمه (س) را از مکه به مدینه میبرد و بعد از جنگ خندق و خیبر داستان مباهله نشان داده میشود.
مجموعه در مقطع سوم وارد زندگی پیامبر میشود و به بررسی علت نوشتن شاهنامه و عشق فردوسی به علی و تشیع میپردازد و چهارمین دوره داستان امروز را روایت میکند. داستان مردانی از جنس امروز با همان پشتوانه تاریخی و اساطیری که روایتگر اتفاقاتی خواهند بود. نکته جالب درباره این مجموعه آنکه از قبل از پخش، کارگردان در پیامهای مختلفی مخاطبان این مجموعه را به صبر و حوصله و به نوعی تحمل کار دعوت کرد که رویکردی خاص است. "چهل سرباز" از همان ابتدای پخش به خاطر جذابیت پیدا نکردن روایت و داستان، جلوههای ویژه ابتدایی و ... نه توانست مخاطب عام را جذب کند و نه علاقمندان به تاریخ کهن ایران و اسلام را. حسین ابراهیمی الوند، نویسنده و مترجم درباره این مجموعه گفته: "در این سریال با وجودی که میبایست بر جایگاه اسطورهها تأکید شود، ملغمهای از موارد مختلف و گیجکننده به چشم میخورد و شخصیتهای شاهنامه به آن شکل که باید برای مخاطب قابل لمس نیست. حتی نقش رستم تاثیر منفی بر مخاطب میگذارد." وی ادامه داده: "واقعیت این است که سازندگان و افرادی که علاقمند به بازآفرینی متون کهن در دنیای امروز هستند ارتباط چندانی با پژوهشگران و اسطورهشناسان ما برقرار نمیکنند و از جزئیات این آثار اطلاعی ندارند. شاید دلیل اینکه یک متن خیلی ناقص و دور از ذهن به مخاطب امروز ارائه می شود همین نبود ارتباط باشد." نوریزاد کارگردان فیلم هم اعتراف کرد: "میدانم برخی مخاطبان از آشفتگی مجموعه رنج بردند یا ارتباطشان را با مجموعه قطع کردند، اما در سینما و تلویزیون ما کمتر به شیوههای دیگر کاری ساخته شده و کمتر سعی کردهایم سواد بصری او را بیشتر کنیم تا از دیدن کار متفاوت لذت ببرد. عمده کارها هم در رسانه سهلالهضم است و کمتر اندیشه مخاطب را به سوی پویایی و رشد میبرد. به همین دلیل از ابتدا عواقب خطرناک این کار را میدانستم." "چارخونه" مجموعه ای طنز به کارگردانی سروش صحت و تهیه کنندگی محسن چگینی از تابستان روانه پخش شد. این مجموعه از این وجه اهمیت داشت که به نوعی اولین کار مستقل چگینی پس از جدا شدن از برادران گلیان و مهران مدیری بود و این وجه رقابتی بر حاشیه و متن این مجموعه تأثیر گذاشت. اما "چارخونه" با در اختیار گرفتن برخی نویسندگان کارهای طنز قبلی چون محمدرضا آریان، علیرضا ناظرفصیحی، حمید برزگر، علیرضا بذرافشان و ... در حالی که مهرههای شاخص این عرصه (برادران قاسمخانی، خشایار الوند، امیرمهدی ژوله)درگیر قرارداد خود با برادران گلیان بودند. اما این ترکیب هر چند از حضور صحت به عنوان نویسنده هم گاهی بهره میبرد، نتوانست گامی رو به جلو در عرصه طنزهای روتین محسوب شود. حضور ستاره های تلویزیونی عرصه طنز که در کارهای قبل خوب جواب داده بودند مانند حمید لولایی، مریم امیرجلالی، رضا شفیعی جم، جواد رضویان و ... هم نتوانست کار را از ورطه سقوط نجات دهد چرا که "چارخونه" مصداق مثل خانه از پای بست ویران است شد. این مجموعه از ابتدا با شرط ساخت کمتر از 90 قسمت از سوی مسئولان شبکه سه به تولید رسید، ولی این نکته به تدریج کمرنگ شد و تا آغاز ماه رمضان به پخش ادامه داد. در ایام تعطیلی هم اعلام شد که 90 قسمت دوم این مجموعه تا آغاز ماه محرم تولید و پخش میشود. "چارخونه" با وجود راضی نبودن مخاطب همواره در آمارهای رسانه ملی از درصد رضایتمندی مناسب برخوردار بود و بالاخره در روزهای آغاز زمستان با پخش پشت صحنه به کار خود پایان داد. اما مجموعههای پائیزی تلویزیون را که از نظر می گذرانیم، در نگاه اول وجه جسارت و نوآوری در انتخاب مضامین پررنگ می شود و البته این جسارت تاوان سنگینی هم دارد که بیشترین واکنش های را به این مجموعه ها وارد کرده است. "حلقه سبز"، "ساعت شنی"، "روزگار قریب"، "شهریار"، "بیداری" و "بیصدا فریاد کن" مجموعه های جدید این فصل هستند که در کنار آنها مجموعه تکراری "مار و پله" پس از پایان "پول کثیف" هم پخش شد. "حلقه سبز" دومین مجموعه ابراهیم حاتمی کیا کارگردان سینمای دفاع مقدس دیروز و سینمای اجتماعی امروز است که پس از "خاک سرخ" روی آنتن تلویزیون رفت. مجموعه ای که با انتخاب یک روح به عنوان کاراکتر محوری، رویکردی ماورایی به موضوع پیوند اعضا دارد. هر چند مجموعه جدید حاتمیکیا در حد و اندازههای انتظاراتی که از یک کارگردان سینما و حتی توقعاتی که از سازنده "خاک سرخ" میرفت، ظاهر نشد. اما نکته مهمتر و جنجالی این مجموعه واکنشهای زودهنگام پس از پخش اولین قسمت آن بود. از اعضا انجمن پیوند تا پزشکان و ... در واکنشهای مختلف به این مجموعه موضع گرفتند و سهلانگاری در پرداختن به زوایای پنهان و آشکار پیوند اعضا را موجب از رونق افتادن توجه متقاضیان به امر پیوند دانستند. "حلقه سبز" هر چند واکنش برانگیز بود، به پخش خود ادامه میدهد و در حال حاضر بیشترین جذابیت خود را از حضور حمید فرخنژاد در نقش یک روح که مخالف اهداء قلب خود به دیگری است، دریافت می کند. حضوری که باز هم تحت تأثیر دامنههای تخیلپردازی نویسنده، زیر سایه بزرگ شدن سن و سال این روح، تغییر ظاهر و چهره پردازی و گویش وی جلوه خود را از دست می دهد. این مجموعه همچنین به جهت اینکه پس از مجموعه ماه رمضانی "اغماء" پخش شد که هم به ارواح و هم به بیمارستان و اتاق عمل میپرداخت، نوعی پس زدگی در مخاطب ایجاد کرد که بیاختیار از این فضاهای تکراری و موقعیتهای ماورایی خسته شده بود. "ساعت شنی" به نویسندگی احمد رفیع زاده و کارگردانی بهرام بهرامیان، به نوعی جنجالی ترین مجموعه این فصل است. این مجموعه با محور قرار دادن موضوع رحم جایگزین که در عرصه رسانه ملی و جامعه موضوعی تازه و البته جسورانه است، از ابتدا مورد بحث و نقد قرار گرفت. این مجموعه با شیوه پخش در روزهای زوج به نوعی جوی خاص را وارد فضای جامعه کرد و واکنشها از همان زمان آغاز شد. هر چند می توان شیوه دراماتیک کردن چنین موضوع حساس و خاصی را در "ساعت شنی" مورد نقد و تحلیل قرار داد ولی بیشتر واکنشهای ایجاد شده به نوع پرداختن به معضلات اجتماعی در مجموعه و به گفته این منتقدان سیاهنمایی آن بازمیگردد. رسانه ملی در اوج انتقادات در حالی که شورای نظارت پخش بر برنامه های این رسانه هم اعتراض خود را به مهندس ضرغامی اعلام کرد، شروع به پخش میزگردهای تحلیلی کرد که از حضور صاحبنظران و مسئولان مرتبط هم بهره می برد. در این میان رئیس رسانه ملی هم خود به صورت شفاف به انتقادات پاسخ داد و راه را برای مباحثه با معترضان باز گذاشت. مجموعه "ساعت شنی" با رکورددار شدن در اعتراض و انتقاد این هفته هم از سوی سخنگوی دولت غلامحسین الهام مورد نقد قرار گرفت و البته هنوز پرونده پخش هفتگی این مجموعه در شب های شنبه باز است و ... ابهام و نگرانی از ادامه نیافتن آن همچنان بر قوت خود باقی است.
"روزگار قریب" به نویسندگی و کارگردانی کیانوش عیاری با پشت سر گذاشتن نزدیک به شش سال تولید در فصل پائیز آغاز به پخش کرد. عیاری که متخصص نمایش واقعگرایانه زندگی بر پرده سینما و تلویزیون است، با تلاش بی وقفه و تمرکز بر وجوه پنهان زندگی دکتر محمد قریب، بنیانگذار پزشکی نوین کودکان در ایران، انتظارات برای دیدن این مجموعه را بالا برد. مجموعه عیاری از معدود کارهایی است که میتواند در حد و اندازه های نام و اعتبار کارگردان و البته انتظاراتی که به واسطه طولانی شدن زمان تولید و ... می رود، ظاهر شود. مجموعه ای که توانست نمایش زندگی دکتر قریب را به روایتی دراماتیک بدل کند که اصلاً وجه نمایشی آن توی ذوق نمی زند. به علاوه عیاری که استاد انتخاب درست بازیگر و بازی گرفتن طبیعی از بازیگران است در "روزگار قریب" توانست بازی تحسینآمیز از مهدی هاشمی، آفرین عبیسی، مهران رجبی، بازیگر سنین کودکی دکتر قریب و ... بگیرد. این مجموعه از جهت اختصاص پنج بازیگر مختلف به مقاطع مختلف سنی قهرمان اصلی هم رکورددار است و در مجموعههایی چون "حضرت یوسف"، "شهریار" و ... این تعداد به بیش از سه بازیگر نرسیده است. این مجموعه هر چند از وجه اعتراض و انتقاد مجموعه های قبل بی بهره بوده ولی حاشیه های دیگری داشته که واکنش هایی را به همراه داشته است. به تصویر درآمدن کاراکتر مهندس مهدی بازرگان که رضا بابک با چهره پردازی تحسین شده بسیار به ظاهر او نزدیک شده، از نکاتی بود که مشاهده این شخصیت سیاسی را پس از گذر سالیان از اتفاقات آغاز انقلاب، مورد توجه و البته انتقاد قرار داد. "شهریار" به نویسندگی مهدی سجادهچی و کارگردانی کمال تبریزی با تولیدی دو ساله پخش خود را آغاز کرد. زندگی شاعر معاصر آذری زبان که نقاط اوج و فرود دراماتیک فراوانی حتی در نقل قولهای دهان به دهان دارد، به نظر محوری مناسب برای ساخت یک مجموعهای است که در عین حال می تواند وجهی از تاریخ معاصر ایران را هم در بربگیرد. اما به نظر می آید همین وجه موجب ضربه زدن به وجه دراماتیک زندگی شهریار شده و ادغام شدن این وجوه در یکدیگر و پرش های نابهنگام در روایت موجب شده نه تنها حق مطلب درباره زندگی شهریار ادا نشود بلکه ترسیم اوضاع سیاسی اجتماعی آن روزگار هم به کاریکاتوری از واقعیت بماند. همان وجهی که در "روزگار قریب" با هوشمندی و نگاهی متعادل به تاریخ و درام نقطه قوت کار شده، در "شهریار" کار را به شکست کشانده است. دوگویشی بودن مجموعه که با زیرنویس های فارسی همراه است، انتخاب نامناسب بازیگران و مجموعه ای از عوامل این شک را تبدیل به یقین می کند که تبریزی وسواس و توجه همیشگی را برای ساخت این مجموعه به کار نبرده و به نوعی سفارشی بودن کار به شدت توی ذوق می زند. "بیداری" به نویسندگی و کارگردانی بهرام عظیم پور در میان مجموعه های این فصل شاید بی سر و صدا و کم حاشیه ترین محسوب شود. عظیم پور که دستیاری، انتخاب بازیگران و بازیگردانی در پروژه های کارگردانان سینما و تلویزیون را به عهده داشته با ساخت این کار وارد عرصه کارگردانی شده تا سلایقش را از وجهی دیگر مورد توجه مخاطب قرار دهد. "بیداری" از وجه جسارت مضمون انتخابی اگر در فصلی غیر از پائیز امسال، مثلاً همین تابستان گذشته به نمایش درمی آمد، می توانست مورد توجه بیشتری قرار بگیرد و بیشتر در موردش صحبت شود. چیدمان شرایط ازدواج یک دختر روستایی با پسری پولدار و تهرانی در جای خود با نوع پرداخت انجام شده، تازگی و جسارت دارد. به خصوص وقتی در همان قسمت های ابتدایی با حذف پسر جوان و مرگ او، شرایطی غیرقابل پیش بینی برای ترنگ و مخاطب پیش می آید. این مجموعه جز مضمون از زبان و لحن تصویری خاصی هم بهره می برد. این وجه از بازیهای سرد، تخت و دور از احساساتزدگی بازیگران مجموعه تا نوع کارگردانی، انتخاب نما و قاب هایی خاص و حفظ فاصله از موضوع مرکزی هر سکانس نشأت می گیرد. مجموعه ای که با ریتمی مناسب و تداوم ماجراسازی باورپذیر در روند داستان می تواند مخاطب را به نوع جدیدی از مجموعه ها پیوند دهد.
"بیصدا فریاد کن" به نویسندگی و کارگردانی مهدی فخیم زاده از دیگر مجموعه های این فصل است. این مجموعه در ادامه "خواب و بیدار" و "حس سوم" به نوعی ضلع سوم این مثلث را تشکیل می دهد. مجموعه ای با حضور یکسری بازیگران ثابت که حضور همیشگی فخیم زاده را هم در میان کاراکترهای محوری یدک می کشد و البته تعقیب و گریز و اکشن حرف اول را در آن می زند. در مورد کارهای فخیم زاده به خصوص مجموعه های تلویزیونی اش ذکر این نکته لازم به نظر می آید که او یک نوع خاص از مضمون، پرداخت تصویری و کلاً مجموعه سازی را مورد توجه قرار داده و تلاشی هم نمی کند فراتر از معیارهای شناخته شده و تعریف شده آن حرکت کرده و به گفته دیگر ساختارشکنی یا آشنازدایی کند. |
اخبار مربوط به دعوت:
حالا میریم سراغ اخبار فیلم دعوت:
| |||
|
«محمد پيرهادي» در گفت وگو با خبرنگار سينمايي فارس گفت: فيلمبرداري «دعوت» كه از روز عيد سعيد غدير خم آغاز شده بود، در تهران ادامه دارد و بازيگران به تدريج جلوي دوربين «ابراهيم حاتميكيا» ميروند. | |||
و خبر بعدی از دعوت:
| ادامه «دعوت» در برف و سرما/ مهناز افشار، سيامك انصاري و آناهيتا نعمتي هم مقابل دوربين رفتند | |||||||
![]() |
|||||||
|
سينماي ما- فيلمبرداري "دعوت" (ابراهيم حاتميكيا) بهرغم بارش برف و سردي هوا همچنان در تهران ادامه دارد. گروه فيلمبرداري جديدترين ساختهي حاتميكيا بهدليل تنوع لوكيشنهاي فيلمنامه با جايگزيني سريع لوكيشنهاي مربوط، فعاليت خود را پي گرفتهاند. خبر جدیدم از دعوت که خیلی خوشحالم کرد حضور دعوت در جشن خانه سینما
سینمای ما ـ امیر کاظمی: بیش از ۱۵ درصد از فیلمبرداری « دعوت » ٬ جدیدترین ساخته ابراهیم حاتمی کیا ٬ می گذرد و فیلمبرداری آن در شرق تهران ( لویزان ) با حضور سیامک انصاری ٬ مهناز افشار ٬ آناهيتا نعمتي و هدي ناصح ادامه دارد . محمد رضا فروتن ٬ ثریا قاسمی و سحر جعفری جوزانی نیز سه بازیگر اصلی اپیزود یک « دعوت » هستند که چند روزی از اتمام بازی آنها در این فیلم می گذرد . بخاطر شرایط بد آب و هوایی تغییراتی در برنامه فیلمبرداری بوجود آمده است و لوکیشن ها بر اساس شرایط جوی انتخاب می شوند . بزودی مراحل فنی « دعوت » آغاز می شود و قرار است فیلم برای نمایش در جشن خانه سینما آماده شود . لازم به ذکر است بر خلاف اعلام چند خبرگزاری در رابطه با حضور اصغر شاهوردی به عنوان صدابردار ٬ مهران ملکوتی صدابرداری این پروژه را بر عهده دارد . آرزو میکنم دعوت برای جشن خانه سینما حاضر بشه
مطلب آخر هم در مورد خانم یثربی:
| |||||||
سلام به همه دوستای خوب و نازنین![]()
![]()
نمیخواستم پست تلخ بزارم ولی هفته قبل دو تا از بهترین های ایران فوت کردن و وظیفه خودم دونستم که حتما در موردشون بنویسم
هفته قبل هفته تلخی بود
دو نفر از بهترین ها در دو حوزه مختلف فوت کردند اولین نفر بزرگ مرد نمایشنامه نویسی ایران اکبر رادی بود
آثار اکبر رادی را گاه با نویسندگانی چون ((ایبسن)) و ((چخوف)) هم تراز میدانند.در آثار او واقعیت های آرام و خاموشی در جریان است و محیط آثار او اغلب اغلب گیلان و فضای شمال است.آثار او عبارتنداز:افول،از پشت شیشه ها،ارثیه ایرانی،صیادان،هاملت با سالاد فصل،آهسته با گل سرخ،مرگ در پاییز،در مه بخوان
من از بین این نمایشنامه ها صیادان رو خونده بودم قلم این نویسنده بی نظیر بود.
از همین جا فوت این استاد رو به همه مردم ایران تسلیت میگم.
و اما دومین تسلیت که من رو واقعا شوکه کرد و گریم گرفت و اون درگذشت جوان بسکتبالیست ایران آیدین نیکخواه آزاد بهرامی.
نمیدونم شما هم مثل من اهل دیدن مسابقات بسکتبال هستین یا نه من مسابقات بسکتبال رو در حد ملی همیشه دنبال میکردم تا مسابقه فینال آسیا که ایران تونست با قهرمانی خودش به مسابقات المپیک صعود کنه.
توی اون بازی آیدین ستاره بود تونست امتیاز های زیادی برای تیم ملی ایران بیاره.
وقتی این خبر رو شنیدم بهت زده شدم واقعا برام مثل شوک بود.
آیدین جوونی که 26 سالش بیشتر نبود.
من این ضایعه بزرگ رو به همه مردم ایران و خانواده نیکخواه آزاد بهرامی و برادر محترمشون صمد نیکخواه آزاد بهرامی تسلیت میگم.
و از همه میخوام برای شادی روح این دو عزیز فاتحه ای بخونن.![]()

خبر از دعوت
چند وقت قبل در یکی از روزنامه های غیر تخصصی کشور خبری مبنی بر حضور پور سرخ در فیلم دعوت اعلام شد.چون این خبر رو توی هیچ کدوم از خبر گزاری های معتبر دیگه نزده بودن من از گذاشتن خبر صرف نظر کردم.
تا اینکه چند وقت قبل این خبر رو تو سایت سینما خوندم:
سینمای ما ـ امیر کاظمی: فیلم «دعوت» به کارگردانی ابراهیم حاتمی کیا ٬ روز شنبه همزمان با روز عید غدیر در تهران کلید می خورد . با منتفی شدن بازی محمدرضا گلزار ٬ پوریا پور سرخ و پژمان بازغی در این فیلم ٬ دعوت در روز شنبه با حضور محمدرضا فروتن ٬ ثریا قاسمی و سحر جعفری جوزانی به جلوی دوربین می رود . با پخش سریال ساعت شنی ٬ سریال پر طرفدار این روزها ٬ کم رنگ تر شدن برخی از خطوط قرمز پزشکی را حس می کنیم . « دعوت » نیز یک درام ( زنانه ـ پزشکی ) است و داستانی از ۶ زوج را روایت می کند که در گیر مسائل سقط جنین و رحم اجاره ای هستند . این فیلم دارای ۱۲ بازیگر اصلی است که به همراه ۱ بازیگر محوری ( احتمالاً کتایون ریاحی ) در این فیلم بازی می کنند . با قطعی شدن اسامی ۱۲ بازیگر فیلم ٬ این اسامی بزودی از سایت سینمای ما اعلام می شود.
مطلب بعدیم از آقای حاتمی کیا مربوط میشه به پروژه ای که ایشون به عنوان مشاور حضور دارند:
آقای حاتمی کیا در پروژه همه زنده بودند به کارگردانی منیر قیدی به عنوان مشاور کارگردان حضور دارند.
اگه خبر دیگه ای از این پروژه گرفتم حتما بهتون میگم.
خانم رستم پور نویسنده مطلب شب یلدا لطف کردن و به پست قبلی سر زدن امیدوارم همیشه ایشون رو اینجا ببینم.
مطلب دیگه ای که از کتاب ایشون نوشتم مربوط میشه به اصطلاحاتی که از زمان مهریان در ایران باقی مونده:
مهریان برای آنکه غارها و معابد خود را روشن نگه دارند شمع می افروختند سنت شمع روشن کردن در جاهای مقدس مانند مساجد و کلیساها از آیین مهریان باقی مانده است.
اصطلاح((به همین سوی چراغ قسم))نیز از آیین مهر باقی مانده است،این اصطلاح در میان عامه به معنای سوگند راست و بی غش و نص صریح،یادآور هم پیمانی با مهر است ، که خود روشنی بکر و بی آلایش است.
کلاغ نزد عامه مردم به خوش خبری و پیام آوری معروف است اوست که فرمان قربانی کردن گاو را از جانب سل به مهر میرساند.واین خبر نیکی بود زیرا مهر با قربانی کردن گاو به جهان زندگی میبخشد.
اصطلاح((یارغار)) نیز از آیین مهر است.مهریان چون برای به جای آوردن نیایش های خود در گروه های کوچک در غار ها جمع میشدند،یکدیگر را یار غار میخواندند.این اصطلاح از آن زمان برای ایرانیان به یادگار مانده است.
دو اصطلاح ((فلان کس شیر شده)) یا ((فلانی برای ما شیر شده))نیز از آیین مهر باقی مانده است.از مراتب هفتگانه مهری مرتبه چهارم به نام ((شیر)) است و فردی که به این مقام میرسد باید از نظر نیرو و توان در میان دیگران قدرتمندترین باشد.مرتبه شیر،اولین مرتبه معنوی از مراتب آیین مهر است و آن کس که به این مرتبه رسیده باشد باید روح و جسمش تربیت شده باشد.
اصطلاح((مستی و راستی)) نیز متعلق به مهر است مهریان مردمی میخواره بودند و معتقد بودند افراد در زمان مستی از خود بی خود میشوند و عنان از دست داده و چهره واقعی خود را نشان میدهند و به راستگویی میپردازند.
دوست عزیزی که وبلاگ برای حامد بهداد رو مینویسن لطف کردن و فایل دانلود تیتراژ آغازین و پایانی حلقه سبز رو برای من فرستادن که من براتون میزارم:
دانلود تیتراژ آغازین:
http://www.irtvi.com/downlod/hamid/16/Halgheh%20sabz1(Www.TvI.IR).wma
دانلود تیتراژ پایانی:
http://mihanblog.com/Manager/www.irtvi.com/downlod/hamid/16/Halgheh%20sabz2(Www.TvI.IR).wma
از همین جا ازش تشکر میکنم
امیدوارم خوشتون اومده باشه
تا پست بعدی
یا علی![]()
![]()
![]()
![]()
سلام به همه شما دوستای عزیزم![]()
![]()
اعیاد قربان و غدیر رو به شما تبریک میگم ![]()
![]()
![]()
آپ امروز یه آپ چند بخشی که توش راجع به همه چیز توضیح دادم.
اولین قسمت این آپ یه مصاحبه از سرکار خانم تیر انداز
توی این شماره مجله فیلم و سینما یه مصاحبه از خانم تیرانداز چاپ شد.
مصاحبه جالبی بود و من متن کامل این مصاحبه رو براتون میزارم امیدوارم خوشتون بیاد...
خانم تیرانداز،کمی در تلویزیون البته قبل از حضور در مجموعه حلقه سبز،کم کار بودید.گویا بیشتر اوقات شما به حضور روی صحنه تئاتر گذشته است؟
بله،اتفاقا قبل از حضور سر کلاس آقای حاتمی کیا،حدود یک سال درگیر اجرای یک نمایش خارج از کشور بودم.یک سال هم درگیر ضبط این سریال بودیم.به همین دلیل به نظر کمی حضور من کمرنگ به نظر رسیده است و بعد از این کار هم یک تله فیلم با آقای اسحاقی داشتم که پخش شد.در حقیقت بیکار نبودم شاید فاصله کارهای من در تلویزیون یک مقدار زیاد بود اما مشغول بودم.
همکاری با ابراهیم حاتمی کیا برای تو چگونه بود؟
به هر حال کار کردن با کارگردان بزرگ و با سابقه مثل ابراهیم حاتمی کیا برای هر بازیگری میتواند دلچسب و لذتبخش باشد.
معمولا ابراهیم حاتمی کیا در آثار قبلی اش به شکل کامل از چهره های سنمایی و تلویزیونی استفاده میکرد اما در این کار ما تنها دو سه بازیگر ...
من یک جای دیگر هم گفته ام،به هر حال حضور بازیگران خوب و چهره برای هر کاری مغتنم است اما مطلب مهم که اینجا هست این است که بقیه بازیگران هم باید یک جا مجال حضور پیدا کنند.خیلی بازیگران خوبی در این مملکت حضور دارند که تا به حال به دلایل مختلف فرصت حضور جلوی دوربین را پیدا نکردند.من فکر میکنم کاری با این شکل و شمایل خیلی میتواند کمک کند تا این افراد هم خودشان را نشان دهند.کمااینکه من معتقدم کار بایستی مخاطب خودش را پیدا کند.
اما باید قبول کنید یکی از مسائل مهم در جذب مخاطب حضور بازیگران چهره است.(البته منظورم تنها حلقه سبز نیست)
به نظر من این مسئله در تلویزیون به این شدت مطرح نیست،شاید در سینما مسئله مهمتر باشد.به هرحالحضور بازیگران چهره به یک کار کمک میکند اما شما بارها تلویزیون را روشن کرده اید و در ان کار با چهره های زیادی مواجه شدید اما آن کار مخاطبی نداشته است.من خیلی به این مسئله اعتقاد ندارم کما اینکه در سینما هم این موضوع را قبول ندارم.من معتقدم فیلم خوب هم میتواند فروش خودش را داشته باشد.شما در سریال آقای اسعدیان(راه بی پایان)،شما خیلی چهره آنچنانی نمی دیدید اما به نظر من سریال بسیار خوبی بود.هر جا که من بودم میدیدم از این سریال به نیکی یاد میکنند.در این سریال یک سری بازیگر جوان ،خوب و آینده دار در کنار چند چهره تلویزیونی یا مطرح حضور داشتند و کار بسیار خوب و پرمخاطب بود.البته باید در پرانتز بگویم خود این داستان(حلقه سبز)میطلبد که داستان حول این دو نفر میگذرد و بقیه شخصیت ها کمتر حضورتر هستند.البته آقای حاتمی کیا هم هستند که دائما حضور دارند و یکی از شخصیت های این مجموعه تلویزیونی هستند.با این حال دوباره تکرار میکنم من معتقدم باید به بازیگران جدید و جوان هم فرصت داد تا خودشان را پیدا کنند.اگر مدام بخواهیم به یکسری بازیگر بسنده کنیم،فکر نمیکنم شکا خوبی داشته باشد.
البته با عنایت به اینکه ابراهیم حاتمی کیا هیچ بازیگری را بدون دلیل انتخاب نمی کند،اما قبول دارید که نام ابراهیم حاتمی کیا و کارنامه اش به او فرصت امتحان کردن نمیدهد؟
بله،اما آقای افخمی فیلم عروس را ساختند و آن زمان نه آقای پورعرب و نه خانم نیکی کریمی چهره آن چنان شناخته شده ای نبودند اما بسیار در کارشان موفق بودند و فیلم با مخاطب بسار خوبی هم مواجه شد و فروش خوبی هم داشت.باز هم در سینمای ما هستند نمونه های دیگری که فیلم های خوب و ماندگاری بودند ولی با چهره های مطرح آن زمان ساخته نشده اند بلکه با آن کار تبدیل به چهره های مطرح آینده سینما شدند.
پس معتقد هستین بر مبنای فیلم نامه و با تفکر قبلی،ابراهیم حاتمی کیا کنار نقش های محوری این مجموعه تلویزیونی،بازیگران دیگرشان را انتخاب کردند؟
این مسئله را باید از خود آقای حاتمی کیا سئوال کنید.چون من فقط به عنوان بازیگر در خدمت این مجموعه بودم.اولین روزی که من رفتم آقای گودرزی بازیگردان و انتخاب بازیگر بودندبعد از ایشان هم آقای حاتمی جایگزین ایشان شدند.بخش اعظم کار این دوستان انتخاب بازیگران این کار بود که البته به دیدگاه آقای حاتمی کیا هم بر میگردد.
شما سالهاست در عرصه تئاتر فعالیت میکنید و به عنوان کارگردانچندین کار در کارنامه تئاتریتان وجود دارد.به نظر شما حضور یک بازیگردان میتواند در یک کار تصویری مفید باشد؟خیلی از هم کاران شما با حضور رابطی بین بازیگر و کارگردان(بازیگردان)موافق نیستند؟
در این کار نهایت همه چیز به آقای حاتمی کیا بر می گشت. در حقیقت ما بازیگردان تمرین میکردیم ،میزانسن ها را درمی آوردیم،نظراتمان را میگفتیم،خود بازیگردان هم نظرش را ارائه میکرد،در انتها اوکی دادن و تصییح بازی ها توسط خود آقای حاتمی کیا صورت میگرفت.
از داستان حلقه سبز صحبت کنید.چطور این موضوع به نظرتان بکر رسید؟
من خیلی موضوع این فیلم نامه را دوست داشتم.برای اولین بار که فیلم نامه را خواندم،حس کردم این کار دارای سکانسهای درخشانی خواهد بود.ما هم سعی کردیم با راهنمایی های آقای حاتمی کیا آن را اجرا کنیم.اما خوب در مونتاژیک مقدار تغییر و تحولات رخ داد که قاعدتا آن هم نظر خود کارگردان بوده است.باز هم میگویم من تنها به عنوان یک بازیگر میتوانم نظر بدهم.موضوع داستان حلقه سبز به نظر من نو بود.مگر ما کلا چند موضوع در جهان داریم،من فکر میکنم نگاه و شیوه نگاه است که باعث میشود یک کار بادیگر کارها متفاوت و متمایز باشد.
آیا قبول دارید با پخش سریال حلقه سبز بعد از پخش مجموعه اغما در ماه مبارک رمضان و ایجاد یک ذهنیت سور رئال در تماشاگر از آن کار،کمی حلقه سبز را تحت شعاع قرار گرفت؟
در ابتدا خیلی ها فکر میکردند آقای فرخ نژاد در این کار جن است.با این حال فکر میکنم اگر این شبه هم ایجاد شد به زودی برطرف شد.کما اینکه این کار دو سال قبل ساخته شده ولی سریال اغما در ماه رمضان همین امسال تولید و پخش شد.پخش آن سریال قبل از حلقه سبز به اعتقاد من باعث شد خیلی سوال ها برای تماشاگر به وجود بیاید که به اعتقاد من هیچ اشکالی ندارد که این سوالات را تماشاگر از خودش قبل از دیدن یک کار بپرسد.با این حال هرچه جلوتر میرویم تماشاگر هم متوچه میشود که این داستان با آن کار تفاوت دارد.
ما در این کار مخصوصا در قسمت هایی که حضور شما را در کنار حمید فرخ نژاد میبینیم،یک فضای سوررئال بر کار حاکم است.بازی شما در این فضای غیر واقعی دستخوش چه تغییراتی نسبت به یک فضای رئال شده است؟!چه کرده اید تا تماشاگر هم شما را در این فضا که برایش عادی و روزمره نیست،باور کند؟
درست است که فضای کار غیر واقعی است و یک روحی وجود دارد و...اما قرار است با واقعیت سروکار داشته باشیم.ما باید باور کنیم واقعا دختر این روح را می بیند.مبنای ما هم در بازی این بود که حضور این کاراکتر را در یک فضای رئالیستی ببینیم.
به هر حال شما از تماشاگر میخواهید هم نشینی این کاراکتر را با روح بپذیرد و باور کند مسئله ای را که تا به حال در زندگی واقعی خود با آن مواجه نشده است؟
من به عنوان یک بازیگر باید بپذیرم که ممکن است این واقعیت هم وجود داشته باشد.به هر حال نگاهی که در این فیلم نامه است این است که ما یک چهار چوبی بسازیم و در آن با تماشاگر حس همذات پنداری ایجاد شود.البته در تمام کارها همین طور است که یک چهار چوبی ایجاد میشود و به تماشاگر میگوید که داستان فیلم ما در این محدوده میگذرد .مثلا اسپایدر من،درست است که این کار یک فضای کاملا فانتزی دارد ،اما در انتها و حتی در طول داستانهمه باور میکنند که واقعا یک اسپایدرمنی وجود دارد.در چهار شگفت انگیز هم همین طور است.این نوع بازیگری که شما به آن اشاره میکنید من فکر میکنم در کمدی و درام تفاوتش بیشتر مشخص میشود.یعنی بازیگر با خودش میگوید من الان یک بازی کمدی قرار است داشته باشم،پس شکل بازی ام باید تغییر کند.ما در این کار قرار است یک فضای واقعی و رئالیستی را نشان دهیم.با این حال قبول دارم ما یک فضای غیر واقعی داریم و قاعدتا چهار چوب های بازی و برخوردهای بازی بازیگر ممکن است متفاوت باشد اما چهار چوب داستان واقعی است و ما میگوییم که در این شرایط،این اتفاق رخ میدهد و تماشاگر هم ما را در این شرایط میپذیرد.
این شخص هم ممکن است به عنوان یک فرد عادی،متوجه بشود که من الان با چیزی مواجه شده ام که تا به حال در طول زندگی ام با آن روبرو نشده بودم،حتما معتقد هستین که خود این کاراکتر به این باور نرسیده است؟
ببینید،این مسئله برمیگردد به ری اکشن هایی که او نسبت به این اتفاق از خود نشان میدهد.
او الان متوجه است که به چیزی دست پیدا کرده که بقیه از رسیدن به ۀن عاجز هستند؟
درست است،اما عکس العملش یک عکس العمل کاملا واقعی است.در نگاهی که در حال حاضر برای این فرد اتفاق افتاده است،بله همین طور است.اما در بازیگری من تفاوتش را متوجه نمیشوم اما در شکل نگاهی که در حال رخ دادن است بله این متفاوت است.قاعدتا وقتی که شرایط خاص این فیلمنامه و عکس العمل های متفاوت را می بینیم،ما هم به عنوان یک بازیگر یک چها چوب جدیدی را برای خودمان تعیین میکنیم.درست است که در زندگی واقعی هیچگاه ممکن نیست این اتفاق رخ بدهد که من با یک روح ارتباط برقرار کنم ولی وقتی که حالا در شرایط بازی قرار گرفته ام باید ببینم چه عکس العملی از خودم در مقابل این مسئله نشان میدهم.آن عکس العمل توسط ما به عنوان بازیگر ساخته شده است.
به نظر شما برقراری ارتباط این دو کاراکتر که در یک فضای سوررئال انجام شده است چقدر برای تماشاگر قابل باور است؟خود شما به عنوان یک تماشاگر چقدر این دو شخصیت را پذیرفته اید؟
این سوال را فکر میکنمتماشاگر و منتقدین باید جواب بدهند.اما من به عنوان یک تماشاگر که کار را میبینم حس میکنم بده بستان خیلی خوبی با آقای فرخ نژاد داشتیم،یک جورهایی ایده های همسو با هم داشتیم و شکل نگاه،هر دوی ما برای برقراری این ارتباط نزدیک به هم بود اما نتیجه این مسئله را باید از تماشگر سوال کرد.
تولید محدود این جنس کار در کشور ما باعث شده است تماشاگر و مخاطب تلویزیونیا حتی سینما،مقاومت زیادی برای باور در مقابل داستانهای سوررئال کند.برای باور این دست از ساخته ها،کار سازندگان یک مقدار در کشور ما مشکل است.به نظر شما ما(به عنوان سازنده)تا به حال توانسته ایم تماشاگرمان را با ایده های ذهنی مان همسو کنیم؟
من فکر میکنم بخش اصلی این مسئله برمیگردد به ضعف تکنیکی ما.ما باید تماشاگرمان را عادت بدهیم.به هر حال دادن خوراک راحت به تماشاگر شاهکار نیست.به نظر من تربیت تماشاگر به دیگر چیزهایی که تا به حال ندیده و تجربه نکرده،یک وظیفه سنگین است که در وهله اول بر دوش مسئولین تلویزیونی است که ایده های این چنینی را بتوانند پرورش بدهند و بخواهند ساخته بشود و بعد بر عهده سازندگان است.من معتقد هستم ذائقه تماشاگر را باید عادت بدهیم.به هر حال تمام کارهایی که برای مخاطب در تلویزیون ساخته میشود قابل احترام هستند.اما باید تماشاگر را از موضوعات معمولی بیرون بکشیم و چیز های مختلف را به او نشان بدهیم.آن خوراک هم میتواند در جای خودش مفید باشد.اما این خوراک هم باید در کنار آن وجود داشته باشد.
با توجه به سوابق قبلی ابراهیم حاتمی کیا و اینکه ایشان برای اولین بار به سراغ این جنس از کار رفته است،چقدر او را در نشان دادنایده جدیدش موفق دیدید؟
این خیلی خوب است.این ویژگی جزو ویژگی های بسیار خوب آقای حاتمی کیاست که دنبال کار جدید و نو است.من خودم هم سعی میکنم در کار کارگردانی تئاتر دنبال ایده های جدید و نو بروم.همیشه به دنبال متفاوت بودن و قرار نگرفتن در یک قالب هستم.دوست دارم تعریف نشدن را در تمام کارهایم داشته باشم.من کوچکتر از آن هستم که بخواهم در مورد آقای حاتمی کیا صحبت کنم.اما فکر میکنم آقای حاتمی کیا هم از این تجربه جدیدش خیلی راضی است.تماشاگر تا قبل از این کار زمان دیدن کارهای حاتمی کیا سئوال میکرد که این کار هم جنگی است؟یک جوری به جنگ ربط دارد؟ولی واقعا ایشان ساختار شکنی کردند و تماشاگر متوجه شد کار جدیدی از آقای حاتمی کیا میبیند که تا به حال از ایشان ندیده است.من خودم این شیوه نگاه را دوست دارم.
به نظر شما به عنوان کسی که کارهای قبلی ابراهیم حاتمی کیا را دیده اید و در این کار برای اولین بار جلوی دوربین او قرار گرفته اید،آیا حاتمی کیا وسواس همیشگی اش را که در کارهای قبلی اش به عینه دیده میشود،در این کار هم داشته است؟
در این کار ما بارها دیده ایم که ایشا تا وقتی که راضی نبوده اند از برداشت انجام شده اوکی نمیدادند و باید به آن چیزی که میخواستند دست پیدا میکردند تا سکانس بعدی...من معتقد هستم ایشان بسیار دقیق و موشکافانه کار میکردند.بنابراین با این عقیده به هیچ وجه موافق نیستم و این قدر سخت گیری های ایشان برای منلذتبخش بود که حدی برای آن ندارم شاید علت این باشد که من از تئاتر آمده ام همیشه عادت به تمرین و سختی دارم.من معتقد هستم که اگر یک روز بازیگر بگوید که من در این برداشت خوب و عالی بودم،آن روز مرگ بازیگر است.کار آقای حاتمی کیا یک کلاس دوباره نگری به خودم بود.
اخبار جدید از دعوت و فیلم حس پنهان
این قسمت رو به وبلاگ تازه اضافه کردم که هر وقت مطلب جدید از دعوت و فیلم حس پنهان که آقای حاتمی کیا مشاور این فیلم بودن گرفتم اینجا بزارم
از شما ها هم یه خواهش دارم و اون اینکه اگر خبری از دعوت و حس پنهان از یه منبع موثق گرفتین حتما برام توی قسمت نظر خصوصی هام و یا به میلم بفرستید تا همه بتونیم از اون استفاده کنیم.
اگر خبری هم از دعوت و حس پنهان نبود این قسمت وبلاگ خالی میمونه بود.
و اما خبر
به نقل از مجله فیلم و سینما
حضور کتایون ریاحی در فیلم دعوت
کتایون ریاحی در فیلم سینمایی دعوت به کارگردانی ابراهیم حاتمی کیا بازی خوهد کرد.کتایون ریاحی به دلیل حضور در مجموعه تلویزیونی حضرت یوسف(ع)سه سالی میشود در هیچ پروژه سینمایی ایفای نقش نکرده با پیشنهاد ابراهیم حاتمی کیا برای بازی در دعوت روبرو شده است.دلیل اصلی توافق هایی ریاحی و حاتمی کیا نقش کوتاه او در این فیلم است.او قرار است در یکی از اپیزودهای دعوت ایفای نقش کند.نکته جالب اینجاست که ابتدا قرار بود هدیه تهرانی این نقش را بازی کند.او حتی قرار داد بازی در دعوت را امضا کرده بود اما بعد از یک جلسه تمرین از بازی در فیلم حاتمی کیا انصراف داد.این پروژه قرار است اوایل دی ماه در تهران کلید بخورد. کتایون ریاحی بعد از بازی در تارا و تب توت فرنگی در هیچ فیلم سینمایی بازی نکرده است.

اين تهيهكننده ، اظهار داشت: براساس برنامه ريزي قرار بود تا اوائل دي ماه فيلم «دعوت» جلوي دوربين برود كه بر اين اساس، 8 دي فيلمبرداري را آغاز خواهيم كرد.
به گزارش فارس ، وي افزود: فيلم «دعوت» به بيستوششمين جشنواره فيلم فجر نخواهد رسيد و از ابتدا نيز با توجه به زمان صدور پروانه ساخت و پيشتوليد كار با حضور بازيگران زياد، نميتوانستيم براي حضور در جشنواره امسال برنامه ريزي كنيم.
محمدرضا فروتن، محمدرضا گلزار، مهناز افشار، مريلا زارعي، ثريا قاسمي، سحر جعفري جوزاني، ليلا اوتادي و حميدرضا پگاه از جمله بازيگران «دعوت» هستند.
عوامل سازنده «دعوت» عبارتند از: نويسنده و كارگردان: ابراهيمحاتميكيا ، تهيهكننده: محمد پيرهادي، مدير فيلمبرداري: تورج منصوري، مسئول انتخاب بازيگر و بازيگردان: چيستا يثربي، صدابردار: اصغر شاهوردي، دستيار اول كارگردان و برنامهريز: عليرضا شمسشريفي، مدير توليد: محمدرضا منصوري، طراح صحنه و لباس: كيوان مقدم.
خلاصه داستان: چند خانواده متفاوت با بحراني مشابه روبرو ميشوند و هر كدام از آنها بنا به نگاه خاص خود واكنشهايي از خود بروز ميدهند.
که اولیش مربوط میشه به شب یلدا
سی ام آذر نزد ایرانیان از ارزش خاصی برخوردار است.آنها شب سی ام آذر را یلدا می نامند و آن را جشن میگیرند.
((یلدا))یک واژه سریانی به معنای:کودک،ثمر و میوه است.این شب که طولانی ترین شب سال است در حقیقت جشن انقلاب شتوی(زمستانی)است که بعد از آنآفتاب از برج قوس(نیماسپ)به برج جدی تحویل میشود و روزها اندک اندک بلندتر میگردد.این طولانی ترین شب سال در نزد ایرانیان نحس بود،زیرا علاوه بر اینکه مردم در سرمای سخت زمستان دیر زمانی از دیدار خورشید محروم بودند،بنابر عقایدمذهبی نیز می پنداشتند که این شب طولانی ترین حمله اهریمن را در پی دارد و چون فردای ان شب روشنایی غالب میشد و روز طولانی تر میگشت،مردم برای دفع نحوست
آن شب،به شادی می نشستند و گرد هم به دور آتش جمع میشدند و در انتظار بر آمدن خورشید و در واقع زایش دوباره خورشید بودند که نحوست شب دراز را با تولد خود از میان میبرد.از جهت دیگر طبق تقویم اوستایی سال با فصل سرد شروع میشد. واژه سال مشتق از واژه sarada به معنی سرد است.این میرساند که سال اوستایی روزگاری با فصل سرما یعنی از نقطه انقلاب زمستانی و اول ماه آغاز میشده است.آغاز سال عبارت بود از دوباره زاده شدن یا دوباره پیدایی خورشید و آن اول دی ماه بود.ایرانیان معتقدند که مهر در چنین شبی متولد شده است و زمانی که این آیین به صورت یک دین به روم رفت یعنی سی ام آذر مصادف با بیست و یکم دسامبر بود که موسوم به روز مقدس مهر پرستان شد.در سده چهارم میلادی در اثر اشتباه حساب در کبیسه،روز بیست و پنجم دسامبر به نام روز تولد مهر شکست نا پذیر در میان مردم میترا پرست روم رایج شد.
بعد از ظهور مسیحیت در رومبیشتر آداب و ذسوم مهری به این مذهب منتقل شد.از جمله آن که میلاد مهر نجات دهنده به حضرت مسیح نجات بخشنده منتسب گشت و با پیشرفت مسیحیت در همه جا از جمله مشرق زمین رواج یافت.و با مسیحیت سریانی به ایران بازگشت و شب یلدا نامیده شد.
آن چه از شب یلدا برای ایرانیان باقی مانده،شب نشینی آن است مردم در این شب سفره مخصوصی می گسترند و از میان میوه ها بیشتر انار و از میان سبزی ها بیشتر هندوانه میخوردند،زیرا گل انار و گل هندوانه سرخ رنگ است.و مهریان به رنگ سرخ دلبستگی زیادی داشتند.مهریان سرخی بامدادی پیش از بر آمدن آفتاب رامظهر جلوه ایزد مهر میدانستند.
منبع:کتاب مهر پرستی در ایران هند و روم
نویسنده:سالومه رستم پور
راستی من شب یلدا رو از یه جهت دیگه هم خیلی دوست دارم
اونم به خاطر اینکه شب یلدا تولد مامانم
یه بار دیگه هم از اینجا تولد مامانم منبع مهر رو محبت رو بهش تبریک میگم.![]()
![]()
![]()

توی آپ بعدی در مورد اصطلاحاتی که از زمان مهریان در ایران باقی مونده مینویسم.
امیدوارم لذت برده باشین
شرمنده یه مقدار طولانی بود![]()
![]()
یا علی![]()

















