تبليغاتX
استاد سینما ابراهیم حاتمی کیا

پخش سی دی سنتوری و خبر کوتاهی از دعوت
جمعه بیست و ششم بهمن 1386 ساعت 15:59

به خدا نمیخواستم قالب رو عوض کنم ولی قالب قبلیم یه دفعه داغون شد حتی خودمم نمیتونستم توش برم برای همین مجبور به تعویض شدم این قالب موقتی تا قالب قبلی درست بشه.

قالب قبلیم درست بشه همونو میزارم

سلام

یه خبر جدید از دعوت به دستم رسید که گفتم سریع بزارمش:

۲۸/۱۱/۱۳۸۶

 

رمان «وقایع‌نگاری یک فیلم هنوز اکران نشده» نوشته «چيستايثربي» براساس آخرین طرح «ابراهیم حاتمی‌کیا» ارديبهشت سال آينده منتشر خواهد شد. اين در حالي است كه قهرمان‌هاي اين رمان همگي واقعي هستند و هر كدام قصه‌اي جداگانه دارند.

«چیستا یثربی» نویسنده و کارگردان تئاتر در مورد رمان جدیدش که براساس آخرین ساخته «ابراهیم حاتمی‌کیا» نوشته شده به خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا) گفت: این رمان بر اساس تمام وقایعی که از روز نخست پیش تولید فيلم «دعوت» به كارگرداني «ابراهيم حاتمي كيا» تا پایان مرحله فیلم برداری رخ داده، نوشته شده است.

اين نويسنده با بيان اينكه نویسندگی و انتخاب بازیگر فيلم «دعوت» را من برعهده داشتم، تصريح كرد:به همين منظور بر اساس یادداشت هایی که از روز اول آغاز طرح توليد اين فيلم برداشته بودم و همچنين تمام مسائل و وقایعي که در مورد کار روی داده بود، نگارش اين رمان را آغاز كردم.

وي افزود:نگارش اين اثر را از 8 دي ماه سال جاري آغاز كردم و قصد دارم آن را همزمان با بيست و يكمين نمايشگاه بين المللي كتاب تهران و قبل از اكران عمومي فيلم «دعوت»، در بازار نشر عرضه كنم.

استاد حاتمي كيا«چیستا یثربی» در ارتباط با زبان راوی این رمان توضيح داد:این رمان سه راوی دارد که هم زمان به نقل داستان می پردازند. یکی از آنها از زبان من و دیگری از زبان دخترم که در تمام کار همراهم بود، و با زبان کودکانه روايت مي شود. سومین راوي، دانای کل است که ما هم از وجودش بی خبریم.

وی با اشاره به اينكه، نگارش اين رمان با فضا و شخصيت هاي متفاوتي كه به همراه دارد، برای اولین بار است که طي 23 سال گذشته در كارنامه كاري او اتفاق می افتد، يادآور شد: قهرمان هاي اين رمان هر كدام قصه اي جداگانه دارند و تمامي شخصيت ها و اتفاقات مستند و واقعي هستند. به طور مثال چگونگي حضور و يا عدم حضور هنرمنداني چون «هديه تهراني» و «محمدرضا گلزار» و برخوردهاي تمام عوامل توليد فيلم با كارگردان و ... در اين رمان به نگارش درآمده است. 

يثربي افزود: در واقع رمان «وقایع نگاری یک فیلم هنوز اکران نشده» كه بر اساس وقايع و اتفاقات ريز و درشت و مستند پشت صحنه فيلم «دعوت» آخرين ساخته «ابراهيم حاتمي كيا» به نگارش درآمده است، اثري است كه مرز ميان واقعيت و خيال را برداشته است.

با تشکر از وبلاگ سینمای شیشه ای 


 سلام

همون طوری که میدونید از سه شنبه سی دی سنتوری هم اومد یه متنی در این باره نوشتم که براتون میزارم.

                                                                     سينماي ايران | سنتوري 

سنتوری

درست یادمه بعد از جشنواره پارسال بود حول و حوش 24 بهمن که گفتم اگه سنتوری رو اکران عموم بیاد حتما میرم ببینم.تیر ماه بود که اعلام کردن سوم مرداد سنتوری اکران میشه.روز شماری میکردم تا سوم مرداد بشه برم سنتوری رو ببینم.روز موعود فرا رسید با شور رو شوق زنگ زدم سینما گفتم:"آقا سنتوری رو اوردید".آقایی که مسئول سینما بود در جوابم گفت:"خانم سنتوری توقیف شده"باورم نشد تا توی اخبار اعلام کردن که سنتوری رو برداشتن جاش محاکمه رو گذاشتن.برای من که 7 ماه عطش دیدنشو داشتم یه شوک بود.

چند وقت قبل بود که گفتن سی دی سنتوری اومده برای کسی که یکسال عطش دیدنشو داشت خبر خوبی بود ولی من دوست داشتم علی رو رو پرده ببینم نه تو سی دی.خلاصه کلی با خودم کلنجار رفتم تا رفتم سی دی فیلم رو خریدم و فیلم رو دیدم.

سينماي ايران | سنتوري

 

فیلم یک شاهکار بود شاهکاری از استاد داریوش مهرجویی.بازی های فوق العاده و متن عالی.

بهرام رادان درخشید.

آقای رادان 2 بار نقش معتاد رو بازی کرده(یکبار شمعی در باد و بار دیگه توی سنتوری)ولی هیچ کدوم از این دو نقش درصدی به هم شبیه نبود بازی بهرام فوق العاده بود و سیمرغ رو باید میگرفت یعنی سیمرغ برای اون بازی کم بود و اون واقعا شاهکار خلق کرد.

گلشیفته عزیزم در همه سکانسها عالی بود و بازی خوب و به یاد موندنی از خودش نشون داد.

من نمیدونم چرا نذاشتن ما علی رو تو سینما ببینیم.علی ما مگه چه گناهی کرده بود اون عاشق بود عاشق سنتورش،میخواست حرفشو بزنه میخواست بگه اگه به کار هام مجوز میدادین اگه مجوز کنسر تامو لغو نمیکردین، علی سنتوری به این وضع نمی افتاد،هانیم ولم نمیکرد،دیگه سازمو نمیشکوندم.(که ای حرف،حرف دل خیلی از خواننده های ماست)

سينماي ايران | سنتوري

 

آقای هرندی این جای حرفم با شماست:

چرا نزاشتی ما قصه علی رو رو پرده ببینیم،داریوش مهرجویی گفت که شما به خاطر سلیقتون نذاشتین ما علی رو ببینیم،کی گفته ما به سلیقه شما باید باشیم.آقای هرندی من علی رو دیدم با ناراحتی هاش ناراحت شدم با آهنگاش گریم گرفت،با خوشحالی هاشم خندیدم.

اگه از جشنواره امسال نگم من کل امسال فقط 4 تا کار خوب دیدم:خون بازی،روز سوم،چهار انگشتی.

(البته اتوبوس شب و بچه های ابدی رو ندیدم).

آقای هرندی تا حالا فکر کردی که چرا کارگردانهای بزرگ مثل داریوش مهرجویی،ابراهیم حاتمی کیا و... دیگه برای جشنواره فیلم نمیسازن یا چرا یه کسایی مثل بهمن فرمان آرا فیلمشون رو از جشنواره میکشن بیرون.

یه کم به این موضوع فکر کن.چرا ما نباید یه کار خوب ببینیم.

البته تا وقتی که فیلمهایی مثل کلاغ پر،کلاهی برای باران،قلقلک و...خیلی راحت مجوز میگیرن و راحت اکران میشن، معلومه دیگه جایی برای امسال علی سنتوری نیست،دیگه جایی برای به رنگ ارغوان نمی مونه،فقط نمیدونم تکلیف ما چیه که دوست داریم کار خوب رو پرده ببینیم.

من با این که سی دی سنتوری اومده بیرون ولی اگه این فیلم اکران بشه حتما میرم.

از همه کسایی هم که مثل من این فیلم رو دیدن خواهش میکنم که حتما برن تو سینما صحنه های بی نظیر این فیلم رو ببینن.صحنه هایی که تو سینما لذت دیدنش 10 برابر میشه.

بازی های استثنایی که توی این فیلم بود.

دعا میکنم دعا میکنم که هر چه زودتر بتونم علی رو رو پرده سینما ببینم

به امید اون روز........

یه سری از عکسهای این شاهکار رو براتون میزارم:

سينماي ايران | سنتوري

سينماي ايران | سنتوري

سينماي ايران | سنتوري

سينماي ايران | سنتوري

سينماي ايران | سنتوري

لینک بقیه عکسها:

http://www.cinemaema.com/Album-santori-page-2.html


خبر از دعوت

من امروز با دفتر حک فیلم تماس داشتم و در مورد بازی خود آقای حاتمی کیا توی پروژه دعوت پرسیدم که بهم گفتن این خبر شایعه است و آقای حاتمی کیا توی این پروژه بازی نمیکنن.

دیگه فکر کنم منبعی موثق تر از خود دفتر حک فیلم نباشه.

      

                                                       

امیدوارم از پست امروزم هم راضی بوده باشین

تا پست بعدی

یا علی

 

اعلام اسامی بهترینها
دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386 ساعت 23:8
سلام

خوبید؟نظرتون راجع به قالب چیه راستش زحمت قالب رو دوست خوبمون ایمان کشیده که واقعا ازش تشکر میکنم،قالب خوبی رو طراحی کرده هم روشن و هم عالی خودمم وقتی قالب رو دیدم خیلی خوشم اومد.

و اما آپ امروز:

همون طوری که دیدید اسامی بهترین ها رو اعلام کردن و در کمال تعجب امسال هم حق گلشیفته و ترانه رو ندادن.ترانه رو حتی به خاطر بازی فوق العادش کاندید هم نکردن من دیروز کنعان رو دیدم.بازی ترانه شاهکار بود.من واقعا از بازیش لذت بردم و وقتی از سینما اومدم بیرون گفتم چرا حداقل کاندیدش نکردن همه توی سینما از بازیش لذت بردن.


كنعان | سينماي ايران

بهتر برم سراغ اعلام اسامی و دیگه حرفی نزنم چون خودش گویای همه چیز:

برگزيدگان بخش مسابقه سوداي سيمرغ (مسابقه سينماي ايران)

سیمرغ زرین بهترین فیلم از نگاه ملی ( شرقی ، دینی ، ایرانی) به فیلم "فرزند خاک" به تهیه کنندگی سید احمد میر علائی
پلاک طلایی سیمرغ از نگاه ملی به فیلم مستند " هفت رخ فرخ ایران" به تهیه کنندگی حسین حضرتی و فرزین رضائیان
سیمرغ بلورین ویژه تماشاگران به فیلم " همیشه پای یک زن در میان است " به تهیه کنندگی محسن علی اکبری
سیمرغ بلورین بهترین فیلم بخش سودای سیمرغ به فیلم " به همین سادگی " به تهیه کنندگی سید رضا میرکریمی
سیمرغ بلورین بهتری کارگردانی به مجید مجیدی برای فیلم " آواز گنجشکها "
دیپلم افتخار بهتری کارگردانی به خسرو معصومی برای فیلم " باد در علفزار می پیچد"
سیمرغ بلورین بهترین فیلمنامه به سید رضا میر کریمی و شاد مهر راستین برای فیلمنامه به "همین سادگی"

سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن به " هنگامه قاضیانی" بازیگر فیلم "به همین سادگی"
سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد به " امین حیایی " بازیگر فیلم "شب"
دیپلم افتخار بهترین بازیگر نقش اول مرد به " شهاب حسینی" بازیگر فیلم "محیا"
سیمرغ بلورین ویژه هیات داوران برای یک عمر دست آورد فنی و هنری به "علیرضا زرین دست"
سیمرغ بلورین بهترین فیلم برداری برای فیلم "دیوار" به "حسین جعفریان"
سیمرغ بلورین بخش تدوین به "حسن حسندوست" برای فیلم "آواز گنجشکها"
سیمرغ بلورین موسیقی متن به " حسین علیزاده " برای فیلم " آواز گنجشکها "
سیمرغ بلورین بهترین صدای فیلم به " ایرج شهزادی" برای فیلم " آتش سبز "
سیمرغ بلورین بخش طراحی صحنه و لباس به " ژیلا مهرجویی " و "شعله نواب تهرانی" برای فیلم " آتش سبز"
سیمرغ بلورین بهترین جلوه های ویژه به " حسین طلا بیگی " برای فیلم " پرچم های قلعه کاوه"
سیمرغ بلورین بهترین چهره پردازی به " سعید ملکان " برای فیلم " آواز گنجشکها "
سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل زن به "مهتاب نصیرپور" برای بازی در فیلم "فرزند خاک"
سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد به "محسن طنابنده" برای بازی در فیلم " استشهادی برای خدا"

لینک بقیه اسامی در بخش های مختلف دیگر:

http://www.fajrfestival.ir/farsi/Fajr/asp/awards_head.asp

 

واقعا لیست جالبی بود

تا آپ بعدی  یا علی


نوشته شده توسط اقلیما | موضوع: اعلام اسامی بهترینها | لینک ثابت |
گزارش دیدن فیلم حس پنهان به قلم نویسنده این وبلاگ
پنجشنبه هجدهم بهمن 1386 ساعت 21:1

سلام

امروز با آپم در مورد جشنواره اومدم و در مورد روزی که رفتم مینویسم

امیدوارم خسته نشید سعی کردم گزارشی باشه که با بقیه جا ها مختلف باشه.

سرما....صف....صحبت از فیلمهای مختلف

قبل از دیدن فیلم:هوا خیلی سرد بود ساعت نزدیکهای 11 بود که رسیدم جلوی در سینما وقتی رسیدم یه عده رو دیدم که برای فیلم اومده بودن فیلم ساعت 2 شروع میشد و ما باید تا ساعت 2 اونجا منتظر میموندیم صحبت از همه جا بود یکی میگفت "فیلم رو اومدم فقط به خاطر بهداد"..... یکی دیگه میگفت" فیلمش باید جالب باشه چون بازیگرهای خوبی توش داره".....بحث همه فیلم ها شد،دست هر کس یه برنامه بود و داشت فیلمهایی رو که روزای دیگه میخواست بره مشخص میکرد کم کم ساعت نزدیک 12 شد، آقایی که اسمها رو مینوشت گفت بیاین صف ببندید اسم هر کسی رو میگفت منم رفتم تو صف اولش 3 نفر بیشتر جلوم نبودن بعد یه دفعه فهمیدم یکی از اونا برای 50 نفر جا گرفته(که خدا رو شکر 20 نفرشون بیشتر نیومدن)بیشتر بحث ما در مورد جشنواره پارسال و فیلم سنتوری بود، یکی میگفت"سنتوری و دیدم اصلا کار خوبی نبود"..اون یکی میگفت" کار خوبی بود من 2 بار رفتم دیدمش"(خوش بحالش)راجع به فیلمهای الانم صحبت شد نظرات راجع به کنعان مختلف بود بعضی ها خوششون اومده بود بعضی ها نه بعضا میگفتن فیلم متوسطی بود.

برای من جالب محبوبیت حامد بهداد و گلشیفته فراهانی بود وقتی اسم گلشیفته میومد همه میگفتن "ایشالا امسال سیمرغشو بگیره"راجع به حامد بهدادم بگم که اونم خیلی محبوب.

ساعت که 1:30 شد گیشه باز شد(و من در حال یخ زدن بودم تازه نهارم نخورده بودم)بلیت که گرفتیم رفتیم توی سینما من که داشتم از سرما یخ میزدم به سرعت رفتم سراغ جایی که چایی میدادن و یه چایی گرفتم رفتم نهار بخرم که یه دفعه آقایی که مسئول سینما بود گفت((عصر جدید 1 بیاین داخل))خلاصه رفتم داخل

حس پنهان:سرگشتگی یا ابهام!!؟ (نگاهي به  فيلم حس پنهان)

 

 

محبوبیت حامد بهداد و ابراهیم حاتمی کیا

هنگام دیدن فیلم:فیلم که شروع شد اسم تک تک عوامل اومد و مردم شروع میکردن به دست زدن تا اینکه اسم حامد بهداد اومد دقیقا توی اون لحظه سالن ترکید و همه با شور و شوق شروع به دست زدن کردند.

وقتی اسم آقای حاتمی کیا هم اومد مردم با شور و اشتیاق فراون دست زدند و من همون جا فهمیدم که این دو نفر از محبوبیت زیادی بین مردم برخوردارند.

 

وقتی فیلم شروع شد با دیدن اولین سکانس از بازی بهداد سر جام خشکم زد و مطمئن شدم قراره یه بازی بی نظیر از این بازیگر ببینم.

 

جلسه مطبوعاتي فيلم حس پنهان در جشنواره فيلم فجر

 

 

استثنایی به نام حامد بهداد

بعد از دین فیلم:فیلم فیلم خوبی بود و همه عوامل درست کنار هم چیده شده بودند. وقتی تموم شدمن مدهوش بازی بی نظیر حامد بهداد بودم .برای حامد بهداد الان راحت میشه گفت که نقش کوچیک و بزرگ نداریم بازیگر بزرگ و کوچک داریم، چون حامد توی همه فیلم هاش ثابت کرده اگه 5 دقیقه هم بازی داشته باشه یه بازی بی نظیر از خودش نشون میده(مثل بوتیک و این زن حرف نمیزند)بازیش توی حس پنهان هم یه بازی شاهکار بود.

در مورد بازی های دیگه:محمد رضا فروتن یه بازی خوب و قابل قبول از خودش توی این فیلم به نمایش گذاشت.

مهتاب کرامتی هم به خوبی از پس نقشش بر اومد.

متاسفانه بازیگری که نتونست خوب از پس نقشش بربیاد(البته به نظر من)نیوشا ضیغمی بود.نیوشا ضیغمی درست نتونستن از پس نقشی که بهشون داده شده بربیان.

یه جا خوندم که انتخاب اول فیلم برای این نقش گلشیفته فراهانی بود که اگه گلشیفته این نقش بازی میکرد این نقش تبدیل به نقشی عالی میشد.من تصور میکردم که اگه سکانسهای دعوای بهرام(حامد بهداد)وندا(نیوشا ضیغمی) رو گلشیفته جای خانم ضیغمی بود این سکانسها تبدیل به سکانهای شاهکار فیلم بود.

من توی این سکانسها فقط بازی حامد بهداد رو دیدم و هیچ بازی دیگه ای از نیوشا ضیغمی ندیدم.

خلاصه فیلم تموم شد و از سینما اومدم احساس سرما نداشتم سرم پر بود از بازی های بی نظیری که دیده بودم بازی هایی که امیدوارم امسال توی جشنواره دیده بشن.وقتی که اومدم بیرون فقط یه دعا کردم و اون این بود که ایشالا حامد امسال دستش به سیمرغ برسه چون واقعا حقش......

 

عکسهای جلسه مطبوعاتی:



 

تا آپ بعدی در مورد فیلم دیگه ای

یا علی

لینک بقیه تصاویر

http://www.cinemaema.com/module-pagesetter-viewpub-tid-20-pid-6.html


یه مطلب که باید به پست قبلی اضافه کنم اعلام کاندیدا بود

کاندیدا ایکه اسمشون واقعا برای عجیب بود

نمیدونم داوران بازی بهداد رو ندیدند که اسمشو حتی تو کاندیدا نزاشتن

یا بازی ترانه تو کنعان

دیگه حرفی نمیزنم لیست رو براتون میارم:«

نامزدهای بخش های مختلف سودای سیمرغ معرفی شدند: نامزدهای دریافت سیمرغ بخش سودای سیمرغ- مسابقه سینمای ایران در بیست و ششمین جشنواره بین المللی فیلم فجر اعلام شد.
(شنبه, 20بهمن, 1386)

نامزدهای جایزه ویژه سینمای ایران به نگاه ملی :
آتش سبز
آواز گنجشک‌ها
به همین سادگی
فرزند خاک
هامون و دریا
نامزدهای بهترین فیلم:
آواز گنجشک‌ها، به تهیه کنندگی (مجیدی مجیدی)
باد در علفزار می‌پیچد، به تهیه کنندگی (فتح‌اله جعفری جوزانی)
به همین سادگی، به تهیه کنندگی (سیدرضا میرکریمی)
نامزدهای بهترین کارگردانی:
محمدعلی طالبی برای کارگردانی فیلم (دیوار)
مجید مجیدی برای کارگردانی فیلم (آواز گنجشک‌ها)
خسرو معصومی برای کارگردانی فیلم (باد در علفزار می‌پیچد)
سیدرضا میرکریمی برای کارگردانی فیلم (به همین سادگی)
نامزدهای بهترین فیلمنامه:
علیرضا امینی و محسن طنابنده برای فیلمنامه (استشهادی برای خدا)
غلامرضا رمضانی برای فیلمنامه (سبز کوچک)
مجید مجیدی و مهران کاشانی برای فیلمنامه (آواز گنجشک‌ها)
خسرو معصومی برای فیلمنامه (باد در علفزار می‌پیچد)
سیدرضا میرکریمی و شادمهر راستین برای فیلمنامه (به همین سادگی)
نامزدهای بهترین بازیگر نقش اول زن:
الناز شاکردوست برای فیلم (باد در علفزار می‌پیچد)
گلشیفته فراهانی برای فیلم‌های (دیوار) و (همیشه پای یک زن در میان است)
هنگامه قاضیانی برای فیلم (به همین سادگی)
نامزدهای بهترین بازیگر نقش اول مرد:
شهاب حسینی برای فیلم (محیا)
امین حیایی برای فیلم (شب)
حبیب رضایی برای فیلم (همیشه پای یک زن در میان است)
محمدرضا فروتن برای فیلم (کنعان)
رضا ناجی برای فیلم (آوازگنجشک‌ها)

نامزدهای بهترین فیلمبرداری:
محمد آلاد پوش برای فیلم (به همین سادگی)
علیرضا زرین دست برای فیلم (فرزند خاک)
حسین جعفریان برای فیلم (دیوار)
محمدرضا سکوت برای فیلم (استشهادی برای خدا)
تورج منصوری برای فیلم (آواز گنجشک‌ها)
نامزدهای بهترین تدوین:
حسن حسندوست برای فیلم‌های ( آواز گنجشک‌ها), (باد در علفزار می‌پیچد) و (دیوار)
مهدی حسینی‌وند برای فیلم‌ (فرزند خاک)
بهرام دهقانی و رضا شیروانی برای فیلم (هامون و دریا)
نامزدهای بهترین موسیقی متن:
فردین خلعتبری برای فیلم (هامون و دریا)
محمدرضا درویشی برای فیلم (آتش سبز)
حسین علیزاده برای فیلم (آواز گنجشک‌ها)
محمدرضا علیقلی برای فیلم‌های (به همین سادگی) و (شب)
نامزدهای بهترین بازیگر زن نقش مکمل:
افسانه بایگان برای فیلم (کنعان)
مریم بوبانی برای فیلم (محیا)
نیره فراهانی برای فیلم (به همین سادگی)
نیوشا ضیغمی برای فیلم (حس پنهان)
مهتاب نصیرپور برای فیلم (فرزند خاک)
نامزدهای بهترین بازیگر مرد نقش مکمل:
سیاوش چراغی‌پور برای فیلم (همیشه پای یک زن در میان است)
محمد کاسبی برای فیلم (دیوار)
محسن طنابنده برای فیلم (استشهادی برای خدا)
مهران مدیری برای فیلم (همیشه پای یک زن در میان است)
حسن نجاریان برای فیلم (فرزند خاک)
نامزدهای بهترین صدای فیلم:
بهمن اردلان برای فیلم (کنعان)
محمدرضا دلپاک و یدالله نجفی برای فیلم (آواز گنجشک‌ها)
ایرج شهزادی برای فیلم (آتش سبز)
احمد صالحی برای فیلم (باد در علفزار می‌پیچد)
مهران ملکوتی برای فیلم (به همین سادگی)
نامزدهای بهترین طراحی صحنه و لباس:
سعید آهنگرانی برای فیلم (دیوار)
عباس بلوندی برای فیلم (فرزند خاک)
شیوا رشیدیان برای فیلم (به همین سادگی)
ژیلا مهرجویی و شعله نواب تهرانی برای فیلم (آتش سبز)
اصغر نژاد ایمانی برای فیلم (آواز گنجشک‌ها)
نامزدهای بهترین جلوه های ویژه:
داود رسولیان برای فیلم (فرزند خاک)
محسن روزبهانی برای فیلم (هامون و دریا)
حسین طلابیگی برای فیلم (پرچم‌های قلعه کاوه)
نامزدهای بهترین چهره پردازی:
جلال‌الدین معیریان برای فیلم (پرچم‌های قلعه کاوه)
سعید ملکان برای فیلم (آواز گنجشک‌ها)
محسن ملکی برای فیلم (آتش سبز)

 

واقعا دوست دارم نظرتونو نسیت به لیست(خیلی معذرت میخوام)مسخره بدونم

راستش خیلی عصبانیم فقط امیدوارم حداقل به گلشیفته سیمرغ رو بدن

تا مطلب بعدی

یا علی

 


اخبار جشنواره
سه شنبه شانزدهم بهمن 1386 ساعت 15:35
سلام

طبق قولی که دادم امروز با دومین آپم توی این هفته در مورد جشنواره اومدم البته احتمال داره یه بار دیگه هم آپ کنم و اون گزارش خودمه

قبل آپ یه توضیحی بدم و اون خبرم در مورد آقای حاتمی کیاست من این خبر رو از دو منبع(اتفاق نو و همشهری جوان) گرفتم و از خبر گزاری دیگه ای نگرفتم و قول میدم که اگه از یه خبر گزاری دیگه گرفتم حتما بهتون بگم.

برنامه جشنواره رو توی سایت رسمی جشنواره اعلام کردند من لینک این سایت رو میزارم میتونین برنامه رو از اونجا بگیرین

لینک سایت:

http://www.fajrfestival.ir/farsi/Fajr/asp/cinema_program.asp

برنامه رو میتونین از این سایت دریافت کنین:

اما اخبار:

نشست فیلم پروفسور و معادله محبوبش:

به نقل از سایت رسمی جشنواره:

در نشست فیلم «پروفسور و معادله محبوبش» در جشنواره فيلم فجر عنوان شد :وحید اسلامی : فرهنگ شرقی گرایش به درون دارد .
(سه شنبه, 16بهمن, 1386)

«محمدتقي فهيم» در نشست فيلم «پروفسور و معادله محبوبش» گفت: متاسفانه سينماي ژاپن، ناب بودن خود را تحت تاثير سينماي غرب و هاليوود از دست داده است.
به گزارش خبرگزاري فارس، نشست فيلم «پروفسور و معادله محبوبش»، امروز صبح با حضور محمدتقي فهيم با وحيد اسلامي برگزار شد.
بنا بر اين گزارش، در ابتداي اين نشست «وحيد اسلامي» درباره سينماي نوين آسيا و ژاپن گفت: در فيلم‌هاي جديد ژاپني و كره‌اي رويكرد شكست زمان بسيار ديده مي‌شود و اين سئوال براي ما پيش مي‌آيد كه آيا تشخص فرهنگ و جغرافياي ژاپن باعث اين موضوع مي‌شود يا اينكه اين موضوع الهام گرفته از سينماي هاليوود است.
در ادامه «محمدتقي فهيم» در اين نشست، گفت: با استفاده از همين رويكرد شكست زمان سعي كرده‌ايم نگاه تازه به مسائلي مانند عشق و زندگي داشته باشم. تاكاشي كويي جوين كارگردان اين فيلم دستيار كوروساوا بوده و ما او را از اين عنوان مي‌شناسيم ولي اين كارگردان از نظر گرايشات ماورايي و روحاني نقطه مقابل ديد كوروساوا را دارد كه ديدي مادي‌گرايانه دارد. اين كارگردان سعي مي‌كند در اين فيلم با استفاده از بستر متافيزيك در داستان مفاهيمي مانند دوستي، عشق و صميميت را يادآور شود و همين باعث مي‌شود فن‌هاي زيبايي از جنبه احساسي در فيلم به وجود بيايد كه با وجود زمان طولاني فيلم، اصلا بيننده را اذيت نمي‌كند. شكست زماني هم كه در فيلم به كار مي‌رود، بسيار در خدمت محتواي فيلم است و فيلمساز متاثر از باورهاي شرقي دست به اين كار مي‌زند.
اسلامي هم با تاكيد بر اين موضوع، گفت: فرهنگ غربي از منظري سه‌گانه به روح انسان مي‌نگرد و روحانيت را در سه بخش پدر، پسر و روح‌القدس مي‌بيند اما فرهنگ شرق دو بعد درون و بيرون انسان را در نظر مي‌گيرد و اين تفاوت اصلي نگاه فيلمساز شرقي به مسائل ماورائي است.
در ادامه فهيم در مورد سينماي ژاپن گفت: متاسفانه سينماي ژاپن ناب بودن خود را تحت تاثير سينماي غرب از دست داده است. بعد از جنگ جهاني دوم، اين سينما دوره‌اي از نوزايي را آغاز كرد و با وجود اينكه اين سينما با فرهنگ غني ژاپن به تمام نقاط جهان رفت و محدود به شرق نشد، مفاهيم و مضامين اين سينما تغييرات زيادي كرد ولي آنچه مسلم است، اين است كه از سوي برخي فيلمسازان، تلاش شده روح و ارزش‌هاي شرقي هنوز در اين سينما حفظ شود و اين فيلم يكي از نمونه‌هاي اين تلاش است.
فهيم همچنين در پاسخ به سئوالي در مورد استفاده از رياضيات در اين فيلم گفت: رياضيات علم پيچيده‌اي است با فرمول‌هاي پيچيده و كارگردان با استفاده از فرمول‌هايي كه مي‌تواند اثبات كننده وجود جهان باشد سعي مي‌كند از زبان شخصيت اصلي خود احساس و عواطفي را كه در جهان متافيزيك موجود است، بيان كند و حتي استفاده از اين رياضي نيز در فيلم به صورتي كاملا شرقي اتفاق افتاده و اصلا در فيلم خسته‌كننده به نظر نمی رسد.

عکسی از این جلسه:

خبر بعدیم از جشنواره:

امروز سه شنبه شانزدهم بهمن ماه : نشست خبری داوران بخش جلوه گاه شرق در سینمای رسانه ها برگزار می‌شود.
(سه شنبه, 16بهمن, 1386)

نشست خبری داوران بخش جلوه گاه شرق – مسابقه سینمای آسیا عصر امروز سه شنبه شانزدهم بهمن ماه در سینمای رسانه های جمعی برگزار می‌شود.
به گزارش روابط عمومی جشنواره فیلم فجر ، این نشست از ساعت ۱۷ تا ۱۸ امروز در سینما صحرا برپا خواهد شد.
عباس ارناوط دبیر جشنواره فیلم الجزیره ، پیتر هری ریست رییس دانشکده سینمایی دانشگاه کنکوردیا در کانادا ، تیکوی آمابله آگوییلوز فیلمساز و دبیر جشنواره سینما نیلا از فیلیپین و رییس چلیک فیلمساز ترک و سید مهدی شجاعی داوران بخش جلوه گاه شرق هستند.
داوران این بخش از جشنواره سه سیمرغ بلورین به بهترین فیلم ، بهترین کارگردان و بهترین فیلمنامه اهدا می کنند.
مراسم اختتامیه بخش بین‌الملل بیست و ششمین جشنواره فیلم فجر هفدهم بهمن ماه برگزار می‌شود.

خبر بعدی از جشنواره:

به نقل از سایت رسمی جشنواره:

با آغاز نمایش فیلم های ایرانی جشنواره: هفت سینما فیلم‌های ایرانی بیست و ششمین جشنواره فیلم فجر را نمایش می‌دهند.
(دوشنبه, 15بهمن, 1386)

از روز هفدهم بهمن ماه هفت سینما فیلم های ایرانی بیست و ششمین جشنواره بین‌المللی فیلم فجر را نمایش می دهند.
به گزارش روابط عمومی جشنواره فیلم فجر ، سینماهای فرهنگ ، آستارا ، آفریقا ، بهمن ، فلسطین ، اریکه ایرانیان و عصر جدید فیلم های ایرانی بخش سودای سیمرغ –مسابقه سینمای ایران و آثار مستند و کوتاه ایرانی را نمایش می دهند.
در این سینماها تا پایان جشنواره آثار بخش سودای سیمرغ- مسابقه سینمای ایران با ۲۴ فیلم ، بخش نگاه اول – مسابقه اولین فیلم بلند فیلمساز با ۱۲فیلم ، بخش خارج از مسابقه سینمای ایران با ۱۴ فیلم ، چشم واقعیت – جشنواره جشنواره ها با ۱۴ مستند بلند و ۱۲ مستند کوتاه ، مسابقه فیلم های کوتاه با ۱۸ فیلم کوتاه داستانی و انیمیشن به روی پرده می رود.

این از  آپ امروز

منتظر گزارش خودمم باشین

تا آپ بعدی

یا علی


 

 

نوشته شده توسط اقلیما | موضوع: | لینک ثابت |
اخبار جشنواره و فیلم دعوت
شنبه سیزدهم بهمن 1386 ساعت 12:3
سلام به همه دوستهای عزیزم

آپ امروز ما در مورد جشنواره و خبری از فیلم دعوت

اول مطالب مربوط به جشنوار رو براتون میزارم

اولین مطلب مربوط میشه به نشست عوامل فیلم آتش سبز:

گزارش نشست مطبوعاتی عوامل فیلم «آتش سبز»
گزارش نشست مطبوعاتی عوامل فیلم «آتش سبز»



سینمای ما- صوفیا نصرالهی: نشست مطبوعاتی فیلم «آتش سبز» با حضور پرتعداد عوامل فیلم برگزار شد. مجری جلسه رامتین شهبازی بود و محمدرضا اصلانی(کارگردان)، مهتاب کرامتی، مهدی احمدی، پگاه آهنگرانی(بازیگران)، قاسم قلی پور(تهیه کننده)، مرتضی پور صمدی(فیلمبردار)، محسن ملکی(گریمور) و امین اصلانی(تدوینگر) پاسخگوی سوالات حضار بودند.(البته بخش عمده ی سوالات از اصلانی بود و بقیه صحبت چندانی نکردند.)

مخاطب خلاق
در ابتدای جلسه اصلانی از دقت و علاقمندی تماشاگران ابراز رضایت کرد. او تماشاگر امروزی را مخاطب خلاقی دانست که در فیلم تاثیر می گذارد و گفت:« ملتی که چند دهه پر تلاطم را گذرانده به اندیشمندی نیاز دارد و اکنون اندیشمندانه نگاه می کند. فیلم تقدیم به چنین نگاه و چنین توانمندی هایی است.»

سینمای مستند
اصلانی در پاسخ به وقفه ایجاد شده بین کارهایش به فیلم های مستندش اشاره کرد و مستند سازی را باعث افتخار دانست. او دلیل دفاعش از سینمای مستند را آینده مملکت دانست و چنین توضیح داد:« فیلم های داستانی ما نمی توانند با مراکز مهم تجاری فیلمسازی دنیا به ویژه آمریکا رقابت کنند اما برای فیلم مستند چنین اتفاقی نمی افتد. سینمای مستند می تواند بزرگترین صادرات ما باشد اگر نگویم همپای نفت!»

پارادوکس داستان و فیلم داستانی
اصلانی ابراز داشت که تعداد داستان هایش از مستندها بیشتر است اما توقیف شده اند. البته او گفت:« ولی من فیلم توقیف شده ندارم. بخش زیادی از مستندها و داستان های من توقیف شده اما نه توقیف سیاسی. راستش اصلا دلیل توقیف آن ها را نمی دانم.»

بازیگران
مهتاب کرامتی درباره پذیرفتن نقش ناردانه گفت:« زمانی که پیشنهاد فیلم به من شد برای مذاکره درباره کار به دفتر آقای قلی پور نرفتم. رفتم که کار کنم. چون کار با آقای اصلانی باعث افتخار است.» او تحول شخصیت ناردانه را در فیلم مانند به سیر زندگی یک انسان تشبیه کرد.
مهدی احمدی هم درباره نقشش و فیلم صحبت کوتاهی کرد:« من خودم را بازیگر نمی دانم به همین دلیل زیاد راجع به سینما صحبت نمی کنم. اما برداشت شخصی من از 7-6 شخصیت اصلی فیلم این است که این ها بزنگاه های تاریخی ایران هستند. نقاطی که می توانیم با آن ها تاریخمان را محک بزنیم.»
پگاه آهنگرانی درباره روند رسیدنش به نقش گفت:« من بازیگر حرفه ای نیستم، رسیدن به این نقش هم سیری داشت که خودم هم نفهمیدم.»

فیلمبرداری آتش سبز و برتولوچی
اصلانی در پاسخ به پرسشی درباره استفاده خلاقانه از دوربین در فیلم و این که آیا این کار با نگاهی به سینمای برتولوچی بوده یا نه؟ جواب داد:« ما از تاریخ جدا نیستیم. همان طور که در این فیلم تاریخ ایران مرور شده تاریخ سینما هم مرور شده است.» اصلانی از کارگردانان تاریخ سینما از ایزو گرفته تا آنتونیونی و پاراجانف و درایر و برگسون و فیلم "سکوت و فریاد" ش نام برد و گفت:« ما در تاریخ سینما زندگی می کنیم اما این که چگونه به روایت می رسیم از دستاوردهای جهانی استفاده میکنیم تا روایت مدرن شود.»

سینمای ملی و مدرنیته سهروردی
اصلانی مساله سینمای ملی را جدا از داستان ملی دانست و ایرانیان را ملتی خواند که در روایت سبک دارند:« در روایت های مولوی و عطار و کلیله و دمنه و....سبک وجود دارد.مهمترین کار من گذشته از داستان، نحو روایت است. روایت سهروردی مدرن تر از آن چیزی است که امروزه در بورخس و رب گریه می بینیم. اگر من توانسته باشم کاری در زمینه سینمای ملی انجام دهم کاش نسل بعد آن را ادامه دهد نه به تکرار بلکه رو به رشد.»

سوال سایت سینمای ما، نمادگرایی، روایتگری و مولوی
امیر قادری از سایت سینمای ما سوالی مطرح کرد که با استقبال حضار مواجه شد. قادری پرسید:« نمادگرایی در آثار شما جایگاه والایی دارد و درک این نمادگرایی به ذهن آماده نیاز دارد. نگران نیستید که تماشاگر این نمادها را درک نکند؟ و این سیر تحولی و ناتورالیسمی که در کار شما وجود دارد و به خصوص خانم کرامتی این سیر تحول را به خوبی نشان دادند این مهارت از کجا آمده؟» که اصلانی در پاسخ گفت:«والله چه عرض کنم؟! با این تعریف ها من باید بروم زیر میز! این فیلم حاصل یک تامل طولانی است بر این که ما واقعا چگونه ملتی هستیم. به همین دلیل در این کار من و همه ما به تلاش فوق العاده ای ناچار شدیم دست بزنیم. برای من مهم بود به جای این که داستان تعریف کنم، فضا تعریف کنم.فضای تصویری و کلامی و صدایی. موسیقی متن نداریم. موسیقی تصویر سومی است که به لایه های فیلم اضافه می شود.» او سپس به مولوی اشاره کرد که چه روایتگر بزرگی است و چه درس هایی از او گرفته(از نحو روایتش نه از موضوعات) و از این که ما در سال مولوی به او کم پرداختیم و او را از دست دادیم اظهار تاسف کرد.

سرانجام سوال از دیگران
در پایان جلسه از فیلمبردار درباره حرکت های دوربین سوال شد که پورصمدی گفت:« کسانی که با کار آقای اصلانی آشنا هستند می دانند ما این بار خیلی حرکت نکردیم.»
ملکی درباره گریم متفاوت کار چند کلمه ای گفت که روی صورت 5 بازیگر بین 35 تا 40 گریم مختلف انجام دادند.
و سرانجام امین اصلانی تدوینگر فیلم درباره تدوین گفت:« 15سال است که با آقای اصلانی کار می کنم به دلیل فامیلی که باهاشون دارم.پسرشون هستم. طرح اولیه این فیلم را بارها خواندم و خیلی دوست داشتم. یکی از طولانی ترین پلان های سینمایی در این فیلم بود.حدود 4دقیقه و نیم که مهمترین هنر تدوینگر این بود که در آن دست نبرد.»

و ....
آخر جلسه اصلانی از همه عواملش به خاطر صبرشان تشکر کرد. جلسه به قدری طولانی شده بود که مسئول سالن ناچار شد وسط تشکر اصلانی دست بزند. در پایان باید گفت این جلسه ای بود که پاسخ هایش هم به اندازه خود فیلم پیچیده بودند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نکاتی در مورد آتش سبز:

۱:بدترین اتفاق در فیلم برداری این مجموعه سقوط پگاه آهنگرانی از فاصله ۵/۲متری بود که باعث توقف فیلم برداری شد.حدود دو ماه بعد از این ماجرا شورای صیانت خانه سینما،حکم محکومیت طراح صحنه،مدیر تولید و جلوه های ویژه این فیلم را داد.

۲:به غیر از چند روز ابتدایی و انتهایی فیلم برداری تمام صحنه های این فیلم در بیرجند فیلم برداری شد.

۳:انتخاب کارگردان این فیلم برای نقش اصلی فیلمش هدیه تهرانی بود.خانم تهرانی حتی برای مذاکره به دفتر فیلم آمد ولی در نهایت تصمیم گرفت که در این کار بازی نکند.

۴:همایون شجریان خواننده خوب کشورمون اواز این فیلم رو خونده.

عکسهایی از این مصاحبه:


گزارش تصويري از نشست پرسش و پاسخ فيلم «آتش سبز» / عكس‌هايي از مريم مجد

اگه دوست داشتین در مورد فیلمهای دیگه هم اطلاعات داشته باشین حتما بهم بگین.

مطلب بعدیم در مورد نشست مطبوعاتی اولین فیلم در حوزه بین الملل

به نقل از سایت رسمی جشنواره فیلم فجر:

اولین نشست نقد و بررسی آثار بخش بین الملل جشنواره فیلم فجر برگزار شد
(جمعه, 12بهمن, 1386)

نشست نقد و بررسی فیلم "۱۴۰۸ " با حضور دکتر شهاب الدین عادل و رامتین شهبازی در سینما صحرا پس از نمایش این فیلم برگزار شد .
در ابتدای این نشست رامیتن شهبازی گفت : میکائیل هافستروم متولد ۱۹۶۰ ، کار خود را از تلویزیون شروع کرد .و در سال ۱۹۸۹ اولین فیلم خود را با عنوان هدف در سینما تولید کرد . ، در دوره ای نیز کار نویسندگی انجام می‌داد .
شهاب الدین عادل افزود : ۱۴۰۸ فیلمی در ژانر دلهره است . اما به تعبییری در جشنواره فجربه دلیل توجه کردن فیلمساز به ارتباط ارواح با انسان ، در تقسیم بندی فیلم های معناگرا قرار گرفته است .
وی در ادامه عنوان کرد : این فیلم به داستان نویسنده ای می پردازد که آثاردر ارتباط با ارواح را باور ندارد . اما از طریق روح دخترش در این ارتباط به باور می رسد . فیلم هایی از این دسته در دنیا زیاد ساخته می شود . در ابتدای این فیلم به نوعی مخاطب در جریان کشته شدن ۵۶ نفر از افرادی که در این اتاق هتل ساکن بودند قرار می گیریم . یا به طور نمونه اتاق در طبقه ۱۳ قرار دارد و این عدد نیز عددی منفی است .
عادل افزود : از دهه ۶۰ ساخت چنین فیلم هایی در امریکا شروع شده است و هم اکنون نیز در بسیاری از فیلم های جدید نیز این شاخصه ها به نوعی دیده می شود . ما در این فیلم تاثیراتی از یکی از فیلم های کوبریک می بینیم . البته از نظر ساختاری با فیلم های بزرگی که از روی رمان های معتبر ساخته شده ، قابل مقایسه نیست .
وی درباره آثار معناگرا ،گفت : من بیشتر آثار دینی ، تاریخی که درباره قدیسین و مقدسات ساخته شده است را در دسته بندی فیلم های معنایی قرار می دهم .
ما فقط در این فیلم در شخصیت اول یک نوع رستگاری می بینیم که از طریق روح دخترش به باور دست پیدا می کند . از این زاویه تنها می توانیم بگوییم که متفاوت تر از فیلم هایی از این دست است.
وی با اشاره به آثاری همچون چشم و گودزیلا ، عنوان کرد : بیشتر کشورهایی همچون امریکا و ژاپن با این نوع پدیده ها ارتباط دارند و در اینباره پژوهش نیز انجام می دهند . آنها به موضوعاتی که فراتر از عینیت هستند می پردازند فیلم هایی همچون ، چشم ، گوزیلا و... نیز از این نوع هستند. .
عادل ساخت چنین آثاری را یکی از دغدغه های هلیوود دانست و گفت : یکی از دغدغه های هالیوود حتی ساخت دوباره فیلم های تاریخی از این دسته است . حتی فیلم های وحشت در این سینما به صورت مجموعه هایی دنباله دار تولید می شود . این امر نیز به علایق مخاطب بر می‌گردد . در این نوع آثار تدوین های پر تحرک انجام می شود . و منطق تداومی آنها در کل کار حفظ می شود . و یکی دیگر از ویژگیهای این نوع آثار موسیقی های متفاوت انها است .

خبر بعدیم از جشنواره

به نقل از سایت رسمی جشنواره فیلم فجر:

با حضور بیش از ۳ هزار نفر: بیست و ششمین جشنواره بین المللی فیلم فجر کلید خورد.
(جمعه, 12بهمن, 1386)

با حضور بیش از سه نفر هزار مخاطب، آیین افتتاحیه بیست و ششمین جشنواره بین المللی فیلم فجر در تالار بزرگ کشور برگزار شد.
به گزارش روابط عمومی جشنواره فیلم فجر، در آیین افتتاحیه این رویداد که با حضور مهندس محمد رضا جعفری جلوه معاون امور سینمایی و سمعی و بصری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و دکتر مجید شاه حسینی دبیر جشنواره برگزار شد، ضمن اهدای جوایز بخش مواد تبلیغی و اطلاع رسانی سینمای ایران از پروانه معصومی و مسعود جعفری جوزانی تقدیر شد.
این آیین با پخش تیزر جشنواره آغاز و در ادامه هیات های انتخاب و داوران بخش های مختلف جشنواره معرفی شدند و مراسم با یاد و خاطره علی حاتمی و رسول ملاقلی پور به عنوان دو سینماگر ملی ادامه یافت .
مهندس محمدرضا جعفری جلوه که جوایز بخش نکوداشت سینمای ایران را اهدا کرد در این مراسم صحبت های خود را اینچنین آغاز کرد : بسم ا... النور / راه عشق است ، آنکه طی شد / اینکه پیشاروی ماست /پرده ها دارد بسی ، منزل به منزل
پرده و منزل اول : الا یا ایها الساقی ادر کأ‌ساً ونا ولا/ که عشق آسان نمود اوّل ولی افتاد مشکل‌ها
پرده و منزل دوم : لاف عشق و گله از یار زهی لاف دروغ / عشقبازان چنین ، مستحق هجرانند
پرده و منزل سوم : یا سبو یا خم می یا قدح باده کنند/ یک کف خاک در این میکده ضایع نشود
پرده و منزل چهارم : جشنواره بیست و ششم فیلم فجر فرا راه ماست و طلوع صبح امیدی دیگر در سینمای این کهن سرزمین صلابت و نجابت و مهر ، ایران . و مائیم با نام های گونه‌گون، اما سودائی یک مرام ، پایائی و پهلوانی، بازتابنده از سینمائی عفیف و نجیب، سینمائی هویت طلب ، واقع گرا و امید آفرین . سینمائی حقیقت جو ، عدالت خواه و شوق‌انگیز. سینمای ملی ایران عزیزِ عزت طلبِ اسلامی.
در ادامه مراسم با حضور داوران بخش مسابقه مواد تبلیغی و اطلاع رسانی سینمای ایران، سیمرغ های بلورین این بخش از جشنواره به برگزیدگان اهدا شد در بخش عکس سیمرغ بلورین به "عبداله عبدی نسب" از فیلم جایی در دور دست اهدا شد و دیپلم افتخار این بخش به "المیرا مقدم" عکاس فیلم حکم اختصاص یافت .
در بخش پوستر ، "حیدر رضایی" طراح پوستر فیلم اخراجی ها و در بخش گرافیک محیطی "بهزاد خورشیدی" با طراحی بیل بورد فیلم قاعده بازی سیمرغ های بلورین را به خود اختصاص دادند.
همچنین "امیر شیبان خاقانی" با ساخت تیزر و آنونس فیلم اتوبوس شب و آنوس سنگ کاغذ قیچی سیمرغ بلورین این بخش را دریافت کرد.
دبیر جشنواره در ادامه ضمن قرائت پیام خود، تصریح کرد : در آستانه برگزاری بیست و ششمین جشنواره بین‌المللی فیلم فجر ، از درگاه خداوند متعال برای همه هنرمندان و دوست‌داران سینمای ایران سربلندی و توفیق در مسیر نیل به سینمایی ملی با ابعاد بین‌المللی آرزومندم .
دکتر مجید شاه حسینی با اشاره به اینکه جشنواره بین‌المللی فجر با سابقه ای فراتر از یک ربع قرن، امسال بیست و ششمین سالگرد تولد خود را جشن می گیرد، ادامه داد : در این جشن باشکوه تجدید حیات سینمای ایران(سینمایی که در پی وقوع انقلاب اسلامی ایران همراه با انقلاب متولد شد) شایسته است تا با ارزیابی مسیر طی شده در این سال ها ، یک بار دیگر اهداف و آرمان های بلند سینمای ملی را با یکدیگر مرور کنیم. "سینمای ملی" همان سینمای هویت گرای دینی است که در کالبد آحاد ایرانیان روح امید می دمد و امیدواری اکسیر حیاتی است که امروز سینمای ایران بیش از هر زمان دیگر به آن نیازمند است.
در بخش دیگری از این مراسم که اختصاص به تقدیر از دست اندرکاران فنی و لابراتوری حوزه سینما تقدیر داشت از "ناصر انصاری" متخصص تروکاژ از استودیو فیلمساز ، "وحید تبریزی" از مرکز خدمات صنایع فیلم ایران (استودیو بدیع ) ، "علی سرتیپی" پخش کننده سینما ، "محمد صادق جوادی" از استودیو فیلمساز ،‌ "محمد رضا فیروزی‌فر" متخصص امور فنی فیلم ، "مسعود بهنام" موسس استودیو بهمن و برقعی مدیر سینمای شهر آفتاب قم تقدیر شد.


خبری از فیلم دعوت
خبرم از فیلم دعوت مربوط میشه به بازی خود اقای حاتمی کیا در این فیلم

بعد از بوی پیراهن یوسف این دومین باری که آقای حاتمی کیا خودشون جلوی دوربین رفتن

من این خبر رو از نشریه اتفاق نو گرفتم و دوست عزیزم باران هم توی همشری جوان خونده اگه خبر دیگه ای گرفتم حتما بهتون میگمژ

سينماي ايران | به رنگ ارغوان
( عكس : گلاره كيازند )

خوب امیدوارم لذت برده باشین

من به احتمال زیاد توی این هفته دو بار آپ میکنم و اخبار مربوط به جشنوار فیلم فجر رو بهتون میگم.

راستی من برنامه رو نتونستم پیدا کنم هنوز توی سایت نزده

البته احتمال داره بعد از بخش بین الملل بزنه آخه امسال اول بخش بین الملل برگزار شده بعد بخش سودای سیمرغ و ۵ روز اول اختصاص داره به بین الملل.

یکی از دوستهای عزیزم گفت شاید فردا برنامه رو جلوی در سینما فلسطین بفروشن اگه بعد این ۵ روزم برنامه رو تو سایت نزد باید از جلوی در سینما بخرم

خوب تا آپ بعدی

یا علی

 

نوشته شده توسط اقلیما | موضوع: اخبار جشنواره و فیلم دعوت | لینک ثابت |
مصاحبه.........خبر از دعوت..........خبر از جشنواره
شنبه ششم بهمن 1386 ساعت 15:24
سلام به همه دوستای عزیزم

خوبید؟

امروز با کلی مطلب اومدم اولین مطلبم یه مصاحبه از آقای حاتمی کیاست

متن مصاحبه یه مقدار قدیمی ولی ارزش خوندن داره به خصوص الان که فیلم برداری دعوت شروع شده:

مصاحبه با ابراهيم حاتمي کيا

از به نام پدر تا چهل و‌پنج سالگي در گفت‌و گو با ابراهيم حاتمي‌کيا

مهاجم خسته شده است. خسته و بي‌حوصله مي‌گويد همان مهاجرم با همان پروازهاي شخصي ولي لابلاي حرف‌هايش هر جا که ضبط براي لحظه‌اي خاموش مي‌شود، فهم اين که او ديگر اميد سينماي دهه شصت، کارگردان جنجالي دهه هفتاد و فيلمساز تجربه‌گر ابتداي دهه هشتاد نيست خيلي سخت به نظر نمي‌رسد. قبل از اين که يکي از ما به شيوه قهرمان‌هاي خودش بگويد «ابراهيم پس کشيدي» اعتراف مي‌کند که در چهل و پنج سالگي مي‌خواهد ابراهيم حاتمي کياي خودش باشد؛ همانقدر شبيه خودش که در دهه‌هاي شصت و هفتاد بوده... روزهاي جنگ، روزهاي حضور نسل تازه در همه عرصه‌ها.

گفت و گو در جايي تقريباً ته دنيا انجام مي‌شود. يکي از آخرين کوچه‌هاي سعادت‌آباد با حياطي پر از گياه و پله‌هايي قديمي؛ دفتر و خانه فيلمساز. وقتي با پيراهن آبي آستين کوتاه روبرويمان مي‌نشيند راحت‌تر از انتظاري است که وقت آمدن داشتيم. صريح حرف مي‌زند و بي‌دغدغه از اينکه درباره‌اش چه قضاوتي انجام شود؛ و چشم‌هايش... از اين چشم‌هاي خيره و جست و جو‌گر گريزي نبود. حاتمي‌کيا وقت حرف زدن با اين چشم‌ها هم حرف مي‌زند. همه حواسش را مي‌دهد و هيچ زماني براي تنفس نيست؛ براي اينکه فکر کني مي‌شود از ابراهيم حاتمي‌کيا چيزهاي ديگري هم پرسيد.

چند روز قبل از شروع نمايش «به نام پدر» بهترين فيلم جشنواره بيست و چهارم فجر از نگاه داوران و دومين فيلم آراي تماشاگران، با حاتمي‌کيا حرف زديم. او گفت و يکي از ما جواب داد، يکي از ما در حرف‌هايش دنبال سوال بعدي گشت و يکي ديگر فقط نگاهش کرد. شک ندارم که حاتمي کيا هر سه نفرمان را تا پايان آن روز داغ تابستاني رها نکرد چه آن کسي را که سوال مي‌کرد، چه آني را که دنبال سوال بعد بود و چه ديگري که حاتمي کيا را تنها نگاه مي‌کرد...

در نشستي که چند وقت پيش با مقام معظم رهبري داشتيد در باره اين حرف زديد که بايد به شما درجه بدهند. ظاهراً حرف از بي‌مهري‌ها بود و مشکلات، در حالي که شما يکي از فيلم‌سازي‌هاي محرم نظام هستيد و حرف زدن از کمبودها براي خيلي‌ها تعجب برانگيز بود.

بله، حقيقتش من يک مقدمه‌اي را آنجا گفته‌ام که اگر نباشد اين بحث درجه، يک چيز ديگر مي‌شود. عين لااله‌الاالله که «الاالله» را از آن بگيري مي‌شود شرک مطلق. واقعيتش اين بود که در حوزه‌اي که من کار مي‌کنم- سينماي بومي که بخشي از آن مي‌شود سينماي جنگ- اين سينما عملاً مجبور است با افرادي طرف بشود که اين افراد درجه دارند و چون درجه دارند حمل بر اين مي‌شود که مي‌توانند خيلي چيزها را ديکته کنند به طرف مقابل. در سلسله مراتب درجه‌ها، بله قربان داريم، که بايد هم داشته باشيم، چون کسي که فوق است بايد امر و نهي کند. اين قانون سيستم نظامي است. خب، در عرصه ما، امثال بنده که در سينماي جنگ کار کرده‌ايم وقتي درجه‌ها نيست، اين عزيزان برايشان شبهه ايجاد مي‌شود.

دقيق‌تر حرف مي‌زنيد؟

يعني وقتي کسي که عمري در حوزه ديگري بوده، يعني فرهنگي نبوده و الان به هر دليلي شده مسوول، من بايد او را با درجه‌اش خطاب کنم و او مرا با اسم کوچک صدا بزند. اينجاست که اين تلقي پيش مي‌آيد که رده ما دو نفر با هم خيلي اختلاف دارد. در حالي که من اعتقاد دارم و اين را گفته‌ام که خودم را کمتر از سردار نمي‌دانم. البته من امتيازات اجتماعي سرداري را نمي‌خواهم، اما گويي لازم است وقتي با کسي که فکر مي‌کند با زيردستش صحبت مي‌کند، طرف مي‌شوم، او اين درجه را بداند.

حتماً مي‌‌دانيد که گفتن جملاتي که شما الان به زبان آورده‌ايد واقعاً احتياج به شجاعت يا بهتر است بگوييم پشت‌گرمي دارد. اين حوزه‌ايست که خيلي‌ها دوست ندارند واردش بشوند. وقتي اين حقيقت را مي‌گذاريم کنار مسائلي که براي فيلم قبلي شما به وجود آمد، فقط سردرگم مي‌شويم. شما بالاخره کجاي کاريد؟

به نکته مهمي اشاره کرديد. ما در زمان فيلم‌سازي رده‌اي داريم. کارگردان در مرحله کار پادشاه گروه است، اما به محض اينکه کات مي‌دهيم و از محل فيلمبرداري خارج مي‌شويم، رده را از ما مي‌گيرند و تبديل مي‌شويم به يک شهروند عادي. اتفاقاً اين خيلي زيباست و من نسبت به آن حس خوبي دارم و عقيده دارم اين موقعيت که در لحظه هم هستيم و هم نيستيم امتياز بزرگي است. اما گمان من اين است که وقتي وارد حوزه‌هاي فرهنگي مي‌شويم... بگذار صريح‌تر حرف بزنم، من فيلم‌سازها را دو جور تعريف مي‌کنم، اگر فضاي اجتماعي و فرهنگي را يک دريا تصور کني، بعضي هنرمندها هستند که به نوعي در سطح حرکت مي‌کنند. آنها به اين دليل که مرتب در شرايط توفان قرار مي‌گيرند بايد بدنه محکمي داشته باشند و قوانين جزايي و حقوقي خاص خودشان را. در عين حال عده‌اي هم هستند که به شدت در عمق حرکت مي‌کنند و اصلاً خبر ندارند آن بالا چه اتفاقي مي‌افتد. آن جور سينما خيلي قابل احترام است و بسيار لازم، اما عطش جامعه را جواب نمي‌دهد. اين مي‌شود سينمايي که اسمش را مي‌گذارند معناگرا يا هنري و اسم‌هايي مثل اين که وجاهت خودشان را دارند و پاسخ خودشان را هم مي‌گيرند.

حالا بر گرديم به سطح. البته سطح نه به معناي «سطحي»؛ موضوعات و مفاهيم روز. طبعاً در اين شرايط موج‌ها مرتب به بدنه‌ها مي‌خورند و اگر مصونيتي که گفتم برايشان ايجاد نشود زود از بين مي‌روند يا آنقدر ترسو مي‌شوند که سرعت خودشان را کم مي‌کنند تا آنجا که بي‌حرکت مي‌شوند و توقع جامعه را جواب نمي‌دهند. طبعاً اگر من پذيرفته شده‌ام که ديده‌باني اين سطح را داشته باشم و خبرهايي را به گوش مردم برسانم و بخشي از جامعه را منعکس کنم، احتياج به مصونيت‌هايي دارم. البته مصونيت نه از باب فشارهاي سياسي و اقتصادي است. اينها بايد تکيه ‌گاه‌هايي داشته باشند که اين حرکتشان ضربه نخورد.

اما اينجا وقتي من و فيلم‌سازي مثل آقاي مجيدي وارد يک حوزه اداري بشويم، طبعاً مجيدي مطبوع‌تر است براي آنها تا حاتمي‌کيا که ممکن است چيزي از آنها بگويد. در اين موقعيت است که من از درجه حرف مي‌زنم تا من حرکتم را تسريع کنم. مثل کارت خبرنگاري‌اي که در جيب شماست و به هر حال به شما کمک مي‌کند. چيزي که من در حضور آقاي خامنه‌اي طرح کردم اين بود که نمي‌دانيم چه بايد بگوييم، نه اينکه حرفي نباشد؛ حرف هست اما نمي‌دانم چطور وارد بشوم که ضربه نخورم.

هيچ وقت شده که فکر کنيد کاش در عمق حرکت مي‌کرديد؟

نه، اصلاً در خميره من نيست. البته هر کدام سرجاي خودمان هستيم و کار خودمان را مي‌‌کنيم، اما اين نوع سينما جنسي نيست که من در آن کار کنم. معتقدم بايد ديده‌بان‌ها و نگهبان‌ها را حفظ کرد؛ اين به نفع جامعه است که اين جمع حرف بزنند. خب، من براي حرف زدن گاهي با موانعي مواجهم و وقتي طرف مقابل من در درجه‌ايست که همه چيز به نفع اوست، در حالي که من عقبه اجتماعي خودم و مردم را دارم. طبيعي است که احتياج داشته باشم به آن درجه‌ها؛ اين واکنشي است به شرايط. وقتي که احساس يک جور بي‌دفاعي مي‌کنيم، وقتي که حس مي‌کنيم کسي نيست که به او تکيه کنيم، بنده فيلمي مي‌سازم به نام «به رنگ ارغوان».

من اين فيلم را با اين نيت ساختم که کمکي بشود به يک بخش از جامعه، اما کار به جايي مي‌رسد که من بايد مستقيماً با وزير اطلاعات حرف بزنم و اينجا ضلع سومي به نام وزير ارشاد وجود ندارد. من بايد براي ساخت فيلم طبق روال مجوز مي‌گرفتم و آن را به سرانجام مي‌رسانم که همين کار را کردم... آن هم فيلمي که به قصد ترميم زخم‌هاي رخ داده در عرصه‌هاي امنيتي کشور ساخته شده بود، اما نتيجه چه شد؟ انگار که من مي‌خواستم عليه سيستم کار کنم.

ياد فيلم آژانس افتادم. اگر حاج کاظم شما درجه داشت، داستان چقدر فرق مي‌کرد!

دوستان ديگر هم همين تلقي را کرده بودند. به هر حال مي‌خواستم اين داستان باز بشود.

و همه اين داستان‌ها شما را مي‌رساند به اينجايي که «به‌نام پدر» را ساختيد. يک ملودرام که «آدم بد» دارد، چيزي که هيچ‌وقت در سينماي حاتمي ‌کيا وجود نداشته. حاتمي کيايي که به نوعي حرفش را پس مي‌گيرد و بر مي‌گردد دوباره سراغ آدم‌هاي جنگ، در حالي که بعد از موج مرده گفته بود ديگر درباره جنگ نمي‌سازد. حتي مي‌رود در تلويزيون سريال مي‌سازد. هي سوال پشت سوال. واقعاً در اين سه، چهار سال چه اتفاقي افتاده؟

به اين سوال بايد از دو منظر نگاه کرد. يکي تلقي شما که يک ابراهيم حاتمي کيا داري براي خودت، يک منظر هم منظر اجتماعي خودم است. واقعيت اين است که ابراهيم حاتمي کياي متولد 1340 که دارد 45 ساله مي‌شود طبيعتاً واکنش‌هاي طبيعي خودش را بروز مي‌‌دهد. شما مي‌خواهيد کرباسچي هميشه يک قهرمان بماند و فلاني آن‌جور بماند که نمي‌شود. مثلاً آقاي خاتمي. توفان‌ها راه افتاد و حرف‌ها در باره‌اش زده شد؛ اما ايشان گاهي حرکات خودش را مي‌کرد و گاهي نه. البته براي من نظر شما مهم است نظر شما که عقيده داريد يک سيري رخ داده. من کاري ندارم اسمش نزول است يا صعود... الحمدالله الحمدالله که پنهان نکردم و بابت اين قضيه باجي به کسي ندادم و هر آن چه بودم را بروز دادم مثل همين حالا که با شما حرف مي‌زنم. حالا اگر اين را از خودم بگيرم وحشتناک است. من هنوز عکس‌هاي زمان انقلاب و زمان جنگ خودم را دارم، اما با آن آدم هنوز هم غريبه نيستم چون نسبت به آن لحظه شناور بودم و واکنش‌هايم درست بوده. يک روز حاج کاظم درآژانس شيشه‌اي با آن مشخصات و يک روز هم مثل حالا در اين فيلم ملودرام. اين خودمم، مشخصاً خودمم. اين را شما مثبت بدانيد، گر چه مي‌‌تواند از زاويه نگاه شخصي‌تان تاسف برانگيز باشد، اما از باب اينکه يک فيلم‌ساز واکنش طبيعي خودش را بروز مي‌دهد نسبت به شرايط...

حتي اگر تصويرش پيش کساني که دوستش دارند بشکند؟

احسنت.

بالاخره نسل ما آدم گزنده را ترجيح مي‌‌‌دهد و فکر مي‌کند اگر قرار باشد حرفي زده بشود بايد از زبان حاتمي‌کيا بيرون بيايد و اگر او بنشيند ديگر کسي نيست...

اين آن بده بستان بين مخاطب و فيلم‌ساز است... کدام فيلم‌ساز است که اين‌طور نبوده باشد. شما چاپلين را ببينيد و سير کارهايش را يا گدار يا بقيه. يا آدم‌هاي صريح مثل گاوراس. کي مي‌تواند بايستد؟

برگرديم به به‌نام پدر.

يک بحث، بحث قالب است. گاهي قالب جذابيت و تازگي دارد و گاهي ندارد. مثل شب‌نامه مي‌شود. فقط بايد تند و تند تکثير بشود. حسي که من نسبت به به‌نام پدر داشتم از همين جنس بود. اصرار داشتم به سرعت اين حرف را بزنم. بحثي بود که بين دوستان منتقد گم شد؛ يعني من نديدم.

چه بحثي؟

بحث اصلي زمان فعلي؛ بحث هسته‌اي. دعوا سر اين است که بالاخره اورانيوم را غني بکنيم يا نه؟! بکنيم تا کجا و بعد بحث غيرت است و هميت و چي و چي و چي. در دل اين مسائل من مي‌خواهم بگويم يک موقع حاج کاظم آن تصميم را مي‌گرفت و يک موقع هم يک تصميم ديگر. واقعيت اين است که در زمان آغاز جنگ، قطعاً به آينده، به آن مفهومي که امروز فکر مي‌کنيم، فکر نمي‌کرديم. ذهنيت‌ها عوض شده. امروز ما حساب و کتاب مي‌کنيم، سياست مي‌کنيم. اين نشان رشد است در مسير. من اعتقاد دارم فيلم به‌نام پدر از اين جنس است. مي‌خواهد بگويد آقا حواستان باشد اين اتفاق مي‌افتد. اين نيست که تو الان براي آينده تصميم بگيري... الان «به نام پدرها» دارند تصميم مي‌گيرند روي اين بحث... به نام پدر از اين جنس است. اما اگر بخواهيد از قالب و ساختار حرف بزنيد، من صراحتاً مي‌گويم در اين عرصه هيچ حرف تازه‌اي ندارم، بحث تازه‌اي هم ندارم.

اين حرف روز زدن باعث نمي‌شود که فيلم‌تان تاريخ مصرف پيدا کند؟ يادم هست آژانس يک جمله معروف تبليغاتي داشت که «اگر20سال بعد از شما بپرسند آژانس شيشه‌اي را ديده‌ايد چه خواهيد گفت؟»... درباره به‌نام پدر چنين اتفاقي مي‌افتد؟

اميدوارم نيفتد. من دلم مي‌خواهد نيفتد.

اين عقب‌نشيني محض است. شما از سيستمي که بايد نقدش کنيد توقع درجه داريد. اما شما به عنوان يک هنرمند بايد کارتان را بکنيد و از مسوولان هم توقع داشته باشيد مانع تراشي نکنند. بيشتر از اين به نظر خيلي مناسب نيست.

نه، تلقي شما اشتباه است. من از شخص اول مملکت که اتفاقاً روي جريان‌هاي فرهنگي حساس‌اند، درخواست کردم نه از کسي ديگر. اتفاقاً دعوا با من سر همين نقطه است. من قائل به هيچ تفکيکي نيستم.

ولي در کل، بدون توجه به اين موضوع، انگار ضربه به رنگ ارغوان آنقدر کاري بوده که حاتمي‌کيا مي‌خواهد از اين به بعد آرام‌تر برخورد کند.

يک مثال بزنم. در دوران آقاي خاتمي، البته من نمي‌خواهم خودم را با آقاي خاتمي گره بزنم، اما جريان روشنفکري آمده چيزهايي را به آقاي خاتمي نسبت داده که اتفاقاً او نسبت به اين چيزها موضع داشته. کلاً جريان روشنفکري جامعه ما اين نظر را دارد که بايد هميشه نسبت به سيستم نگاه سلبي داشته باشي. کي گفته من اين‌طوري هستم؟ من خودم را سيستم مي‌دانم. اصلاً فرقي بين سيستم و جامعه نمي‌دانم و از همان جاست که حرفم را مي‌زنم. کاري هم به اين ندارم که مي‌توانم يا نمي‌توانم. مثلاً وقتي از وزارت اطلاعات حرف مي‌زنم، به قصد کمک وارد شده‌ام اما خب اوضاع طوري است که کار من طور ديگري تحليل مي‌شود. خب، در اين شرايط من مي‌گويم نمي‌خواهم توبه هم بريزي. بنابراين صبر مي‌کنم و مي‌ايستم کنار تا زمانش برسد. اما دوستان روشنفکر ما دوست دارند من جيغ و داد کنم، با چند روزنامه حرف بزنم و همين‌طور با BBC و CNN که تماس گرفتند با بنده و بگويم و بگويم و بگويم. اما من هيچ‌وقت چنين کاري را نمي‌کنم. من در اين عرصه‌ام و واقعاً به آن اعتقاد دارم.

و تلقي بقيه از شما چيست؟

اشتباه از جايي آغاز مي‌شود که فکر مي‌کنند بنده بايد پشت يک سنگري ايستاده باشم و مثلاً بگويم جنگ جنگ تا پيروزي.

اين همان چيزي است که خودتان گفتيد؛ تلقي‌هايي که از حاتمي‌کيا وجود دارد. اين مساله به خصوص در بين اهالي قلم تشديد شده. ما بيشتر وقت‌ها مشغول خياطي هستيم. يعني به نسبت تصور خودمان از اندازه آدم‌ها، کت مي‌دوزيم. مثلاً همين آقاي خاتمي... يا خود شما.

من بحثي با اين موضوع ندارم. ايشان مي‌تواند نگاه خودش را نسبت به من داشته باشد. اما اشتباه آنجا اتفاق مي‌افتد که من بگويم چون ايشان اين نگاه را به من دارد من نبايد حرکت خودم را بکنم... من قبلاً به اندازه A مي‌دانستم و حالا به اندازه B. اعتراف به اين خود شکستن است و من اين کار را مي‌کنم. حالا تعبيرش مي‌تواند اين باشد که ايشان محافظه‌کار شده... البته من 45 سالم است و محافظه‌کارتر شده‌‌ام. اين هيچ اشکالي ندارد چون همه مبتلا به آن هستيم. بنابراين من نسبت به اين تعبير تحريک نمي‌شوم. خود شما بر گرديد و عکس‌هاي قديمي‌تان را نگاه کنيد؛ واقعاً چقدر متفاوت شده‌ايد؟

داشتيد از به‌نام پدر حرف مي‌زديد که بحث عوض شد.

من درباره چيزي حرف زده‌ام که برايم مساله است و درگيرش هستم اما متاسفم که گروه اهل نظر خيلي برايشان مهم نيست. يک وقتي هست شما جمله‌اي را روي کاغذ مي‌نويسيد و چند بار خطش مي‌زنيد تا بهتر دربيايد، يک موقع هم نه، با عجله مي‌نويسيد چون زمان برايتان مهم است. به نام پدر به نظر من خوب موقعي اتفاق مي‌افتد. اما خب چون ما ديکته‌هاي نوشته شده هستيم، دوست داريم هر وقت رجوع مي‌کنيم به آن دفترچه خاطرات، آن دفترچه همان‌طور باشد که بوده. اما چنين چيزي نيست.

ولي چيزي که مردم انتظار دارند دور از ذهن نيست. هنرمند ممکن است ديدگاه اجتماعي معتدلي داشته باشد، اما وقتي مي‌آيد وسط که مي‌خواهد انتقاد کند والا گفتن اتفاقات يک گزارش ساده‌ است و کار شاقي نيست. توقع آنها که اينطور فکر مي‌کنند اين است که وقتي حاتمي کيا مي‌آيد وسط، وجه محافظه‌کاري را بگذارد کنار و آرمان‌گرايانه نگاه کند. شايد دسيکا هم وقتي دزد دوچرخه را مي‌ساخت نگاه معتدلي نسبت به جامعه داشت. اما در همه چيز اغراق کرد تا نتيجه بهتري بگيرد.

تکرار مي‌کنم. من هيچ‌وقت ابا ندارم از اينکه بگويم من از درون نظام حرف مي‌زنم. در عين حال ما داريم هميشه فيلم‌ساز يا روشنفکر‌هايي را که هميشه در موقعيت سلبي‌اند. اما من اين‌جور نگاه نکردم به موضوع. من يک جايي سلبي‌ام و يک جايي اثباتي. يعني بعضي جاها دارم راه مي‌آيم با موضوع و مشکلي با آن ندارم. مثلاً همين فيلم به رنگ ارغوان. خب بعضي‌ها ناراحت شدند از اين که من اشاره کردم من به عنوان پدر معنوي، کار را مي‌گذارم کنار و تماس گرفتند و دلسوزانه گفتند شما نبايد چنين موضعي مي‌گرفتي. من هم جواب دادم شما داريد اشتباه مي‌کنيد چون من کل ماجرا را از خودم مي‌دانم. اينجاست که حاتمي‌کياي شما با حاتمي‌کياي من فرق مي‌کند. اينجاست که اتفاقات بعدي مي‌افتد. فکر مي‌کنيد من نمي‌فهمم جشنواره‌ها چگونه شکل مي‌گيرند؟ مستشارهاي جشنواره‌هاي خارجي عقيده دارند حاتمي‌کيا مال نظام است و پروپاگاند نظام. مگر بارها همين آقاي ... نگفت که حاتمي‌کيا، باندراچوک ايران است؟ اما من اين را پنهان نمي‌کنم.

اما اين يک آسيب دارد. ممکن است اين نگاه که شما فيلم‌ساز خودي هستيد و غنايم و جوايز مال شماست به وجود بيايد.

من هر وقت جايزه‌اي دادند گرفتم، ندادند هم اعتراض نکردم. اما بعضي‌ها شيطنت مي‌کنند. يک چيزي بگويم... نمي‌دانم چقدر مي‌توانيد بازش کنيد. اگر برگرديد به آلبوم‌هاي قديمي مي‌بينيد تصاويري هست که انگار پدران ما دوست ندارند از آنها حرف بزنند. انگار تلاطم‌هاي اين بيست و چند ساله گم‌مان کرده. اما من دوست داردم بدانم مثلاً بچه‌هاي توده‌اي چند نفر بودند و کدامشان الان دارند در حوزه سينما کار مي‌کنند و ارزشي حرف مي‌زنند و وااسلاما مي‌کنند. آقا بياييم بازش بکنيم؟ برويم بپرسيم که شما که عضو حزب توده بودي چرا داري حرف ديني مي‌‌‌زني؟ هيچکس نمي‌پرسد. انگار قرار است اين بخش پنهان باشد. اما اين طرف اگر بنده در سير کارهايم از موضع آژانس شيشه‌اي به به‌نام پدر برسم، خيلي فاجعه بزرگي است. اما من مي‌گويم صبر کنيد. چرا آن آدمي که از باندراچوک بودن من حرف مي‌زند، چرا از اتاق خودش که پر از عکس لنين بوده حرف نمي‌زند؟ چطور مي‌شود من مي‌توانم تحليل بشوم در اين ماجرا، اما ايشان نمي‌تواند؟ البته من تمام تلاشم را مي‌کنم که نسبت به دوستانم با احترام برخورد بکنم، چون اهل قلم‌اند. اما اگر فکر کنيد به آنها باج بدهم که امتيازي بگيرم... اميدوارم تا آخر عمر من چنين اتفاقي نيفتد.

متوجه نشديم بحث از کجا به اينجا رسيد.

من از 19- 18سالگي وارد سيستم شدم و الان 45 سالم است، خب بايد تغيير کرده باشم. اين هيچ اشکالي ندارد، مثل آن مائوئيستي که الان از مدافعين بزرگ سينماي جنگ است و فيلم‌هاي ما را ضد جنگ مي‌‌داند و عليه ما حرف مي‌زند، ريشش هم ده برابر ما بلند است... اگر گذشته‌ها قابل نقد است، يکبار به مخاطباني که برنامه‌سازي‌اش را مي‌بينند، بگويد تا چه دوراني مائوئيست بوده است تا درجه و عيار دست مخاطبان باشد.

از 45 سالگي حرف زديد و اينکه هرچه رفتيد جلوتر تعديل شده‌ايد. اما من فکر مي‌کنم حفظ آرمان‌گرايي خيلي مهم است. ما نياز داريم به آدمي که تندتر از همه ما حرف بزند و تعديل نشود. درست است که شما به نسبت سن‌تان تغيير مي‌کنيد، اما از آن حاتمي‌کيا، بايد نگهداري کرد چون خيلي‌ها به آن حاتمي‌کيا احتياج دارند. آيا شما در اين باره احساس مسووليتي داريد؟

من احترام قائلم براي اين تفکر. من متاسفم از اينکه بعضي دوستان را به نوعي نااميد مي‌کنم. بارها و بارها فرزندان شهدا آمده‌اند منزل من که بيا حرف بزن. عقيده‌شان اين بود که دو سه نفر بيشتر نمانده‌اند و شما بايد بيايي وسط. ولي مرگ من از جايي آغاز مي‌شود که پيش خودم فکر کنم بايد اينجوري باشم چون چشم عده‌اي به من است. اما من پينه‌دوز حرفه‌اي نيستم. خياط خوبي براي هر لباسي نيستم. اين را مي‌فهمم. من فيلم تاريخي هم که بسازم بايد در نوعي بياورمش که بتوانم در خودم هضمش کنم. بارها شده فيلم‌نامه‌هاي خوبي دستم رسيده اما نتوانستم، مگر آنکه تا رو پودش را خودم چيده باشم. اين برايم ثابت شده. تا وقتي مرکزي که به من انرژي مي‌‌دهد در درون و وجود خودم است، نمي‌توانم به انرژي بيروني فکر کنم، چون اين آغاز سقوط است. وقتي به سقوط فکر مي‌کنم مي‌گويم بگذاريد کار خودم را بکنم. در اين زمينه يکي از ظريف‌ترين تحليل‌ها را آقاي دهقان دارد. حرکت من نسبت به دوايري که ايجاد مي‌کنم، کهکشاني است. دور مي‌شوم، نزديک مي‌شوم، دور مي‌شوم، نزديک مي‌شوم. البته نه اينکه عمدي باشد. بعداً نشسته‌ايم تحليل کرده‌ايم ديديم اين است. نه آنقدر دور مي‌شوم و نه آنقدر نزديک که در مرکز چيزي باشم. الان شما اشاره کرديد «به نام پدر» واکشني است به «به رنگ ارغوان». در حالي که من فيلم‌نامه به‌نام پدر را خيلي قبل‌تر نوشته بودم.

منظورمن ساختار بود.

فيلم‌سازي مثل من، فيلم‌نامه ديگران را که نمي‌گيرد که ساخت عوض بشود. اين همان چيزي است که در من بوده.

به نظر من آسان‌تر برخورد کرده بوديد.

رد نمي‌کنم. دقيقاً حرف درستي است. ممکن است شرايط روز تاثيراتي روي من گذاشته باشد که لانگ‌شات‌هايم کلوزآپ بشود و برعکس يا جملات تاکيدي من شل بشود. اين يک واقعيت است. به نام پدر يک غار بود براي من براي فرار از توفاني که اين طرف رخ داده بود، توفاني که هيچ کس نمي‌خواست در گيرودارش مرا تحويل بگيرد. البته نه اينکه دستي به سر و گوشم بکشند، از اين باب که هيچ‌کس نمي‌خواست پاي حرف بايستد. از وزير ارشاد گرفته تا بقيه و تو يکهو مي‌ديدي خودتي و خودت و بايد شخصاً جوابگو باشي.

در روبان قرمز يک ابراهيم حاتمي‌کيا داشتيم که مي‌خواست فرم را تجربه کند و فيلمش پر از اتفاق تکنيکي بود، اما آرام آرام همه چيز ساده‌تر شده. ما جدا از اينکه از حاتمي‌کيا انتظارات فرامتني داشتيم، توقعمان اين بود در فرم هم پيشرفت کند. البته شنيدم به رنگ ارغوان اين ويژگي را داشته اما در به نام پدر و در کار تلويزيوني‌اي که داشتيد، انگار بي‌حوصله‌ايد. ببخشيد که مي‌گوييم اما انتظارات را پاسخ نداديد.

من رد نمي‌کنم. متاسفم از اينکه چنين احساسي ايجادشده. اما واقعيت اين است که بايد بپذيرفت.

اين همه چيزي بود که از شما بر مي‌آمد؟

اين هر آنچه که هستم است. اگر مي‌گوييد بي‌حوصله... اما اشتباه جايي است که مستقل از شرايط قضاوت مي‌کنيد. انتظار من اين است که تحليل کنيد. اگر من فيلمسازي هستم که نسبت به شرايط واکنش نشان مي‌‌دهد، به‌نام پدر بايد در آن تحليل بيايد وسط، اخيرا يک مصاحبه‌اي داشتم صرفاً در بحث کارگرداني. کلافه شدم و کلافگي را بروز دادم. گفتم اصلاً نمي‌توانم خودم را از معنا تفکيک کنم. وقتي اين اتفاق مي‌افتد من چيزي ندارم. اينها در هم ممزوج‌اند، حالا يک وقت قوت دارد و گاهي از قدرت لازم برخوردار نيست. اما واقعيت اين است که به‌نام پدر حرف روز است و حرف زمانه. حالا اگر شما اين تعريف را از زمانه نداريد، من حرفي ندارم ولي من اين احساس را داشتم و منتقلش کردم والا نه فشاري پشت سر من بود که اين را بساز و نه چيز ديگر.

به نظر من به نام پدر پر از تک سکانس‌هاي درخشان است. اما بقيه فيلم يک ملودرام ساده است. آدم بد، آدم خوب، دو دو تا چهار تا . اين ساده‌گيري بود.

البته من نمي‌خواهم نويدي بدهم يا ذهنيتي ايجاد کنم. الان يک سريالي دست من است به نام «حلقه سبز» شما اشاره‌اي به تلويزيون کرديد و من احساس کردم به نظر شما رجوع به تلويزيون نزولي است.

البته من خاک سرخ را گفتم که به نظرم همين مشکل به نام پدر را داشت.

در مديوم تلويزيون نگاه من به شدت آرماني است؛ من با توده مردم سر و کار دارم و اين به شدت اهميت دارد. آنجا سعي مي‌کنم قالب را رعايت کنم براي حرف زدن. الان در سريال حلقه سبز، تمام فضا براي من تازگي دارد. يا بهتر بگويم اضطراب دارم که چه خواهد شد. من غالباً در ساخت فيلم دچار اين حس هستم. اينکه آيا مي‌تواند موفق باشد يا نه؟ اين اضطراب تا آخرين روز نمايش فيلم با من هست و امروز به هنگام ساخت سريال. اما در به نام پدر اين اضطراب را نداشتم و فکر مي‌کردم اين چيزها کنار هم جواب مي‌دهد و اتفاق خواهد افتاد. البته وقتي من با مردم اين فيلم را ديدم اين اتفاق افتاده بود. اما در حوزه اهل نظر سينما، منتقدين مجاب نشدند. راستش را بخواهيد اين تب و تاب هميشه با من است.

شب جلسه مطبوعاتي به‌نام پدر با ساتيار آمديم سرصحنه حلقه سبز. ظاهراً شما بعد از جلسه مطبوعاتي فيلم را با مردم هم ديده بوديد اما با وجود روز سختي که پشت سرگذاشته بوديد، دقيقاً يادم هست که صحنه‌هاي سريال را چقدر با حوصله مي‌گرفتيد. ما سر يک سکانس معمولي آنجا بوديم که کار خاصي احتياج نداشت اما شما بيش از ده بار کارت داديد. اين ميزان وسواس براي من خيلي جالب بود. من فکر کردم کسي که اينطور کار مي‌کند نمي‌تواند يک فيلم «همينجوري» در کارنامه داشته باشد. الان هم برايم جالب است که در به‌نام پدر احتمالا اين وسواس را داشته‌ايد.

نمي‌خواهم بگويم اين وسواس نبوده. من از اضطراب حرف زدم چون نمي‌دانم چه خواهد شد. بعضي‌ها اين جرات را دارند، اما من توقع ايجاد نمي‌کنم. با اين حال من تمام انرژي خودم را مي‌گذارم تا آنطور که مي‌خواهم در بيايد. باور کنيد تا روز اکران نمي‌دانم چه اتفاقي مي‌افتد. اما در به‌نام پدر، مولفه‌هايي که در آن رخ مي‌‌داد برايم واضح بود، بنابراين راحت کارم را مي‌کردم. مي‌پذيرم که اين بخش آنقدر اضطراب نداشت... اما خب، همين مساله دلايلي دارد که بايد چند سال بگذرد و فيلم از سرنوشتش خارج شود تا من درباره پشت صحنه‌اش حرف بزنم ولي الان مي‌گويم نه، من هيچ مساله‌اي نداشتم.

يعني جزئيات خيلي برايتان مساله نبود؟

نه، خيلي. برخلاف حلقه سبز.

الان چند وقت هست سر سريال هستيد؟

حدود هفت ماه.

روزي چقدر مي‌گيريد؟

4دقيقه.

به نسبت استاندارد تلويزيون که نيست؟

قابل مقايسه نيست اصلاً برخي دوستان 40دقيقه در روز مي‌گيرند و با افتخار هم اعلام مي‌کنند. اين يک مسابقه بي‌معناست. اتفاقاً با مسوولين تلويزيون حرف مي‌زدم و مي‌گفتم کاري کردند که نمي‌شود حرف زد. آخر چه جور مي‌شود در روز 20تا 40 دقيقه فيلم‌ بسازي و افتخار هم بکني بابتش؟ اصلاً چه داري که بگويي؟

اين يأسي است که گاهي به ما هم دست مي‌دهد. يک وقت آدم سعي مي‌کند با نهايت وسواس، کاري را عرضه کند. اما مي‌بيند بازار دست سري دوزهاست؛ کساني که کار را راحت گرفته‌اند. براي شما هم چنين حسي پيش مي‌آيد، وقتي يک سريال بي‌ارزشي را مي‌بينيد که با استقبال هم مواجه شده.

خيلي اذيت مي‌شويم و زورمان را سر خانواده خالي مي‌کنيم! عصباني مي‌شويم و مي‌گوييم نگاه نکنيد مبتذل است. مثلاً مي‌بينم اين نور‌پردازي نيست. نور را داده به سقف و بعد هر چه پلان خواسته گرفته. مثل فيلم مستند. عين خيالش هم نيست که چشم‌ها ديده بشود، نشود، صورت بعد داشته باشد، نداشته باشد. درد وقتي آغاز مي‌شود که دوغ و دوشاب با هم قياس مي‌شود. در حالي که اگر اين رخ ندهد من کاري ندارم. او کار خودش را بکند و من کار خودم را. من که جاي کسي را تنگ نمي‌کنم. من اصلاً معتقد نيستم که اين فيلم‌هاي گل و بلبلي ساخته نشود. اتفاقاً اينها نياز جامعه‌اي‌اند که احتياج به تفريح دارد. اما اگر من آدمي هستم که کمي يأس دارم و غم دارم بگذاريد حرفم را بزنم و جاي خودم را داشته باشم. نه اينکه بگويند ببخشيد شما برويد کنار. از اين‌طرف هم نمي‌خواهم رانت داشته باشم که الا و بلا بايد اين داستان تصوير بشود. شايد شما برايتان مساله نباشد، اما براي من مساله است که وقتي خاک سرخ را مي‌سازم، هر جاي مملکت مي‌روم پدري جنگ زده دست فرزندش را گرفته و گفته اين بچه من هيچي نمي‌دانست و با فيلم تو فهميد که چه اتفاقي افتاده. اين يک ميزانس تکراري است که بارها براي من رخ داده. چرا؟ چون ساخته نشده. چون از جنگ من هيچي گفته نشده يا کم گفته شد. براي من مهم بود اين حرف‌ها را بزنم. من اگر اين آنتن را در اختيار نداشته باشم، آنتن مي‌افتد دست کساني که به بدترين شکل ممکن کار مي‌کنند.

شما در سينما مشکل نگاتيو داريد و کار کمي سخت‌تر است. اما در تلويزيون، مرتب مي‌توانيد برگرديد و از نو بگيريد. آيا حساسيت شما در اين دو مديوم فرق مي‌کند؟

واقعيت اين است که حساسيت همان است. البته در سينما نور بايد بيشتر ريخته شود تا آن فريم شکل بگيرد ولي در تلويزيون، اگر ويدئو را رها کني مي‌تواني همين‌طور فيلم بگيري. مگر نمي‌شود؟ اما خب صورت تخت بايد تقويت بشود. کنتراست مي‌خواهد. اگر نکني که جواب نمي‌دهد. البته مي‌شود گرفت، همان‌طور که الان مي‌گيرند و پخش هم مي‌کنند؛ تا دلت بخواهد، ولي اگر قرار باشد درست کار کنيم...

در فيلم‌هاي شما يک شخصيت محوري وجود دارد که مرتب تکرار مي‌شود و مخاطب هم دوستش دارد. اين شخصيت بيشتر شبيه کدام است؟ حميد فرخ‌نژاد يا پرويز پرستويي که به نظر انتخاب‌هاي اول شما براي هر نقشي‌اند.

دقيقاً تا حالا که اينطور بوده. پرويز جلد خودم است. واکنش‌هايي که دارد به شدت با جلد قديمي خودم خوب جور در مي‌آيد.

جلد قديمي يعني چه؟

يعني آن آدم آرمانگرا، اما حميد آرماني به آن تعريف نيست.

يعني نمي‌تواند آن آدم انقلابي باشد.

نه نمي‌توانم او را در اين شرايط تصور کنم.

بيشتر عاصي و پرخاشگر است.

بله. مثلاً ارتفاع پست. هرگز نمي‌توانم تصور کنم پرويز مي‌توانست بيايد نقش حميد را بازي کند براي اينکه حقوقش را طلب کند و ديگران به خطر بيندازد.

هيچ وقت فکر نکرديد که اين دو وجه شخصيتي در يک فيلم بازي کنند؟

نمي‌دانم. همان‌طور که در فيلم روبان اتفاق افتاد. من به بازي آقاي کيانيان علاقه داشتم ايشان کنار پرويز عقل و دل خوبي شدند.

بين اين دو قهرمان که فرزندان خود‌تان‌اند بيشتر شبيه کدامشان هستيد؟

من وجه آرماني را بيشتر دوست دارم. اما گاهي يک اتفاقاتي رخ مي‌‌دهد...

مثلاً سر موج مرده که رفتيد در سينما و آن طور اعتراض کرديد و حقتان را خواستيد. مي‌خواهم بگويم و هر دو وجه در شما وجود دارد.

البته من چه بخواهم چه نخواهم آدم عاقله‌ام. اما سينما اين فرصت را مي‌دهد که به وجوه مختلف خودم عينيت بدهم. از اين نظر سينماگر بودن يک خوشبختي است.

از کاراکترهايي که تا حالا خلق کرديد کدامشان را بيشتر دوست داريد؟

همه آنها را من هميشه اول شخص کار کردم و تکيه فيلم‌ها به قهرمان‌ها بوده است. اگر از يک نمونه خاص حرف بزنيم خب، آژانس خيلي موفق بود. حاج کاظم يک آيکون شد.

از حرف‌هايتان مشخص بود از احساسي که جامعه نسبت به شما دارد با خبريد و از علاقه‌اي که وجود دارد. مي‌خواستم بدانم احساس شما نسبت به اين نسل چيست؟

به شدت برايم مهم‌اند، اما با حفظ حريم خردم. من نه از آنها باج خواستم نه باج دادم. حتي بعضي مواقع اين موضع من برايشان برخورنده بوده. مثلا سر موج مرده يادم هست که بچه‌ها اذيت شدند و واکنش داشتند. تنها هيچ وقت قصد بي‌احترامي نداشتم.

چقدر مي‌شناسيدشان؟

شناختم تحقيقي نيست ولي آشنا هستم. من معتقدم هيچ کس نمي‌تواند ادعا بکند کاملاً مي‌شناسد.

از حرف‌هايي که مي‌خواستيد بزنيد، چقدرش را تصوير کرديد و چقدرش مانده؟

اين را از پژمان خلف بگويم. اگر به من بگويند ديگر فرصت نداري حرف بزني خيلي تاسف مي‌خورم. يعني دارم حرف‌هايي که نگفته باشم. البته انرزي ما روز به روز تحليل رفته. شرايط سخت‌تر شده و خشونت کار شديدتر شده. مثلاً همين به نام پدر که البته قصد ندارم فعلاً حرفش را بزنم. اما فکر مي‌کنيد چرا من تهيه کننده اين فيلم شدم؟

يکي از دلايل اين مساله که سن شکوفايي در خارج بيشتر به حول و حوش 40سال و بالاتر مي‌رسد اما در ايران بالا رفتن سن زمينه‌ساز سقوط است، همين چيزهاست؛ همين فضا و خشونت‌هايي که پير مي‌کند.

بله، تو بايد بابت چيزهايي بجنگي که ... (ضبط خاموش مي‌شود)

کار بعدي شما چيست؟

فعلاً برنامه‌اي ندارم. فعلاً تمام تلاشم را مي‌کنم که حلقه‌ سبز به پايان برسد.

مي‌خواستم از اين جوائزي که محاصره‌تان کرده بپرستم. آيا نمايش دادن آنها دليل خاصي دارد؟

اتفاقاً مي‌خواستم جمع‌شان کنم، از ترس همين حرف‌ها (مي‌خندد) اما واقعيتش اين است که من همين‌ها را دارم و همه‌اش هم وطني است.

مگر وطني بودن ويژگي خاصي است؟ جايزه خارجي داشتن بد است؟

الحمدالله يواش يواش بحث باز مي‌شود و دوستان مطبوعاتي هم فهميدند که بعد از رد کارپت‌ها بنشينند فکر کنند؛ اين که فيلم‌سازي به بهاي حضور در اين جشنواره‌ها دارد خيلي چيزها را مي‌فروشد. واقعاً آن طرفي‌ها بخشي از فيلم‌سازهاي ما را دزديدند و آنها را تبديل کردند به دوربين مخفي‌هايي که از جامعه خودشان چيزهايي را که آنها مي‌خواهند بگيرند و اين بسيار زشت است. شد مثل قضيه دوربين‌هاي آژانس بين‌المللي انرژي اتمي که دوربين‌ها را داخل نيروگاه‌ها کار گذاشتند. حرف در اين پاره زياد است. اما اول بايد توفان‌ها بخوابد. يک موج روشنفکري هست که يک نوع مساله دارد نسبت به نسل من. گمان مي‌کند من سر چهارراه جلويش را گرفته‌ام در حالي که من تمام زورم را زدم تا اين نگاه را از بين ببرم و بگويم همه اين نسل اينها نيستند يک عده‌اي هستند که اتفاقاً از اين ادعاها ندارند، اما رفته اند و جنگيده اند ولي آنها اين احساس کينه مندي را دارند و در قلمشان مي‌آورند. البته من مي‌فهمم. بعضي سيلي‌ها به خاطر ديگري بر گونه ما فرود مي‌آيد. و در گوش من مي‌زنند تا بالاتري را زده باشند. همه اينها در حاليست که من هميشه خودم بودم. من هنوز مهاجرم و پروازهاي شخصي خودم را دارم.

پژمان راهبر-خسرو نقیبی-آرش نصیری

منبع:نشریه نسیم شماره ۱۰

مصاحبه چه طور بود با این که قدیمی بود ولی حرفهایی که آقای حاتمی کیا زدن جواب خیلی از منتقدها رو میده


اخبار فیلم دعوت:

اولین خبرم از دعوت از خبر گزاری فارس

«دعوت» حاتمي‌كيا به محض آماده شدن اكران مي‌شود

خبرگزاري فارس: فيلم سينمايي «دعوت» ساخته «ابراهيم حاتمي‌كيا» كه نزديك به 35 درصد از فيلمبرداري‌اش به پايان رسيده به محض آماده‌سازي به اكران عمومي در مي‌آيد.

به گزارش خبرنگار سينمايي فارس، پس از آماده‌سازي و اتمام مراحل توليد «دعوت» براي اكران عمومي آن اقدام مي‌شود و آخرين ساخته حاتمي كيا به روي پرده سينماها مي‌آيد.
بر اساس اين گزارش،فيلمبرداري اين فيلم همچنان در شمال تهران ادامه دارد و نزديك به 35 درصد فيلمبرداري آن انجام شده است.
به گزارش فارس، بازي «محمد‌رضا شريفي‌نيا» در اين فيلم از چند روز قبل آغاز شده و روز گذشته «مريلا زارعي» و «فرهاد قائميان» جلوي دوربين دعوت رفته‌اند و بازي اين دو بازيگر در اين پروژه شروع شده است.
بنا به اين گزارش، علي‌رغم انتشار اخباري مبني بر اپيزوديك بودن اين فيلم، و نامگذاري اپيزودها تحت عناويني چون خورشيد، «دعوت» كاري اپيزوديك نيست و به دليل گستردگي محورهاي داستان و تعدد بازيگران گروه سازنده در برنامه‌ريزي اقدام به نامگذاري و تقسيم‌بندي در فيلمنامه كرده‌اند و اين نامگذاري درون گروهي است.
محمدرضا فروتن، كتايون رياحي، ثريا قاسمي، مهناز افشار، سيامك انصاري،سحر جعفري جوزاني، آناهيتا نعمتي و هدي ناصح از جمله بازيگراني هستند كه جلوي دوربين «دعوت» رفته‌اند.
در خلاصه داستان «دعوت» آمده است:‌ چند خانواده متفاوت با بحراني مشابه روبرو مي‌شوند و هر كدام از آن‌ها بنا به نگاه خاص خود واكنش‌هايي از خود بروز مي‌دهند.

خبر بعدیم از دعوت از خبر گزاری مهر:

فیلمبرداری "دعوت" در دارآباد ادامه دارد
فیلمبرداری فیلم سینمایی "دعوت" به کارگردانی ابراهیم حاتمی‌کیا در لوکیشنی حوالی منطقه دارآباد تهران ادامه دارد.

به گزارش خبرنگار مهر، گروه تولید پروژه "دعوت" پس از چند روز تعطیلی به مناسبت ایام عزاداری امام حسین (ع)، هم اکنون در لوکیشنی داخلی در حوالی دارآباد مشغول کار هستند و تاکنون حدود 20 درصد از این فیلم در تهران فیلمبرداری شده است.

تاکنون در "دعوت" کتایون ریاحی، محمدرضا فروتن، ثریا قاسمی، مهناز افشار، سیامک انصاری، سحر جعفری جوزانی، آناهیتا نعمتی و هدی ناصح مقابل دوربین رفته‌اند. در خلاصه داستان پانزدهمین تجربه کارگردانی حاتمی‌کیا آمده است: چند خانواده متفاوت با بحرانی مشابه رو به رو می‌شوند و هر کدام از آنها بر اساس نگاه خاص خود واکنش‌هایی به آن نشان می‌دهند


حالا میریم سراغ اخبار جشنواره:

لیست نهایی فیلم هایی که به جشنواره امسال راه پیدا کردن اعلام شد:

سينماي ما- دبيرخانه‌ي جشنواره فيلم فجر اسامي 23 فيلم بلند ايراني بخش سوداي سيمرغ ـ مسابقه سينماي ايران و 5 فيلم رزرو اين بخش را اعلام كرد. فيلم‌هاي "آتش سبز" ( محمدرضا اصلاني)، "آن مرد آمد" (حميد بهمني)، "آواز گنجشك‌ها" (مجيد مجيدي) "احضارشدگان" ( آرش معيري)، "استشهادي براي خدا" ( عليرضا اميني)، "انعكاس" (رضا كريمي) ، "باد در علفزار مي‌پيچيد" (خسرو معصومي)‌، "به همين سادگي" (سيدرضا ميركريمي) ، "پرچم‌هاي قلعه كاوه" (محمد نوري‌زاده) ، "تولدي ديگر" ( عباس رافعي)‌، "جعبه موسيقي" ( فرزاد موتمن)، "حس پنهان" ( مصطفي رزاق كريمي ) ، "خاك آشنا" ( بهمن فرمان‌آرا) ، "خواب زمستاني" ( سيامك شايقي) ، "در ميان ابرها (سيدروح‌اله حجازي) ، ستايش (محمدرضا رحماني)، سهم گمشده ( حسن نجفي) ، شب ( رسول صدرعاملي) ، فرزند خاك ( تلخ عين عسل) از محمدباشه آهنگر، كنعان ( ماني حقيقي) ، محيا (‌اكبر خواجويي) هامون و دريا (‌ابراهيم فروزش) ، هميشه پاي يك زن در ميان است ( كمال تبريزي) در بخش سوداي سيمرغ رقابت مي‌كنند.
همچنين فيلم‌هاي انتهاي زمين ( ابوالفضل صفاري) ، سبز كوچك ( غلامرضا رمضاني) ، حقيقت گمشده ( محمد احمدي)، هر شب تنهايي ( رسول صدرعاملي) و قرنطينه (منوچهر هادي) به عنوان فيلم‌هاي رزرو بخش مسابقه سينماي ايران انتخاب شده‌اند.
محمد بزرگ نيا، محمدرضاتخت كشيان، پوران درخشنده، مجيد رضابالا، جمال شورجه، محمد ابراهيم صلواتي فر، داريوش فرهنگ، مجتبي مشيري و محمدحسين نيرومند اعضاي هيات انتخناب بخش سينماي ايران جشنواره بودند كه كار گزينش آثار را از اوايل دي ماه آغاز كردند.
گفتني است: فيلم‌هاي "صد سال به اين سالها" سامان مقدم، "تيغ‌زن" عليرضا داودنژاد، دايره زنگي پريسا بخت‌آور، آتشكار محسن امير يوسفي از جمله فيلم‌هايي است كه احتمال مي‌رفت در جشنواره‌ي فجر حضور داشته باشند.

منبع: سینمای ما

برای من جالب فقط حذف فیلم دیوار بود فیلمی که احتمال میداد گلشیفته عزیز امسال سیمرغ رو بگیره

امیدوارم لذت برده باشین

یاعلی