سلام....
طبق قولی که داده بودم یه مطلب در مورد منتقدین آماده کردم که برای شما میزارم.در مورد منتقدینی که اگه نقد میکنن با غرض ورزی تمام نقد میکنند.
نقد........................منتقد..........................نقد عادلانه
این تیترهایی که نوشتم موضوعاتی که همیشه من و شیدا در مورد اون بحث میکنیم.شیدا همیشه از من میخواد که نقد کنم.ونقدهایی در مورد فیلمهای آقای حاتمی کیا بنویسم.حتی منتظر بود که من نقدی در مورد دعوت هم بنویسم.ولی من اصولا اهل نقد کردن نیستم.اولا" چون علم این کار رو ندارم و ثانیا" اعتقاد دارم که اگخ نقدر نوششته میشه باید از روی اصول باشه.و من به همه اصول فیلم سازی آگاهی کامل ندارم.بنابراین همیشه از نقد کردن پرهیز کردم.
این توضیحات رو دادم تا در مورد منتقدینی که دعوت رو نقد کردند یه توضیحاتی بدم.
نمیخواستم چیزی بنویسم ترجیح میدادم که سکوت کنم و از جنجال پرهیز، تا دعوت در بهترین شرایط به اکران خودش ادامه بده.اما وقتی دیدم آقای حاتمی کیا خودشون هم سکوت رو شکستند و در مورد منتقدین مطلب نوشتن...من هم به خودم این جرات رو دادم تا در مورد منتقدینی که دعوت رو نقد کردند یه مطلب بنویسم.
راستش تویه این یه مدت که از اکران دعوت میگذره من هنوز یه نقد منصفانه در مورد این فیلم نخوندم.
نقدها طوریه که انگار همه منتقدین بسیج شدند که بگن:
مهناز افشار بد بود....محمدرضا فروتن خوب لهجه نگرفت.....ابراهیم حاتمی کیا برو همون فیلمهای جنگیتو بساز و .....
جناب منتقد عزیز انصاف هم خوب چیزیه....اول از همه با اجازه بقیه میخوام در مورد مهناز افشار صحبت کنم.همون موقع انتخاب بازیگرهای دعوت جنجال های بسیاری پیرامون انتخاب بازیگرها به خصوص مهناز افشار رخ داد که ترجیح میدم راجع بهش حرفی نزنم اگه مطلب منو میخواین بخونید به قسمت آرشیو موضوعی و دعوت رو موج مرده دیگر نکنیم و مطالبی پیرامون دعوت و حلقه سبز مراجعه کنید.
بگذریم....چرا ما آدمها نمیتونیم پیشرفت یه نفر دیگه رو ببینیم.دوست نداریم بقیه هم پیشرفت کنند.
مهناز افشار وقتی فیلمهایی مثل کلاغ پر و یا کما بازی میکنه.بهش انتقاد میکنیم که چرا همه فیلم های این بازیگر مربوط به سینمای تجاریه...و میگیم این بازیگر توانایی بازی توی نقشهای سخت رو نداره و سالاد فصل رو فقط یه اتفاق در کارنامه بازیگری این بازیگر میدونیم.
اما حلا که این بازیگر یه سیر یعودی رو پیش گرفته و با کارگردانهای خوبی مثل جیرانی ، کیمیایی ، حاتمی کیا و....داره همکاری میکنه و قصد پیشرفت داره با بی رحمی تمام این بازیگر رو محکوم میکنیم. و به خودمون اجازه میدیم حتی در تصمیمات کارگردانها دخالت کنیم و با خودخواهی تمام کارگردانها رو محکوم میکنیم که چرا از این بازیگرها استفاده کردند.
بد نیست صحبتهای آقای حاتمی کیا در مورد مهناز افشار رو بخونید.و ببینید که ایشون برای یه پلان 2 دقیقه ای چقدر زحمت کشیدند.
ایکاش کمی منصف باشیم و از روی غرض ورزی بازی یه نفر رو زیر سوال نبریم.
مهناز افشار بازیگر تواناییه و در دعوت هم بازی خیلی خوبی رو به نمایش گذاشت....

مطلب بعدی من در مورد اقای حاتمی کیاست:
جناب منتقد به یاد داری وقتی به نام پدر پخش شد.با انواع و اقام نقدها ایشون رو محکوم کردید و گفتید ابراهیم حاتمی کیا تموم شده و خودشو تکرار کرده.
ناصر شفیعی رو حاج کاظمی دیگه دونستید(که من هنوز در تعجبم که ناصر شفیعی چه شباهتی با حاج کاظم داره)
الان آقای حاتمی کیا اومده و یه فیلم متفاوت در حوزه اجتماعی ساخته.فیلمی که با استقبال عالی از سوی تماشاگر مواجهه شده و الان در حدود 400 میلیون فروش داشته.
الان به آقای حاتمی کیا میگید که برو فیلمهای جنگی بساز.
در هفته دفاع مقدس توی هر ویژه نامه فیلمهای ابراهیم حاتمی کیا رو نشون میدادید و تقدیر میکردید از این کارگردان.....نمیگم ایشون دیگه فیلم جنگی نمیسازن.همون طوری که ایشون توی مصاحبه اخیرشون با خبرگزاری فارس ذکر کردندکه من از سینما جنگ خداحافظی نکردم....
شاید دعوت رو بتوان اولین فیلمی گفت که حتی جامعه پزشکان هم به اون هیچ اعتراضی نکردند.و تازه از این فیلم تقدیر کردند......
آقای حاتمی کیا سراغ موضوعی رفتند که کم تر فیلم سازی جرات پرداختن به اون رو داره و بعد از میم مثل مادر زنده یاد ملاقلی پور دومین فیلمی که در مورد سقط جنین ساخته شده....
توی سایت سینما یه آدم روانی به نام آرمین ابراهیمی هم هر توهینی که بلد بودن به آقای حاتمی کیا کردن و جالب بود آژانس رو فیلم ضعیفی گفتن که طرفداران ابراهیم حاتمی کیا این فیلم رو تبدیل به فیلمی بزرگ کردند.
واقعا این نکته برام جالبه.....واقعا
جناب منتقد اگر نقد میکنی از روی انصاف و علم نقد کن.نه از روی احساس و غرض ورزی
آقای مجیدی نسبت به تبلیغات آواز گنجشکها انتقاد داشتن و فروش کمه این فیلم رو مربوط به تبلیغات این فیلم میدونستند....
اما الان تلویزیون در هنگام پخش این فیلم در سینماها اقدام به پخش پشت صحنه این فیلم کرده
نمیدونم تبلیغات از این بیشتر هم ممکن بوده
تلوزیون هر کاری که میتونسته برای فیلم آقای مجیدی کرده
امیدوارم دیگه از ایشون شاهد انتقاد نباشیم....
مخصوصا این که اواز گنجشکها به اسکار هم را پیدا کرده و از این بابت صمیمانه به ایشون تبریک میگم.
مطلب بعدی من در مورد صحبتهای محمد رضا فروتن در مورد فیلم دعوته:
محمد رضا فروتن بازیگر تواناییه.من خودم واقعا بازیهاشو دوست دارم. اما این بازیگر توانا و دوست داشتنی در فیلم دعوت مورد حمله خیل عظیمی از منتقدین قرار گرفت
مطلبی رو در چلچراغ نوشته که فکر کنم بهتر از هر چیزی میتونه باشه...
دعوت؟جرات یک نقش
متفاوت ترین نقشی که در این سالها بازی کردم.جسارتا" و با تواضع باید بگویم که جذابیت نقش من در فیلم ((دعوت))این بود که هر بازیگری جرات پذیرش آن را به خود نمیداد.خیلی خوشحالم که در فیلم ((دعوت)) بازی کردم..نقش را دوست دارن و خیلی تلاش کردم.امیدوارم تاثیر گذار باشم.در زمان بندی فیلم یک مقدار از هر پلانی حذف شده،اما من کل کار را خیلی دوست دارم.من با عشق،شور و حال روی نیروهای مبت متمرکز شدم و در فیلم ((دعوت))بازی کردم.اما بگذارید یک گلایه بکنم.متاسفانه فکر میکنم فضای مطبوعات خیلی سیاه و غم زده است.جسارت نباشد ، اما فکر میکنم عده کمی از مطبوعاتی ها محقق هستند و با تحلیل و دانش مینویسند.متاصسفانه بعضی از مطبوعاتی ها بسیار سطحی و با غرض ورزی به قضاوت مینشینند.من نقد و انتقادی را که همراه با تحلیل باشد میپذیرم و از آن لذت میبرم.مثلا" دیروز یک نقد خواندم و بسیار هم لذت بردم.من فقط میگویم اصولا" یک سری کارها با حساسیت بیشتر،تلاش بیشتر و فکر بیشتر انجام میشود.دوستان عزیز در مطبوعات به این چیز ها هم فکر کنند.من از این که با ابراهیم حاتمی کیا کار کردم خیلی خوشحالم .بعضی ها مدام مقایسه میکنند و میگویند این حاتمی کیا ، دیگر حاتمی کیای چند ساله پیش نیست.به نظر من هیچ فرقی نکرده.چون نمیخواهد کار تکراری انجام دهد،اینها را میگویند.اگر کارش را تکرار میکرد، میگویند چرا کار تکراری میسازد.اگر هم این کار را نکند،می گویند فلانی تغییر کرده است.من فکر میکنم ((دعوت))در کل خیلی فیلم تاثیرگذار و تکان دهنده ای است.
منتقدین گرامی میتونن صحبتهای آقای حاتمی کیا رو درباره محمدرضا فروتن و مهناز افشار در مصاحبه های ایشون بخونند.
یاعلی![]()
این قسمت هم مربوط به خبرهای اکران فیلم دعوت:
این بار فقط یک خبر دارم:
و اون هم خبر فروش دعوته....
| |||
|
به گزارش خبرنگار سنيمايي فارس، فيلم «دعوت» كه پخش آن را نمايشگران برعهده دارد، در 16 روز، به رقتم 369/100 ميليون تومان رسيده است. | |||
یک خبر هم دارم مربوط به دیدار رئیس جمهور با کارگردانها:
| |||
|
«جواد شمقدري» در گفتوگو با خبرنگار سينمايي فارس، اسامي تعدادي از كارگردانان سينما را كه از آنها براي حضور در نشست كارگردانان با رئيس جمهور دعوت به عمل آمده است، اعلام كرد.
| |||
یا علی![]()
از این به بعد گزارشات مربوط به فیلم قبل از دعوت و در یک جای جدا گونه براش شما مینویسم...
این هم اولین خبر مربوط به قبل از دعوت:
| |||
|
تهيه كننده «قبل از دعوت» در گفت وگو با خبرنگار سينمايي فارس اظهار داشت: «قبل از دعوت» پروژه سينمايي بعدي ابراهيم حاتمي كيا همچنان در مرحله بازنويسي فيلمنامه قرار دارد و هنوز اتفاق تازهاي در مورد اين پروژه نيافتاده است. | |||
امیدوارم از این پست ها هم لذت کافی رو برده باشید
به پیشنهاد یکی از دوستان پستها رو در صفحات جدا گانه برای شما گذاشتم.
تا هم وبلاگ راحت تر بالا بیاد و هم هر کسی هر قسمتی رو که دوست داشت بخونه.....
در ضمن دوستای عزیزی که میخوان گزارش اکران فیلم دعوت رو از اولین روز اکران بخونند.به آرشیو موضوعی قسمت مربوط به گزارش اکران دعوت مراجعه کنند.
به زودی هم گالری کامل عکسهای فیلم دعوت رو برای شما میزارم.
تا پست بعدی
یا علی![]()
![]()
سلام.
مصاحبه ابراهیم حاتمی کیا با روزنامه کارگزاران.
مصاحبه جالب و خوندنیه به نظر من یه جور درد و دله...و آقای حاتمی کیا از همه جا گفته از از کرخه تارراین تا آژانس.....از روبان قرمز تا دعوت از همه جا.....
امیدوارم از خوندنش لذت کافی رو ببرید....
هیچ وقت کسی رو تحقیر نکردم

در این چند هفتهای كه از اكران فیلم «دعوت» گذشته، نقدهایی را كه درباره فیلم نوشته شده خواندهاید؟
ابراهیم حاتمیكیا: صادقانه بگویم؛ از لحاظ روحی احساس میكنم نباید نقدها را بخوانم، ولی هر روز این عهد را میبندم و بعدازظهر آن را میشكنم. روزنامه كاغذی را معمولا نگاه نمیكنم، اما عصرها مینشینم و سایتها را چك میكنم. خب، بهنوعی دارم تاثیر این نقدها را میگیرم. اما باید تا حدی از آنها فاصله بگیرم، چون احساس تناقض میكنم. وقتی آنها را میخوانم، سخت كلافه میشوم و احساس میكنم كاریكاتور منتقدی را در ذهنم میبینم كه دارم او را به داخل سینما میكشم و ازش میخواهم فیلم را ببیند. از دست عدهای دلخور میشوم و فكر میكنم اگر گروهی پردهدری میكنند، من هم باید همان كار را بكنم. مدام تلاطمهای انسانی به سراغم میآید و اذیتم میكند. در این مدت، فقط در یكجا آرامش پیدا كردهام و آن یكجا هم سالنهای سینماست... از این حقیقت كه تماشاگرانی وجود دارند و فیلم را میبینند واقعا انرژی میگیرم و آرام میشوم و به خانه برمیگردم.
این اتفاق از چه زمانی افتاد؟ یعنی از كی هر روز با خودتان عهد بستید كه نقدها را نخوانید، اما دوباره سراغ آنها رفتید؟ چون زمانی فیلمساز محبوب و در واقع، دردانه منتقدان بودید و خیلی دوستتان داشتند...
حاتمیكیا: نمیدانم... از جریان نقد انتظار میرفت وقت بگذارد و تحلیل كند و نسبتی بین مخاطب و فیلمساز ایجاد كند. اما متاسفانه چنین اتفاقی نیفتاد. فرضا وقتی سریال «حلقه سبز» را تحلیل میكنند، به سادگی طومار آن را میبندند؛ طومار چیزی را میبندند كه من سه سال عمرم را پای آن گذاشتهام و میتوانم بگویم كه چه مراحلی را از سر گذراندهام. مسیر، كوتاه نبوده كه به زبان تازهای در كار برسم. دلیل اینكه به زبان سادهای نرسیدم، این بود كه منتقدان اصلا موضوع و ساختار كار را تحلیل نكردند. من فیلمسازی نبودم و نیستم كه مثل سریالسازهای ماه رمضان، چهار روز قبل از ماه، كار را شروع كنم و بعد هم در زمان پخش همچنان كار كنم. من پای این سریالها عمرم را گذاشتهام. متاسفانه هیچكس نیامد تحلیل كند كه چه اهدافی در ذهنم بوده است. بهراحتی یك برچسب «ناموفق» و «ناكام» به آن چسباندند؛ مثل زمان فیلم «به نام پدر». خب، اینرا میفهمم كه بخشی از این كارها، بازی با كلمات است. امروز داشتم نقدی از «امیر قادری» را میخواندم كه پر از نیش و نوش بود. نمیدانم عذاب وجدان گرفته كه این را چاپ كرده، یا نه. اگر صدق باشد كه باید بگویم عذاب وجدان گرفته. اگر هم نباشد، دیگر وقتی میخواهی بگویی فیلم بد است، خب بگو. مردم هم كه دارند میروند فیلم را میبینند. اینها چیز تازهای نیست و نیش و نوش را من همیشه داشتهام. شما زمان «آژانس شیشهای» را یادتان نرود. آن وقتها هم همین حرفها بود.
شاید، اما زمان «از كرخه تا راین» را هم فراموش نكنیم كه تقریبا همه روی فیلم اجماع داشتند. خیلیها با دیدن این فیلم به «ابراهیم حاتمیكیا» تبریك گفتند كه وارد فاز جدیدی شده و سینمای جنگ را چند پله بالا برده و ماجرا را به حاشیه جنگ كشانده است. اما بعد از آنچه اتفاقی افتاد كه بین منتقدهای سینما و شما فاصله افتاد و دیگر هیچطرفی به دیگری روی خوش نشان نداد؟ ظاهرا اینكه علاقهای به گفتوگو نشان نمیدهید، سوءتفاهمی را شكل داد...
حاتمیكیا: نه، سوءتفاهمی در كار نبود. من معتقدم جریان نقد قدری منحرف شده است. همین فیلم «از كرخه تا راین» را نگاه كنید. سال 72 بود كه آقای «هوشنگ گلمكانی»، «عباس یاری» و «مسعود مهرابی» آمدند تا فیلم را ببینند. قرار بود عكس روی جلد مجله «فیلم اینترنشنال»، فیلم «از كرخه تا راین» باشد. هیچكس هم فیلم را ندیده بود و من هم نمیدانستم چه اتفاقی میافتد. عین آدمهایی كه بالبال میزنند، جلوی در اتاقی كه داشتند فیلم را میدیدند، میچرخیدم و میخواستم بفهمم درباره فیلم چه میگویند. دلم هم نمیخواست درباره فیلم از آنها سوال كنم، چون فكر میكردم همین سوالپرسیدن مرا در جایگاه ضعف قرار میدهد. اما یكدفعه دیدم آنها دارند میروند و توجهی هم ندارند. رفتم جلویشان كه من را ببینند. آقای مهرابی وقتی مرا دید گفت «آن صحنههای جنگیای كه در فیلم هست، مستند بود؟» گفتم «نه، آنها را ساختهام». گفت «خوب ساختهای» و بعد از اتاق خارج شدند و رفتند. آن روز فكر كردم كه شكست خوردهام. حتی یادم میآید قرار بود بروم دنبال یكی از آشنایانم كه داشت از تبریز به تهران میآمد، اما من از هم پاشیده بودم. پیش خودم میگفتم «خدایا، اینها كه سردمداران مطبوعات سینماییاند، اگر اینطور بگویند، من دیگر چه كاری میتوانم انجام دهم؟» همان شب، فیلم برای اولینبار در سینما «شهر قصه» برای منتقدان در جشنواره فیلم فجر اكران شد و من سوار موتور، دور میدانی در آن اطراف میچرخیدم. دودل بودم كه داخل سینما بروم یا نه. مدام میگفتم اگر داخل سینما بروم آبرویم میرود. بالاخره طاقت نیاوردم و اواخر فیلم رفتم داخل. فیلم كه تمام شد دیدم خیلیها آمدند بیرون و آنها كه مرا میشناختند، بغلم كردند و تبریك گفتند. همانجا آقای «مسعود فراستی» را هم دیدم. آقای «فراستی» داشت بهسرعت از پلهها بالا میرفت و بعدا فهمیدم رفته و به «سید مرتضی آوینی» گفته كه «آوینی! اینها فیلم را پسندیدهاند.» خب، «سید مرتضی آوینی» فیلم را دوست نداشت. چیز دیگری را دوست داشت كه در نوشتهاش راجع به فیلم، به آن اشاره كرده است. من این تناقضها و این نیش و نوشها را از قدیم داشتهام.
اما آقای «فراستی» كه مقاله بلندی بهنام «داغ غربت» نوشت و با ارجاع به داستان هابیل و قابیل از فیلم دفاع كرد و گفت فیلم راست و موثری است و بدون شعار پیامش را منتقل میكند و اصلا كتاب «از كرخه تا راین» را هم آقای «فراستی» منتشر كرد...
حاتمیكیا: آقای «فراستی» بعد از همین فیلم بود كه گفت من از مسیر خارج شدهام. ایشان اعتقاد دارد كه فیلم « از كرخه تا راین» یك انحراف بود و من باید راه «مهاجر» را ادامه میدادم. باید این نظرها را بخوانید تا بفهمید چه میگویم. اوج این ماجراها هم فیلم «آژانس شیشهای» بود. هر كسی یكجوری در برابر آن ایستاد. بعضی با توجه به صبغه سیاسیشان در برابر فیلم موضع گرفتند. اما بعضیها بودند كه من وقتی نقدهایشان را میخواندم، به آنها اعتقاد داشتم. اما بههرحال آنها هم حرفهای عجیبی میزدند؛ درست مثل همین حالا. روزنامهها را نگاه كنید؛ در یكی نوشتهاند كه بهجهت مهربانیهای تلویزیون و وجود بازیگران سرشناس، فیلم «دعوت» دارد میفروشد. اما دو خط پایینتر نوشته كه فیلم «آواز گنجشكها» با وجود تبلیغات تلویزیونی فروش نمیكند. خب، این استدلال چهطوری قابل توجیه است؟ این جملات كه همدیگر را نقض میكنند. یادم هست آنزمان منتقدی در روزنامه «جامعه» بود كه هر وقت چیزی مینوشت، مرا لعن و نفرین میكرد. مثلا در گزارشش راجع به فیلم «آژانس شیشهای» اینطور نوشته بود كه «بهرغم توهین به مردم، فیلم خوب میفروشد.» اینها را من میدیدم، اما هیچوقت هم نمیخواستم ارتباطم را قطع كنم. در همین مصاحبه مطبوعاتیای هم كه برگزار شد، مدام میخواستم بین قلمی كه نقد میكند، با كسی كه با این قلم بازی میكند، فرق قائل شوم. بعضی وقتها نوشتهها كینهمند هستند. من میگویم بیا هردو برویم سینما و ببینیم چه اتفاقی دارد میافتد. چرا آنچیزی را كه من دارم میبینم آنها نمیبینند؟
فكر میكنید این كینه به شماست یا به فیلمهایتان؟
حاتمیكیا: هردو. البته خیلیوقتها به من است. من قبول دارم كه سینما در حال احتضار است و با افول تماشاگر سینما روبهروییم. در این شرایط، جریانی مثل «فرحبخش» و گروهش وجود دارد كه میگوید فقط ما میتوانیم سینما را نجات دهیم. فیلمهایشان هم كه مشخص است. جریان دیگری هم هست كه میگوید اصلا كاری به این اوضاع نداریم، فیلم ما قرار است در 20 كشور دیگر اكران شود. اما جریانی هم هست كه میخواهد با حفظ مولفههای فرهنگیاش با مردم ارتباط برقرار كند. خب، كار اینها سختتر است و طبعا فشار هم بر آنها بیشتر است. حالا به جای اینكه مواظب این جریان باشیم، ساز مخالف میزنیم. من اینروزها وقتی به سالنهای سینما میروم، مدیران سینماها به من تبریك میگویند و به خاطر فروش فیلم از من تشكر میكنند. خب، من هم شرمنده آنها نیستم. ولی الان لحن این جوانهایی را ببینید كه درباره «دعوت» مینویسند. انگار قسم خوردهاند كه فیلم را له كنند. حالا من این را به حساب جوانی میگذارم، ولی چرا این كینهها را دارید؟ مگر من چه كردهام؟ بیرون از ایران، این تناقضها و درگیریها را میفهمم. مثلا در جشنواره برلین، 95 درصد تماشاگران فیلم «آژانس شیشهای» ایرانی بودند و شاید 85 درصدشان پناهندگان سیاسی. میفهمم آن بندهخدایی كه آنجا نشسته مرا باعث مهاجرت و پناهندگیاش میداند. حالا او با نگاه خودش میتواند به ما حمله كند. ولی همانجا میبینم كه یكی از آنها جلو میآید و میگوید «جوان، اگر من حاج كاظم را تأیید كنم، پس اینجا چه میكنم؟» من میفهمیدم كه فیلم با او چه كرده. بعضی وقتها حس میكنم دوستان منتقد دوست دارند اگر علمی هم وجود دارد، آن را زمین بزنند. انگار لذت میبرند. من كسی نیستم كه دیگران را تحقیر كنم یا توهینی به كسی بكنم. مرد این ماجرا بهنظرم «خسرو دهقان» است. او لوطی است. در لوطیگری هم حرفی نمیزند. میفهمم او از كدام فیلم من خوشش نیامده و خودش هم گاهی بروز میدهد. اما شما رفتار او را ببینید و مقایسه كنید با رفتار باقی منتقدها. من چه كردهام كه به خودشان حق میدهند با من اینطور حرف بزنند؟ من كه تلاشم را كردهام. حالا درنیامده. من اصلا در مقام دفاع از فیلم نیستم. این هم فیلمی است مثل باقی آثار من. میتوانید با من راحت و طبیعی برخورد كنید. ولی وقتی با چیزهایی خارج از متن به فیلم پرداخته میشود، دیگر به این راحتیها نمیتوانم با آن كنار بیایم.
اما به نظر میرسد ریشه این اتفاقات و این نوع برخوردها به بعد از «بوی پیراهن یوسف» و«برج مینو» برگردد، وقتیكه بعضی از منتقدان، به پیراهن آستینكوتاه شما و ریش تراشیدهتان اشاره كردند. حتی همان كسانی كه با شما كار كرده بودند و یكجورهایی همراه شما در «روایت فتح» بودند، در یك مجموعه تلویزیونی مستند كه قرار بود تاریخچه سینمای جنگ ایران باشد و راهی برای آینده این سینما نشان بدهد، در برابرتان موضع گرفتند...
حاتمیكیا: من رد نمیكنم. توی همین مدت، سایت «الف» درباره فیلم «دعوت» یك مطلب منفی نوشته است. صبح روز بعد از اولین اكران فیلم در سینما آفریقا، خوابزده شدم و رفتم سایتها را چك كنم كه دیدم سایت «الف» مطلب بلندی نوشته و نویسندهاش به من گفته «برو فیلم جنگیات را بساز.» من پشت این نقدها یك اراده سیاسی میبینم، اما بحثم بر سر نقد سر جای خودش است. من تشنه شنیدن نقدم. فیلمی ساختهام در 5 قطعه و كاملا مشخص است حفظ مخاطب با چنین فیلمی چهقدر سخت است. مثل این است كه قرار بوده با چهار چرخ بروی و حالا یك چرخ را از دست دادهای. خب، من این كار را كردهام و بهنظرم این باید در كار «ابراهیم حاتمیكیا» امتیازی به حساب بیاید كه تجربه تازهای كرده، نه اینكه بنویسیم اصلا بلد نیست فیلم اپیزودیك بسازد... یعنی من نمیتوانستم یك قصه رابردارم و فقط همان را فیلم كنم؟ دوستان هم باید متوجه شوند كه میخواستهام تجربهای بكنم و مهندسی تازهای را در فیلم اجرا كنم. چرا این را نمیبینند؟ خب، بگویید او میخواسته تجربه كند. آن هم در برابر تماشاگری كه بعد از اپیزود دوم دست من برایش رو میشود و دیگر چیزی ندارم كه تماشاگر را با آن مشغول كنم. پس چرا مخاطب این فیلم را میبیند؟ بهخاطر بازیگران مشهور؟ یا بهخاطر اسم من؟ نمیگویم اینها نیست. اما همه ماجرا همین است؟ فیلمهایی نبودهاند كه با همین بازیگران كار كردهاند و تماشاگر فیلمهایشان را ندیده؟ شما اینها را به من بگویید تا من هم به بقیه بگویم. زمان فیلم «آژانس شیشهای» هم ماجرا اینطور بود. دوستان تكنیك فیلم را نمیدیدند و به جایش وارد حوزههای سیاسی میشدند. میگفتند قبلا «سیدنی لومت» آن را ساخته است. اما موضوع این بوده؟
قبول كنید كه شما هم در این قضیه بیتقصیر نبودید، آخر شما در جواب منتقدان كه از شباهت فیلمها پرسیده بودند، گفته بودید من آن فیلم را ندیدهام...
حاتمیكیا: نه نه. گفته بودم سالهاست این فیلم را ندیدهام. سال 62 رفیقی داشتم بهنام «امیراسكندر یكهتاز» كه فیلمبردار «روایت فتح» بود و بعدها شهید شد. ما این فیلم را با هم در ویدئو بتاماكس دیدیم. نشان به آن نشان كه زمان اذان شد و او به من گفت «حاتمیكیا، اذان مغرب را میگویند؛ فیلم را نگه دار تا نماز بخوانیم.» رفتیم نماز خواندیم و بعد ادامهاش را دیدیم. بعد از آن من دیگر فیلم را ندیدم. حرف من این است كه چرا جنبههای دیگر فیلم را نمیبینند. وقتی این اتفاق نیفتد، تماشاگر هم به نظر او توجهی نمیكند. الان همه شمشیر آخته كشیدهاند كه «دعوت» فیلم خوبی نیست. سوال من این است كه پس چرا فیلم دارد اینقدر خوب میفروشد؟ نمیشود گفت تماشاگرانی كه فیلم را میبینند آدمهای بیسوادی هستند. به خدا بین آنها آدمهای تحصیلكرده و روشنفكر پر است. هر كدام هم نظر خودشان را دارند. اما نقدها چه میگویند؟ به چیزهایی استناد میكنند كه از حوزه نقد خارج است. آقای «مصطفی جلالیفخر» كه هم دكتر است، هم روشنفكر و هم منتقد. نوشتهاند كه من عضو یك گروه عجیب و غریب و مخفیام و آقای «شمشیری» درباره آینده برایم پیشگویی میكند و ایده فیلم را ایشان به من داده است. واقعا نقاد باید اینطور باشد؟ برای همینهاست كه فكر میكنم جریان نقد متناقض است و صادق نیست. من فیلم «دعوت» را ساختهام و انشاءالله كتابش را هم چاپ میكنیم و میبینید كه چهقدر برایش زحمت كشیدهایم. حالا در نیامده؟ سر خون به میسلامت... اصلا اشكالی نیست، ولی من این راهها را رفتهام. این نبوده كه از جشنواره خارجی آمده باشم و به من فیلمنامهای داده باشند تا آن را بسازم. من كارهای خودم را كردم. اگر جواب نداد، بازهم خوب است. این شكستها خیلی برای ما خوب است. سالها پیش «احمد طالبینژاد» درباره من نوشت كه «حاتمیكیا باندارچوك ایران است.» یعنی من حزبیام و محكوم به شكستم. بعد هم گفت تو آدمهای شهر را نمیشناسی. در مورد فیلم «به نام پدر» هم همین بحثها بود. «به نام پدر» فیلمی است كه من معتقدم بهغایت حرف روز بود. الان مگر حرف این موضوعات را نمیزنیم؟ كجای این حرف تازه نیست؟ قبل از «به نام پدر» كی من درباره گفتوگوی بین نسلها حرف زده بودم؟ اصلا چهكسی درباره این موضوع حرف زده بود كه من از او استفاده كرده باشم؟ اما دوستان اصلا اینچیزها را نمیبینند...
این اتفاق، بهنوعی در «موج مرده» هم افتاده بود. داستان آن فیلم درباره شكاف بین دو نسل و تفاوت عقایدشان بود...
حاتمیكیا: «موج مرده» ارتباط بین دو نسل را نشان میداد، اما اصلا اشارهای به گفتوگوی نسلها نمیكرد. آن زمان هم همه حرفها درباره بحثهای حاشیهای فیلم بود. من مدام در حال تجربهام. چرا كسی این را نمیبیند؟
مگر همه این تجربهها برای این نیست كه كارگردان به ژانر دلخواهش برسد؟ برای همین است كه میگویند ابراهیم حاتمیكیا بلد است فیلم جنگی بسازد و حتی اگر فیلم خوبی هم از آب درنیاید، حتما فیلم مهمی میشود. پس چه اتفاقی افتاده كه حاتمیكیا از تجربه موفقش دست كشیده و سراغ كارهایی آمده كه شاید توجه كسی را جلب نكند؟
حاتمیكیا: این تحلیلی است كه میشود درباره آن حرف زد. واقعیتش این است كه من انتظار دارم این اتفاق را دوستان منتقد تحلیل كنند. توضیحشان هم به حرفهای حاشیهای برنگردد. بابت نپرداختن به اینچیزهاست كه از شما دلخورم. بحث همین چیزهاست دیگر. سادهترین حرف این است كه بگوییم حاتمیكیا در افكار ایدئولوژیكش شكست خورده یا نه؛ اصلا «حك فیلم» را راه انداخته. من انتظار دارم كه بیایند و این موضوع را تحلیل كنند...
سوال این است؛ حاتمیكیا نمیخواهد فیلم جنگی بسازد یا اینكه شرایط ساخت فیلم جنگی برایش فراهم نمیشود و اجازه نمیدهند او كار خودش را بكند؟
حاتمیكیا: همه اینها هست؛ مثل همه دلایلی كه باعث شده شما الان در این روزنامه باشید و قبل از آن جای دیگری بودهاید. مثل همه این جریاناتی كه الان در جامعه ما هست...
شما زمانی به جنگ پرداختید و فیلمهای جنگی ساختید كه جنگ، موضوع اصلی جامعه بود. بعد هم سراغ حاشیههای جنگ و تاثیر آن رفتید. اما حالا به نظر میرسد میخواهید صرفا به جامعه و آدمهایش بپردازید. با توجه به «دعوت» قصدتان ماندن در شهر و پرداختن به موضوعات شهری است؟ میخواهید درباره نسلی كه در زمان جنگ كودك بودهاند فیلم بسازید یا در فیلمهای بعدی ماجراهای دیگری را دنبال میكنید؟
حاتمیكیا: ببینید؛ اصلا پروتكل از پیش تعیین شدهای وجود ندارد. من هیچوقت در انبار خانهام، یا در كامپیوترم، فیلمنامه آماده و ساختهنشدهای ندارم. من فیلمهایم را با توجه به مسائل جامعه میسازم، با توجه به مسئلهای كه در جامعه رخ میدهد. هیچوقت فیلمنامهای نداشتهام كه بعد از ساخت فیلمی دنبال ساخت آن یكی باشم. دلیلش هم این است كه من خودم را از این زاویه فیلمساز حرفهای نمیدانم كه كارش فیلمسازی است. فیلمسازی من با توجه به زمان پیش میرود؛ یعنی باید در زمان احساس نیاز بكنم. خب، الان احساس كردهام كه باید به موضوع سقط جنین بپردازم. خیلیها به من گفتهاند تو چرا سراغ این موضوع رفتهای؟ چرا نباید از این فیلمها بسازم؟ زمان فیلمبرداری «برج مینو» ما در آبادان بودیم و یكی از دوستان با ما همكاری نكرد و برای تجهیزات خیلی اذیتمان كرد. بعدها در یك افطاری او را دیدم و خواستم از او گلایه كنم كه به من گفت فعلا حرفش را نزن. الان یك امضا برای بچهام به من بده بعدا در مورد آن حرف میزنیم. من به او گفتم «ببین، من تا خانه تو هم رفتهام. در زندگی تو هستم پس چرا با من اینطور رفتار میكنید؟» الان هم همین را میگویم. سقط جنین موضوعی بود كه توجه من را جلب كرد...
ایده اولیه این فیلم از كجا آمد؟ از خبرها یا مشاهدات عینی؟
حاتمیكیا: انواع حرفها و بحثها را شنیدم. بحثی كه من اینروزها میبینم در پستوی خانهها جریان دارد، همین سقط جنین است؛ آن هم از زاویه اخلاقی و مذهبیاش. اینكه حق داریم این كار را بكنیم یا نه. بعد كه آمدیم و تحقیق كردیم، دیدیم چقدر نظرات مختلف درباره آن وجود دارد. به عدد آدمها موافق و مخالف سقط جنین وجود دارد. از آنطرف میبینم حتی در آمریكا یكی از مولفههایی كه «جورج بوش» به خاطر آن رای آورده، همین مخالفت با سقط جنین است. الان خانم «سارا پیلن» هم این نظر را مطرح میكند و مخالف سقط جنین است. پس این یك مسئله جدی است و دلم میخواهد درباره آن حرف بزنم و خودم را صاحب حق میدانم كه به آن بپردازم. آماری كه در این مورد وجود دارد، غمانگیز است. یعنی اگر یك روز ببینم سطل زباله محلهها پر از مواد غذایی است و درباره این موضوع فیلم بسازم، سقوط كردهام؟ تا دیروز دلم میخواست از جنگ بگویم و حالا میخواهم از سقط جنین بگویم. به بحث ازدواج نگاه كنید. خیلی درباره آن حرف زدهاند اما انگار بحرانی است كه دارد بر سر جامعه كوبیده میشود. ماجراهایی كه درباره صیغه، ازدواج دوم و... وجود دارد از دل همین بحثها بیرون میآید. خب ما باید از زاویهای وارد این ماجرا شویم كه نگاه مناسبی به مخاطب بدهیم. من حق دارم در 47 سالگی وارد این موضوعات بشوم. زمان جنگ گفته بودم «اگر فیلم دیگری غیر از جنگ بهنام حاتمیكیا به لابراتوار آمد، شما از طرف من اجازه دارید كه آنرا بسوزانید؛ چون فیلم من نیست.» من پای این جمله 20 سال ایستادهام. كافی نیست؟ آنها كه پای حرفشان میمانند چند سال ایستادگی میكنند؟ من دو دهه ایستادهام. در این مدت یك نسل شكل گرفته است. پس حق دارم بگویم تا الان داشتم از این اتفاقات میگفتم و حالا سرم را قدری چرخاندهام آنطرف. تحملنكردن این چیزها برای من عجیب است. این موضوع در همه خانوادهها هست. بد یا خوبش هم مسئله دیگری است.
روند آفرینش «دعوت» از داستان شروع شد یا تحقیق؟
حاتمیكیا: از تحقیق. خانم «رویا كریمیمجد» به كار دعوت شد و به او گفتیم گروه تحقیقی تشكیل دهد. قرار شد آنها در حوزههای اجتماعی و قضایی و... وارد بشوند و ما ببینیم به چه چیزهایی میرسیم. مطالب مفصلی گیرمان آمد. در طول شش ماه نشستیم و این اطلاعات را با هم مرور كردیم. كاری كه الان هم به نحوی درباره پروژه تازهام انجام میدهم. كمكم این بحثها رنگ گرفت و ما متوجه شدیم كه چهقدر ماجرا حساس و ظریف و عمیق است. ما آرامآرام رسیدیم به اینكه موضوع خیلی حساستر از آن چیزی است كه فكر میكردهایم. طیفهای مختلف را پیدا كردیم و به چیزهای تازهای رسیدیم. بر اساس آن به ساختمانی برای فیلمنامه رسیدیم كه بر اساس 10 نفر شكل گرفت. كسانی كه هر كدام به دلایلی تصمیم گرفته بودند بچهشان را سقط كنند.
پس نقطه شروع همه اپیزودهای فیلم داستانهای واقعی است...
حاتمیكیا: مایههایی از این داستانهای واقعی دارند، ولی هیچكدام مشخصا از روی واقعیت الگوبرداری نشدهاند.
پس فقط ایدهها واقعی بودهاند.
حاتمیكیا: تقریبا. مثلا در مورد خانمهایی كه در سنین بالا باردار میشوند، انواع مختلفی وجود داشت، یا خانمهایی كه میخواستند برای ادامه تحصیل به خارج بروند و به ماجرای بارداری برخورده بودند. خانم «یثربی» بعدا مسئله بازیگران را هم مطرح كردند. آنها در فیلم بهعنوان كسانی مطرح شدند كه شغل گرفتارشان میكند. من روزی كه خانم یثربی را دعوت كردم به اینجا بیایند، میدانستم كه فضای قصه فیلم زنانه است و من باید از كسی كمك میگرفتم. آقای «محمد حاتمی» بانی خیر شد و خانم «یثربی» را به من معرفی كرد. در انتهای جلسه آشنایی من حس كردم باید قلم را به ایشان بدهم تا داستانها را بنویسند. البته من از ابتدا به ساختار رسیده بودم و میخواستم یك فیلم با چند داستان بسازم. همان موقع برایم روشن بود كه نمیخواهم فیلم به یك بهانه محدود شود. میخواستم كاری بكنم كه به همه اینها اشارهای شده باشد. در نمونههای فرنگی هم این نوع كار وجود دارد. فیلمی كه خیلی دوستش دارم «تصادف» است. هر جوری خواستیم به آن ساختمان نزدیك شویم و داستانها در هم تنیده شوند، دیدیم كه بدنه داستانها اجازه نمیدهد این اتفاق بیفتد. اگر هم میخواستیم از این لوسبازیها در بیاوریم كه تنه این آدم به آن یكی بخورد و در یك قاب كنار هم باشند و... كار آنطوری كه میخواستیم نمیشد و به این میرسید كه این كارها یعنی چه.
و به جایش آزمایشگاه و سونوگرافی و خانم دكتری را گذاشتید كه كارش ظاهرا سقط جنین است...
حاتمیكیا: پیش خودم گفتم قصه یكی بود یكی نبود بگویم؛ قصه آزمایشگاهی كه هزار نفر وارد آن میشوند و ما فقط درباره شش هفت نفر از آنها حرف میزنیم.
خانم یثربی شما وقتی وارد این پروژه شدید، صرفا با تحقیقها طرف بودید یا چیزی از ویژگی شخصیتها و داستانشان هم آماده شده بود؟
چیستا یثربی: یكسری تحقیقات آماده بود كه به شكل سیدی به من دادند، بهعلاوه تحقیقات میدانی و محیطی. مثلا به اتاق سونوگرافی رفته بودند و از آنهایی كه حتی نمیخواستند بچهشان را سقط كنند و خوشحال بودند، فیلم گرفته بودند. این فیلمها و طرحهایی را كه آماده شده بود، به من نشان دادند. یكی از آنها مثلا اینطور بود كه «سیده خانم، زنی میانسال است كه در این سن باردار شده و مخالفانش بچههایش هستند.» آن طرحهای اولیه شش هفت خطی بودند، ولی بعد دیدم اتودهایی هم براساس آن زدهاند. هرچند آقای حاتمیكیا به من گفتند كه هر كدام از آنها را كه به دلم مینشیند و میشود در مدیوم سینما روی آنها كار كرد انتخاب كنم. خب، من بهخاطر كار روانشناسی و مشاوره، با خیلی از خانمها در ارتباط بودم و مشكلات آنها را میدانستم. برای همین لازم نبود زیاد تحقیق كنم. از طرف دیگر، به جنبههای سینمایی طرحها و آدمها نگاه كردم و سعی كردم آنهایی را كه مناسبتر است انتخاب كنم. ما حدود دو ماه روی این طرحها كار كردیم كه كدام طرح جای كار دارد و كدامیكی ندارد و كدامیكی نیاز به اصلاح دارد. هر كدام پیشنهادهایی برای قصهها داشتیم. مثلا من گفتم چرا «بهار» باید آرایشگر باشد؟ او یك زن صیغهای است كه میتواند روی پای خودش بایستد و مترجم باشد و آپارتمان مستقلی هم داشته باشد. بهجای این كمبود مالی، عشق وجود داشته باشد.
این تكهتكهبودن داستانها (به قول والتر بنیامین) گاهی از خود اثر فراتر میرود و اهمیتی چندبرابر موضوع پیدا میكند. این تكهتكهشدن داستانها در «دعوت» آگاهانه انجام شده و قرار بوده تكهتكهبودن جامعه امروز را نشان دهد یا اینكه قرار بوده صرفا ساختار اپیزودیك باشد و چند نوع از یك اتفاق را نشان دهد؟
یثربی: من از زمانی كه وارد ماجرا شدم این ساختار اپیزودیك قطعی شده بود. الان آقای حاتمیكیا فیلم «تصادف» را مثال زدند. یادم میآید آن زمان میگفتند نگاه همدلانه و غمخوارانه به انسانها را دوست دارند. خب، قرار بود موقعیت چند زن را نشان دهیم و باید ممیزی را هم در نظر میگرفتیم. البته از آنجایی كه من داستان كوتاه و نمایشنامههای كوتاه مینویسم، از این طرح استقبال كردم. فكر میكنم در حالت اپیزودیك دست سازنده كار برای نمایش موقعیتهای مختلف باز است. بعضی به من ایراد میگیرند كه چرا این زنان شخصیتپردازی ندارند، اما اگر دقت كنید آنها شخصیتهای آشنایی هستند. تازه ما دغدغه شخصیتپردازی هم نداشتیم. بیشتر هدف ما نمایش موقعیتهای خاصی بود كه میخواستیم تماشاگر با آن روبهرو شود.
پایان همه این داستانها به یك نتیجه میرسند. چرا همه آنها به یك نوع رستگاری میرسند؟ چرا پایانبندی هر داستانی با داستان دیگر فرق نمیكرد؟ به هر حال شخصیتها كه كاملا با هم متفاوت بودند و موقعیتهای خاص خودشان را هم داشتند.
یثربی: این به نگاه سازندگان فیلم برمیگردد. من معتقد بودم كه باید تا جایی كه میشود بچهها را سقط نكرد. بعدها دیدم نظر آقای حاتمیكیا هم همین بوده است. این نگهداشتن بچهها دغدغه فیلمساز بود. ایشان نیامده فیلمی بسازد كه بحران اجتماعی را نشان دهد و پایانش را هم باز بگذارد. این نگاه تقدیسی به نوزاد در فیلم كاملا وجود دارد. كسی به من میگفت «اگر خانم بنیاعتماد، یا آقای مهرجویی درباره این موضوع فیلمی میساخت، نتیجه چیز دیگری میشد.» من هم گفتم «قطعا همینطور است.» به تعداد آدمها نظر وجود دارد و هر كدام با دیدگاه خودشان فیلم میسازند. بههرحال، هر فیلمسازی یك پیش زمینه هم دارد. خانم «خیراندیش» وقتی داستان را خواند گفت «اَهاَه. یثربی. همه اینها باید بچه به دنیا بیاورند؟» اما الان نظرشان چهقدر تغییر كرده است. نمیگویم فیلم باعث این تغییر شده، اما خودشان میگویند به این فكر افتادهام كه اینقدر قطعی حرف نزنم و نظر ندهم. خانم «خیراندیش» حتی به من میگفتند فیلمی قدیمی هست كه در آن هم چند زن بچهشان را نگه میدارند و چند نفری هم سقط میكنند. خب، آن فیلم محصول نگاه آن فیلمساز است. یادم میآید آقای حاتمیكیا حتی برای اینكه نگویند همه این تصمیمگیریها به یك نوع نگاه دینی برمیگردد ارجاعات مذهبی داستان را هم حذف كرد. من فكر میكنم این به سلیقه ما برمیگردد تا كسانی را انتخاب كنیم كه میتوانستند در شرایط بهخصوصی بچههایشان را سقط كنند، اما این كار را نكردند.
مردهای فیلم، اساسا، شخصیتهای كمرنگی هستند. شوهری كه در اپیزود اول میبینیم، شخصیت فعالی نیست. حتی شوهر سیدهخانم هم نقش چندان در داستان ندارد. بهترین شخصیت مرد، از لحاظ كاركرد درام، قاعدتا، همسر «بهار» است كه «فرهاد قائمیان» نقشش را بازی میكند. ولی باقی شخصیتها خیلی در سایه قرار گرفتهاند. نمیشد كاركرد بهتر و پررنگتری داشته باشند؟
یثربی: چه بخواهیم و چه نخواهیم، این فیلم داستان زنهاست و واقعیت این است كه آنها تصمیم میگیرند بچههایشان را نگه دارند، یا سقط كنند. من اصلا قبول ندارم كه میشود زنی را به زور مجبور به سقط جنین كرد. معتقدم زنی كه بخواهد سقط جنین بكند، كار خودش را میكند و اگر هم نخواهد، آن كار را انجام نمیدهد. ما از اول میدانستیم مردهای این فیلم در سایهاند. مردها هستند و حضور دارند تا زنها خودشان را نشان بدهند. بازیگران مردی هم كه میآوردیم ابتدا جا میخوردند. من چهره آقای «امكانیان» را یادم نمیرود كه چهقدر ذوق داشت در این فیلم بازی كند یا «بهرام رادان» را. یادم میآید «رادان» جمله جالبی به من گفت. او گفت «ببینید؛ نقش هر كدام از این زنها را به من بدهید بازی میكنم. مردها كه در این فیلم جایی ندارند.» در مورد اپیزود «بهار» كه گفتید خوب است، باید بگویم آن داستان نسبت به كل فیلم متفاوت بود. این اپیزود درباره عشق بود و آقای حاتمیكیا از همان ابتدا میگفتند تنها مردی كه قرار است بیشتر دیده شود، بازیگر نقش شوهر «بهار» است.
حاتمیكیا: من تصویرهای دیگری هم داشتم كه البته چندتایی از آنها در فیلم نماند. قرار بود خوابهای این زنان را هم در فیلم ببینیم. در همه این صحنهها مردها دارند خُرخُر میكنند كه یعنی در خواب عمیقند. تنها همین اپیزود آخر است كه در آن مرد راحت نمیخوابد. چندتایی از آن صحنهها در فیلم هست. مثل اپیزود خانم «خیراندیش» یا اپیزود اول. این صحنهها را بیشتر گذاشته بودیم برای اینكه موقعیت زنان را نشان دهیم. واقعیتش این است كه ما از ابتدا میدانستیم، فیلم زنانه است. یكی از بحثهایی كه من این روزها شنیدهام، این است كه چطور حاتمیكیا توانسته این زبان زنانه را در فیلمش بگنجاند. لحن زنانهای فیلم وجود دارد و شكل آن فیلمهایی نیست كه مردها در مقابل زنها كوبیده شوند. من در فیلمم مردها را نمیكوبم؛ چون موقعیت مردهای فیلم من نسبت به زنهای فیلم آنقدر فعال نیست كه بخواهم دربارهشان اظهارنظر كنم...
اما انگار همیشه مقصرند كه بچهای میخواهد به دنیا بیاید و زن علاقهای به بچه نشان نمیدهد؛ درحالیكه آنها عاشق و شیفته بچه هستند...
حاتمیكیا: فقط در دو اپیزود اینطور است كه كنار هم قرار گرفتهاند.
یثربی: این البته بین زنها رایج است كه میگویند تقصیر شوهرم بود.
حاتمیكیا: من هم به این چیزی كه ایشان میگویند اعتقاد داشتم.
ترتیب اپیزودها از اول همینطور بود؟ یعنی قرار بود فیلم با یك داستان عاشقانه تمام شود؟
حاتمیكیا: نه، ما قاعدهای برای این كار نداشتیم. همینجا در دفتر «حك فیلم»، دوبار تماشاگران عادی را دعوت كردیم و فیلم را به آنها نشان دادیم. فیلم الان پایان مشخصی ندارد و اعتراف میكنم دوست نداشتم فیلمم پایان روشنفكری و بهاصطلاح باز داشته باشد، ولی چون میخواستم بگویم این داستانها ادامه دارند و زنگهای تلفن برای آدمهای دیگر هم به صدا درخواهد آمد، ساختار خاصی را در نظر گرفتم. اول قرار بود فیلم انتهایی داشته باشد و فیلمبرداریاش هم كردیم و اتفاقا خیلی هم زیبا از كار درآمد. در آن پایان كودكی بهدنیا میآمد. در نمایشهای آزمایشی هم این پایان وجود داشت. اما راستش اگر این كار را میكردم، خیال مردم را راحت كرده بودم. پایان فیلمهای من همیشه خوب است و من پایان فیلمهایم را با قدرت تمام میكنم و داستان را رها نمیكنم. اما اینبار بین اینكه چنین اپیزود و پایانی را بگذارم یا نه، گیر كردم. بعد دیدم نباید این كار را بكنم. ولی در مورد تقدم و تاخر بخشهای دیگر تنها هدف ایجاد كشش و انرژی بود. یكی، دوبار اینها را تغییر دادیم و جوابهای مختلفی گرفتیم تا به این شكل فعلی رسیدیم.
از همان شروع كار، «دعوت» حاشیههای زیادی داشت؛ مثلا اینكه چرا «مهناز افشار» یا «محمدرضا گلزار» قرار است در فیلمی از حاتمیكیا بازی كنند و حتی دعوایی اینترنتی هم شروع شد. البته همه آن اسامی به فیلم راه پیدا نكردند، اما این بازیگران چطور انتخاب شدند؟ «مهناز افشار» چطور سر از سینمای حاتمیكیا درآورد؟
حاتمیكیا: من آن زمان لذت میبردم كه جوانها اینقدر با هم بحث میكنند. اگر دیگران در این مورد حرفی میزدند، زیاد مسئلهام نبود. اما چون جوانها وارد شده بودند ماجرا برایم مهم شده بود. من همه این نظرها را به خود فیلم ارجاع میدادم كه بگذارید فیلم بیاید و بعد ببینید من حق داشتهام از آن بازیگرها استفاده كنم یا نه. بهزعم خودم این تركیب بازیگران باید رخ میداد. خانم «افشار» برای نقش سوپراستار اپیزود اول، درست انتخاب شده و سر جایش هم ایستاده. همانطور كه خودم در جای خودم در فیلم ایستادهام. برای نقش آن كارگردان هم كلی بازیگر آمد، اما فكر كردم انتخاب هر كدام از آنها خودش ارجاعی به چیزهای دیگری است. برای همین خودم فیلم بازی كردم.
این دومین باری است كه جلوی دوربین بازی میكنید...
حاتمیكیا: بله، اما اینبار ارادی بود. دفعه قبل بازیگر نقش نیامد و من مجبور شدم بازی كنم. اما اینبار آگاهانه بازی كردم. یكی هم نوشته بود بدترین بازیگر فیلم خود حاتمیكیاست. راست هم میگوید. برای همین هم من در لانگشات هستم. اما خانم «مهناز افشار»، گزینه خیلی هوشمندانهای است كه راحت او را در نقش میپذیریم...
یثربی: مگر ما نمیگوییم تماشاگر باید بیاید و فیلم را ببیند؟ پس چرا ستارهای نباید در فیلم باشد؟ من الان میخواهم نمایشی را با دانشجوهایم اجرا كنم، میدانم كسی برای تماشا نمیآید. ولی وقتی چند اسم در كار باشد، سالن پر میشود. مخاطب قبل از هر چیز به اسمها نگاه میكند. بازیگرها مثل جلد كتابها میمانند كه هرچقدر زیباتر باشند بیشتر جلب توجه میكنند. ما از اول میخواستیم جوانها و خانوادهها بیاید و فیلم را ببینند. بعد گفتیم خب، این چه كاری است كه برویم یك بازیگر نهچندان حرفهای را بیاوریم و كلی با او كار كنیم تا در نهایت ادای سوپراستارها را در بیاورد؟ میرویم خود سوپراستار را میآوریم. ما باید به بضاعت سینمای ایران هم نگاه كنیم. درست است كه اسم خود آقای حاتمیكیا اعتبار یك اثر است، اما برای نسل جدید كافی نیست. او میگوید چه كسی در این فیلم بازی میكند؟ تازه وقتی این بازیگرها خیلی خوبند، چرا ازشان استفاده نكنیم؟ اصلا چه اشكالی دارد بازیگرانی كه مردم دوستشان دارند در این فیلم حاضر باشند؟ همه آنها دارند خوب كار میكنند. مهناز افشار میگفت من این همه سال است كه دارم فیلم كار میكنم، اما فقط سه سال است كه خودم را بازیگر میدانم.
حاتمیكیا: واقعا هم همینطور است. من تماشاگر را میخواهم كه به سینما بیاید. من به آنها تكیه دادهام. این دعوای قدیمی من است با دوستان كه سینما برای سینماست یا سینما برای چیزهای دیگر. خیلیها هم بهخاطر این طرز فكر با من میانه خوبی ندارند. برای من مهم بود كه زوج جوانی وارد سینما بشوند و فیلم من را ببینند.
شما حتی زمانی كه فیلم « روبان قرمز» را هم ساختید، دستكم دو بازیگر مشهور در آن بازی كردند...
حاتمیكیا: خدا خیرتان بدهد. برای من هم این فیلم «دعوت» تجربه خیلی خوبی بود. من خودم ذهنیتی نسبت به «مهناز افشار» داشتم و فكر میكردم كه اینها برای نقش نمیجنگند و زحمت نمیكشند، اما خانم «افشار» در سرمای زمستان، وقتی گازها هم قطع شده بودند ده دوازده ساعتی در آب مینشستند تا ما انواع پلانها را بگیریم.
قضیه آن فیلمی كه مدام در آن اپیزود میبینیم و هربار در فضایی میگذرد كه ربطی به فضای قبلی ندارد چیست؟
حاتمیكیا: خب، تصور كنید من دارم پنج قصه میگویم كه هر كدام برای خودشان قالب مشخصی دارند. من باید برای یكی از اینها قصهای میساختم كه در دل خودش قصه دیگری دارد. چهقدر سختی كشیدیم كه این مسئله تماشاگر را گیج نكند. میخواستم حاشیهای ارائه كنم كه بحث زن، گرفتاری، محكومیت و... در آن باشد.
یثربی: میخواستیم براساس نمایشنامه «خرده جنایتهای زناشوهری» این كار را انجام دهیم. ولی فرصت این كار را نداشتیم... در مورد اپیزود «زینال» كه دیگر همهچیز بهسرعت انجام میشد...
در مورد آن اپیزود كه خیلی میشود حرف زد. اصلا نیازی نبود خانم «قاسمی» آن جملهها را در انتهای كار بگوید. چسباندن آن عكس روی دیوار و كنار عكسهای دیگر كافی بود...
یثربی: یعنی تماشاگر واقعا متوجه قضیه میشد؟
حاتمیكیا: جالب است. دیالوگهای آن صحنه مال جای دیگری است و چون بازیگر پشت به دوربین بود، از ترس اینكه مخاطب متوجه كار او نشود، آن را گذاشتم... سر مونتاژ هم این بحث بود كه آن را نگذاریم. ولی ترسیدم همان كسی كه به سینما میآید یكدفعه بگوید من نفهمیدم چه اتفاقی افتاد.
حالا غیر از این، جنس بازیهای این اپیزود هم ایراد دارد. «فروتن» كه كاملا اغراقشده بازی میكند و با آن لهجه و گریم اصلا جذابیتی ندارد و خوب نیست.
حاتمیكیا: اینها تقصیر من است. مثل اتوبانی است كه اگر یك لحظه نپیچی به چپ، باید كل مسیر را بروی. ما تمرین را دیدیم و پسندیدیم كه آنها لری حرف بزنند.
فقط مسئله لهجه نیست...
حاتمیكیا: نه، فقط حرفزدن نیست؛ رفتار آنها هم لری شد. آنها اغراقشده بازی میكردند تا واقعی بهنظر برسند و از همانجا هم ما نمیتوانستیم به چپ و راست راهنما بزنیم. با این لهجه و رفتار، ما در اتوبانی افتاده بودیم كه كیف میكردیم چه سرعت خوبی داریم و چه سریع حركت میكنیم. سر میز مونتاژ متوجه شدم چه اتفاقی افتاده. حتی اصرار كردم كه این اپیزود را دوبله كنیم. آقای «فروتن» راضی شد، اما خانم «سحر جعفری جوزانی» دیگر تلفنها را جواب ندادند و راضی نشدند. ما این قضیه را زمان مونتاژ فهمیدیم. ولی كاری بود كه شده بود. آدرس از اول اشتباه بود. سرصحنه همه چیز خوب به نظر میآمد اما بعد نه. اینها چیزهایی است كه من میگویم گفتنش هیچ ایرادی ندارد و من هم قبول میكنم.
یثربی: قرار بود از آنها برای فیلم تست بگیرم. یكبار فارسی حرف زدند و یكبار هم لری. جادوی بازی اینجا تاثیرش گذاشت. نتیجه این شد كه وقتی فیلم را روی میز مونتاژ دیدیم، یكدفعه متوجه اتفاق شدیم.
حاتمیكیا: ما این لحظات را خُرد و ریزریز میدیدیم و همهچیز خوب بهنظر میرسید. من خیلی به این قصه امید داشتم و خیلی هم مورد علاقهام بود. مثل اپیزود «بهار». آن یكی به نتیجه رسید و این نه.
اتفاقا یكی از نكتههای قابل اشاره این است كه در اپیزود «بهار» شما به شخصیتها نزدیك میشوید و احساسات آنها را رو میكنید. شاید به همین دلیل هم این اپیزود، در مقایسه با اپیزودهای دیگر، بیشتر به دل مینشیند. چون در باقی قصهها شما راوی و ناظرید و چندان به شخصیتها نزدیك نمیشوید...
حاتمیكیا: من بلدم چهجوری نفس تماشاگر را 10 دقیقه در سینهاش حبس كنم. ادعای بیخود هم نمیكنم. عطف به گذشته میكنم. اما با تمام قوا اینبار سعی كردم فاصله بگیرم. هرجا جریان كار به این سمت آمد، جلویش را گرفتم. چون میخواستم بین تماشاگر و شخصیتها فاصلهگذاری به وجود بیاید. اما در قصه آخر، كل ماجرا رمانتیك بود. با این همه باز هم خیلی چیزها را درآوردیم.
یثربی: اساسا این نوع فیلمها به این فاصله نیاز دارند. نباید تماشاگر را درگیر شخصیتها كرد. چون آنها كوتاه میآیند و میروند
منبع:کارگزاران
امیدوارم از خوندنه مصاحبه لذت برده باشید.آقای حاتمی کیا در مورد منتقدین هم به درستی حرف زدند.واقعا من به عنوان یه ناظر تا به حال نقد خوبی از دعوت نخوندم.
یه متنی هم اماده میکنم برای شما میزارم.
در مورد همین منتقدین و تبلیغات دعوت که مثل این که دیگه پخش نمیشه چون من چند وقته ندیدم.
تا پست بعدی
یا علی....
سلام دوباره
حالا بخش دوم پست ما و مصاحبه آقای حاتمی کیا بی مقدمه میریم سر مصاحبه.....
گفتگوي دو ساعته فارس با «ابراهيم حاتميكيا»؛
حاتميكيا: باز هم فيلم دفاع مقدس خواهم ساخت
خبرگزاري فارس: «ابراهيم حاتميكيا» ميگويد هيچگاه از سينماي دفاع مقدس خداحافظي نكرده است و مطمئنا در آينده، بازهم فيلم جنگي خواهد ساخت.
در سالهاي اخير، كمتر پيش آمده كه «ابراهيم حاتميكيا» در گفتوگويي شركت كند، اما هرگاه كه مجال دست داده و به گفت و شنود تن داده، نظراتش آنقدر روشن و شفاف بوده كه تا مدتها در محافل رسانهاي بر روي آنها بحث شده است. كارگرداني كه به شدت معتقد به حرمت قلم است و در جاهاي مختلف در توصيف افرادي كه انتقادات نابجايي از او مطرح ميكنند، از به كار بردن لفظ «قلم به مزد» درباره آنها ابايي ندارد. كارگرداني كه دوست دارد مسيرهاي متفاوتي را در سينما تجربه كند و بارها نيز چنين كاري را انجام داده است اما خودش معتقد است در تمامي اين تجربهها، امضاي «ابراهيم حاتميكيا» پاي فيلمهايش خورده است و به همين دليل، به شدت نسبت به كساني كه «دعوت» را متعلق به او نميدانند، اعتراض ميكند.
«ابراهيم حاتميكيا» در گفتوگويي اختصاصي، درباره وضعيت سينماي دفاع مقدس، اوضاع فعلي سينماي ايران، سرنوشت «بهرنگ ارغوان» و «دعوت»، فيلم در حال نمايش و پرمخاطبش، به پرسشهاي خبرگزاري فارس پاسخ داد.
او در پاسخ به اين پرسش كه آيا با فيلم «دعوت» كه نخستين فيلم او در ژانري كاملا غيرجنگي است، مسير جديدي براي «سينماي حاتميكيا» آغاز شده است، به اين معنا كه ممكن است موجب شود او ديگر سراغ مضامين دفاع مقدس نرود، ميگويد: ابدا اين چنين نيست، من سينماي جنگ را دوست داشته، دارم و خواهم داشت و مطمئنا در آينده بازهم فيلم جنگي خواهم ساخت.
وي در عين حال، به مديريت سينماي دفاع مقدس انتقاداتي را وارد ميكند. به اعتقاد او تشكيلاتي كه عقبه مالي و قدرت مالي خودش را از يك جريان نظامي بگيرد، به شكل طبيعي بايد وامدار اين جريان باشد و اين بها ندارد.
حاتمي كيا در اينباره معتقد است: من حتي يك بار هم پايم را به انجمن سينماي دفاع مقدس نگذاشتهام، چون از روز اولي كه اينجا تشكيل شد، بدون اين كه بخواهم خداي نكرده به آقاي شرفالدين و دوستانشان در انجمن بيحرمتي كرده باشم، گفتم اينجا بهترين سيبل است براي دوستاني كه ميخواهند سينماي جنگ را قرباني كنند و متاسفانه به آن شليك كردهاند.
وي ادامه ميدهد: من قبلا نزد فرمانده لشكر حضرت رسول(ص) ميرفتم و چون او مرا ميشناخت، به من تانك ميداد. ميرفتم جاي ديگري اسلحه و فشنگ ميگرفتم و از جاي ديگري سرباز و نيرو. تا وقتي كه اين قضيه تمركز پيدا كرد و رفت زير مجموعه آدمهايي كه دغدغهشان فرهنگي نيست، دغدغههاي صنفي دارند و بايد جوابگو باشند. خب براي آنها اصلا مهم نيست كه من چه وضعيتي دارم. متأسفانه تفكر پادگاني كه آمد، همه ما را گرفتار يك مجراي تنگ كرد.
اين كارگردان سينماي دفاع مقدس با يادآوري شرايط ساخته شدن «برج مينو»، ميگويد: من خودم كتك خورده اين شرايط هستم . 9 نفر رأي ميدادند كه فيلم «برج مينو» ساخته شود اما نفر دهم چون درجههاي بيشتري داشت، كل 9 نفر را ميگذاشت كنار! طبيعي است كه اين قواعد، نميتواند جواب سينماي دفاع مقدس را بدهد.
«حاتميكيا» با طرح اين سؤال كه چرا سينماي دفاع مقدس به قهقهرا كشيده شده است؟، متذكر ميشود: بخشي به دليل مسأله زماني است كه دارد از آن اتفاق فاصله ميگيرد اما بخشي ديگر به اين دليل است كه عملا موانعي تعبيه شد و به فيلمساز ، نوعي نگاه خاص نسبت به سينماي جنگ، تحميل شد كه در نتيجه فيلمساز خودش را كنار كشيد و گفت من اصلا نميخواهم اينجوري حرف بزنم. چون اين حرف، حرف من و جامعه نيست و تنها حرف يك عده خاص است و نتيجهاش هم، همين شرايطي ميشود كه الان گرفتارش هستيم.
فيلمسازان حرف مردم را نميزنند؛ مسئولان مانع نوآوري در سوژهها ميشوند
---------------------------------------------------------------------------------------------
«حاتمي كيا» درباره وضعيت سينماي ايران نظر ويژهاي دارد. او در عين حال كه نسبت به مديريت كلان فرهنگي و سينمايي انتقاداتي دارد اما انتقاد اصلي را به خود فيلمسازان وارد ميكند كه حرف مردم را نميزنند و دغدغه مخاطب را آنگونه كه بايد ندارند و در مقابل مديران سينمايي نيز با سختگيريهاي بي مورد مانع بيان حرفهاي نو و تازه در سينماي ايران شدهاند.
او در تبيين وضعيت فعلي سينماي ايران ميگويد: وقتي من فيلمساز سوژههايي را انتخاب ميكنم كه جذابيت مردمي ندارد، آپاراتچي سينما نور سالن را كم ميكند، براي اين كه مدت عمر لامپش بيشتر باشد... از سوي ديگر، با تهيه كنندهاي كه با حداقل بودجه فيلمي را ميسازد، يا مميزيهايي كه در تشكيلات ارشاد بابت سوژه فيلمها رخ ميدهد و اجازه پديدار شدن رنگ جديد و اجازه به وجود آمدن فرصتهاي جديد و آزمايشهاي جديد را در حوزه سينما نميدهد، نميتوان دليل واحدي براي اين پديدآمدن اين وضعيت پيدا كرد.
تلويزيون به سينما اعلان جنگ داده است
--------------------------------------------------
حاتميِكيا معتقد است: مجموعه اين عوامل جمع ميشوند تا اين شرايط شكل بگيرد و بايد به اينها، ماهواره و قدرت تلويزيون را - كه با همه قوا سعي ميكند جذب تماشاگرش آنقدر وسيع باشد كه تماشاگر ايراني تنها به تلويزيون فكر كند و از سينما دست بكشد- اضافه كرد.
او تصريح ميكند: به نظر من وقتي تلويزيون ميآيد فيلمهاي 90 دقيقهاي را به شكل گسترده توليد ميكند، يعني عملا شاهد اعلان جنگ به سينما هستيم كه البته تلويزيون هم دارد كار خودش را ميكند اما همه اينها باعث شده است كه متأسفانه سينما در يك وضعيت محتضري قرار گيرد

براي جلوگيري از مرگ سينما بايد به ميزانسن ديدار رهبر انقلاب با سينماگران توجه كرد
------------------------------------------------------------------------------------------------------
حاتميكيا با اشاره به ديدار تاريخي سينماگران با رهبر معظم انقلاب، اظهار ميدارد: من اگر بخواهم آن ميزانسني را كه رهبري در آن ديدار، در ديدار كارگردانان سينما با ايشان ايجاد كرده بودند، دوباره بازگو كنم، بايد بگويم در آن ميزانسن كه رهبري در نوع چينش صندليها، همسان با سينماگران و مديران بودند، صحبتهايي كارشناسي توسط رهبري درباره سينما و نسبت آن در جامعه، صورت گرفت و در حالي كه در آن ميزانسن، رهبري در كنار سينماگران و مديران نشستند، مديران سينمايي پس از آن ديدار، در فاصله با سينماگران قرار گرفت.
وي تأكيد ميكند: آن سخنان، نشان از اين داشت كه جريان سينمايي، بايد آگاهتر باشد، چرا كه رهبري به شدت نسبت به اين موضوع توجه داشتهاند، اما متأسفانه بدنه مديريتي سينما به هيچ عنوان نسبت به اين موضوع آگاه نيست و هيچگونه مهندسي را برايش طراحي نكرده است. در نتيجه وقتي ما ميگوئيم كه سينما در حال احتضار است واقعا بايد از اين موضوع ترسيد، چرا كه اگر از وضعيت موجود نترسيم و كاري نكنيم امكان دارد به مرگ سينما منجر شود و براي اينكه اين اتفاق نيافتد، بايد كارهاي زيادي انجام داد.
حاتميكيا ميگويد: همين جرياني را كه در اقتصاد آمريكا رخ داده است، نگاه كنيد، براي اين كه اقتصاد سقوط نكند، دولت پولي را تزريق كرده تا بتواند با اين جريان مقابله كند اما آيا در سينماي ما هم مديران و مهندسين فرهنگي چنين كاري را انجام دادهاند؟ من به يقين ميگويم به هيچ وجه چنين خبري در سينماي ما نيست و حتي اگر بتوانند، از كنار اين سينماي محتضر چيزي هم ميگيرند. يعني ماليات اين احتضار را هم از سينماگران ميگيرند!
وي ادامه ميدهد:خوب در چنين شرايطي طبيعي است كه سينما نمي تواند نفس بشكد و شايد بيش از اينكه بگوئيم سينماي ما بايد پوست انداري كند بايد يك تعريفي باشد كه همان چيزي كه يك زماني ايده آل سينما بود و به وسيله آن سينما رشد كرده بود دوباره يك بازنگري شود و بازگرديم به همان مسير. واقعيت اين است كه در دهه 60 سينماي ما پر بود از رنگهاي مختلف و هر طيفي را راضي ميكرد اما در دهه فعلي رنگهاي مختلف ديده نميشود.
اتوبوس ارشاد پر از كارمنداني است كه سينماگران بايد آن را هل بدهند
----------------------------------------------------------------------------------
«ابراهيم حاتميكيا» در ادامه گفتوگوي اختصاصي با فارس، متذكر ميشود: نوك پيكان را متوجه مديران و مهندسين فرهنگي ميدانم، يعني وظيفه اين افراد بود كه اين حلقههاي گم شدهاي را كه از آنها نام ميبريم، به هم اتصال دهند... كل گردش مالي سينماي ايران 3 ميليارد تومان بود كه اصولا اين رقم درمقابل ارقام رايج كه در ساير صنايع، شوخي است. گردش مالي كل تشكيلات سينمايي تنها 3 ميليارد تومان بوده و حالا نميدانم چقدر شده است اما واقعا اين رقمها براي رشد سينماي ايران، ناچيز است. آقايان حاضر در وزارت ارشاد يك اتوبوس ساخته بودند، اتوبوسي كه قرار بود مسافرين آن ما باشيم و سوار آن شويم تا به مقصد برسيم، اما اين اتوبوس در حال حاضر پر است از كارمندان خود وزارت ارشاد.
«حاتميكيا» ادامه ميدهد: بحث من اصلا خود اتوبوس است. اين اتوبوس يك حجمي دارد، اين 3 ميليارد را اگر از همين الان بيايند و بسپارند دست كارگردانان و تهيهكنندگان و بگويند ما ميخواهيم با اين 3 ميليارد تومان فيلم بسازيم، به مراتب بهتر از چيزي ميشود كه الان داريم ميبينيم،اما اين قضيه هيچوقت اتفاق نيفتاده است. ما فارابي،ارشاد و بسياري از مراكز مرتبط سينمايي را داريم اما الان كار به جايي رسيده است كه اين اتوبوس را ما بايد هل بدهيم، يعني نه تنها ما را سوار اين اتوبوس نكردهاند، بلكه بايد پياده برويم تا سينما پيش برود در حالي كه قرار بود ما مسافران اين اتوبوس باشيم!
سلام وعليك داريم اما ديالوگ سينماگران و مديران قطع شده است
-------------------------------------------------------------------------------
اين كارگردان سينماي ايران در ادامه گفتوگوي خود با فارس ميگويد: من يادم ميآيد كه در اوايل دهه 60 و حتي دهه 70 به اين صورت بود كه مديران ما را ميخواستند و طيف مختلفي از سوژهها را جلوي ما ميگذاشتند و ميگفتند شما ميتوانيد بر روي اين سوژهها كار بكنيد و من مطمئن هستم با طيفهاي مختلف سينما چنين برخوردي ميشد اما متاسفانه اين ديالوگها از سينماي ما حذف شد. الان يك تشكيلاتي به اسم خودش وجود دارد و در طرف ديگر، ما قرار گرفتهايم. اصلا منظورم اين نيست كه وقتي ما به هم ميرسيم با همديگر سلام عليك نداريم، ما كه دشمني با همديگر نداريم اما واقعيت اين است كه آن مهندسياي كه رهبري انتظارش را داشتند، اصلا رخ نداده است و هيچكس هم نيست كه اين نقد را برگرداند به سمت آنها كه؛ شما بايد جواب بدهيد و بگوئيد از آن موقع تا حالا چه كردهايد؟ و اگر كاري كردهايد چرا جواب نگرفتهايد؟
وي ادامه ميدهد: من فكر ميكنم كه بازگشت به خويشتن در اين مسير بسيار ضروري است، الان وقتي تماشاگر ميخواهد برود سينما و فيلمي را تماشا كند بايد خيلي سختي بكشد. اصلا سينماهاي ما چه دارند و چه جذابيتي براي مخاطب دارند؟ در حال حاضر چند سينما است كه گرما دارد؟ وقتي كه مثلا پسر من ميخواهد به سينما برود، جلوي اريكه ايرانيان يا سينما آزادي قرار ميگذارد، چون غير از اين كه اين سينماها مدرن هستند، حواشي قشنگي هم دارند. مثل فروشگاههاي متفاوت و ...، به نظر من بايد به يك تعريفي جديد از سينماداري برسيم چرا كه يك بوي گرد مرده در سينماها پيچيده است.
«حاتميكيا» متذكر ميشود: اتفاقا نكته مهم در همين است كه نگاه ما به سينما نگاه ابزاري است. در اين حالت، قواعد اين استفاده ابزاري را هم بلد نيستيم و فكر ميكنيم اگر ما اين مسأله را دستورالعمل كنيم، به آن عمل ميشود، اما رابطه اصلا دستورالعملي نيست و رئيس و مرئوسي در اينجا وجود ندارد كه بخواهيم بگوئيم رئيس يك تصميمي را بگيرد و مرئوس عمل كند، چرا كه اين حوزه، حوزه هنر است. هنر حوزهاي است كه بايد با ذوق، روح و فكر فيلمساز تنيده بشود، پس اين كارها جواب نميدهد.
چرا فيلمسازان فيلمي ميسازند كه فروش نميكند؟
-----------------------------------------------------------------
اين كارگردان ادامه ميدهد: البته من بايد يك نيش بزرگي هم به دوستان همكار خودم بزنم. چرا فيلمهاي ما نبايد فروش كند؟ و اصلا چرا اساسا نبايد فيلمهايي بسازيم كه فروش كند؟ چرا مؤلفههايي را رعايت نميكنيم كه معناي اين مؤلفهها اين باشد كه تماشاگر دست خانوادهاش را بگيرد و برود سينما؟ چرا ما اين كار را نميكنيم و از اين تجربه جهاني استفاده نميكنيم؟
من به شدت معتقد هستم كه حتي در همين شرايط بد كه من اصلا آن را رد نميكنم چرا من فيلمساز ميآيم و يك فيلمي ميسازم كه خيلي از اين بابت كه فيلمم در عرض دو ماه 100 ميليون فروش ميكند، كيف هم ميكنم اما وقتي ميخواهم اين رقم را بين سينماها تقسيم كنم، ميبينيم كه پول بليت 2 تا 3 نفر در هر سئانس ميشود. واقعا چرا بايد اين اتفاق رخ دهد؟ آيا دراين وضع من فيلمساز سهيم نيستم؟ آيا حداقل در نوع انتخاب سوژههايم سهيم نيستم؟
وي ميگويد: من هم ميگويم امروز وضعيت سينما وضعيت خوبي نيست، اما با همه اينها، من فيلمساز چه نقشي دارم؟ حتي من تاكيد را بيشتر ميكنم و ميگويم من فيلمساز آرمانگرا چه وظيفهاي دارم؟ آيا آرمان من يكي از مؤلفههايش اين نيست كه مخاطب را جذب كنم؟ نبايد من سينمايي را داشته باشم كه مخاطب احساس كند بايد فيلم من را ببيند؟ آيا نبايد مؤلفههايي را رعايت كنم كه مخاطب ايراني جذب فيلمهاي من شود؟

جشنوارهها براي سينماي ما مثل نفت براي اقتصاد ايران است
-------------------------------------------------------------------------
«حاتميكيا» در ادامه آسيب شناسي خود از سينماي ايران، ميافزايد: من هنوز هم جشنوارهها را بلاي جان سينماي ايران ميدانم به اين دليل است كه جشنوارهها مانند نفتي است كه در ايران وجود دارد و همانطور كه اين نفت بلاي اقتصاد ممكلت شده است، جشنوارهها هم بلاي جان سينماي ما شد. يعني فيلمسازي كه الان آنقدر كه جيغ ميزند كه فيلم من به فلان جشنوارهها ميرود در داخل آنقدر به وي اعتنا نميكنند؛ چرا بايد چنين باشد؟
وي در پاسخ به اين سوال كه آيا دليل بيرغبتي شما به حضورهاي جشنوارهاي، همين موضوع است، ميگويد: اين موضوع، اصلا ارادي نبوده و فكر ميكنم فيلمهايم عمدتا نگاه محلي و بومي داشته است و چون بومي بوده، طبيعتا وقتي از اين مرز خارج ميشويم، بازاري ندارد، اگرچه اينها جريان ماركتينك است كه متاسفانه سينماي ما در برخي مواقع در اين حيطه دچار ضعف است و مثل جريان اتوبوس، قضيه رفتن به جشنواره كن مطرح است. يعني خيلي وقتها خودشان ميروند آنجا و اصلا كسي به فيلمساز كاري ندارد كه آنجا برود و چيزي ياد بگيرد.
حاتميكيا ادامه ميدهد: من اصلا كاري به اين جريان جشنوارهها ندارم و فيلمسازان آرماني خودمان را ميگويم، فيلمسازاني كه مردم، ناس، ملت و امت برايشان اهميت دارد، من اصلا به چيزهاي ديگر كاري ندارم.فيلمسازي ممكن است نگاهش، به شدت خاص باشد و اصلا به اين موضوع افتخار هم ميكند كه فيلمهايي را بسازد كه عده محدودي در حوزههاي سينماي روشنفكري با آن ارتباط داشته باشند... به هنر اين آدم هم نميشود ايراد گرفت كه اي كاش حتي براي همين افراد هم ميدان باز بود، اما متاسفانه چنين نيست.
وي ميگويد: روي صحبت من با فيلمساز آرمانگرايي است كه ميخواهد با اين مردم ارتباط داشته باشد. چرا چيزي را نميگوئيم كه مردم با آن ارتباط برقرار كنند. يعني در اين عدم استقبال مخاطب تنها مشكل سينمادار يا صندليها است؟ آيا مشكل فقط ارشاد است؟ يا تقصير در طرف فيلمساز هم هست كه نوع سينمايمان مخاطب پسند نيست.
حاتميكيا ادامه ميدهد: فيلمي ساخته شده است با 500 ميليون تومان هزينه كه معنياش اين است كه بايد بيش از يك ميليارد بفروشد يا به سرمايه خودش نزديك شود اما يك دفعه 50 ميليون ميفروشد و مفهومش اين است كه اين فيلم شكست مطلق است. چرا اين موضوع ديده نميشود؟ به دليل اين كه فيلم در پشت جريانات دولتي پنهان ميشود، در حالي كه من معتقدم اصلا پنهان شود و دولت حمايت كند اما آيا فيلمساز ما نبايد اين خطر را متوجه شود و مواظب باشد فيلمي را كه ميسازد، به گونهاي نباشد كه بعدا بخواهند زير اين ماشين پنجر شده ما جك بزنند؟
وي ادامه ميدهد: بايد اين كار صورت گيرد و سوار بر اين موج بود، الآن در سينماي آمريكا هم وضعيت همين است و فيلمسازان جدي آنها هم دارند مؤلفههايي را رعايت ميكنند. ما چرا اين پشتوانه دولتي را از خودمان دور نميكنيم تا مجبور شويم به اين فكر كنيم كه بقاي ما به اين است كه مخاطب بيايد سينما و فيلم ما را نگاه كند؟ اگر من به اين بقاء فكر كنم، مهندسي ذهن من هم به اين سمت خواهد رفت كه چيزهايي را از مردم بگويم كه شنيدن و ديدن آن براي مردم اهميت دارد.
مانعتراشيها نفس فيلمساز را ميگيرد
---------------------------------------------------
«حاتميكيا» ميگويد: من معتقدم بخشي از اين موضوع به من فيلمساز و فيلمنامهنويس برميگردد و بخشي ديگر به جرياني كه در سينما موانع ميتراشد. موانع يعني سختگيريهاي بيمعنا كه نفس فيلمساز و نفس يك قلم را كه بتواند به درستي حركت كند و جولان بدهد، ميگيرد. من حتي اين را هم قبول دارم كه جامعه امروز جامعهاي است كه مردم گرفتاري دارند و زندگي در اين جامعه سخت است، وقتي مخاطب بخواهد در كلان شهري مثل تهران با خانوادهاش به سينما برود، بايد در يك روز 50 هزار تومان خرج كند و اين اصلا شوخي نيست.
وي ادامه ميدهد: حرف من اين است كه در يك چنين وضعيت اضطراري، بر من فيلمساز بقاي مخاطب به هر شكلي لازم است اما نه به هر مجوزي. بايد يك چيزهايي را در فيلمهايمان رعايت كنيم تا مخاطب را با سينما آشتي دهيم. اين نگاه عبوس را بايد از خودمان بگيريم و اين در درجه اول بر من فيلمساز واجب است كه بتوانم با اين مخاطب ارتباط برقرار كنم. بايد درد مخاطب را فهميد كه شرايط اقتصادي، بدجوري دارد او را له ميكند. البته اين طرف قضيه هم مطرح است كه نگاه ما آرماني است و نگاه به مردم برايمان اهميت دارد. هنر براي هنر را نميخواهيم و هنر در حوزه تعهد براي ما معنا ميشود اما اين هنر بايد به سمت و سويي باشد كه عليه ديدگاههاي آرمانگراي مردمي نباشد.
ما فيلمسازان هنوز همديگر را با «ايسم»ها از هم تفكيك ميكنيم
-----------------------------------------------------------------------------------
«حاتميكيا» ميگويد: من ميگويم اين يك چرخه كاملا معيوب است كه در جامعه سينمايي ما رخ داده است. همه به تعريفي غريبه شدهايم و يك محشر كبري به جهت روابط برپا شده است. اصلا ارتباطات ما با همديگر قطع است و اين در جامعه و زندگي فاميلي هم بدبختانه وجود دارد.پاتوقهاي ما از بين رفته است و ديگر پاتوق نداريم، محفلي وجود ندارد كه بتوانيم همديگر را ببينيم و اگر وجود دارد، خيلي ضعيف و كم است كه در آن محافل هم، خواص شركت دارند و بقيه اصلا با هم ارتباطي نداريم. هركسي دارد در جزيره خودش ناله خودش را ميكند و اصلا شرايط به گونهاي نيست كه بتوان دور هم جمع شد.
وي ميافزايد: هنوز هم ما فيلمسازان يك سوءتفاهم تاريخي نسبت به همديگر داريم و هنوز همديگر را با ايسمهايمان از هم تفكيك ميكنيم . سي سال است كه از عمر انقلاب اسلامي ايران ميگذرد و هنوز هم اين احساس در ما از بين نرفته است. چه در آدمهائي كه به نوعي انقلابي -مذهبي هستند و چه آدمهائي كه اپوزيسيون هستند، اين اتفاق نيفتاده و ما نتوانستهايم اين مسايل را فراموش كنيم. بغض اصلي اين است كه ما همديگر را نميبينيم، مگر اتفاقي بيفتد و جشني و جشنوارهاي باشد و ما همديگر را ببينيم. باز گلي به جمال تشكيلات خانه سينما كه موجب ميشود به بهانههايي، ما همديگر را ببينيم. اين هم جزو همان آفتها است كه درد همديگر را نميفهميم.
چرا فيلمسازان ارزشي ديگر دور هم جمع نميشوند؟
-----------------------------------------------------------------
اين كارگردان متعهد در ادامه گفتگوي خود با فارس تصريح ميكند: من ميگويم لااقل بچههائي كه دغدغههاي مشترك دارند و بر روي مسايل ارزشي اشتراك نظر دارند، چرا نميآيند دور هم جمع شوند؟ متاسفانه اين موضوع هيچوقت هم اتفاق نميافتد. ممكن است من را به مراسم افطار هم دعوت كنند، نروم چون خيلي مسألهام نيست كه فقط سال به سال يك چنين مراسمي باشد و يكسري مسئول حرفهايي را بزنند و چون علاقه ندارم در نتيجه به اين محافل نميروم. من نميدانم جواب اين بغض را چه جوري بدهم و از كدام منظر نگاه كنم كه حداقل بتوانم حرف خودم را زده باشم.
افتخار نميكنم به رنگ ارغوان توقيف است
----------------------------------------------------
وي درباره به نمايش در نيامدن «به رنگ ارغوان» ميگويد: «به رنگ ارغوان» يك شرايط ديگري دارد، اما من واقعا انتظار دارم و منتظر هستم كه اين شيريني را تشكيلات وزارت اطلاعات به من و مخاطبين بدهد كه با نمايش اين فيلم در جشنواره امسال و در آستانه سيامين سالگرد پيروزي انقلاب، دامنه تحملمان را بالا ببريم. اميدوارم با نمايش «به رنگ ارغوان» نظام همه تحملش را نشان بدهد. سيسال زمان تثبيت اين نظام بوده و با وجود افرادي مثل ما كه در جهت نظام كار كرديم اين فيلم ميتواند از جشنواره فجر ميتواند به پرده سينماها برود.
وي ادامه ميدهد: «به رنگ ارغوان» هم مثل بقيه فيلمهاي من است اما اصلا دلم نميخواهد افتخار كنم به اينكه فيلمم در محاق توقيف است و دلم ميخواهد كه اين هديه را از اين دوستان ميگرفتم و تحمل ميكردند تا مردم اين فيلم را ببينند.
«دعوت» ذهن را درگير ميكند، منتقدان احترام بگذارند
------------------------------------------------------------------
«حاتميكيا» در بخش پاياني گفتوگو با فارس در مورد فيلم اخيرش، اظهار ميدارد: من در مخالفت منتقدان با «دعوت»، به آنها حق ميدهم. شايد من از يكسري انتقادات دلخور باشم، اما بازهم اين دلخوري زيبا است و البته معنايش اين نيست كه دستورالعمل آن براي من باشد. من واقعا به حرمت قلم احترام ميگذارم و دلم ميسوزد براي كساني كه مغلوب نفسانيت ميشوند و خودشان را كور ميكنند و نميبينند كه مخاطب چه برخوردي با فيلمهاي من دارد. من نميگويم كه فيلمي بدون ايراد ساختهام اما آيا «دعوت» ذهن را درگير مي كند يا نه؟ پس به اين ديگري احترام بگذار.ولي من اصلا راهم را عوض نخواهم كرد و به كوري چشم برخي منتقدين كور همين راه را ادامه خواهم داد و باز هم از اين سينما حرف خواهم زد و بازهم از اين جنس فيلمها خواهم ساخت.
گفتوگو از احسان هوشيارگر
انتهاي پيام/ا
مصاحبه جالبی بود
امیدوارم از خوندنش لذت ببرید
یا علی
سلام.....
خوبید..آپه امروز یه اپه دو بخشیه بخش اول در مورد خبرهای دعوت خبر مربوط به فروش این فیلم و بخش دوم که در بالای این پست قرار داره در مورد مصاحبه با آقای حاتمی کیاست که امیدوارم براتون جذاب باشه...به امید خدا شروع میکنیم....
خبر اول در مورد فروش دعوت:
"دعوت" ساخته ابراهیم حاتمیکیا در حوزه سینمای اجتماعی قرار دارد و روایتی اپیزودیک از واکنش زوجهای مختلف در مواجهه با مسئله سقط جنین است. محمدرضا فروتن، مهناز افشار، کتایون ریاحی، مریلا زارعی، گوهر خیراندیش، ثریا قاسمی، رضا بابک، سیامک انصاری، فرهاد قائمیان، سحر جعفری جوزانی، آناهیتا نعمتی، نگار فروزنده، سارا خوئینیها و محمدرضا شریفینیا بازیگران فیلم هستند.
این فیلم از چهارشنبه سوم مهرماه در گروه سینمایی آفریقا با یک سینما آغاز کرد که از دهم مهر سینماهای دیگر هم به آن اضافه شد. "دعوت" پس از 18 روز نمایش در 17 سینما 100/472/284 تومان فروش داشت. بیشترین فروش روزانه فیلم جمعه 19مهر 400/913/38 بوده که نسبت به هفته گذشته حدود 000/500/3 تومان رشد فروش روزانه داشته است.

خبر دوم در مورد جلوگیری از تکثیر دعوته.....
خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
تهيهكنندهي فيلم «دعوت» از تمهيداتي براي جلوگيري انتشار كپي غيرمجاز آخرين ساختهي ابراهيم حاتميكيا خبر داد.
سرويس: فرهنگ و هنر - سينما
محمد پيرهادي درخصوص تمهيدات انديشيدهشده بابت جلوگيري از كپي غيرمجاز فيلم «دعوت» به خبرنگار سينمايي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) گفت: ما حين چاپ كپيهاي «دعوت» هركدام از آنها را براساس سينماي مورد نظر در تهران و شهرستانها كُدگذاري كردهايم و به خوبي مشخص است كه كدام كپي به كدام نقطه ارسال شده است.
او در عين حال از هماهنگيهاي با ستاد مبارزه با تكثير غيرمجاز فيلمها خبر داد و افزود: همچنين هماهنگيهاي با مسوولين مربوطه در نيروي انتظامي انجام شده و مقرر شده است كه مأموران به صورت نامحسوس حين اكران اين فيلم در سينماهاي تهران و شهرستان حضور پيدا كرده و با عوامل متخلف احتمالي برخورد كنند.
او گفت: با فضلالهي تاكنون با مورد خاصي روبهرو نبودهايم و مردم قدرشناس و فرهنگدوست كشورمان با حضور در سينماها به تماشاي «دعوت» مينشينند.
اين تهيهكننده از اكران و استقبال گستردهي تماشاگران در سينماهاي شهرستانها سخن گفت و اعلام كرد: از فردا سينما بهمن 2 هم به جمع سينماهاي نمايشدهندهي اين فيلم اضافه خواهد شد.
به گزارش ايسنا، اين ساختهي حاتميكيا علي رغم نداشتن بيلبورد شهري و آگهي مطبوعاتي بعد از 13 روز نمايش در تهران فروشش از مرز 312 ميليون تومان گذشته است و با توجه به اين ميزان فروش در مقايسه با فيلمهايي كه از ابتداي امسال به نمايش درآمدند، به نظر ميرسد «دعوت» يكي از مدعيان پرفروشترين فيلم سال خواهد بود.
انتهاي پيام

اما این خبر در مورد اظهار نظر پزشکان در مورد دعوت:
هنر، رسانه و سلامت - دکتر مصطفي جلاليفخر او پنج داستان را يكي پس از ديگري – و نه درهم تنيده – روايت ميكند كه در هر كدام زن و مردي با بارداري غير منتظره زن مواجه ميشوند و يكي از آنها (غالبا زنها) مايل به نگاه داشتن جنين نيست و ميكوشد تا كودك ناخواستهاش را سقط كند. سواي داستان اول (قصه شيدا) كه به شدت سطحي و نارساست، در بقيه روايتها امكان نزديك شدن به آدمها و چالشهاي ذهني آنها وجود دارد. به ويژه در دو قصه كه در يكي زني نازا و مطلقه (مريلا زارعي)، از شوهر صيغهاي خود حامله ميشود و در ديگري، خانم دكتر سونوگرافيست (كتايون رياحي) با تخمك اهدايي زني كه خودش انتخاب كرده باردار ميشود، غافل از اينكه شوهرش با زن اهداكننده ارتباط پنهاني برقرار كرده است. اشكال اپيزوديك بودن فيلم در اينجا است كه مجال نمايش چندلايهگي روانشناسانه چنين موقعيتها و آدمهايي را به دست نميآورد. هر چند كه حاتميكيا در قالب همين مجال كوتاه، موفق عمل كرده است. در واقع ميتوان به اين پيشنهاد رسيد كه اين دو داستان كوتاه شده، در حد و اندازه روايي يك فيلم بلند ميتوانستند ابعاد رواني و پيچيده چنين موقعيتي را بهتر و موثرتر نمايش دهند. يكي از موفقيتهاي «دعوت» نگاه درست در جزييات پزشكي است. شنيدهام كه فيلمنامهنويسان و كارگردان در هر دو مرحله نگارش و ساخت، از مشاورههاي پزشكي بهره بردهاند. با توجه به انبوه خطاهاي بديهي پزشكي در سينماي ايران، مايه خرسندي است كه براي مثال درباره امكان شناخت جنسيت جنين توسط سونوگرافي، اطلاعات غلط نميدهند يا بازيگر نقش سونوگرافيست، با جزييات اجرايي و نحوه حركات دست و كار با دستگاه آشناست. شايد اينها براي جامعه سلامت ساده و بديهي به نظر آيد، اما سينماي ايران به همين مسايل پيش پاافتاده نيز بياعتنا است. البته ممكن است برخي اشكال بگيرند كه كدام آزمايشگاه، با اين شيوه غيرواقعي و اغراقآميز، خبر مثبت بودن تست حاملگي مشتريان را به اطلاعشان ميرساند (كه مثلا در ساعات ديروقت شب، زنگ بزنند و خبر بدهند) به نظرم اين اشكال وارد نيست. چون كار به اندازهاي غيرواقعي است كه از منطق رئال عبور ميكند و بيشتر يك حركت نمادين به حساب ميآيد. طبعا اشكال توجيهات منطقي به اين اتفاق وارد نبود... «دعوت» جاي بحث زيادي دارد كه بيشتر به «اخلاق» در ارتباط با فرديت و سلامت بازميگردد و در يك ستون پانصد كلمهاي نميگنجد. آخرين ساخته حاتميكيا را ميتوان فيلمي شايسته و محترم به حساب آورد كه بستر لازم را براي بهتر بودن و بيشتر ديدن در اختيار داشت.
این مطلب واقعا جالب بود..... خوب اینم از مطالب امروز یعنی از اخبار امروز راستی یه چیزی میدونید انتخاب اول تهیه کننده مرگ تدریجی یک رویا برای کارگردانی آقای حاتمی کیا بودن... یا علی
دعوت حاتمي کيا جاي بحث دارد
«دعوت» ابراهيم حاتميكيا به يكي از چالش برانگيزترين موضوعات انساني پرداخته است. «سقط جنين» در حيطهاي چند ضلعي و دشوار قابل بررسي است، با اضلاعي كه شامل مجوزهاي ديني و اخلاق پزشكيانساني و روانشناسي فردي ميشوند و البته در كنار ساير مباحث جزييتر و جدي و پيچيده. موقعيتي كه در عين حال به شدت دراماتيك نيز هست....
![]()
سلام...سلام
امروز با کلی خبر از اکران دعوت اومدم.امیدوارم دعوت رو دیده باشید و ازش لذت کافی رو برده باشید.
خوب خبرامون در مورد نشست خبری دعوته...البته گزارش تکمیلی
خبر فروش دعوت و......
اولین خبر گزارش تکمیلی از نشست خبری دعوت:
مهناز افشار گفت: سخت است وقتي صدا دوربين حركت گفته ميشود، آدم خودش را بازي كند.
خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: فرهنگ و هنر - سينما
به گزارش خبرنگار سينمايي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، اين بازيگر سينما هم دربارهي اولين تجربهي همكاري با ابراهيم حاتميكيا گفت: ابتدا كه براي اين كار دعوت شدم، با خودخواهي كامل به آقاي حاتميكيا گفتم: كاش شما از همان فيلمهاي جنگي ميساختيد و من قهرمان فيلمهاي شما بودم.
او ادامه داد: واقعا صادقانه اعتراف ميكنم از اين همكاري بسيار لذت بردم. صحنههاي بسيارسختي در اپيزود شيدا داشتيم، ولي آنقدر عاشقانه كار ميكردم كه اين سختي را احساس نكردم. هنوز هم كه روبهروي شما نشستم از اين تجربه بسيار راضي هستم. خيليها ميگويند من در اين فيلم بازي نكردم، اما بايد بگويم اين نقش سختي است كه وقتي صدا دوربين حركت گفته ميشود، آدم خودش را بازي بكند.
افشار ادامه داد: من 13 -14 سال است كه دارم كار ميكنم و دوسه سال است كه تا حدودي احساس ميكنم كه بازيگر شدم و تازه ميخواهم خودم را تثيبت كنم. اين نظر شخصي مهناز افشار در رابطه با خودش است و «شيدا» فيلم «دعوت» هم در اين ده سال كه بازيگر بوده است، احساس ميكند موقعيتي برايش ايجاد شده است كه ميتواند خودش را ثابت بكند.
در ادامهي اين نشست خبري حاتمي كيا در پاسخ به اين سوال كه اغلب شخصيتهاي فيلم «دعوت» افراد تحصيلكردهاي هستند كه ميتوانند از باردارشدن جلوگيري كنند، پاسخ داد: خيلي از افراد هستند كه با توجه به دانشي كه دارند نميتوانند از اين مسئله جلوگيري كنند.
چيستا يثربي هم توضيحاتي در اين زمينه داد.

حاتميكيا:
هيچ وقت منتقدان نتوانستند مرا شكل بدهند
ابراهيم حاتميكيا در پاسخ به سوال يكي از خبرنگاراني مبني بر اينكه «دعوت» فيلم شما نيست، مطرح كرد: هميشه احساس ميكردم بايد يك فاصلهاي به شكل يك حريم بين من و منتقد باشد، كه هم منتقد آزاد باشد كه حرفهاي خودش را بزند و من هم آزاد باشم تصميمات خودم را بگيرم.
سه دهه دارم در اين عرصه كار ميكنم و واقعيت اين است كه در دنيايي كار ميكنم كه كاملا دنياي فردي خودم بوده و هست و طبيعتا با اين شرايط منتقد نميتوانست و نميتواند به من كمك بكند. پس من زاييدهي شكلگيري دوستان منتقد نيستم و هيچوقت آنها نتوانستند مرا شكل بدهند. در حاليكه متاسفانه خيلي از كارگردانها جرياناتي كه از طرف منتقدين براي آنها ايجاد ميشد را پشتوانهي كارهاي بعدي خود كردند و شكست هم خوردند، اما اين اتفاق براي من نيافتاد تا چشم باز كردم، ديدم خيلي از تماشاگران با كارهاي من ارتباط دارند.
او توضيح داد: فيلمي مثل «مهاجر» كه براي من فيلم عزيزي است، خيلي مخاطب عام با آن ارتباط برقرار نكرد اما فيلم «كرخه تا راين» مرا بين مردم شناساند كه اتفاقا منتقدين نسبت به آن خيلي نظر نداشتند و همينطور در فيلمهاي ديگرم، به خاطر همين اين طوفانها كه ميآيد و ميرود خيلي براي من تأثير نگذاشت كه بخواهم منتظر باشم، ببينم كه چه اتفاقي ميافتد.
متاسفانه هنوز سردار سينماي جنگ من تعبير ميشوم
كارگردان موج مرده تصريح كرد: من 13 فيلم دربارهي جنگ و لايههاي مختلف آن ساختم. اما متأسفم هرسال كه ميشود، هنوز سردار سينماي جنگ من تعبير ميشوم. در حاليكه دو دهه از جنگ ميگذرد و هنوز متأسفانه فيلمسازي كه كه پررنگتر از اسم من باشد نيست. وقتي ميبينم كه محمدعلي باشهآهنگر ميآيد و «فرزند خاك» را ميسازد ويك نفس تازه ميآورد، واقعا خوشحال ميشوم.
او گفت: خوشحال ميشويم، نسل جديد هم بيايد و نگاه تازهي خودش را بياورد. چون ما در يك دوراني آن حرفها را زديم و ما به آن دوران تعلق داشتيم و حالا همان آدمي كه اون فيلمها را ساخت و در آن زمان تكفير هم شد، الآن آمده «دعوت» را ميسازد.
فيلم «دعوت» آشكارا رنگ و بوي مرا دارد
حاتميكيا افزود: «دعوت» حس شخصي من است. فيلم «دعوت» آشكارا رنگ و بوي مرا دارد و در نوع گزينش و نگاهي كه در كار هست، راستش را بخواهيد نميتوانم تكيه بكنم به قلم بعضي از دوستان. چون معتقدم برخي اوقات دوستان منتقد، كور به سينما ميروند.
وقتي منتقدي در نقدهايش اشاره ميكند كه فيلم در اپيزود دوم افت و سقوط ميكند، مفهوماش اين است كه تماشاگر بايد از سينما برود، درحالي كه اينگونه نيست، برويد و در سينما ببيند كه تماشاگر تا آخر مينشيند و فيلم را ميبيند.

رابطهي منتقد با مردم قطع شده است
او در عين حال گفت: اگر منتقد از فيلم تبليغ هم بكند، فيلم فروش نميكند. چون رابطه منتقد با مردم قطع شده است. يك تلقي اين روزها اين است كه فيلم به خاطر اين كه هنرپيشه داره دارد فروش ميكند، در حاليكه ما شاهد بوديم برخي از فيلمها كلي هنرپيشه داشتند، اما نفروختند. پس اينجا معلوم ميشود كه مضمون، تماشاچي را به سينما ميآورد.
حاتميكيا در عين حال تاكيد كرد كه؛ من اين توضيحات را نميدهم كه بگويم فيلم «دعوت»، فيلم كاملي است. بلكه توضيح من بابت آن قلمهايي است كه نفساني مينويسند و نفسانيتشان بيش از آن است كه بخواهند باري از دوش اين جامعه بردارند.
متأسفانه من با اين قلم مشكل دارم. اگر آن قلم بردارد و تحليل بكند بارها شده كه از آن منتقد تشكر هم كردم، چون حس كردم، قلم، قلم غرضورزي نيست.
چرا دعوت را از من جدا ميكنيد؟!
هيچ كس حق ندارد به هنرمند بگوييد آنطور كه ميگويم نگاه بكن
او همچنين دوباره تاكيد كرد: «دعوت» متعلق به خودم است و اصلا از من جدا نيست، چرا از من جدا ميكنيد؟!
اولا من هنرمند هستم و حق دارم هر چي ميخواهم انتخاب بكنم. هيچ كس حق ندارد به هنرمند بگوييد آنطور كه ميگويم نگاه بكن. آن كاري كه برخي از دوستان قلم به دست ميكنند، توهين به حوزهي هنر است. من حق دارم هر جور كه ميخواهم تصميم بگيرم . اين موضوع را از عقبه جامعهام گرفتهام كه من به هر كجا كه بخواهم بتوانم سرك بكشم و حرف خودم را بزنم. چه كسي گفته است كه من بايد آنگونه كه ديگران ميبينند، ببينم.
نسل جنگ الان چي ميخواهد بگويد، من «آژانس شيشهاي» سال 74 را الان ، براي چي بسازم؟! الان كه ديگه «آژانس شيشهاي» نميخواهد، اتفاق افتاده است.
نسل جديد اگر تحمل ايجاد بشود، مطمئن باشيد دربارهي جنگ حرفهاي جديدي دارد
او با اعتقاد بر اينكه، نسل جديد بايد وارد سينماي جنگ بشود، ادامه داد: اتفاقا بچههاي جديد كه دارند وارد ميشوند، بيايند نوع ديگري از جنگ را ببينند. البته اميدوارم دامنهي تحمل اين اجازه را بدهد كه اين نسل بتواند دربارهي جنگي كه پدرانشان كردند، سخن بگويد. به هرحال اگر اين تحمل ايجاد بشود، مطمئن باشيد حرفهاي تازه گفته ميشود.
سينماي جنگ پُر از حرفهاي گفتني است و درام در آنجا پُر است. منتهي بايد ببينم چه كسي از چه منظري وارد ميشود كه بتوان از آن حرف تازهاي دربياورد.
كارگردان «كرخه تا راين» در پاسخ به اينكه نسل جديد چه ديدگاهي نسبت به جنگ دارد، گفت: راستش را بخواهيد به نظرم اين نسل نقد دارد. من اعتقاد دارم جرياني كه در نسل جديد هست نوع ديگري داره نگاه ميكند، همانطور كه نسبت به مذهب، آرمان و ايدئولوژي نوع ديگري نگاه ميكند.
او معتقد است: دوران روايت فتح و بحث نوستالژيك در مورد جنگ تمام شده است و آن نسل نوستالوژي الان حرفي براي گفتن ندارد.
در ادامهي اين نشست، حاتميكيا با پذيرش اينكه برخي از اپيزودها را مخاطب بيشتر دوست دارد و برخي را كمتر، ادامه داد: فقط اشتباه و اشكالي ميان من و خانم يثربي اتفاق افتاد و آنهم انتخاب لهجهي بازيگر فيلم بود. يعني وقت آن راه را رفتيم، مثل اتوباني بود كه ديگر نميتوانستيم برگرديم و عملا تمام قدرت بازيگر زير اين موضوع گم شد. قدرت قصه گم شد. اين قصه قصهي قشنگي است و من همچنان از آن دفاع ميكنم منتهي گيري پيدا كرد اين بود كه وجود اين لهجه كه همراه خودش منش خاصي از تكنيك بازيگري ميآورد و ميزانسنهاي خودش را ميطلبيد، ناگهان به همهي قصهي ما رنگ پاشيد و گرنه قدرت آقاي فروتن غير قابل كتمان است. معتقدم تكنيك و قصهي اين اپيزود جزو بهترينها بوده است.
براي من ديكتاتورهاي مهربان نباشيد!
كارگردان «دعوت» از منتقداني كه اصرار دارند حرفهاي خود را دلسوزانه ديكته كنند، به عنوان ديكتاتورهاي مهربان نام برد و گفت: براي من ديكتاتورهاي مهربان نباشيد!
او ادامه داد: بنده بهعنوان فردي كه ديكتههاي نوشته شدهي واضحي دارم و به احترام آن كارهايي كه تاكنون انجام دادم، حق انتخاب ندارم؟! اين چه ديكتاوري كه وجود دارد، شما يك ديكتاتورهاي كاملا مهربان هستيد كه تصميم ميگيريد آنطور كه خودتان ميخواهيد ما را تعريف بكنيد.
همانطور كه بر سر «به نام پدر» ميگفتند، چون حاتميكيا بر سر فيلم «به رنگ ارغوان» كتك خورد ـ به زعم خودتان ـ يك فيلم بيبو خاصيت مثل «به نام پدر» ساخت.
من حاضر نيستم پشت مخاطب بايستم
او ادامه داد: من ابراهيم حاتميكيا «دعوت» را ساختهام، من انسان هستم و حق انتخاب دارم. من حاضر نيستم پشت مخاطب بايستم، جلوتر از مخاطب هستم. قرار نيست آنطور كه او دوست دارد من هميشه يا همان شكل ظاهر بشوم. اتفاقا تمام تلاش خود را انجام ميدهم كه اين قواعد را به هم بزنم.
فيلم «كرخه تا راين» راساختم و وقتي داشتم فيلم «خاكستر سبز» را ميساختم، ميدانستم مخاطبي كه با «كرخه تا راين» ارتباط برقرار كرده است، الان توقعي داره و اصلا دوست ندارد از من «خاكستر سبز» ببيند. دم در سينما ميخواستم بايستم و فرياد بزنم آقاياني كه داريد ميآييد، اگر به خاطره «كرخه تا راين» ميخواهيد بيايد، نيايد، فيلم من «كرخه تا راين» نيست.
او گفت: سعي ميكنم آدمي باشم كه در حوزههاي مختلف وارد ميشوم. منتهي ممكن در ذهن شما اينگونه باشد كه حاتميكيا بايد برندگياش به هر جا ميرسد يك زخمهاي بزند. در حاليكه من نميخواهم بزنم. الان تصميم گرفتم، نزنم. حالا شما ميگوييد من اين حق تصميم را ندارم چون مردم مرا اينگونه دوست دارند، اگر اينگونه بخواهم رفتار بكنم سقوط ميكنم.
كيوان مقدم و طراحي صحنه و لباس «دعوت»
كيوان مقدم هم به عنوان طراح صحنه و لباس كار با توجه به موضوع فيلم مطرح كرد: ابتدا تصور ميكردم شايد يك طراح زن بهتر بتواند مطب زنان، زايمان و غيره را كه تا به حال نديده بودهام را طراحي بكند.
من در اين فيلم به اندازهي، شش فيلم سينمايي كار كردم و شخصيتهاي هر اپيزود متفاوت بودند و تمام اين موضوعات را من بايد در يك ماه آماده ميكردم و يك ماه وقتي و فرصت مناسبي براي يك طراح نيست تا بتواند راجع به يك موضوع زنان تحقيق كند. ولي با همراهي و كمك ابراهيم حاتميكيا اين اتفاق افتاد.
وي همچنين به بخشهاي جلوههاي ويژه اشاره كرد و به صحنههاي «برف» در فيلم دعوت و گفت: در شرايطي كه تكنيك درآوردن برف در ايران بسيار سخت است، همكاران ما اين كار را به خوبي انجام دادند.
در ادامه محمد پيرهادي تهيه كننده اين فيلم در پاسخ به اعتراضهايي كه بعضا سازمانهاي خصوصي به اين فيلم داشتند، پاسخ داد: استقبال گستردهي مردم آنقدر پررنگ است كه ما تنها اصرار داريم كه منتظر قدمهاي مردم براي ديدن كار باشيم و اين اعتراضها خيلي قابل اهميت نيست.
حاتميكيا هم توضيح داد: ما از همين جا ميگوييم كه براي تبليغ فيلم نيازي به اعتراض به خود يا داغ كردن بازار نداريم.
اين كارگردان همچنين در پاسخ به اين پرسش كه فكر ميكرد اينقدر فيلم خوب فروش بكند،گفت: هنوزهم تنم مي لرزد با وجود وضعيت بد سالنها تاكنون مخاطبان آمده است و آنچه براي من مهم است احترام به مخاطب در سينماست.
در پايان تهيه كننده درباره تبليغات و بيلبردهاي شهرداري توضيح داد: مشاركت شهرداري بعد از ساختن فيلم دعوت» بوده است و اين فيلم تنها فيلمي است كه برخلاف ادعاي برخي از دوستان بيلبورد تبليغاتي در سطح شهر ندارد.
در حاشيه و حرفهاي جامانده
ابراهيم حاتميكيا: من حق دارم از جوبهايي حرف بزنم كه بعضي وقتها به خاطره جنينهايي كه در آنها هست، گير كرده است. اين كفار نعمتي كه داره در جامعه ما رخ ميدهد. به نظرم اين همان حرفهايي كه از جنگي آوردم.
حاتميكيا: اين فيلم پنج قصه است، ريسك بالاتر از اين نميتواند در فيلمسازي باشد كه بيايم پنج قصه را قطعه قطعه كنار هم بگذارم و تماشگر گريزپا از اين سينما، بيايد فيلم را ببيند.
پيرهادي دربارهي استفاده از عكس خارج از فيلم از محمدرضا فروتن در پوسترها هم پاسخ داد: بر سر كار، عكسهايي كه از بچهها گرفتيم عكسهاي خوبي نبود، پس مجبور شديم دوباره عكس بگيريم. اما آقاي فروتن بعد از فيلم «دعوت» بلافاصله بر سر كار ديگري رفت، بنابراين مجبور شديم چهرهي ديگري را از فروتن انتخاب بكنيم.
حاتميكيا: بنده در مورد تيزرها و پوسترهاي فيلم هيچ دخالتي نداشتم.
حاتميكيا: چه خوب كه دهنمكي نقطهي كور سينماي جنگ را ديد و اينقدر مخاطب جذب كرد. از اين جهت بايد تبريك گفت.
كارگردان «دعوت» خبر داد كه؛ بزودي دي وي دي فيلم «دعوت» به علاوه بخشهاي حذف شده را آمادهي نمايش و عرضه خواهد كرد.
حاتميكيا نسبت به آغاز اكران فيلم در يك سينما آفريقا گلايه كرد و گفت: اين موضوع براي من جاي حرف دارد كه صنف مرا تنبيه كرد. مطمئنم اگر صنف به جاي فيلم حاتميكيا كه در دفتر «حك فيلم» ساخته شده، قرار بود، فيلم آقاي ايكس را اكران بكند، اينگونه برخورد نميكرد و اين تنبيه كه يك سينما در اختيار آن باشد و شروع تبليغاتي آن را پنجر بكند، اتفاق نميافتاد.
انتهاي پيام
خبر بعدی در مورد فروش عالی دعوته:
خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: فرهنگ و هنر - سينما
فيلم «دعوت» به كارگرداني ابراهيم حاتميكيا با فروش 231 ميليوني توماني همچنان در صدر پرفروشترين فيلمهاي اكران است.
به گزارش خبرنگار سينمايي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، طبق اعلام پخشكنندگان فيلمها، «دعوت» ساخته ابراهيم حاتميكيا كه در 15 سينما درحال اكران است با فروش 36 ميليوني شب گذشتهاش، مجموع فروشش به 231 ميليون تومان رسيد.
و «كنعان» ماني حقيقي با 117 ميليون تومان در رتبهي دوم فروش قرار دارد، «كنعان» ماني حقيقي هم پنجشنبه گذشته 20 ميليون فروش داشته كه مجموع فروش آن در 14 سينما به 117 ميليون تومان رسيده است.
فيلم «سه زن» منيژه حكمت با فروش 11 ميليون در شب گذشته مجموع فروشش در 13 سينما به 60 ميليون تومان رسيده است.
«آواز گنجشكها» مجيد مجيدي هم كه در 14 سينما اكران ميشود، پنجشنبه 11 ميليون فروخته كه مجموع فروش اين فيلم به 48 ميليون تومان رسيده است.
فيلم «نسكافه داغ داغ» به كارگرداني علي قويتن هم بعد از 15 روز در 12 سينما 45 ميليون فروخته است.
خبر بعدی یه خبر خوش برای کسانی که دوست داشتند اپیزود دانشجو از دعوت رو هم ببینند
به گزارش خبرنگار مهر، قرار است اپیزود حذف شده "دانشجو" با بازی پژمان بازغی، لیلا اوتادی و مهتاب کرامتی در این نسخه عرضه شود. همچنین بخشهایی از پشت صحنه و مراحل تولید این فیلم که زمستان سال پیش در تهران و برخی مناطق اطراف آن مقابل دوربین رفت، در این نسخه عرضه خواهد شد. فیلم سینمایی "دعوت" با بازی مهناز افشار، محمدرضا فروتن، کتایون ریاحی، ثریا قاسمی، مریلا زارعی و... از عید فطر در سینماها اکران شده است.
نسخه خانگی "دعوت" با فصلهای حذف شده به بازار میآید
پس از پایان اکران فیلم سینمایی "دعوت"، نسخه کامل فیلم تازه ابراهیم حاتمیکیا به تهیهکنندگی محمد پیرهادی به بازار میآید.

امیدوارم از پست امروز و خبرهایی که دادم لذت کافی رو برده باشید
تا پست بعدی
یاعلی![]()
![]()
سلام
دیروز خبر مربوط به نشست خبری دعوت رو گذاشتم
و امروز گزارش تصویری راستش حتما یه سر به ادامه مطلب بزنید
بقیه عکسها اونجاست......















بقیه عکسها در ادامه مطلب.......
راستی توی پست پایین گزارش کامل این مراسم رو میتونید بخونید....
ادامه مطلب
سلام....
نشست رسانه ای فیلم دعوت برگزار شد تازه ترین صحبتهای آقای حاتمی کیا در مورد اثر جدیدش:
در نشست رسانهاي فيلمش مطرح كرد؛
حاتميكيا: دعوت، هشدار به افزايش سقط جنين در جامعه است
خبرگزاري فارس: ابراهيم حاتميكيا گفت: تصور ابتدايي من اين بود كه هنجار در جامعه ما ضد سقط جنين و ضدهنجار سقط جنين است، اما در تحقيقات متأسفانه نتيجه برعكس بود
گزارش خبرگزاري فارس، «ابراهيم حاتميكيا»، دستاندركاران و بازيگران فيلم «دعوت»، در نشست امروز خود با خبرنگاران سينمايي، به پرسشهاي آنها پيرامون فيلم «دعوت» پاسخ گفتند.
بنا بر اين گزارش، شكلگيري «دعوت» اوائل سال 86 اتفاق افتاد كه موضوع سقط جنين برايمان مسأله شد و تصميم گرفتيم يك گروه 4-5 نفره تحقيق (كه همه از كساني بودند كه در مطبوعات و گروههاي پژوهشي فعال بودند) به سرپرستي «رويا كريميمجد» را تشكيل دهيم كه در اين گروه تحقيقات ميداني ، بحث حقوقي ، اجتماعي،آمارها و تحقيق در زمينه مسائل مختلف انجام شد.
* تصور ابتدايي من اين بود كه هنجار در جامعه ما ضد سقط جنين است
وي افزود: تصور ابتدايي من اين بود كه هنجار در جامعه ما ضد سقط جنين و ضدهنجار سقط جنين است، اما در تحقيقات متأسفانه اين برعكس بود و به شكلي، وضعيت غمانگيزي دارد چرا كه در تمام اقشار جامعه، قبح اين قضيه به دليل قواعد و قوانين 52گانه پزشكي كه اجازه سقط جنين را ميدهند، از بين رفته و راه برايش باز شده است.
حاتميكيا گفت: من دلم ميخواست با «دعوت» در اين مبحث حرفي داشته باشم. پس به سراغ خاطرات افراد در جامعه رفتيم، به صورت تصادفي آنها را انتخاب كرديم و به طيفي از آدمهاي مختلف به لحاظ طبقات جامعه و سن و سال رسيديم و در نهايت، به قصههاي مختلف و طرحهاي اوليه رسيديم. از اين به بعد بود كه خانم «چيستا يپربي»، قرار شد به عنوان مشاور در كنار گروه باشد، ولي بعد از آن با توجه به همخواني نگاهمان نسبت به سقط جنين، تصميم گرفتم قلم را در دست دوستان بسپارم.
* نميخواستم «دعوت» فيلمي كمجان باشد
وي ادامه داد: فكر ميكردم يك قصهاي نوشته شود كه در مورد يك خانواده است ولي بعد احساس كردم كه با اين اوصاف، نميتوانم گستردگي موضوع را طرح كنم و فيلمنامه با اين شكل كمجان ميشود. به همين خاطر تصميم گرفتم چند زوج را انتخاب كنم كه اين شيوه در ساختمان و ساختار برخي فيلمهاي سينماي روز (كه چند موضوع و چند شخصيت را دست ميگيرند) مطرح است و نمونههاي خارجي آنها مثل «تصادف» و «21 گرم» را ديدهايم كه من آنها را دوست داشتهام و تصورم اين بود كه ميتوانم در اين جهت حركت كنم اما با ورود به بازيهاي وسيع و پيچوتابهاي فيلمنامهاي، از خود موضوع غافل نشوم.
حاتميكيا ادامه داد: به همين خاطر سعي كردم اين زوجها را به صورت مستقل پرداخت كنم. در ابتدا در فيلمنامه 7 شخصيت بود كه به 6 شخصيت و در تدوين به 5 خانواده رسيديم كه از همه طبقات جامعه بودند.
كارگردان «آژانس شيشهاي» گفت: «دعوت» با وجود بازيگران متنوع و متفاوت تجربه بسيار تازهاي براي من بود كه تا قبل از آن، تجربه اينگونه كار را نداشتم چرا كه در كارهاي قبليام، در محدوده يك فيلم خطي، چند شخصيت مرد و زن داشتم كه در يك اندازه بودند كه به همان اندازه، دقت و انرژي ميطلبيد و ما سعي كرديم كه تلاشمان را براي ارائه بهترين فيلم انجام دهيم.

* نميپذيرم در دايره و چنبرهاي خاص باشم
وي در پاسخ به سوال خبرنگار سينمايي فارس در مورد حذف اپيزود دانشجو گفت: بحث مهم در فيلم براي ما زمان بود و ميخواستيم در همان قالبي كه سينما اجازه ميدهد، بين 100 تا 110 دقيقه فيلم را بسازيم كه در اين بين در نهايت يكي از اپيزودها قرباني بقيه ميشد. اگرچه من دلم ميخواست اين اتفاق رخ ندهد اما انگار همه چيز جمع شده بود كه آنچه من دوست دارم رخ ندهد تا مردم در بين اين چند اپيزود دست به قضاوت بزنند اما پيش از اكران فيلم، خود ما در بين اپيزودها اين قضاوت را داشتيم كه در مجموع مجبور شديم كه قصه دانشجو را حذف كنيم.
وي درباره تغيير روند فيلمسازياش در روي آوردن به سينماي اجتماعي در پاسخ به خبرنگار سينمايي فارس گفت: اين تصور و مانع را كه تحت تغيير جرياني قرار بگيرم كه از سينماي جنگ، اجتماعي و كمدي و كودكان فراتر نروم، براي خودم قبول ندارم و نميپذيرم در دايره و چنبرهاي خاص باشم.
وي گفت: اين جريان شبيه حكايت ملانصرالدين است كه وقتي سوار خرش ميشد همه به او ايراد ميگرفتند كه پياده شود و وقتي كه پياده ميشد همه دوباره به او ايراد ميگرفتند! اين اتفاق خيلي قبلترها افتاده بود... وقتي فيلم «وصل نيكان» را ساختم يكي از منتقدان نوشت: «حاتميكيا» جنگ را به شهر آورده و شهر را نميشناسد» و حكم هم داد كه برگردم به همان جنگ!
اين كارگردان اظهار داشت: در فيلم «از كرخه تا راين» نيز كه به آلمان رفتم، يا «به نام پدر»، اين تلقي وجود داشت كه من نبايد سراغ برخي دواير بروم در حالي كه همه اين نظرها، خود دايرههاي بسته بودند و حرفهاي تكراري و خيلي از منتقدان اين نظرها را نوشتند.
وي در مورد ديگر نقطهنظرات منتقدان سينمايي گفت: خيلي از اين بچهها را نميشناسم و مجبورم اين طور حكم كنم كه به عالم مطبوعات تازهوارد هستند و در واقع نظرهاي خودشان را ميدهند.
* تنبيه صنفي، شروع تبليغاتي فيلم را پنچر كرد
كارگردان «ديدهبان» و «مهاجر» درباره شرايط نامطلوب آغاز اكران «دعوت» گفت: افتتاحيه اكران فيلم «دعوت» فقط در سينما آفريقا رخ داد و شوراي صنفي نمايش مرا تنبيه كرد در حالي كه مطمئنم اگر به جاي «حاتميكيا» و «حك فيلم» xوy و ديگران بود، اين تنبيه برايش اتفاق نميافتاد كه شروع تبليغاتي، فيلم را پنچر كند و فيلم «دعوت» در يك سينما اكران شود.
وي در ادامه گفت: كمتر از چند ساعت از آغاز اكران فيلم، در يكي از سايتها مطلبي را خواندم كه تيترش اين بود: «حاتميكيا، جنگت را برو و بساز»! براي من عجيب است كه اين چه قلمي است كه يك فيلم را يك شبه ديده و سحر، مطلبش را روي سايت گذاشته است و تيتر سايت هم شده! اين نيست مگر كه ارادهاي خارج از بحث فيلم و هنر دخيل باشد و اين غمانگيز است كه كسي چيزي را كه مينويسد تا صبح برايش صبر نميكند تا از سر التهاب و سادگي نباشد. اين ارادهها را ميتوان به خوبي فهميد.
* احساس كردم كه در مورد سقط جنين بايد يك ترمزي در جامعه كشيده شود
به گزارش فارس حاتميكيا در ادامه نشست پرسش و پاسخ فيلم «دعوت» با حضور رسانهها با اشاره به نحوه چينش اپيزودهاي فيلم «دعوت» گفت: يكي از مشكلات ما اين بود كه اين قصهها چگونه كنار هم چيده شوند و به همين دليل، تا قبل از اكران عمومي، چيزي در حدود 20نمايش خصوصي داشتيم و از اقشار مختلف دعوت كرديم تا در مورد نحوه چينش فيلم، اظهارنظر كنند.
وي ادامه داد: به دليل همين حساسيت اكرانهاي خصوصي زيادي براي فيلم برگزار كرديم تا در نهايت به چيدمان فعلي اپيزودها رسيديم.
كارگردان فيلم «دعوت» با ابراز تأسف از قبحشكني مسأله سقط جنين در جامعه، گفت: احساس ميكنم يك غرهگي در انسان به وجود آمده كه به خود اجازه ميدهد نسبت به اين موهبت الهي تصميمگيري كند و من احساس كردم كه بايد ترمزي در جامعه ايجاد شود.
وي تصريح كرد: احساس من در اين مورد كاملا شخصي است و ميخواهم بگويم كه اگر در چنين شرايط گرفتار شديم، حق اين كار را داريم يا خير؟ به طوري كه وقتي در سالن سينما فيلم را ببينيد، متوجه ميشويد كه زوجهاي جوان پس از پايان فيلم هنوز از جاي خود بلند نشدهاند و فكر ميكنم مهمترين پيام «دعوت» اين تعمق و تامل در مورد سقط جنين باشد.
كارگردان فيلم «دعوت» در پاسخ به اين سؤال كه با توجه به موضوع سقط جنين، چرا به دختران جوان كه هنوز ازدواج نكردهاند واين مشكل در ميانشان بسيار وجود دارد پرداخته نشده است، گفت: به عدد خلايق در دنيا، تفكرهاي مختلفي در مورد سقط جنين وجود دارد به طوري كه عدهاي مخالف و عدهاي موافق اين كار هستند. حتي ما در تحقيقات خود با موارد بسيار زيادي روبرو شديم كه افرادي بسيار انديشمند موافق سقط جنين و انديشمندان ديگري مخالف اين اتفاق بودند و حتي اين اختلافنظرها در ميان افراد به شدت مذهبي نيز ديده ميشود، بنابراين اختلاف ديدگاهها وجود دارد و حتي در آمريكا هم كه كشوري پيشرفته به حساب ميآيد، هنوز در مورد اين بحث اختلافنظرهاي اساسي وجود دارد. بنابراين به عنوان يك فيلمساز، احساس كردم كه در مورد سقط جنين بايد يك ترمزي در جامعه كشيده شود.
اين كارگردان اظهار داشت: اتفاقاتي كه در مورد سقط جنين در جامعه رخ ميدهد، به اعتقاد من جرياني فردي است كه انسان به خود حق ميدهد چنين كاري انجام دهد كه اين مسائل در جريان فمنيستي جامعه بسيار عميقتر ديده ميشود و به همين دليل در شرايط حساس جامعه، تصميم گرفتهايم از پرداختن به دختران جوان پرهيز كنيم.
وي ادامه داد: در «دعوت» من اساسا دنبال استدلال كردن نبودم و تمام اصرار فيلم، ايجاد يك ترمز كوتاه و اصطلاحا سرعتگير است كه مخاطب با ديدن اين فيلم كمي در مورد مسئله سقط جنين تامل و تعمق كند چرا كه اين تصميمگيري در جامعه به راحتي رخ ميدهد و متاسفانه هيچ مانعي در مورد اين تصميمگيري وجود ندارد.

* شخصيتهاي زن فيلم «دعوت» بسيار پرقدرت عمل ميكنند
حاتميكيا در پاسخ به سؤالي در مورد خلاء وجود زنان قدرتمند در «دعوت» برخلاف ساير فيلمهايش، گفت: ميزانسن اين فيلم چنين موضوعي را ايجاد ميكرد اما برخلاف نظر شما به عنوان مثال شخصيت بهار با تمام قدرت مقابل چنين شرايطي ميايستد و در نهايت موفق ميشود كه بچه خود را نگه دارد.
وي ادامه داد: بنابراين نه در فيلمهاي دفاع مقدس خواستم به دفاع از خانواده فيلم بسازم و نه در «دعوت». به عنوان مثال در «آژانس شيشهاي» با وجود اين كه فاطمه حضور ندارد، به سبب نامهاي كه حاج كاظم براي او مينويسد، به نظر ميرسد شخصيت پررنگي دارد اما در واقع شخصيتهاي زن فيلم «دعوت» بسيار پرقدرت عمل ميكنند. به عنوان مثال شيدا براي آن چيزي كه ميخواهد باشد ميجنگند و حتي در جايي از فيلم جان خود را هم به خطر مياندازد.
به گزارش فارس، در اين نشست ابراهيم حاتميكيا، محمد پيرهادي(تهيه كننده) ، مهناز افشار، مريلا زارعي (بازيگران) و چيستا يثربي (نويسنده فيلمنامه) اين فيلم نيز حضور داشتند.
مشروح نشست رسانهاي «دعوت» توسط خبرگزاري فارس منتشر خواهد شد.
صحبتهای جدید آقای حاتمی کیا در مورد دعوت هم جالبه و هم خوندنی.
امیدوارم که از خوندنشون لذت ببرید
تا پست بعدی
یاعلی![]()
سلام...سلام...سلام
خبرهایی از اکران دعوت دارم....
اولین خبر:
پيرهادي: اكران «دعوت» متوقف نشده است
خبرگزاري فارس: تهيهكننده «دعوت» ضمن تكذيب توقف اكران اين فيلم،گفت: ماجراي شكايت يك مؤسسه فعال در زمينه تنظيم خانواده را ار اين فيلم پيگيري ميكنيم
به گزارش خبرگزاري فارس، در حالي كه در سايتهاي خبري آمده بود كه با شكايت يكي از مؤسسات فعال در زمينه تنظيم خانواده، اكران فيلم «دعوت» متوقف شده است، تهيهكننده فيلم از اين قضيه اظهار بياطلاعي ميكند.
بنا بر اين گزارش، در خبرهاي منتشر شده آمده بود: اين تشكل بهدليل آن چه «تلاش فيلم براي محكوم كردن تنظيم خانواده» خوانده است، خواستار جمعآوري فيلم «دعوت» از اكران شده است.
«محمد پيرهادي» در گفتوگو با فارس در اين زمينه اظهار داشت: من در جريان اين خبر نبودم اما با اطلاع از اين موضوع، به سرعت آن را توسط مراجع ذيربط ايي پيگيري خواهم كرد و اخبار آن را پس از پيگيري در اختيار رسانهها قرار خواهم داد.
انتهاي پيام/ا

و خبر بعدی مربوط به فروش عالی دعوته:
به گزارش خبرگزاري فارس، فيلم «دعوت» توانست ديروز در ششمين روز نمايش خود ركورد تازهاي در ميان فيلمهاي «ابراهيم حاتميكيا» به دست آورد و از نظر رقم فروش روزانه، ركورد فروش فيلمهاي اين سينماگر را به خود اختصاص داد.
بنا بر اين گزارش، «دعوت» ديروز با فروش 15 ميليوني روبه رو شد و توانست در حالي كه ششمين روز نمايش خود را در گروه سينمايي آفريقا پشت سرميگذاشت، مرز 153 ميليون تومان را پشت سربگذارد.
«دعوت» اكران اوليه خود را از چهارشنبه 3 مهر در يك سينما آغاز كرد كه در اين مدت 20 ميليون تومان فروخته بود.
به گزارش فارس، پيشتر ركورد پرفروشترين فيلم «حاتميكيا» در اختيار «بهنام پدر» بود كه بيش از 470 ميليون تومان فروخت، در 9 روز نمايش در سينماهاي تهران بيش از 113 ميليون تومان فروش داشت اما «دعوت» در 6 روز مرز 150 ميليون تومان را پشت سرگذاشته و البته به نظر ميرسد بتواند به عنوان يكي از پرمخاطبترين كارنامه كارهاي اين فيلمساز (از نظر تعداد بيننده) دست يابد.
بنا بر اين گزارش، فيلمهاي «آژانس شيشهاي» و «از كرخه تا راين» جزو پربينندهترين فيلمهاي اين فيلمساز هستند.
«از كرخه تا راين» در سال 72، با بهاي بليت 50 تومان، 45 ميليون تومان در اكران يك خود فروخت و به عنوان سومين فيلم پرمخاطب سال 72 دست يافت.
همچنين «آژانس شيشهاي» در سال 77 با بليت 265 توماني، حدود 180 ميليون تومان در اكران يك خود فروخت و فيلم دوم سال 77 شد.
فيلم «ارتفاع پست» نيز از كارهاي پربيننده اين فيلمساز بود كه در سال 81، به رقم فروش 240 ميليون تومان در اكران يك، در رده هشتم پرفروشترين فيلمهاي سال 81 (با بليت 550 توماني) دست يافت.
«دعوت» همچنين در يكي دو هقته اخير، در سينما آفريقا، ركورد فروش در يك سالن را به خود اختصاص داده است.
«محمدرضا صابري» مدير سينما آفريقا، در اين زمينه به فارس گفت: فيلم «دعوت» در اين سينما بيش از 10 ميليون تومان فروش داشته و امسال ركوردشكن فروش بوده است. البته «اخراجيها» هم در اين سينما فروش بالايي داشته اما با توجه با افزايش ميزان استقبال از اين فيلم به نظر ميرسد «دعوت» در ادامه نيز بتواند روند روبهرشدي داشته باشد.
«دعوت» به كارگرداني «ابراهيم حاتميكيا»،فيلمي اجتماعي است كه ساختاري اپيزوديك دارد و داستان چند خانواده متفاوت، با بحراني مشابه روايت ميشود كه هر كدام از آنها بنا به نگاه خاص خود به اين بحران واكنشهايي از خود بروز ميدهند.
مهناز افشار، محمدرضا فروتن، مريلا زارعي، گوهر خيرانديش، كتايون رياحي، آناهيتا نعمتي، محمدرضا شريفينيا، سيامك انصاري، رضا بابك، ثريا قاسمي، سحر جعفري جوزاني، فرهاد قائميان، سارا خوئينيها، نگار فروزنده و مجيد مشيري از بازيگران «دعوت» هستند.

تا پست بعدی
یا علی![]()
سلام....
امروز با دو مطلب اومدم که یکی مربوط میشه به فروش دعوت و دیگری مربوط میشه به مصاحبه
گوهر خیر اندیش با خبر نگار مهر:
| |||
|
ناصر شعباني مدير شركت پخش نمايشگران كه پخش فيلم «دعوت» را برعهده دارد در گفت و گو با خبرنگار سينمايي فارس گفت: در سه روز گذشته فروش «دعوت» به بيش از يك ميليارد ريال رسيد و ما پيش بيني فروش بسيار بالاتري را براي اين فيلم ميكنيم. | |||
دومین مطلب مربوط میشه گفتگوی گوهر سینمای ایران گوهر خیراندیش با خبرنگار مهر:
| همکاری با حاتمیکیا همواره برایم خوشیمن بوده است | |
| گوهر خیراندیش که این روزها به دلیل بیماری در خانه بستری است و فیلم سینمایی "دعوت" را هنوز روی پرده ندیده، همکاری با ابراهیم حاتمیکیا را اتفاقی خوشیمن در کارنامه کاری خود میداند. | |
|
این بازیگر سینما و تلویزیون که برای بازی در "دعوت" برگزیده دوازدهمین جشن خانه سینما شد، درباره چگونگی همکاری با حاتمیکیا به خبرنگار مهر گفت: وقتی ایشان از من برای بازی دعوت کرد، در نمایش "ملاقات بانوی سالخورده" حمید سمندریان بازی میکردم و زمان رفتن به دفتر آقای حاتمیکیا قصد داشتم بگویم به دلیل بازی در تئاتر امکان حضور در "دعوت" را ندارم. وی ادامه داد: آقای حاتمیکیا متن فیلم را مانند قصه کوتاه برایم روایت کرد. موضوع اپیزودها به نظرم چندان قوی نیامد. البته پس از کار روی متنها ضعفهای مرحله اول از بین رفت و این مسئله در اپیزود سیده خانم قابل درک بود. اما من به دلیل بازی در نقش اصلی نمایش سه ساعته و بدون آنتراکت "ملاقات بانوی سالخورده" انرژی بازی در کاری دیگر را نداشتم. اما گویا خواسته حاتمیکیا برای بازی خیراندیش در این نقش منجر به حضور قطعی او در "دعوت" شده است: آقای حاتمیکیا با صبر و شکیبایی و اهمیتی که برای تئاتر قائل بود فیلمبرداری بخشهای مربوط به بازی من را به زمان 10 روزه تعطیلی کار در دهه فجر موکول کرد و با برنامهریزی دقیق برنامهریز ایشان آقای شمس زمینه حضور من در "دعوت" به وجود آمد.
|
|
بازیگر "دعوت" افزود: از اینکه حاتمیکیا منتظر من شد تا زمان بازی در این فیلم را به دست آورم به خودم میبالیدم و خوشحال بودم که برای دومین بار پس از "ارتفاع پست" در کنار کارگردانی قرار میگیرم که کارش را خوب بلد است؛ میداند چگونه فیلم بسازد و چه چیزی را در فیلمش مطرح کند و میداند مسئله جامعه هر بار چه چیزی را طلب میکند. خیراندیش درباره نگاه خود به شخصیت سیده خانم گفت: با این شخصیت به عنوان خیراندیش چندان همذاتپنداری نکردم و فکر میکردم بچه برای زنی در این سن و سال کارآیی ندارد. از همین رو با او در مورد نگهداری فرزندش همعقیده نبودم. ولی بارها سیده مرا مجاب میکرد این زندگی من است و همانطور که میتوانم نوههایم را بزرگ کنم، فرزند خودم را هم بزرگ میکنم. وی ادامه داد: با توجه به این مسائل با ایمان قویتر نسبت به اینکه خداوند به عنوان موهبت این کودک را در بطن من قرار داده و حتماً خودش روزی او را میرساند، سعی کردم خودم را به نقش نزدیک کنم. بین من و سیده چالش بود و سیده برنده این چالشها. تا اینکه در من حلول کرد و توانستم خواست کارگردان را با طرحی که خودم از نقش به دست آورده بودم به تصویر بکشم. بازیگر برگزیده جشن خانه سینما درباره طنز ظریف بازی خود در "دعوت" گفت: کارگردان محور اصلی فکر و اندیشه فیلم است و هر کدام از عوامل شعاعهای این نقطه محوری هستند. اگر من بازیگر پیشنهادی برای کمال بخشیدن به شخصیت و تیپ میدهم، باید از صافی ذهن کارگردان بگذرد. اگر پیشنهادی به نقش یا قصه کمک میکرد، آقای حاتمیکیا می پذیرفت وگرنه رد میکرد. خیراندیش افزود: از آنجا که کارگردان "دعوت" باهوش بود، میدانست از حاصل کار چه میخواهد، بنابراین پیشنهادهایی که شاید به زعم برخی موجب ایجاد فضای کمیک میشد، همگی با نظر موافق آقای حاتمیکیا در فیلم جای گرفت و ایشان با هوشمندی دقت داشت که این پیشنهادها به نقش و فضای فیلم لطمه نزند. وی با اشاره به اینکه به دلیل بیماری موفق به دیدن "دعوت" روی پرده نشده و نمیتواند در مورد حاصل کار اظهار نظر کند، درباره همکاری دوباره با حاتمیکیا گفت: فضای "ارتفاع پست" با توجه به حضور 40 بازیگر در فضای هواپیما بسیار شلوغ بود. آنجا از همکاری با ایشان بسیار راضی بودم و برای آن دیپلم افتخار بهترین بازیگر نقش اول زن را از جشنواره فجر گرفتم. خیراندیش که برای بازی در "دعوت" تندیس جشن خانه سینما را از آن خود کرده، گفت: هر دو همکاری من با حاتمیکیا برایم خوشیمن و خوشقدم بوده است. در "دعوت" به علت کوتاه بودن زمان فیلمبرداری فرصت زیادی برای بحث و تحلیل نبود و همکاری ما را اعتماد متقابل پیش میبرد. حاصل همکاری ما کاری دلی است که میدانم لاجرم بر دلها خواهد نشست. بازیگر نقش سیده خانم "دعوت" همچنین درباره همبازی شدن با رضا بابک گفت: انتخاب آقای بابک از طرف کارگردان انجام شده بود و اینطور که شنیدم مثل اینکه برخی صحنههای ایشان از فیلم درآمده که شاید دلیل آن ریتم تدوین یا ایجاب قصه بوده، اما معتقدم ایشان در جایگاه خودشان خوب بازی کرد و از پس ایفای نقش به خوبی برآمد. وی در مورد جایزهای که از جشن خانه سینما برای بازی در نقش سیده خانم دریافت کرده نیز گفت: جایزه جشن خانه سینما در مراحل سخت بیماری و زمانی که از گروهم در پروژه "حماسه آرد" به کارگردانی بهزاد فراهانی بیمهری میدیدم، مسکنی قوی برای التیام دردها و بیمهریها بود. خیراندیش در مورد بیماری خود که موجب شد در شب جشن خانه سینما نیز نتواند حضور داشته باشد، گفت: من در حال بازی در مجموعه تلویزیونی "حماسه آرد" بودم که دچار درد شکم شدم. چون چند نفر از اعضای گروه دچار مسمومیت شده بودند، عوامل چنین تصور کردند که من هم مسموم شدهام. وی ادامه داد: وقتی احساس کردم درد بیشتر شده، از بهیار خواستم مرا به بیمارستان زنجان برساند. آنجا متوجه شدیم آپاندیس من ترکیده و فرزندانم از تهران آمدند تا مرا به همراه آمبولانسی که تهیهکننده گرفته بود، به بیمارستان رسول اکرم بیاورند. از شب تا فردا ظهر دکتر بالای سرم نیامد. از تب شدید دچار هذیان شده بودم که دخترم مرا به بیمارستان آتیه انتقال داد. خیراندیش در پایان گفت: به دلیل ضعف شدید از مصرف آنتی بیوتیک وقتی عفونت کمتر شد، هنگام بلند شدن در خانه افتادم و کمر و لگنم آسیب شدید دید. دوباره به اورژانس بیمارستان آتیه و پس از مداوا به خانه منتقل شدم و دستور استراحت مطلق از پزشک گرفتم. البته متاسفانه کارگردان "حماسه آرد" به دیدنم نیامد که این مسئله برایم جای تعجب دارد. | |
مطلب اخر در مورد صحبتهای طراح پوستر دعوت:
| تلخی و التهاب "دعوت" در پوسترهای آن متجلی است | |
| طراح پوستر فیلم سینمایی "دعوت" ساخته ابراهیم حاتمیکیا تصویر کردن فضای ذهنی پرالتهاب شخصیتهای این فیلم را الگوی کار خود در طراحی پوستر آن دانست. | |
|
بهزاد خورشیدی درباره چگونگی طراحی پوستر "دعوت" به خبرنگار مهر گفت: اصولاً تلاش میکنم پوستر تمام فیلمهایی را که به من پیشنهاد میشود با در نظر گرفتن فضای فیلم طراحی کنم. در "دعوت" هم از آنجا که فیلم نسبت به دیگر ساختههای آقای حاتمیکیا و سایر فیلمهای روز فضایی خاصتر داشت، تلاش کردم در پوستر فضای ملتهب و خاص اثر را به نمایش بگذارم.
وی ادامه داد: برای طراحی پوستر این فیلم اتودهای مختلف زدم که با توجه به تمایل کارگردان و تهیهکننده بیشتر به سادگی سوق پیدا کرد. از میان طرحهای زیادی که اجرا شد، در نهایت به دو پوستر کنونی رسیدیم که در یکی از آنها از چهره دو بازیگر استفاده و در دیگری فضای زایشگاه ترسیم شد که بیشتر به نقاشیهای دوره رنسانس نزدیک است. طراح پوستر "دعوت" با اشاره به اینکه تلاش ویژه خود برای ساده بودن فضای پوستر افزود: در طراحی پوستر تلاش میکنم تمام نشانها و اجزا را کنار هم بچینیم و در ادامه آنها را خلاصه و تلاش میکنم از حجم زیاد کاسته شود. با توجه به حضور 15 بازیگر در نقشهای اصلی "دعوت"، به ناگزیر تنها چند چهره را انتخاب کردم و در نهایت به مهناز افشار و مریلا زارعی رسیدم. خورشیدی طراحی پوستر سینما را کاری جمعی دانست که با توافق بین کارگردان و تهیهکننده و طراح به وجود میآید. وی در این باره گفت: حاتمیکیا کارگردان و محمد پیرهادی تهیهکننده فیلم سینمایی "دعوت" تمایل نداشتند نشانهها کاملاً سرراست در پوستر این فیلم قرار بگیرند. خورشیدی درباره طراحی پوستر "آواز گنجشکها" مجید مجیدی نیز گفت: در پوستر فیلم بچهها نقشی مهم دارند. این روزها برخلاف گذشته دیگر نشانها به صورت عیان در پوسترها جا نمیگیرد. هر چند در پوستر "آواز گنجشکها" رنگها نقشی بسزا در انتقال پیام فیلم ایفا کردهاند.
امیدوارم از پست امروزم لذت کافی رو برده باشین. تا پست بعدی یا علی |
نمیدونم چرا قسمت نمیشه این وبلاگ یه قالب ثابت داشته باشه هر قالبی رو که انتخاب میکنم در عرض چند هفته منفجر میشه....
امیدوارم برای این یکی دیگه اتفاقی نیفته
سلام....
تا الان دعوت پرفروش ترین فیلم اکران عید فطر شناخته شده....
گزارشی از فروش:
خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: فرهنگ و هنر - سينما
فيلم سينمايي «دعوت» به كارگرداني ابراهيم حاتميكيا طي دو روز اول نمايشش در 16 سينما بيش از 62 ميليون تومان فروخت.
ناصر شعباني پخشكننده اين فيلم با بيان اين مطلب به خبرنگار سينمايي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) گفت: فروش «دعوت» در چهارشنبه 27 ميليون و 200 هزار تومان و پنجشنبه 35 ميليون تومان بوده است كه با فروش يك هفتهاي سينما «آفريقا» كه به 16 ميليون تومان رسيده است، اين فيلم مجموعا 78 ميليون و 200 هزار تومان فروخته است.
فيلم «كنعان» ساخته ماني حقيقي در رتبه دوم فروشها قرار دارد كه بنابر اعلام مصطفي شايسته تهيهكننده و پخشكننده فيلم، چهارشنبه 15 ميليون و پنجشنبه 20 ميليون تومان فروش داشته كه مجموع فروش اين فيلم در 14 سينما، 35 ميليون تومان بوده است.
اين فيلم تنها فرهنگسراي نياوران را در اختيار دارد و از چهارشنبه 17 مهر ماه سينما جوان 3هم به مجموع سينماهاي «كنعان» اضافه ميشود.
فيلم «سه زن» منيژه حكمت هم با فروش 17 ميليون و 300 هزار تومان در 13 سينما در جايگاه سوم فروش قرار دارد.
علي سرتيپي پخشكننده اين فيلم فروش «سه زن» را در چهارشنبه 7 ميليون و 600 هزار و پنجشنبه 9 ميليون و 700 هزار تومان اعلام كرد.
فرجي پخشكننده «آواز گنجشكها» مجيد مجيدي نيز مجموع فروش اين فيلم را در دو روز اول اكرانش در 14 سينما 16 ميليون و 450 هزار تومان اعلام كرد كه در روز چهارشنبه 8 ميليون و 150 هزار تومان و پنجشنبه 8 ميليون و 300 هزار تومان بوده است.
به گزارش ايسنا، فيلم «نسكافه داغ داغ» علي قويتن هم كه توسط داريوش بابائيان پخش ميشود، بعد از يك هفته در 14 سينما 31 ميليون تومان فروش داشته است

خبر بعدی در مورد سینماهای نمایش دهنده دعوت:
| اکران "دعوت" با 16 سینما ادامه پیدا میکند | |
| فیلم سینمایی "دعوت" به کارگردانی ابراهیم حاتمیکیا که از هفته پیش در یک سینما به نمایش عمومی درآمد، از چهارشنبه 10 مهرماه در 16 سینما اکران میشود. | |
|
به گزارش خبرنگار مهر، فیلم "دعوت" از چهارشنبه در سینماهای آفریقا، سروش، فلسطین، پیروزی، مرکزی، فرهنگ 1، گلریز، بلوار، سپیده، شاهد، اریکه ایرانیان، پایتخت، آزادی، کارون، پردیس تماشا، فرهنگسرای دختران و همزمان در شهرهای رشت، کرمان، قزوین، اراک، اصفهان، مشهد، اهواز، قم و... اکران میشود. این فیلم در حوزه سینمای اجتماعی قرار دارد و روایتی اپیزودیک از واکنش زوجهای مختلف در مواجهه با مسئله سقط جنین است. محمدرضا فروتن، مهناز افشار، کتایون ریاحی، مریلا زارعی، گوهر خیراندیش، ثریا قاسمی، رضا بابک، سیامک انصاری، فرهاد قائمیان، سحر جعفری جوزانی، آناهیتا نعمتی، نگار فروزنده، نگین صدق گویا و محمدرضا شریفینیا بازیگران فیلم "دعوت" هستند. | |
|
امیدوارم به همین ترتیب فروش دعوت ادامه پیدا کنه..... یا علی |
سلام به همه شما عزیزان....
خبرگزاری مهر مصاحبه کوتاهی با ابراهیم حاتمی کیا در مورد تئاتر انجام داده که برای شما میزارم...
مصاحبه خوندنی و خوبیه...
| حاتمیکیا در گفتگو با مهر: | |
| ارادت خاص به بازیگران تئاتر / جسارت ورود به حوزه تئاتر را ندارم | |
| ابراهیم حاتمیکیا پنجشنبه یازدهم مهرماه پس از تماشای اجرای سوئیت سمفونی "این فصل را با من بخوان" در تالار وحدت، در گفتگویی کوتاه با خبرنگار مهر از علاقه و احترام خاص خود به تئاتر و بازیگران آن سخن گفت. | |
|
به گزارش خبرنگار مهر، حاتمیکیا که این روزها فیلم سینمایی "دعوت" را روی پرده سینماها دارد، میهمان ویژه هفتمین شب اجرای "این فصل را با من بخوان" بود. وی که تجربه همکاری با مجید انتظامی را در فیلمهای سینمایی "از کرخه تا راین" و "بوی پیرهن یوسف" دارد، با حضور در تالار وحدت اجرای مجدد این آثار به تماشا نشست. * شاهد حضور شما در اجرای سوئیت سمفونی "این فصل را با من بخوان" بودیم. این اثر را چگونه دیدید با توجه به اینکه برخی قطعات نظیر موسیقی "از کرخه تا راین" نیز نواخته شد؟ - ابراهیم حاتمیکیا: من شاید نتوانم قضاوت خوبی بکنم. چون این اجرا ارتباط کامل با کارهای خودم داشت. از این رو خودم را قاضی خوبی برای ارزیابی این کار نمیدانم. در فضایی که خودم داشتم سیر میکردم به شدت نوستالژیک بود و حسی به شدت گرم به من داد. * در مقام کارگردان نظر شما درباره اجرای همزمان موسیقی و حرکات فرم چیست؟ آیا این نوع تلفیق تأثیرگذار بوده یا نه؟ ـ هیچ نقدی در رابطه با همگونی تئاتر و حرکت و موسیقی ندارم و خود را در مقامی نمیبینم که این کار را انجام بدهم. * نظرتان درباره اجرای اینگونه آثار چیست؟ - اینکه مردم از طیفهای متفاوت جذب شده و در سالن حضور دارند خوب است. موسیقی مقولهای است که به طور معمول برای طبقه برگزیده است و آریستوکراتها در این فضا حضور دارند. این فضا اکنون تا حدی شکسته شده و به طور کلی به نظر من این حرکت، حرکتی خوب و قشنگ بود. * چرا در مقام کارگردان سینما کمتر به تماشای تئاتر مینشینید؟ ـ از کجا میدانید من کم به تماشای تئاتر میآیم؟ چون همدیگر را کم میبینیم این حرف را میزنید؟ * چون سالهاست حوزه تخصصی فعالیت من تئاتر است و در این سالها کمتر شاهد حضور شما در سالنهای تئاتر بودهام. ـ درست است کم به تماشای تئاتر آمدهام، ولی به صورت گزیده و توصیهشده از طرف بچهها به تماشای تئاتر میآیم. کم بودن حضور من برای تماشای تئاتر هم به دلیل نبود توفیق بنده بوده است. * نمایشهایی که دیدید چگونه بوده و آیا دیدگاهی درباره تئاتر ایران دارید؟ ـ من نظری ندارم و خودم را در اندازهای نمیبینم که در این مورد نظر بدهم. * تا به حال تصمیم نگرفتهاید در زمینه تئاتر فعالیت کنید یا انگیزهای برای تجربه در صحنه تئاتر داشتهاید؟ - جسارت این کار را ندارم، زیرا تئاتر حوزه تخصصی خود را دارد. * امیدواریم شما را بیشتر در تئاتر شهر و سالنهای تئاتر ببینیم. ـ بدون تعارت خیلی دوست دارم به تماشای تئاتر بنشینم و دوست ندارم تئاتری را از دست بدهم، ولی متأسفانه گرفتاریهای کاری مانع این امر میشود. * برای اهالی تئاتر هم خوشحالکننده است که رابطه متقابل میان سینما و تئاتر وجود داشته باشد. ـ همه میدانند من ارادت و احترامی خاص برای بازیگران تئاتر قائلم و بازیگرانی که از تئاتر به سینما میآیند را بیش از دیگر بازیگران محترم میدانم. به همین دلیل هر گاه به تماشای تئاتر رفتهام، در مقام یک تماشاگر شیفتهوار نگاه کرده و آن را دوست داشتهام. تئاتر نسبت به دست و پاگیری سینما و موانع موجود در مسیر تولید فیلم، خالصتر اندیشه را مطرح میکند و همیشه برای من محترم است. ایکاش همه کارگردانهای ما برای انتخاب بازیگراشون سراغ بازیگرهای تئاتر می رفتند. نه فقط تعداد محدودی از آنها |
یا علی![]()
سلام....
خبرهایی از اکران دعوت دارم..
اول گزارش خبر گزاری فارس در مورد اکران عید فطر و صحبت های آقای حاتمی کیا در مورد دعوت و بعد مطلبی از خبرگزاری مهر در مورد خود دعوت:
اول مطلب فارس:
گزارش خبرگزاري فارس، از عيد سعيد فطر، برنامه اكران پائيزه سينماهاي كشور به طور رسمي با نمايش فيلمهاي جديد ايراني كه از نظر ژانر و حال و هواي داستاني از فيلمهاي متفاوت امسال محسوب ميشوند، آغاز خواهد شد كه در زير نگاهي به اين فيلمها داريم؛
* آواز گنجشكها / مجيد مجيدي (گروه سينمايي استقلال)
موفقترين فيلم سينماي ايران در جشنوارههاي جهاني سال 2008 كه به عنوان نماينده سينماي ايران به آكادمي اسكار معرفي شده است، اكران عمومي خود را آغاز ميكند.
اين فيلم داستان كريم كارگر مزرعه پرورش شترمرغ است كه در حاشيه شهر در خانه كوچكش زندگي خوبي دارد. حوادثي در مزرعه منجر به اخراج كريم از كار ميشود. او براي انجام كاري به شهر ميآيد و در آنجا اتفاقاتي زندگياش را دستخوش تغيير ميكند.
رضاناجي،مريم اكبري،حامد آغازي، پوياصالحي، محمدرضا شيمي، شبنم اخلاقي، نشاط نظري، حسن رضايي و كامران دهقان بازيگران «آواز گنجشكها» هستند كه «ناجي» توانست خرس نقرهاي بازيگري را از جشنواره سال گذشته برلين براي بازي در اين فيلم بهدست آورد.
/مجيد مجيدي: مهم اين است كه فيلمم مورد توجه كشور خودم قرار گيرد/
«مجيد مجيدي» كه در جشنواره فيلم فجر با استقبال جالب توجه مخاطب روبهرو شده بود، در اين زمينه ميگويد: خوشحالم از اينكه فيلمم مورد توجه مردم قرار ميگيرد قبل از اين كه به بيرون از مرزها برود و ديگران فيلم را تشويق كنند و دوست داشته باشند.
مجيدي گفت: براي من مهم اين است كه فيلمم مورد توجه كشور خودم قرار ميگيرد زماني هم كه جشنواره فجر در حال برگزاري بود و ما در برلين بوديم در جريان اخبار موفقيت فيلم كه در واقع دوست داشتن مردم بود، قرار گرفتم. جوايز وجه ديگر داستان است كه در كنار موفقيتهاي مردمي شيرينيهاي خودش را دارد.

*دعوت/ ابراهيم حاتميكيا (گروه سينمايي آفريقا)
كانديداي 10 جايزه از جشن سينماي ايران و متفاوتترين فيلم «ابراهيم حاتميكيا» به دليل نام خودش و بازيگران مطرح زيادي كه اين كارگردان براي اولين بار در قالب يك فيلم از آنها استفاده كرده است، ميتواند پرمخاطبترين فيلم او باشد. بازي درخشان بازيگران «دعوت» از ويژگيهاي آن است.
«دعوت» اثري اپيزوديك است كه ابتدا قرار بود با ساختاري تو در تو ساخته شود اما در نسخه نهايي، به يك فيلم اپيزوديك تبديل شد كه در هر اپيزود، داستان چند خانواده متفاوت، با بحراني مشابه روايت ميشود كه هر كدام از آنها بنا به نگاه خاص خود به اين بحران واكنشهايي از خود بروز ميدهند.
محمدرضا فروتن، مهناز افشار، كتايون رياحي، مريلا زارعي، گوهر خيرانديش، ثريا قاسمي، رضا بابك، سيامك انصاري ، فرهاد قائميان، مجيد مشيري، سارا خوئينيها، سحر جعفر جوزاني، آناهيتا نعمتي، هدا ناصح، نگار فروزنده، نگين صدقگويا و محمدرضا شريفينيا از بازيگران اين فيلم هستند.
/ابراهيم حاتميكيا: «دعوت» درباره 5 زن است كه حرفهايي براي گفتن دارند/
«ابراهيم حاتميكيا» با ذكر اين نكته كه با فيلم جديد خود «دعوت»، رويكردي جديد در فيلمسازي داشته است، ميگويد: تلاش كردهام كه در دعوت به خانوادهها بپردازم و تجربه تازهاي و در آن درباره زنها حرف بزنم كه ازدواج كردهاند و جامعه آنها را به جايي ميكشاند كه مجبور ميشوند به سختي تصميم بگيرند.
وي ميگويد: فيلم «دعوت» نيز برخلاف فيلمهاي قبليام - كه در آنها كمي نگاه و تكيهگاهم مردانه بود و زنان در آنها با فاصله انجام وظيفه ميكردند- داراي نوعي فضاي زنانه است و قصه 5 زن را به تصوير ميكشد كه حرفهايي براي گفتن دارند.
اين كارگردان ايراني، ضمن توضيح درباره استفاده از سوپراستارها در فيلم «دعوت» ميگويد: از جنجالها و حساسيتهاي پيشآمده در اين زمينه خيلي خوشحال شدم چون متوجه شدم مخاطبان سايتهاي اينترنتي كه جوانها هستند چقدر در اين زمينه دغدغه دارند.
وي ارتباط با جوانان را براي ساخت فيلم نوعي ارزش دانسته و معتقد است: جداي از سود مالي و تعيينكننده بودن سينمادارها در سرنوشت نمايش يك فيلم، من به ارتباط با مخاطب نياز دارم و با اين ارتباط زنده هستم.
*سه زن/ منيژه حكمت (گروه سينمايي عصرجديد)
«سه زن» ساخته «منيژه حكمت» نيز كه در چند جشنواره خارجي حضور داشته است، در اكران عيدفطر به نمايش عمومي درميآيد و به گفته كساني كه فيلم را ديدهاند، نسبت به ساخته اول اين فيلمساز (زندان زنان) متفاوت است گرچه خود اين فيلمساز، خيلي به وجود اين تفاوت قائل نيست. سه سكانس منحصر به فرد فيلم درباره سه نسل، از ويژگيهاي آن است.
نيكي كريمي،پگاه آهنگراني،مريم بوباني،نازنين احمدي،ستاره پسياني،نسيم اميرخسرو،شيوا ابراهيمي، شهرزاد كمالزاده،احمد ساعتچيان،احمد ياوري شاد،مهرداد ضيايي،رضا كيانيان،بابك حميديان،شاهرخ فروتنيان ، مهران رجبي و آتيلا پسياني بازيگران «سه زن» هستند.
داستان اين فيلم درباره زني به نام مينو است كه براي پيدا كردن دخترش سرگردان شده است. وي طي اين جستجو، ناخواسته متوجه ميشود عدهاي در نظر دارند ميراث كهني را به سرقت ببرند. در اين حين مادر ميگريزد و در زمان گم ميشود. حالا سه زن دور از يكديگر حرفها، ترديدها و خيالهاي خود را در سفري بيانتها به تصوير ميكشند. سفري در گذشته، در آينده و در زمان حال.
/منيژه حكمت: «سه زن» فيلم غريبي است/
منيژه حكمت ميگويد: «سه زن» فيلمي متفاوت از «زندان زنان» نيست. اين فيلم، فيلمي غريب است كه با كار قبليام دغدغههاي مشابهي دارد.
وي معتقد است: حرف سينماگر عميقتر و دنيايش بزرگتر است و «سه زن» از اين حيث نسبت به كار قبلي من عمق بيشتري دارد و من اين نوع نگاه را كه در «سه زن» جاري است، بيشتر ترجيح ميدهم.
*كنعان / ماني حقيقي (گروه سينمايي آزادي)
«كنعان» جزو فيلمهاي متفاوت جشنواره بيست و ششم بود كه طرفداران «ماني حقيقي» را راضي كرد و البته مورد توجه مردم قرار گرفت.
فيلمنامه «كنعان» را حقيقي و اصغر فرهادي به اتفاق نوشتهاند و محمدرضا فروتن، بهرام رادان، ترانه عليدوستي، افسانه بايگان، حسن معجوني، تقي سيف جمالي و مهرداد صديقيان بازيگران آن هستند كه بازي متفاوت «ترانه عليدوستي» و «افسانه بايگان» در اين فيلم از ويژگيهاي آن است.
اين فيلم كه تابستان سال گذشته در تهران و شمال فيلمبرداري شد، به زندگي يك زوج ميپردازد و پس از فيلم به نمايش درنيامده «آبادان» و فيلم «كارگردان مشغول كارند» سومين فيلم بلند «ماني حقيقي» است كه در هدايت فيلم ساخته شده است.
«مصطفي شايسته» تهيهكننده «كنعان» است
/ماني حقيقي: «كنعان» همان فيلمي شد كه در ذهن داشتم/
«ماني حقيقي»، «كنعان» را همان فيلمي ميداند كه در ذهن داشته. او ميگويد: اين فيلم دقيقا آنگونه كه ميخواستم شده است و به عنوان يك كارگردان از كاري كه كردهام، رضايت دارم و تقريبا هر كاري كه ممكن بود با استفاده از امكانات توليدي خوبي كه در اختيارم بود، انجام دادم.
وي در مورد تركيب بازيگران در اين فيلم گفت: علاقه بازيگران به نقشها بيش از هر چيزي برايم اهميت داشت و تفاهم و دوستي كه در گروه به چشم ميخورد، مثال زدني بود.
حقيقي ميگويد: من خودم علاقه دارم هميشه در انتخاب بازيگر، عنصر غافلگيري را لحاظ كنم و به همين خاطر سعي ميكنم از بازيگراني استفاده كنم كه به عقيده همه بهترين بازيگران اين نقش نيستند تا غافلگيري ايجاد جذابيت كند.
ماني حقيقي همچنين درباره ورود به عرصه توليد حرفهاي ميگويد: بعد از ساخت دو فيلم شخصي، ديجيتال و جمع و جور، ساخت «كنعان» سختي زيادي براي من داشت، چون بايد با عوامل توليد حرفهاي، هماهنگ ميشدم، ولي اين سختي براي من لذتبخش بود، چون هدف من ساخت اين نوع فيلم سينمايي است و در حقيقت به علت دشواري توليد دو فيلم قبلي را خيلي جمع و جور ساختم، ولي آن دو فيلم اعتماد به نفسي به من داد كه بتوانم اين كار را آغاز كنم.
*نسكافه داغ داغ/ علي قويتن (گروه سينمايي قدس)
از جمله فيلمهاي جديد اكران پائيز كه به نظر ميرسد نسبت به فيلمهاي ديگر داراي مخاطب عام بيشتري باشد. استفاده از گريم سه بعدي از ويژگيهاي اين فيلم است.
داستان اين فيلم درباره زني جوان بنام نيكا است كه به گويندگي برنامههاي عروسكي علاقه دارد اما همسرش كه يك كارخانه عروسك سازي را اداره ميكند با او مخالفت ميكند. نيكا با كمك استاد خود آقاي بندري دست به ترفندهايي ميزند و ماجراهاي شيريني ميآفريند.
اين فيلم محصول مؤسسه فرهنگي و هنري شكوفا فيلم است.
خسرو شكيبايي،يكتا ناصر،افسانه چهره آزاد، داود اكرميان، السا فيروز آذر، بابك نوري،امير باران لويي، آيه ابراهيمي،ساناز شمس، سعيد لشگري،بيتا سحرخيز، محمد الهياري،ميشا جودت،فرهاد ارجمندي از بازيگران اين فيلم هستند.
/علي قويتن: به شاد كردن خانوادهها فكر كردم/
علي قويتن درباره ساخت اين فيلم ميگويد: بعد از ساخت «سرود تولد»،بيشتر ترجيح ميدادم كه فيلم شاد و خانوادهپسند بسازم و
با توجه به اينكه فيلم يك كار موزيكال بود، مشكلات خاص خود را داشت و به نظر من ساخت اينگونه فيلمها حتي از يك فيلم اكشن هم مشكلتر است.
قويتن درباره ويژگيهاي هفتمين ساخته بلند سينمايياش ميگويد: در اين فيلم از گريم سه بعدي استفاده شده است كه بسيار سخت و طاقت فرسا بود و مدت زمان بين 6 تا 7 ساعت را به خود اختصاص ميداد، ضمن اينكه از جلوههاي ويژه خاصي در اين فيلم استفاده كرديم همچنين صدا برداري خاصي توسط فرهاد ارجمندي انجام شد.
به گزارش فارس، احتمال نمايش «كتوني سفيد» ساخته «محمدابراهيم معيري»، «خواب زمستاني» ساخته «سيامك شايقي» و «پرونده هاوانا» ساخته «عليرضا رئيسيان» در گروه آزاد عيد فطر نيز وجود دارد ضمن اين كه سينما كودك آزادي نيز قرار است با بازنمايش فيلم قديمي «شهر موشها» ساخته «محمدعلي طالبي» براي مخاطب كودك افتتاح شود و نمايش «آتش سبز» ساخته «محمدرضا اصلاني» نيز به آبان ماه موكول شده است.
مطلب بعدی از خبر گزاری مهر در مورد فیلم دعوت:
راستش این روزها اگه سری به خبر گزاری مهر بزنید متوجه میشید که اکثر خبرهای این خبرگزاری نقدهایی پیرامون دعوته....
یکی از اون نقدها رو براتون میزارم:
همون طور که پیش بینی کرده بودم باید منتظر انواع و اقسام نقد ها باشیم....
من دیگه نقدی نمیزارم تا اگران گسترده
اینم از پست امروز در مورد دعوت....
تا پست بعدی
یا علی![]()
سلام به همه شما عزیزان....
امروز مطلبی رو در خبر گزاری مهر در مورد آقای حاتمی کیا خوندم که جالب بود برای همین تصمیم گرفتم برای شما هم مطلب رو بزارم....
و اما مطلب:
فیلمسازان نسل اول انقلاب در عرصه رسانه ها:
به گزارش خبرنگار مهر، فیلمسازان نسل اول انقلاب همچنان که در فصل بهار حضوری پررنگ در حوزه فرهنگ و هنر و سینمای ایران داشتند، برخی در تابستان به فعالیتهای جدید روی آوردند و برخی نیز به حرکت روی خط فعالیتهای قبل خود بسنده کردند.
در این میان فیلمسازانی هم هستند که حضور خود را در دو رسانه سینما و تلویزیون بسط داده و هر دو جایگاه را برای خود حفظ کردهاند. هر چند بازتاب کارهای تلویزیونی آنها در حد و اندازههای سینما نبوده اما به نظر میآید مهمتر از کیفیت، کمیت حضور و فعالیت آنها در کسوت کارگردانی است.

ابراهیم حاتمیکیا در جشنواره "قابی برای جوانی"
ابراهیم حاتمیکیا که بهار را با اتمام ساخت فیلم "دعوت" پشت سر گذاشت، تابستان را با فعالیتهای مختلف پی گرفت. فیلم "حس پنهان" که از تیرماه به اکران سینماهای تهران درآمد، نام حاتمیکیا را به عنوان مشاور کارگردان بر پیشانی داشت که با توجه به جنس و فضای فیلم از موارد جالب و البته سئوالبرانگیز بود.
این فیلمساز دهم تیرماه در دومین جشن انجمن منتقدان و نویسندگان سینما بهترین فیلمساز دفاع مقدسی 30 سال اخیر شد و فیلم "آژانس شیشهای" نیز در پنج فیلم برتر 30 سال سینمای ایران جای گرفت. حاتمیکیا مردادماه در حال آماده سازی فیلم اپیزودیک "دعوت" برای اکران عمومی بود و توانست پروانه ساخت فیلم جدیدش "قبل از دعوت" را به تهیهکنندگی محمد پیرهادی بگیرد.
این فیلمنامه را خود حاتمیکیا بازنویسی میکند و هیچ ارتباطی به "دعوت" ندارد که با بازی محمدرضا فروتن، مهناز افشار، مریلا زارعی، کتایون ریاحی، ثریا قاسمی، لیلا اوتادی و گوهر خیراندیش روی پرده است. حاتمیکیا 21 مردادماه در جشنواره قابی برای جوانی که با حضور شهردار تهران به مناسبت روز جوان برگزار شد، فیلمساز برگزیده نسل جوان لقب گرفت.
نهایتاً اینکه فیلم "دعوت" با گرفتن پروانه نمایش در دوازدهمین جشن خانه سینما مورد داوری قرار گرفت و با نامزد شدن در 11 رشته به تندیس بهترین بازیگر نقش اول زن برای گوهر خیراندیش و بهترین چهرهپردازی برای مهین نویدی اکتفا کرد. "دعوت" که با مشارکت سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران ساخته شده از چهارشنبه سوم مهر در گروه سینما آفریقا اکران شد.
بهروز افخمی که پروژه سینمایی "فرزند صبح" را برای حضور در جشنواره فجر آماده میکند تیرماه در گفتگو با خبرگزاری فرانسه آن را فیلمی برای حس کردن توصیف کرد، نه دیدن. وی گفت: این یک فیلم دلی است؛ فیلمی که شما نمیبینید بلکه آن را حس میکنید... آنچه شما بر پرده خواهید دید زاییده افکار من است، اما هیچ بخشی از آن مغایر با تاریخ نیست.
"فرزند صبح" اکنون در مرحله صداگذاری و ساخت موسیقی و ورود به مرحله دوبله قرار دارد. از دیگر فعالیتهای افخمی در تابستان آنکه وی مجموعه "خوابگرد" را با مشارکت شبکه تهران و سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران کارگردانی میکند که جلوههای تهران را تصویر میکشد.
این فیلمساز که تابستان مجموعه "عملیات 125" را در حال پخش داشت، با پخش دو فیلم "روز شیطان" و "عقرب" از تلویزیون با مخاطبان تلویزیونی نیز ارتباط برقرار کرد. افخمی از اول مهرماه مجموعه مستند "فیلمبرداران" را با موضوع گفتگو با فیلمبرداران دوران جنگ در شبکه دو اجرا میکند.
این مجموعه کاری از تأمین برنامه شبکه دو سیما با همکاری گروه تلویزیونی روایت فتح تهیه شده است. افخمی این روزها برای ساخت فیلم جدیدش در کانادا به سر میبرد که درباره گروههای مهاجر تورنتو است. وی که در این سفر شرکت فیلمسازی فوت استپ را به ثبت رسانده، در گفتگویی ناگفتههای اولین مجموعهاش "کوچک جنگلی" را مطرح کرده است.

کمال تبریزی که بهار را با پخش مجموعه "شهریار" و ساخت فیلم "پاداش" پشت سر گذاشت، تابستان را با پرکاری و پرخبری آغاز کرد. این فیلمساز که در دومین جشن انجمن منتقدان و نویسندگان سینمایی به عنوان بهترین فیلمساز کمدی انتخاب شد، اواخر تیرماه با خبر درگوشی توقف "پاداش" و صادر نشدن پروانه نمایش این فیلم مورد توجه قرار گرفت.
فیلم "همیشه پای یک زن در میان است" تبریزی که در بیست و ششمین جشنواره فجر به نمایش درآمد و برگزیده تماشاگران شد، از نهم مردادماه در گروه سینمایی قدس به نمایش درآمد و در سه روز نخست اکران 95 میلیون تومان فروخت. این فیلم پس از 44 روز نمایش 000/200/872 تومان فروش کرده و در آستانه ورود به باشگاه فیلمهای یک میلیارد تومانی است.
تبریزی درباره بازتاب فیلم بین منتقدان گفت: آنها که نگاه مدرن و روشنفکر دارند ممکن است اینگونه تعبیر کنند که فیلم عامیانه و برای توده مردم است. اگر فیلم با فیلمنامه اولیه ساخته میشد، بیشتر نظر منتقدان را جلب میکرد. این فیلمساز در دیدار جمعی از هنرمندان با شهردار تهران، بزرگداشت مرحوم نادر ابراهیمی و برنامه "دو قدم مانده به صبح" نیز شرکت کرد.
تبریزی مردادماه اعلام کرد قصد ساخت مجموعهای بر اساس داستان بلند و نوجوانانه "دوستان خداحافظی نمیکنند" داود امیریان دارد که فیلمنامهاش را رضا مقصودی نوشته است. نکته دیگر اینکه فیلمساز با مشخص کردن سرنوشت "پاداش" به حاشیههای این فیلم پایان داد و اعلام کرد پس از پایان تدوین تلاش میکند آن را به بیست و هفتمین جشنواره فجر برساند.

رضا میرکریمی که سه ماه اول سال را با جلسههای نقد و بررسی و حضور "به همین سادگی" در جشنوارههای مختلف پشت سر گذاشت، تابستان را نیز روی خط این موفقیت طی کرد. این فیلم پس از حضور در بازار جشنواره کن برای بخش مسابقه جشنواره مسکو انتخاب شده بود، جایزه جرج طلایی بهترین فیلم و جایزه منتقدین سیامین دوره جشنواره را از آن خود کرد.
میرکریمی با اجرای برنامه بزرگداشت شهدای ایرباس از سوی سینماگران به عنوان آخرین فعالیت دوره مدیر عاملی در خانه سینما از این نهاد صنفی خداحافظی کرد و جای خود را به محمدمهدی عسگرپور داد. او از سوی معاون هنری بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس و معاون سینمایی وزیر ارشاد مورد تقدیر قرار گرفت.
"به همین سادگی" در تابستان به جشنوارههایی چون یاری سوئد، بوستن آمریکا، هامبورگ آلمان، وارنا بلغارستان، آنتالیا ترکیه، شیکاگو آمریکا، ادینبرگ اسکاتلند و کلیمانیا بلغارستان دعوت شد. فیلم میرکریمی همچنین یکی از گزینههای اصلی برای معرفی به اسکار هشتاد و یکم بود.
مطلب جالبی بود برای همین برای همه گذاشتم تا از خوندنش لذت ببرند...
یا علی![]()
سلام ....
دو خبر در مورد اکران فیلم دعوت....
اولین خبر در مورد فروش فیلم دعوت فقط در ۱ سینما:
خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: فرهنگ و هنر - سينما
«دعوت» آخرين ساخته ابراهيم حاتميكيا در دو روز اول اكرانش در سينما «آفريقا» بيش از 4 ميليون تومان فروخت.
صابري مدير سينما آفريقا در گفتوگويي با خبرنگار سينمايي ايسنا با اعلام اين مطلب گفت: «دعوت» تنها در اين سينما اكران ميشود و با وجود آنكه اعلام شده بود فيلم با يك هفته تأخير اكران ميشود و تبليغاتي نشده است، اما فروش فيلم، خوب بوده و در روز چهارشنبه يك ميليون و 300 هزار تومان و 5 شنبه نيز 3 ميليون و 200 هزار تومان فروش كرده است.
انتهاي پيام
خبر دوم در مورد این که آقای خاتمی به تماشای فیلم دعوت نشسته به همراه عکسهایی از این مراسم:
خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: فرهنگ و هنر - سينما
سيد محمد خاتمي ـ رييس موسسه بينالمللي گفتوگوي فرهنگها و تمدنها ـ شامگاه گذشته به تماشاي «دعوت» ابراهيم حاتميكيا نشست.
به گزارش خبرنگار سينمايي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، شب گذشته 5 روز پيش از آغاز اكران گستردهي فيلم «دعوت» ابراهيم حاتميكيا، جمعي از اهالي سينما و دستاندركاران فيلم كه مهمان ويژه اين برنامه سيد محمد خاتمي بود به تماشاي جديدترين ساختهي ابراهيم حاتميكيا نشستند.
ابراهيم حاتميكيا در ابتداي نمايش اين فيلم بلندگويي كه هميشه در صحنه براي هدايت بازيگران استفاده ميكند را بدست گرفت و ضمن خوشامدگويي و تشكر از هنردوستان، تشكر ويژهاي از سيد محمد خاتمي داشت.
او ادامه داد: اولينباري است كه فيلم در يك جمع به نمايش درميآيد و براي من نفس تماشاگر مقدس است و حالم را جور ديگري ميكند، چون تماشاگر براي من مهم است.
او به شرايط سخت كاري در زمستان سال گذشته اشاره كرد و افزود: عوامل ساخت فيلم «دعوت» سال گذشته با همتي كه داشتند در زمستان نگذاشتند كار بخوابد، بخصوص بازيگران زحمت كشيدند تا فيلم ساخته شد.
حاتميكيا در سخنان كوتاهش از همكاري عوامل فيلم دوباره ياد كرد و نسبت به اكران و بازتاب نتيجهي كار در عيد فطر اظهار اميدواري كرد.
به گزارش ايسنا، نگار فرزونده ، آناهيتا نعمتي، علي معلم ، مهناز افشار، سيما تيرانداز، چيستا يثربي، كمال تبريزي ، مجيد جوزاني، محمد پيرهادي، محمد علي نجفي و... از هنرمندان حاضر در اين برنامه كه در فرهنگستان هنر برگزار شد، بودند.
در فيلم «دعوت» محمدرضا فروتن، مهناز افشار، كتايون رياحي، مريلا زارعي، گوهر خيرانديش، ثريا قاسمي، رضا بابك، سيامك انصاري، فرهاد قائميان، مجيد مشيري، سارا خوئينيها، سحر جعفر جوزاني، آناهيتا نعمتي، هدا ناصح، نگار فروزنده، نگين صدق گويا، محمدرضا شريفينيا به ايفا نقش پرداختند.
در خلاصه داستان «دعوت» آمده است: «چند خانواده متفاوت با موضوع سقط جنين روبهرو ميشوند و هركدام از آنها بنا به نگاه خاص خود واكنشهايي از خود بروز ميدهند.»
انتهاي پيام
عکسهایی از این مراسم:






تا پست بعدی و خبرهای خوب در مورد اکران دعوت
یا علی![]()
مصاحبه چیستا یثربی نویسنده دعوت با خبرگزاری مهر:
|
دعوت" فیلمی زنانه و تلخ در تکریم ذات انسان است | |
|
یکی از نویسندگان فیلمنامه "دعوت" ابراهیم حاتمیکیا این فیلم را اثری تلخ و زنانه در تکریم ذات انسان میداند که با طرح موضوع سقط جنین قصد دارد راه حلی برای حفظ فرزندان ارائه دهد. چیستا یثربی که به همراه حاتمیکیا فیلمنامه "دعوت" را نوشته، درباره چگونگی شکلگیری این همکاری به خبرنگار مهر گفت: سقط جنین در سالهای اخیر در فیلمهای "من ترانه 15 سال دارم" رسول صدرعاملی و "میم مثل مادر" رسول ملاقلیپور مطرح شده بود. در عین حال فیلم "جونو" نیز که در اسکار بسیار مورد توجه قرار گرفت، این موضوع را مورد بحث قرار داده بود. وی ادامه داد: در این میان حاتمیکیا تصمیم گرفت با نگاهی متفاوت فیلمی در این زمینه بسازد. من داستانهای متعددی با موضوع سقط جنین نوشتهام و همچنین در چند روزنامه بارها مطالبی از من درباره سقط جنین با رویکرد روانشناسانه چاپ شده بود. به نظر میرسد وجود این کارها در کارنامهام موجب شد حاتمیکیا مرا به عنوان نویسنده این فیلم انتخاب کند. یثربی با اشاره به اینکه ایده اولیه ساخت فیلم از سوی حاتمیکیا عنوان شده، گفت: با اینکه درباره سقط جنین بسیار نوشته بودم اما وقتی به دفتر آقای حاتمیکیا دعوت شدم، موضوع نگارش داستانهایی با موضوع سقط جنین از سوی ایشان مطرح شد. او از من خواست هفت داستان 50 صفحهای با موضوع سقط جنین بنویسم و طرحها و تحقیقاتی را در اختیارم قرار داد. نویسنده "دعوت" ادامه داد: در مورد طرحها صحبت کردیم و پس از گفتگوهای 45 روزه اغلب این طرحها تغییر کرد و از آنجا که خودم 14 سال با بسیاری از زنانی که سقط جنین کرده بودند ارتباط داشتم، نیازی هم به مطالعه تحقیقاتی که در اختیارم قرار گرفته بود ندیدم و در نهایت شروع به نگارش قصه هفت زنی کردم که قصد داشتند فرزند خود را سقط کنند. وی درباره چگونگی شکلگیری قالب اپیزودیک فیلم گفت: این هفت زن از قشرهای مختلف اجتماع بودند و هر کدام در موقعیتی قرار داشتند که باید برای حفظ یا سقط جنین خود تصمیم میگرفتند. وقتی داستانهای 50 صفحهای من تکمیل شد، حاتمیکیا عنوان کرد که هر یک از اینها باید تبدیل به فیلمنامهای 15 دقیقهای شود تا مجموع آن در قالب یک فیلم سینمایی بگنجد. یثربی تبدیل کردن داستانهای 50 صفحهای را به فیلمنامه 15 دقیقهای کاری دشوار دانست و گفت: بسیار سخت بود که بخواهم داستانها را در 15 دقیقه توصیف کنم. اما با توجه به اینکه زمان نگارش داستانها کاملاً تصویری نوشته شده بودند و آقای حاتمیکیا نیز از این مسئله راضی بود، بالاخره پس از سه ماه کار، فیلمنامه در آبانماه به کارگردان تحویل داده شد. وی درباره کاهش تعداد اپیزودهای فیلم از هفت به پنج گفت: یکی از داستانها به گونهای بود که آقای حاتمیکیا ترجیح داد آن را نگه دارد تا در یک فیلم سینمایی به صورت مستقل به آن بپردازد. اپیزودی دیگر هم که از کار خارج شد، مربوط به بخشی میشد که در آن پژمان بازغی و لیلا اوتادی بازی کرده بودند. این نویسنده در مورد دلیل حذف این اپیزود گفت: اوتادی و بازغی در اپیزودی بازی کردند که در آن داستان حاملگی دختری دانشجو روایت میشد. پس از آنکه این بخش کنار دیگر اپیزودها قرار گرفت، حاتمیکیا اعلام کرد این اپیزود ضرباهنگ را کند میکند و فیلم طولانی شده، در نتیجه آن را از فیلم خارج کرد تا در نهایت "دعوت" با پنج اپیزود روی پرده برود. حاتمیکیا با توجه به آشنایی یثربی با شخصیتهای قصه انتخاب بازیگران را هم بر عهده او قرار داد. یثربی در مورد چگونگی انتخاب بازیگران گفت: این مرحله سخت بود، چون فیلم 18 بازیکر اصلی و هفت هشت بازیگر فرعی زن داشت. علاوه بر آنها باید بازیگران مرد را هم انتخاب میکردم. اما مسئلهای که به من کمک کرد، احاطهام به شخصیتها و تصویری دیدن داستان بود. وی ادامه داد: در مورد نقش گوهر خیراندیش در اپیزود "سیده خانم" زمان نگارش فیلمنامه دیالوگها را با صدای او میشندیم. با توجه به سابقه همکاری قبلی حاتمیکیا و خیراندیش، با انتخاب وی موافقت شد. در "بهار" نمیتوانستم به فردی جز مریلا زارعی فکر کنم. با اینکه او برای بازی در فیلمی به خارج رفته بود، از حاتمیکیا خواستم صبر کند تا برگردد و نقش را کسی نسپرند. یثربی درباره انتخاب مهناز افشار نیز گفت: افشار در این فیلم در نقش یک سوپراستار حاضر میشود. من نمی توانستم برای این نقش بازیگر ناشناخته یا فردی که ستاره نیست بیاورم. باید کسی این نقش را بازی میکرد که تماشاگر او را یک ستاره بداند. افشار در یک صحنه در سرمای زمستان در آب زیر صفر درجه رفت که پنج بار برداشت شد و واقعاً برای او سخت بود. او همچنین درباره انتخاب آناهیتا نعمتی گفت: آقای حاتمیکیا از بازیهای اخیر نعمتی کاری را ندیده بود. اما من با دیدن چهره او احساس کردم میتواند دو بعد منفی و مثبت را در چهره خود داشته باشد. او با این چهره میتوانست به تماشاگر بباوراند که در نقش یک دکتر زنان قادر به سقط جنین است. نویسنده "دعوت" در مورد در حاشیه قرار گرفتن بازیگران مرد در فیلم گفت: فضای این فیلم کاملاً زنانه است و تمامی بازیگران مرد بیش از دو سه سکانس بازی ندارند. طولانیترین نقش در میان مردها متعلق به فرهاد قائمیان است که پنج سکانس در فیلم حضور دارد. به طور کلی ما قصد چندانی برای تمرکز روی بازیگران مرد فیلم نداشتهایم. یثربی درباره تاثیر تعدد شخصیت و داستان بر نحوه ارتباط مخاطب با اثر گفت: به هر حال ساخت فیلم درباره موضوع حساس سقط جنین دشوار بود. اما ما تلاش کردیم با قرار دادن شخصیتهای مختلف در کنار هم موضوع را از زوایای مختلف بررسی کنیم. هر چند شاید همین تعدد شخصیتها موجب شود تماشاگر چندان فرصت همذاتپنداری نیابد و در لحظهها تعمق نکند. وی با تاکید بر اینکه هدف "دعوت" دوری از شعار بوده افزود: فیلم با زحمت و تلاش بسیار ساخته شده و معتقدم تماشاگر حتماً این مسئله را درک میکند و با احترام به تماشای آن مینشیند. ما قصد شعار دادن مستقیم نداشتیم و فقط میخواستیم پس از پایان فیلم این سئوال در ذهن تماشاگر شکل بگیرد که میتوان جز سقط جنین به دنبال راههای دیگر برای حفظ فرزندان بود. یثربی درباره دلیل اینکه هر پنج زن فیلم فرزندان خود را نگه میدارند و از سقط آنها منصرف میشوند گفت: حاتمیکیا این فیلم را در تکریم ذات انسان ساخت. خداوند در قرآن میفرماید فرزندان خود را از ترس فقر سقط نکنید، خدا روزی آنها را میرساند. اگر بخواهیم "دعوت" را غیرواقعگرایانه بنامیم، به اعتقاد من همه فیلمها چنین هستند و در آنها واقعیت خدشهدار میشود. او ادامه داد: اما در این فیلم برای آنکه ماجراها قابل باور به نظر برسند، ما شخصیتهایی را انتخاب کردیم که بالاخره راهی برای حفظ فرزند خود دارند. به عنوان مثال مادری که میداند فرزندش دارای سندروم دان است را در فیلم قرار ندادیم، زیرا او راهی غیر از سقط فرزندش ندارد. بنابراین ما در واقعیت دست نبردیم بلکه فقط بخشی از آن را مورد بحث قرار دادیم. فیلمنامهنویس "دعوت" با اشاره به پیشینه کارگردانی حاتمیکیا گفت: باید توجه کنیم چطور حاتمیکیا که سالها در سینمای جنگ فیلم ساخته سراغ چنین موضوعی میرود. او این فیلم را ساخته تا نشان دهد میتوان راهی غیر از سقط انتخاب کرد. هر چند در فیلم چندان فرصت ارائه راه حلها برای حفظ فرزندان نبوده، اما حاتمیکیا تلاش کرده نشان دهد میتوان راههایی تازه یافت. یثربی در پایان فیلم سینمایی "دعوت" را اثری تلخ نامید و گفت: اغلب فیلمهای حاتمیکیا طنز ویژه خودش را دارد، اما "دعوت" به هیچ عنوان طنز در خود ندارد و تماشاگر باید بداند با یک فیلم کاملاً تلخ مواجه است. مصاحبه جالی بود به شماپیشنهاد میکنم حتما بخونید... یا علی
|
یا لطیف....
دعوت....متفاوت ترین فیلم ابراهیم حاتمی کیا....متفاوت ترین فیلم در حوزه اجتماعی
از سال قبل که گفتند آقای حاتمی کیا قصد این رو دارند که یک فیلم در حوزه اجتماعی بسازند.دلم همیشه شور میزد که چه نوع کاری میشه.
آیا یه کاری مثل همه کارهای اجتماعی در مورد طلاق...فرار و ...
اما همیشه یه چیزی ته دلم گواهی میداد که این کار یک کار متفاوته.این کار یک کار متفاوت در حوزه اجتماعی و یک شروعی دوباره برای آقای حاتمی کیاست.شروعی که ممکنه به مذاق خیلی ها خوش نباشه.کسانی که دوست دارند همیشه یک نفر در یک حوزه فعالیت داشته باشه.
اما همیشه توی گوشم حرف شهید آوینی در مورد آقای حاتمی کیا بود که میگفت:"تو همیشه پای در عرصه های خلاف عادت نهاده ای و این است که بسیاری را از تو رنجانده است.تو با قلبت در جهان زندگی میکنی"
این حرف همیهش آرومم میکرد و میگفتم آقای حاتمی کیا اگه کاری رو در حوزه های مختلف بسازند مطمئنا" همیشه کاری متفاوت میشه...ته دلم گواهی میداد که این کار یه کار متفاوت در حوزه اجتماعی محسوب میشه.
گزارش تولید و اکران دعوت رو از سال قبل تا همین الان برای شما نوشتم.تا اینکه دیروز 4 مهر خودم به همراه مادر عزیز و همیشه همراهم به دیدن فیلم دعوت رفتیم.
ترافیک سنگینی بود.تا رسیدیم جلوی در سینما .فیلم ساعت 2 شروع میشد و ما حدود 2:20 رسیدیم.مسئول سینما گفت 20 دقیقه ای رو که ندیدید توی سانس بعدی میتونید ببینید.چون فیلم اپیزودیک بود مشکلی پیش نمیومد.قبول کردیم.با دلهره شدیدی وارد سینما شدم.نگران بودم از این که وقتی از سینما بیرون اومدم.ناراحت باشم که چرا این همه راه رو از کرج اومدم.
فیلم رو دیدم.تنها چیزی که اعصابم رو خورد میکرد خنده های بی مورد دختری بود که پهلوی من نشسته بود و خنده های 2 آقایی که در پشت سرم بودند.از شما چه پنهون چند بار هم خواستم تذکری بهشون بدم.

من واقعا نمیدونم اپیزود بهار چه جایی برای خنده داشت و یا مثلا اپیزود سیده خانم.
فیلم که تموم شد همون 2 آقایی که پشت سر من بودند.و در تمام طول فیلم با خنده های بی موردشون اعصاب منو خورد کرده بودند.
گفتند:"این چه فیلمی بود.....حاتمی کیا گند زده....بهتره بره از همون مهاجر شروع کنه....آدم دلش میسوزه پشت این دوربین ابراهیم حاتمی کیا وایساده...."
میخواستم بهشون بگم که اگه آقای حاتمی کیا یه فیلم مثل فیلمهای قبل میساخت محکومش نمیکردین که داره خودشو تکرار میکنه...توی نقدهاتون نمینوشتین که حاتمی کیا تموم شده...نمیگفتین که دیگه هیچ حرفی برای گفتن نداره....همون حرفی هایی که برای به نام پدر زدید....
همون لحظه یه گروهی دیگه از جلوم رد شدن که دیدم آنها میگن:"این فیلم عالی بود...حاتمی کیا شاهکار کرده...خیلی حرف برای گفتن داشت"
وقتی این دو نوع نظر رو دیدم آروم شدم.
من به شخصه از همه کسایی که میخوان برای و یه فیلم مثل فیلمهای قبلی ابراهیم حاتمی کیا ببینن در خواست میکنم که به دیدن فیلم نرن...چون مطمئنن با سلیقه اون ها هم خونی نداره.
اما اگه دوست دارید برید و یه فیلم متفاوت ببینید حتما حتما این فیلم رو ببینید.
دعوت قصه آدمهایی بود که ناخواسته آدهایی رو به این دنیا دعوت میکردند اما خواهان حضورشون نبودند.
قصه کودکانی که هیچ حامی جز پدر و مادرشون نداشاتد.
دعوت از لحاظ بازی ها فیلمی غنی بود
بازی های همه بازیگران در این فیلم عالی بود
محمد رضا فروتن با بازی متفاوت خودش...مهناز افشار....مریلا زارعی با بازی دلنشین و...

دعوت شما رو دعوت میکنه به دیدن قصه زندگی آدمهای مختلف...
دعوت شما رو دعوت میکنه به دیدن سختی های یک مادر ..مادری که خواهان حضور کودک خودش در این دنیا هست.
دعوت شما رو دعوت میکنه به دیدن....
من هم شما رو دعوت میکنم به دیدن قصه زندگی آدمهای مختلف...آدمهایی که زندگی آنها تلخی و شیرینی مخصوص به خودش رو داره...
به تلخی خودخواهی....به شیرینی عشق
در مورد خود فیلم و مسائل فنی و بازی ها در موقع اکران گسترده توضییح میدم.
این مطلب یه پیش گفتار بود..
امیدوارم شماهم از دیدن این فیلم لذت کافی رو ببرید...منتظر نظرهای شما هستم
تا پست بعدی
یا علی![]()
سلام...
خبر جدیدی که امروز به دستم رسید...این خبر رو مطمئن باشید که قطعیه چون طی تماسی که با دفتر حک فیلم داشتم دفتر هم این خبر رو تایید کرد ....متن کامل خبر:
خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: فرهنگ و هنر - سينما
فيلم «دعوت» ابراهيم حاتميكيا امروز ـ سوم مهر ماه ـ در يك سينما، نمايش عمومي خود را آغاز كرد.
به گزارش خبرنگار سينمايي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، اين فيلم در سينما آفريقا به نمايش درآمده است و از چهارشنبهي هفتهي آينده 10 مهر ماه همزمان با عيد سعيد فطر نمايش گستردهي خود را در سينماهاي تهران و شهرستان آغاز ميكند.
گفتني است: محمد پيرهادي تهيهكنندهي فيلم طي چند روز گذشته اعلام كرد كه به دليل آماده نبودن كپيهاي فيلم نمايش «دعوت» از سوم مهر ماه به عيد سعيد فطر موكول ميشود، اما گفته ميشود با آماده شدن برخي از كپيهاي فيلم، نمايش «دعوت» در يك سينما از امروز آغاز شده است.
در اين فيلم محمدرضا فروتن، مهناز افشار، كتايون رياحي، مريلا زارعي، گوهر خيرانديش، ثريا قاسمي، رضا بابك، سيامك انصاري، فرهاد قائميان، مجيد مشيري، سارا خوئينيها، سحر جعفر جوزاني، آناهيتا نعمتي، هدا ناصح، نگار فروزنده، نگين صدق گويا، محمدرضا شريفينيا به ايفا نقش پرداختند.
در خلاصه داستان «دعوت» آمده است: «چند خانواده متفاوت با بحراني مشابه روبهرو ميشوند و هركدام از آنها بنا به نگاه خاص خود واكنشهايي از خود بروز ميدهند.»
انتهاي پيام
راستش این خبر رو دفتر حک فیلم هم تایید کرد...
پس دیگه خبری نمیاد که تکذیبش کنه....
یا علی![]()
سلام
راستش همین الان یه خبری رو توی ایسنا خوندم و اون این بود که فیلم دعوت با یک هفته تاخیر در عید سعید فطر اکران میشه
اول خبر رو برای شما میزارم :
خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: فرهنگ و هنر - سينما
به دليل آماده نشدن كپيهاي فيلم سينمايي «دعوت» ابراهيم حاتميكيا، اكران عمومي اين فيلم با يك هفته تعويق در تهران آغاز ميشود.
محمد پيرهادي تهيهكنندهي اين فيلم به خبرنگار سينمايي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، اعلام كرد: اكران اين فيلم از سوم مهر ماه به چهارشنبه 10 مهر ماه همزمان با عيد سعيد فطر موكول شده است.
وي ادامه داد: علي رغم تلاشهاي گسترده و پيگيريهاي فراوان متاسفانه موفق به آماده كردن كپيهاي مربوطه نشديم، اما براساس برنامهريزيهاي صورت گرفته انشا الله تا پايان ماه مبارك رمضان كپيهاي فيلم آماده ميشود و همزمان با عيد سعيد فطر در سينماهاي تهران و شهرستانها، فيلم اكران خواهد شد.
او در عين حال خبر داد: اين درحالي است كه چند نسخه از فيلم كه آماده شده است، در برخي شهرستانها از چهارشنبه ـ سوم مهر ماه ـ به نمايش گذاشته ميشود.
«دعوت» جديدترين ساختهي سينمايي ابراهيم حاتميكيا عيد سعيد فطر (10 مهر ماه ) در گروه سينمايي آفريقا به نمايش در ميآيد.
به گزارش ايسنا، در اين فيلم محمدرضا فروتن، مهناز افشار، كتايون رياحي، مريلا زارعي، گوهر خيرانديش، ثريا قاسمي، رضا بابك، سيامك انصاري، فرهاد قائميان، مجيد مشيري، سارا خوئينيها، سحر جعفر جوزاني، آناهيتا نعمتي، هدا ناصح، نگار فروزنده، نگين صدق گويا، محمدرضا شريفينيا به ايفا نقش پرداختند.
در خلاصه داستان «دعوت» آمده است: «چند خانواده متفاوت با بحراني مشابه روبهرو ميشوند و هركدام از آنها بنا به نگاه خاص خود واكنشهايي از خود بروز ميدهند.»
انتهاي پيام

امیدوارم بدون هیچ مشکلی عید فطر اکران بشه....
شما هم برای اکران موفق دعوت دعا کنید....
تا پست بعدی
یا علی![]()
یه خبر دیگه رو امروز دوباره خبرگزاری مهر زده:
| اکران "دعوت" از سوم مهرماه قطعی شد | |
| سخنگوی شورای صنفی نمایش از کران عمومی فیلم سینمایی "دعوت" به کارگردانی ابراهیم حاتمیکیا از سوم مهرماه خبر داد. | |
|
محمدرضا صابری به خبرنگار مهر گفت: ما با استودیو تماس گرفتیم و مطلع شدیم "دعوت" 18 کپی برای اکران عمومی آماده دارد. به همین دلیل این فیلم از فردا چهارشنبه سوم مهرماه در گروه سینمایی آفریقا اکران عمومی خواهد شد. پیشتر محمد پیرهادی تهیهکننده "دعوت" از تعویق یک هفتهای اکران فیلم به دلیل آماده نبودن کپیهای آن خبر داده بود. محمدرضا فروتن، مهناز افشار، کتایون ریاحی، مریلا زارعی، گوهر خیراندیش، ثریا قاسمی، رضا بابک، سیامک انصاری، فرهاد قائمیان، سحر جعفری جوزانی، آناهیتا نعمتی، نگار فروزنده، نگین صدق گویا و محمدرضا شریفینیا بازیگران "دعوت" هستند. | |
فقط شما بگین
توی یه روز دو تا خبر مختلف....مخصوصا هر دو خبر رو با هم گذاشتم...فردا زنگ میزنم سینما آفریقا اگه دعوت اکران شده بود خبر میدم.اگه اکران نشده بود...که دیگه عید فطر اکران میشه
یا علی![]()








