به دلیل این که دوباره خبری از آقای حاتمی کیا در هیچ جا منتشر نشده خبرهایی از حوزه های مختلف برای شما میزارم.امیدوارم که از خوندن خبرها لذت ببرید....
اولین خبر مربوط میشه به فیلم چهل سالگی....در این فیلم برای اولین بار محمد رضا فروتن...لیلا حاتمی و استاد عزت الله انتظامی با هم هم بازی شدند...این ترکیت مطئنا یک ترکیب عالی در یک فیلم میتوهه باشه...
متن خبر . عکس هایی از این فیلم.
خبرگزاري فارس: براي نخستينبار عزتالله انتظامي، ليلا حاتمي و محمدرضا فروتن در فيلم سينمايي «چهل سالگي» به كارگرداني عليرضا رئيسيان در كنار هم ايفاي نقش كردند.

به گزارش خبرنگار سينمايي فارس، در فيلم سينمايي «چهل سالگي» تازهترين كار عليرضا رئيسيان سه بازيگر نام آشناي سينماي ايران «عزتالله انتظامي»، «ليلا حاتمي» و «محمدرضا فروتن» در كنار يكديگر به ايفاي نقش پرداختند.
اين براي نخستينبار است كه از تركيب اين بازيگران در يك فيلم سينمايي استفاده ميشود.
بنا بر گزارش فارس، در فيلم «چهل سالگي» علاوه بر بازيگران فوق، فرزان اطهري، سهيلا گلستاني، پريا مردانيها ايفاي نقش ميكنند.
اين فيلم را رئيسيان بر اساس كتاب «چهل سالگي» نوشته ناهيد طباطبايي ساخته است.
«چهل سالگي» مرز ميان بلوغ روحاني و خاطرات جسماني است. خيليها در اين دوره ياد گذشته ميكنند و عشقهاي قديميشان را به ياد ميآورند و قصههايشان را مرور ميكنند. و شايد براي بچههايشان بخوانند: «روزي پادشاهي در ميان مردم چشمش به دختر جواني افتاد و عاشق او شد. پادشاه تا دختر را به قصرش آورد دختر بيمار شد. هيچكدام از طبيبهاي شهر نتوانستند بيماري دختر را تشخيص دهند. پادشاه دست به دعا برداشت و در خواب طبيب پيري را ديد...»
«كريستف رضاعي» آهنگسازي اين فيلم را برعهده دارد كه بخشهايي از آن به صورت زنده توسط اركستر سمفونيك در تالار وحدت اجرا شد.
نام عوامل اصلي «چهل سالگي» به شرح زير است:
تهيهكننده و كارگردان: عليرضا رئيسيان، نويسنده فيلمنامه: مصطفي رستگاري، مدير فيلمبرداري: محمود كلاري، طراح صحنه و لباس: ايرج رامينفر، طراح چهرهپردازي: عبدالله اسكندري، صدابردار: نظام الدين كيايي، برنامهريز و دستيار اول كارگردان: كاوه سجادي حسيني، مدير توليد: هايده قريشي، مدير صحنه: ميلاد زارعي، سازنده موسيقي: كريستف رضايي، مشاوره توليد: سعيد شرفيكيا.
«پرونده هاوانا»، «ريحانه»، «سفر» و «ايستگاه متروك» فيلمهاي پيشين اين كارگردان هستند.
انتهاي پيام/ا
عکسهای فیلم:



مطلب بعدی مربوط میشه به فیلم آواز گنجشک ها:
خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: فرهنگ و هنر - سينما
سري دوم سينماهاي نمايشدهنده فيلم «آواز گنجشكها» در آمريكا اعلام شدند.
به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، شركت توزيع فيلم «رجنت ريليزينگ» كه حق پخش و نمايش فيلم «آواز گنجشكها» مجيد مجيدي را در سينماهاي آمريكا خريداري كرده است، برنامه تكميلي نمايش اين فيلم را در چند ايالت ديگر آمريكا اعلام كرد.
«آواز گنجشكها» كه براي اولينبار روز سوم آوريل (16 فروردين) در سينما «لينكولن پلازا» نيويورك اكران شد، طبق برنامهي جديد روز نوزدهم ژوئن (29 خرداد) در ايالت ويرجينيا آخرين اكراناش را خواهد داشت.
نمايندهي ايران در اسكار 2009 روز دوازدهم ژوئن (22 خرداد) بهطور همزمان در واشنگتن، سانفرانسيسكو و «بركلي» از ايالت كاليفرنيا اكران خواهد شد.
براساس برنامه اعلامشده، فيلم «آواز گنجشكها» همچنين روز 29 مي (هشتم خرداد) در مينهسوتا و بوستون، روز 22 مي (اول خرداد) در سنديهگو و سرانجام روز پانزدهم مي (25 ارديبهشت) در فيلادلفيا بهروي پرده خواهد رفت.
جديدترين ساخته «مجيد مجيدي» هماكنون تنها يك سالن سينما در نيويورك و دو سالن سينما در كاليفرنيا را در اختيار دارد كه اين تعداد تا روز 29 خرداد به 14 سالن افزايش خواهد يافت.
«آواز گنجشكها» باوجود اكران محدود در سه سينماي آمريكا، تاكنون فروش 27 هزار دلار را بهدست آورده و فروش بينالمللي آن نيز از چهار كشور لوكزامبورگ، يونان، نروژ و هلند به رقم تقريبي 23 هزار دلار رسيده است.

اما خبر آخر که منو شوکه کرد این بود:
این کارگردان و بازیگر سینمای ایران میخواهد «گنج قارون» را در ایران امروز بازسازی کند!
سعيد تهراني تهيه کننده و کارگردان سينما گفت: قصد دارم بعد از گذشت 40 سال از نمايش فيلم سينمايي گنج قارون دوباره فيلمي با همان نام و مضمون تهيه و کارگرداني کنم.
کارگرداني فيلم سينمايي سربلند در ادامه افزود: در حال حاضر فيلمنامه اين اثر در حال نگارش است و در هنگام تهيه و کارگرداني آن، سعي خواهم کرد تمام معيارها و اصول منطبق بر شرايط حاکم دروزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي و معاونت سينمايي در نظر بگيرم تا دچار مشکل نشوم.
تهيه کننده فيلم تلويزيوني تنها خودت مانده اي اظهارکرد: با توجه به اينکه چرخه سينماي ايران به آثاري مانند"دلداده" و اخراجي ها نياز دارد به تهيه و توليد آثاري مانند گنج قارون و سربلند نيز نياز دارد.
وي ياد آور شد: من از مسئولان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي مي خواهم که اجازه بدهند تا بتوانم فيلم سينمايي گنج قارون را فقط با معيارهاي لازم بازسازي کنم.
سعيد تهراني در پايان متذکر شد که فيلم سينمايي سربلند هم که ساختم، بازسازي يک فيلم قديمي بود که زياد مورد توجه قرار نگرفت.
این خبر جدا منو شوکه کرد.نمیدونم با چه اعتماد به نفسی قصد این کار رو داره.اخه مگه سربلند فروخت که میخواد گنج قارون بسازه![]()
خوب
امدوارم خبرهایی که برای شما گذاشتم خبرهای جالب و خوبی بوده باشه
تا پست بعدی
یا علی
این روزها آقای حاتمی کیا در سکوت خبری کامل مشغول نوشتن فیلم نامه جدید هستند.مثل این که بعد از حواشی دعوت ،ایشون تصمیم گرفتند که این بار هیچ خبری پیرامون فیلم منتشر نشه و در کمال آرامش فیلم جدید رو جلوی دوربین ببرنند....
من هم اگر خبری جدید پیرامون کارهای ایشون گرفتند حتما برای شما میزارم.....
بیستم فروردین بزرگداشت سید شهیدان اهل قلم...شهید آوینی بود.ایشون بزرگترین نظریه پرداز در مورد سینما بودن....
نقدهای زیادی به فیلم های مختلف نوشتند...نقد زیبایی به فیلم از کرخه تا راین نوشتند که تو آرشیو این وبلاگ موجود است.
خبرگزاری مهر مطلب زیبایی رو در این مورد نوشته که برای شما میزارم:
| جای "نخستین نظریهپرداز سینمای ملی" خالی است | |
| بیستم فروردینماه هر سال یادآور خاطره شهادت سیدمرتضی آوینی است؛ او که رهبر معظم انقلاب "سید شهیدان اهل قلم" خطابش کردند و هنرمندی که میتوان تبلور روحی جستجوگر را در آثارش دید. | |
| به گزارش خبرنگار مهر، در این سالها شخصیت آوینی در هالهای از تقدس رنگی تازه گرفته و صاحب هویتی شده که به نظر میرسد با آنچه او میخواست تفاوت دارد. با رجوع به آثار و مشی زندگی او میتوان گفت آوینی هرگز نمیِخواست نقدناپذیر و آسمانی قلمداد شود.
16 سال از شهادت سیدمرتضی آوینی گذشته و هنوز جای خالی آوینی نظریهپرداز و منتقد مشهود است. هنوز مستندهای مربوط به جنگ با الگوهایی که او بنا گذاشته ساخته میشود و همچنان سینمای ایران از کمبود نظریهپردازی که به دنبال تعریف مختصات سینمای ملی و اصیل باشد، رنج میبرد. سیدمرتضی آوینی از مهمترین و تاثیرگذارترین شخصیتهای هنری دهههای 60 و 70 بود. آوینی در کنار پرداختن به سینما، مقالهها و تحقیقهایی در حوزههای مختلف داشته اما بیشترین اثرگذاری او در سینما و مستندسازی بوده و این تاثیرگذاری در این سالها ادامه پیدا کرده است.
لحظه شهادت سیدمرتضی آوینی در فکه شخصیت هنری آوینی دو وجه دارد. آوینی فیلمساز و آوینی منتقد و نظریهپرداز و اهمیت او در نقشی پررنگ است که در این دو قالب ایفا میکرد. نقشی تاثیرگذار و جریانساز. یکی از انتقادهایی که به جامعه روشنفکری میشود قطع ارتباط با مردم و ناموفق بودن در تاثیرگذاری بر آنها است، آوینی در قالب روشنفکری مسلمان که میکوشید معیارهایی تازه برای روشنفکری تعریف کند، این قدرت را داشت که بر هنرمندان همدورهاش تاثیر بگذارد و آثارش برای مردم هم جذاب باشد. مستندهای "روایت فتح" که اواخر دهه 60 و اوایل دهه 70 از تلویزیون پخش میشد در جذب مخاطب موفق بود. این استقبال از مجموعهای مستند دیگر تکرار نشد. آوینی در سالهای پایانی زندگی که مقارن با دوران اوج حرفهای او است هم توانست جایگاه حرفهای مستقل داشته باشد و هم با مخاطب ارتباط برقرار کند. آوینی در این مقطع توانست باورها و مفاهیم ذهنیاش را در آثار مکتوب و تصویریاش اجرا کند و الگویی برای دیگران به وجود بیاورد. آوینی به دلیل این ویژگیها موقعیتی ویژه در سینمای پس از انقلاب دارد. او به نظریه پردازی و تعریف مفاهیم و معانی در حوزه سینما و فرهنگ تعلق خاطر داشت. علاقهاش به فرهنگ ایرانی و اسلامی و پیوندی که با فلسفه و عرفان داشت او را مصمم میکرد میان سینما به عنوان رسانهای وارداتی و غربی با این مفاهیم پل بزند و کارکرد و هدفی منطبق بر باورها و سنتهای اسلامی و ایرانی برای این رسانه تعریف کند. شاید اگر آوینی زنده میماند زودتر از دیگران به تعریف مولفهها و ویژگیهای سینمای ملی میپرداخت و ضعف نظریهپردازی در این بخش را جبران میکرد. دفاع او از "قصههای مجید" به عنوان اثری ایرانی نشاندهنده گرایش او به سینمایی بود که در کنار پرداختن به مضامین انسانی آینهای از زندگی ایرانی باشد. آنچه خود تلاش میکرد در مستندهایش به شکلی دیگر تجربه کند. مهمترین وجه مستندهای شهید آوینی نزدیک بودن آنها به واقعیت جنگ ایران و عراق است. او با حذف تعدادی از عناصر ثابت مستندهای خبری جنگی و با افزودن نشانهها فضایی تازه را وارد این مستندها کرد. فضایی که پیش از این تجربه نشده بود و با موفقیت این مجموعهها در جذب مخاطب مستند سازهای دیگری از آن تقلید کردند. آوینی که کارگردانی را با ساخت موضوعهای اجتماعی آغاز کرده بود، با شروع جنگ به جبهه رفت و تجربههایش را در قالبی دیگر تکرار کرد. او در فضای جبهه میان رزمندگان زندگی میکرد و سوژه فیلمهایش را از میان همانها پیدا میکرد. ساختار تکنیکی این مستندها و تغییرهایی که آوینی در آنها میداد کاملا با محتوای این آثار همخوانی داشت. پیش از آوینی مستندهای جنگی ترکیبی از تصاویر و گزارش گزارشگر درباره وضعیت نیروهای خودی بودند. آوینی گزارشگر را حذف کرد. از دوربین روی دست استفاده کرد که هم حال و هوای منطقه جنگی را به خوبی به مخاطب منتقل میکرد و هم نمایشی بیواسطه از فضای ملتهب جبهه را برای بیننده بود. گفتار متن در آثار آوینی تنها کارکرد اطلاعرسانی نداشت. واژهها ریشه در باور و اعتقاد قلبی نویسنده و کارگردان دارند و تاثیری خاص روی مخاطب میگذارند. دیدن مستندهای آوینی بدون شنیدن صدای او تجربهای ناقص است. آوینی با استفاده از گفتار متن، انتخاب تصاویر و در یک کلام در بخش کارگردانی حضور خود را به رخ میکشید. بیش از هر یک از شخصیتهای فیلمهایش در ذهن مخاطب زنده میماند و قهرمان آثارش میشد، حتی اگر حضوری مقابل دوربین نداشت. او پس از پایان جنگ همچنان سوژه فیلمها و قهرمانهای آثارش را از دل سالهای جنگ پیدا میکرد. دوربین او در جبهه مانده بود و شهر و آدمهایش بدون پسزمینه جنگ جذابیتی برایش نداشتند. آوینی در مستندهایی که پس از جنگ کارگردانی کرده دنبال مرور خاطرههای نسلی است که مانند او از دل جنگ به دنیا آمدند و در فضای جبههها رشد کردند. نسلی که در مستندهای او تصویری شفاف و روشن دارند و هنوز و پس از گذشت سالها در لحظه لحظه این مستندها زندگی میکنند. با دیدن بخشهای مختلف "روایت فتح" این نسل و خاطرههایشان دوباره زنده میشوند و پیش چشم مخاطب جان میگیرند. جادوی آوینی روح دادن به این خاطرهها است. در این سالها درباره زندگی خصوصی آوینی و تفاوتهای آوینی پیش و پس از انقلاب مطالبی عنوان شده، گروهی قصد دارند به تصویر قدسی این شهید خدشه وارد نشود و با ستایش از او موانع برای نزدیک شدن به این ساحت آسمانی را بیشتر و پررنگتر میکنند. گروهی دیگر به دنبال نقد آثار او و بازنگری در مبانی فکری و اندیشههای این منتقد و نظریهپرداز هستند. آنچه آوینی و تجربههای منحصر به فردش در حوزه مستندسازی را برای نسل آینده زنده نگه میدارد، بازخوانی و تحلیل آنها است. کارنامه آوینی منتقد و فیلمساز مانند هر هنرمند و روشنفکری نقاط ضعف و قوت دارد و تحلیل این وجوه از ارزشهای او کم نمیکند. بیش از 15 سال از شهادت سیدمرتضی آوینی گذشته و زمان آن رسیده که بدون تعصب و غرضورزی دستاوردهای او در سینما و مستندسازی را با احترام به زندگی خصوصی او و تحولی که پس از انقلاب داشته بررسی کنیم. در ضمن یه خبر دیگه برای شما دارم و اون اینکه از هفته آینده سری جدید یک فیلم یک تجربه به روی آنتن میره و در روز ۲۴ اردیبهشت فیلم روبان قرمز در این برنامه نقد میشود.
*****در مورد این مطلب باید بگم که حرف من تیتر این نوشته است که جای نخستین نظریه پرداز در سینما واقعا خالی است...... تا پست بعدی یا علی |
قصد این رو داشتم که در مورد حضور آقای حاتمی کیا در برنامه کلاه قرمزی مطلبی بنویسم ...اما ترسیدم چون این اواخر به هواداری متهم شه بودم که چشم بسته از فعالیت های هنرمند محبوبش حمایت و دفاع میکرد....این بار صبر کردم تا واکنش خبر گزاری ها و سایت های مختلف رو در مورد این حضور بدونم.
اولین واکنش برای سایت سینما بود.....که برای شما میزارم..
یادداشت نویسنده «سینمای ما» درباره حضور مثبت ابراهیم حاتمیکیا در برنامه «کلاه قرمزی 88» این کارگردان خوب، جلوی دوربین هم آدمی دوست داشتنی است سینمای ما - صوفیا نصرالهی: عادت کرده ایم آدم های جدی دوروبرمان را در موقعیت های جدی ببینیم. عادت نسبتا عجیبی است ولی خیلی دوست نداریم افراد جدی را در حال شوخی و خنده ببینیم. انگار بهمان برمی خورد و احساس توهین می کنیم. فکر می کنیم پس طرف انقدرها هم که فکر می کردیم جدی و اهل تفکر نبوده و گول خورده ایم!( این هم از آن اشتباهات مرسوم غریب است که بعضی ها فکر می کنند هر چه آدم ها بیشتر جدی باشند، بیشتر هم فکر می کنند. در حالی که تاریخ نشان داده که بزرگترین آدم های هر رشته ای از سیاست بگیرید تا بازیگری کسانی بوده اند که در حرف های روزمره شان هم می شد رگه هایی از طنز و شوخی را پیدا کرد.) روی همین اصل، خیلی چیزها را بیخود و بی جهت از هم تفکیک می کنیم. مثلا کارتون و انیمیشن را فقط مخصوص بچه ها می دانیم. یا اخبار فقط برای کسانی است که جدی و شسته رفته باشند. برنامه های ورزشی فقط مخصوص جوانان است. اگر پدری پسر یا دختر جوانش را در حال تماشای انیمیشن ببیند احتمالا می گوید:«ای بابا! هنوز بزرگ نشدی؟!» اصولا بزرگتر ها خودشان را قاطی کار بچه ها نمی کنند و کسانی را هم که سراغ این کار می روند جدی نمی گیرند. در حالی که خارج از مرزهای ایران بزرگترین هنرپیشگان و ستارگان سینما سر و دست می شکنند تا در انیمیشن های کودکانه صداپیشگی کنند. حالا مهم نیست که این کارشان به خاطر مادیات است یا چون خودشان بچه دارند و یا شاید آن ها به کودکی شان بیشتر از ما احترام می گذارند.(اینجاست که بهرام عظیم پور با انیمیشن تهران 1500 می تواند اتفاق فرخنده ای در سینما و انیمیشن ایران به حساب بیاید!) اما پریشب اتفاق فرخنده دیگری افتاد. مدت ها بود حرفش را شنیده بودیم اما انقدر برنامه ها را تغییر دادند که شک داشتیم واقعا خبر رفتن حاتمی کیا به برنامه کلاه قرمزی حقیقت دارد یا نه؟پیش از پرداختن به حضور حاتمی کیا بگذارید ببینیم که چرا نفس این حضور انقدر اهمیت دارد. یادتان هست وقتی حاتمی کیا می خواست هنرپیشه های فیلم دعوت را انتخاب کند چقدر از طرف مخالفان و حتی طرفدارانش به خاطر انتخاب ستاره هایی مانند مهناز افشار تحت فشار قرار گرفت؟چون حاتمی کیا فیلمساز جدی و جنگی ما بود و برخی فکر می کردند که گزینه های حاتمی کیا به اندازه کافی برای سینمای او جدی نیستند. عادت بود که در فیلم های حاتمی کیا آدم های عبوس و جدی و خشمگین ببینیم. این بار هم مثل آن دفعه حضور حاتمی کیا در برنامه ای که لااقل اسمش برای کودکان است، جالب و بحث برانگیز بود. اگر مرضیه برومند در این برنامه حضور می یابد خب خودش در کار فیلمسازی برای کودکان بوده یا حضور امین حیایی به عنوان یک ستاره هرچند بسیار جالب و جذاب است اما در ذهن مردم امین حیایی بازیگر نقش های کمدی و چهره آشنای بچه ها بوده و هست و حضورش در این برنامه چندان هم پر بیراه نیست. اما کارگردانی مثل حاتمی کیا با آن سابقه فیلمسازی مهمان دور از ذهنی برای یک برنامه عروسکی است. گرچه حاتمی کیا نشان داد به همان اندازه که که کارگردان خیلی خوبی است جلوی دوربین هم می تواند آدم جذابی باشد. حاتمی کیا برخلاف لحن اکثر فیلم هایش چشمان مهربان و لبخند آرامی داشت. وقتی جلوی ایرج طهماسب روی صندلی نشست انگار اصلا کارش از ازل در ارتباط با کودکان بوده. نه معذب بود و نه تلخ. نه با نصیحت و پند و اندرز آمده بود و نه با توپ و تشر. حتی شبیه پدرهای مهربان هم نبود. بیشتر به یک دوست خوشروی دوست داشتنی شبیه بود. بگذریم که اتفاقا ماجرای آن قسمت از کلاه قرمزی و جریان فیلم ساختن و جایزه گرفتن از جشنواره های خارجی خودش به اندازه کافی بامزه بود. اما قسمت طعنه آمیز ماجرا حمایت حاتمی کیا از کلاه قرمزی و فیلم هایی بود که او ساخته بود. فیلم هایی که به نظر آقای مجری مزخرف بودند اما حاتمی کیا به عنوان کار اول کلاه قرمزی را خیلی هم تشویق کرد. دیالوگ گفتن حاتمی کیا با پسرخاله هم عالی بود. گفت و گوی کارگردان مشهور ما با یک عروسک درباره محله شان! راستش وقتی حاتمی کیا را در جمع کلاه قرمزی و پسرخاله و آقای مجری انقدر راحت و خودمانی دیدم، علاقه ام به او خیلی بیشتر شد. آدمی که در برنامه کودک انقدر صاف و ساده و صمیمی به نظر می رسد حتما صفای باطن و قلب پاکی دارد. حرکت حاتمی کیا و حضورش در برنامه کلاه قرمزی از سر عشق به کودکان یا علاقه به این دو عروسک محبوب و دوست داشتنی یا شاید رفاقت با ایرج طهماسب یا به هر دلیل کوچک و بزرگ دیگری که بود، حضوری دلنشین بود که به ما چهره دیگری از کارگردان جنگیمان نشان داد. جنگی نه به معنای کسی که فیلم های جنگی می سازد بلکه به عنوان کسی که همواره در جنگ و تکاپوست! و این بار هم با یک حرکت متفاوت ما را به احترام واداشت و نشان داد که هدفش ارتباط با مردم است. حالا از دریچه سینما یا به عنوان مهمان کلاه قرمزی. تا این جا که این بهترین هدیه نوروزی صدا و سیما به مردم بود. و البته عیدی حاج کاظم به ما! | ||
|
| ||
|
| ||
مطلب بالا رو خوندید.........
حضور ایشون برای همه خوب بوده و همه از این حضور راضی هستند....به نظر من هم این حضور یک گام مثبت دیگه در کارهای ایشون بوده.
در مورد انیمیشن من با خانوم نصرالهی موافقم.خیلی از انسانها فکر میکنند انیمیشن فقط مختص بچه هاست و به خاطر همین بزرگترها نباید سراغ انیمیشن بروند در حالی که بیشتر انیمیشن هایی که در خارج از کشور ساخته میشه مختص بزرگ سالانه و به درد بچه ها نمیخوره.شاید یکی از دلایل پیشرفت نکردن انیمیشن ایران هم همین باشه ...
و یه نکته دیگه در جشنواره دوسالانه انیمیشن در ایران حضور کودکان ممنوع بوده!!!!!!!!!!چون بیشتر انیمیشن هایی که به نمایش در میومد اصلا به درد کودکان نمیخورد.
یا علی
خبر تکمیلی: مدیران پخش سیما ترجیح دادند کلاه قرمزی حاتمیکیا را به فردا شب منتقل کنند که شب تعطیل است
سینمای ما - پریا صوفی: پیش از این خبر داده بودیم که قرار است امشب برنامه کلاه قرمزی با حضور ابراهیم حاتمیکیا، امشب از تلویزیون پخش شود. اخبار ما درست بود. سازندگان مجموعه کلاه قرمزی، برنامه متعلق به حاتمیکیا را برای نوبت پخش امروز در اختیار سیما قرار داده بودند و برنامهای که با حضور منوچهر آذری امشب پخش شد، قرار بود فردا شب و به عنوان قسمت هفتم نمایش داده شود. اما بنا به اطلاعات رسیده، قرار شده جای برنامه ششم و هفتم این مجموعه عوض شود، تا برنامه ابراهیم حاتمیکیا شب تعطیل نمایش داده شود و مخاطب بیشتری داشته باشد. این چندمین باری است که ترتیب برنامههای تلویزیون در ایام تعطیل تغییر میکند. امیدواریم فردا شب دیگر مجبور به گذاشتن خبر تکمیلی نباشیم. خوب است بدانید که قسمت مربوط به ابراهیم حاتمیکیا در چند روز گذشته از شبکه جهانی جام جم پخش شده است.

****خوشحالم بابت حضور آقای حاتمی کیا در این برنامه ..من قبلا این خبر رو در وب نزاشته بودم چون از صحتش هیچ اطلاعی نداشتم.اما الان مثل اینکه خبر درست بوده .
خوب ...من مثل همه مردم منتظر این قسمت هستم.
حتما برنامه عالی و در خور توجهی میشه
یا علی




