تبليغاتX
استاد سینما ابراهیم حاتمی کیا

رفتم شاید برای همیشه
پنجشنبه هفدهم اردیبهشت 1388 ساعت 23:3

سلام....

روز اولی که وبلاگ رو راه اندازی کردم تنها هدفم حمایت بی چون و چرا از ابراهیم حاتمی کیا بود.

کارگردانی که با فیلم هاش بزرگ شدم...خود من همیشه دنبال یه مکانی بودم که بتونم به روز ترین اخبار رو در مورد ایشون بزارم...فکر میکنم آرشیو موضوعی این وبلاگ

الان بهترین منبع برای هوادارهای ایشون باشه.....

هنوز هم ایشون برای من جایگاه بزرگی رو دارن......دیگه من....اقلیما.....به عنوان نویسنده در این وبلاگ هیچ فعالیتی ندارم...

نمیدونم رفتنم تا کی طول میکشه...رفتنی که مدتهاست تصمیمشو دارم.

اما ...به خاطر بعضی از دوستان موندم.

توی این یه مدت دوست های خوبی رو پیدا کردم

داداش مهدی عزیزم ......همیشه از راهنماییات استفاده کردم.شاید تو تنها کسی باشی که الان دلیل رفتنم رو میدونی.

مهدی عزیز(تو با منی)تو یه دوست خوب برای من بوده و هستی...با محبت و مهربون.

ماهور عزیزم.....صمیمانه دوستت دارم و میدونم که تو به جایگاه واقعیت میرسی

علیرضای عزیز.....ما با هم وبلاگ نویسی رو شروع کردیم اما الان هیچ خبری از تو ندارم.

ایمان جان......امیدوارم همیشه خوب باشی...

نیکزاد....این اخریا بیشتر با وبت آشنا شدم....عالی کار میکنی

حسین عزیز...مییدونم از این تصمیم شوکه میشی ولی تو برای من همیشه یه حامی خوب بودی

و.......

دوستهای عزیزی که اسمشونو نیوردم امیدوارم منو ببخشن و بدونن مشکل حافظه ضعیف منه.

نمیدونم برمیگردم یا نه.....

اما صمیمانه همه شما رو دوست دارم...همه شما عزیزانی رو که در این ۲ سال حامی من در این وبلاگ بودید.

امیدوارم آقای حاتمی کیا هم منو ببخشن.

برای من دعا کنید....واقعا احتیاج دارم....

وب شهاب حسینی هم دیگه به روز نمیشه

دوست دار همه شما

خواهر شما........................اقلیما

برای اولین بار در این وب خداحافظی میکنم........همیشه خداحافظی این وبلاگ یه کلمه بوده

یا علی

این با میگم

یا علی

خداحافظ .... همین حالا

(اهنگ وبلاگ حرف دله منه)

(این پست تاییدیه داره)

 

نوشته شده توسط اقلیما | موضوع: | لینک ثابت |
بازم یه بدون شرح دیگه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388 ساعت 10:30

رئيس‌جمهور دستور رفع مشكل «به‌رنگ ارغوان» را صادر كرد

خبرگزاري فارس: «جواد شمقدري» مشاور رئيس‌جمهور در امور هنري گفت: در پي درخواست آقاي حاتمي‌كيا و تماس‌هاي آقاي ساداتيان براي اكران «به رنگ ارغوان» فيلم را ديدم و طي گزارشي به حضور آقاي احمدي‌نژاد گفتم منعي براي اكران نمي‌بينم. آقاي رئيس‌جمهور نيز فرمان رفع مشكل فيلم ابراهيم حاتمي‌كيا را داده است.


به گزارش خبرگزاري فارس، در پي انتشار نامه سرگشاده‌ تهيه‌كننده فيلم «به رنگ ارغوان» به «محمود احمدي‌نژاد» در فارس، «جواد شمقدري» مشاور رئيس‌جمهور در امور هنري در گفت‌وگو با پايگاه اطلاع‌رساني هيئت اسلامي هنرمندان، گفت: در پي درخواست آقاي حاتمي‌كيا و تماس‌هاي آقاي ساداتيان براي اكران «به رنگ ارغوان» فيلم را ديدم و خوشبختانه فيلم خوبي است. البته فيلم ضعف‌هايي دارد و از باب رفاقت موارد ذكر شد، اما قرار نيست ما ضعف‌ها را بپوشانيم و اين برعهده مسئوليت كارگردان و تهيه‌كننده مي‌باشد. به هر حال من طي گزارشي به حضور آقاي احمدي‌نژاد گفتم منعي براي اكران نمي‌بينم. آقاي رئيس‌جمهور نيز گفتند پس چرا تا به حال اكران نشده است، گفتم بعضي‌ها مخالف اكران آن هستند، مثلاً آقاي يونسي وزير اطلاعات دوره اصلاحات همچنان مخالف اكران فيلم است.
شمقدري در ادامه افزود : دكتر احمدي‌نژاد تأكيد كردند پس تلاش كنيد نظر مسئولين امر در وزارت اطلاعات نيز اخذ شود، در حال مذاكره و برگزاري جلسه‌اي با وزارت اطلاعات در روزهاي آينده بوديم كه اين نامه‌ي سرگشاده منتشر شد.
مشاور هنري رئيس‌جمهور افزود : تعجب مي‌كنم كه چطور پس از آنكه تهيه‌كنندة اين فيلم مي‌بيند كه ممكن است عن قريب مشكل اكران فيلم حل شود، دست به اين اقدام مي‌زند، اين شيوه به سياسي‌‌كاري‌هايي از نوع «فشار از پايين، چانه‌زني از بالا» بيشتر شباهت دارد.
شمقدري در عين حال گفت : شخصيت و جايگاه فرهنگي آقاي حاتمي‌كيا به عنوان فيلمساز انقلاب و دفاع مقدس آنقدر ارزش دارد كه مسئوليت اكران فيلم را به عهده‌ي خودش بگذاريم و مجوز آن توسط وزارت ارشاد صادر شود.
جمال ساداتيان دو روز پيش در نامه‌ سرگشاده به رئيس‌جمهور از وي درخواست كرد در آستانه‌ انتخابات دستور اكران به رنگ ارغوان را صادر نمايد.



*******************گوش شیطون کر

مثل این که بعد ۴ سال میخواد مشکل به رنگ ارغوان حل بشه................امیدوارم این نامه نگاری ها جواب بده و بالاخره بعد از ۴ سال چشممون به جمال به رنگ ارغوان روشن بشه...

امیدوارم هر چه زودتر به رنگ ارغوان رو ببینیم.....بعد از ۳ سال توقیف سال قبل و امسال پیگیری ها برای اکران فیلم زیاد شد ...اگه دوست دارید از همه ماجراهای پیگیری مطلع شید...یه سر به آرشیو موضوعی و قسمت مربوط به به رنگ ارغوان بزنید..

یه سری هم به این لینک بزنید...یه جاهاییش حمید فرخ نزاد در مورد ابراهیم حاتمی کیا حرفهایی زده که جالب و خوندنیه...

همین جا به ایشون میگم که ممنونم بابت حمایتشون ....لینک

ایشالا که پست بعدی

خبر اکران فیلم باشه

یا علی



نوشته شده توسط | موضوع: به رنگ ارغوان | لینک ثابت |
نامه شهید آوینی به ابراهیم حاتمی کیا
یکشنبه سیزدهم اردیبهشت 1388 ساعت 19:1
سلام به همه شما عزیزان

هر کاری کردم دلم نیومد این نامه رو تو وب نزارم.

خودتون بخونید همه چیز رو متوجه میشید:

نامه‌اي به دوست زمان جنگ

آقاي حاتمي كيا، بگذار كه با همين خطاب آغاز كنيم تا از نگاشتن باز نمانم. چرا كه اگر بخواهم آنگونه بخوانمت كه در دل به تو مي‌انديشم ديگر جز آنكه نامت را بر زبان بياورم چيزي براي گفتن نمي‌ماند.
دوست من، مي‌دانم كه چه مي‌كشي خوب مي‌دانم اما تو كه در دامنه آتشفشان منزل گرفته‌اي بايدبداني كه چگونه مي‌توان زير فوران آتش زيست. ما را خداوند براي زيستني چنين به زمين آورده است چرا كه مرغ عشق ققنوس است كه در آتش مي‌زيد نه آنكه رنگين كمان مي‌پوشد و در بوستان‌هاي عافيت، شكر مي‌خورد و شكرشكني مي‌كند. مگر سوخته دلي و سوخته جاني را جز از بازار آتش مي‌توان خريد؟
گفتم بازار آتش و با ياد كربلاي پنج افتادم كربلاي پنج، كربلاي چهار تناز دوستان من و تو بود.حسن هادي، رضا مرادي، ابوالقاسم بوذري و اميراسكندري يكه تاز كه تو او را ديده بودي كه چگونه در خون خويش فرو مي‌غلتد. خون نيز همرنگ آتش است و همان سان فوران مي‌كند. يادم هست كه حيرت شهادت يكه‌تاز تا آنگاه كه راز خون را كشف نكردي در تو فرو ننشست. در همان نخستين قدم هنوز فرصت فيلمبرداري نيافته سفير عشق سر رسيده بود و امير اسكندر يكه‌تاز را در برابر چشمان حيرت‌زده تو با خود برده بود با خود مي‌گفتي او كه هنوز فرصت انتخاب نيافته است حال آنكه او پس از انتخاب روي به راه نهاده بود من نمي‌دانستم وتو هم دريافتي. آن روزهاي اخر، ديگر عصرها به خانه نمي رفت. مي‌آمد و كنار من پشت ميز موويلا مي‌نشست وحرف مي‌زد. چيزي در درونش شكسته بود و مثل منتظران دل به اكنون نمي‌سپرد.فهميده بود كه در عالم رازي هست كه عقل به آن راه نمي‌برد. فهميده بود كه ميان اين راز و آسمان، رابطه‌اي هست فهميده بود كه آدم‌ها بر دو گونه‌اند. آنان كه با عقل‌شان مي‌زيند و ديگراني كه زيستشان با دل است چه بسيارند آنان و چه قليلند اينان چه سهل است آنگونه زيستن و چه دشوار است اين گونه بودن.
بهشت ارزاني عقل انديشان، اما در عالم رازي هست كه جز به بهاي خون فاش نمي‌شود ظاهر عالم در سايه اسم ساتر و ستاره پرده بر اين راز كشيده است و پرده‌دار به شمشير مي‌زند همه را. تا جز كشتگان راه عشق راهي به حريم اين حرم نيابند.تو خود به چشم خويش ديدي كه بهاي ورود در اين حرم چيست. آنگاه تو خود را ميراث دار اميراسكندر يكه تاز يافتي و چنين بود.
اما دوران حاكميت عشق چه كوتاه بود عصر خود سر رسيد و باب شهادت مسدود شد و باز هم عاشق و مجنون به دو مفهوم مترادف مبدل شدند. ديگر به هيچ ميزاني جز جنون. عاشق را از غير او تميز نمي‌توان ديد. چرا كه حقيقت دين در ظواهري مقبول عقل متعارف تنزل مي‌يابد وعشق به اين ظواهر جاي عشق حقيقي مي‌نشيند.
عادت، گورستان فرهنگ و ادب است و من در سفر حج به حق‌اليقين آزموده‌ام كه چگونه عشق ديوارهايي سنگي جايگزين عشق خدا مي‌شود و دينداران، حراست از ظواهر وعادات را با حراست از اصل دين اشتباه مي‌گيرند.من در آن سفر ديده‌ام زاهداني كه قرب را با ميزان طول سجود مي‌سنجيدند. ديده‌ام كه چگونه ظاهر نماز هر چند در برابر ركن‌ يماني، مي‌تواند انسان را فرسنگ‌ها از باطن حقيقت دور كند.و در سفر حج حسرت كربلاي پنج را خورده‌ام تا سجاده بر آتش بگسترم و گردن به شمشير پرده‌دار بسپارم و اگرنه. آنجا كه پرده‌دار حرم، حراميان آل سعودند. دست ما كي به حجر الاسود مي‌رسد؟ و دريافتم كه چرا امام عشق حج را ناتمام گذاشت تا به جنگ بپردازد.
دوست من، اكنون كه ديگر جنجگي در ميان نيست كه سربازي و جانبازي، معيار دينداري باشد چگونه مي‌توان دينداران را از عير آنها تشخيص داد؟ تو ميراث دار اميراسكندريه يكه‌تاز هستي ومن بر اين شهادت مي‌دهم . دو بار از كرخه تا راين،‌را ديدم و هر دو بار از آغاز تا انجام گريستم. دلم مي‌گريست اما عقلم گواهي مي‌داد كه تو بر دامنه آتشفشان منزل گرفته‌اي دلم مي‌دانست كه تو بر حكم عشق گردن نهاده‌اي به همين علت، از عادت متعارف فاصله گرفته‌اي عقلم مي‌پرسيد چگونه مي‌توان در اين روزگار سر به حكم عشق سپرد؟
عقل من مي‌گويد كه او موقع‌شناس نيست ودلم پاسخ مي‌دهد نبايد هم چنين باشد، عقل مي‌گويد ملاحظه عرف، حكم عقل است. دلم جواب مي‌دهد. آخر او كه عاقل نيست، عقل اعتراض مي‌كند او نبايد اينهمه بي‌پروا باشد. دل مي‌گويد: در نزد عاشقان، پروا رياكاري است. عقل پرخاش مي‌كند: او هر چه را كه دردلش گذشته، صادقانه بر زبان آورده است.
دلم جواب مي‌دهد: هر كس بايد خودش باشد نه ديگري. عقل مي‌گويد اينكه ديوانگي است. و دلم تاييد مي‌كند درست است. عقل از كوره به در مي‌رود. او بسيجي را به مسلخ مظلوميتش كشانده است. و دلم جواب مي‌دهد: روزگار چنين كرده است. مگر جبهه فاو رادر آخرين روزهاي جنگ از ياد برده‌اي. اآن چشم‌هاي كور و چهره‌هاي تاول زده؟ مگر اين روزها اخبار شهرچرسكا به تو نمي رسد؟ عقل اعتراض مي كند هر واقعيت تلخي را كه نمي توان گفت و دل پاسخ مي گويد هر واقعيتي را كه نمي توان به جرم تلخ بودن پنهان كرد. و عقل پيروز مندانه پس اذعان داري كه اين فيلم تلخ است؟
دوست من فيلم از كرخه تا راين تلخ است به تلخي بمب‌هاي شيمايي به تلخي از دست دادن فاو، به تلخي مظلوميت بسيجي، مي خواهم بگويم كه تلخ است اما ذليلانه نيست. اين تلخي همچون تلخي شهادت شيرين است.
تو همواره پاي در عرصه هاي خلاف عادت و غير متعارف نهاده‌اي و اين است كه بسياري را از تو رنجانده است تو با قلبت در جهان زندگي مي كندي و همان طور هم كه زندگي مي كني فيلم مي سازي پس به تو اعتراض كردن خطاست چرا كه سرپاي وجودت قلب است. و مگر جز اين هم راهي براي هنرمند بودن وجود دارد؟ تو زيست ات عين هنرمندي است و هنرمندي ات عين زيستن پس چگونه از تو مي توان خواست كه از نفخ روح خويش در فيلم هايت ممانعت كني؟ اين بار هم فيلم تو بيرون از قالب هاي متعارف موجوديت پيدا كرده است. چرا كه باز هم تو خودت را محاكات كرده اي و من مي دانم كمه روزگاري چنين جقدر دشوار است كه انسان خود را همان گونه كه هست نشان دهد. عادت و آداب عالم ظاهر تو را وا مي دارند كه خودت را پنهان كني و من مي دانم كه براي فردي چون تو مردن بهتر است از زيستني چنين، هنر و فرهنگ در زير نقاب خفه مي شوند و آنچه باقي مي ماند ريكاري است يك رياكاري موجه.
تو مي خواسته اي كه جوابي سزاور به فيلم بدون دخترم هرگز داده باشي و ده ها فيلم ديگري كه از دينداران ايراني چهره ‌اي پليد به نمايش مي گذارند، و چنين كره اي و خواه ناخواه انتخابي چنين اقتضائات خاص خويش را به درون قصه فيلم كشانده است پس سعيد بسيجي كه براي درمان چشم‌هاي خويش به آلمان فرستاده شده است بايد خواهري مهاجر داشته باشد كه به مردي آلماني شوهر كرده است آندرياس مرد شريفي است اما بتي محمودي چنين نبود. قصه فيلم مي بايست كه در تقابل سعي و خواهرش شكل بگيرد، يعني خواهر سعيد مي بايست ضد جنگ باد و سعيد يك بسيجي معتقد و چنين است. اگر بخاهيم كه عمق مظلوميت بسيجيان را در اين جنگ نابرابر بيان كنيم و پرده از ذات پليد سلاح هاي شيميايي برگيريم مي بايست كه سعيد در برابر عوارض شيميايي از پاي در آيد در حالي كه فرزندان تازه به دنيا آمده است كه چنين شده است و باز هم براي آنكه اين تراژدي عجيب معنوي در عين حال طبيعت حيات انساني را از كف ندهد مي بايست كه سعيد را شدت غلبه رنج به شكايت بكشاند. اما باز هم به درگاه خدا، نه كس ديگر و براي آنكه اين تراژدي كامل شود مي بايست كه همسر سعيد با آن چادر و مقنعه سياه به غرب رنگارنگ سفر كند و در پشت شيشه‌هاي قرنيطيه بيمارستان شاهد شهادت سعيد باشد كه اكنون ديگر آرامش خود را بازيافته است... و باز هم چنين شده است .
هرگز قصد نداشتم كه نقد فيلم بنويسم و اگر ضرورتي در ميان نبود از نگاشتن همين چند جمله نيز پرهيز مي كردم تو ميراث دار امير اسكندر يكه تاز هستي و من نمي دانم به تو چه بگويم جز اينكه همين طور بمان اگر چه مي دانم زيستني چنين كه تو داري چقدر دشوار است و عجب جراتي مي خواهد.

يك دوست زمان جنگ


قبلا یه بخش کوتاهشو توی وب گذاشته بودم.ولی الان کاملشو برای شما میزارم.....

هر وقت من این نامه رو میخونم آروم میشم

آروم میشم بابت این همه بی مهری

در ضمن برای نظر دادن به قسمت پایین مراجعه کنید.

نامه سید جمال ساداتیان به ریاست محترم جمهور رو حتما بخونید

آپ امروز دو بخشی بود.



نوشته شده توسط اقلیما | موضوع: | لینک ثابت
بدون شرح
یکشنبه سیزدهم اردیبهشت 1388 ساعت 18:56
نامه تهيه‌كننده «به رنگ ارغوان» به احمدي‌نژاد

خبرگزاري فارس:«سيدجمال ساداتيان» طي نامه‌اي به «محمود احمدي‌نژاد» رئيس جمهوري اسلامي ايران خواستار رسيدگي به وضعيت اكران عمومي «به رنگ ارغوان» شد.


به گزارش خبرگزاري فارس، در متن اين نامه سرگشاده كه خطاب به رئيس جمهوري اسلامي ايران محمود احمدي‌نژاد نوشته شده آمده است: احتراماً، اين روزها كشور به استقبال برگزاري دهمين دوره انتخاب رياست جمهوري مي رود. معمولا در ايام رقابت كانديداها شرايط طوري مي‌شود كه مطالبات مردم شفاف‌تر مطرح مي‌گردد. بنده از حوزه سينما با جناب‌عالي صحبت مي‌كنم.
ساداتيان با اشاره به وضعيت فيلم «به رنگ ارغوان» در ادامه آورده: چهار سال است از عدم نمايش فيلم «به رنگ ارغوان» به نويسندگي و كارگرداني آقاي ابراهيم حاتمي‌كيا مي‌گذرد. او كسي است كه افكارش براي همه شناخته شده و به عنوان بهترين كارگردان فيلم‌هاي جنگي انتخاب گرديده است، هر چند اين اتفاق در اواخر دولت اصلاحات صورت گرفت ولي انتظار اين بود كه با استقرار دولت نهم به اين امر رسيدگي مي‌شد، در چهار سال گذشته به كرات پيگير اكران فيلم بوده‌ام.
وي در نامه خود به رئيس جمهور اظهار داشته است: براي وزراي محترم ارشاد اسلامي و اطلاعات نامه نوشتم، متأسفانه هر دو وزارت خانه تا امروز جواب مكاتبات را نداده‌اند. اخيرا وزير محترم ارشاد اسلامي در پاسخ به درخواست آقاي حاتمي‌كيا از خود سلب مسئوليت نمودند، تصميم‌گيري اين موضوع را به وزارت اطلاعات ارجاع نمودند، علي‌الاصول قيم و حامي سينما بايد وزير ارشاد اسلامي باشد كه متأسفانه خود را بي‌تكليف نمودند و از اين موضوع خارج شدند.
تهيه‌كننده «به رنگ ارغوان» آورده است: به من اجازه دهيد از فرصت باز شدن فضاي عمومي براي گفتگو و طرح مطالبات اين روزهاي رقابت انتخاباتي بهره برده با صراحت بيشتر خواسته خود را مطرح نمايم. از جناب‌عالي كه امروز سكاندار امور اجرائي كشور هستيد و از سويي هم كانديداي دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري مي‌باشيد، تقاضا دارم يك بار اين مرقومه را مطالعه نماييد. بنده را هدايت فرمائيد كه در اين شرايط جهت تظلم خواهي به كجا و چه كسي بايد مراجعه كنم و اما مشكل چيست؟
در بخش ديگري از اين نامه نوشته شده است: در سال 1382 از وزارت ارشاد دولت اصلاحات مجوز ساخت فيلم به رنگ ارغوان را دريافت مي‌نمايم، فيلم تمام مراحل قانوني خود را طي مي‌كند، فيلم ساخته مي‌شود، در سال 1383 از وزارت ارشاد مجوز نمايش مي‌گيرد و آماده نمايش براي جشنواره فجر مي‌گردد. در همان زمان به دليل انتخابات دوره نهم رياست جمهوري وزارت اطلاعات از اكران فيلم جلوگيري مي‌نمايد و اكران آن را به بعد از برگزاري انتخابات موكول مي‌كند. جناب‌عالي رئيس جمهور مي‌شويد، دولت نهم شكل مي‌گيرد ، وزير محترم ارشاد دولت جنابعالي خود را از اين ماجرا كنار مي‌كشد، تماس ما هم با وزارت اطلاعات محدود مي گردد.
ساداتيان با اشاره به ديدار رئيس‌جمهور با كارگردانان سينما، آورده است: در ملاقات كارگردانان تأكيد داشتيد كه مميزي بايد در سينما از بين برود. ولي نفرموديد چه كسي بايد اين امر را اجرائي كند. گذشته از حقوق مادي، حقوق معنوي فيلم است كه تحت هيچ شرايطي قابل جبران نيست. وزارت ارشاد كه بايد مسئوليتش در قبال سينما به انجام برساند، رسما اعلام بي تكليفي مي‌كند و دغدغه وزارت اطلاعات هم اين امور نيست. از طرفي هم شنيده مي‌شود، مي‌گويند كسي كه از اكران فيلم جلوگيري كرده خود مجوز اكران آن را صادر نمايد. امروز وزير محترم سابق وزارت اطلاعات در اين خصوص مسئوليتي ندارد. چون اين فيلم در دولت اصلاحات دچار بحران گرديده، حتما مشكل مسئولين دولت نهم نمي‌باشد.
در بخش ديگر اين نامه آورده شده است: به نظر جنابعالي غير از مقام معظم رهبري و جناب‌عالي چه كسي مي‌ماند كه از او دادخواهي نمائيم. خوشبختانه 30 سال از حضور مقتدرانه نظام جمهوري اسلامي ايران مي‌گذرد. در اين مدت نظام اسلامي جنگ تحميلي را با صلابت پشت سر گذاشت و بسياري از توطئه‌ها را خنثي نمود. نمي‌دانم چرا ما كه امروز به لحاظ ثبات و توانائي قدرت اول منطقه هستيم، در مقابل نمايش يك فيلم كه قطعا نمايش آن بركات بيشماري براي كشور خواهد داشت، اين چنين دچار بي‌تكليفي هستيم.
وي در ادامه «به رنگ ارغوان» را اثري ارزشمند خوانده و آورده: به ادعاي كساني كه فيلم را ديده‌اند، فيلم «به رنگ ارغوان» را يكي از ارزشمندترين فيلم‌هاي توليدي بعد از انقلاب مي‌دانند. بدانيد بعد از نمايش عمومي فيلم افراد فرهنگي به توليد اين فيلم افتخار خواهند كرد. با توجه به شرايط بوجود آمده قطعا بجز جناب‌عالي حل اين معضل از عهده كسي ساخته نيست. دخالت جناب‌عالي و حل اين امور براي هدايت سينماي كشور بسيار راه گشا خواهد بود. گاهي يك كار ساده چنان پيچيده مي‌شود كه حل آن دچار بحران مي‌گردد، چرا بايد حل مسائل اداري يك فيلم بعد از چهار سال اين قدر دچار آشفتگي گردد؟ وزير محترم ارشاد كه بايد متولي حل اين امور باشد اينقدر بي‌مسئوليت ظاهر شود. اصلا از او اين انتظار نمي‌رفت.
در بخش ديگري از نامه ساداتيان به رئيس جمهور آمده است: در هر حوزه‌اي كه كار مي‌كنيم اجتماعي، سياسي ، فرهنگي و هنري، محدوديت‌ها خلاقيت را از بين مي‌برد. شايد هم سركوب كند، ما داعي انقلاب فرهنگي و تحول اجتماعي را داريم، فرق بگذاريم بين توليدات سفارشي و توليدات فاخر، به نظر مي‌رسد مسئولين اجرائي سينما توليدات فاخر را همان توليدات سفارشي مي‌دانند. اجازه دهيم از شعارگرائي خارج شويم، اجازه دهيم ديگران هم كه افكارشان براي ما شناخته شده هستند اجازه بروز داشته باشند. عموما كارگردانان مطرح كشور شرايط را براي ساختن فيلمهاي مستقل مناسب نمي بينند. چرا؟
در انتهاي اين نامه آمده است: تقاضا دارم اجازه دهيد نويسندگان و كارگردانان ما با جسارت بدون دغدغه تمام مكتوبات ذهن خود را به تصوير بكشند با كمي حمايت و برگشت روحيه از دست رفته به سينما، مي‌توانيم مجددا در بازار رقابت جهاني جايگاه از دست رفته را قدرتمندانه به دست آوريم. اين نامه را از طريق مشاور هنريتان آقاي جواد شمقدري برايتان ارسال مي‌كنم كه مطمئن باشم بدستان رسيده است. براي بنده، كارگردان و گروه سازنده فيلم باعث خوشحالي خواهد بود با صراحت نظر خود را در خصوص اكران عمومي فيلم اعلام فرمائيد. اگر تصميم‌گيري برايتان به هر دليل سخت است جمعي كارشناسان هنري خارج از حوزه امنيتي مشخص شود تا به اين امر رسيدگي و نظر آنها براي همه لازم الاجرا باشد.
انتهاي پيام/


چه حرفی داشته باشم در انتهای این نامه

نامه ای که خودش گواه همه چیز

یا علی

نوشته شده توسط اقلیما | موضوع: به رنگ ارغوان | لینک ثابت |
بعد از مدتها خبری از ابراهیم حاتمی کیا
پنجشنبه دهم اردیبهشت 1388 ساعت 10:25
سلام به همه شما عزیزان...بعد از مدتها خبری دارم از آقای حاتمی کیا

نشست خبری آقای حاتمی کیا در دانشگاه فردوسی مشهد....

خبرگزاري دانشجويان ايران - مشهد
سرويس: فرهنگ و هنر - سينما


ابراهيم حاتمي‌كيا در نشستي دانشجويي در مشهد به سوالات مختلفي پاسخ داد.

به گزارش خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، - منطقه خراسان، ابراهيم حاتمي‌كيا كارگردان سينماي ايران در نشستي كه با دانشجويان دانشگاه فردوسي در آمفي تئاتر دانشكده فني و مهندسي داشت، خطاب به دانشجويان گفت: آن عده كه در آن سالها جنگيدند؛ همه، هم‌سن و سال شما بودند و با تمام محدوديتها كه افتخار ما تعبير مي‌شود، در مقابل دشمن ايستادند. اما متاسفانه در اين روزگار مظلوميت بچه‌هاي جنگ به دليل سليقه‌ي نظامي قرباني مي‌شود، پس وقتي مقدرات جنگ به دست افرادي مي‌افتد كه دستشان تفنگ است، براي فيلم‌ساز فرهنگي جايي نيست.

او مطرح كرد: بنده سعي كردم، آنچه را از فضاي دفاع مقدس بگويم كه متناسب با شرايط فعلي جامعه باشد.به‌طوري كه در «به نام پدر»، آخرين فيلمم در ژانر دفاع مقدس، ديدگاه نسل سومي را بيان كردم كه ديدي نقادانه نسبت به جنگ دارد.

حاتمي‌كيا با ابراز نارضايتي از فيلم‌هاي ضعيف ساخته شده در رسانه‌هاي مختلف، بيان كرد:متاسفانه بسياري از فيلم‌سازان، فيلم ساختن پيرامون جنگ را بهانه‌اي براي ورود به سينما مي‌دانند. بنابراين موضوع جنگ كليشه‌اي شده و جوهره اصلي جنگ مطرح نمي‌شود. اين روند خود باعث نارضايتي نسل سوم انقلاب شده است كه گاهي به من مي‌گويند، نمي‌شود موضوع جنگ را تمام كنيد و به موضوع ديگر بپردازيد؟ و من واقعا به‌دليل وضع پيش‌آمده به آن‌ها حق مي‌دهم.

اين فيلمساز دفاع مقدس در پاسخ به اين سوال كه هدف اصلي سينماي جنگ چيست؛ پاسخ داد: بنده معني جنگ را در فيلم‌هايي كه ساخته‌ام معرفي كرده‌ام، انسان‌هايي كه روح و عاطفه دارند و در دوران جنگ، فرهنگي خاص پيدا مي‌كنند.

حاتمي‌كيا درباره‌ي مفهوم واژه ضد جنگ با ارايه توضيحاتي، گفت: معنا و مفهوم ضد جنگ در بستر زماني و مكاني خودش بايد معنا شود.

اين كارگردان درباره‌ي افرادي كه بعد از جنگ از جنگيدن خود ابراز شكوه مي‌كنند، نيز گفت: بايد به انتخاب هر فرد احترام گذاشت، در واقع دو دلي و شك بعد از جنگ طبيعي است و لزوما هم نبايد تكفير شود. اگر جامعه متعادل باشد بايد علت اين مسائل را آسيب شناسي كند، نه اينكه موضع‌گيري كند.

به گزارش ايسنا، حاتمي‌كيا در بخشي از اين جلسه در پاسخ به سوالي درباره‌ي پرويز پرستويي، بيان كرد: او يك فرد تحصيل كرده درحوزه سينما است به حدي كه مي توان گفت او يك سوپراستار واقعي و بي‌نظير در سينماي ايران است.

اين كارگردان در بيان علت تغييرمسيردادن خود از ژانر دفاع مقدس به سمت ساخت فيلم «دعوت» اذعان داشت: چون مردم كارهاي مرا دنبال مي‌كنند و مسير فيلم‌سازي‌ام براي مردم اهميت داشته و در اين مسير دست‌خط مشخصي داشتم، طبيعي است كه نسبت به فيلم «دعوت» واكنش نشان بدهند، بنابراين اين حق را به مردم مي‌دهم كه از من پيرامون اين اتفاق، انتقاد كنند. اما هيچ‌گاه چنين حقي را براي منتقد قائل نيستم، زيرا بنده به‌عنوان يك فيلمساز حق دارم، انتخاب كنم.

او در عين حال گفت: ساخت «دعوت» به مثابه پايان سينمايي كه قبلا داشته‌ام، نيست بلكه خطوط موازي به ساير حوزه‌هاي اجتماعي است.

حاتمي‌كيا در پاسخ به سوالي درباره‌ي «اخراجي‌ها» هم گفت: بنده جزء معدود افرادي هستم كه از ورود ده نمكي به حوزه سينما دفاع كردم. اگر قرار باشد براي ورود افراد به سينما اينچنين كه آقاي ده‌نمكي را زير پرسش و فشار قرار داده‌ايم، ديگران را هم قرار بدهيم بايد خيلي‌هاي ديگر پاسخگو باشند براي اينكه چرا به سينما وارد شدند. من بيشتر از آنكه اين موضوع را فرهنگي بدانم، بعضا سياسي و حب و بغض‌هاي صنفي مي‌دانم.

او ادامه داد: ده‌نمكي فيلم‌سازي است همچون هواپيماي چهار موتوره كه سه موتور آن خاموش است و او تنها با موتور غريزه، سينماي خود را پيش مي‌برد.

وي در پاسخ به اين سوال كه اين روزها به فيلم «آژانس شيشه‌اي» نگاه مي‌كنيد، از دو شخصيت كيانيان و پرستويي به كدام راي مي‌دهد گفت: من معتقدم هر دو همچنان در جامعه حضور دارند، يكي از ديدگاه عقل محض و ديگري از ديدگاه دل محض.

به گزارش ايسنا، حاتمي‌كيا در خصوص پديده سانسور در سينما هم پاسخ داد: سانسور در همه جاي دنيا هست، اما سانسوري كه در ايران انجام مي‌شود، يك نگاه به شدت سليقه‌اي و فصلي است.

او در پايان درباره‌ي فيلم بعدي‌اش هم گفت: اكنون مشغول به ساخت فيلمي نيستم و فعلا درحال تحقيق هستم.

گفتني است: اين نشست از سوي جامعه اسلامي دانشگاه فردوسي مشهد روز گذشته برگزار شد.


بعد از مدتها خبری بود از ابراهیم حاتمی کیا

تا پست بعدی

یا علی

نوشته شده توسط اقلیما | موضوع: | لینک ثابت |
خبرهایی از حوزه های مختلف
دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388 ساعت 18:25
سلام به همه شما همراهان همیشگی این وبلاگ....

تاخیرم رو ببخشید .... باور کنید به شدت مشغول انجام دادن کارهای دانشگاه هستم...دوستهای عزیزی که هنر میخونند حرف من رو به طور کامل متوجه میشن.

راستی قهرمانی استقلال رو به همه استقلالی ها از جمله خودم تبریک میگم.

اما جدا از همه این حرفها خبر ها رو گوش کنید..

اولین خبر رو برای هم رشته ای های خودم میزارم...(به این میگن پارتی بازی)

کلاس‌های تخصصی انیمیشن در حوزه هنری دایر می‌شود
مرکز مطالعات و تولیدات فیلم انیمیشن حوزه هنری تخصص‌های 32گانه انیمیشن را به صورت موردی و دوره‌های ترمی انیمیشن، طراحی فضا و شخصیت آموزش می‌دهد.

به گزارش خبرگزاری مهر، امیرمسعود علمداری، مجری آموزشگاه مرکز مطالعات و تولیدات فیلم انیمیشن حوزه هنری با بیان این مطلب افزود: این کلاس‌ها از الگوهای موفق علمی کاربردی در کشور کانادا برگرفته و با شرایط کنونی ایران تطبیق داده شده است.

وی با اشاره به برپایی کلاس‌های موردی بر اساس ضرورت نیاز انیمیشن در ایران عنوان کرد: کلاس‌های انیمیشن ایران برای همگامی با توسعه کمی و کیفی انیمیشن در دنیا انتخاب شده و شامل آموزش‌های ابتدایی و تکمیلی است.

مجری برپایی دوره‌های آموزشی مرکز انیمیشن حوزه هنری همچنین گفت: دوره‌های ترمی نیز با توجه به روند کیفی و تکنیکی انیمیشن روز جهان برنامه‌ریزی شده است که مسیر تحول کیفی و کمی در تولید انیمیشن ما نیز جدا از آن نیست.

وی ادامه داد: اغلب کلاس‌های موردی بر اساس روش‌های علمی به صورت کارگاهی و عملی دایر می‌شود و هنرجویان می‌توانند از ابتدای دوره همراه با آموزش، با توجه به امکانات موجود در آموزشگاه به صورت کارگاهی و علمی آموزش ببیند.

علمداری با بیان اینکه در دوره‌های ترمی اغلب کلاس‌ها عملی است، اظهار کرد: ترم پایانی (سوم) به طور کامل اختصاص به پروژه دارد و تولید یک انیمیشن به طور کامل بر عهده هنرجویان گذاشته می‌شود.

وی اظهار کرد: هدف از تاسیس این آموزشگاه تربیت هنرمندان و نیروهای کارآمدی است که پس از فراغت از دوره‌های طراحی شده قابلیت‌های لازم را برای اشتغال در یک یا چند پست انیمیشن داشته باشند.

این دوره‌ها با حضور برخی از مطرحترین انیماتورها و مدرسان انیمیشن ایران همچون عبدالله علیمراد، بهرام عظیمی، بزرگمهر حسین‌پور و... برگزار می‌شود


اما خبر دوم در مورد فیلم زیبای هر شب تنهایی

یادمه وقتی تو جشنواره به دیدن این فیلم رفته بودم....از بازی حامد بهداد شوکه شدم.باورم نمیشد انقدر آروم بازی کرده باشه ...تا اخر فیلم میگفتم الان داد میزنه....یا بالاخره یه جا عصبی میشه ...اما اون در کمال آرامش داشت بازی میکرد ..و این بازی جواب محکمی بود به خیل عظیمی که حامد بهداد رو متهم میکردند که بازی تکراری انجام میده...

و اما خبر:

در بخش مسابقه فيلم‌هاي آسيا و براي فيلم «هرشب‌تنهايي»؛
«رسول صدرعاملي» بهترين كارگردان جشنواره پرده‌نقره‌اي شد

خبرگزاري فارس: «رسول صدرعاملي» برنده جايزه بهترين كارگرداني بيست‌ودومين دوره جشنواره پرده ‌نقره‌اي سنگاپور شد.


به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از سايت جشنواره سنگاپور، جوايز سيلوراسكرين بيست و دومين جشنواره بين‌المللي فيلم سنگاپور SIFF، عصر 25 آوريل در مجموعه سينمايي فيلمگراد برپا شد و «رسول صدرعاملي» براي فيلم «يك شب تنهايي» محصول شبكه يك سيما در ادامه موفقيت‌هاي برون‌مرزي خود با فيلم‌هاي اخير خود، بهترين كارگردان جشنواره پرده‌نقره‌اي سنگاپور شد.
به گزارش فارس، هيئت داوران اين جشنواره، جوايز خود را به شرح زير به برگزيدگان اهدا كرد:

* بخش مسابقه فيلم‌هاي آسيا
بهترين فيلم: «جشن تولد ليلا» ساخته رشيد مشاراوي، محصول مشترك كشورهاي فلسطين، تونس
بهترين كارگردان: رسول صدرعاملي براي «هر شب تنهايي»
بهترين بازيگر: يانگ ايك‌جون براي «بي‌نفس»
بهترين فيلمبرداري: ژانگ يي براي «جالاينور»
جايزه نتپك(منتقدان سنيمايي): جالاينور
جايزه ويژه: خوك كوري كه مي‌خواست پرواز كند

*‌ جوايز فيلم‌هاي سنگاپوري
بهترين فيلم: قانون شماره يك
بهترين كارگردان: رويستون تان براي «12 نيلوفر»
بهترين فيلمنامه: شرمن اونگ براي «هاشي»
بهترين بازيگر: مارك لي براي «پول كافي نيست2»
بهترين فيلمبرداري: رزالي صمد، برايان گاتنگ‌تان، شارون لوح، جايه نو،‌كين چويي، آندرو مارك سوبريلو، كريس يئو و آدريان لو براي فيلم «شانس 7»
اونگ كن سن، راسل ونگ و كنگ ريثده هيئت داوران اين جشنواره در بخش فيلم‌هاي سنگاپوري و گلنار آبيكيوا، سان شائويي و جان لويي اعضاي داوران سينماي آسيا بودند.
اين جشنواره همچنين جوايزي را در بخش فيلم‌هاي كوتاه و تجربي به برگزيدگان اهدا كرد.
انتهاي پيام/ا

ليلا حاتمي و حامد بهداد در فيلم هر شب تنهايي


خبر بعدی مربوط میشه به انتخاب دوباره مهدی کرم پور کارگردان فیلم زیبای جایی دیگر و چه کسی امیر را کشت به عوان رئیس شورای صنفی نمایش..

دلیل این که این خبر رو این جا گذاشتم اعتراضم به یک قسمتی از این خبر بود ..

قسمتی که مبنی بر افزایش قیمت بلیت در سینماها بود..

از آقای کرم پور خواهش میکنم که لطفا از خیر این یکی بگذرن...همین الان هم قیمت بلیت در سینما ها زیاد

و میبینیم که اکثر مردم روزهایی به سینما میرن که قیمت نیم بها باشه .. و اگر دقت کرده باشید در این روزها سینما ها همیشه شلوغ بوده .... پس لطفا قیمت رو از این بیشتر نکنید.

و اما خبر:

در دومين جلسه شوراي صنفي نمايش در سال 88 مهدي كرم‌پور به عنوان رييس و سخنگو و غلامرضا فرجي به‌عنوان نايب رييس انتخاب شدند.

مهدي كرم‌پور در گفت‌وگو با خبرنگار سينمايي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) درباره‌ي جلسه امروز ـ 7 ارديبهشت ماه ـ شوراي صنفي نمايش گفت: اين جلسه با حضور 5 عضو شورا برگزار شد و پس از انتخاب رييس و نايب‌رييس، اصلاحات آيين‌نامه شورا صورت گرفت كه در جلسه‌ي هفته آينده به اتمام خواهد رسيد.

وي افزود: هم‌چنين درباره‌ي افزايش قيمت بليت سينما در سال 88 بحث و بررسي شد و جهت تصويب به اداره كل وزارت ارزشيابي ارسال شد.

كرم‌پور از ثبت قرار‌داد فيلم‌هاي «حريم»، «درباره‌ي الي»، «هرچي توبخواي»، «خاك‌ آشنا» و «امشب شب مهتابه» خبر داد و گفت: «حريم» به كارگرداني رضا خطيبي از چهارشنبه جاري در گروه سينما آفريقا اكران مي‌شود و بعد از آن «درباره‌ الي» ساخته‌ اصغر فرهادي جايگزين‌ آن مي‌شود. ضمن آنكه بعد از فيلم «سوپر‌استار» اكران «هرچي تو بخواي» به‌كارگرداني محمد متوسلاني در گروه آزادي آغاز مي‌شود و بعد از آن «خاك آشنا» بهمن فرمان‌روا جايگزين‌ مي‌شود.

وي ادامه داد: بعد از فيلم «اخراجي‌ها »2 هم فيلم «امشب شب مهتابه» به كارگرداني محمد‌هادي كريمي در گروه استقلال اكران مي‌شود.

انتهاي پيام


خبر آخرم مربوط میشه به در گذشت ترانه سرای خوب ایران بیژن ترقی:

پيكر بيژن ترقي در قطعه‌ي هنرمندان بهشت ‌زهرا (س) آرام گرفت.

به گزارش خبرنگار بخش ادب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، پيكر اين ترانه‌سرا و شاعر پيشكسوت صبح امروز (دوشنبه، هفتم ارديبهشت‌ماه) از مقابل تالار وحدت تشييع و در قطعه‌ي هنرمندان بهشت ‌زهرا (س) در كنار همكاران قديمي‌اش علي تجويدي و پرويز ياحقي به خاك سپرده شد.

محمدحسين ايماني ‌خوشخو - معاون هنري وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي - در مراسم تشييع پيكر اين ترانه‌سرا و شاعر فقيد، پيشنهاد راه‌اندازي و برگزاري جايزه‌ا‌ي را در زمينه‌ي ترانه به ‌نام «بيژن ترقي» در جشنواره‌ي موسيقي فجر مطرح كرد و در سخناني درباره‌ي پيشكسوت ترانه‌سرايي ايران گفت: بيژن ترقي بر گردن موسيقي و ادبيات ما حق بزرگي دارد.

در اين مراسم كه اجراي آن به عهده‌ي سيدعباس سجادي بود، رحيم معيني كرمانشاهي - شاعر و ترانه‌سرا - نيز در تجليل از دوست ترانه‌سرايش گفت: هنگامي كه بيژن ترانه‌اي را مي‌ساخت و برايم مي‌خواند، مي‌ديدم كه چه فكر نوي دارد و نمي‌ديدم كه در قالب قديم حركت كند. فكرش خيلي باز بود و بزرگ‌ترين امتيازي كه نسبت به ساير ترانه‌سراها داشت، شناخت موسيقي بود.

همايون خرم - آهنگ‌ساز - هم از ترقي به‌عنوان ترانه‌سرايي بي‌نظير و بااحساس ياد كرد و گفت: او شوق ترانه‌سرايي داشت. اگر كسي عاشق نباشد، بايد راه ديگري انتخاب كند. عاشق جز طلب معشوق چيز ديگري نمي‌خواهد و معشوق بيژن ترقي، ترانه‌سرايي بود. مي‌بينيم شاعراني هستند كه خوب غزل و قصيده مي‌گويند؛ اما ترانه‌هاي‌شان آن‌چنان كه ترانه‌هاي بيژن ترقي دلنشين است، به دل نمي‌نشيند.

در مراسم تشييع پيكر ترقي، قاسم رفعتي ترانه‌ي «به رهي ديدم برگ خزان» اين ترانه‌سرا را خواند و همچنين عنوان شد، مراسم ياد‌بود بيژن ترقي روز چهارشنبه (نهم ارديبهشت‌ماه) از ساعت 15:45 تا 17:45 در مسجد جامع شهرك غرب برگزار مي‌شود.

ترقي كه مدت‌ها بود از بيماري رنج مي‌برد، روز شنبه (پنجم ارديبهشت‌ماه) در منزلش درگذشت.

بيژن ترقي متولد سال ‌1308 بود و از ترانه‌هايش به برگ خزان، آتش كاروان، تك‌درخت، طاووس و سايه مي‌توان اشاره كرد.

او فعاليت ادبي خود را با استاداني چون ملك‌الشعراي بهار، اميري فيروزكوهي، نيما يوشيج و شهريار آغاز كرده بود و با هنرمندان و آهنگ‌سازان نامي روزگار خود چون ابوالحسن صبا، رضا محجوبي، علي تجويدي، داريوش رفيعي و پرويز ياحقي همكاري نزديك داشت.

تنها حرفی که میتونم بزنم اینه که

خدایش بیامرزاد


خوب این از خبرهایی که تو این هفته گذاشتم.

قول میدم که خوش قول تر باشم و به موقع بیام

برای من دعا کنید...

باور کنید که خیلی خیلی احتیاج دارم

یا علی

در ضمن وبلاگ شهاب حسینی به روز شد

http://www.shahab-hoseini.blogfa.com/

 

 

نوشته شده توسط اقلیما | موضوع: خبرهای مختلف | لینک ثابت |