سلام به همه شما همراهان همیشگی این وبلاگ
از روز اول سفر سینماگران به آکادمی اسکار همراه این وبلاگ بودید با گزارش هر روزه
این بار هم گزارشی داریم از روز هشتم سفر سینماگران به اکادمی اسکار:
در روز هشتم این سفر فیلمهای گیلانه و هفت و پنجچ دقیقه به نمایش در اومدن به گزارش خبرگزاری مهر:
به گزارش خبرگزاری مهر، هشتمین روز بازدید سینماگران میهمان آکادمی علوم و هنرهای سینمایی با بازدید از استودیو سونی پیکچرز ادامه یافت. قائممقام ارتباطات و بازاریابی بخش دیجیتال استودیو در پاسخ به سوال رضا میرکریمی درباره اینکه چه مدت صرف تولید استوری بورد یک فیلم 90 دقیقهای میشود گفت: بین 12 تا 16 ما به طول میانجامد.
در ادامه سینماگران ایرانی از چهار استیج بزرگ که هر کدام دارای 12 متر ارتفاع و 5000 متر مربع فضا بود دیدن کردند. در یکی از این استیجهای متوسط عملیات ساخت یک سالن اپرا رو به اتمام بود. ایرانیها به سمت بزرگترین استیج آمریکای شمالی که 14 هزار متر مربع وسعت و 34 متر ارتفاع دارد رفتند.
یک سالن بزرگ برای اجرای زنده موسیقی با ظرفیت 85 نوازنده در این بخش بود. هاوارد لندن مدیر استودیو موسیقی و عضو آکادمی اسکار گفت: دو سوم خدمات ما برای سایر استودیوها است. به این دلیل که ما هم فناوری پیشرفته داریم و هم کارشناسان باتجربهتر و اینکه سونی از حضور هنرمندان بزرگ حمایت میکند.
مبلغی حدود 50 دلار روی میز بزرگ تدوین موسیقی بود که عسگرپور به طنز پرسید کارهای بزرگ را نقدی حساب میکنید که او گفت خرافهای بین تهیهکنندگان رواج یافته که چون ضبط موسیقی آخرین مرحله تولید است انعام بدهند فیلمشان میفروشد. همه انعام میدهند ما صرف امور خیریه میکنیم. اخیراً یکی از همکاران ما فوت کرد و ما انعام چهار ماه گذشته را به فرزندش دادیم.
پس از ترک استودیو موسیقی و صدا هیئت ایرانی به سالن نمایشی هدایت شدند که عملیات بررسی نهایی آخرین فیلم سونی در حال انجام بود و از هیئت ایرانی خواسته شد از این فیلم چیزی نگویند و ننویسند. ساعت 19:30 "گیلانه" با حضور بنیاعتماد و "هفت و پنج دقیقه" با حضور عسگرپور، رضا کیانیان و فرهاد توحیدی در سالن دان پیتر به نمایش درآمد.
پس از نمایش "گیلانه" آلفره وودارد عضو آکادمی اسکار نقش گیلانه با بازی فاطمه معتمد آریا را ستود و آن را همطراز مریل استریپ دانست. بنیاعتماد با اظهار تاسف از حاضر نبودن معتمد آریا در این جلسه به پرسشها پاسخ داد و درباره اینکه آینده فیلمسازان را چگونه میبینید گفت: آینده فیلمسازی در ایران درخشانتر از گذشته و ناشی از درک درست جوانان است.
****بازی فاطمه معتمد آریا در گیلانه بی نظیر بود...در خیلی از مواقع بهرام رادان(که البته اونم بازی فوق العاده ای داشت)مبهوت بازی بی نظیر این بازیگر بزرگ سینمای ایران......
تا پست بعدی
یا علی
سلام به همه شما همراهان همیشگی این وبلاگ
گزارش روز هفتم سینماگران رو داریم و همین طور یادداشتی از رضا کیانیان
گزارش روز هفتم:

هفتمين روز ديدار سينماگران ميهمان اکادمي با ديدار از استوديوي طراحي وسايل و تجهيزات نوري آغاز شد.
به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)،پس طي کردن بيست دقيقه از خيابانهاي مختلف لسآنجلس
به يک مجموعه خيابان با عرض بزرگتر ميرسند.محوطهاي سوله مانند، در که باز ميشود، مرد ميان سال پر انرژي به گروه خوش امد ميگويد. وارد سوله که ميشوند با يک دکور بافضاي طراحي شده داخلي خانههاي دهه 70 امريکايي شامل: مبلمان پارچهاي، شومينه، چندين قاب عکس و نقاشي، ماشين تايپ قديمي، يک مجسمه خروس چيني و آنسو تر يک راه پله چوبي که به طبقه بالا ميرود، ديده ميشود.
روبروي اين دکور طراحي شده هم چندين صندلي بصورت نيمدايره چيده شدهاند. روبروي اين صندليها، پشت به دکور نيز يک صندلي بلند کارگرداني است که روي تکيهگاه پارچهاياش نوشته شده لاري پارکر .لاري پارکر مدير اين کمپاني براي سينماگران ايراني توضيح ميدهد که اين کمپاني از سال 1920 زير مجموعه کمپاني بزرگام جيام بوده است. ولي اکنون يک کمپاني بزرگ انگليس آنها را خريده و ما اينجا تمامي اثاث و لوازم لازم براي نورپردازي را توليد و به فيلمسازان کرايه ميدهيم.
لاري پارکر اضافه ميکند که در طول سال بين 2000 تا 3000 دانشجو دارد که در برنامههاي روزانه و يا هفتگي براي اينها در همين کمپاني(کارگاه و انبار لوازم نور)تدريس ميکند والبته به دليل ارتباط خوبي که با فيلمسازان دارد برا ي برخي از انها هم کار فراهم کرده است.
او ميگويد که آموزشاش دو پاره دارد، يکي آموزش نور و نحوه استفاده از لوازم نورپردازي است و بخش ديگر امنيت و ايمني کار با تجهيزات برقي.
او ميافزايد که در همين محل براي دانشجويان تدريس ميکند و از دکور پشت سرش براي شرح و بيان عملي کارگاه آموزشياش استفاده ميکند.
او نخست چندين مدل دستگاه نورپردازي که پدر بزرگش طراحي و ساخته است را با پرتاب نور بر دکور نشان ميدهد . پس از ان انواع و اقسام دستگاههاي طراحي و ساخته شده خودش را براي تنطيم نور ملايم، نيم رخ و نور مستقيمي که کل فضا را بطور يکنواخت و مساوي دوپاره ميکند را با گروه مشق و تمرين ميکند.
او توضيح ميدهد که هرچه پخشکننده نور را به بازيگر يا سوژه نزديکتر کنيم، سايهها کمتر ميشود.
رخشان بني اعتماد از دو دستگاه نور پردازاين کمپاني بهعنوان لوازم ضروري مورد نياز سينماي ايران ياد
ميکند.
او شرح ميدهد که در جريان فيلمبرداري پارک ژوراسيک 3 براي فيلمبرداري مجدد يک صحنه خارجي که حالا ناچار بودند در استوديو دوباره تکرار کنند دستگاهي طراحي کرده که نور ستوني و موازي را هم چون تابش نور از ميان برگ درختان در جنگل تداعي کرده به نمايش ميگذارد.
گروه پروژکتورهاي متعدد و متفاوت اين کمپاني را با توضيحات لاري تجربه ميکنند.
بازديد از کمپاني mole richardsonبا ديدار از انبار لوازم و تجهيزات که بهدقت و انضباط يک سربازخانه نظامي چيده شده بود به پايان ميرسد.
برنامه بعدي گروه ديدار از نمايشگاه پوسترهاي سينمايي از گنجينه شخصي(paul crifo) است که در سالن ساختمان مرکزي آکادمي علوم و هنر هاي سينمايي به نمايش قرار دارد.
مجموعهاي از 85 پوستر فيلم که از 1942 تا 1986 را شامل مي شود.اين نمايشگاه ترکيبي از طراحي ساده سياه قلم، عکس، کلاژ و نقاشي است که همه در معرفي و اظلاع رساني فيلم بکار گرفته شدهاند والبته با آنچه که طي سالهاي اخير در ايران رايج است که صرفا پرتره بازيگران اصلي فيلم به عنوان پوستر شناخته
ميشود،بسيار متفاوت است.
سينماگران ايراني براي حضور در يک جلسه رسمي با مقامات آکادمي به طبقه هفتم ساختمان مرکزي آکادمي هدايت ميشوند.
ديوارهاي راهروهاي ساختمان پر است از عکسهاي مراسم جذاب اعطاي مجسمه اسکار و عکسهاي دست جمعي برندگان جايزه اسکار.نزديک اتاق کنفرانس بر روي ديوارهاي تصوير پرتره 31 رئيس اکادمي بطور منظم نصب ودر زير هريک تاريخ رياست آنان درج شده است.
جلسه با صرف ناهاري ساده و خود پذيرايي آغاز ميشود.انت بننيگ(بازيگر و رئيس صنف بازيگران اکادمي)بوروس ديويس(معاون اجرايي اکادمي)سيد گانيس(رئيس پيشين آکادمي که دو روز پس از برگزاري جشن اسکار در ماه فوريه به ايران سفر کرده بود)الن هارينگتون(مدير امور برنامه هاي ويژه و هماهنگ کننده اين سفر)ويليام هوربورگ(تهيه کننده مستقل عضو سفر کرده به ايران)ريک روبرسون(مدير امر اداري)کيم روش(مدير امور اعضاي اکادمي)تام شراک(رياست آکادمي)تورن اسوي تيل(مدير جوايز)مي سلي يونگر(مدير روابط عمومي)الفري وودارد(بازيگر و عضو آکادمي) دراين جلسه رسمي حضور دارند.
نخست الن هارينگتون گزارشي از برنامه سفر ايرانيان تاکنون ارايه ميکند.آنگاه حاضران بصورت بسيار کوتاه به معرفي خودشان و اميد شان به استمرار اين گونه ارتباطات و فعاليتها ميپردازند.
پس از ان سيد گانيس عسگر پور و تام شراک نقطه نظراتشان را درباره چگونگي گامهاي عملي براي تداوم اين ارتباط بيان ميکنند.
پيشنويس موافقتنامهاي تنظيم شده است دو نکته ديگر در خصوص ترميم و مرمت فيلمهاي تاريخ سينماي ايران و تشکيل کميته بررسي راههاي همکاريهاي مشترک به پيشنويس اضافه ميشود. همه حاضران در کنار هم عکس دست جمعي ميگيرند.
در پايان اين نشست، دو قطعه گليم با نقوش ايراني به سنت سپاس از مهمانوازي توسط هيات ايراني به دو رئيس پيشين و فعلي آکادمي تقديم مي شود.
آکادمي با 15 زير شاخه نظير:کارگرداني،بازيگري،طراحي صحنه ولباس،روابط عمومي و تبليغات فيلم،مستند و... تشکيل شده است. اداره اکادمي با سازماني در 22 بخش شامل: ارشيو فيلم ،مرکز مطالعات و تحقيقات سينمايي،امور اعضاء،بازاريابي،امور مالي،امور کارکنان،مديران اجرايي،مديريت نامزدها و جوايز اسکار،روابط عمومي و اطلاع رساني،دبيرخانه هيات رئيسه،دريافت و بازگرداندن آثار و... با 220 کارمند و مدير اداره مي شود. همه منابع مالي آکادمي توسط فروش حقوق پخش ميهماني جشن اعطاي جوايز اسکار و حاميان مالي اين جشن سينمايي تامين ميشود.
پايان بخش برنامههاي روز هفتم ديدار از شرکت استعداد يابي((UTA بود.دو تن از مديران اين شرکت زوج ايراني از نسل سوم هستند که چند جملهاي فارسي ميفهمند و ميتوانند با مخلوط کلمات فارسي نظر و کلام خود را بيان کنند.
اين شرکت نقش واسطه را براي کمپانيها و استوديوهاي فيلمسازي براي کشف فيلمنامه نويس،کارگردان و بازيگر ايفا ميکند. همچنين در صورت قبول يک فيلمنامه يا يک پروژه فيلمسازي عمليات جذب سرمايه را نيز انجام ميدهد.
کيانيان از آنان ميپرسد؛ چگونه شما به اين جواني تصميم ميگيريد و فيلمي را ميپذيريد؟"اشلي"يکي از مديران ايراني پاسخ ميدهد اينکار نيازمند مطالعه مستمر و تمام وقت است و اين يعني نيازمند انرژي ووقت زياد و البته که مطالعه سوابق هر مشتري کمک کننده به ما براي تصميم گيري قبول يا رد پروژه ها و مشتريان است.
10 درصد از قرارداد مشتريان سهم اين شرکت است اما براي بازريابي تا 3% از ميزان سرمايه را بهعنوان خدمات خود تصاحب ميکند.
در پايان اين روز فيلم «مادر» ساخته مرحوم علي حاتمي در سالن سينماي دان پيتر نمايش داده شد، در ادامه امين تارخ پس از درخواست يک دقيقه سکوت به خاطر مرحوم علي حاتمي به پرسشهاي الن هارينگتون که جلسه را اداره ميکرد پاسخ گفت.
پس از آن فيلم پرونده هاوانا به کارگرداني عليرضا رئيسيان در همان سينما نمايش داده شد. عليرضا رئيسيان علت کيفيت پايين فيلم نمايش داده شده را گمشدن يا در اختيار قرار ندان نسخه 35 ميليمتري فيلم دانست و اضافه کرد که يک نسخه تيپ آن به عوض نسخه سينمايي از سوي بنياد سينمايي فارابي در اختيار گروه اعزامي قرار داده شد که با همين کيفيت به نمايش درآمده است.
الن هارينگتون از اين که اينگونه فيلمهاي حادثهاي در سينماي ايران ساخته ميشود، ابزار شگفتي کرد و پرسيد واکنش مردم نسبت به اين فيلم چه بوده است.
عليرضا رئيسيان در جواب گفت: که اين فيلم جز در جشنواره فيلم فجر متاسفانه براي عموم به نمايش در نيامده است.
فرهاد توحيدي نيز (نويسندهي فيلمنامه ) گفت: اين سناريو بر اساس يک واقعيت اجتماعي نوشته شده است و در پاسخ به اين گونه فيلمها در ايران زياد ساخته ميشود گفت: خير.
اين برنامه ساعت 22.30 روز 15 اکتبر به پايان رسيد.
انتهاي پيام
یاداشتی از رضا کیانیان در مورد این سفر
رضا كيانيان بازيگر سينماي ايران كه اين روزها در سفر سينماگران به آكادمي اسكار حضور دارد در نوشتاري به بخش سينمايي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، با عنوان «به همين سادگي» نوشت:«وقتي براي اولين گفتگو رو در رو با تماشاگراني که در دانشگاه يو سي ال اي منتظر ما بودند. روي صندليهامان نشستيم و چشم در چشم آنان دوختيم هنوز نميدانستيم چه ميخواهيم بگوييم.
هنوز نمايش فيلمهامان شروع نشده بود. هنوز خستگي راه، رهايمان نکرده بود. جابجايي شب و روز ذهنمان را آشفته کرده بود. مدير پيشين آکادمي جلسه را اداره ميکرد. با احترام ما را معرفي کرد. نگران بود به خاطر شرايط ملتهب اجتماعي ايران جلسه به تنش بيانجامد.
خبر توقيف پاسپورتهاي سيمين و مجتبي را هم ميدانست. قبل از شروع جلسه چند تا از تماشاگران در اينباره از ما سئوال کرده بودند و ما تاسف خود را ابراز کرده بوديم و آنها خوشحال بودند که ما آمده بوديم.همه از ما سئوال داشتند. همه چيز را از تلويزيونهاي خودشان ديده بودند. حالا ميخواستند از ما بپرسند و مثل هميشه از سانسور. در هر کشوري که ميرويم اين سئوال هميشه موجود است.
آقاي سيد گنيس رئيس پيشين اکادمي اسکار بعد از معرفي از ما خواست شروع کنيم. همه به فرهاد توحيدي نگاه کرديم. او سخنگوي گروه ايراني در امريکاست. فرهاد با آرامش شروع کرد.
گفت:چيزي که دو ملت ايران و امريکا را به هم نزديک ميکند اين است که هر دو فکر ميکنند، بزرگترين ملت دنيا هستند. خنده سالن را پر کرد.
فرهاد ادامه داد که چرا آمدهايم و چه ميخواهيم. واين طنز تا آخر با او بود. و خندههاي جمعي گاه به گاه فضا را آرام ميکرد. حال خوبي بر فضا حاکم شد.همه چيز با طنز آغشته شده بود. ميگفتيم و ميخنديديم. همان طنز ايراني که در سختترين شرايط به کمک ما ميآيد تا بتوانيم تحمل کنيم.
در مورد مشکلترين مسايل به راحتي ميگفتيم. تلخترين مسايل با شيريني طنز بيان ميشد. هيچ سئوالي بيپاسخ نماند. از هيچ سئوالي فرار نميکرديم. بهراحتي حرف ميزديم وبهراحتي پذيرفته ميشد. زبان مشترکمان را يافته بوديم و اين جادوي هنر نمايش است. انها هم براي پاسخهاي روشن و طنزآميز ما کف ميزدند.
هيجان زده شده بودند و ما هم هيجان زده بوديم.و آن سئوال هميشگي هم پرسيده شد.سانسور..سانسور در سينماي ايران.
نوبت من بود و من بايد پاسخ ميدادم.گفتم که نگفتن بعضي چيزها و نشان ندادن برخي چيزها در سينما سختتر از نشان دادن و گفتن آنهاست.اضافه کردم فيلم «رواني» هيچکاک را که ديدهايد. اگر صحنه قتل را واضح و روشن نشان ميداد ما يکي از بهترين فيلمهاي سينمايي را از دست داده بوديم. وقتي آن سکانس را تماشا
ميکنيم. تخيل ما بهجاي قاتل و مقتول کار ميکند.هر دو را تخيل ميکنيم. اين تخيل ماست که آن صحنه را جاوداني کرده است. و اين هوش هيچکاک است که تخيل ما را بکار گرفته است.صحنههاي عاشقانه هم همينطور است. اگر صحنه را نشان بدهي فقط يکبار و يک جور ديده ميشود. اما اگر صحنه را نشان ندهي به تعداد تماشاگران تخيل ميشود و به تعداد تماشاگران گسترش مييابد.
نشان ندادن، تخيل کارگردان و تماشاگر را گسترش ميدهد. و چند مثال ديگر هم زدم و گفتم سينماي ايران با اين چيزها به شکل خلاقانه برخورد کرده است و ما همه چيز را ميگوييم و همه چيز را نشان ميدهيم. اما نه روي پرده بلکه در ذهن شما. مثل امشب که زبان مشترکي يافتهايم. اين حرفها در ستايش سانسور بود و ما حاضريم براي پيشرفت سينماي شما آن را به شما قرض بدهيم و آزاديهاي حرفهاي شما را بگيريم و قدر بياساييم تا کمي هم استراحت کنيم.
تماشاگران کف زدند و بعد از اتمام جلسه هم ما را رها نکردند. سئوال پشت سئوال آنقدر که مسئولان سالن ما را جدا کردند. حالمان خوب بود.حال تماشاگران هم خوب بود. شايد قبل از جلسه به فکر جوابهاي ديپلماتيک بوديم.اما شروع خوب فرهاد و خنده و اشتياق تماشاگران ما را از ديپلماسي دور کرد. شديم همان که بوديم و حرف زديم از همان که هستيم. از سينما،از مردم ،ازسانسور،از اکنون و از اينده .. به همين سادگي.
و فيلم رضا مير کريمي هم نقطه پايان خوبي بود براي آن شب.»
انتهاي پيام
****تا پست بعدی
و گزارشی از روزهای آتی این سفر
یا علی
سلام به همه شما همراهان همیشگی این وبلاگ
در طی حضور سینماگران در اکادمی اسکار به دلیل بودن آقای حاتمی کیا در بین این سینماگران سعی کردم گزارشی کامل از تمام روزها رو داشته باشم
و حالا گزارش روز پنجم و ششم.....

خبرگزاري فارس: پنجمين روز از ديدار سينماگران ايراني از لس آنجلس با ديدار از مجموعه سينمايي «آرك لايت»كمپاني صوتي – تصويري دالبي و تماشاي فيلم سينمايي «پارانورمال» و نمايش «مدآ» سپري شد.

به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از روابط عمومي خانه سينما، پنجمين روز از ديدار سينماگران ايراني از لس آنجلس با ديدار از مجموعه سينمايي «آرك لايت» كمپاني صوتي – تصويري دالبي و تماشاي فيلم سينمايي «پارانورمال» و نمايش «مدآ» سپري شد.
هيات سينماگران ايراني صبح امروز13 اكتبر در ادامه برنامههاي شان از مجموعه سينمايي آرك لايت بازديد كردند.
اين مجموعه كه در شهر لسآنجلس واقع شده و در نوع خود بينظير است، داراي 15 سالن نمايش است كه از اين تعداد 7 سالن آن مخصوص نمايش آثار ديجيتالي و 7 سالن آن ويژه نمايش پرينت از نوع 35 و 70 ميليمتري است. گنجايش سالنها از 250 صندلي تا 400 صندلي است كه البته يك سالن بزرگ 850 صندلي نيز ميداندار مجموعه سالنهاي اين مجتمع بزرگ است.
بنا به گفته مدير اين مجموعه فقط در سال گذشته ميلادي سالن 850 نفره ميزبان 5/4 ميليون تماشاگر بوده است. قراردادهاي فروش فيلمها در اين مجموعه به طور ميانگين بين دو و تا حداكثر چهار هفته است و مدير مجموعه ميتواند نسبت به تغيير سالن سينماهاي نمايشدهنده فيلمهاي طرف قرارداد بر اساس ميزان استقبال مردم اقدام كند. مدير اين مجموعه سينمايي توضيح داد كه ميزان درصد فروش عايدي اين مجموعه سينمايي در هفته نخست نمايش فيلمها كمتر از پنجاه درصد ميزان فروش بليتهاست و در روزهاي بعد از هفته اول به تدريج افزايش مييابد تا انگيزه كافي براي انجام تبليغات فيلم توسط استوديوي توليد كننده و توزيع كننده فيلم وجود داشته باشد.
اين مجموعه سينمايي كه داراي چندين كافي شاپ، محل عرضه محصولات سمعي بصري، كتاب و رستوران بود. با استفاده از سامانه اعطاي امتياز به خريداران بليتهاي سينما به آنها اين امكان را ميدهد تا با حضور مستمر در طول سال در مجموعه سينمايي «آرك لايت» امكان برخورداري از تخفيفهاي ويژه در ارايه ساير محصولات عرضه شده در سينما را داشته باشند.

دومين بخش از برنامه امروز هيأت ايراني، بازديد از آرشيو فيلم آكادمي علوم و هنرهاي سينمايي بود. آرشيو آكادمي در يكي از ساختمانهاي سه گانه آكادمي واقع شده كه بهزودي نيز عمليات ساخت موزه آكادمي در زمينهاي خريداري شده همان محل آغاز ميشود. اين ساختمان، ابتدا متعلق به شركت تلويزيوني «اي بي سي» بوده و پس از آن كمپاني تلويزيوني «سي بي سي» بوده كه در سال 1948 بنا شده است و آكادمي، آن را در سال 2000 ميلادي خريداري ميكند. آكادمي از سال 1930 اقدام به جمعآوري فيلم براي آرشيو خود كرده، اما آرشيو كنوني بهعنوان يك تشكل سازمان يافته از سال 1990 شكل گرفته است. اينك در آرشيو فيلم آكادمي بيش از يكصد هزار فيلم با فرمت هاي متفاوت نگهداري ميشود. در فضاي نخسين ساختمان اين آرشيو با سالن سينمايي مواجه مي شويم كه سالني بسيار مجهز با شش سامانه نمايش (2 پروژكتور 16،2 پروژكتور 35 و 2 پروژكتور نمايش 70 ميليمتري امكان نمايش فيلم را فراهم ميكنند.) به نام پيشگام جلوههاي نمايشي هاليوود «لين وود دان» كه تا پايان دهه 70 ميلادي نيز فعال بود، نامگذاري كردهاند. مدير لهستاني تبار آرشيو آكادمي پس از معرفي سالن سينماي آكادمي كه بطور معمول و بر اساس جدول ماهانه اقدام به نمايش فيلمهاي سينمايي با موضوعات تاريخ سينما، مرور بر آثار فيلمسازان مشهور و نمايشهاي موضوعي ميكند، به معرفي ديگر بخشهاي آرشيو شامل بخش پاكيزگي فيلم/بررسي و مرمت آثار و محل نگهداري آثار سينمايي پرداخت. اين آرشيو با داشتن نخستين آثار اديسون در «كينه توسكوپ» در سال 1900 و نخستين فيلم سينمايي سال 1912 را نگهداري ميكند. فيلمهاي اين آرشيو در محلي با ديوارههاي بتوني در سه طبقه با دماي 5درجه سانتيگراد و سامانه ضد حريق تخليهكننده اكسيژن، مراقبت ميشود.
سومين بخش از ديدار امروز سينماگران ايراني، بازديد از كمپاني فنآوريهاي صوتي – تصويري دالبي است. آقاي دوگ كه پيشتر از مديران آكادمي بوده و اينك مسئوليت بخش فني تصويري اين كمپاني را بر عهده دارد، راهنمايي و معرفي كمپاني را براي مهمانان ايراني عهدهدار است.
وي توضيح ميدهد كه در سال 2002 كمپاني دالبي براي به روز داشتن خود در جهان روبه ديجيتال شده اقدام به خريد كمپاني دموگرافي كرد و از آن زمان تاكنون در زمينه فناوري تصاوير ديجيتال و سهبعدي فعاليت مي كند. او پيشبيني ميكند تا ده سال آينده استوديوهاي فيلمسازي آمريكا، كره و ژاپن توليداتشان را ديجيتال كنند كه هم از حيث كيفيت نمايشي بالاست هم از نظر ارزاني حمل و نقل و انتقال نسخههاي آثار به سينماهاست پس از توضيحات آقاي داگ ما را به سمت سالن سينمايي در همان ساختمان هدايت ميكند. در اين سالن گروه سينماگران ايراني با آخرين نمونه هاي فنآوري سه بعدي با ديدن 4 ميان پرده آشنا ميشوند. پس از آن يكي از سينماگران ايراني از علت عدم ارايه اين فنآوري به سينماي ايران پرسيد كه وي موضوع را به سياست مربوط دانست. آقاي دووگ در پايان اين ديدار اظهار اميدواري كرد كه بزودي سياست از عرصه هنر كنار رود تا همه هنرمندان بتوانند از آخرين دستآوردهاي بشري در كارهايشان استفاده كنند.
پايانبخش برنامههاي امروز انتخاب تماشاي فيلمي با بودجه توليدي بسيار ارزان قيمت(11000 دلار)و استقبال عالي (كه در رده جهارم فروش سينماي آمريكا) به نام «پارانورمال» و يا رفتن به تماشاي تئاتر «مدآ» با بازيگري آنت بنينگ از اعضاي هيات مديره آكادمي كه در زمستان گذشته به ايران هم سفر كرده بود.
انتهاي پيام/ا

****گزارشی از روز ششم
خبرگزاري فارس: ششمين روز از ديدار سينماگران ايراني به حضور در دانشكده سينما و هنر دانشگاه «يو اس سي» كاليفرنيا، حضور در يكي از كلاسهاي درس و گفتوگوي سينماگران ايراني با دانشجويان آمريكايي گذشت.

به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از روابط عمومي خانه سينما، ششمين روز از ديدار سينماگران ايراني به حضور در دانشكده سينما و هنر دانشگاه «يو اس سي» كاليفرنيا گذشت.
بنا بر اين گزارش، در اين روز، گروه سينماگران ايراني به دفتر تهيه كنندگي دانشجويان هدايت شدند.
دراين دانشكده دانشجويان همه رشته ها را بطور موازي و همزمان مطالعه مي كنند.انها بايد فيلمبرداري، طراحي صحنه، كارگرداني، تهيهكنندگي و تدوين را تجربه كنند.اتاق توليد و ضبط افكت صدا جاي بعدي است كه ديده ميشود.
در راهروهاي اين بنا پوسترهاي فيلمهاي آمريكايي كه به زبانهاي ديگر دنيا است (از مجموعه شخصي جورج لوكاس هديه شده به دانشكده) همهجا به چشم ميخورند. تابلوهاي راهنماي اين دانشكده علاوه بر عنوان دفتر و شماره به خط بريل براي خوانش نابينايان نيز نوشته شده است.
بخش تدوين تصوير اين دانشكده داراي 150 ست تدوين در چهار سالن با فضاي كارگاهي باز است. اما 10 دفتر خصوصي تدوين صدا براي دانشجويان پيش بيني شده كه دانشجويان از ساعت 9 بامداد تا ساعت 12 شب با وقت قبلي و هريك با هارد ديسكهاي ويژه خودشان كه در اختيار دانشكده است، ميتوانند از اين امكانات استفاده كنند.
مسئول معرفي دانشگاه براي گروه شرح مي دهد كه دانشجويان مكلفند همه افكت ها را خودشان توليد و ضبط كنند. او البته اضافه ميكند كه براي موسيقي فيلم دانشكده يك آرشيو قابل توجه از آثار دانشجويي در اختيار دارد كه دانشجويان براي كارهايشان بدون نگراني از بابت خريد حقوق مادي و معنوي آنها ميتواند از آنها استفاده كنند.
«بكر» در پاسخ يكي از اعضاي گروه كه آيا اين دانشكده در غير آمريكا شعبه دارد، پاسخ ميدهد كه دو سال گذشته پادشاهي اردن يك دانشكده اردني سينما با همكاري اين دانشكده تاسيس شده و سه دانشجوي ايراني نيز در آن مشغول تحصيل هستند.
دانشكده هنر و سينماي «يو اس سي» داراي 80 مدرس تمام وقت و 150 مدرس پاره وقت است كه دست كم هر كدام در طول سال يك كارگاه آموزشي چهار ساعته را اداره ميكنند.
كلاسهاي دروس تئوريك 40 تا 60 نفره و بقيه كلاس ها 30 تا 40 نفره است اما دو كلاس فيلمنامه نويسي و تهيه كنندگي به دليل اهميت كار بيشتر و توجه اساتيد به نظارت بهتر بر كار دانشجويان، زير بيست نفر تشكيل ميشود.
بازديد از كارگاه و استوديو مجازي موشن پيكچر محل بعدي است كه سينماگران ايراني با آن آشنا مي شوند.
مركز پژوهش بازيهاي رايانهاي نيز توسط يك دانشجوي ايراني تبار براي مهمانان معرفي ميشود.
اين مركز با كار كردن بر روي برنامههايي كه قدري از سطح رايج بازار بالاتر و متفاوت است سعي در پژوهش در اين زمينه و ارتقاي ذايقه مخاطبان بازيهاي رايانهاي دارد.
سينماگران ايراني ناهار را با رئيس وچهار تن از اساتيد اين دانشكده با بحث و گفتگو صرف ميكنند.
اساتيد دانشكده بسيار مشتاقند تا از چگونگي آموزش در ايران بدانند و فرهاد توحيدي و عليرضا رئيسيان عمدتا پاسخگوي آنهايند.

پس ازناهار گروه به كلاس درس سينماي جهان ميروند. استاد در حال تدريس است كه با حضور گروه استاد جايش را به خانم الن هرينگتون رئيس برنامههاي ويژه آكادمي ميدهد تا مهمانان را معرفي كند.
پس از معرفي مهمانان استاد از مسئول نمايش فيلم ميخواهد كه از فيلم كلوزآپ ساخته عباس كيارستمي را نمايش دهد.
پس از آن؛ از هيات ايراني ميخواهد تا درباره سينماي ايران صحبت كنند.
رضا كيانيان به توضيح جامعي از قدمت 108 ساله سينماي ايران و شكل گيري سينماي ايراني و به چگونگي حضوربازيگران تئاتر در سينما و روند پيدايش موج نوي سينماي ايران متاثر از سينماي فرانسه مي پردازد.
وي پس از ان به پيشينه فيلمسازي عباس كيارستمي اشاره كرده و مي افزايد كه او طي اين سال ها كوشيده است تا هر آنچه را ميتواند از سينما حذف كند، تجربه كند.
كيانيان شرح ميدهد كه عباس كيارستمي بازيگر،فيلمبردار،طراح صحنه ...را از سينمايش حذف كرده و مدام در حال فعاليت پژوهشي و آزمايشگاهي است و البته اضافه ميكند كه كيارستمي با يك فيلمبردار حرفهاي و يك بازيگر مشهور فرانسوي در ايتاليا به تازگي فيلمي را تمام كرده است كه اين نشان از بازگشتي نو به سينماي قصه گو است والبته به سياق خودش.
محمد مهدي عسگرپور اما پاسخگوي پرسشهاي دانشجويان در باره پروسه فيلمسازي از توليد تا نمايش و نظارت و سانسور در سينماي ايران است.
دانشجويي از فرهاد توحيدي ميپرسد كه فيلمنامهنويسان ايراني براي عرضه كارشان چه بايد بكنند؟ دانشجويان از تاثير فيلمسازان خارجي به ويژه امريكايي بر سينماگران ايراني مي پرسند و هريك از سينماگران نام يك يا چند تن از سينماگران خارجي را بر زبان ميآورند. ديگر دانشجويي از حضور زنان در سينماي ايران به عنوان فيلمساز جويا مي شود .و دست آخر يكي مي پرسد بنظر شما آينده از ان كدام است سينما يعني پرينت فيلم يا سينما ديجيتال؟
اين برنامه در ساعت 16.30 به پايان رسيد و دانشجويان با دست زدن هاي ممتد سينماگران ايراني را بدرقه كردند.
انتهاي پيام/ا


لینک های خبری مرتبط
سینماگران ایرانی به تماشای یک فیلم و یک نمایش نشستند................لینک
توضیحات فاطمه معتمد اریا به خاطر بازماندن از سفر اسکار..........................لینک
تا پست بعدی
و گزارشی از روزهای آتی سفر سینماگران
یا علی
سلام به همه شما همراهان همیشگی این وبلاگ
گزارشی داریم از سومین و چهارمین روز حضور سینماگران در آکادمی اسکار:
گزارش روز سوم:
راعي به نمايش درآمد سفر به هيدالو مجتبي
گزارشي از سومين روز حضور هيات اعزامي سينماگران ايراني به اسکار
ديدار از موزه هنرهاي تجسمي گتي، بازديد از نخستين اسکله لسانجلس و نمايش فيلم «سفر به هيدالو» مجموعه برنامههاي سومين روز هيات سينماگران ايران به امريکا بهشمار ميرود.
به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، طبق اعلام خانه سينما،«ژان پل گتي» ثروتمند آمريکايي در سال 1983 بمنظور تاسيس نهادي فرهنگي و هنري اقدام به ساخت موزهاي به نام خويش ميکند.(همانند انچه حاج اقا حسين ملک با تاسيس موزه و کتابخانه ملي ملک در تهران انجام داده است) مجموعه گنجينه اين موزه عبارتست از: عکس، مجسمه (تنديس،سرديس و حجم هاي انتزاعي) و نقاشي معماري اين موزه که با تاريخاش همخواني دارد توسط يک مسابقه از بين معماران امريکايي برگزيده و اجرا ميشود.
باغي بزرگ با درختان و گلهايي متنوع نيز ضلع شرقي بناي موزه را تلطيف کرده است که بيشباهت به معماري باغ ايراني نيست.
از ميان گنجينه نقاشي موزه اثار ارزشمندي از کلود مونه، ون سان ونگوگ، ادگار دگس و پل سزان به نمايش درآمده اين بخش از گنجينه متعلق به قرن نوزدهم و هجدهم ميلادي است.
در بخش عکس اين موزه نيز250 اثر از اروينگ پن که به تازگي جهان را وداع گفته است و عمدتا با موضوع مشاغل و حرفهها بود به نمايش در امده است.
راهنماي اين موزه را براي گروه فيلمسازان ايراني، خانم شکوه که فوق ليسانس معماري است و در دانشگاه به تدريس همين رشته مشغول است بر عهده داشت.
بازديد از نخستين اسکله لس آنجلس و ديدن چيدماني از صليبها و هلالها و ستارههاي داود که به صورت نمادين و به تعداد کشته شدگان سربازان امريکايي در جنگ در عراق است از نکات مورد توجه هيات فيلمسازي ايران بود.

اين چيدمان که توسط سربازان امريکايي مخالف جنگ طراحي و اجرا شده است، در ضلع شمالي اسکله و
بر روي ماسهها به شدت تاثير گذار بود و چشمان هر بينندهاي را بسوي خود جلب مي کرد.
در کنار اين نشانهاي مذهبي نيز تابلوهاي عکس قربانيان غير نظامي عراقي و پرتره هاي سربازان امريکايي در تابلوهاي منظم بر روي ماسههاي ساحل جلب نظر ميکرد.
پايان بخش برنامههاي امشب(يکشنبه11 اکتبر) نيز نمايش فيلم سينمايي «سفر به هيدالو» اثر مجتبي راعي در سالن نمايش دانشگاه يو سي ال اي بود.
ويليام هوربرگ در ابتدا از اينکه در آغاز سال به ايران سفر کرده ابراز خشنودي کرد و افزود: اين سفر باعث شد تا ما پنجره جديدي به شناخت از ايران دست يابيم.
نمايش اين فيلم در ساعت 19.30 اغاز و در پايان نيز اداره جلسه پرسش و پاسخ را «ويليام هربورگ» تهيهکننده مستقل سينماي امريکا بر عهده گرفت.
ويليام هوربرگ در ابتدا از راعي براي ساخت چنين فيلمي با مفاهيم قدرتمند قدرداني کرد و پرسيد: ايده نگارش اين فيلمنامه را از کجا آورده است.
مجتبي راعي در پاسخ گفت: در ايران با توجه به فرهنگ آغشته به عرفان و آموزههاي معنوي کار چندان دشواري نکردهام. و اينها برداشتهايي شخصي از مفاهيم مولانا و عطار است.
هوربرگ در ادامه جلسه بازي شخصيت حبيبه (با بازي پروانه معصومي، مرشد فيلم) و باجناق شخصيت اصلي فيلم (همايون ارشادي) را ستود و از راعي پرسيد با اين فيلم شما چه مي خواستيد بگوييد؟
راعي توجه به پوسته و مغز دين را به عنوان لب اصلي مفهوم اين فيلم دانست و افزود: تقليد به مذهب بدون توجه به گوهر و مغز آن هم باعث آزار فرد ميشود و هم باعث ايجاد مزاحمت براي اطرافيان و اين همه آنچه بود که من مي خواستم بگويم.
راعي در پاسخ به پرسش اينکه چگونه فيلمساز شده است گفت: در زمان جنگ عراق بر عليه ايران، دستيار تصوير بردار بوده است و در کوران يک نبرد سخت تصويربردار را گم ميکند و در ميداني از مين و تلفات ناشي از آن سر در ميآورد و به خود جرات ميدهد تا اولين پلان را با دوربين هشت ميليمتري از يک رزمنده که در اثر انفجار مين يک دستش قطع شده و با دست ديگرش علامت پيروزي را نشان ميدهد، بگيرد.
در اين نشست مجتبي راعي فيلمها را به دو دسته خيلي خوب و بد تقسيم بندي کرد؛ اما ويليام هوربرگ تهيهکننده مستقل سينماي امريکا گفت که در نظر او فيلمها به چهار دسته تقسيم مي شوند: فيلم هايي که خوبند و پولساز، فيلمهايي که خوبند و نفروش، فيلمهايي که بد هستند و پولساز و فيلمهايي که بدهستند و نفروش.
ويليام هوربرگ از راعي پرسيد ايا اصرار داشته است تا همانند «تولد يک پروانه» فيلم را در سه اپيزود تنظيم کند؟ راعي در جواب گفت: که ابتدا اين قصد را نداشته اما در اثر پيچيدگي کار بر روي سناريو ناچار به انتخاب همان شيوه شده است.
اين برنامه تا ساعت 22 ادامه داشت.
انتهاي پيام

و اما گزارشی از روز چهارم حضور فیلم سازان:
خبرگزاري فارس: چهارمين روز از برنامه ميهمانان آكادمي علوم و هنرهاي سينمايي به بازديد از كمپاني پاناويژن سپري شد.

به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از سايت خانه سينما، هيات سينمايي ايران كه در لسآنجلس مستقر است با حضور در مركز كمپاني ساخت و نگهداري دوربينهاي پاناويژن؛ از نزديك با توليد، نحوه عرضه و عمليات نگهداري آن آشنا شدند.
بر ديوارههاي راهروهاي ورودي اين كمپاني مجموعهاي از عكسهاي فيلم ها اثر هورل عكاس مشهور تبليغاتي نصب شده بود، همچنين نيمتنه «ويليام فريز گرين» كه از آن به عنوان نخستين فيلمبردار آمريكايي نامبرده ميشود نيز، زينتبخش ميانه راهروي وردي اين كمپاني بود.
سه سالن به مساحت هر كدام 500 متر مربع، كارگاههاي مونتاژ و نيز تعمير و نگهداري دوربينهاي پاناويژن را انجام ميدهند. به جز يك سالن كوچك كه در آن عمليات طراحي و تكنيكي دوربينهاي پاناويژن در آن انجام ميشد و داراي در بسته بود و ورود و خروج آن به شدت كنترل ميشد، بقيه بخشها به صورت دفاتر كارگاهي باز اداره ميشد. اين كمپاني در ابتدا به ساخت و فروش دوربين فيلمبرداري مبادرت ميكرد اما قريب بيست سال است كه صرفا ميسازد و اجاره ميدهد.
به گزارش فارس، مسئول بازاريابي اين شركت «اندي رومانوف» ميگفت با اين شيوه، ما هميشه كنترل كيفيت دوربينهايمان را داريم و به اين ترتيب تعميركاران دوربينها، همان سازندگان آنها هستند و اين به سلامت و دقت و طول عمر دوربينها بسيار كمك ميكند.
وي اضافه كرد: شركت «اري» دوربينهايش را يك بار ميفروشد اما ما اكنون دوربينهايي داريم كه از سال هاي 1965 در حال كار كردن و اجاره رفتن هستند.
در يكي از راهروهاي منتهي به يكي از كارگاهها، ويتريني است كه سه مجسمه اسكار در آن نگهداري ميشود و مسئول روابط عمومي و بازاريابي اين كمپاني شرح ميدهد كه اينها جوايز كمپاني براي ساخت دوربين و نورپردازي است. اين كمپاني نخستين بار در سال 1974 نخستين دوربيناش را خودش طراحي كرد و نخستين بار اسپيلبرگ كارگردان از آن استفاده كرد.اين كمپاني از سال 1980 لنزهايش را نيز خودش توليد ميكند. در گوشهاي از بناي دو طبقه اين كمپاني، يك سالن نمايش ويژه تست فيلم براي كارگردانان پيشبيني شده است. اينك دفتر مركزي پاناويژن بيش از 400 دوربين در گردش كار دارد و اين ميزان جداي از نمايندگيهاي آن شركت در ديگر ايالات است.
مسئول روابط عمومي و بازاريابي اين كمپاني با حوصله به تمامي پرسشهاي سينماگران ايراني پاسخ ميداد.
هيات سينمايي ايران پس از بازديد از كمپاني پاناويژن در بعدازظهر به خيابان هاليوود لسآنجلس رفت؛ همان جايي كه بزرگترين نمايش جوايز سينمايي جهان (اسكار) در سالن نمايش «كداك تيهتر» اوايل اسفندماه هر سال اجرا ميشود و با راهنمايي بازيل بهزادي يكي از ايرانيان مقيم آمريكا از اين بخش توريستي لسآنجلس و از يادگارهاي ستارگان آمريكايي ديدن كردند.
انتهاي پيام/پ


و اما لینک های خبری مربوطه
گزارشی از روز سوم از خبر گزاری مهر............لینک
گزارشی از روز چهارم از خبر گزاری مهر...............لینک
****سعی خودم رو میکنم که پوشش خبری کامل رو داشته باشم
تا پست بعدی
یا علی
سلام به همه شما همراهان همیشگی این وبلاگ
گزارشی رو داریم از دومین روز حضور فیلم سازان در آمریکا و ابراز خرسندی آقای حاتمی کیا از اکران به رنگ ارغوان:
خبرگزاري فارس: «ابراهيم حاتميكيا» در سفر به آمريكا با ابراز خرسندي از رفع توقيف فيلم «به رنگ ارغوان»اش كه در روز سفر به آمريكا خبر رفع توقيفش را شنيده بود، ابراز اميدواري كرد تا به زودي بتواند فيلم را براي مردم نمايش دهد.

به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از خانه سينما، دومين روز از بازديد هيات سينمايي ايران از آمريكا با بازديد از مركز مطالعات و تحقيقات سينمايي آكادمي علوم و هنرهاي سينمايي آغاز شد.
اين مركز كه در يكي از ساختمانهاي سه گانه آكادمي مستقر است در يك بناي تصفيهخانه قديمي آب قرار دارد. هيات فيلمسازان ايراني از نزديك با فعاليتها و امكانات اين مركز آشنا شدند و سركار خانم ليندا هاريس مدير اين مركز علاوه بر توضيحاتي درباره تاريخچه و خدمات اين مركز به پرسشهاي ميهمانان نيز پاسخ گفت. اين مركز با طبقهبندي سهگانه اسناد و مدارك سينمايي در قالب فيلم، موضوع و اشخاص در عرصههاي پوستر، عكس(بيش از 10 ميليون)، فيلمنامه، دكوپاژ(قريب 35000) و برخي از لوازم صحنه و سي هزار جلد كتاب سينمايي ميزبان محققان و پژوهشگران سينماست.
نكته جالب توجه در اين بازديد وجود پوسترهاي فيلمهاي سينمايي نماينده ايران در جايزه اسكار نظير «خيلي دور خيلي نزديك»، «آواز گنجشكها» و «بچههاي آسمان» بود. اين ديدار به مدت 2 ساعت از 11 بامداد تا 13 ادامه داشت.
بعد از ظهر نيز ميهمانان آكادمي در ساعت 19 در سالن سينماي دانشگاه يوسيالاي نخست فيلم مستند «بانوي گل سرخ» به كارگرداني مجتبي ميرتهماسب -كه از سفر باز ماند- را به همراه مردم تماشا كردند.
ميرتهماسب در متني كه توسط يكي از بستگان بانو همايون صنعتي قرائت شد، مراتب نارضايتياش را از ممنوعالخروج شدنش ابراز و از هيجان ناشي از امكان نمايش فيلماش در آمريكا سخن گفته بود. حاضران كه تمامي صندليهاي سينما را در اشغال خود داشتند، پس از پايان اين فيلم كه روايت پشتكار و جديت بانوي نيكانديش، همايون صنعتي است را با گرماي دستزدنهاي ممتد ستودند.
آنگاه نوبت نمايش فيلم «به نام پدر» ساخته ابراهيم حاتميكيا رسيد و مجري با معرفي سوابق فيلمسازي وي حاضران را به ديدن فيلمي كه روايت مسايل و عوارض جامعه در پس جنگ است، دعوت كرد. پس از نمايش فيلم حاتميكيا، كرتيس هانسون از اعضاي هيات مديره آكادمي علوم و هنرهاي سينمايي اداره جلسه پرسش و پاسخ را برعهده گرفت.
حاتميكيا در پاسخ به اين پرسش هانسون در باره اينكه چرا اينگونه فيلمها را ميسازد، گفت: من در حقيقت از جنگ به سينما آمدهام و هنوز با آن فضا مانوسم و البته كه اخيرا فيلمي در فضاي ديگري غير از جنگ ساختهام، اما 14 فيلم از 15 عنوان فيلمي كه ساختهام، به موضوع جنگ و بيشتر عوارض ناشي از آن در جامعه پس از جنگ ميپردازد.
وي در برابر اين پرسش كرتيس هانسون كه چگونه بودجه اينگونه فيلمها را تامين ميكند، بيان داشت: فيلمهايي كه درباره جنگ ساخته ميشود از بودجه دولتي تامين اعتبار ميشود و اينكه چون اين حوزه با اسلحه و ... ارتباط دارد، حمايت دولت از فيلمساز در برابر نيروهاي نظامي يك ضرورت به شمار ميرود و البته كه اميدوارم روزي برسد كه بتوان در مورد جنگ كه هشت سال به طول انجاميد و عمري از نسل مرا به خود اختصاص داد، با شركتهاي خصوصي، فيلم ساخت.
حاتميكيا در پايان اين نشست با ابراز خرسندي از رفع توقيف فيلم «به رنگ ارغوان»اش كه در روز سفر به آمريكا خبر رفع توقيفش را شنيده بود، ابراز اميدواري كرد تا به زودي بتواند فيلم را براي مردم نمايش دهد.
انتهاي پيام/
****عکسهایی از این حضور:


****من تونستم این عکسها رو پیدا کنم اگر دوستان عکسهایی رو از این مراسم در لینکهای مختلف دیدند حتما برای من هم ارسال کنند تا برای همه بزاریم....
یا علی![]()
سلام به شما همراهان همیشگی این وبلاگ
همان طوری که در اخبار شنیده بودید ۱۰ سینما گر برتر ایرانی راهی آکادمی اسکار شدند برای تحلیل سینمای ایران
این سینما گران کار خودشون رو از امروز شروع کردن و اما خبر های مربوط به این تحلیل ها:
برنامهي ويژه نمايش فيلمهاي سينماي ايران با حضور تعدادي از سينماگران ايراني از امروز (جمعه 17 مهر ماه) با همكاري آكادمي اسكار در «لسآنجلس» آغاز ميشود.
به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، آكادمي اسكار با مشاركت آرشيو فيلم و تلويزيون UCLA از امروز برنامه نمايش و بررسي فيلمهاي جديد سينماي ايران را كه يك هفته به طول خواهد انجاميد، آغاز ميكند.
اين برنامه با ميزگردي كه «سيد گانيس»، رييس سابق آكادمي اسكار مجري آن خواهد بود، آغاز ميشود و روز جمعه هفته آينده ـ 24 مهر ماه ـ (16 اكتبر) پايان خواهد يافت.
به گزارش سايت آكادمي اسكار، در اين برنامه با عنوان «فيلمسازان ايراني به روايت خودشان» هشت فيلم جديد كارگردانان ايراني به نمايش درخواهد آمد.
طبق برنامه، امروز (جمعه 17 مهر ماه) ابتدا قرار است ميزگردي با حضور «محمد مهدي عسگرپور»،«رخشان بنياعتماد»، «ابراهيم حاتميكيا»، «رضا ميركريمي»، «مجتبي راعي»، «عليرضا رئيسيان»،«امين تارخ»، «فرهاد توحيدي» و «مجتبي ميرطهماسب» برگزار شود.
در ادامه، فيلم «به همين سادگي» با حضور «رضا ميركريمي»، كارگردان و فيلمنامهنويس آن برگزار ميشود. فردا (شنبه 18 مهر ماه) مستند «بانوي گل سرخ» ساخته «مجتبي ميرطهماسب» نمايش درمييايد و پس از آن فيلم «به نام پدر» به كارگرداني «ابراهيم حاتميكيا» بهروي پرده ميرود.
روز يكشنبه (11 اكتبر) 19 مهر ماه فيلم «سفر به هيدالو» با حضور كارگردان آن، «مجتبي راعي» به نمايش درميآيد و سپس روز سهشنبه 21 مهر ماه دو فيلم «مادر» ساختهي«علي حاتمي» با حضور بازيگر فيلم،«امين تارخ» و فيلم «پرونده هاوانا» با حضور كارگردان فيلم، «عليرضا رئيسيان» و فيلمنامهنويس «فرهاد توحيدي» نمايش خواهد داشت.
روز جمعه (16 اكتبر) 24 مهر ماه نيز فيلم «گيلانه» ساخته «رخشان بنياعتماد» و فيلم «هفت و پنج دقيقه» ساخته «محمد مهدي عسگرپور» به نمايش درميآيد.
به گزارش ايسنا، سينماگراني چون محمد مهدي عسگرپور، امين تارخ، رخشان بنياعتماد، فرهاد توحيدي، عليرضا رييسيان، مجتبي راعي، رضا ميركريمي، ابراهيم حاتميكيا هماكنون براي شركت در اين برنامهي يك هفتهاي در لسآنجلس به سر ميبرند، فاطمه معتمدآريا و مجتبي ميرطهماسب هنوز به آنها ملحق نشدهاند.
انتهاي پيام

روزنامه لس آنجلس تایمز هم تحلیلی بر این رویداد داشت که تحلیل جالب و خوبی محسوب میشه:
يكي از دستاندركاران آكادمي اسكار: سينماي ايران يكي از موفقترين سينماهاي ملي در دنياست
همزمان با سفر جمعي از سينماگران ايراني براي شركت در برنامهي نمايش يك هفتهاي فيلمهاي ايراني كه از سوي آكادمي اسكار تدارك ديده شده است، روز گذشته ـ 8 اكتبر ـ مصادف با 16 مهر ماه ـروزنامه «لسآنجلس تايمز» گزارشي را پيرامون اين سفر منتشر كرد.
به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، آكادمي اسكار با مشاركت آرشيو سينما و تلويزيون UCLA از امروز (جمعه) به مدت يك هفته ميزبان جمعي از سينماگران ايران است و تعدادي از جديدترين توليدات سينماي ايران را به نمايش ميگذارد.
اين روزنامهي پر تيتراژ آمريكايي به نقل از «فرهاد توحيدي» فيلمنامهنويس آثار «پرونده هاوانا» و «هفت و پنج دقيقه» نوشته است:«سفر فيلمسازان ايراني به لسآنجلس نتيجه پروژهي درحال اجراي كميتهي بينالملل آكادمي اسكار است.»
اين فيلمنامهنويس همچنين گفته است:«شعر كلاسيك ايران و ميراث داستانسرايي ما، نقش مهمي در خلق آثار هنري فيلمسازان ايران دارد. سينماي ايران در پرداختن به برخي مسايل محدود است و اين طبيعي است كه پيكان اين تير خلاقانه، بهسوي جنبههاي هنري و شاعرانه نشانه برود.»
«الن هرينگتون» برنامهريز آكادمي اسكار نيز با اشاره به سفر سال گذشته اعضاي بلندپايه آكادمي اسكار به ايران اظهار كرد: «فرهنگ سينماي ايران بسيار پيچيده است. سينماي ايران يكي از موفقترين سينماهاي ملي در جهان است. ما براي برگزاري اين برنامه با UCLA همكاري كردهايم، چون آنها يكي از قديميترين جشنواره فيلمهاي ايراني را در آمريكا برگزار ميكنند.»
هرينگتون همچنين خبر داد:«فيلمسازان ايراني در اين سفر از تجهيزات و امكانات سينماي هاليوود و لوكيشنهاي فيلمهاي تاريخي بازديد خواهند كرد.»
«شنون كلي»، برنامهريز UCLA نيز دراينباره اظهار كرد: «سينماي ايران با فرهنگ و تاريخ خود بسيار آميخته شده است، سينماي ايران در عرصه بينالملل نيز بسيار شناخته شده است و مانند تمام كشورهاي ديگر از تكنيكهاي دشوار استفاده ميكند و زيبايي آثار سينماي ايران به فرهنگ ديگر كشورها راه يافته است.»
به گزارش ايسنا،همچنين روزنامه لسآنجلس تايمز به نقل از «فاطمه معتمدآريا» نوشت: «مهمترين دستاورد اين سفر، پيداكردن چهرههاي واقعي سينماي ايران و آمريكا و بازشدن درهاي جديد همكاري اين سينماي دو كشور است.»
اين بازيگر سينماي ايران همچنين گفته است:«سينماي ايران محصول تاريخچه طولاني و عميق كشور در داستانسرايي و داستانهاي افسانهاي ايران است. سينماي ايران بسيار تحتتأثير مردم و جامعه، ديالوگهاي روزمره مردم، زبان شاعران و اديبان دوران مانند حافظ، سعدي، مولانا و فردوسي است و از فرهنگ باستان ايران تغذيه ميشود.»
انتهاي پيام


سلام به همه شما همراهان صمیمی این وبلاگ![]()
اخباری که این روزها برای شما میزارم خبر هایی که همه ما روزی آرزوی شنیدنشو داشتیم.
اکران به رنگ ارغوان......
به دلیل اینکه پست امروز سریعا" بعد از پستی که دیروز برای شما گذاشتم به خاطر همین در این پست ما نظر خواهی نداریم و اگر هم نظری داشتید میتونید به پست پایین مراجعه کنید![]()
مسلما" همه اخبار مربوط میشه به اکران به رنگ ارغوان
و اما اخبار:
به رنگ ارغوان بدون ممیزی به روی پرده سینما میرود:
سیدجمال ساداتیان درباره استقبال احتمالی تماشاگران از تنها فیلم به نمایش درنیامده کارنامه ابراهیم حاتمیکیا شش سال پس از تولید به خبرنگار مهر گفت: به عقیده من با اینکه چند سال از زمان تولید "به رنگ ارغوان" میگذرد، اما فیلم هنوز طراوت و تازگی خود را حفظ کرده است. مفاهیم فیلمهای معناگرا و ارزشی هرگز کهنه نمیشوند.
وی افزود: حاتمیکیا فیلمهای ارزشی چون "آژانس شیشهای"، "از کرخه تا راین"، "موج مرده" و... در کارنامه خود دارد که هنوز هم بعد از گذشت سالها همچنان مورد توجه مخاطبان قرار میگیرند. "به رنگ ارغوان" از جهاتی قابل توجه است و فکر میکنم حرف زیادی برای گفتن دارد. توصیه میکنم کسانی که اهل فرهنگ، هنر و ادبیات هستند حتما آن را ببینند.
ساداتیان درباره ممیزی فیلم گفت: تاکنون در این ارتباط صحبتی با ما نشده و کسی درخواستی از ما نداشته است. به همین دلیل فیلم تا امروز تفاوتی با نسخه ابتدایی نکرده است. رفع توقیف "به رنگ ارغوان" به همت معاون جدید سینمایی قابل تقدیر است و اینکه وی در روزهای اول فعالیت خود این موضوع را در اولویت قرار داده، جای تشکر دارد.
تهیهکننده "به رنگ ارغوان" ادامه داد: خبر رفع توقیف فیلم برای تک تک اعضای گروه تولید مسرتبخش است. زیرا آنها برای تولید فیلم زحمت کشیدهاند. ما زمان فیلمبرداری در فصل زمستان در فیروزکوه شرایط سختی را تحمل کردیم چون احساس میکردیم تمام سختیها با نمایش فیلم از بین میرود. اما با توقیف "به رنگ ارغوان" خستگی به تن بچههای گروه ماند.
ساداتیان در پایان درباره اکران "به رنگ ازغوان" گفت: برنامهریزی ما برای اکران عید فطر است. اما فکر میکنم بعد از نمایش فیلم در جشنواره فجر آینده استقبال تماشاگران ما را مجبور کند برای اکران آن بلافاصله پس از پایان جشنواره اقدام کنیم.

به رنگ ارغوان در جشنواره فیلم امسال به نمایش در می آید:
به گزارش خبرگزاری مهر، روابط عمومی معاونت سینمایی وزارت ارشاد اعلام کرد در دیدار دو ساعتی جواد شمقدری با حاتمیکیا علاوه بر بحث و تبادل نظر درباره پارهای از مسائل، با نظر مساعد معاون سینمایی وزیر ارشاد مقرر شد "به رنگ ارغوان" که پیشتر پروانه نمایش دریافت کرده به اکران درآید.
حاتمیکیا ضمن استقبال از این موضوع واکنش مخاطبان و اهالی سینمای ایران را در جشنواره فیلم فجر نسبت به تنها فیلم به نمایش درنیامده کارنامه خود حائز اهمیت دانست.

واکنش خبرگزاری مهر به این موضوع:
|
چراغی برای جشنواره بیست و هشتم فیلم فجر |
|
با انتشار خبر حل مشکل فیلم سینمایی "به رنگ ارغوان" با نظر جواد شمقدری، به نظر میرسد معاون سینمایی وزیر ارشاد توانسته در نخستین گام یکی از مشکلات قدیمی سینمای ایران را حل و اعتماد اهالی هنر را جلب کند. |
|
به گزارش خبرنگار مهر، در این سالها ماجرای "به رنگ ارغوان" قصهای طولانی برای سینمای ایران بوده است، در این مسیر پرفراز و نشیب که فیلم طی کرده و البته هنوز نمیتوان انتظار داشت به پایان رسیده باشد ابراهیم حاتمیکیا و تهیهکننده "به رنگ ارغوان" تنها نبودهاند. سینمای ایران در این سالها که از توقیف فیلم گذشته در انتظار پایان ماجرای این فیلم بوده است. حالا و پس از گذشت پنج سال میتوان امیدوار بود تا "به رنگ ارغوان" امسال در جشنواره فیلم فجر روی پرده برود، جشنوارهای که بسیاری از فیلمسازان بزرگ در آن غایب هستند. |

یک: رفع توقیف "به رنگ ارغوان" در روزهای نخست فعالیت جواد شمقدری در معاونت سینمایی اتفاق بزرگ و مبارکی است، اتفاقی که میتواند کام سینمای ایران را که مدتی است شیرین نشده، شیرین کند. اما به نظر میرسد سینمای ایران انتظار دارد اگر شمقدری علاقمند است مشکل تمام فیلمهایی که در چهار سال گذشته به دلایل مختلف فرصت اکران نداشتهاند حل شود.
خرسندی از نگاه حمایتی شمقدری به سینماگران زمانی بیشتر میشود که در ماههای آینده فیلمهایی که کمتر از "به رنگ ارغوان" حاشیه داشتهاند یا نام سازندهشان کمتر از حاتمیکیا شناخته شده است هم بتوانند فیلمهایشان را روی پرده ببینند. فراهم شدن این امکان برای تمام سینماگران امیدی است که میتواند بسیاری از مشکلات سینمای ایران را حل کند.
شمقدری سال گذشته هم درباره تلاش برای اکران "به رنگ ارغوان" صحبت کرده بود و کیست که نداند حل مشل اکران "درباره الی" هم به مشاورههای او بستگی داشته است. نمایش "به رنگ ارغوان" در جشنواره بیست و هشتم فیلم فجر زمانی حلاوت بیشتری دارد که مشکل فیلمهای "سنتوری"، "شبانه"، "شبانه روز" و "یک شب" و... هم حل شود.
دو: روند حل مشکل "به رنگ ارغوان" سئوالهایی در ذهن ایجاد میکند. اعلام خبر رفع توقیف فیلم به شکلی ناگهانی و سریع و بدون مقدمه پس از رایزنیها و حرف و حدیثهای فراوان عجیب است. منبعی که اولین بار از نمایش "به رنگ ارغوان" پس از پنج سال خبر داد خبرنگاری بود که شنیدههایش از یک منبع آگاه را نقل میکرد.
در حالی که تهیهکننده فیلم از حل مشکل "به رنگ ارغوان" بیخبر بود. شاید طبیعیتر این بود که تهیهکننده و کارگردان از حل مشکل این فیلم بگویند و فرجام ماجرا را برای نمایندگان رسانهها شرح دهند تا خبر شکل رسمیتر و جدیتری بگیرد، زمانی که معاونت سینمایی خبر را به طور رسمی اعلام کرد دیگر قصه کهنه شده بود.
سیدجمال ساداتیان تهیهکننده فیلم که در این سالها در جلسههای مختلف با نهادها و افراد پیگیر فرجام فیلم بوده میگوید تا زمانی که فیلم روی پرده نرفته نمیتواند از این ماجرا و حل شدن مشکل فیلم مطمئن باشد. به نظر میرسد این شفاف نبودن ماجرا کمی قضیه را پیچیده میکند.
سه: در این سالها هر بار که به بهانههای مختلف نام "به رنگ ارغوان" به گوش میرسید افراد مسئول حل مشکل این فیلم را به نهادهای دیگر مربوط میدانستند. محمدحسین صفار هرندی در روزهای پایان کارش در وزارت ارشاد گفت که نهادی مانع نمایش فیلم میشود و حتی از نام بردن این نهاد پرهیز کرد.
تهیهکننده و کارگردان بارها با افراد و نهادهای مختلف رایزنی کردند و در نهایت به این نتیجه رسیدند که بهتر است برای باز شدن این گره باز هم صبوری پیشه کنند. این که مشکل "به رنگ ارغوان" پس از پنج سال و پس از این مسیر صعبالعبور سخت در جلسهای چند ساعته با معاون سینمایی وزیر ارشاد دولت دهم حل شده جای سئوال دارد.
اگر شمقدری میتوانست به این سرعت مشکل فیلم را حل کند و به این حاشیهها پایان بدهد چرا این کار را به امروز انداخت تا شائبه کار تبلیغاتی به وجود آید. به هر حال امید میرود رفع توقیف "به رنگ ارغوان" امکان اکران فیلم در جشنواره بیست و هشتم را به وجود آورد و البته حل مشکل فیلمهای اکران نشده یکی از برنامههای شمقدری باشد.
نامی که این روزها به عنوان منجی "به رنگ ارغوان" بیش از هر نام دیگری به گوش میرسد.

و اما آخرین خبر در مورد مصاحبه سید جمال ساداتیان با خبرگزاری فارس:
خبرگزاري فارس: سيد جمال ساداتيان گفت: پس از نمايش «به رنگ ارغوان» ساخته «ابراهيم حاتميكيا» در جشنواره فيلم فجر ، نوروز 89 اين فيلم به اكران عمومي درخواهد آمد.

سيد جمال ساداتيان تهيه كننده فيلم سينمايي «به رنگ ارغوان» در گفت و گو با خبرنگار سينمايي فارس در مورد نمايش اين فيلم بعد از پنج سال گفت: در درجه اول از طرف خود و كارگردان فيلم از مسئولان جديد وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي تشكر ميكنم كه شرايطي را فراهم كردند كه يكي از آثار فاخر سينماي ايران بعد از 5 سال در معرض ديد عموم قرار گيرد.
وي در پاسخ به سوال فارس در مورد احتمال كم شدن تاثير فيلم بعد از گذشت اين سالها گفت: فيلمي كه حرفي براي گفتن داشته باشد از گذر زمان بدون گزند ميگذرد و شايد حتي كمي پرداختن به آن باعث براق شدن و بهتر ديده شدنش شود.
وي در ادامه افزود فيلمهاي ديگري نيز هستند كه به دليل مشكلات متعددي امكان نمايش ندارند و بعضي از آنها از آثار بسيار ارزشمند سينماي ايرانند، اميدوارم با درايت مسئولين جديد وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي و معاونت سينمايي مشكل اين فيلمها نيز حل شود.
ساداتيان در پايان تصريح كرد:پس از نمايش «به رنگ ارغوان» در جشنواره فيلم فجر امسال نوروز 89 اين فيلم به اكران عمومي درخواهد آمد.
به گزارش فارس، در خلاصه داستان «به رنگ ارغوان» ساخته «ابراهيم حاتميكيا» آمده است:
«شفق» يكي از عوامل گروهك هاي سياسي كه اوائل انقلاب با به پا كردن آشوب از كشور گريخته اند، پس از سال ها تصميم مي گيرد براي ديدن دخترش «ارغوان» كه دانشجوي دانشكده جنگلداري است مخفيانه به ايران بازگردد. يكي از مأمورين امنيتي به نام «بهزاد» به عنوان دانشجو وارد دانشكده شده و از تمامي امكانات مدرن امنيتي استفاده مي كند تا با كنترل ارغوان، شفق را به دام اندازد. در اين ميان بين او و ارغوان رابطهاي عاطفي بهوجود ميآيد. از طرف ديگر همكاران سياسي شفق نيز تصميم دارند او را ترور كنند تا به دست مأموران امنيتي نيفتد، اما...
حميد فرخ نژاد، خزر معصومي، كوروش تهامي، بهناز توكلي، رضا بابك، فرهاد قائميان، نوال شريفي و مزدك رستمي از بازيگران اين فيلم هستند.
انتهاي پيام/ا

و اما لینکی هم از خبر گزاری ایسنا که چون خبر تکراری بود نزاشتم ولی لینک خبری رو برای شما میزارم تا پوشش خبری کامل رو داده باشم.........لینک
تا پست بعدی و خبرهای تازه تر
یا علی![]()
سلام به همه شما همراهان همیشگی این وبلاگ
این بار یه خبر خیلی خوب دارم و خود من هنوز تو شوک این خبرم.و خبر من چیزی نیست جز رفع توقیف شدن از به رنگ ارغوان بعد از ۶ سال
مثل اینکه این شماره صنعت سینما که در مورد فیلمهای به نمایش در نیومده بود مسئولین رو متحول کرده و علاوه بر اکران فیلمهایی مثل نیلوفر....عصر جمعه.....تنها دو بار زندگی میکنیم و....
این بار نوبت به رنگ ارغوان
امیدوارم همه این اخبار صحت داشته باشه و به رنگ ارغوان اکران بشه و اما اخبار:
خبرگزاري فارس: رضا استادي گفت:با رفع توقيف «به رنگ ارغوان» ساخته ابراهيم حاتميكيا با درايت «جواد شمقدري» معاون سينمايي وزارت ارشاد، اين فيلم در جشنواره بيست و هشتم فيلم فجر شركت خواهد كرد.

رضا استادي خبرنگار و كارشناس سينمايي در گفتوگو با خبرنگار سينمايي فارس در مورد عملكرد جواد شمقدري در معاونت سينمايي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي گفت: معمولا مديران دولتي پس از حضور در پست خود ماههاي متوالي را صرف ارزيابي شرايط كسب شناخت و بررسي اوضاع و احوال حيطه كاري خود ميكنند و كمتر شاهديم مديري در اين عرصه مانند مديران بخش خصوصي سريع و قاطع عمل كند.
وي با اشاره به برخي نگرانيهاي اهالي سينما از انتصاب شمقدري اين نگرانيها را بيمورد خواند و گفت: جواد شمقدري در حالي كه هنوز امضاي حكمش خشك نشده، اقدام به رفع مشكل يكي از فيلمهاي توقيفي سينماي ايران ميكند و براي فيلم «به رنگ ارغوان» ساخته فيلمساز ارزشمند ابراهيم حاتميكيا مجوز نمايش صادر ميكند و اين مسئله نشان ميدهد شمقدري تا چه انداز با انرژي و پتانسيل بالا وارد فضاي كار شده و از عرصه كاري خود شناخت كاري كافي را دارد.
استادي در پايان با ابراز اميدواري در خصوص اكران «به رنگ ارغوان» در جشنواره فيلم فجر امسال گفت: اميدواريم مشكل ساير فيلمهاي سينماي ايران نيز با درايت جواد شمقدري رفع شود.
«به رنگ ارغوان»حصول 1383 و سيزدهمين فيلم ابراهيم حاتميكيا است كه هنوز به نمايش عمومي در نيامده.
انتهاي پيام/ا

و اما خبری هم از خبرگزاری ایسنا:
بازخواني توقف نمايش 6 ساله يك فيلم
طلسم اكران «به رنگ ارغوان» ابراهيم حاتميكيا ميشكند؟!
با گذشت 6 سال همچنان رسما وضعيت نمايش «به رنگ ارغوان» ابراهيم حاتميكيا مشخص نشده است و با پيگيريهاي امروز خبرنگار ايسنا از وزارت ارشاد همچنان هيچ پاسخي رسمي مبني بر مشخص شدن وضعيت نمايش اين فيلم و رفع توقف نمايش آن اعلام نشده است، اما اميد ميرود هر چه زودتر خبر رسمي رفع توقف نمايش اين فيلم از طرف مسئولان مربوطه منتشر شود.
به گزارش بخش سينمايي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)،شش سال قبل در آستانهي برگزاري جشنوارهي فيلم فجر سال 83؛ خبر رسيد كه فيلم «به رنگ ارغوان» ساختهي ابراهيم حاتميكيا به نمايش در نميآيد.
سيدجمال ساداتيان ـ تهيهكنندهي اين فيلم در همان سال به ايسنا گفت: مسوولين مربوط به موضوع فيلم، خواستند كه فعلا «به رنگ ارغوان» در جشنواره نمايش داده نشود.
ممكن است بعد از مذاكرات راه حلهايي ارايه شود و فيلم بعدا به نمايش درآيد اما هيچ چيز مشخص نيست.
همان زمان ابراهيم حاتميكيا نامهاي خطاب به يونسي وزير اطلاعات وقت نوشت كه در بخشي از آن آمده است:«شايد « به رنگ ارغوان» گل سرخ خارداري باشد كه دل ياران را ريش كرده است؛ ولي شما ميدانيد كه من نيتي جز تقديم گل نداشتم.
شهادت ميدهم كه بعنوان پدر معنوي « به رنگ ارغوان » با ميل و خواست شخصي خودم فيلم را از شركت در جشنواره فجر محروم ميكنم. ميگويم محروميت و اين سخت و دردناك است. ميدانم كه شما نيز همچون من از اينكه حاصل يكسال زحمت اهالي هنر در دولت هنر دوست خاتمي چنين سرنوشتي پيدا كرده است متاسف هستيد.
ولي با اطمينان و با صداي رسا ميگويم كه اجازه به هيچ خناسي نخواهم داد كه اين رود ارادت را بركهاي ساكن تصور كند كه ميتواند ماهيان نامشروع خود را پرورش و صيد كند.
من و يارانم منتظر روزي خواهيم بود كه « به رنگ ارغوان» در فضايي صرفا فرهنگي بهمراه شما و يارانتان؛ در منظر نگاه مخاطبان اصلي آن قرار گيرد.»
حكايت نمايش و پروانه نمايش گرفتن «به رنگارغوان» ادامه داشت تا سال 86 كه محمود اربابي مدير وقت اداره كل نظارت و ارزشيابي وزارت ارشاد، در نشست خبري در جمع خبرنگاران در پاسخ به وضعيت نمايش «به رنگ ارغوان» گفت: هنوز اين فيلم را نديدم و اكران آن فعلا مسالهي ما نيست.
اربابي مشكل فيلم به رنگ ارغوان را متعلق به دوره قبل ميدانست و توضيح داد: من هنوز اين فيلم را نديدهام. توقيف اين فيلم يك مسله قانوني است كه از سوي نهادي دنبال شده و فيلم در اختيار آن نهاد است و مساله فعلي ما نيست و اطلاعات ويژهاي هم ندارم. اما وقتي فيلمي را قانوني متوقف ميكنند، مسووليتي براي پرداخت هزينه آن فيلم وجود ندارد و اين مسايلي كه مطرح ميشود جنبه خبري دارد.»
و اما در بهمن ماه 87 و در آستانهي برگزاري جشنوارهي فيلم فجر؛ سيد جمال ساداتيان تهيهكننده «به رنگ ارغوان» در نامهاي خطاب به وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي خواستار نمايش اين فيلم در جشنوارهي فيلم فجر شد.
و در پاسخ به اين نامه؛ شمقدري مشاور رئيسجمهور در امور هنري در مصاحبهاي اعلام كرد: پس از تماشاي «به رنگارغوان» طي گزارشي به حضور آقاي احمدينژاد گفتم كه منعي براي اكران آن نميبينم. آقاي رئيسجمهور نيز گفتند پس چرا تا به حال اکران نشده است، گفتم بعضيها مخالف اکران آن هستند، مثلاً آقاي يونسي وزير اطلاعات دوره اصلاحات همچنان مخالف اکران فيلم است.
شمقدري كه طي دو هفتهي گذشته مسئوليت معاونت سينمايي وزارت ارشاد را برعهده گرفته است، در ادامه مطرح كرد:دکتر احمدينژاد تأکيد کردند پس تلاش کنيد نظر مسئولين امر در وزارت اطلاعات نيز اخذ شود، در حال مذاکره و برگزاري جلسهاي با وزارت اطلاعات در روزهاي آينده بوديم که اين نامهي سرگشاده منتشر شد.
او ادامه داد: شخصيت و جايگاه فرهنگي آقاي حاتميکيا به عنوان فيلمساز انقلاب و دفاع مقدس آنقدر ارزش دارد که مسئوليت اکران فيلم را به عهدهي خودش بگذاريم و مجوز آن توسط وزارت ارشاد صادر شود.»
به گزارش ايسنا،درحالي اين پاسخ از سوي جواد شمقدري اواخر سال گذشته به تهيهكننده فيلم «به رنگ ارغوان» داده شد كه در هفتههاي اخير جواد شمقدري معاون سينمايي وزارت ارشاد شد و در شرايط فعلي رفع توقف نمايش اين فيلم بعيد به نظر نميرسد.
انتهاي پيام
و اما بعضی لینکها برای یاداوری مشکلات به رنگ ارغوان
نامه سید جمال ساداتیان به صفار هرندی..........لینک
صحبتهای حمید فرخ نژاد در مورد به رنگ ارغوان.........لینک
صحبتهای ابراهیم حاتمی کیا در مورد به رنگ ارغوان.......لینک
صحبتهای محمود اربابی در مورد به رنگ ارغوان.......لینک
صحبتهای شمقدری در مورد به رنگ ارغوان.......لینک
*****اکثر این اخبار به طور متناوب در این وبلاگ گذاشته شده و لینکهایی که گذاشتم یه یادآوری کلی بود در مورد به رنگ ارغوان.
امیدوارم که به رنگ ارغوان به زودی اکران بشود
یا علی![]()
سلام به همه شما همراهان همیشگی
مدتها بود که خبری از آقای حاتمی کیا نداشتم که امروز بالاخره خبری از ایشون منتشر شد.و خبر مربوط میشه به دعوت اکادمی اسکار از ۱۰ فیلم ساز برجسته ایران برای شناساندن سینمای ایران به کانادا....
و اما خبر:

محمدمهدی عسگرپور، ابراهیم حاتمیکیا، سیدرضا میرکریمی، رخشان بنیاعتماد، امین تارخ، فرهادی توحیدی، فاطمه معتمد آریا، مجتبی راعی، علیرضا رئیسیان و مجتبی میرتهماسب سینماگرانی هستند که به نمایندگی از سینمای ایران در برنامه "از نزدیک و شخصی" شرکت و سینمای ایران را به مخاطبان آمریکایی معرفی میکنند.
نخستین جلسه این برنامه ساعت 19:30 به وقت محلی روز جمعه نهم اکتبر با حضور تمام سینماگران ایرانی برگزار میشود و بعد از آن فیلم سینمایی "به همین سادگی" به نمایش درمیآید. در نشست نقد و بررسی این فیلم میرکریمی حضور خواهد داشت. مستند "بانوی گل سرخ" هم روز شنبه پس از نمایش با حضور میرتهماسب بررسی میشود.
"به نام پدر" حاتمیکیا هم همان روز پس از مستند 40 دقیقهای "بانوی گل سرخ" به نمایش درمیآید و با حضور فیلمساز شاخص سینمای جنگ مورد بررسی قرار میگیرد. روز یکشنبه 11 اکتبر نوبت به نمایش فیلم سینمایی "سفر به هیدالو" میرسد که در جلسه بحث و بررسی پس از آن راعی حضور خواهد داشت.
برنامه "از نزدیک و شخصی: فیلمسازان ایرانی از زبان خودشان" روز پنجشنبه 15 اکتبر با نمایش "مادر" زندهیاد علی حاتمی در لینوود دان تیهتر آکادمی اسکار ادامه مییابد که در نشست پس از آن امین تارخ بازیگر فیلم شرکت میکند. همان روز "پرونده هاوانا" هم به نمایش درمیآید و در نشست نقد و بررسی آن رئیسیان و توحیدی کارگردان و نویسنده حضور مییابند.
این برنامه روز جمعه با نمایش دو فیلم دیگر در لینوود دان تیهتر آکادمی اسکار به پایان میرسد: ابتدا "گیلانه" که با حضور بنیاعتماد و معتمد آریا کارگردان و بازیگر نقد و بررسی میشود و در نهایت هم "هفت و پنج دقیقه" به نمایش درمیآید و با حضور عسگرپور و توحیدی کارگردان و نویسنده مورد بررسی قرار میگیرد.
سایت آکادمی اسکار در توصیف سینمای ایران چنین نوشته است: سینما در ایران ـ سرزمین شاعران و داستانسرایان ـ تاریخی طولانی و تاثیرگذار دارد. جامعه بزرگ و تثبیتشده هنرمندان سینمای ایران امروز در تهران و دیگر نقاط فعالیت میکنند و مهارتهای فنی و شیوه روایت شاعرانه آثار آنان از سوی مخاطبان و جشنوارههای سینمایی تحسین شده است.
فیلمسازان جوان و ساختارهای متفاوت روایی هم در سینمای ایران ظهور کردهاند. یکی از قدیمیترین جشنوارههای سینمایی ایران در آمریکا در UCLA برگزار میشود. اما جلسههای نمایش فیلم به ندرت با حضور فیلمسازان همراه بوده است. این برنامه فرصتی است برای نمایش فیلم و شنیدن روند تولید هر کدام از زبان خالقان آنها.
زمستان سال گذشته گروهی هشت نفری از نمایندگان سینمای آمریکا به سرپرستی سید گنیس رئیس وقت آکادمی اسکار به دعوت خانه سینما به ایران آمدند و علاوه بر شرکت در نشستهای تخصصی با حضور سینماگران ایرانی، از دیدنیهای چند شهر ایران از جمله اصفهان و شیراز هم دیدن کردند.
*******با آرزوی موفقیت برای این فیلم سازان
سلام به همه شما همراهان این وبلاگ
طبق نظر سنجی به عمل اومده از ۳۶ منتقد آژانس شیشه ای و ابراهیم حاتمی کیا همچنان در صدر بهترین های سینمای دفاع مقدس هستند.
خبرگزاري فارس: منتقدان و نويسندگان سينمايي، برترين آثار و سكانسها، موفقترين كارگردانان و بازيگران سه دهه سينماي دفاع مقدس را انتخاب كردند.

به گزارش خبرنگار سينمايي فارس طي يك نظر سنجي، گروهي از نويسندگان و منتقدان، بهترينهاي دفاع مقدس طي 29 سال گذشته را معرفي كردند.
بنا بر اين گزارش، منتقد و نويسنده سينمايي پنج فيلم برتر، بهترين كارگردان، بهترين بازيگر و بهترين سكانس سينماي دفاع مقدس را معرفي كردهاند.
بر اساس راي 36 نويسنده و منتقد، فيلم «آژانس شيشهاي» ساخته «ابراهيم حاتميكيا» با 25 رأي به عنوان بهترين فيلم، «ابراهيم حاتميكيا» با 23 رأي بهترين كارگردان، «پرويز پرستويي» با 24 رأي بهترين بازيگر و سكانس روايت «پرويز پرستويي» در فيلم «آژانس شيشهاي» به عنوان سكانس برتر سينماي دفاع مقدس برگزيده شدند.
شركتكنندگان در اين نظرسنجي و آراي آنها به شرح زير است:
* عباس تهراني (مديرمسئول جهان سينما):
پنج فيلم برتر: «آژانس شيشهاي»، «از كرخه تا راين»، «سفر به چزابه»، «كيميا»، «قارچ سمي»، كارگردان برتر: ابراهيم حاتميكيا، بازيگر برتر: پرويز پرستويي، سكانس برتر: سكانس معاشقه دو بسيجي در از كرخه تا راين و مواجهه سعيد (علي دهكردي) با تصاويري از پيكر امام خميني(ره)- و نماز خواندن حاج كاظم در «آژانس شيشهاي».
* حسن معظمي (سردبير راه فيروزه و فرهنگي ايرنا):
پنج فيلم برتر: «آژانس شيشهاي»، «دوئل»، «مهاجر»، «سفر به چذابه»، «كرخه تا راين»، كارگردان برتر: ابراهيم حاتميكيا - بازيگر برتر: علي دهكردي و آزيتا حاجيان - سكانس برتر: سكانسي از فيلم «آژانس شيشهاي» كه «حاج كاظم» به «سلحشور» ميگويد ميدوني اگر گروهان بره خط برگرده يعني چي...
* پژمان كريمي (دبير فرهنگي روزنامه كيهان):
پنج فيلم برتر: «آژانس شيشهاي»، «حماسه مجنون»، «سفر به چذابه»، «مهاجر»، «ديدهبان» - كارگردان برتر:ابراهيم حاتميكيا - بازيگر برتر: پرويز پرستويي - سكانس برتر: سكانسي كه «حاج كاظم» در «آژانس شيشهاي» قصه غم غربت را بيان ميكند.
* شهرامخرازيها (منتقد):
پنج فيلم برتر: «پلاك»، «عبور از ميدان مين»، «منطقه ممنوعه»،«عقابها»،«كاني مانگاه» - كارگردان برتر: احمدرضا درويش - بازيگر برتر:سعيد راد- سكانس برتر: فرار بيتا فرهي زير بمباران در فيلم «كيميا».
* محمد سليماني (سردبير جهان سينما):
پنج فيلم برتر: «ديدهبان»، «آژانس شيشهاي»، «مهاجر»، «سفر به چزابه»، «هور در آتش» - كارگردان برتر:ابراهيم حاتميكيا -بازيگر برتر:پرويز پرستويي - سكانس برتر: سكانس پرواز هواپيما ماجر با پلاك رزمندگان در فيلم «مهاجر».
* جعفر گودرزي (روزنامهنگار و منتقد):
پنج فيلم برتر: «آژانس شيشهاي»، «ديدهبان»، «از كرخه تا راين»، «ليلي با من است»، «نجات يافتگان»، كارگردان برتر: رسول ملاقليپور، سكانس برتر: سكانس اعتراض علي دهكردي در كنار راين در «ازكرخه تا راين».
* منوچهر اكبرلو (منتقد):
پنج فيلم برتر: «روز سوم»، «دوئل»، «نسل سوخته»، «كيميا»، «مهاجر»- كارگردان برتر: احمدرضا درويش- بازيگر برتر: پرويز پرستويي، سكانس برتر: سكانسي از فيلم «گاهي به آسمان نگاه كن» كه مجموعه شخصيتهاي آشناي دفاع مقدس همزمان به آسايشگاه وارد ميشوند.
* احسان ظليپور (دبير سينمايي بانيفيلم):
پنج فيلم برتر: «آژانس شيشهاي»- «مزرعه پدري»، «قارچ سمي»، «هيوا»، «از كرخه تا راين»- كارگردان برتر: رسول ملاقليپور، پرويز پرستويي، سكانس برتر: از سكانسهاي انتهايي «آژانس شيشهاي» كه در آن ، حاج كاظم عباس را به بيرون از آژانس ميبرد.
* طهماسب صلحجو (منتقد مجله فيلم):
پنج فيلم برتر: «آژانس شيشهاي»، «هيوا»، «بلمي به سوي ساحل»، «مهاجر»، «ميم مثل مادر»، «روز سوم»- كارگردان برتر: مرحوم رسول ملاقليپور و ابراهيم حاتميكيا- بازيگر برتر: پرويز پرستويي، رضا كيانيان، سكانس برتر: سكانس مشاجره «آژانس شيشهاي» و سكانس اختتاميه «ميم مثل مادر».
* علي شيدفر (دبير فرهنگي همشهري):
پنج فيلم برتر: «آژانس شيشهاي»، «سفر به چزابه»، «باشو غريبه كوچك»، «ديدهبان»، «ليلي با من است»- كارگردان برتر: ابراهيم حاتميكيا، بازيگر برتر: پرويز پرستويي، سكانس برتر: افتتاحيه فيلم «دوئل»
* محمد صالح حجتالاسلامي (دبير فرهنگي خبرگزاري برنا):
پنج فيلم برتر: «آژانس شيشهاي»، «بلمي به سوي ساحل»، «مزرعه پدري»، «ليلي با من است» و «مهاجر»، كارگردان برتر: ابراهيم حاتميكيا - كمال تبريزي، بازيگر برتر: پرويز پرستويي، سكانس برتر: سكانس روايت «پرويز پرستويي» در «آژانس شيشهاي»
* خدايار قاقاني (دبير فرهنگي خبرگزاري شهر):
* پنج فيلم برتر(بدون ترتيب): «سفر به چزابه»، «كيميا»، «آژانس شيشهاي»، «مزرعه پدري»، «اشك سرما» و...اپيزود گيلانه در فيلم «روايت سهگانه» و مهاجر- كارگردان برتر: رسول ملاقليپور و احمدرضا درويش، بازيگر برتر: گلشيفته فراهاني در «اشك سرما» و فرهاد اصلاني در «سفر به چزابه»، سكانس برتر: سكانسهاي بسياري كه هر كدام نشانه «روياهاي سرزمين من» است، در سينماي ايران هنرمندانه خلق شده؛ اما با توجه به شرايط امروز سكانس تلاش «سهيل كاويانپور» براي از بين بردن جنين «سپيده» در خانه، در فيلم «ميم مثل مادر»(رسول ملاقليپور) را به ياد ميآورم.
* حسين سلطانمحمدي (منتقد):
پنج فيلم برتر: «آژانس شيشهاي»، «هور در آتش»، «ديدهبان»، «سفر به چذابه»،«ليلي با من است»- كارگردان برتر:ابراهيم حاتميكيا و مرحوم رسول ملاقليپور- بازيگر برتر:پرويز پرستويي- سكانس برتر: سكانس درددل علي دهكردي در كنار رود راين، و اعتراض به خدا كه چرا اينجا...
* محمد تاجيك (روزنامهنگار و منتقد):
پنج فيلم برتر: «آژانس شيشهاي»، «ليلي با من است»، «اشك سرما»، «مثل يك قصه»، «سفر به چزابه»، كارگردان برتر: ابراهيم حاتميكيا، بازيگر برتر: پرويز پرستويي، سكانس برتر: سكانس نامهخواني پرويز پرستويي در «آژانس شيشهاي».
* حسن شيخحائري (منتقد):
پنج فيلم برتر: «آژانس شيشهاي»، «ليلي با من است»، «گيلانه»، «روبان قرمز»، «دوئل»- كارگردان برتر: ابراهيم حاتمي كيا- بازيگر برتر:رضا كيانيان- سكانس برتر: سكانس مباهله داود و جمعه در روبان قرمز و سكانس مچ انداختن پدر و پسر در آژانس شيشهاي.
* محمود گبرلو (منتقد):
پنج فيلم برتر: «آژانس شيشهاي»، «بلمي به سوي ساحل»، «سفر به چزابه»،«كرخه تا راين»، «هور در آتش»، كارگردان برتر:ابراهيم حاتميكيا، بازيگر برتر:پرويز پرستويي، سكانس برتر: سكانس قصه گفتن «حاج كاظم» در «آژانس شيشهاي».
* حميدرضا مدقق (دبير هنري شبكه خبر):
پنج فيلم برتر: «آژانس شيشهاي»، «ليلي با من است»، «سفر به چزابه»،« هور در آتش»، «فرزند خاك» - كارگردان برتر:ابراهيم حاتميكيا، بازيگر برتر:پرويز پرستويي، سكانس برتر: سكانس گذر از تونل زمان در فيلم «سفر به چذابه» و در همين فيلم فصل تلفن زدن يكي از اسرا به دخترش كه او را نميشناسد.
* محمد خزاعي (منتقد):
پنج فيلم برتر: «آژانس شيشهاي»، «كرخه تا راين»، «سفر به چذابه»، «سرزمين خورشيد»، «افق» - كارگردان برتر:ابراهيم حاتميكيا- بازيگر برتر:پرويز پرستويي- سكانس برتر: سكانس افتتاحيه «سرزمين خورشيد».
* رامتين شهبازي (دبير هنري روزنامه ايران):
پنج فيلم برتر: «آژانس شيشهاي»، «مهاجر»، «دوئل» ، «كاني مانگا»، «هيوا» - كارگردان برتر: ابراهيم حاتميكيا- بازيگر برتر:پرويز پرستويي- سكانس برتر: سكانس رو در رويي پرويز پرستويي(حاج كاظم) و رضا كيانيان(سلحشور) در «آژانس شيشهاي» و سكانس نماز خواندن گلچهره سجاديه و عبدالرضا زهره كرماني در «هيوا».
* عليرضا اخلاقي (منتقد):
پنج فيلم برتر: «هيوا»، «سفر به چذابه»، «سرزمين خورشيد»، «روبان قرمز» و «نجات يافتگان»- كارگردان برتر: ابراهيم حاتميكيا -بازيگر برتر:پرويز پرستويي- سكانس برتر: سكانس افتتاحيه فيلمهاي «سرزمين خورشيد» و «نجات يافتگان».
*شهاب شهرزاد (منتقد):
پنج فيلم برتر: «ديده بان»، «مهاجر»، «هور در آتش»، «روز سوم»، «در مسلخ عشق»، «روبان قرمز»- كارگردان برتر: ابراهيم حاتميكيا- بازيگر برتر: رضا كيانيان - سكانس برتر: پلان سكانس افتتاحيه فيلم «كيميا».
* بهزاد شهبازي (رئيس ادارهكل فرهنگي فارس):
پنج فيلم برتر: «كاني مانگا»، «ليلي با من است»، «بلمي به سوي ساحل»، «آژانس شيشهاي»، «اخراجيها»، كارگردان برتر: رسول ملاقليپور، بازيگر برتر: پرويز پرستويي، سكانس برتر: سكانس قصهخواني «پرويز پرستويي» در «آژانس شيشهاي»
* جبار آذين (دبير تحريريه نقد سينما):
پنج فيلم برتر: «ديدهبان»، «ميم مثل مادر»، «كيميا»، «ليلي با من است»، «اخراجيها» - كارگردان برتر: مرحوم رسول ملاقليپور- بازيگر برتر: پرويز پرستويي- سكانس برتر: سكانس افتتاحيه فيلم «كيميا».
* مسعود نجفي (خبرنگار سينمايي ايسنا):
پنج فيلم برتر: «روز سوم»، «ميم مثل مادر»، «ليلي با من است»، «كاني مانگا»، كارگردان برتر: زندهياد رسول ملاقليپور- بازيگر برتر: پرويز پرستويي- سكانس برتر: سكانس پاياني فيلم «ميم مثل مادر».
* احمد طالبينژاد (منتقد):
پنج فيلم برتر: «سفر به چزابه»، «كيميا»، «خاكستر سبز»- كارگردان برتر: ابراهيم حاتميكيا، بازيگر برتر: پرويز پرستويي- سكانس برتر: سكانس تلفن زدن شخصيت اصلي «سفر به چزابه» به منزل كه دخترش او را نميشناسد.
* مصطفي محمودي (منتقد):
پنج فيلم برتر: «دوئل»، «بلمي به سوي ساحل»، «بوي پيراهن يوسف»، «كاني مانگا» ، «كيميا»- كارگردان برتر:احمدرضا درويش- بازيگر برتر: جمشيد هاشمپور(قارچ سمي و هيوا)- سكانس برتر: سكانس افتتاحيه كيميا و سكانس دوئل پرويز پرستويي و رضا كيانيان در «روبان قرمز».
* علي افشار (دبير بخش فرهنگ و هنر خبرگزاري فارس)
پنج فيلم برتر: «قارچ سمي»، «گاهي به آسمان نگاه كن»، «آژانس شيشهاي»، «افق» و «نجات يافتگان» [و «دندان مار» و «عروسي خوبان»]، كارگردان برتر: رسول ملاقليپور، بازيگر برتر: جمشيد هاشمپور (قارچ سمي) و گلچهره سجاديه (هيوا)، سكانس برتر: سكانس افتتاحيه و اختتاميه «قارچ سمي»، سكانس روايت حاج كاظم در «آژانس شيشهاي»، سكانس حضور شخصيتهاي مختلف جنگ در «گاهي به آسمان نگاه كن» و افتتاحيه «عروسي خوبان»
* مهدي فروتن (دبير بخش هنر خبرگزاري مهر):
پنج فيلم برتر: «آژانس شيشهاي»، «ديدهبان»، «مهاجر»، «نجات يافتگان»، «سجاده آتش»- كارگردان برتر: ابراهيم حاتميكيا- بازيگر برتر: پرويز پرستويي- سكانس برتر: سكانس فرياد سعيد در كنار راين در «ازكرخه تا راين»- سكانس رضا ايرانمنش به تانك بسته شده در فيلم «سجاده آتش» - و سكانس نامهخواني «پرويز پرستويي» در «آژانس شيشهاي».
* اميرموسي كاظمي (مديرمسئول روزنامه امتياز):
پنج فيلم برتر: «آژانس شيشهاي»، «ديدهبان»، «ازكرخه تا راين»، «سفر به چزابه»، «به نام پدر»- كارگردان برتر: ابراهيم حاتميكيا- بازيگر برتر: پرويز پرستويي- سكانس برتر: سكانس آخر «آژانس شيشهاي»
* كامل نوروزي (منتقد):
پنج فيلم برتر: «روز سوم»، «آژانس شيشهاي»، «روبان قرمز»، «اشك سرما»، «هيوا» - كارگردان برتر:ابراهيم حاتميكيا- بازيگر برتر: حامد بهداد- سكانس درگيري سه شخصيت اصلي فيلم «روبان قرمز».
* جليل اكبريصحت (منتقد):
پنج فيلم برتر: «كاني مانگا»، «دوئل»، «كيميا»، «مزرعه پدري»، «دكل»- با احترام به زندهياد سيفالله داد، كارگردان برتر: احمد رضا درويش- سكانس برتر: سكانس رويايي پرويز پرستويي و رضا كيانيان در «آژانس شيشهاي» و افتتاحيه فيلم «دوئل».
* امير فرضالهي (منتقد):
پنج فيلم برتر: «هيوا»، «بوي پيراهن يوسف»،«اشك سرما»، «آژانس شيشهاي»، «كاني مانگا» من فيلم «بازمانده» را هم يك اثر دفاع مقدس ميدانم و اگر در اين چارچوب بگنجد فيلم برتر از نظر بنده «بازمانده» است - كارگردان برتر: زندهياد سيفالله داد- بازيگر برتر:گلشيفته فراهاني(اشك سرما)- سكانس برتر: سكانس غار فيلم «اشم سرما» با بازي گلشيفته فراهاني و پارسا پيروزفر و سكانس چالشي «آژانس شيشهاي».
* عزيزالله حاجيمشهدي (سردبير نقد سينما):
پنج فيلم برتر: «از كرخه تا راين»، «باشو غريبه كوچك»، «روز سوم»، «گيلانه»، «ليلي با من است»، كارگردان برتر: ابراهيم حاتمي كيا، بازيگر برتر:پرويز پرستويي (آژانس شيشهاي و ليلي با من است)، فاطمه معتمدآريا (گيلانه).
سكانس تر و خشك كردن «ننه گيلانه» و پسرجوان جانبازش در كلبه روستايي.
* علياكبر عبدالعليزاده (منتقد):
پنج فيلم برتر: «آژانس شيشهاي»، «سجاده آتش»، «بلمي به سوي ساحل»، «ديده بان»، «ليلي با من است»- كارگردان برتر:ابراهيم حاتميكيا- بازيگر برتر: پرويز پرستويي- سكانس افتتاحيه مهاجر-سكانس گريز سه رزمنده در فيلم بلمي به سوي ساحل- سكانس شليك شدن تير از اسلحه ژ-3 در «آژانس شيشهاي»، سكانس اختتاميه «طبل بزرگ زير پاي چپ» و سكانس نماز «سجاده آتش».
* رضا استادي (دبير صفحه رسانه جامجم):
پنج فيلم برتر: «آژانس شيشهاي»، «هيوا»، «دوئل»، «اشك سرما»، «مزرعه پدري»- كارگردان برتر: مرحوم رسول ملاقليپور و ابراهيم حاتميكيا- سكانس برتر: سكانس حركت فرهاد قائميان در «قارچ سمي» روي دريا كه ميگويد به نام خداوند بخشنده مهربان...
* مصطفي جلاليفخر (منتقد مجله فيلم):
پنج فيلم برتر: «روبان قرمز»، «سفر به چذابه»، «فرزند خاك»، «سرزمين خورشيد»، «نجاتيافتگان» - كارگردان برتر: ابراهيم حاتميكيا و مرحوم رسول ملاقليپور- بازيگر برتر: پرويز پرستويي، سكانس برتر: سكانس تداخل ابتدايي «سفر به چزابه».
انتهاي پيام/ا

****و اما مطلب بعدی مربوط میشه به موفقیت فیلم از کرخه تا راین در جشنواره ربع قرن دفاع مقدس:
شاخه فیلمنامه : داوران این شاخه هنر، پس از بررسی 49 اثر، فیلمنامه "از کرخه تا راین" اثر ابراهیم حاتمی کیا را به پاس استحکام در ویژگیهای ممتاز فیلمنامه ای تمام عیار، به عنوان اثر ممتاز معرفی کردند.همچنین "هور در آتش" نوشته عزیز الله حمید نژاد و مجموعه آثار زنده یاد رسول ملاقلی پور به عنوان آثار تقدیری، مورد تجلیل قرار گرفتند.
لینک کامل اعلام اسامی.........لینک
تا پست بعدی
یا علی
سلام به همه شما همراهان همیشگی این وبلاگ
روزنامه وطن امروز طبق نظر سنجی خود آژانس شیشه ای رو به عنوان بهترین فیلم دفاع مقدس انتخاب کرده.....
متن کامل:
سینمای ما - هنوز التهاب سالهای اولیه پیروزی انقلاب اسلامی فروکش نکرده بود که جنگ تحمیلی شروع شد و این سرآغاز فصلی تازه در تاریخ این مرز و بوم شد. در این میان، سینمای ایران که در 2 سال اولیه بعد از پیروزی انقلاب اسلامی هنوز جسته و گریخته حرکت میکرد و هویت موجهی نداشت، سرنوشتی نو پیدا کرد.
دوربینهایی که تا آن زمان بدرستی سمت و سوی خود را نمیشناختند، وارد جبههها شدند و از دل همان خاکریزها، فیلمسازان شاخصی ظهور کردند که بانیان سینمایی شدند که امروز به نام«سینمای دفاع مقدس» از آن نام میبریم. شرح حکایت این سینما هم در جای خود جالب و در عین حال تکراری است، با گذشت 28 سال از جنگ تحمیلی، حالا که تاریخ سینمای دفاع مقدس را ورق میزنیم، به فیلمهای قابل تامل و «ماندگاری» برمیخوریم. این بار روزنامه«وطن امروز» در یک نظرسنجی،3 فیلم برتر سینمای دفاع مقدس از نگاه منتقدان سینما را معرفی کرده است. در این نظرسنجی،«آژانس شیشهای» و «سفر به چزابه» رتبه اول را کسب کردند، «دیدهبان» و «مهاجر» موفق به کسب رتبه دوم شدند و «لیلی با من است» رتبه سوم را به دست آورد.پشت سر آنها هم فیلمهای دیگری چون «گیلانه»، «هیوا»، «فرزند خاک»،«هور در آتش»،«باشو غریبه کوچک» و «از کرخه تا راین» قرار گرفتند.
این نظرسنجی با همت و تلاش همکاران عزیز، زهرا تقيزاده، عرفان جلالی و رضا باقري انجام شده است.
درباره فیلمهای برتر اين نظرسنجي
با نگاهی به برترینهای این نظرسنجی و تطابق آن با نظرسنجیهای مشابه که معمولاً در مجلات تخصصی انجام میشود، این نتیجه بهدست میآيد که معمولاً آثار شاخص این حوزه، حول همین چند اثر میچرخد که نام مرحوم رسول ملاقلیپور و ابراهیم حاتمیکیا به آنها پیوند خورده است. پس از نظرسنجی و مشخص شدن آثار برتر، سراغ برخی از عوامل ساخت این فیلمها رفتیم و صحبتهای آنها را در قالب یادداشت ضميمه کردیم. اما مروری بر خلاصه داستان فیلمها و یادي از عوامل جلو و پشت دوربین آثاري که حالا بویژه برای بچههای دهه 60 و 70 خاطره و نوستالژی است، هم خالي از لطف نيست

آژانس شیشهای
ابراهیم حاتمیکیا با ساخت این فیلم در سال 1376 فصلی تازه در سینمای دفاعمقدس رقم زد. این فیلم درباره عباس، بسیجی شهرستانی است. او که ترکش خمپارهای را کنار شاهرگ گردنش از دوران حضورش در جبهه به یادگار دارد، به اصرار همسرش نرگس برای معاینه به تهران میآید و در خیابان با همرزم سابقش کاظم روبهرو میشود که با اتومبیلش مشغول مسافرکشی است. پزشک، وضعیت عباس را بحرانی تشخیص میدهد و توصیه میکند هرچه زودتر برای درآوردن ترکش به لندن برود. کاظم برای تأمین هزینه سفر عباس، حاضر میشود اتومبیلش را بفروشد. در آژانس هواپیمایی، خریدار اتومبیل پول را بموقع به کاظم نمیرساند و او به ناچار به رئیس آژانس پیشنهاد میکند تا رسیدن پول، سوئیچ و مدارک اتومبیل را به گرو بردارد اما رئیس آژانس نمیپذیرد. کاظم که عصبانی شده، شیشه دفتر آژانس را میشکند و پس از خلع سلاح یک مأمور نیروی انتظامی، مشتریان آژانس را گروگان نگه میدارد تا مسؤولان ترتیب سفر فوری او و عباس به لندن را بدهند. آژانس به سرعت توسط نیروی انتظامی و امنیتی محاصره میشود و در این بین اصغر، همرزم کاظم و عباس نیز به افراد داخل آژانس میپیوندد. از طرف دیگر احمد- که خود، همرزم کاظم بوده- به همراه فردی به نام سلحشور به عنوان نمایندگان نیروهای امنیتی وارد آژانس میشوند و از کاظم میخواهند که اسلحه را کنار بگذارد. کاظم نمیپذیرد و پس از آزاد کردن چند گروگان به احمد و سلحشور تا 6 صبح مهلت میدهدکه اتومبیلی را برای بردن او و عباس به فرودگاه به آژانس بفرستند. در این بین، کاظم با پسرش که پشت در آژانس به دیدنش آمده و عباس با همسرش به گفتوگو مینشینند و هر یک موقعیت خود را توضیح میدهند. کاظم تا صبح بیدار میماند و در یادداشتهایش برای همسرش فاطمه وضعیت خاص خود را شرح میدهد. ساعت 6 صبح، اتومبیل به آژانس نمیآید و کاظم رئیس آژانس را به عنوان قربانی اول انتخاب و کشتن او را صحنهسازی میکند. سرانجام خودرو میرسد، مأموران با نقشه قبلی وارد آژانس میشوند و در حالی که راننده اتومبیل سوئیچ آن را در اختیار ندارد، افراد داخل آژانس آزاد میشوند و از دست اصغر با اسلحه خالی از فشنگش نیز کاری برنمیآید. سلحشور شادمان همه چیز را پایان یافته تلقی میکند، اما احمد با یک چرخ بال، سر میرسد و با حکمی از مسؤولان ردهبالا، عباس و کاظم را به فرودگاه میرساند. هنوز هواپیما از مرز هوایی کشور خارج نشده که درست هنگام تحویل سالنو، عباس برای همیشه آرام میشود. در اين فيلم پرویز پرستویی، حبیب رضایی، رضا کیانیان، اصغر نقیزاده، بیتا بادران، محمد حاتمی و قاسم زارع ايفاي نقش كردهاند. حمیدرضا چارکچیان دستیار اول کارگردان و برنامهریز بوده است و سیروس رنجبر به همراه حبیب احمدزاده و مهری سجادهچی مشاوران فیلمنامه بودهاند. دیگر عوامل سازنده«آژانس شیشهای» عبارتند از: علی کمیجانی تهیهکننده، مهدی کریمی و علی کلیج مجری طرح، عزیز ساعتی مدیر فیلمبرداری، پرویز شیخ طادی طراح صحنه و لباس، مجید انتظامی آهنگساز، محمود سماکباشی صدابردار، مهرداد میرکیانی طراح چهرهپردازی، محسن روزبهانی طراح جلوههای ویژه و علی وزیریان طراح پوستر.
سفر به چزابه
فیلمی که با وجود استقبال منتقدان نتوانست نظر مخاطبان را جلب کند. رسول ملاقلیپور در این فیلم داستان شخصی بهنام وحید را روایت میکند که در حال ساختن یک فیلم جنگی است، او از علی دوست آهنگسازش دعوت کرده تا با دیدن قسمتهایی از فیلم که آماده شده آهنگی بسازد، اما علی نمیتواند با فیلم ارتباط درستی برقرار کند. علی به قصد آشنایی با فیلم به همراه وحید به محل فیلمبرداری میرود، اما ناگهان هر 2 با رفتن به یکی از خاکریزهای ساخته شده، خود را در قالب سنگرهای واقعی جبهه، در منطقه چزابه مییابند. وحید از این حضور خشنود است، اما علی از بودن در این منطقه با خطرهای زیادش راضی نیست و طاقت دیدن صحنههای واقعی جنگ و کشته شدن جوانان را ندارد. وحید با دیدن بهروز، صمد، فرمانده، حسن کاوه و مراد چلچراغ و مرتضی و بقیه همرزمانش به کمک آنها میرود، اما بالاخره آنها به دوران حال و به محل فیلمبرداری فیلم وحید برمیگردند. مسعود کرامتی، فرهاد اصلانی، حبیب دهقاننسب، مهدی فقیه و حبیبالله الهیاری از بازیگران اين فیلم هستند. دیگر عوامل تولید این فیلم عبارتند از: علیرضا جلالی مدیر تولید، فرهاد صبا مدیر فیلمبرداری، شهرزاد پویا تدوین، محسن نوروزی طراح صحنه و لباس، پیروز ارجمندتاج آهنگساز، محمد حقیقی صدابردار، بهمن اردلان صداگذار، مسعود بهنام میکس، عبدالله اسکندری طراح چهرهپردازی و اکبر محمدی مسؤول جلوههای ویژه.
مهاجر
حاتمیکیا این فیلم را در سال 1368 ساخت. خلاصه داستان آن بدین شرح است: هواپیماهای بدون سرنشین مهاجر که از روی زمین کنترل میشود براي انجام عملیات شناسایی در پشت خطوط دشمن به کار گرفته میشود. بهدلیل برد محدود دستگاه کنترل، خلبانان در 2 ایستگاه مقابل، رودرروی هم و در خطوط دشمن مستقر میشود. خلبانی که به خطوط دشمن نفوذ کرده، در حالی که با دشمن درگیر میشود، با مهارت، عملیات شناسایی را انجام میدهد و هواپیما را در هوا تحویل خلبان دوم میدهد در حالی که خود در آخرین لحظات به شهادت میرسد. بازیگران این فیلم عبارتند از: سیدعلیرضا خاتمی، سیدابراهیم اصغرزاده، علیرضا حیدری، اصغر نقیزاده، حمیدرضا
چارکچیان و ... دیگر عوامل هم بدین شرح است: حسین خورشیدی مشاور فیلمنامه، عبدالله باکیده مدیر تولید، محمدتقی پاکسیما فیلمبردار، حسین زندباف تدوین، محمدرضا شجاعی طراح صحنه، محمدرضا آهنج مدیر صحنه، پرویز شیخطادی دستیار مدیر صحنه، کریم گوگردچی آهنگساز، محسن روشن صدابردار، فرید کشنفلاح چهرهپرداز و حسین خسروجردی طراح پوستر.
دیدهبان
ابراهیم حاتمیکیا در یکی از نخستین تجربههای فیلمسازیاش در «دیدهبان» سراغ فیلمی رفت که خلاصه داستانش چنین است: ارتباط خط کمین با نیروهای خودی توسط دشمن قطع شده و احتمال سقوط منطقه بسیار زیاد است. مقابله و مقاومت نیروها در مقابل دشمن نیازمند حضور دیدهبان برای هدایت آتش سنگین است. عارفی برای پیوستن به خط کمین و دیدهبانی باید از مسیری عبور کند که زیرآتش شدید دشمن قرار دارد... .
مهرداد سلیمانی، علیرضا حیدری، غلامرضا علیاکبری، اصغر پورهاجریان، حمیدرضا چارکچیان از بازیگران اين فیلم هستند. ديگر کسانی که حاتمیکیا را در ساخت این فیلم یاری کردند، عبارتند از: سیروس حسنپور دستیار کارگردان، نصرتالله محمدزاده مشاور فیلمنامه، عبدالله باکیده مدیرتولید، محسن ذوالانوار فیلمبردار، محمدرضا شجاعی طراح صحنه، سیدمحمد میرزمانی آهنگساز، اسحاق خانزاری صداگذار، مصطفی کامیاب طراح چهرهپردازی، اصغر پورهاجریان طراح جلوههای ویژه و علی وزیریان طراح پوستر.
لیلی با من است
«لیلی با من است» به این خاطر قابل تأمل است و کار کمال تبریزی از این جهت قابلستایش، که نخستین فیلم کمدی دفاعمقدس محسوب میشود فیلمی که هم نظر مخاطبان را جلب کرد و هم منتقدان را. این فیلم روایت شرح حال صادق، فیلمبردار تلویزیون است که به دلیل مشکلات مالی نیاز شدیدی به وام دارد. از طرفی همکارش به او توصیه میکند در صورتیکه در سفر کوتاهی با یکی از افراد واحد فیلمبرداران تلویزیون به منطقه جنگی برود، خیلی راحت میتواند وام مورد نیازش را دریافت کند. صادق بهرغم تمایل نداشتن به حضور در مناطق جنگی و ترس از محیطی ناشناخته، تصمیم به رفتن میگیرد و مدت 48 ساعت با همکارش کمالی عازم مناطق جنگی جنوب میشود.
صادق با حضور در منطقه، در شرایطی کاملاً بیگانه با خود قرار میگیرد و این در حالی است که لحظهبهلحظه، ناخواسته به خط مقدم نزدیکتر میشود و هرلحظه تصورش این است که در حال دور شدن از خط مقدم است. بتدریج مشاهده آدمهایی که در جنگ حضور دارند، تلقی او را نسبت به جنگ تغییر میدهد و خودش نیز در نبرد با دشمن سهیم میشود. صادق مجروح و به بیمارستان منتقل میشود، اما برای بازگشت به جبهه اعلام آمادگی میکند. پرویز پرستویی، محمود عزیزی، شهره لرستانی و مهدی فقیه بازیگران این فیلم هستند. دیگر عوامل هم بدین شرحاند: رضا مقصودی و کمال تبریزی نویسنده، مجتبی رحیمی فیلمبردار، هاشم عطار عکس ، بهنام ابطحی آهنگساز، بهروز معاونیان صدابردار، مهران ملکوتی دستیار صدابردار و رحیم مهدیخانی طراح چهرهپردازی.
پرویز شیخ طادی مطلبی زیبا در وصف آژانس شیشه ای نوشته که برای شما میزارم:

پرویز شیخطادی* :«آژانس شیشهای» در یک برهه خاص سیاسی ساخته شد؛ زمانی که در بخش اجرایی، دولت ایران شاهد یک جابهجایی و دست به دست شدن سیاسی بود و کسانی روی کار آمدند که از نظر فیلمسازي، پیشینه مشخصی داشتند و این آیندهنگری به حدسیات مردم بسیار نزدیک شد. یکی از دلایل موفقیت این فیلم، پیشقراولی در این زمینه بود و دلیل دیگر اینکه یک درام بسیار زیبا، خوب و خوشساخت بود که از بایدها و نبایدها سخن میگفت. اما اگر دیدگاه مرا بخواهید خواهم گفت که«روبان قرمز» در فرم و معنا از«آژانس شیشهای» یک قدم جلوتر است؛ ساختار جدیتری داشت و کاملاً فیلم خاصی بود. تاریخ همکاری من با آقای حاتمیکیا به سال 69-68 و فیلم«مهاجر» بازمیگردد. آن زمان من به عنوان «دستیار صحنه» وارد گروه کاری ایشان شدم. در آن دوره، عناوین شغلی مطرح نبود.
ما هم جدی نمیگرفتیم؛ همه کار کرده و بدون هیچ توقعی در همه چیز دخالت میکردیم. در واقع من، آقای «حاتمیکیا»، آقای «اصغرزاده» و آقای «حبیب احمدزاده» یک حلقه انرژی را ایجاد میکردیم که بقیه نیروها خود به خود گرد این انرژی فعالیت میکردند. من در آثار زیادی با آقای حاتمیکیا همکاری داشتهام. در کمتر فیلمی از ایشان بوده است که حضور نداشته باشم. فیلم«آژانس شیشهای» را نیز با هم شروع کردیم. همه این آثار، آثار موفقی بودهاند. خاطره خاصی از «آژانس شیشهای» همیشه در ذهنم است و آن اینکه در زمان فیلمبرداری، حاتمیکیا مدام با حالت اضطراب راه میرفت. وقتی علت این کار را پرسیدم، گفت:«کاش این اسلحه در فیلم نبود (اسلحه حاجکاظم). دلم نمیخواهد این اسلحه در فیلم باشد ولی چهکنم که نیاز داریم باشد!» به نظرم منتقدان باید دقت بیشتری در انتخاب فیلمها به خرج دهند. مثلاً فیلم «از کرخه تا راین» در زمان اکران از سوی مدیران سینما و منتقدان مورد انتقاد قرار گرفت و بعد از نظر مردم بهترین فیلم شناخته شد.
حالا هم من نمیتوانم بگویم «آژانس شیشهای» بهترین فیلم است. مثلاً فیلم «برج مینو» در این زمینه فیلم خاص و جدیتری است و حتی یادم است که خود حاتمیکیا میگفت: «آژانس شیشهای» حق «روبان» را خورده است!
* طراح صحنه و لباس «آژانس شیشهای»
ایکاش اسم به رنگ ارغوان هم در این فیلم ها بود....اکران فیلمهای فرهنگی مجوزدار......لینک
امیدو.ارم از خوندن این مطالب لذت برده باشید....
تا پست بعدی و خبری جدید از آقای حاتمی کیا
یا علی
امروز دوم مهر ماه سالروز تولد ابراهیم حاتمی کیا بزرگ مرد سینماست.....که من این روز رو به ایشون تبریک میگم و امیدوارم همیشه موفق باشند.....
مهرزاد دانش و محسن حدادی به مناسبت این روز یادداشت هایی رو نوشتن و در سایت سینمای ما قار دادن که من اون یادداشت ها رو برای شما میزارم.....
یادداشت مهرزاد دانش:

سینمای ما- مهرزاد دانش: معمولاً سینمای ابراهیم حاتمیکیا را با سینمای جنگی قرین میدانند. جالب اینجاست که زادروز این فیلمساز هم از قضا در میانه هفته دفاع مقدس قرار گرفته تا لابد حتی در یادمانهای مناسبتی هم این تقارن مضاعف شود. اما دیگر این جور انتسابهای صوری را در تحلیل سینمای او باید چندان جدی نگرفت و مختصات سبک و سیاق فیلمسازی او را در جهات عمیقتری ارزیابی کرد. حاتمیکیا حتی اگر هم اثر جنگی نسازد باز تمایزی مختص خود در کارهایش میپروراند. یکی از این عناصر خاص در شخصیتپردازی کارهای حاتمیکیا نمود دارد.
شخصیتهای اصلی آثار ابراهیم حاتمیکیا را سخت میتوان از یاد برد. یکی از ویژگیهای اساسی و معمولاً ثابت این آدمها فردیت پررنگشان در برابر ایدههای منبعث از ناحیه اجتماع پیرامونی است. گفتمان فرد در برابر اجتماع یکی از قدیمیترین و متداولترین الگوهای دراماتیک است، اما در سینمای ایران به دلیل جا نیفتادن بحث فردیت در مناسبات انسانی و معاشرتی، کمتر به کار آمده. به هر حال بعدی از سینما آیینه اجتماع است و در جامعهای که جمعگرایی و فرهنگ ازدحام به مرز تکریم و حتی گاه تقدیس میرسد، قاعدتاً فردیت انسانی در سینمایش هم بازتاب چندانی ندارد.
منتها در سینمای برخی فیلمسازان که از این مرز ذهنی گذر کردهاند، ردپاهایی پررنگ از فردیت دیده میشود؛ از جمله حاتمیکیا. اصلاً یکی از دلایلی که فیلمهای او را از بیشتر همتایانش در سینمای جنگ متمایز کرده همین رویکرد است. در غالب فیلمهای جنگی ما، آدمها هویت مستقل ندارند و همه شبیه به همان جمعیتی هستند که از رسانههای رسمی تحت عنوان رزمندگان اسلام نام برده میشود. اگر کسی از این مرز جمعیتی عبور کند یا خائن است و به سزای عملش میرسد و یا اگر رستگار باشد توفیق توبه برایش حاصل میآید.
برای همین است که کمتر شخصیت رزمندهای از خیل فیلمهای جنگی سینمای ایران در ذهن باقی مانده، چرا که واجد فردیتی مستقل به لحاظ منش و روش و عقیده نیستند و همان نقابی را بر چهره دارند که دیگری بر صورت زده است. اما آدمهای حاتمیکیا عموماً از جنسی دیگرند. ساز مخالف میزنند و در تنهاییشان ثبات قدم دارند. تا آن جا پیش میروند که یا ادعایشان ثابت شود و یا خود در ایدههایشان مستغرق شوند. این ثبات و سرسختی نشان از استقلالی دارد که همان فردیتشان را تشکیل میدهد. آنها با جمع پیرامونیشان درگیرند و از جانب سایرین شماتت میشوند و حتی با عناوینی از قبیل دیوانه و لجباز روبهرو میشوند اما استحکام فردی، این حمله جمعی را با پاتک مواجه میسازد.
شاید وصل نیکان اولین فیلم جدی حاتمیکیا در این باب بود. اصرار یکتنه مرد داستان بر برگزاری مراسم ازدواجش زیر موشکباران به رغم مخالفت همگان، حتی همسرش، شاید بیشتر حکایت از یک لجاجت بیمعنا کند تا یک تصمیم خردمندانه؛ اما راستش آن همه استقلال رأی در برابر مصلحتسنجی همگانی کم قابل ستایش نبود. شاید تنها وجه ناخوشایند قضیه، اصرار بیمورد مرد بر تبعیت دیگران از خودش بود که فردیتش را هم تا حدی مخدوش میساخت. در خاکستر سبز این تمایز فردی بیشتر جلوهگر شد: رزمندهای که برای ثبت وقایع بوسنی به بالکان رفته، عاشق دختری بوسنیایی میشود و حالا دیگران (یا همان جمع رسمی) توصیه به پنهان ماندن این عشق دارند چرا که فردیت عاشق، تناسبی با رسم این جمع ندارد، غافل از آن که نفر بعدی هم که به دنبال مرد عاشق روان شده، از این فردیت و استقلال بینصیب نیست و سرگردانتر از اولی در آن دیار میچرخد.
شخصیت اصلی خاکستر سبز اتفاقاً سر نماز است که از موقعیت رسمی و مقبول جمع بودن به در میآید و با پریشانی در قرائت اذکار عبادت، عرق فردیت بر چهرهاش مینشیند. در بوی پیراهن یوسف ادعای غفور مبنی بر زنده بودن یوسفش، مورد پذیرش هیچ جمعی نیست؛ حتی اعضای خانوادهاش؛ و حتی دختر مسافری که در بخشی از راه و انتظار، با او همراه است از میانه میگسلد. غفور در تنهاییاش مصمم است و تردیدهایش را مثل سعید از کرخه تا راین در قالب فریاد به خدا در خلوت ابراز میدارد. در صحنهای زیبا این فردیت منزوی در قبال جمع به روشنی بروز مییابد: آنجا که غفور مستأصل در لاین مخالف خیابان میراند و اتومبیلها همگی از روبهرویش در حال حرکتند: شمایلی رنجکشیده از عبور در برابر آن چه دیگران واقعیتی تردیدناپذیر مینامندش. اما پایان فیلم حقیقت فردی غفور را در برابر واقعیت جمعی دیگران به اثبات میرساند و بار دیگر قهرمان تنهای داستان پیروز میدان نبرد با جمعیت پیرامون میشود. آژانس شیشهای اوج این جدلپردازی است.
حاجکاظم هر چه داد زد، گریست، تهدید کرد، قصه گفت، ... باز کسی نفهمیدش. همه علیه او بودند؛ حتی همان کسی که برایش گروگانگیری کرده بود و تا دیگران در حقارتش کف نزده بودند او هم به مرامش اعتراض داشت. این بار تنهایی و فردیت آدم قصه، شکلی مضاعف داشت اما از فردیتش دست نکشید و در مقابل نمایندگان «امنیتی» ایستاد و عاقبت هم که پیروز میدان شد، معلق و دست خالی بین زمین و آسمان ماند: حالا رفیقش هم او را تنها گذاشته بود. ولی اگر حاجکاظم دلش به تأیید همسر و حضور فرزندش خوش بود، رزمنده فیلم موج مرده همان را هم نداشت و تک و تنها پای ایده خود مبنی بر مقابله با رزمناو آمریکایی ایستاد. از این رو فردیت او چشمگیرتر است به ویژه آن که این فردیت از جانب پسرش به توهمات دن کیشوت تشبیه شده.
برای همین هم پایان این ایستادگی به یک سیاهی منتهی شد که آن سویش، سرخوشی فرزند این آدم در «جمعی» از سرخوشان دبی است. تلخی پشت تلخی... و این قصه تا به نام پدر و دعوت و حتی سریال حلقه سبز هم ادامه داشت. اما به راستی در این روزهای پرالتهاب، سکوت حاتمیکیا به چه معنا است؟ آیا دوگانه فردیت/ جمعیت در این سلوک هم قابل تأویل است؟
یاداشت محسن حدادی:

سینمای ما- محسن حدادی: خردادماه 85 بود؛ کارگردانان سینمای ایران به دیدار رهبری رفتهبودند و در این میان حاتمیکیا که در صدر مجلس نشسته بود برای بیان حرفهایش بیصبری میکرد؛ خاصه بعد از توقیف «به رنگ ارغوان» و بازتابهای ضدونقیض به نام پدر؛ آخرین سینمایی بلند او در عرصه دفاع مقدس و عزیمتش از این گونه سینمایی به حوزه اجتماعی و... حاتمیکیا البته با برخوردهای تند و سلیقهای که او را برای خود میخواستند و «موجمرده» او را به مسلخ بردند و «ارتفاع پست»ش را برنتابیدند و توقع داشتند و دارند که او همچنان! «آژانس شیشهای» بسازد، و به این نوع خستگی و پهلو گرفتن در دامنه آتشفشان عادت دارد! همچنان که مجید مجیدی باید همیشه علیه سروش حرف بزند تا از سوی برخی دوست داشته شود وگرنه...
آن عصر دلپذیر بهاری، حاتمیکیا از سویدای دل به خمودگی سینمای دفاع مقدس اشاره کرد و گفت که خود دچار کرختی شده است و برای کار در این حوزه ـ دفاع مقدس ـ باید به آدمهایی مراجعه کند که الفبای سینما را هم نمیدانند. گفت که خیلیها که هنوز تاتی تاتی فیلمسازی را نیاموختهاند، چگونه بودجههایی را هدر میدهند و فیلم جنگی (! ) میسازند و بعد هم نردبان را میگیرند و بالا میروند تا آنجا که دیگر حتی اسم سینمای دفاع مقدس هم برایشان خندهدار میشود. نمیدانیم باید راجع به چه چیز دفاع مقدس فیلم بسازیم تا اجازه دهند کار کنیم... برخلاف تصور خیلیها فیلم دفاع مقدس در «پر قو» تولید نمیشود و ضربهپذیرترین قشر سینماگر ایران ــ سینماگران دفاع مقدس ــ باید کارت هویت داشته باشند. گفت: مقابل درجهدارانی که باید برای یک فیلم، 8 سال دفاع مقدس و 8 سال مبانی سینما را برایشان تشریح کنیم، درجه میخواهیم و شما ـ خطاب به رهبر ـ خودتان باید به ما درجه بدهید که شنیدهایم سرداران را خود مدرج میکنید.»
رهبر با دقت حرفهای حاتمیکیا را گوش میداد و یادداشتبرداری میکرد تا به وقتش پاسخ گوید؛ و لبخندی حاکی از رضایت از جلسه و مباحث مطروحه بر صورت رهبر نشسته بود.
رهبری جواب ابراهیم را اینگونه داد: آقای حاتمیکیا میگویند، من نمیدانم راجع به جنگ چه بگویم، خیلی حرف مانده برای گفتن؛ سینماگران جنگ، پشت صحنه جنگ را چقدر تصویر کردهاند؟ چه شد که این جنگ شروع شد؟ کدام فیلم سیاسی، بینالمللی، پلیسی، میتواند شیرینتر از این در بیاید که شما با اسناد موجود تصویر کنید چطور شد که صدامحسین به خودش جرات داد و این گستاخی را کرد که به قصد تسلط بر ایران، به ایران حمله کند؟ ... چطور مىتوانید زیباییهاى دفاع هشتساله یک ملتِ دست خالى را از میهن خودش، از کشور خودش، از ملت خودش و از نظام خودش، در آن میدان دشوار نادیده بگیرید؟
آقاى حاتمىکیا مىگویند به ما درجه بدهید؛ خدا به شماها درجه داده، بنده چه درجهاى را به شما بدهم! درجه شما، درجه خدایى است. این ذوق و استعداد هنرى که شماها دارید، این همان درجهاى است که به شماها داده. ما اگر بخواهیم این را با ابزارهاى مادى مدرجش کنیم، ضایعش کردهایم. البته ما از شما قدردانى مىکنیم؛ هم قدردانى مىکنیم، هم انتظار داریم...
جلسه تمام شد، «ابراهیم عزیز» اما حرفهایش را با آقا ادامه داد و معلوم بود حرفهایی مانده... آقا که رفت، روبهروی حاتمیکیا ظاهر شدم و داستان را پرسیدم، گفت: منظور من این نبود! یعنی نتوانستم حرفم را منتقل کنم، حرف من این است که وقتی برای ساخت یک فیلم باید از درجهداران تأییدیه گرفت در حالیکه آنها فهم درستی از فیلمسازی و هنر سینما ندارند و میخواهند خودشان در خصوص آنچه قرار است ساخته شود، نظر بدهند، تنها با درجه نظامی میتوان بدون اجازه آنها و بدون دخل و تصرف آنها، امکانات گرفت و فیلم ساخت وگرنه باید یا آنچه آنها میخواهند بسازی و یا قید امکانات و همراهی را بزنی!
...یاد آژانس شیشهای افتادم که آن یک عدد ژ- سه حاجکاظم را دوستان ابراهیم از پایگاه بسیج محلشان آورده بودند و... یاد فیلمهای سینمایی چند سال اخیر حوزه دفاع مقدس افتادم که اغلب سفارش نهادها و ارگانهاست تا ذوق و سلیقه و قریحه یک هنرمند دلسوز دفاع مقدس. یاد حمایت عجیب و غریب وزارت ارشاد از «اخراجیها» افتادم که آن را سند افتخار دولت نهم میدانند و تولیدش را ستاره سپهر سینمای ایران! یاد مظلومیت سینمای ملاقلیپور افتادم که چون برخاسته از زخمهای دل آن مرحوم بود، اذیتش میکردند و...
مسئله «دلسوزی و دانش» همواره از ابتدای انقلاب مورد مناقشه اصحاب فرهنگ و هنر بوده است بویژه آنجا که حرف «مدیریت» به میان آمده و متأسفانه در این مسئله، اغلب دانش فدای دلسوزی شده است چرا که مدیران ارشد ما بیشتر به جای آنکه دنبال «دانش و دانشمند» باشند دنبال آدمهایی بوده و هستند که «خوب» باشند و به اصطلاح متعهد. اگر متخصصی هم مییافتند که برای پست و مقامی مناسب است شاید به خاطر آنکه قبلش متعهدی یافته بودند، هماو را ترجیح میدادند! این روزها باید به صورت مسئله مذکور، گزینه «محافظهکاری» را هم اضافه کرد که «ریسکپذیری و نقدمحوری» خیلی وقت است که از جامعه مدیریت بویژه در حوزه فرهنگ و صد البته فرهنگ دفاع مقدس، رخت بر بسته است. مدیران امروز حاضرند برای اثری در این حوزه مقدس، هزینه کنند که حاشیه نداشتهباشد، طعم تلخی و تندی از آن به مشام نرسد، کسی یا نهادی در آن مورد نقد واقع نشوند و در کل «همه جا امن و امان است» باشد. برای همین گاهی فکر میکنم که تولید و پخش یک «آژانس شیشهای» دیگر در کشور، تقریباً محال است.
فاطمه، فاطمه، فاطمه جان! کاش میشد اینجا بودی و به جای نوشتن یک بار به چشمات نگاه میکردم، ما خیلی حرفامونو با چشمامون میگفتیم، بعید میدونم این چند خط همه حرفای منو بزنه... فاطمه! انتظار ندارم اینا به من حق بدن، فقط کافیه منو بفهمن... (دیالوگی از آژانس شیشهای)
*دوم مهر سالروز تولد ابراهیم حاتمیکیا در سال 1340 است.
******بازم هم تولد ایشون رو تبریک میگم
موفقیت برای پدر انیمیشن ایران نورالدین زرین کلک.....................لینک
گزارشی از مراسم تشیع پیکر پاک استاد مشکاتیان............لینک
تا پست بعدی
یا علی


