سلام به همه شما همراهان همیشگی این وبلاگ
بعد از درج درگذشت مرحوم رسام دوست نداشتم دیگه تو این وب خبر درگذشت کسی رو بزارم.....
اما انگار دست تقدیر بر اون بود تا مادر بزرگ مهربون سینمای ایران رو هم از ما بگیره...
نسل من تصویرش از بانوی سینما نیکو خردمند مادر بزرگ مهربونی که همیشه با شنیدن صداش آروم میشدیم
پاییز امسال هنرمند های بزرگی رو از دست دادیم
استاد مشکاتیان.....مسعود رسام......امیر قویدل و حالا نیکو خردمند
برای اهو خردمند عزیز و هم چنین خانواده این هنرمند آرزو صبر دارم و از طرف خودم این واقعه رو تسلیت میگم....

نیکو خردمند ـ بازیگر و صداپیشه پیشکسوت سینمای ایران ـ صبح امروز سهشنبه در سن 77 سالگی در بیمارستان ابن سینا دار فانی را وداع گفت.آهو خردمند خواهر این مرحوم با تایید خبر درگذشت مرحوم نیکو خردمند گفت: وی از مدتی پیش بعد از سکته قلبی در بیمارستان ابن سینا بستری بود و امروز نزدیک ساعت چهار صبح در همان بیمارستان از دنیا رفت.
نیکو خردمند پس از تحمل یک دوره بیماری درگذشت. از بازیگر فیلم خاطرهانگیز "پرده آخر" که در سالهای اخیر کمکار شده بود، 27 شهریور در سیزدهمین جشن خانه سینما تجلیل شد. وی متولد 1311 تهران بود و فعالیت هنری را از سال 1337 با گویندگی در رادیو آغاز کرد و از 1339 نیز در دوبله مشغول بود.
مرحوم خردمند کار بازی در سینما را از سال 1369 با فیلم سینمایی "پرده آخر" به کارگردانی واروژ کریم مسیحی آغاز کرد که اولین نقشآفرینی او در سینما سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش دوم زن در نهمین جشنواره فیلم فجر را برایش به ارمغان آورد.
این بازیگر همچنین سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش دوم زن در دوازدهمین جشنواره فیلم فجر را برای فیلم "بازیچه" دریافت کرد و برای فیلم سینمایی "غزال" نامزد دریافت جایزه بهترین بازیگر نقش دوم زن در چهاردهمین جشنواره فیلم فجر شد.
خردمند در سالهای اخیر در فیلمهای سینمایی "پرونده هاوانا"، "کافه ستاره" و" چند میگیری گریه کنی" بازی کرد. خبرگزاری مهر درگذشت این هنرمند باسابقه را به جامعه هنری ایران و خانواده و دوستان و همکاران آن مرحوم تسلیت میگوید.
خدایش بیامرزاد
یا علی
سلام به همه شما همراهان همیشگی این وبلاگ
خبری از آقای حاتمی کیا:
جشنواره فيلم كوثر/
خبرگزاري فارس: ابراهيم حاتميكيا، داود ميرباقري، مجتبي راعي، حسين خورشيدي و عليرضا رضاداد به عنوان اعضاي هيأت داوران بخش 135 ثانيهاي جشنواره فيلم كوثر معرفي شدند

به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از معاونت امور رسانهها و اطلاعرساني جشنواره فيلم كوثر، ابراهيم حاتميكيا، داود ميرباقري، مجتبي راعي، عليرضا رضاداد و حسين خورشيدي پنج داور بخش فاطيما (فيلمهاي 135 ثانيهاي) جشنواره فيلم كوثر هستند.
بر اساس اين گزارش، اين هيات پنج نفره قرار است 65 فيلم راه يافته مرحله مسابقه بخش 135 ثانيهاي جشنواره كوثر را داوري كنند.
بخش فيلمهاي 135 ثانيهاي جشنواره كوثر با نظر به جايگاه والاي زن در فرهنگ غني ديني و ملي و با هدف تلاش براي دستيابي منزلت واقعي زن در سينماي ايران از سوي ستاد برگزاري جشنواره پيشبيني شده كه با استقبال گسترده فيلمسازان كشور مواجه شده است.
553 عنوان فيلم به دبيرخانه اين بخش جشنواره رسيده كه از آن ميان، بيش از 200 عنوان فيلم ساخته شده است.
65 فيلم مرحله مسابقه بخش 135 ثانيهاي از ميان 203 فيلم ارائه شده انتخاب شدهاند.
چهارمين جشنواره فيلم كوثر از 27 تا 30 آبانماه جاري به همت ستاد آيههاي ايثار و تلاش، معاونت امور سينمايي و سمعي بصري وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، استانداري تهران، صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران و موسسه مالي و اعتباري قوامين در سينما فلسطين برگزار ميشود.
انتهاي پيام/ا
پ.ن:پست پایین که مربوط میشه به یادااشتهای روزانه آقای حاتمی کیا در زمان اکران به رنگ ارغوان رو چند نفر از دوستان به من گفتن که احتمال داره این مطلب درست نباشه...راستش هنوز تکذیبیه ای برای این مطلب نیومده...این مطلب در مجله مثلث به چاپ رسیده بود که من هم برای شما گذاشتم.....
تا پست بعدی
یا علی
سلام به همه شما همراهان همیشگی این وبلاگ
دوست عزیزی به نام احسان مطلبی رو برای من فرستادن که مربوط میشه به قسمتی از یادداشتهای روزانه آقای حاتمی کیا در دوران فیلم برداری به رنگ ارغوان.....
مشکل فیلم حالا حل شده...مسلما" خوندن این یادداشت ها خالی از لطف نیست....

28 دی 1382: كلید فیلم زیر مه و باران و برف زده شد. الحمدالله ربالعالمین خوب آغاز شد. امید كه به همین پاكی ادامه یابد. شب برف میبارد و ما مثل كشاورزان خوشحالیم. تلفن مستقیم قطع شده و من رابطهام با تهران قطع شده، حالم خوش است. نارسایی كم نیست، ولی گرم هستیم و پرشور.
29 دی: صبح 6 برخاستیم و 5/11 شب بیهوش افتادیم. به هر زوری بود بالاخره پلان - سكانس درگیری بهزاد - محسن را گرفتیم. سكانس بینهایت سختی بود، آن هم به خاطر دوربین روی دست. دلم برای حسن كریمی فیلمبردار میسوزد. دوربین 537 واقعا سنگین است. برف دیروز كجا و آفتاب امروز كجا؟ همه چیز آبكی شده. خدا كند فیلم به این بلا دچار نشود.
30 دی: 6 برپا و 11 برخواب. كمی كسر خواب دارم. اوضاع خوب است. به حمید توصیه كردم بیشتر توی لاك نقشاش باشد. در نتیجه امروز خیلی عصبی بود و حتی سر پانتهآ داد كشید. من خوشحالم بچهها خوبند. یك ترانه شنیدم. جدیدترینش عالی بود. گریهام گرفت. چه قدر زیباست. شب خواب سروش را دیدم. جوانتر بود. آمده بود امتحان در دانشگاه آزاد بدهد. من هم آمدم. خاتمی رئیسجمهور هم آمد. چیز عجیبی بود. همه میخواستند امتحان بدهند.
2 بهمن: برپا 6 صبح و خواب 5/12. كمی گیج هستم. چشم ارغوان به لنز حساس شده. خدا كند مشكل جدی نشود. كارها خوب پیش میرود. برنامهریزی آینده را انجام دادیم.
3 بهمن: ارغوان بهتر شده، خیلی. حمید دیالوگها را دقیق حفظ نمیكند. من دلیلش را میدانم. میخواهد طراوت لحظه ضبط حفظ بشود. ولی ما را به دردسر میاندازد. كسر خواب چند شب كمی خوابآلودم كرده.
4 بهمن: سكانس سخت ارغوان و بهزاد در كنار درخت مقدس فیلمبرداری شد. ارغوان خوشبختانه خودش را كشید. خیلی خستهام. یك روز وقت برگشت خوشیم و یك روز ناخوش. امروز ناخوشیم. دلیلش را هم نمیدانم.
5 بهمن: شب عكسهای صحنه و پشت صحنه گلاره را دیدم. به نظرم پلانهای متفاوت كم نگرفتهایم.
6 بهمن: چشمهایم میسوزد. بدنم درد میكند، ولی باید كار را پیش برد.
7 بهمن: از صبح تمرین سكانس دانشجوها توی كلاس آزاد جنگل انجام شد. برگشتیم و من سكانس 47 همین كلاس را گرفتم. دیدن راشهای ویدئویی شده با فیلمبرداری مرتب برقرار است. برف شیرین میبارد و ما باید برنامهریزیهای جدیدی انجام دهیم.
8 بهمن: صبح بچهها دیر حاضر شدند. گرد و خاك راهانداختیم. حبیب با یك فنجان كاپوچینوی گرم به اتاقم آمد. حبیب را دوست دارم، ولی كار بعضی وقتها خودش را تحمیل میكند.
10 بهمن: صبح ناامید سر صحنه رفتیم ولی با همت بچهها توانستیم برفروبی كنیم. فقط ماند یك مشكل و آن نیامدن دانشجویان بود كه عملا بخش مهمی از كار معلق ماند و تا خودمان را جمع كنیم، كار از كار گذشته بود و سكانس ناقص ماند.
11 بهمن: به نظرم كمی كار شل شده و اگر اعتنا نكنیم كنترل از دستمان خارج میشود.
13 بهمن: امروز كار خوابید. صحنه، كار را عقب انداخت. محسن شاهابراهیمی نمیگذاشت اتاق درحال آماده شدن ارغوان را ببینم. آنها تا صبح فردا كار كردند و من فقط از نفوذیهایم خبر میگرفتم كه كار پیش میرود. وقتی صبح اتاق را دیدم فقط یك چیز میتوانستم بگویم: محسن بهترین است. خانم توكلی آمد. كمی از لهجه نقشش میترسم.
14 بهمن: خیلی خستهام. كسر خواب دارم. دوبار توی صحنه خوابم گرفت. دیگر جای تمرین شبانه نداشتم و بعد از نماز مغرب خوابیدم.
17 بهمن: شب كاری بود و بالطبع تا ظهر خوابیدم و بعدازظهر تمرین سكانس شلوغ ساز زدن توی قهوهخانه بود. میدانم كه كار سختی است. فردین خلعتبری از تهران آمده تا سر اجرای آن باشد. صبح دانشجوها از تولید گله داشتند. كار داشت بیخ پیدا میكرد. مجبور شدم دخالت كنم.
18 بهمن: امروز از آن روزهایی است كه حالم خیلی بد بود. هوا بارانی است و من حال بیكسی دارم. بهم جفا شده. میخواستیم تمرین كنیم و كردیم. ولی حالم خوش نبود. نگرانم. دلم میخواست تهران بودم. دلم میخواست سركار نبودم. چهقدر این موسیقی آوایی تسكینم میدهد. مشكل از كیست؟ من؟ دستیارهایم؟ فشار كار؟ نمیدانم. نای نوشتن ندارم. فكر میكنم وقتش شده كه با فاطمه حرف بزنم. دل شكستهام. همین! حالم منقلب است. پشت پلكهایم داغ شده.
19 بهمن: حالم خوش است. دیروز كجا و امروز كجا. چند روز است با اسماعیل و یوسف و نیره و فاطمه تماس ندارم. كمبودشان اذیتم میكند.
24 بهمن: قرار شد محوطه میدانگاهی را فیلمبرداری كنیم. حالم گرفته بود كه دیدم سادهترین پلانهایی كه باید محیط آبادی را معرفی كند، این قدر سهل از بغلش میگذریم. یكهو توی خودم ریختم و سكوت كردم. صدا، دوربین، حركت را از خودم محروم كردم و گروه كارگردانی مجبور به ادامه شد. فاطمه و یوسف آمدند.
اسماعیل سرمای شدید خورده و نتوانسته بیاید و نیره هم رفته بود تبریز سر دانشگاه. این دو رایحه، حالم را عوض كرد.
27 بهمن: همه كار میكنند، ولی من فكر میكنم كار پیش نمیرود. حبیب میگوید روال برنامهریزی و صحنههایی كه شوت كردیم نشان میدهد كه خوب پیش رفتیم. الحمدالله.
28 بهمن: تعداد كاستها به 80 رسید و من هنوز نمیدانم فیلم با چند كاست دیگر جمع میشود. سرصحنه خوابم میگیرد. میانگین خوابم به پنج ساعت رسیده. خدایا كمكم كن.
30 بهمن: صبح سرماخوردگی، تن دردی. ساعت 8 سرصحنه و تمرین چند باره. بدن درد امانم را بریده. یك ساعت خوابیدم. پر از كابوس و از خواب پریدن.
1 اسفند: تب و سرما حمید را از پا انداخت و امروز ازش محروم شدیم. تنها بازیگرمان لپتاپ بود كه بازیگردانیاش با گلاره بود كه بهش مسلط است. به نظر ساده میآمد ولی دمار از روزگارمان درآورد. از ساعت 1 تا 9 شب. واقعا وحشتناك است. فقط صفحه LCD و تعداد قُبُل منقل روی كلید و صفحه. دلم لك زده برای یك پلان از صورت آدمیزاد.
2 اسفند: وسوسه تعطیل شدن یا نشدن روزهای عاشورا و تاسوعا به جان همه افتاده. من كه كار نمیكنم. بقیه گروهها خودشان میدانند.
4 اسفند: حبیب سرما خورده و كز كرده. دلم برای غربت هردومان گرفته. توحال خودش بود كه ماچش كردم.
5 اسفند: محرم رسید. دلم میخواهد حال محرمی داشته باشم. خدایا نصیبم كن. مصرف نگاتیو به مرز 100 رسیده است. نگرانم. دلم نمیخواهد بالا برود، ولی بین شتاب و كندی یكی را باید انتخاب كرد.
8 اسفند: خستهام ولی خوشم. سكانس سنگینی مثل مرشد و بهزاد را گرفتیم. باور نمیكردم آقای بابك با این دقت كار كند. همه عالیاند. من و كریمی سر فیلمبرداری سختگیر شدیم. نه من فشار میآورم و نه او خستگی نشان میدهد. من از قابهای فیلم راضیام. این فیلم اگر هیچی نداشته باشد رنگ و نور خوبی دارد.
9 اسفند: عشق رفتن. دیگر خداحافظیها شروع شده. حمید این حالش را زود نشان میدهد. سعی میكنم نرم باشم و مهربان. خدایا این فیلم خاطره بدی برای بچهها نشود.
13 اسفند: نگرانم از فینال فیلم. شب با كابوس خوابیدم. خواب دیدم كه فیلمم مزخرف شده. پلانهای گل و گشادش گیجم كرده بود. من كه از این اداو اطوارها نداشتم. چه مرگم شده. نمیدانم. از پلانهای پایانی راضی نیستم. آقا به درك! دنیا كه به آخر نرسیده، اتفاق عجیب و غریب نمیافتد. این حال غریب دیگر چیست كه خرم را گرفته؟ نمیگذارم این روزهای آخر زهر بشود. اعوذبالله منالشیطان الرجیم.
18 اسفند: الحمدلله سكانس سخت فینال و تظاهرات دانشجویان فیلمبرداری شد. البته پیشبینی هوای باز و آزاد را داشتیم ولی برف، مه و باران و گل و شل به استقبالمان آمد. اول وحشت كردم، ولی كمكم خودم را با شرایط تطبیق دادم. گرفتیم، حالا چی شده اللهاعلم.
19 اسفند: از صبح تا غروب در خوف و رجاء بودیم كه بالاخره سكانس درگیری را خواهیم گرفت یا نه. اخبار ضد و نقیض از وضعیت هوای محل میرسید. عدهای مثل من كولهبارشان را بسته بودند تا همین كه كات دادم راهی تهران بشوند. گفته بودم اگر برف بیاید، اگر آفتاب تو شب بزند، اگر مه سنگین باشد، باز هم میگیریم.
همه چیز آماده شد. جز تداركات اسلحه. جیغم درآمد. خبر نداشتم كه امشب روز تنبیه من بود. داد زدن همان و اعلام تعطیلی از طرف گروه تولید همان. توی عمر كاریام تا حالا همچین سیلی نخورده بودم. آه كدام ظلم دامنم را گرفت، نمیدانم. دست از پا درازتر به سمت تهران راهی شدم. ساعت 1 نصف شب در تهران بودم. فیلمبرداری به رنگارغوان: كات.
ابراهیم حاتمیكیا
فصلی از فیلمنامه
داخلی، اتاق بهزاد، شب
صدای موسیقی غمناك سازدهنی از اتاق ارغوان به گوش میرسد. بهزاد در حال پانسمان جدید سینهاش است. هنوز محل زخم تازه است. دردی در چهره بهزاد. او به نرمی ریتمساز ارغوان كار میكند كه صدای زنگ تلفن ارغوان به گوش میرسد. بهزاد دكمه ضبط را میزند.
صدای ارغوان: بله، (سكوت تلفنی) بفرمایید. الو؟ (سكوت تلفنی) میتونستم حدس بزنم این كار، كار توئه. مطمئنم كه پاسگاه بدش نمیاد كه من از یه دزدی شكایت كنم كه لباس دانشجویی تنشه. تو نشون دادی كه به اندازه كافی استعداد پست شدن داری. بذار یه اعترافی برات بكنم. امشب دلم برات سوخت. میشنوی؟ دلم برات سوخت. تو چقدر ذلیل شدی. نمیدونستم تا این حد مستعدی بهت تبریك میگم.
صدای مرد جوان: بهتره به خودت تبریك بگی. این آدمی كه ازش حرف میزنی تو ساختیش. تو اونو به این روز انداختی.
ارغوان: ساكت باش. تو دیگه روح و روانت باتلاقی شده. هرچه بیشتر تلاش كنی، بیشتر فرو میری.
صدایمرد جوان: این باتلاق ارغوانیه. هرچی بیشتر توش فرو میرم، بوی تو رو میفهمم. خیلی مست....
ارغوان: .... خفه شو محسن.
صدای محسن: نمیتونم. چون قسم خوردم تا تو رو با خودم غرق نكنم دست از سرت بر نمیدارم. همه بروبچهها رابطه منو با تو میدونن. همه میدونن كه ارغوان یه ماده عنكبوت عاشقكش خوشخطوخاله، ولی من تا تو رو نكشم خودم نمیمیرم. من همه جور پستی رو انجام میدم تا پستی تو دیده بشه.
ارغوان: پس ادامه بده. من تماشاچی بدی نیستم.
محسن: نه دیگه تو باید هم بیای تو بازی. بد نیست بروبچهها یه كم از پدر و مادرت بدونن. نظر تو چیه؟ (سكوت ارغوان) نشنیدم. چیزی گفتی؟ (سكوت ارغوان) پس تو موافقی. بهتره بقیه هم بدونن كه این ماده عنكبوت ضدسیاست، الان بابا ننهاش كجان و دارن چه خدمتی به هموطنانشون میكنن؟
ارغوان: تو این كار رو نمیكنی.
محسن: جدی؟ پس بهتره از فردا آماده باشی..
ارغوان: تو این قدرت پست نیستی.
محسن: هستم. دیگه وقتشه رئیس دانشكده هم از بابا جونت چیزایی بدونه. بالاخره هرچی باشه...
ارغوان: .... میكشمت.
محسن: احمق تو خیلی وقته كه منو كشتی.
ارغوان: من دیگه اونا رو فراموش كردم. محسن تو دیگه زندهاش نكن.
محسن: امكان نداره. بالاخره هرچی باشه اونا پدر و مادرتن.
ارغوان: من احمق فكر میكردم دارم اسرار زندگیمو به یه آدم امین میگم. یه احترامی برا اون روزهامون قائل باش.
محسن: خفه شو! تو امشب سقوط منو تماشا كردی، حالا نوبت منه كه بشینم تماشا كنم.
ارغوان: اگه مردی، مردونه بجنگ، انصاف نیست پای خانواده رو وسط بكشیم.
محسن: جنگ، جنگ. مهم پیروزیشه. بقیه شو بریز دور.
ارغوان: پس بهتره از فردا یه لچك سرت كنی. تو مرد نیستی.
محسن: هرچی تو بگی عزیزم. فردا میبینمت. خوابهای خوب ببینی.
ارغوان: محسن!
تلفن قطع میشود. ارغوان شروع به گرفتن شماره میكند. تلفن بوق اشغال میزند. دوباره میگیرد. بهزاد شماره را یادداشت میكند.
بهزاد: خیلی احمقی آقا محسن!
ارغوان دست از شمارهگیری میكشد و پشت پنجره میآید. آن را باز میكند نفسی تازه میكند. بهزاد او را زیرنظر دارد. شانههای ارغوان میلرزد. گریهای ساكت در تاریك روشنای شب. بهزاد حین تماشای ارغوان شروع به گرفتن شماره تلفن میكند.
صدای محسن: بفرمایید. (سكوت بهزاد) تویی؟
بهزاد: آقای یوسفی؟
محسن: بله بفرمایید.
بهزاد: من میخواستم با شما یه ملاقاتی داشته باشم.
محسن: ببخشید، شما؟
بهزاد: اگه جایی مطرح نشه، میتونم راحت بهتون بگم.
محسن: راحت باشید.
بهزاد: بسیار خب، من از حراست دانشگاه تماس میگیرم.
محسن: حراست؟ چی شده؟
بهزاد: چیز خاصی نیست. یه ملاقات معمولیه.
محسن: الان؟
بهزاد: نه فردا. البته تو دانشگاه وعده گذاشتن برای دانشجو خوب نیست. یه جایی همین اطراف جنگل.
محسن: ببخشید من تا حالا شما رو دیدم؟
بهزاد: نمیدونم، شاید آدرس رو یادداشت میكنین؟
محسن: بفرمایید.

******تا پست بعدی
یا علی
سلام به شما همراهان همیشگی این وبلاگ.....
در پست امروز پوستر های به رنگ ارغوان رو داریم و همین طور صحبت های سید جمال ساداتیان
خبرگزاري فارس: سيدجمال ساداتيان گفت: پوسترهاي تبليغاتي «به رنگ ارغوان» تست زده ميشوند تا فيدبكهاي مخاطب را نسبت به آنها دريافت كنيم.

«سيدجمال ساداتيان» در گفتوگو با خبرنگار سينمايي فارس درباره مواد تبليغاتي فيلم گفت: در زمينه طراحي پوسترهاي فيلم، تستهايي توسط «سيدمحمدحسين ساداتيان» زده شده، تا در نهايت با فيدبكهايي كه از مخاطب ميگيريم، از بين آنها دست به انتخاب پوستر بزنيم.
وي درباره تغييرات احتمالي در نسخه اين فيلم براي نمايش عمومي، گفت: چيزي مبني بر تغيير در فيلم، به ما گفته نشده و ظاهرا قرار نيست تغييري داشته باشد.
براساس اين گزارش، فيلم سينمايي «به رنگ ارغوان» ساخته ابراهيم حاتميكيا با نظر جواد شمقدري معاون امور سينمايي امكان حضور در جشنواره فيلم فجر و اكران عمومي را به دست آورد.
«به رنگ ارغوان» قرار است اولين نمايش خود را در جشنواره بيست و هشتم فيلم فجر داشته باشد ضمن اين كه براي اكران نوروز 89 آماده ميشود.
انتهاي پيام/ا
******و حالا رونمایی از پوستر های به رنگ ارغوان






این پوسترها به طور آزمایشی طراحی شدند
خود من پوستر آخر رو از بقیه بیشتر دوست دارم
ادامه پست امروز در پایین که مربوط به حضور سینماگران در آکادمی اسکار و ستایش از حضور این سینماگران
اینم بخش دوم پست امروز که ۲ خبر هست از سفر سینماگران در اکادمی اسکار....
اولین خبر مربوط میشه به تمجید آکادمی اسکار از حضور سینماگران ایرانی....
|
آکادمی اسکار به همکاری با فیلمسازان ایرانی ادامه میدهد |
|
مدیر برنامههای مشترک بینالمللی آکادمی علوم و هنرهای سینمایی استقبال از حضور سینماگران ایرانی در آمریکا را بسیار بسیار خوب توصیف کرد و از ادامه همکاری آکادمی اسکار با فیلمسازان ایرانی در آینده خبر داد. |
|
به گزارش خبرنگار مهر، الن هرینگتن که به تازگی میزبان 9 سینماگر ایرانی در آمریکا بود درباره استقبال مخاطبان از برنامه "از نزدیک و شخصی" این گروه گفت: استقبال بسیار بسیار خوب بود. در یکی دو شب سالن نمایشدهنده آثار سینماگران ایرانی پر از جمعیت و در شبهای دیگر هم حضور تماشاگران علاقمند بسیار چشمگیر بود. وی در ادامه افزود: فیلمهایی که در سینمای ایران تولید میشود، واقعا عالی است؛ با داستانهایی بسیار گیرا، فیلمنامههایی خوب، فیلمبرداری بسیار خوب و بازیهای مناسب. در مجموع موفق شدیم یک گروه از فیلمهای بسیار پویای سینمای ایران را ببینیم و استقبال تماشاگران از این فیلمها هم بسیار خوب بود. مدیر برنامههای مشترک بینالمللی آکادمی علوم و هنرهای سینمایی از برنامه آکادمی برای ادامه همکاری با فیلمسازان ایرانی در آینده خبر داد و گفت: این برنامهای تثبیتشده برای دیدار و همکاری مشترک با فیلمسازان بینالمللی پس از نخستین سفر خارجی اعضای آکادمی اسکار به ویتنام در سال 2007 است. وی ایدههای خوب و افراد برجسته را دو دلیل عمده توجه و علاقه آکادمی اسکار به سینمای ایران ذکر کرد. ضمن اینکه دانشگاه UCLA که در برنامه سفر اخیر سینماگران ایرانی به آمریکا با آکادمی اسکار همکاری داشت، قرار است به مناسبت بیستمین سالگرد جشنواره فیلمهای ایرانی خود یک برنامه ویژه در فوریه 2010 برای سینمای ایران برپا کند. 9 سینماگر ایرانی شامل محمدمهدی عسگرپور، ابراهیم حاتمیکیا، سیدرضا میرکریمی، مجتبی راعی، علیرضا رئیسیان، امین تارخ، فرهاد توحیدی، رضا کیانیان و رخشان بنیاعتماد اخیر در سفری 10 روزه به آمریکا فیلمهای خود را برای علاقمندان به نمایش گذاشتند و علاوه بر بازدید از امکانات سینمای آمریکا، در نشستهای نقد و بررسی هم شرکت کردند. |
|
نمیخواستیم سفر سینماگران به آمریکا حاشیههای سیاسی داشته باشد |
|
محمدمهدی عسگرپور در نشستی خبری دستاوردهای سفر اخیر سینماگران ایرانی به آمریکا را برای سینمای ایران مثبت ارزیابی کرد. |
|
به گزارش خبرنگار مهر، محمدمهدی عسگرپور در نشست خبری روز چهارشنبه با نمایندگان رسانهها نتایج سفر سینماگران به آمریکا را تشریح کرد. وی گفت: دستاوردهای این سفر را میتوان به سه بخش تقسیم کرد. یکی از ویژگیها آن بازیدهایی بود که از بخشهای سینمایی، تولیدی و فنی شد. به همین منظور از استودیوهای بزرگ امریکا تا دفاتر خصوصی دیدن کردیم. وی افزود: بعضی از بازیدها مربوط به مجموعه پاناویژن بود که بسیار اهمیت داشت. شرکت دالبی را ما بیشتر در ایران برای انجام کارهای صدا میشناسیم. در صورتی که بخش عمده فعالیتهای اخیر آن سهبعدی و تصویری است. یکی دیگر از مراکز مورد توجه ما مجتمعهای سینمایی بود که فروش سالیانه یکی از آنها تقریبا بیش از یک سوم فروش کل سینمای ایران است. مدیر عامل خانه سینما با اشاره به نمایش فیلمهای اعضای این هیئت گفت: برخی دوستان عنوان کردند در این سفر فیلمهای دیگری نیز میتوانست به نمایش درآید. اما اعضای هیئت اسکار نیز در سفر به ایران آثاری را به نمایش گذاشتند که هر کدام از آنها در تولید آنها فعالیت داشتند. به همین دلیل ما نیز آثاری را نمایش دادیم که به هر کدام از افراد این هیئت مربوط میشد. |

وی تاکید کرد: بحث ما معرفی سینمای ایران نبود. همین چند فیلم دورنمای نسبتا مفیدی را ارائه کردند. از هر کدام از فیلمسازانی آثاری را به نمایش گذاشتیم که کمتر دیده شده است و عمدتا بار اول بود که این آثار نمایش داده میشد. جلسات نقد و بررسی این آثار هم بسیار خوب برگزار شد و فکر میکنم باید متن این جلسات به صورت مشروح ارائه شود.
عسگرپور گفت: ما با اعضای هیئت رئیسه اسکار دو جلسه مهم برگزار کردیم. جلسه اول خوشامدگویی بود که همان روز اول برگزار شد و جلسه بعدی یکروز قبل از برگشت من به ایران بود که خوشبختانه به یک تفاهم دوجانبه رسیدیم و این تفاهمنامه بین من و تام شراک رئیس اسکار به امضا رسید که اتفاق خوبی برای سینمای ایران تلقی میشود. این تفاهمنامه دارای شش بند است.
وی با اشاره به بندهای این تفاهمنامه افزود: در بند اول طرفین زمینهای را فراهم کنند تا تجربیات فیلمسازان دو کشور از طریق سفر منتقل شود و هر دو طرف در رویدادهای مهم هنری همدیگر شرکت کنند. در بند دوم به برگزاری کارگاه آموزشی اشاره شد که جزئیات آن اعلام خواهد شد. این کارگاهها دورهای و منظم با حمایت خانه سینما و آکادمی اسکار برپا میشود.
مدیر عامل خانه سینما در ادامه بیان کرد: در بند سوم به موضوع انتقال تجارب از طریق برپایی کارگاههای آموزشی کوتاه مدت و میانمدت پرداختیم که کوتاهمدت به صورت یک هفتهای و میان مدت سه هفتهای برگزار خواهد شد که بیشتر در ارتباط با حوزه تولید، فنی و بازاریابی به تفکیک سینمای مستند و حرفه ای است.
وی افزود: چهارمین بند این تفاهمنامه به برگزاری کارگاههای آموزشی طرفین با موضوع فیلمنامهنویسی و کارگردانی تاکید دارد که توسط انجمن کارگردانان و فیلمنامهنویسان پیگیری خواهد شد. بند پنجم که از مهمترین اتفاقهای این سفر است در ارتباط با بازسازی فیلمهای قدیمی ایرانی است که توسط کمپانی کداک انجام میشود.
عسگرپور در ادامه توضیح داد: کداک به تازگی مواد جدیدی را آماده کرده که فیلمهای تاریخ سینمای امریکا را نیز به نسخه جدید تبدیل کرده که از کیفیت بسیار بالایی برخوردار است. ما باید برای این منظور با فیلمخانه ملی مذاکره کنیم. در بند آخر نیز درباره تاریخ این تفاهمنامه و حضور اعضا نوشته شده است.
وی خاطرنشان کرد: این سفر گروهی یکی از مهمترین سفرهای سینماگران بعد از انقلاب است. البته نمیخواهم سفرهایی که در گذشته انجام شده را نادیده بگیرم. مثلا در زمان جنگ ایران گروهی سینماگران در امریکا بودند و فیلمهای خود را نمایش دادند که کاری ارزشمند بود. اما در این سفر به تفاهمنامه مشخص رسیدیم و توانستیم در یک تور مطالعاتی با امکانات جدید آشنا شویم.
مدیر عامل خانه سینما با اشاره به تجربیات سفر افزود: این سفر به لحاظ گروهی شاید نظیر نداشته باشد. البته در گذشته به صورت انفرادی این اتفاق افتاده است. یکی از مهمترین دستاوردهای ما بازدید از دانشگاه "یو سی ال" و اتفاق جالب دیگر دیدن از دانشگاه "یو اس سی" بود که در آن 150 ست مونتاژ وجود داشت که دانشجویان از آن استفاده میکردند.
وی ادامه داد : در دیدار از دانشگاه "یو اس سی" دانشجویان از حدود چند هفته پیش روی سینمای ایران تحقیق کرده بودند و در این دیدار سوال خود را مطرح کردند. بهترین بحثها در این جلسه صورت گرفت. آنها از مباحث کلی، روند تولید در سینمای ایران، ممیزی، وضعیت اقتصادی سینمای ایران و... سوال کردند و پاسخهای مناسبی نیز دریافت کردند.
عسگرپور در ارتباط با برگزاری جلسه مشترک کانون کارگردانان و فیلمنامهنویسان ایرانی وامریکایی گفت: خوشبختانه دراین سفر فرهاد توحیدی و علیرضا رئیسیان دو رئیس این صنوف از ایران حضور داشتند و در این جلسه تبادل اطلاعاتی صورت گرفت. کانون کارگردانان امریکا 1400 عضو دارد.
وی خاطر نشان کرد: ما با این سفر توانستیم نیمه پر و خالی خودمان را دقیقتر ببینیم تا متوجه اشکالاتمان شویم و به مزیت نسبی خودمان پی ببریم و متوجه شویم چه چیزی سینمای ایران را سرپا نگه داشته است. آنچه که مهم است روح کلی سینمای ایران است. ما باید آنچه را که در حوزه اقتصاد معنا پیدا میکند را بیابیم و از بخشی از آن الگو برداریم و آن را منطبق کنیم. این تبادل تجارب باعث میشود در بعضی از حوزهها خودمان را با نظام سینمایی جهان نزدیک کنیم و از الگوهای موفق در حوزه اقتصاد الگو برداری کنیم.
مدیرعامل خانه سینما درباره ممنوع خروج شدن دو نفر از اعضای این هیئت در فرودگاه امام خمینی (ره) گفت: ما در فرودگاه متوجه شدیم که پاسپورت خانم معتمد آریا و آقای میرتهماسب را گرفتند و آنها نمیتوانند با همراه شوند. ما فقط 20 دقیقه فرصت داشتیم برای رفتن یا ماندمان تصمیم بگیریم به همین دلیل با همه گروه مشورت کردیم. فکر کردیم بازتاب نرفتن مسئول گروه به این سفر خیلی گستردهتر است و ما به دنبال این بازتاب نیستیم و میخواهیم تبادل اطلاعات داشته باشیم.
وی افزود: به طور نمونه اگر در سفر هیئت اسکار به ایران رئیس آکادمی نمیآمد قطعا تبعاتی داشت. به همین دلیل تصمیم گرفتیم به این سفر برویم. اما اینجا یکی از دوستان که در آن زمان پستی نداشتند و حالا دارای منصبی شدند، اعلام کردند که مشکلات این دوستان اقتصادی است و به وزارت امور اقتصادی و دارایی مربوط میشود، اما نمیدانم چرا برگهای که به آنها دادند، به این وزارتخانه مربوط نمیشد؟
عسگرپور در ادامه بیان کرد: ما در سفر مطلع شدیم که این اتفاق برای جعفر پناهی نیز افتاده است. با آخرین پیگیریهایی که انجام دادیم متوجه شدیم که پاسخ روشنی به این دوستان داده نشده است. به این همکاران گفتند باید به دادگاه انقلاب مراجعه کنید که آنجا هم پاسخگو نبودند. آنها به بازتاب این موضوع خیلی فکر نکردند. ما در حال حاضر در دوره ای هستیم که باید به این مسائل توجه کنیم. من هم نمیدانم باید برای پیگیری این موضوع به کجا رجوع کنم؟
وی تاکید کرد: وزارت ارشاد حتما باید به خاطر موضوع ممنوع الخروج شدن هنرمندان عکس العمل نشان دهد. یا این موضوع را حل و یا موضع خود را مشخص کند. این سلب مسئولیت شایسته نیست. این موضوع به ما مربوط میشود و باید در این زمینه شفاف سازی صورت گیرد.
مدیرعامل خانه سینما افزود: خبرگزاری مهر چند روز قبل از این سفر اسامی هنرمندان را اعلام کرده بود آنها میتوانستند به من اطلاع دهند که دو نفر از اعضا شما دچار مشکل هستند و پرونده دارند. ما نمیگذاشتیم هزینه این موضوع سنگین شود. ولی آنها ترجیح دادند این هزینه سنگین اتفاق بیفتد. حداقل نگاه خیرخواهانه میتوانست به این شکل باشد. فکر میکنم عزمی وجود دارد این موضوعات را پرهزینه کند و این اتفاق در حال رخ دادن است.
وی با اشاره به بازتاب این اتفاق در امریکا گفت: ما تا نمایش "گیلانه" که در آخرین شب بود منتظر این هنرمندان بودیم. که این اتفاق نیفتاد. البته اعضا هیئت اسکار به ما کمک زیادی کردند تا این سفر از نگاه سیاسی مصون بماند. حساسیت آنها بیشتر از ما بود.سالنهای نمایش را کاملا کنترل می کردند. میزبانان برای برای ایجاد نشدن بازتاب منفی از این اتفاق به ما کمک زیادی کردند و خیلی محجوب با این موضوع برخورد شد.
عسگرپور در پاسخ به سوالی درباره صحبتهای مجید شاه حسینی مدیر سابق بنیاد سینمایی فارابی درباره خانه سینما، گفت: برای نشان دادن دوستی و یا دشمنی قرار نیست فلسفه بافی شود. افکار عمومی میتوانند قضاوت کنند. این هم یک نظر است. اگر کسی در اتاقش را ببندد، میشود یک دشمن، حالا همان دشمن میگوید دشمن سینما کیست؟ این دیگر از عجایب است. ایشان بزرگترین محدود کننده فارابی بودند اما بودجه این مرکز سرجایش بود!
وی همچنین درباره تغییرات و تحولات مدیران سینمایی گفت: نظر خاصی در این باره ندارم. دوستانی که آمدند از مجموعه سینما هستند و احتمالا میتوانند از همکاری همکاران خودشان بهرهمند شوند. شرایط به گونهای شده که دیگر ما با معادله یک مجهولی روبرو نیستیم و دایره خودیها تنگتر و غیر خودیها گشادتر شده است. این باعث میشود نتوانیم به هم کمک کنیم. باید ببینیم دوستان چطور میتوانند در قالب یک تیم سینما را فعال کنند.
مدیر عامل خانه سینما درباره حضور رضا کیانیان در سفر گفت: ما برای حضور وی 45 روز قبل اقدام کردیم. آقای مهرجویی نتوانستند با ما در سفر امریکا همراه شوند. به همین دلیل تصمیم گرفتیم یک بازیگر دیگر به گروه ملحق شود. البته ما میخواستیم از حضور آقای مهرجویی استفاده کنیم. به همین دلیل تا مشخص شدن وضعیت سفر ایشان کارهای کیانیان را پیگیری میکردیم.
وی همچنین درباره حضور رخشان بنیاعتماد در این سفر عنوان کرد: ایشان قبل از ما در امریکا بودند و از همان ابتدا قرار شد که در دو روز پایانی سفر به ما ملحق شوند که مربوط به جمع بندی ، امضاء تفاهم نامه و نمایش فیلم "گیلانه" بود. ایشان در این دو روز در کنار گروه بودند. حضور ایشان باعث شد که ما در تفاهم نامه لفظ سینمای مستند را اضافه کنیم.
عسگرپور درباره سفر سینماگران به فرانسه گفت: ما این سفر را حدود هشت ماه پیش پیگیری کردیم و میخواستیم اهالی سینما در حوزه فنی از مجتمعهای سینمایی، استودیوهای فیلمبرداری، صدا و تدوین دیدن و با مسئولین CNC و یونی فرانسه جلساتی برگزار کنند. اینگونه سفرها سابقه نداشته و باعث ایجاد رقابت بین صنوف میشود. امیدوارم بتوانیم تا پایان سال یک سفر دیگر به شرق داشته باشیم تا از سینمای هند و بالیوود دیدن کنیم.
تا پست بعدی
یا علی

«مسعود رسام» كارگردان سينما و تلويزيون كه چندي پیش دچار بيماري شده بود و در بيمارستان عرفان تحت نظر پزشكان بود صبح امروز درگذشت.
براساس اين گزارش، «مسعود رسام» مدتها بيمار بود و به تناوب در بيمارستان بستري می شد.
مسعود رسام، فارغالتحصيل كارگرداني از مدرسه عالي تلويزيون و سينما و تهيهكننده و كارگردان سريالهاي تلويزيوني به يادماندني چون همسران، مرواريد سرخ و سرزمين سبز است. دو فيلم «سيندرلا» و «علي وغول جنگل» نيز در كارنامه سينمايي وي به چشم ميخورند.
«بيژن بيرنگ» همكار ديرينه «مسعود رسام» گفت: جاي او در عرصه هنر بسيار خالي است و هيچ وقت پر نميشود.
«بيژن بيرنگ» دوست و همكار نزديك مرحوم«مسعود رسام»، در گفتوگو با خبرنگار سينمايي فارس درباره درگذشت اين هنرمند، گفت: من حس ميكنم، كه يك دوست، يك رفيق و يك همكار عزيز را از دست دادم.
اين تهيهكننده تلويزيون كه در مجموعههايي چون «همسران» و «خانه سبز» با رسام همكاري داشته، گفت: ما به هم خيلي نزديك بوديم و در شرايطي كه باور پذير نبود كه دونفر با هم كار كنند، ما 17-18 سال با هم كار كرديم.
بيرنگ در انتها در حالي كه بسيار متأثر بود، اظهار داشت: جاي ايشان بسيار خالي است، جاي خالي بعضيها هيچ وقت پر نميشود.
خدایش بیامرزاد
*******خالق خاطره های قشنگ.....خداحافظ
سلام به همه شما همراهان همیشگی این وبلاگ معذرت میخوام از تاخیرم...
باور کنید خبری از آقای حاتمی کیا در هیچ خبرگزاری درج نشده بود که من اون خبر رو برای شما بزارم....
سفر سینماگران هم به اتمام رسید....
و اما خبری که به تازگی از آقای حاتمی کیا دیدم.....
خبرگزاري فارس: «ابراهيم حاتميكيا» كه سال گذشته و در آستانه بزرگداشتش در جشنواره بيست و هفتم فيلم فجر جوايز و يادگاريهايش را به موزه سينما سپرده بود، قصد دارد با اهداي يادداشتي به موزه سينما غرفه خود را تكميل كند.
به گزارش خبرنگار سينمايي فارس، خالق فيلمهاي سينمايي «خاكستر سبز»، «بوي پيراهن يوسف»، «ديدهبان» و «مهاجر» بهمن ماه سال گذشته با حضور در موزه سينما جوايز سينمايي خود را به اين موزه سپرد اما به همين دليل، با صحبتهاي انجام گرفته، قرار است وي تعدادي ديگر از جوايز خود را به همراه دستخطي اختصاصي در اختيار موزه سينما قرار دهد تا علاقهمندان به سينما، بتوانند جوايز او را به همراه حس و حال او از اهداي آنها به موزه سينما از نزديك ببينند.
سيمرغ بلورين بهترين فيلم سينماي آسيا براي «به نام پدر»، تنديس كارگرداني از جشن خانه سينما براي «ارتفاع پست»، تنديس فيلمنامه و كارگرداني خانه سينما و سيمرغ بلورين بهترين فيلم براي «آژانس شيشهاي» از جشنواره فجر در كنار جوايز متعددي كه براي كارگرداني فيلمهايي نظير «از كرخه تا راين»، «آژانس شيشهاي»، «ارتفاع پست» و «به نام پدر» كسب كرده است از جمله جوايزي است كه اين فيلمساز جهت استفاده علاقهمندان به سينما رد اختيار موزه سينما قرار داده است.
براساس اين گزارش، موزه سينما از تمامي كارگرداناني كه جوايز خود را به موزه سينما اهدا كردهاند خواسته است تا يادداشتي اختصاصي را نيز براي اين موزه ارسال كنند كه در اولين گام يادداشت حاتميكيا قرار است به موزه سينما تحويل داده شود.
به گزارش خبرنگار سينمايي فارس، «ابراهيم حاتميكيا» با دريافت چهار سيمرغ بهترين فيلم و «مجيد مجيدي» با چهار سيمرغ بلورين كارگرداني جزو پرافتخارترين برندگان جشنواره فيلم فجر به شمار ميآيند.
انتهاي پيام/ا
******تنها خبر درج شده از ابراهیم حاتمی کیا در خبرگزاری ها
تا پست بعدی
یا علی


