تبليغاتX
استاد سینما ابراهیم حاتمی کیا

نقد از کرخه تا راین به قلم سید شهیدان اهل قلم شهید آوینی
دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386 ساعت 22:26

سلام

از کرخه تا راین

اینکه امروز تصمیم گرفتم که از این فیلم بنویسم به خاطر اینکه چند وقت قبل نقد سید شهیدان اهل قلم شهید آوینی رو راجع به این فیلم خوندم نقد فوق العاده ای بود.امروز هم نقد شهید اوینی هم نامه شهید آوینی رو به استاد سینما ابراهیم حاتمی کیا رو براتون می زارم.

 

 

 من خودم این فیلم رو فوق العاده دوست دارم.تک تک سکانسها و پلانهای این فیلم رو مخصوصا سکانس مناجات سعید با خدا توی کلیسا و سکانس صحبتهاش با خدا کنار رودخانه.

سعید مست عشق خداست و" به قول آقای حاتمی کیا مناجات موسی و شبان"با خدا درد دل می کنه از عشق به خدا فریاد میزنه و شکایت دوری می کنه.در همون حین یه آدم مست از مشروب می آد اونم فریاد میزنه ولی فریاد اون به دل نمی شینه چون مست مشروب مست عشق نیست.

بشنو از نی چون حکایت می کند               از جداییها شکایت می کند

کز نیستان چون مرا ببریده اند                  بر نفیرم مردو زن نالیده اند

نقد از کرخه تا راین به قلم سید شهیدان اهل قلم:

 دو بار« از کرخه تا راین» را دیدم و هر دو بار ازآغاز تا انجام گریستم.دلم میگریست،اما عقلم گواهی می داد که تو بر دامنه آتشفشان منزل گرفته ای.دلم می دانست که تو بر حکم عشق گردن نهاده ای و به همین علت،از عادات متعارف فاصله گرفته ای.عقلم می پرسید«چگونه می توان در این روزگار سر به حکم عشق سپرد؟»

عقل من می گوید که او «موقع شناس» نیست و دلم پاسخ می دهد «نباید هم چنین باشد» عقل می گوید: «آخر او که عاقل نیست!» عقل اعتراض می کند: «او نباید این همه بی پروا باشد.» دل می گوید: «در نزد عاشقان،پروا ریا کاری است.»

عقل پرخاشی می کند:« او هر چه را که در دلش گذشته است،صادقانه بر زبان آورده است.» دلم جواب می دهد: «هر کس باید خودش باشد نه دیگری.» عقل می گوید: «اینکه دیوانگی است!...» ودلم تایید می کند:«درست است!» عقل از کوره به در می رود:«او بسیجی را به مسلخ مظلومیتش کشانده است.» و دلم جواب می دهد:«روزگار چنین کرده است؛مگر جبهه فاو را در آخرین روزهای جنگ از یاد برده ای؟ آن چشمهای کور و چهره های تاول زده...؟ مگر این روزها اخبار شهرچرسکا به تو نمی رسد؟» عقل اعتراض می کند:«هر واقعیت تلخ را نمی توان گفت.»و دل پاسخ می دهد:«هر واقعیتی را که نمی توان به جرم تلخ بودن پنهان کرد.» وعقل پیروز مندانه می گوید:«پس اذعان داری که این فیلم تلخ است؟»

 دوست من! فیلم «از کرخه تا راین» تلخ است؛به تلخی بمبهای شیمیایی،به تلخی از دست دادن فاو،به تلخی مظلومیت بسیجی. می خواهم بگویم که تلخ است، اما ذلیلانه نیست.این تلخی همچون تلخی شهادت شیرین است.

 تو همواره پای در عرصه های خلاف عادت و غیر متعارف نهاده ای...واین است که بسیاری را از تو رنجانده است.تو با قلبت در جهان زندگی می کنی و همان طور هم که زندگی می کنی فیلم می سازی.پس به تو اعتراض کردن خطاست،چرا که سرا پای وجودت «قلب» است.و به غیر از این هم مگر راهی برای هنر مند بودن وجود دارد؟تو زیستنت عین هنرمندی است و هنر مندی ات عین زیستن. پس چگونه از تومی توان خواست که از نفخ روح خویش در فیلم هایت ممانعت کنی؟ این بار هم فیلم تو بیرون از قالب های متعارف موجودیت پیدا کرده است،چرا که باز هم تو خودت را محاکمه کرده ای. و من می دانم که در روزگاری چنین،چقدر دشوار است که انسان خودش را همین طور که هست نشان دهد. عادات و آداب عالم ظاهر تو را وا می دارند که خودت را پنهان کنی و من می دانم که برای فردی چون تو،مردن بهتر است از زیستنی چنین. هنر و فرهنگ در زیر نقاب خفه می شوند و آنچه باقی می ماند ریا کاری است؛یک ریا کاری موجه.

 تو می خواسته ای که جوابی سزاوارتر به فیلم «بدون دخترم هرگز» داده باشی و ده ها فیلم دیگری که از دینداران ایرانی چهره ای پلید به نمایش می گذارند؛و چنین کرده ای،و خواه نا خواه انتخابی چنین،اقتضائات خاص خویش را به درون قصه فیلم کشانده است. پس سعید بسیجی که برای درمان چشمهای خویش به آلمان فرستاده شده است باید خواهری مهاجر داشته باشد که به مردی آلمانی شوهر کرده است. «آندریاس» مرد شریفی است،اما « بتی محمودی » چنین نبود. قصه فیلم می بایست که در تقابل سعید و خواهرش شکل بگیرد،یعنی خواهر سعید می بایست « ضد جنگ» باشد و سعید، یک بسیجی معتقد.وچنین است اگر بخواهیم که عمق مظلومیت بسیجیان را  در این جنگ نا برابر بیان کنیم و پرده از ذات پلید سلاح های شیمیایی بر گیریم،می بایست که سعید در برابر عوارض شیمیایی از پای در آید، در حالی که فرزندش تازه به دنیا آمده است که چنین شده است. و باز هم برای آن که این تراژدی عجیب معنوی در عین حال طبیعت حیات انسانی را از کف ندهد می بایست که سعید را شدت غلبه رنج به شکایت بکشاند. اما باز هم به درگاه خدا،نه کس دیگر. و برای آنکه این تراژدی کامل شود می بایست که همسر شهید با آن چادر و مقنعه سیاه به غرب رنگارنگ سفر کند و در پشت شیشه های قرنطینه بیمارستان،شاهد شهادت سعیدباشد که اکنون دیگر آرامش خود را بازیافته است... و باز هم شهید شده است.

 

نامه سید شهیدان اهل قلم به ابراهیم حاتمی کیا:

دوست من می دانم که چه می کشی ، خوب می دانم . اما تو که

در دامنه ی آتش فشان منزل گرفته ای باید بدانی که چگونه می توان

زیر فوران آتشفشان زیست . ماراخداوند برای زیستنی چنینن به زمین آورده

است چرا که مرغ عشق ققنوس است که در آتش می زید

نه آنکه رنگین کمان می پوشد و در بوستان های عافیت شکر می خورد

و شکر شکنی می کند . مگر سوخته دلی و سوخته جانی را

جز از بازار آتش می توان خرید ؟

 

شناسنامه کامل از کرخه تا راین:

نویسنده و کارگردان: ابراهیم حاتمی کیا

مدیر فیلمبرداری: محمود کلاری

صدا: محمود سماک باشی، یدالله نجفی

طراح صحنه: پرویز شیخ طادی

عکس: پیمان جعفری

جلوه های ویژه: رضا رستگار، ولف گانگ یاگر

تدوین: حسین زندباف

موسیقی: مجید انتظامی

طراح صحنه: پرویز شیخ طادی

چهره پرداز: مسعود ولدبیگی

بازیگران: علی دهکردی، هما روستا، آندریاس کورتز، هانس نویمان، صادق صفایی، اصغر نقی زاده ، فرزانه عسگری، پرویز شیخ طادی

تهیه کننده: سازمان سینمائی سینا

محصول: سازمان سینمایی سینا

سال ساخت: 1371

سال نمایش: 1372

زمان: 93 دقیقه

خلاصه داستان:

سعید که بر اثر بمب های شیمیایی  نابینا شده به همراه گروهی از همرزمانش  برای معالجه به آلمان اعزام می شود. لیلا  خواهر سعید که سال هاست  در آلمان با شوهر آلمانی و پسرشان یوناس (یونس) زندگی می کند، سعید را در آسایشگاه می بیند. بین سعید و یونس رابطه عاطفی عمیقی برقرار  می شود. یکی از همرزمان بسیجی سعید  قصد دارد پناهندگی کشور دیگری را بپذیرد و سعید و دوستان دیگرش نسبت به عمل او معترض هستند.  با کوشش های پزشکان متخصص   یکی از چشم های سعید معالجه می شود اما آزمایش هایی که بر روی او انجام می شود روشن می کند که سعید بر اثر گازهای شیمیایی مبتلا به نوعی سرطان خون شده است. همسر او در ایران زایمان می کند و سعید پس از معالجه ای نافرجام می میرد و پس از مرگ او خواهرش لیلا عازم ایران می شود.

 


جوایز:

·   برنده سیمرغ بلورین بهترین فیلم برگزیده از یازدهمین جشنواره فیلم فجر 1371

·   برنده سیمرغ بلورین بهترین چهره پردازی از یازدهمین جشنواره فیلم فجر 1371

·   کاندیدای بهترین کارگردانی از یازدهمین جشنواره فیلم فجر 1371

·   کاندیدای بهترین فیلمنامه از یازدهمین جشنواره فیلم فجر 1371

·   کاندیدای بهترین بازیگر نقش اول زن در یازدهمین جشنواره فیلم فجر 1371

·   کاندیدای بهترین جلوه های ویژه از یازدهمین جشنواره فیلم فجر 1371

·   کاندیدای بهترین صدا برداری از یازدهمین جشنواره فیلم فجر 1371