سلام به همه شما عزیزان
راستشو بخواین تصمیم گرفتم که توی پست بعدی مطلبهای شما عزیزان رو در مورد حلقه سبز بزارم این پستم اختصاص داره به یه روز تلخ روزی که برای همه ما یادآور یه فاجعه بود.
من همون سال یه مطلبی نوشتم و برای مجله اتفاق نو فرستادم که توی شماره33 این مجله به چاپ رسید.
حالا متن کامل اون رو براتون میزارم.
دیگه آذر ماها رو دوست ندام
14 آذر آخر شب
اخبار:فردا مدارس ابتدایی و پیش دبستانی به دلیل آلودگی هوا تعطیل است.
_ آخ جون مدرسه ها فردا تعطیل.
از صبح با بچه ها میریم بازی...بازی...
15 آذر
از صبح با بچه ها بازی میکردیم چقدر خوش گذشت.فوتبال بازی کردیم،کلی خوراکی مامانم برامون اورد.نزدیکهای ساعت 12 بود
مامانم گفت:علی جان بیا خونه سر ظهر،بیا پسر گلم نهارتو بخور یه کم بخواب عصر دوباره برو بازی.بیا عزیزم منم میخوام برم خرید.
_ مامان منو باخودت میبری؟
_ عزیزم،الهی قربونت،مگه ندیدی دیشب تلویزیون گفت هوا انقدر آلوده است که مدرسه ها تعطیل؟بچه ها نباید در این هوا از خونه بیان بیرون چون واسشون خوب نیست.
_ مامان تو رو خدا...
_ پسر خوبی باش و دست به چیزی نزن تا مامان برگرده.اگه پسر خوبی باشی،مامان برات جایزه می خره.
این مکالمه بین مادر و پسر با قهر بچه تمام شد.مادر برای خرید رفت و بچه در خانه ماند.حالا یک ساعت گذشته است و مادر برای پسرش ماشینی را که دوست داشت،خریده و دارد به منزل باز میگردد.او تمام این مدت مثل همه مادرها نگران است که مبادا بچه اش دست به گاز بزند،کف آشپزخانه سر بخورد و دستش بشکند.ساعت حوالی 13:40 می شود.تا منزل راهی نمانده که ناگهان صدایی مهیب مادر را از افکارش خارج میکند.همه جا پر از دود و غوغا...
هر کسی فریادی میکشید.((سوختم))،((بچه ام))و...
همه جا دود سیاه بود و حرارت آتش.مادر خریدها را رها کرده و به سمت آپارتمان میدود.دیگر کدام آپارتمان؟همه چیز سوخته و از بین رفته...
_ لعنت بر این تعطیلی!چه میشد اگر بچه ام مثل هر روز میرفت مدرسه؟خدایا این چه مصیبتی بود؟حالا باید تا ابد با بچه قهر باشم؟من فقط میخواستم که اون مریض نشه همین...
سه شنبه 15 آذر 1384 در ساعت 13:40 هواپیمایی در ساختمانی سقوط کرد و صدها خانواده داغدار شدند.چرا؟
مدارس تعطیل شدند تا در میان تلفات به علاوه نظامیان،خبرنگاران،عکاسان،خدمه هواپیما و مردم عادی،کودکان هم سهم داشته باشند.چقدر تلخ بود این حادثه و تلخ تر((چرایی))که معمولا جوابش به درد کسی نمی خورد.
آذر ماه 1384 ماهی شوم بود.رفتن منوچهر نوذری،رضا سعیدی،علی حاتمی،سیامک علیقلی،خبرنگاران،عکاسان،گزارشگران و....جمعی بی گناه که همه رفتند و دلمان از رفتن آنها به شدت سوخت.من دیگه آذر ماها رو دوست ندارم.
بیاین هممون یه فاتحه برای شادی روح این از دست رفتگان بخونیم.

با این که بحث راجع به موج مرده تموم شده ولی با اجازتون یه قسمت از فیلم نامه موج مرده رو براتون میزارم.
در واقع آخر فیلم که برای کسانی که فیلم نامه رو نخوندن بگم که آخر فیلم چه طوری تموم شد و در واقع اونی که ما توی فیلم دیدیم آخر فیلم نبود.
دریا،کشتی سوخته،شفق صبح
مرتضی با تمام سرعت از کنار کشتی سوخته میگذرد.پیرمرد،ایستاده بر بلندی برایش دست تکان میدهد.صدای بیسیم به زبان انگلیسی به قایق اخطار میدهد.
اسکله پایگاهی دریایی روز
عبدالله به اسکله میرسد.کسی کسی با بیسیمی بزرگ به او نزدیک میشود.صدای تقویت شده بی سیم،خبر از اخطار ناو وینسنس به قایق مرتضی میدهد.عبدالله به هم میریزد.رئوف کنارش میرسد.
رئوف:گفتم تنهاش نذار
عبدالله:من مطمئن شدم میره خونه
رئوف:آماده باش بده
دریا _ شفق _صبح
قایق مرتضی با تمامی رعت پیش میرود.صدای عبدالله پشت بی سیم که مرتضی را میخواند.مرتضی بیسیم را از کشویی بیرون کشیده و به آب پرتاب میکند.هلی کوپتر در حال نزدیکتر شدن است.مرتضی چالاک،جعبه زیر صندلی را باز میکند.چیزی بیرون میکشد،قبضه یک موشک استینگر است.مرتضی آن را بر دوش میگذارد.هلی کوپتر شروع به پرتان چندین راکت به سمت قایق میکند.چندین انفجار اطراف قایق.مرتضی شلیک میکند.موشک به سمت هلی کوپتر پیش میرود.شعاع انفجار هلی کوپتر بر قایق،و هیبت مرتضی.
مرتضی دوباره سرعت قایق رابیشتر میکند.ناو وینسنس کم کم از میان قبار دریایی قابل رویت است.مرتضی لحظه ای نگاهش به گوشه ای می افتد.فاطمه_نگران_در کنار او خیره به مرتضی است.مرتضی جا میخورد.کسی داخل قایق نیست.مرتضی اهرم قایق را تا آخر میکشد.نعره قایق بر میخیزد.ناو وینسنس واضح تر نمایان میشود.
ناو وینسنس _ صبح _ ادامه
از دریچه دوربین،قایق مرتضی با سرعت پیش می آید.ناگهان موشک ناو شلیک میشود.
دوبی_ میدان عمومی _ غروب
موشکی به آسمان میرود و ناگهان منفجر میشود،همچون فشفشه های جشن.
جشن ورود به سوین هزاره قرن آغاز شده است.همه مشغول جشن و چراغانی و پرتاب فشفشه در آسمان هستند.حبیب و سلما در حال تماشای این جشن هستند.
حبیب لحظه ای می ایستد و خیره به دریا میشود.او به نظر نگران می آید.
راستشو بخواین من فقط در تعجبم که چه جوری دلشون اومد این صحنه ها رو حذف کنن.

به گزارش خبرنگار مهر، ابراهیم حاتمیکیا که به جرات تاثیرگذارترین و برجستهترین سینماگر عرصه دفاع مقدس است، مدتی است ترجیح میدهد تواناییهای فیلمسازی خود را در عرصههای دیگر تجربه کند. توقیف "موج مرده" از سوی تهیهکننده در جشنواره نوزدهم فیلم فجر بستری شد تا حاتمیکیا به شکل رسمی خداحافظی خود را از سینمای دفاع مقدس اعلام کند. او روزی که قرار بود "موج مرده" در جشنواره در سینما استقلال به نمایش درآید با کیسهای حاوی تکههای حذف شده فیلم در جمع خبرنگاران حاضر شد و با انتقاد از تهیهکننده فیلمش (مجید رجبی معمار مدیر عامل وقت موسسه فرهنگی روایت فتح) و مسئولان متولی سینمای جنگ اعلام کرد دیگر در حوزه دفاع مقدس فیلم نخواهد ساخت.
فیلمسازانی که دیگر فیلم جنگی نمیسازند
جشنواره فیلم دفاع مقدس در دوران اوج سینمای جنگ هم چندان اثرگذار نبود و حالا که پیشروان سینمای دفاع مقدس سالهاست به مسیری دیگر رفتهاند، برگزاری مستقل این جشنواره بیتردید با اما و اگرهای فراوان همراه است.

ماحصل تصمیم او ساخت دو فیلم "ارتفاع پست" و "به رنگ ارغوان" بود که در حوزه سینمای اجتماعی تولید شدند، اما اتفاقهای حاصل از توقیف "به رنگ ارغوان" موجب شد او بار دیگر به سینمای جنگ بازگردد. او در نامهای که متن آن را در زمان تولید "به نام پدر" روی سایت فیلم منتشر کرده بود با صراحت اعلام کرد "به نام پدر" نقض گفتههایش است و از آن به عنوان ناجی خود پس از اتفاقهای مربوط به "به رنگ ارغوان" یاد کرد.
"به نام پدر" هر چند در جشنواره فیلم فجر مورد توجه هیئت داوران قرار گرفت و جوایزی را به خود اختصاص داد، اما با استقبال سرد منتقدان رو به رو شد و همه از آن به عنوان فیلمی که حاتمیکیا خودش را در آن تکرار کرده یاد کردند. حاتمیکیا پس از آن فیلمسازی را در مسیری که پس از "موج مرده" در پیش گرفته بود ادامه داد که حاصل آن مجموعه "حلقه سبز" و حالا فیلم سینمایی "دعوت" است. آثاری که ارتباطی با جنگ و دفاع مقدس ندارند و مضامین آنها کاملا اجتماعی است.
کمال تبریزی هم سالهاست در عرصههای دیگر طبعآزمایی میکند. آخرین فیلم او در عرصه سینمای دفاع مقدس "شیدا" است؛ فیلمی ملودرام که در آن سال واکنشهایی متفاوت را برانگیخت. بسیاری از تندروها انتقادهای شدیدی به تبریزی کردند و او پس از آن ترجیح داد در فضایی آرامتر به کار فیلمسازی خود ادامه دهد.
البته او چند سال بعد به مشکلی مدرن در فیلم "گاهی به آسمان نگاه کن" به سینمای دفاع مقدس نقبی زد. اما هرگز این فیلم را اثری در حوزه سینمای جنگ ندانست. "مارمولک"، "یک تکه نان" و "همیشه پای یک زن در میان است" و حالا هم "پاداش" دیگر آثار او پس از "گاهی به آسمان نگاه کن" هستند که هیچکدام سنخیتی با دفاع مقدس ندارند.
احمدرضا درویش دیگر فیلمساز صاحبسبک سینمای دفاع مقدس هم پس از "دوئل" تغییر مسیر داد و پروژه تاریخی مذهبی "روز رستاخیز" را در دستور کار خود دارد. با توجه به اهمیت موضوع "روز رستاخیز" و حساسیتهای درویش او دو سه سالی درگیر این پروژه ملی خواهد بود و عملا چند سالی از حوزه سینمای جنگ دور است. هر چند ساخت فیلمی درباره خرمشهر در دستور کار اوست، اما این پروژه عملا با توجه به درگیری درویش با پروژه "روز رستاخیز" به زودی میسر نخواهد شد.
مجتبی راعی که با اولین ساخته سینماییاش "انسان و اسلحه" از حضور فیلمسازی با نگاهی متفاوت به سینمای جنگ خبر داد، پس از ساخت این اثر فیلم "تونل" را ساخت. اما بعد ترجیح داد در ژانرهای دیگر فعالیتهای فیلمسازی خود را ادامه دهد. "جای امن"، "غزال"، "جنگجوی پیروز"، "تولد یک پروانه"، "صنوبر" و "سفر به هیدالو" نتیجه آثار چند سال اخیر اوست.
زندهیاد رسول ملاقلیپور در زمان حیات خود بارها از مسئولین سینمای دفاع مقدس و متولیان آن گلایه کرد. او پس از اثر ماندگار "مزرعه پدری" در نامهای سرگشاده به دلیل نامهربانیهایی که با این فیلم شد از دنیای فیلمسازی خداحافظی کرد. اما بعد از گذشت مدتی از تصمیم خود منصرف شد و فیلم ملودرام "میم مثل مادر" را با پسزمینه سینمای دفاع مقدس ساخت. فیلمی که حالا به عنوان آخرین یادگار او به عنوان نماینده سینمای ایران به آکادمی اسکار معرفی شده است.
علی شاهحاتمی دیگر فیلمساز سینمای جنگ است که مدتهای مدید است تغییر ژانر داده است. او پس از فیلم جنگی "آخرین شناسایی"، فیلم تجاری "دوستان" را ساخت و بعد به سمت فیلمهای جشنوارهای گرایش پیدا کرد. حاصل گرایش او به این سمت دو فیلم "ترکشهای صلح" و "کولی" بود که اولی در حوزه سینمای جنگ بود. شاهحاتمی پس از ساخت این دو فیلم به تلویزیون آمد و حالا در بازگشت به سینما قصد دارد فیلم اجتماعی "قفس" را با بازیگران هندی بسازد که ارتباطی به دفاع مقدس و جنگ ندارد.
سعید سهیلی از دیگر فیلمسازان سینمای دفاع مقدس است که پس از سالها دیگر قصد فعالیت در حوزه سینمای جنگ را ندارد. او در سالهای فعالیت سینمایی خود پس از "مرد بارانی" خواست به تبعات جنگ در جامعه بپردازد و حالا پس از آخرین ساختهاش با این مضمون یعنی "سنگ، کاغذ، قیچی"، فیلمی در حوزه سینمای پلیسی به نام "چهارانگشتی" ساخت و حالا هم در تدارک ساخت فیلمی کمدی به نام "چارچنگولی" است.
بله! فیلمسازان جنگ یا تغییر مسیر دادهاند یا در حال تغییر مسیر هستند، البته از آنسو هم در سیاستی تصمیم بر آن شد تا فیلمسازان صاحبنام عرصههای دیگر نیز پا به حوزه سینمای جنگ بگذارند که در پی اتخاذ این سیاست، رخشان بنیاعتماد، کیومرث پوراحمد، خسرو سینایی، آرش معیریان و علیرضا داودنژاد پا به این وادی گذاشتند و اتفاقا آثاری قابل توجه هم تولید کردند، اما همه میدانند که این حضور در عرصه سینمای دفاع مقدس محدود به حداکثر یکی دو فیلم است.
حالا که نامداران سینمای دفاع مقدس مدتهاست مسیر فیلمسازی خود را به نحوی تغییر دادهاند که در آثارشان کمتر نشانی از جنگ و دفاع مقدس دیده میشود، اصرار بر برگزاری جشنواره مستقل فیلم دفاع مقدس و به نمایش درآوردن فیلمهای سالهای قبل و مستندهای تلویزیونی در آن حاکی از نگاهی است که به نظر قصد رفع مسئولیت دارد. آخرین نمونه جشنواره مستقل فیلم دفاع مقدس سال 1384 بود که به مهجورترین شکل ممکن برگزار شد و به بایگانی پیوست.
![]()
ادامه مطلب


