سلام به همه شما عزیزان![]()
طبق قولی که دادم متن های شما رو برای این پستم راجع به حلقه سبز میزارم
اول متنهای شما و در آخر متن خودم![]()
متن اول از محمد رضا(وبلاگ یک نما از سینما)


در آخر حلقه سبز می تونه یکی دیگر از اثار ماندگار حاتمی کیا بشه.

نژاد هستم،اما چنین سریال ضعیف و کشداری از ابراهیم
حاتمی کیا بعید بود.این سریال به جز بازی حمید خان
چیز دیگری ندارد.حتی به خط و موضوع اصلی داستان
نیز خوب پرداخته نشده است.همین!"

شکوه رفتن،حلقه سبزی و مهر و محبت
چقدر زیبا بود بخشش فاطمه،فاطمه با سن کمش بخشنده بود بخشنده جان خود،بزرگترین ودیعه الهی.
او جرات بخشش را داشت کاری که کمتر کسی انجام میدهد.بعضی از ما حتی در برابر شخص دیگر بخشش نداریم.حضرت علی حدیثی دارند که می فرمایند: لذتی که در بخشش هست در انتقام نیست و ما این لذت بخشش را در صورت فاطمه دیدیم.
او بخشید و حلقه مهر خدا او را در بر گرفت.
حسن بر سر دو راهی رفتن و نرفتن است او نمی داند که ببخشد یا نبخشد.دوست دارد بماند و زندگی کند و از لذت های دنیا بهره ببرد تلاش میکند تا فرصتی به دست آورد.
بزرگ میشود،کامل میشود و چه زیبا گلبهار بزرگ شدن آن را میبیند.او دنبال فرصت است،ولی از لحظه هایی که خدا به عنوان فرصت به او داده استفاده ای نمی کند.زندگی نمی کند و همیشه در تکاپوست.خوشبختی در این لحظه هایی است که دارد و از آن بهره نمی برد.
کاری که ما هم نمی کنیم و پی در پی به دنبال راهی برای زندگی کردن هستیم
و خود زندگی را نمیبینیم.
این سکانسها فقط از روحی آرمان گرا نشات میگیرد از روح انسانی که صادقانه حرف خود را میزند و به نفع آن برای خود اصلا توجهی نمیکند و بارها از این کار ضربه ها خورده......
این بار هم آقای حاتمی کیا حرفش را زده و گفته اگر کمی بخشنده باشیم حلقه مهر به سراغمان می آید و بدرقه مان میکند و ما را با خود میبرد و میگویند تلاش برای زنده ماندن زیباست به شرطی که قدر لحظاتمان را بدانیم.
بی اغراق بگویم سکانس بدرقه فاطمه مرا یاد بدرقه عباس انداخت که برای آن هم نوری آمد و ما آرامش و شور و انتظار را در چهره عباس دیدیم.
و در آخر یک سوال می ماند.
به نظر شما وقت رفتن مانیز حلقه مهر به سراغمان می آید.
پس بیایید کمی بخشنده باشیم.

خبر خبر گزاری مهر رو حذف کردم تا توی این پست فقط نظرات دوستای عزیز باشه
![]()



