قبل از اینکه خبرامو بنویسم اول یه مصاحبه با بازیگردان حلقه سبز رو براتون میزارم که بابتش تشکر میکنم از رضا(وبلاگ یادداشت های یک فیلم ساز)
حرفهای بازیگردان حلقه ی سبز پیرامون بازی بازیگران سریال
حضورم در اين پروژه با تلخي ها و شيريني هايي همراه است که نه گمانم تا آخرين نفس هايم بتوانم از آنها جدا شوم.
بيماري و مرگ مادرم که دلبسته اش، عاشقش، مريدش و مجنونش بودم در اين سريال به وقوع پيوست و اين درست زماني بود که مراحل کار پيش توليد را از سر گذرانده بوديم و من نياز به تمرکز داشتم و تا آنجايي پيش رفت که در نيمه هاي کار 23 بهمن ماه 84 از پروژه کنار رفتم و در 25 بهمن ماه مادرم را از دست دادم و اين موضوع چيزي از حلاوت کار با ابراهيم حاتمي کيا نمي کاهد، کسي که از او بسيار آموختم، کسي که عاشق کارش است، کارش جدي ترين چيزي است که مي شناسد و عاشقانه و پرشور و حسي با آن برخورد مي کند، هر آنچه مي انديشد و حس مي کند در صورتش مي نشيند. پس دوستي با حاتمي کيا و ميزان موفقيت خود را به راحتي مي تواني از چهره اش بفهمي. در کارش سياست ندارد، عاشق است. محافظه کار نيست، جسور است و فرصت براي خلاقيت، ابتکار و نوآوري در کار او فراهم است، هيچ کليشه يي را بر نمي تابد و از قالب ها فرار مي کند، سيال خود را به دقايق مي سپارد و از زواياي مختلف به يک پديده نگاه مي کند، همچون منشوري از دريچه دوربين جهان پيرامونش را مي نگرد و ديگر مرحله آزمون حس است، آنچه بر دلش مي تابد و انعکاس مي يابد. از زواياي مختلف «هم» پديده را مي بيند و «هم» به تاثيرات پديده توجه مي کند، دنبال کشفي عاشقانه و شهودي عارفانه است.ظاهر و باطنش همان است که مي بيني و مخفي کردن ندارد. او خودش را عريان مي کند و قضاوت همگان حتي کارگران صحنه هم برايش مهم هستند، آنها هم بايد شخصيت ارائه شده توسط بازيگر را باور کنند، «ابراهيم» به دقت به آنها گوش مي دهد و اگر نظرشان درست بود از آنها استفاده مي کند، از همه مهمتر به خلاقيت، بداهه پردازي و برداشت بازيگر در تمرينات به صورت جدي و اساسي معتقد است. تمرينات تکميل کننده و در اساس تعيين کننده متن نهايي و دکوپاژ اصلي است. پس از آخرين تمرينات است که دکوپاژ در اختيار همه افراد گروه قرار مي گيرد.
تغييرات نهايي صورت گرفته و آنچه که بايد خلق شود مشخص است.
«ابراهيم» فرد صريح اللهجه يي است که نمي تواني دوستش نداشته باشي، حتي اگر موافقش نباشي، استفاده او از بازيگران تئاتر دافعه و جاذبه يي شورانگيز در ميان مان ايجاد کرد، او به شدت موافق بود بازيگران از تئاتري ها انتخاب شوند، به همين دليل بارها بر ترک موتورش نشستم و با هم راهي سالن هاي تئاتر شديم تا بازيگراني را به او معرفي کنم و همين شد که اکثر قريب به اتفاق بازيگران «حلقه سبز» تئاتري هستند، اين مي تواند موجب مباهات تلويزيون باشد و تماشاگران بر خود ببالند که چنين توفيقي يافتند که شاهد بازي هايي باشند که کمتر «اقبال» چنين فرصتي را براي آنها فراهم مي سازد. بازيگران اين مجموعه حتي آنهايي که نقش هاي کوچک را بازي مي کنند پشتوانه يي به نام تئاتر دارند. پس مي توان ادعا کرد که تئاتر سرمايه يي گرانقدر، پشتوانه يي عظيم و معدني گرانبها براي سينما و تلويزيون است. جادوي بازي و سحر هر نقش آفريني زماني خود را نشان مي دهد که از پشتوانه عظيم بهره گيرد، که خوشبختانه در اين سريال و به خواست شخص «ابراهيم حاتمي کيا» اين فرضيه به وقوع پيوست که «تئاتر ما در تلويزيون و سينماست.»
در اين سريال بسياري از چهره ها اگرچه خوراک هاي تبليغي خوبي نبودند و نام هاي آشنا، چشم هاي رنگي، بيني هاي عمل کرده و زلف هاي پريشان ندارند و به زعم بسياري «چهره» نيستند اما «نابازيگر» هم نيستند. همگي بازيگرند و گواه اين حرفم سالن هاي تئاتر است که شاهد تمرينات طاقت فرساي اين دوستان بوده است.
من افتخار همکاري با حاتمي کيا را داشته ام زيرا او اين مقوله را مي فهميد و بر انجامش مصر بود و کرشمه يي، خم ابرويي، شکن زلفي و افسون و ملاحتي نمي توانست او را از خواسته اش جدا کند.
کوچک ترين جزء برايش بزرگ ترين بود و در جزئيات «بزرگي» مي کرد.
مريضي مادرم روز به روز حادتر مي شد و من تمرکزم کمتر، ولي بزرگ منشي «ابراهيم عاشق» مانع ابراز درونياتش مي شد، چه بسا توليد را با مشکل مواجه مي ساخت اما (حاشا و کلا) خمي به ابروي نازنينش ننشست. شش ماه کار از ما همگي يک خانواده ساخته بود که يکديگر را «فهم» مي کرديم. «وجودمان با يکديگر بود» نه اينکه مکانيکي به يکديگر عادت کرده باشيم. سيروس عبدلي با ديسک کمر چندين ساعت پشت دوربين مي نشست، تمرين مي کرد و لحظه به لحظه احساس مسووليتش بيشتر مي شد. اصغر آبگون «بکر بودن»، نشاط و عدم مهارت کافي برخي از بازيگران را در ارتباط با کار با ميکروفن تحمل مي کرد و درخشش چشم هايش را وقتي که اولين بخش از اين سريال را مونتاژ شده، ديد کاش همه مردم مي ديدند.
اين از آن صحنه هايي بود که هيچ وقت به تصوير درنيامد. بسياري از صحنه هاي نادر در پشت صحنه خلق مي شوند، لحظاتي که سرشار از شور و شوق و شيدايي، عشق و جذبه و سرمستي، شورانگيزي و هيجاننده، «دمي» است که رندان عالم بنده اش هستند، ديگر نمي توانند نه ساغري، نه پيمانه يي و نه حتي جامي درکشند، مست خلاقيتند، اين خلاقيت چه در بازي باشد چه در لباس چه در گريم، چه در صدابرداري، چه در ثبت يک تصوير يا ميزانسن زيبا، بايد عاشق باشي تا قدر اين لحظات را بداني، ديگر تلخي ندارد همه چيزش شيرين است. حتي عصبانيت، اخم و تخم، بدقلقي، سرسختي يا حسادت، زيرا همه مي خواهند کار خوب شود و در اين ميدان همه نسبت به يکديگر پيشي گيرند. کار خوب همه چيزش رقابت است.
برخي مي خواهند در ربودن گوي خوبي از يکديگر پيشي گيرند و چه بسا نمي دانند مجموعه است که بايد بدرخشد. درخشش يکي دو ستاره آسمان تيره و غم زده هنر اين مرز و بوم را روشن نمي کند. همه ستارگان بايد بدرخشند تا بتوانيم در اين همه نور سرمست شويم و لحظه يي نگاه از اين همه ستاره برنداريم، حتي ستارگان کوچک در ترکيبي هنرمندانه، زيبايي اين همه درخشش را دو چندان مي کنند. در دلربايي و کرشمه همه ستارگان است که آسمان هنر نورباران مي شود. اگر يک يا دو ستاره روشن باشند و همه خاموش، نه طنازي هست و نه فريبايي، همه چيز ملامت آور خواهد بود.آنچه احساس را به ترنم وا مي دارد چشمک زدن افسونگرانه ستاره يي در دوردست است. آنکه در جلوست ديده مي شود چه بخواهد و چه نخواهد ولي چه کار بايد کرد که ستاره دوردست «هم» به چشم آيد و «هم» خوب ديده شود. اين رمز و راز را ابراهيم حاتمي کيا مي دانست.
مي شود ساعت ها نوشت از خاطرات و اتفاقات و آموخته ها و... اين سطور را در حيطه کار خود نوشتم آن هم مختصر مختصر و چه بسا بسيار چيزهاي مهمي از قلم افتاده اند، لحظه لحظه خاطره است. انتقال تجربه، شکل گيري خلاقيت و... و سرانجام توليد هنر، اميدوارم فرصتي پيش بيايد تا نکاتي را که به آنها اشاره کردم، بتوانم بيشتر باز کنم.
منبع: etemaad
حالا میریم سراغ اخبار![]()
خبر اول مربوط میشه به فیلم حس پنهان:
| ایران و ژاپن پروژه مشترک سینمایی تولید میکنند | |
| مرتضی رزاق کریمی از تمایل ژاپنیها برای تولید یک پروژه مشترک سینمایی با ایران خبر داد. | |
|
این تهیهکننده سینما در گفتگو با خبرنگار مهر گفت: "نمایش فیلم سینمایی "حس پنهان" ساخته مصطفی رزاقکریمی در جشنواره فیلمهای آسیایی ژاپن با استقبال مواجه شد، به طوری که آنها از ما خواستند کار سینمایی مشترک تولید کنیم. هم اکنون نیز مشغول مذاکرات اولیه هستیم، اما هنوز فیلمنامهای مشخص نشده و امیدوارم به زودی مراحل ابتدایی ساخت این فیلم مهیا شود."
نمایی از فیلم "حس پنهان" وی درباره زمان نمایش فیلم "حس پنهان" هم افزود: "این فیلم که مدتی است پروانه نمایش دریافت کرده، در بیست و ششمین جشنواره فیلم فجر به نمایش درمیآید و پس از آن برای اکران عمومی فیلم اقدام خواهیم کرد." در خلاصه داستان "حس پنهان" آمده: فیلم قصه زمانه ماست، زمانهای که در غفلت دیگران برایمان تصمیم میگیرند. محمدرضا فروتن، مهتاب کرامتی، آتیلا پسیانی، شهره سلطانی، حامد بهداد، نیوشا ضیغمی و شیوا بلوریان بازیگران "حسن پنهان" هستند و سایر عوامل آن عبارتند از مشاور کارگردان: ابراهیم حاتمیکیا، بازنویس فیلمنامه: فریدون فرهودی و مدیر فیلمبرداری: فرشاد محمدی. این فیلم محصول مشترک دکافیلم و مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی است. |
خبر دوم مربوط میشه به فیلم دعوت:
| جعفری با حاتمیکیا به توافق نرسید | |
| امیر جعفری برای بازی در فیلم سینمایی "دعوت" با ابراهیم حاتمیکیا کارگردان این فیلم به توافق نرسید. | |
|
این بازیگر سینما و تلویزیون درباره حضور خود در فیلم "دعوت" حاتمیکیا به خبرنگار مهر گفت: "برای بازی در این فیلم مذاکراتی را با تهیهکننده آن و حاتمیکیا انجام دادم، ولی به دلایلی از جمله مطابقت نداشتن نقش با خصوصیات بازی من حضورم در فیلم میسر نشد و با این پروژه به توافق نرسیدم. هماکنون با پروژه دیگری نیز قرارداد ندارم و مشغول خواندن چند فیلمنامه هستم." حاتمیکیا تاکنون برای فیلم جدید خود با بازیگرنی چون محمدرضا فروتن، مهناز افشار، مریلا زارعی، ثریا قاسمی، حمیدرضا پگاه، لیلا اوتادی و سحر جعفری جوزانی قرار داد امضا و با بهرام رادان، محمدرضا گلزار، کتایون ریاحی و ... مذاکره کرده که نتیجه این مذاکرات هنوز به صورت رسمی از سوی محمد پیرهادی تهیهکننده اعلام نشده است. در چهاردمین فیلم حاتمیکیا چیستا یثربی به عنوان مسئول انتخاب بازیگر و بازیگردان حضور دارد و تورج منصوری نیز به عنوان مدیر فیلمبرداری با پروژه "دعوت" همکاری خواهد داشت. همچنین نام اصغر شاهوردی به عنوان مدیر صدابرداری اعلام شده بود که با توجه به حادثه پیش آمده برای وی، صدابرداری دیگر جایگزین او خواهد شد. حاتمیکیا این روزها مجموعه تلویزیونی "حلقه سبز" را با بازی سیما تیرانداز و حمید فرخنژاد روی آنتن شبکه سه دارد. آخرین فیلم وی هم "به نام پدر" بود که پارسال در سینماها اکران شد و فروشی متوسط داشت. |

خبر بعدی مربوط میشه به فیلم به رنگ ارغوان:
| |||
|
به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از روابط عمومي جشنواره گلآقا، سيدجمال ساداتيان تهيهكننده سينما در مورد فيلم «به رنگ ارغوان» و سرنوشت آن گفت: اين فيلم را ميتوان يك نقد تند اجتماعي كه رگههايي سياسي نيز دارد ناميد ولي ميبينيم حتي من وحاتمي كيا هم تحمل نشديم. فيلمي كه در زمان ساخت آن ، مسئولان همه از بالا تا پايين درجريان ساخت آن قرار داشتند. | |||

خبر بعدی مربوط میشه به اعتراض حمید فرخ نژاد به خاطر عدم پخحش به رنگ ارغوان:
| ||||
|
به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از روابط عمومي فرهنگسراي بانو، جلسه نقد و بررسي فيلم «چهارشنبه سوري» در سالن آمفي تئاتر فرهنگسراي بانو با هدف بررسي موقعيت و جايگاه زن در جامعه امروز به تاريخ 17 آذرماه برگزار شد.
آخرین خبر هم مربوط میشه به ساخت فیلم مستند درباره علیرضا زرین دست:
| ||||

خوب امیدوارم خبر های خوب و جامعی گذاشته باشم
یکی از دوستان از من آدرس حک فیلم رو خواسته بود
من آدرس این سایت رو براتون میزارم اونجا هم شماره تلفن هست و هم آدرس
امیدوارم لذت برده باشین
یا علی![]()
![]()


