تبليغاتX
استاد سینما ابراهیم حاتمی کیا

مصاحبه....خبر از دعوت.....متنی راجع به شب یلدا....وخبرهای مختلف
دوشنبه سوم دی 1386 ساعت 12:50

سلام به همه شما دوستای عزیزم

اعیاد قربان و غدیر رو به شما تبریک میگم

آپ امروز یه آپ چند بخشی که توش راجع به همه چیز توضیح دادم.

اولین قسمت این آپ یه مصاحبه از سرکار خانم تیر انداز

حلقه سبز

توی این شماره مجله فیلم و سینما یه مصاحبه از خانم تیرانداز چاپ شد.

مصاحبه جالبی بود و من متن کامل این مصاحبه رو براتون میزارم امیدوارم خوشتون بیاد...

خانم تیرانداز،کمی در تلویزیون البته قبل از حضور در مجموعه حلقه سبز،کم کار بودید.گویا بیشتر اوقات شما به حضور روی صحنه تئاتر گذشته است؟

بله،اتفاقا قبل از حضور سر کلاس آقای حاتمی کیا،حدود یک سال درگیر اجرای یک نمایش خارج از کشور بودم.یک سال هم درگیر ضبط این سریال بودیم.به همین دلیل به نظر کمی حضور من کمرنگ به نظر رسیده است و بعد از این کار هم یک تله فیلم با آقای اسحاقی داشتم که پخش شد.در حقیقت بیکار نبودم شاید فاصله کارهای من در تلویزیون یک مقدار زیاد بود اما مشغول بودم.

همکاری با ابراهیم حاتمی کیا برای تو چگونه بود؟

به هر حال کار کردن با کارگردان بزرگ و با سابقه مثل ابراهیم حاتمی کیا برای هر بازیگری میتواند دلچسب و لذتبخش باشد.

معمولا ابراهیم حاتمی کیا در آثار قبلی اش به شکل کامل از چهره های سنمایی و تلویزیونی استفاده میکرد اما در این کار ما تنها دو سه بازیگر ...

من یک جای دیگر هم گفته ام،به هر حال حضور بازیگران خوب و چهره برای هر کاری مغتنم است اما مطلب مهم که اینجا هست این است که بقیه بازیگران هم باید یک جا مجال حضور پیدا کنند.خیلی بازیگران خوبی در این مملکت حضور دارند که تا به حال به دلایل مختلف فرصت حضور جلوی دوربین را پیدا نکردند.من فکر میکنم کاری با این شکل و شمایل خیلی میتواند کمک کند تا این افراد هم خودشان را نشان دهند.کمااینکه من معتقدم کار بایستی مخاطب خودش را پیدا کند.

اما باید قبول کنید یکی از مسائل مهم در جذب مخاطب حضور بازیگران چهره است.(البته منظورم تنها حلقه سبز نیست)

به نظر من این مسئله در تلویزیون به این شدت مطرح نیست،شاید در سینما مسئله مهمتر باشد.به هرحالحضور بازیگران چهره به یک کار کمک میکند اما شما بارها تلویزیون را روشن کرده اید و در ان کار با چهره های زیادی مواجه شدید اما آن کار مخاطبی نداشته است.من خیلی به این مسئله اعتقاد ندارم کما اینکه در سینما هم این موضوع را قبول ندارم.من معتقدم فیلم خوب هم میتواند فروش خودش را داشته باشد.شما در سریال آقای اسعدیان(راه بی پایان)،شما خیلی چهره آنچنانی نمی دیدید اما به نظر من سریال بسیار خوبی بود.هر جا که من بودم میدیدم از این سریال به نیکی یاد میکنند.در این سریال یک سری بازیگر جوان ،خوب و آینده دار در کنار چند چهره تلویزیونی یا مطرح حضور داشتند و کار بسیار خوب و پرمخاطب بود.البته باید در پرانتز بگویم خود این داستان(حلقه سبز)میطلبد که داستان حول این دو نفر میگذرد و بقیه شخصیت ها کمتر حضورتر هستند.البته آقای حاتمی کیا هم هستند که دائما حضور دارند و یکی از شخصیت های این مجموعه تلویزیونی هستند.با این حال دوباره تکرار میکنم من معتقدم باید به بازیگران جدید و جوان هم فرصت داد تا خودشان را پیدا کنند.اگر مدام بخواهیم به یکسری بازیگر بسنده کنیم،فکر نمیکنم شکا خوبی داشته باشد.

البته با عنایت به اینکه ابراهیم حاتمی کیا هیچ بازیگری را بدون دلیل انتخاب نمی کند،اما قبول دارید که نام ابراهیم حاتمی کیا و کارنامه اش به او فرصت امتحان کردن نمیدهد؟

بله،اما آقای افخمی فیلم عروس را ساختند و آن زمان نه آقای پورعرب و نه خانم نیکی کریمی چهره آن چنان شناخته شده ای نبودند اما بسیار در کارشان موفق بودند و فیلم با مخاطب بسار خوبی هم مواجه شد و فروش خوبی هم داشت.باز هم در سینمای ما هستند نمونه های دیگری که فیلم های خوب و ماندگاری بودند ولی با چهره های مطرح آن زمان ساخته نشده اند بلکه با آن کار تبدیل به چهره های مطرح آینده سینما شدند.

پس معتقد هستین بر مبنای فیلم نامه و با تفکر قبلی،ابراهیم حاتمی کیا کنار نقش های محوری این مجموعه تلویزیونی،بازیگران دیگرشان را انتخاب کردند؟

این مسئله را باید از خود آقای حاتمی کیا سئوال کنید.چون من فقط به عنوان بازیگر در خدمت این مجموعه بودم.اولین روزی که من رفتم آقای گودرزی بازیگردان و انتخاب بازیگر بودندبعد از ایشان هم آقای حاتمی جایگزین ایشان شدند.بخش اعظم کار این دوستان انتخاب بازیگران این کار بود که البته به دیدگاه آقای حاتمی کیا هم بر میگردد.

شما سالهاست در عرصه تئاتر فعالیت میکنید و به عنوان کارگردانچندین کار در کارنامه تئاتریتان وجود دارد.به نظر شما حضور یک بازیگردان میتواند در یک کار تصویری مفید باشد؟خیلی از هم کاران شما با حضور رابطی بین بازیگر و کارگردان(بازیگردان)موافق نیستند؟

در این کار نهایت همه چیز به آقای حاتمی کیا بر می گشت. در حقیقت ما بازیگردان تمرین میکردیم ،میزانسن ها را درمی آوردیم،نظراتمان را میگفتیم،خود بازیگردان هم نظرش را ارائه میکرد،در انتها اوکی دادن و تصییح بازی ها توسط خود آقای حاتمی کیا صورت میگرفت.

از داستان حلقه سبز صحبت کنید.چطور این موضوع به نظرتان بکر رسید؟

من خیلی موضوع این فیلم نامه را دوست داشتم.برای اولین بار که فیلم نامه را خواندم،حس کردم این کار دارای سکانسهای درخشانی خواهد بود.ما هم سعی کردیم با راهنمایی های آقای حاتمی کیا آن را اجرا کنیم.اما خوب در مونتاژیک مقدار تغییر و تحولات رخ داد که قاعدتا آن هم نظر خود کارگردان بوده است.باز هم میگویم من تنها به عنوان یک بازیگر میتوانم نظر بدهم.موضوع داستان حلقه سبز به نظر من نو بود.مگر ما کلا چند موضوع در جهان داریم،من فکر میکنم نگاه و شیوه نگاه است که باعث میشود یک کار بادیگر کارها متفاوت و متمایز باشد.

آیا قبول دارید با پخش سریال حلقه سبز بعد از پخش مجموعه اغما در ماه مبارک رمضان و ایجاد یک ذهنیت سور رئال در تماشاگر از آن کار،کمی حلقه سبز را تحت شعاع قرار گرفت؟

در ابتدا خیلی ها فکر میکردند آقای فرخ نژاد در این کار جن است.با این حال فکر میکنم اگر این شبه هم ایجاد شد به زودی برطرف شد.کما اینکه این کار دو سال قبل ساخته شده ولی سریال اغما در ماه رمضان همین امسال تولید و پخش شد.پخش آن سریال قبل از حلقه سبز به اعتقاد من باعث شد خیلی سوال ها برای تماشاگر به وجود بیاید که به اعتقاد من هیچ اشکالی ندارد که این سوالات را تماشاگر از خودش قبل از دیدن یک کار بپرسد.با این حال هرچه جلوتر میرویم تماشاگر هم متوچه میشود که این داستان با آن کار تفاوت دارد.

ما در این کار مخصوصا در قسمت هایی که حضور شما را در کنار حمید فرخ نژاد میبینیم،یک فضای سوررئال بر کار حاکم است.بازی شما در این فضای غیر واقعی دستخوش چه تغییراتی نسبت به یک فضای رئال شده است؟!چه کرده اید تا تماشاگر هم شما را در این فضا که برایش عادی و روزمره نیست،باور کند؟

درست است که فضای کار غیر واقعی است و یک روحی وجود دارد و...اما قرار است با واقعیت سروکار داشته باشیم.ما باید باور کنیم واقعا دختر این روح را می بیند.مبنای ما هم در بازی این بود که حضور این کاراکتر را در یک فضای رئالیستی ببینیم.

به هر حال شما از تماشاگر میخواهید هم نشینی این کاراکتر را با روح بپذیرد و باور کند مسئله ای را که تا به حال در زندگی واقعی خود با آن مواجه نشده است؟

من به عنوان یک بازیگر باید بپذیرم که ممکن است این واقعیت هم وجود داشته باشد.به هر حال نگاهی که در این فیلم نامه است این است که ما یک چهار چوبی بسازیم و در آن با تماشاگر حس همذات پنداری ایجاد شود.البته در تمام کارها همین طور است که یک چهار چوبی ایجاد میشود و به تماشاگر میگوید که داستان فیلم ما در این محدوده میگذرد .مثلا اسپایدر من،درست است که این کار یک فضای کاملا فانتزی دارد ،اما در انتها و حتی در طول داستانهمه باور میکنند که واقعا یک اسپایدرمنی وجود دارد.در چهار شگفت انگیز هم همین طور است.این نوع بازیگری که شما به آن اشاره میکنید من فکر میکنم در کمدی و درام تفاوتش بیشتر مشخص میشود.یعنی بازیگر با خودش میگوید من الان یک بازی کمدی قرار است داشته باشم،پس شکل بازی ام باید تغییر کند.ما در این کار قرار است یک فضای واقعی و رئالیستی را نشان دهیم.با این حال قبول دارم ما یک فضای غیر واقعی داریم و قاعدتا چهار چوب های بازی و برخوردهای بازی بازیگر ممکن است متفاوت باشد اما چهار چوب داستان واقعی است و ما میگوییم که در این شرایط،این اتفاق رخ میدهد و تماشاگر هم ما را در این شرایط میپذیرد.

سریال حلقه سبز

 

این شخص هم ممکن است به عنوان یک فرد عادی،متوجه بشود که من الان با چیزی مواجه شده ام که تا به حال در طول زندگی ام با آن روبرو نشده بودم،حتما معتقد هستین که خود این کاراکتر به این باور نرسیده است؟

ببینید،این مسئله برمیگردد به ری اکشن هایی که او نسبت به این اتفاق از خود نشان میدهد.

او الان متوجه است که به چیزی دست پیدا کرده که بقیه از رسیدن به ۀن عاجز هستند؟

درست است،اما عکس العملش یک عکس العمل کاملا واقعی است.در نگاهی که در حال حاضر برای این فرد اتفاق افتاده است،بله همین طور است.اما در بازیگری من تفاوتش را متوجه نمیشوم اما در شکل نگاهی که در حال رخ دادن است بله این متفاوت است.قاعدتا وقتی که شرایط خاص این فیلمنامه و عکس العمل های متفاوت را می بینیم،ما هم به عنوان یک بازیگر یک چها چوب جدیدی را برای خودمان تعیین میکنیم.درست است که در زندگی واقعی هیچگاه ممکن نیست این اتفاق رخ بدهد که من با یک روح ارتباط برقرار کنم ولی وقتی که حالا در شرایط بازی قرار گرفته ام باید ببینم چه عکس العملی از خودم در مقابل این مسئله نشان میدهم.آن عکس العمل توسط ما به عنوان بازیگر ساخته شده است.

به نظر شما برقراری ارتباط این دو کاراکتر که در یک فضای سوررئال انجام شده است چقدر برای تماشاگر قابل باور است؟خود شما به عنوان یک تماشاگر چقدر این دو شخصیت را پذیرفته اید؟

این سوال را فکر میکنمتماشاگر و منتقدین باید جواب بدهند.اما من به عنوان یک تماشاگر که کار را میبینم حس میکنم بده بستان خیلی خوبی با آقای فرخ نژاد داشتیم،یک جورهایی ایده های همسو با هم داشتیم و شکل نگاه،هر دوی ما برای برقراری این ارتباط نزدیک به هم بود اما نتیجه این مسئله را باید از تماشگر سوال کرد.

تولید محدود این جنس کار در کشور ما باعث شده است تماشاگر و مخاطب تلویزیونیا حتی سینما،مقاومت زیادی برای باور در مقابل داستانهای سوررئال کند.برای باور این دست از ساخته ها،کار سازندگان یک مقدار در کشور ما مشکل است.به نظر شما ما(به عنوان سازنده)تا به حال توانسته ایم تماشاگرمان را با ایده های ذهنی مان همسو کنیم؟

من فکر میکنم بخش اصلی این مسئله برمیگردد به ضعف تکنیکی ما.ما باید تماشاگرمان را عادت بدهیم.به هر حال دادن خوراک راحت به تماشاگر شاهکار نیست.به نظر من تربیت تماشاگر به دیگر چیزهایی که تا به حال ندیده و تجربه نکرده،یک وظیفه سنگین است که در وهله اول بر دوش مسئولین تلویزیونی است که ایده های این چنینی را بتوانند پرورش بدهند و بخواهند ساخته بشود و بعد بر عهده سازندگان است.من معتقد هستم ذائقه تماشاگر را باید عادت بدهیم.به هر حال تمام کارهایی که برای مخاطب در تلویزیون ساخته میشود قابل احترام هستند.اما باید تماشاگر را از موضوعات معمولی بیرون بکشیم و چیز های مختلف را به او نشان بدهیم.آن خوراک هم میتواند در جای خودش مفید باشد.اما این خوراک هم باید در کنار آن وجود داشته باشد.

با توجه به سوابق قبلی ابراهیم حاتمی کیا و اینکه ایشان برای اولین بار به سراغ این جنس از کار رفته است،چقدر او را در نشان دادنایده جدیدش موفق دیدید؟

این خیلی خوب است.این ویژگی جزو ویژگی های بسیار خوب آقای حاتمی کیاست که دنبال کار جدید و نو است.من خودم هم سعی میکنم در کار کارگردانی تئاتر دنبال ایده های جدید و نو بروم.همیشه به دنبال متفاوت بودن و قرار نگرفتن در یک قالب هستم.دوست دارم تعریف نشدن را در تمام کارهایم داشته باشم.من کوچکتر از آن هستم که بخواهم در مورد آقای حاتمی کیا صحبت کنم.اما فکر میکنم آقای حاتمی کیا هم از این تجربه جدیدش خیلی راضی است.تماشاگر تا قبل از این کار زمان دیدن کارهای حاتمی کیا سئوال میکرد که این کار هم جنگی است؟یک جوری به جنگ ربط دارد؟ولی واقعا ایشان ساختار شکنی کردند و تماشاگر متوجه شد کار جدیدی از آقای حاتمی کیا میبیند که تا به حال از ایشان ندیده است.من خودم این شیوه نگاه را دوست دارم.

به نظر شما به عنوان کسی که کارهای قبلی ابراهیم حاتمی کیا را دیده اید و در این کار برای اولین بار جلوی دوربین او قرار گرفته اید،آیا حاتمی کیا وسواس همیشگی اش را که در کارهای قبلی اش به عینه دیده میشود،در این کار هم داشته است؟

در این کار ما بارها دیده ایم که ایشا تا وقتی که راضی نبوده اند از برداشت انجام شده اوکی نمیدادند و باید به آن چیزی که میخواستند دست پیدا میکردند تا سکانس بعدی...من معتقد هستم ایشان بسیار دقیق و موشکافانه کار میکردند.بنابراین با این عقیده به هیچ وجه موافق نیستم و این قدر سخت گیری های ایشان برای منلذتبخش بود که حدی برای آن ندارم شاید علت این باشد که من از تئاتر آمده ام همیشه عادت به تمرین و سختی دارم.من معتقد هستم که اگر یک روز بازیگر بگوید که من در این برداشت خوب و عالی بودم،آن روز مرگ بازیگر است.کار آقای حاتمی کیا یک کلاس دوباره نگری به خودم بود.


 

اخبار جدید از دعوت و فیلم حس پنهان

این قسمت رو به وبلاگ تازه اضافه کردم که هر وقت مطلب جدید از دعوت و فیلم حس پنهان که آقای حاتمی کیا مشاور این فیلم بودن گرفتم اینجا بزارم

از شما ها هم یه خواهش دارم و اون اینکه اگر خبری از دعوت و حس پنهان از یه منبع موثق گرفتین حتما برام توی قسمت نظر خصوصی هام و یا به میلم بفرستید تا همه بتونیم از اون استفاده کنیم.

اگر خبری هم از دعوت و حس پنهان نبود این قسمت وبلاگ خالی میمونه بود.

و اما خبر

به نقل از مجله فیلم و سینما

حضور کتایون ریاحی در فیلم دعوت

کتایون ریاحی در فیلم سینمایی دعوت به کارگردانی ابراهیم حاتمی کیا بازی خوهد کرد.کتایون ریاحی به دلیل حضور در مجموعه تلویزیونی حضرت یوسف(ع)سه سالی میشود در هیچ پروژه سینمایی ایفای نقش نکرده با پیشنهاد ابراهیم حاتمی کیا برای بازی در دعوت روبرو شده است.دلیل اصلی توافق هایی ریاحی و حاتمی کیا نقش کوتاه او در این فیلم است.او قرار است در یکی از اپیزودهای دعوت ایفای نقش کند.نکته جالب اینجاست که ابتدا قرار بود هدیه تهرانی این نقش را بازی کند.او حتی قرار داد بازی در دعوت را امضا کرده بود اما بعد از یک جلسه تمرین از بازی در فیلم حاتمی کیا انصراف داد.این پروژه قرار است اوایل دی ماه در تهران کلید بخورد. کتایون ریاحی بعد از بازی در تارا و تب توت فرنگی در هیچ فیلم سینمایی بازی نکرده است.

خبر دیگه از دعوت:

جام جم آنلاين: «محمد پيرهادي» گفت: فيلم «دعوت» به كارگرداني «ابراهيم حاتمي‌كيا» هفته آينده جلوي دوربين خواهد رفت اما قطعا به جشنواره امسال نخواهد رسيد.
اين تهيه‌كننده ، اظهار داشت: براساس برنامه ريزي قرار بود تا اوائل دي ماه فيلم «دعوت» جلوي دوربين برود كه بر اين اساس، 8 دي فيلمبرداري را آغاز خواهيم كرد.
به گزارش فارس ، وي افزود: فيلم «دعوت» به بيست‌وششمين جشنواره فيلم فجر نخواهد رسيد و از ابتدا نيز با توجه به زمان صدور پروانه ساخت و پيش‌توليد كار با حضور بازيگران زياد، نمي‌توانستيم براي حضور در جشنواره امسال برنامه ريزي كنيم.
محمدرضا فروتن، محمدرضا گلزار، مهناز افشار، مريلا زارعي، ثريا قاسمي، سحر جعفري جوزاني، ليلا اوتادي و حميدرضا پگاه از جمله بازيگران «دعوت» هستند.
عوامل سازنده «دعوت» عبارتند از: نويسنده و كارگردان: ابراهيم‌حاتمي‌كيا ، تهيه‌كننده: محمد پيرهادي، مدير فيلمبرداري: تورج منصوري، مسئول انتخاب‌ بازيگر و بازيگردان: چيستا يثربي، صدابردار: اصغر شاهوردي، دستيار اول كارگردان و برنامه‌ريز: عليرضا شمس‌شريفي، مدير توليد: محمدرضا منصوري، طراح صحنه و لباس: كيوان مقدم.
خلاصه داستان:‌ چند خانواده متفاوت با بحراني مشابه روبرو مي‌شوند و هر كدام از آنها بنا به نگاه خاص خود واكنش‌هايي از خود بروز مي‌دهند.

سریال حلقه سبز

 


جمعه هفته قبل شب یلدا بود یلدا یکی از آیین های قدیمی ایران توی این قسمت از وبلاگ در مورد بعضی از آیین های قدیمی ایرانی توضییح میدم

که اولیش مربوط میشه به شب یلدا

سی ام آذر نزد ایرانیان از ارزش خاصی برخوردار است.آنها شب سی ام آذر را یلدا می نامند و آن را جشن میگیرند.

((یلدا))یک واژه سریانی به معنای:کودک،ثمر و میوه است.این شب که طولانی ترین شب سال است در حقیقت جشن انقلاب شتوی(زمستانی)است که بعد از آنآفتاب از برج قوس(نیماسپ)به برج جدی تحویل میشود و روزها اندک اندک بلندتر میگردد.این طولانی ترین شب سال در نزد ایرانیان نحس بود،زیرا علاوه بر اینکه مردم در سرمای سخت زمستان دیر زمانی از دیدار خورشید محروم بودند،بنابر عقایدمذهبی نیز می پنداشتند که این شب طولانی ترین حمله اهریمن را در پی دارد و چون فردای ان شب روشنایی غالب میشد و روز طولانی تر میگشت،مردم برای دفع نحوست

آن شب،به شادی می نشستند و گرد هم به دور آتش جمع میشدند و در انتظار بر آمدن خورشید و در واقع زایش دوباره خورشید بودند که نحوست شب دراز را با تولد خود از میان میبرد.از جهت دیگر طبق تقویم اوستایی سال با فصل سرد شروع میشد. واژه سال مشتق از واژه sarada به معنی سرد است.این میرساند که سال اوستایی روزگاری با فصل سرما یعنی از نقطه انقلاب زمستانی و اول ماه آغاز میشده است.آغاز سال عبارت بود از دوباره زاده شدن یا دوباره پیدایی خورشید و آن اول دی ماه بود.ایرانیان معتقدند که مهر در چنین شبی متولد شده است و زمانی که این آیین به صورت یک دین به روم رفت یعنی سی ام آذر مصادف با بیست و یکم دسامبر بود که موسوم به روز مقدس مهر پرستان شد.در سده چهارم میلادی در اثر اشتباه حساب در کبیسه،روز بیست و پنجم دسامبر به نام روز تولد مهر شکست نا پذیر در میان مردم میترا پرست روم رایج شد.

بعد از ظهور مسیحیت در رومبیشتر آداب و ذسوم مهری به این مذهب منتقل شد.از جمله آن که میلاد مهر نجات دهنده به حضرت مسیح نجات بخشنده منتسب گشت و با پیشرفت مسیحیت در همه جا از جمله مشرق زمین رواج یافت.و با مسیحیت سریانی به ایران بازگشت و شب یلدا نامیده شد.

آن چه از شب یلدا برای ایرانیان باقی مانده،شب نشینی آن است مردم در این شب سفره مخصوصی می گسترند و از میان میوه ها بیشتر انار و از میان سبزی ها بیشتر هندوانه میخوردند،زیرا گل انار و گل هندوانه سرخ رنگ است.و مهریان به رنگ سرخ دلبستگی زیادی داشتند.مهریان سرخی بامدادی پیش از بر آمدن آفتاب رامظهر جلوه ایزد مهر میدانستند.

منبع:کتاب مهر پرستی در ایران هند و روم

نویسنده:سالومه رستم پور

راستی من شب یلدا رو از یه جهت دیگه هم خیلی دوست دارم

اونم به خاطر اینکه شب یلدا تولد مامانم

یه بار دیگه هم از اینجا تولد مامانم منبع مهر رو محبت رو بهش تبریک میگم.

yalda.hendone 6.jpg

 

 

 

توی آپ بعدی در مورد اصطلاحاتی که از زمان مهریان در ایران باقی مونده مینویسم.

 

امیدوارم لذت برده باشین

شرمنده یه مقدار طولانی بود

یا علی