سلام به همه شما همراهان همیشگی این وبلاگ
روزنامه وطن امروز طبق نظر سنجی خود آژانس شیشه ای رو به عنوان بهترین فیلم دفاع مقدس انتخاب کرده.....
متن کامل:
سینمای ما - هنوز التهاب سالهای اولیه پیروزی انقلاب اسلامی فروکش نکرده بود که جنگ تحمیلی شروع شد و این سرآغاز فصلی تازه در تاریخ این مرز و بوم شد. در این میان، سینمای ایران که در 2 سال اولیه بعد از پیروزی انقلاب اسلامی هنوز جسته و گریخته حرکت میکرد و هویت موجهی نداشت، سرنوشتی نو پیدا کرد.
دوربینهایی که تا آن زمان بدرستی سمت و سوی خود را نمیشناختند، وارد جبههها شدند و از دل همان خاکریزها، فیلمسازان شاخصی ظهور کردند که بانیان سینمایی شدند که امروز به نام«سینمای دفاع مقدس» از آن نام میبریم. شرح حکایت این سینما هم در جای خود جالب و در عین حال تکراری است، با گذشت 28 سال از جنگ تحمیلی، حالا که تاریخ سینمای دفاع مقدس را ورق میزنیم، به فیلمهای قابل تامل و «ماندگاری» برمیخوریم. این بار روزنامه«وطن امروز» در یک نظرسنجی،3 فیلم برتر سینمای دفاع مقدس از نگاه منتقدان سینما را معرفی کرده است. در این نظرسنجی،«آژانس شیشهای» و «سفر به چزابه» رتبه اول را کسب کردند، «دیدهبان» و «مهاجر» موفق به کسب رتبه دوم شدند و «لیلی با من است» رتبه سوم را به دست آورد.پشت سر آنها هم فیلمهای دیگری چون «گیلانه»، «هیوا»، «فرزند خاک»،«هور در آتش»،«باشو غریبه کوچک» و «از کرخه تا راین» قرار گرفتند.
این نظرسنجی با همت و تلاش همکاران عزیز، زهرا تقيزاده، عرفان جلالی و رضا باقري انجام شده است.
درباره فیلمهای برتر اين نظرسنجي
با نگاهی به برترینهای این نظرسنجی و تطابق آن با نظرسنجیهای مشابه که معمولاً در مجلات تخصصی انجام میشود، این نتیجه بهدست میآيد که معمولاً آثار شاخص این حوزه، حول همین چند اثر میچرخد که نام مرحوم رسول ملاقلیپور و ابراهیم حاتمیکیا به آنها پیوند خورده است. پس از نظرسنجی و مشخص شدن آثار برتر، سراغ برخی از عوامل ساخت این فیلمها رفتیم و صحبتهای آنها را در قالب یادداشت ضميمه کردیم. اما مروری بر خلاصه داستان فیلمها و یادي از عوامل جلو و پشت دوربین آثاري که حالا بویژه برای بچههای دهه 60 و 70 خاطره و نوستالژی است، هم خالي از لطف نيست

آژانس شیشهای
ابراهیم حاتمیکیا با ساخت این فیلم در سال 1376 فصلی تازه در سینمای دفاعمقدس رقم زد. این فیلم درباره عباس، بسیجی شهرستانی است. او که ترکش خمپارهای را کنار شاهرگ گردنش از دوران حضورش در جبهه به یادگار دارد، به اصرار همسرش نرگس برای معاینه به تهران میآید و در خیابان با همرزم سابقش کاظم روبهرو میشود که با اتومبیلش مشغول مسافرکشی است. پزشک، وضعیت عباس را بحرانی تشخیص میدهد و توصیه میکند هرچه زودتر برای درآوردن ترکش به لندن برود. کاظم برای تأمین هزینه سفر عباس، حاضر میشود اتومبیلش را بفروشد. در آژانس هواپیمایی، خریدار اتومبیل پول را بموقع به کاظم نمیرساند و او به ناچار به رئیس آژانس پیشنهاد میکند تا رسیدن پول، سوئیچ و مدارک اتومبیل را به گرو بردارد اما رئیس آژانس نمیپذیرد. کاظم که عصبانی شده، شیشه دفتر آژانس را میشکند و پس از خلع سلاح یک مأمور نیروی انتظامی، مشتریان آژانس را گروگان نگه میدارد تا مسؤولان ترتیب سفر فوری او و عباس به لندن را بدهند. آژانس به سرعت توسط نیروی انتظامی و امنیتی محاصره میشود و در این بین اصغر، همرزم کاظم و عباس نیز به افراد داخل آژانس میپیوندد. از طرف دیگر احمد- که خود، همرزم کاظم بوده- به همراه فردی به نام سلحشور به عنوان نمایندگان نیروهای امنیتی وارد آژانس میشوند و از کاظم میخواهند که اسلحه را کنار بگذارد. کاظم نمیپذیرد و پس از آزاد کردن چند گروگان به احمد و سلحشور تا 6 صبح مهلت میدهدکه اتومبیلی را برای بردن او و عباس به فرودگاه به آژانس بفرستند. در این بین، کاظم با پسرش که پشت در آژانس به دیدنش آمده و عباس با همسرش به گفتوگو مینشینند و هر یک موقعیت خود را توضیح میدهند. کاظم تا صبح بیدار میماند و در یادداشتهایش برای همسرش فاطمه وضعیت خاص خود را شرح میدهد. ساعت 6 صبح، اتومبیل به آژانس نمیآید و کاظم رئیس آژانس را به عنوان قربانی اول انتخاب و کشتن او را صحنهسازی میکند. سرانجام خودرو میرسد، مأموران با نقشه قبلی وارد آژانس میشوند و در حالی که راننده اتومبیل سوئیچ آن را در اختیار ندارد، افراد داخل آژانس آزاد میشوند و از دست اصغر با اسلحه خالی از فشنگش نیز کاری برنمیآید. سلحشور شادمان همه چیز را پایان یافته تلقی میکند، اما احمد با یک چرخ بال، سر میرسد و با حکمی از مسؤولان ردهبالا، عباس و کاظم را به فرودگاه میرساند. هنوز هواپیما از مرز هوایی کشور خارج نشده که درست هنگام تحویل سالنو، عباس برای همیشه آرام میشود. در اين فيلم پرویز پرستویی، حبیب رضایی، رضا کیانیان، اصغر نقیزاده، بیتا بادران، محمد حاتمی و قاسم زارع ايفاي نقش كردهاند. حمیدرضا چارکچیان دستیار اول کارگردان و برنامهریز بوده است و سیروس رنجبر به همراه حبیب احمدزاده و مهری سجادهچی مشاوران فیلمنامه بودهاند. دیگر عوامل سازنده«آژانس شیشهای» عبارتند از: علی کمیجانی تهیهکننده، مهدی کریمی و علی کلیج مجری طرح، عزیز ساعتی مدیر فیلمبرداری، پرویز شیخ طادی طراح صحنه و لباس، مجید انتظامی آهنگساز، محمود سماکباشی صدابردار، مهرداد میرکیانی طراح چهرهپردازی، محسن روزبهانی طراح جلوههای ویژه و علی وزیریان طراح پوستر.
سفر به چزابه
فیلمی که با وجود استقبال منتقدان نتوانست نظر مخاطبان را جلب کند. رسول ملاقلیپور در این فیلم داستان شخصی بهنام وحید را روایت میکند که در حال ساختن یک فیلم جنگی است، او از علی دوست آهنگسازش دعوت کرده تا با دیدن قسمتهایی از فیلم که آماده شده آهنگی بسازد، اما علی نمیتواند با فیلم ارتباط درستی برقرار کند. علی به قصد آشنایی با فیلم به همراه وحید به محل فیلمبرداری میرود، اما ناگهان هر 2 با رفتن به یکی از خاکریزهای ساخته شده، خود را در قالب سنگرهای واقعی جبهه، در منطقه چزابه مییابند. وحید از این حضور خشنود است، اما علی از بودن در این منطقه با خطرهای زیادش راضی نیست و طاقت دیدن صحنههای واقعی جنگ و کشته شدن جوانان را ندارد. وحید با دیدن بهروز، صمد، فرمانده، حسن کاوه و مراد چلچراغ و مرتضی و بقیه همرزمانش به کمک آنها میرود، اما بالاخره آنها به دوران حال و به محل فیلمبرداری فیلم وحید برمیگردند. مسعود کرامتی، فرهاد اصلانی، حبیب دهقاننسب، مهدی فقیه و حبیبالله الهیاری از بازیگران اين فیلم هستند. دیگر عوامل تولید این فیلم عبارتند از: علیرضا جلالی مدیر تولید، فرهاد صبا مدیر فیلمبرداری، شهرزاد پویا تدوین، محسن نوروزی طراح صحنه و لباس، پیروز ارجمندتاج آهنگساز، محمد حقیقی صدابردار، بهمن اردلان صداگذار، مسعود بهنام میکس، عبدالله اسکندری طراح چهرهپردازی و اکبر محمدی مسؤول جلوههای ویژه.
مهاجر
حاتمیکیا این فیلم را در سال 1368 ساخت. خلاصه داستان آن بدین شرح است: هواپیماهای بدون سرنشین مهاجر که از روی زمین کنترل میشود براي انجام عملیات شناسایی در پشت خطوط دشمن به کار گرفته میشود. بهدلیل برد محدود دستگاه کنترل، خلبانان در 2 ایستگاه مقابل، رودرروی هم و در خطوط دشمن مستقر میشود. خلبانی که به خطوط دشمن نفوذ کرده، در حالی که با دشمن درگیر میشود، با مهارت، عملیات شناسایی را انجام میدهد و هواپیما را در هوا تحویل خلبان دوم میدهد در حالی که خود در آخرین لحظات به شهادت میرسد. بازیگران این فیلم عبارتند از: سیدعلیرضا خاتمی، سیدابراهیم اصغرزاده، علیرضا حیدری، اصغر نقیزاده، حمیدرضا
چارکچیان و ... دیگر عوامل هم بدین شرح است: حسین خورشیدی مشاور فیلمنامه، عبدالله باکیده مدیر تولید، محمدتقی پاکسیما فیلمبردار، حسین زندباف تدوین، محمدرضا شجاعی طراح صحنه، محمدرضا آهنج مدیر صحنه، پرویز شیخطادی دستیار مدیر صحنه، کریم گوگردچی آهنگساز، محسن روشن صدابردار، فرید کشنفلاح چهرهپرداز و حسین خسروجردی طراح پوستر.
دیدهبان
ابراهیم حاتمیکیا در یکی از نخستین تجربههای فیلمسازیاش در «دیدهبان» سراغ فیلمی رفت که خلاصه داستانش چنین است: ارتباط خط کمین با نیروهای خودی توسط دشمن قطع شده و احتمال سقوط منطقه بسیار زیاد است. مقابله و مقاومت نیروها در مقابل دشمن نیازمند حضور دیدهبان برای هدایت آتش سنگین است. عارفی برای پیوستن به خط کمین و دیدهبانی باید از مسیری عبور کند که زیرآتش شدید دشمن قرار دارد... .
مهرداد سلیمانی، علیرضا حیدری، غلامرضا علیاکبری، اصغر پورهاجریان، حمیدرضا چارکچیان از بازیگران اين فیلم هستند. ديگر کسانی که حاتمیکیا را در ساخت این فیلم یاری کردند، عبارتند از: سیروس حسنپور دستیار کارگردان، نصرتالله محمدزاده مشاور فیلمنامه، عبدالله باکیده مدیرتولید، محسن ذوالانوار فیلمبردار، محمدرضا شجاعی طراح صحنه، سیدمحمد میرزمانی آهنگساز، اسحاق خانزاری صداگذار، مصطفی کامیاب طراح چهرهپردازی، اصغر پورهاجریان طراح جلوههای ویژه و علی وزیریان طراح پوستر.
لیلی با من است
«لیلی با من است» به این خاطر قابل تأمل است و کار کمال تبریزی از این جهت قابلستایش، که نخستین فیلم کمدی دفاعمقدس محسوب میشود فیلمی که هم نظر مخاطبان را جلب کرد و هم منتقدان را. این فیلم روایت شرح حال صادق، فیلمبردار تلویزیون است که به دلیل مشکلات مالی نیاز شدیدی به وام دارد. از طرفی همکارش به او توصیه میکند در صورتیکه در سفر کوتاهی با یکی از افراد واحد فیلمبرداران تلویزیون به منطقه جنگی برود، خیلی راحت میتواند وام مورد نیازش را دریافت کند. صادق بهرغم تمایل نداشتن به حضور در مناطق جنگی و ترس از محیطی ناشناخته، تصمیم به رفتن میگیرد و مدت 48 ساعت با همکارش کمالی عازم مناطق جنگی جنوب میشود.
صادق با حضور در منطقه، در شرایطی کاملاً بیگانه با خود قرار میگیرد و این در حالی است که لحظهبهلحظه، ناخواسته به خط مقدم نزدیکتر میشود و هرلحظه تصورش این است که در حال دور شدن از خط مقدم است. بتدریج مشاهده آدمهایی که در جنگ حضور دارند، تلقی او را نسبت به جنگ تغییر میدهد و خودش نیز در نبرد با دشمن سهیم میشود. صادق مجروح و به بیمارستان منتقل میشود، اما برای بازگشت به جبهه اعلام آمادگی میکند. پرویز پرستویی، محمود عزیزی، شهره لرستانی و مهدی فقیه بازیگران این فیلم هستند. دیگر عوامل هم بدین شرحاند: رضا مقصودی و کمال تبریزی نویسنده، مجتبی رحیمی فیلمبردار، هاشم عطار عکس ، بهنام ابطحی آهنگساز، بهروز معاونیان صدابردار، مهران ملکوتی دستیار صدابردار و رحیم مهدیخانی طراح چهرهپردازی.
پرویز شیخ طادی مطلبی زیبا در وصف آژانس شیشه ای نوشته که برای شما میزارم:

پرویز شیخطادی* :«آژانس شیشهای» در یک برهه خاص سیاسی ساخته شد؛ زمانی که در بخش اجرایی، دولت ایران شاهد یک جابهجایی و دست به دست شدن سیاسی بود و کسانی روی کار آمدند که از نظر فیلمسازي، پیشینه مشخصی داشتند و این آیندهنگری به حدسیات مردم بسیار نزدیک شد. یکی از دلایل موفقیت این فیلم، پیشقراولی در این زمینه بود و دلیل دیگر اینکه یک درام بسیار زیبا، خوب و خوشساخت بود که از بایدها و نبایدها سخن میگفت. اما اگر دیدگاه مرا بخواهید خواهم گفت که«روبان قرمز» در فرم و معنا از«آژانس شیشهای» یک قدم جلوتر است؛ ساختار جدیتری داشت و کاملاً فیلم خاصی بود. تاریخ همکاری من با آقای حاتمیکیا به سال 69-68 و فیلم«مهاجر» بازمیگردد. آن زمان من به عنوان «دستیار صحنه» وارد گروه کاری ایشان شدم. در آن دوره، عناوین شغلی مطرح نبود.
ما هم جدی نمیگرفتیم؛ همه کار کرده و بدون هیچ توقعی در همه چیز دخالت میکردیم. در واقع من، آقای «حاتمیکیا»، آقای «اصغرزاده» و آقای «حبیب احمدزاده» یک حلقه انرژی را ایجاد میکردیم که بقیه نیروها خود به خود گرد این انرژی فعالیت میکردند. من در آثار زیادی با آقای حاتمیکیا همکاری داشتهام. در کمتر فیلمی از ایشان بوده است که حضور نداشته باشم. فیلم«آژانس شیشهای» را نیز با هم شروع کردیم. همه این آثار، آثار موفقی بودهاند. خاطره خاصی از «آژانس شیشهای» همیشه در ذهنم است و آن اینکه در زمان فیلمبرداری، حاتمیکیا مدام با حالت اضطراب راه میرفت. وقتی علت این کار را پرسیدم، گفت:«کاش این اسلحه در فیلم نبود (اسلحه حاجکاظم). دلم نمیخواهد این اسلحه در فیلم باشد ولی چهکنم که نیاز داریم باشد!» به نظرم منتقدان باید دقت بیشتری در انتخاب فیلمها به خرج دهند. مثلاً فیلم «از کرخه تا راین» در زمان اکران از سوی مدیران سینما و منتقدان مورد انتقاد قرار گرفت و بعد از نظر مردم بهترین فیلم شناخته شد.
حالا هم من نمیتوانم بگویم «آژانس شیشهای» بهترین فیلم است. مثلاً فیلم «برج مینو» در این زمینه فیلم خاص و جدیتری است و حتی یادم است که خود حاتمیکیا میگفت: «آژانس شیشهای» حق «روبان» را خورده است!
* طراح صحنه و لباس «آژانس شیشهای»
ایکاش اسم به رنگ ارغوان هم در این فیلم ها بود....اکران فیلمهای فرهنگی مجوزدار......لینک
امیدو.ارم از خوندن این مطالب لذت برده باشید....
تا پست بعدی و خبری جدید از آقای حاتمی کیا
یا علی
به دلیل این که دوباره خبری از آقای حاتمی کیا در هیچ جا منتشر نشده خبرهایی از حوزه های مختلف برای شما میزارم.امیدوارم که از خوندن خبرها لذت ببرید....
اولین خبر مربوط میشه به فیلم چهل سالگی....در این فیلم برای اولین بار محمد رضا فروتن...لیلا حاتمی و استاد عزت الله انتظامی با هم هم بازی شدند...این ترکیت مطئنا یک ترکیب عالی در یک فیلم میتوهه باشه...
متن خبر . عکس هایی از این فیلم.
خبرگزاري فارس: براي نخستينبار عزتالله انتظامي، ليلا حاتمي و محمدرضا فروتن در فيلم سينمايي «چهل سالگي» به كارگرداني عليرضا رئيسيان در كنار هم ايفاي نقش كردند.

به گزارش خبرنگار سينمايي فارس، در فيلم سينمايي «چهل سالگي» تازهترين كار عليرضا رئيسيان سه بازيگر نام آشناي سينماي ايران «عزتالله انتظامي»، «ليلا حاتمي» و «محمدرضا فروتن» در كنار يكديگر به ايفاي نقش پرداختند.
اين براي نخستينبار است كه از تركيب اين بازيگران در يك فيلم سينمايي استفاده ميشود.
بنا بر گزارش فارس، در فيلم «چهل سالگي» علاوه بر بازيگران فوق، فرزان اطهري، سهيلا گلستاني، پريا مردانيها ايفاي نقش ميكنند.
اين فيلم را رئيسيان بر اساس كتاب «چهل سالگي» نوشته ناهيد طباطبايي ساخته است.
«چهل سالگي» مرز ميان بلوغ روحاني و خاطرات جسماني است. خيليها در اين دوره ياد گذشته ميكنند و عشقهاي قديميشان را به ياد ميآورند و قصههايشان را مرور ميكنند. و شايد براي بچههايشان بخوانند: «روزي پادشاهي در ميان مردم چشمش به دختر جواني افتاد و عاشق او شد. پادشاه تا دختر را به قصرش آورد دختر بيمار شد. هيچكدام از طبيبهاي شهر نتوانستند بيماري دختر را تشخيص دهند. پادشاه دست به دعا برداشت و در خواب طبيب پيري را ديد...»
«كريستف رضاعي» آهنگسازي اين فيلم را برعهده دارد كه بخشهايي از آن به صورت زنده توسط اركستر سمفونيك در تالار وحدت اجرا شد.
نام عوامل اصلي «چهل سالگي» به شرح زير است:
تهيهكننده و كارگردان: عليرضا رئيسيان، نويسنده فيلمنامه: مصطفي رستگاري، مدير فيلمبرداري: محمود كلاري، طراح صحنه و لباس: ايرج رامينفر، طراح چهرهپردازي: عبدالله اسكندري، صدابردار: نظام الدين كيايي، برنامهريز و دستيار اول كارگردان: كاوه سجادي حسيني، مدير توليد: هايده قريشي، مدير صحنه: ميلاد زارعي، سازنده موسيقي: كريستف رضايي، مشاوره توليد: سعيد شرفيكيا.
«پرونده هاوانا»، «ريحانه»، «سفر» و «ايستگاه متروك» فيلمهاي پيشين اين كارگردان هستند.
انتهاي پيام/ا
عکسهای فیلم:



مطلب بعدی مربوط میشه به فیلم آواز گنجشک ها:
خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: فرهنگ و هنر - سينما
سري دوم سينماهاي نمايشدهنده فيلم «آواز گنجشكها» در آمريكا اعلام شدند.
به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، شركت توزيع فيلم «رجنت ريليزينگ» كه حق پخش و نمايش فيلم «آواز گنجشكها» مجيد مجيدي را در سينماهاي آمريكا خريداري كرده است، برنامه تكميلي نمايش اين فيلم را در چند ايالت ديگر آمريكا اعلام كرد.
«آواز گنجشكها» كه براي اولينبار روز سوم آوريل (16 فروردين) در سينما «لينكولن پلازا» نيويورك اكران شد، طبق برنامهي جديد روز نوزدهم ژوئن (29 خرداد) در ايالت ويرجينيا آخرين اكراناش را خواهد داشت.
نمايندهي ايران در اسكار 2009 روز دوازدهم ژوئن (22 خرداد) بهطور همزمان در واشنگتن، سانفرانسيسكو و «بركلي» از ايالت كاليفرنيا اكران خواهد شد.
براساس برنامه اعلامشده، فيلم «آواز گنجشكها» همچنين روز 29 مي (هشتم خرداد) در مينهسوتا و بوستون، روز 22 مي (اول خرداد) در سنديهگو و سرانجام روز پانزدهم مي (25 ارديبهشت) در فيلادلفيا بهروي پرده خواهد رفت.
جديدترين ساخته «مجيد مجيدي» هماكنون تنها يك سالن سينما در نيويورك و دو سالن سينما در كاليفرنيا را در اختيار دارد كه اين تعداد تا روز 29 خرداد به 14 سالن افزايش خواهد يافت.
«آواز گنجشكها» باوجود اكران محدود در سه سينماي آمريكا، تاكنون فروش 27 هزار دلار را بهدست آورده و فروش بينالمللي آن نيز از چهار كشور لوكزامبورگ، يونان، نروژ و هلند به رقم تقريبي 23 هزار دلار رسيده است.

اما خبر آخر که منو شوکه کرد این بود:
این کارگردان و بازیگر سینمای ایران میخواهد «گنج قارون» را در ایران امروز بازسازی کند!
سعيد تهراني تهيه کننده و کارگردان سينما گفت: قصد دارم بعد از گذشت 40 سال از نمايش فيلم سينمايي گنج قارون دوباره فيلمي با همان نام و مضمون تهيه و کارگرداني کنم.
کارگرداني فيلم سينمايي سربلند در ادامه افزود: در حال حاضر فيلمنامه اين اثر در حال نگارش است و در هنگام تهيه و کارگرداني آن، سعي خواهم کرد تمام معيارها و اصول منطبق بر شرايط حاکم دروزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي و معاونت سينمايي در نظر بگيرم تا دچار مشکل نشوم.
تهيه کننده فيلم تلويزيوني تنها خودت مانده اي اظهارکرد: با توجه به اينکه چرخه سينماي ايران به آثاري مانند"دلداده" و اخراجي ها نياز دارد به تهيه و توليد آثاري مانند گنج قارون و سربلند نيز نياز دارد.
وي ياد آور شد: من از مسئولان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي مي خواهم که اجازه بدهند تا بتوانم فيلم سينمايي گنج قارون را فقط با معيارهاي لازم بازسازي کنم.
سعيد تهراني در پايان متذکر شد که فيلم سينمايي سربلند هم که ساختم، بازسازي يک فيلم قديمي بود که زياد مورد توجه قرار نگرفت.
این خبر جدا منو شوکه کرد.نمیدونم با چه اعتماد به نفسی قصد این کار رو داره.اخه مگه سربلند فروخت که میخواد گنج قارون بسازه![]()
خوب
امدوارم خبرهایی که برای شما گذاشتم خبرهای جالب و خوبی بوده باشه
تا پست بعدی
یا علی
سلام به همه شما عزیزان....
امروز مطلبی رو در خبر گزاری مهر در مورد آقای حاتمی کیا خوندم که جالب بود برای همین تصمیم گرفتم برای شما هم مطلب رو بزارم....
و اما مطلب:
فیلمسازان نسل اول انقلاب در عرصه رسانه ها:
به گزارش خبرنگار مهر، فیلمسازان نسل اول انقلاب همچنان که در فصل بهار حضوری پررنگ در حوزه فرهنگ و هنر و سینمای ایران داشتند، برخی در تابستان به فعالیتهای جدید روی آوردند و برخی نیز به حرکت روی خط فعالیتهای قبل خود بسنده کردند.
در این میان فیلمسازانی هم هستند که حضور خود را در دو رسانه سینما و تلویزیون بسط داده و هر دو جایگاه را برای خود حفظ کردهاند. هر چند بازتاب کارهای تلویزیونی آنها در حد و اندازههای سینما نبوده اما به نظر میآید مهمتر از کیفیت، کمیت حضور و فعالیت آنها در کسوت کارگردانی است.

ابراهیم حاتمیکیا در جشنواره "قابی برای جوانی"
ابراهیم حاتمیکیا که بهار را با اتمام ساخت فیلم "دعوت" پشت سر گذاشت، تابستان را با فعالیتهای مختلف پی گرفت. فیلم "حس پنهان" که از تیرماه به اکران سینماهای تهران درآمد، نام حاتمیکیا را به عنوان مشاور کارگردان بر پیشانی داشت که با توجه به جنس و فضای فیلم از موارد جالب و البته سئوالبرانگیز بود.
این فیلمساز دهم تیرماه در دومین جشن انجمن منتقدان و نویسندگان سینما بهترین فیلمساز دفاع مقدسی 30 سال اخیر شد و فیلم "آژانس شیشهای" نیز در پنج فیلم برتر 30 سال سینمای ایران جای گرفت. حاتمیکیا مردادماه در حال آماده سازی فیلم اپیزودیک "دعوت" برای اکران عمومی بود و توانست پروانه ساخت فیلم جدیدش "قبل از دعوت" را به تهیهکنندگی محمد پیرهادی بگیرد.
این فیلمنامه را خود حاتمیکیا بازنویسی میکند و هیچ ارتباطی به "دعوت" ندارد که با بازی محمدرضا فروتن، مهناز افشار، مریلا زارعی، کتایون ریاحی، ثریا قاسمی، لیلا اوتادی و گوهر خیراندیش روی پرده است. حاتمیکیا 21 مردادماه در جشنواره قابی برای جوانی که با حضور شهردار تهران به مناسبت روز جوان برگزار شد، فیلمساز برگزیده نسل جوان لقب گرفت.
نهایتاً اینکه فیلم "دعوت" با گرفتن پروانه نمایش در دوازدهمین جشن خانه سینما مورد داوری قرار گرفت و با نامزد شدن در 11 رشته به تندیس بهترین بازیگر نقش اول زن برای گوهر خیراندیش و بهترین چهرهپردازی برای مهین نویدی اکتفا کرد. "دعوت" که با مشارکت سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران ساخته شده از چهارشنبه سوم مهر در گروه سینما آفریقا اکران شد.
بهروز افخمی که پروژه سینمایی "فرزند صبح" را برای حضور در جشنواره فجر آماده میکند تیرماه در گفتگو با خبرگزاری فرانسه آن را فیلمی برای حس کردن توصیف کرد، نه دیدن. وی گفت: این یک فیلم دلی است؛ فیلمی که شما نمیبینید بلکه آن را حس میکنید... آنچه شما بر پرده خواهید دید زاییده افکار من است، اما هیچ بخشی از آن مغایر با تاریخ نیست.
"فرزند صبح" اکنون در مرحله صداگذاری و ساخت موسیقی و ورود به مرحله دوبله قرار دارد. از دیگر فعالیتهای افخمی در تابستان آنکه وی مجموعه "خوابگرد" را با مشارکت شبکه تهران و سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران کارگردانی میکند که جلوههای تهران را تصویر میکشد.
این فیلمساز که تابستان مجموعه "عملیات 125" را در حال پخش داشت، با پخش دو فیلم "روز شیطان" و "عقرب" از تلویزیون با مخاطبان تلویزیونی نیز ارتباط برقرار کرد. افخمی از اول مهرماه مجموعه مستند "فیلمبرداران" را با موضوع گفتگو با فیلمبرداران دوران جنگ در شبکه دو اجرا میکند.
این مجموعه کاری از تأمین برنامه شبکه دو سیما با همکاری گروه تلویزیونی روایت فتح تهیه شده است. افخمی این روزها برای ساخت فیلم جدیدش در کانادا به سر میبرد که درباره گروههای مهاجر تورنتو است. وی که در این سفر شرکت فیلمسازی فوت استپ را به ثبت رسانده، در گفتگویی ناگفتههای اولین مجموعهاش "کوچک جنگلی" را مطرح کرده است.

کمال تبریزی که بهار را با پخش مجموعه "شهریار" و ساخت فیلم "پاداش" پشت سر گذاشت، تابستان را با پرکاری و پرخبری آغاز کرد. این فیلمساز که در دومین جشن انجمن منتقدان و نویسندگان سینمایی به عنوان بهترین فیلمساز کمدی انتخاب شد، اواخر تیرماه با خبر درگوشی توقف "پاداش" و صادر نشدن پروانه نمایش این فیلم مورد توجه قرار گرفت.
فیلم "همیشه پای یک زن در میان است" تبریزی که در بیست و ششمین جشنواره فجر به نمایش درآمد و برگزیده تماشاگران شد، از نهم مردادماه در گروه سینمایی قدس به نمایش درآمد و در سه روز نخست اکران 95 میلیون تومان فروخت. این فیلم پس از 44 روز نمایش 000/200/872 تومان فروش کرده و در آستانه ورود به باشگاه فیلمهای یک میلیارد تومانی است.
تبریزی درباره بازتاب فیلم بین منتقدان گفت: آنها که نگاه مدرن و روشنفکر دارند ممکن است اینگونه تعبیر کنند که فیلم عامیانه و برای توده مردم است. اگر فیلم با فیلمنامه اولیه ساخته میشد، بیشتر نظر منتقدان را جلب میکرد. این فیلمساز در دیدار جمعی از هنرمندان با شهردار تهران، بزرگداشت مرحوم نادر ابراهیمی و برنامه "دو قدم مانده به صبح" نیز شرکت کرد.
تبریزی مردادماه اعلام کرد قصد ساخت مجموعهای بر اساس داستان بلند و نوجوانانه "دوستان خداحافظی نمیکنند" داود امیریان دارد که فیلمنامهاش را رضا مقصودی نوشته است. نکته دیگر اینکه فیلمساز با مشخص کردن سرنوشت "پاداش" به حاشیههای این فیلم پایان داد و اعلام کرد پس از پایان تدوین تلاش میکند آن را به بیست و هفتمین جشنواره فجر برساند.

رضا میرکریمی که سه ماه اول سال را با جلسههای نقد و بررسی و حضور "به همین سادگی" در جشنوارههای مختلف پشت سر گذاشت، تابستان را نیز روی خط این موفقیت طی کرد. این فیلم پس از حضور در بازار جشنواره کن برای بخش مسابقه جشنواره مسکو انتخاب شده بود، جایزه جرج طلایی بهترین فیلم و جایزه منتقدین سیامین دوره جشنواره را از آن خود کرد.
میرکریمی با اجرای برنامه بزرگداشت شهدای ایرباس از سوی سینماگران به عنوان آخرین فعالیت دوره مدیر عاملی در خانه سینما از این نهاد صنفی خداحافظی کرد و جای خود را به محمدمهدی عسگرپور داد. او از سوی معاون هنری بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس و معاون سینمایی وزیر ارشاد مورد تقدیر قرار گرفت.
"به همین سادگی" در تابستان به جشنوارههایی چون یاری سوئد، بوستن آمریکا، هامبورگ آلمان، وارنا بلغارستان، آنتالیا ترکیه، شیکاگو آمریکا، ادینبرگ اسکاتلند و کلیمانیا بلغارستان دعوت شد. فیلم میرکریمی همچنین یکی از گزینههای اصلی برای معرفی به اسکار هشتاد و یکم بود.
مطلب جالبی بود برای همین برای همه گذاشتم تا از خوندنش لذت ببرند...
یا علی![]()
سلام به همه شما عزیزان![]()
امروز هم با اخبار مختلف از حوزه های مختلف اومدم.اولین اخبار طبق رسم معمول خبر از آقای حاتمی کیاست:
خبر اول از آقای حاتمی کیا
| ||||||
|
به گزارش خبرگزاري فارس، به نقل از ستاد خبري انتشارات سوره مهر، «شب خاطره» مجموعه خاطرات مردان و زنان جنگ است كه دوازده سال است در اولين پنجشنبههاي هر ماه زير سقف تالار انديشه حوزه هنري گوشهاي از خاطرات دوران دفاع خود را تعريف مي كنند.
خبر بعدی از فیلمهای آماده اکران:
خبر بعدی از فیلم مینای شهر خاموش:
| ||||||
خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: فرهنگ و هنر - سينما
اكران فيلم سينمايي «ميناي شهر خاموش» به كارگرداني اميرشهاب رضويان با تاخير دوباره به چهارشنبهي هفتهي آينده 16 مرداد ماه موكول شد.
اميرشهاب رضويان در گفتوگويي با خبرنگار سينمايي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، گفت:با همكاري شوراي صنفي نمايش و اداره نظارت و ارزشيابي سينماي حرفهاي معاونت سينمايي آقايان اربابي و ميرزايي، شرايط نمايش اين فيلم در ده سينما فراهم شده است و ما اميدواريم هفتهي آينده نسبت به تماشاگران بدقول نشويم و سرانجام با سه هفته تاخير، فيلم را به نمايش بگذاريم.
او با بيان اينكه، همچنان سينما «فرهنگ» را نتوانستهاند براي نمايش اين فيلم در اختيار داشته باشند افزود: اين در حالي است كه سينما «فرهنگ» خيلي ميتواند به نمايش، فيلم ما كمك بكند.
به گفتهي رضويان، نمايش فيلم «ميناي شهر خاموش» در سينماهاي «فلسطين»، «آزادي»، «آستارا»، «جمهوري»، «جوان»، «ايران»، «پيام»، «حافظ»، «اريكه ايرانيان» قطعي شده است.
او در پايان از همهي مديران، اهالي سينما و مطبوعات رسانهها كه براي نمايش مناسب اين فيلم كمك كردند، تشكر و اظهار اميدواري كرد: نمايش اين فيلم آغازي باشد، براي نمايش بسياري از فيلمهايي كه در انتظار اكران باقيماندهاند.
به گزارش ايسنا، «ميناي شهر خاموش» با بازي عزتالله انتظامي، شهباز نوشير، صابر ابر، مهران رجبي، رؤيا جاويدنيا، هيلدا رنجبران، رضا خمسه و مريم مسچيان، ماجراي دكتر بهمن پارسا - جراح موفق قلب - است كه پس از 33 سال از آلمان به ايران برميگردد و پس از عمل موفقيتآميز يك جانباز جنگ، همراه پيرمردي بهنام قناتي و بهرامي، جواني كه رانندهي بيمارستان است، به شهر بم ميرود. دكتر پارسا به دنبال گذشتهاش ميگردد و در اين مسير كم كم از رازي قديمي آگاه ميشود.
اين فيلم در بيستوپنجمين جشنواره فيلم فجر براي اميرشهاب رضويان، سيمرغ بلورين بهترين کارگرداني و براي عزتالله انتظامي، سيمرغ بلورين ويژهي هيأت داوران را به ارمغان آورد و همچنين در هفت رشتهي بهترين فيلم، کارگرداني، تدوين، موسيقي متن، طراحي صحنه، صدابرداري و بازيگر مکمل مرد، نامزد دريافت سيمرغ بود. ضمن آنكه جوايزي را نيز از جشنوارههاي خارجي كسب كرده است.
گفتني است: پيش از اين «ميناي شهرخاموش» قرار بود از 26 تير ماه با سينما آزادي نمايش خود را آغاز كند.

خبر بعدی از مینای شهر خاموش:
خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: فرهنگ و هنر - سينما
در مراسم افتتاحيه فيلم«ميناي شهر خاموش» عزتالله انتظامي به نمايش محدود اين فيلم تنها در يك سينما اعتراض كرد.
به گزارش خبرنگار سينمايي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، در اين مراسم كه شامگاه چهارشنبه در سينما فلسطين برگزار شد؛ عزتالله انتظامي از «ميناي شهر خاموش» به عنوان يك فيلم ملي و شريف ياد كرد و گفت: به نظر من عجيب است كه در بيست و پنجمين جشنواره فيلم فجر دو سيمرغ به اين فيلم ميدهند؛ اما تهيهكننده و كارگردان فيلم بايد يك سال و نيم به دنبال پيدا كردن سينما براي نمايش اين فيلم باشند.
وي ادامه داد: من امشب نميخواستم روي سن بيايم و يا سخني بگويم؛ اما بهشدت از رفتاري كه با اين فيلم شده است، دلگير هستم. در طول حدود 70 سالگي كه در تئاتر و سينما بازي كردم، نديدهام كه با يك فيلم موفق كه با اين همه زحمت ساخته شده و مبالغ بالايي براي آن هزينه شده اينگونه رفتار شود.
آقاي بازيگر سينماي ايران در ادامه اظهار داشت: يك كارگردان جوان همت كرده و فيلمي ساخته كه به نظر من نماد سينماي ملي ماست، از عشق به وطن حرف زده و جوايز خوبي هم گرفته است و حالا بعد از يك سال ونيم و گذراندن هزاران مشكل به او قول دادهاند كه چند سالن سينما براي نمايش فيلم به او بدهند؛ اما درست شب اكران، كارگردان متوجه ميشود كه فقط يك سالن در اختيار دارد.
وي با طرح اين پرسش كه در اين شرايط چه كسي بايد مشكل را حل كند گفت: براي اين فيلم بيلبورد اجاره كردهاند، پوستر و عكس چاپ كردهاند و قرار است تيزرهاي آن پخش شود؛ چه كسي ضرر فيلي را كه يك سال و نيم در انتظار اكران عمومي باقي مانده را پرداخت ميكند؟! بياييد با سينماي فرهنگساز مان مهربان باشيم.
در اين مراسم ساير عوامل فيلم با حضور بر روي سن رباني را به نشان آغاز اكران فيلم بريدند و در ادامه پيش از اكران فيلم؛ فيلمي از پشت صحنه اين ساختهي اميرشهاب رضويان به مدت 8 دقيقه پخش شد.
گفتني است: اكران «ميناي شهر خاموش» در سينما آزادي دوباره با يك هفته تاخير؛ از 9 مرداد ماه آغاز ميشود.


خبر آخرم مطلبی در مورد سالگرد فیلمساز بزرگ جهان آنتونیونی:
خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: فرهنگ و هنر - سينما
«ميكلانجلو آنتونيوني»، بنيانگذار سينماي مدرن ايتاليا كه برخي ساختههاي او از ماندگارترين آثار سينمايي جهان هستند، سال گذشته در چنين روزي در سن 94 سالگي درگذشت.
به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، «ميكلانجلو آنتونيوني» كه متولد 29 سپتامبر 1912 در «فررا» ايتاليا بود، روز سيام جولاي سال گذشته، همان روزي كه «اينگمار برگمن»، ديگر فيلمساز بزرگ سينماي جهان چشم از جهان فروبست، درگذشت.
وي در خانوادهاي كارگر متولد شد و از همان كودكي علاقهاش به هنر را با نواختن موسيقي و نقاشي نشان داد.
«آنتونيوني» بهعنوان يك ويولنيست متبحر، اولين كنسرت خود را در 9 سالگي اجرا كرد؛ هرچند با ورود به عالم سينما، ديگر از ويولن دست كشيد.
باوجود فارغالتحصيلي از دانشگاه بولونيا در رشته اقتصاد، وي بهعنوان يك روزنامهنگار سينمايي در سال 1940 در رم مشغول بهكار شد. اولين فعاليتهاي سينمايي او در سال 1942 رقم خورد كه با همكاري «روبرتو روسليني»، فيلمنامهي
«بازگشت خلبان» را نوشت و پس از آن بهعنوان دستيار كارگردان «انريكو فولچينوني» مشغول بهكار شد.
«آنتونيوني» اولين فيلم كوتاه خود را در سال 1947 با نام «مردمان پو» ساخت كه براي ساخت آن چهار سال به تكاپو افتاده بود. اما اولين فيلم بلند اين كارگردان ايتاليايي در سال 1950 با عنوان «دروغهاي عشق» بهتصوير كشيده شد.
او سپس فيلم «شكستخورده» را در سال 1952 ساخت كه در سه كشور فرانسه، ايتاليا و انگليس فيلمبرداري شد. «زني بدون كامليا» (1953)، و «گريه» (1957) از فيلمهاي بعدي «آنتونيوني» بودند كه هريك از آنها به مباحث اجتماعي طبقه كارگر پرداختهاند.
اولين موفقيت بينالمللي اين كارگردان بزرگ در سال 1960 با فيلم «ماجرا» رقم خورد كه در جشنواره فيلم كن با استقبال همراه شد. او موفقيتهاي جهانياش را با «شب» (1961) و «كسوف» (1962) ادامه داد. اين سهفيلم با توجه به شباهت در سبك و موضوع كه هرسه به نگرانيهاي بشر امروز پرداختهاند، عموما به سهگانههاي «آنتونيوني» معروف هستند.
اولين فيلم رنگي بنيانگذار سينماي مدرن ايتاليا در سال 1964 با نام «صحراي سرخ» ساخته شد كه اين فيلم نيز بعضا ادامه اين سهگانه محسوب ميشود.
«آنتونيوني» يك سال بعد از ساخت «صحراي سرخ»، با امضاي قرارداد همكاري با يك تهيهكننده انگليسي، ساخت سه فيلم انگليسيزبان براي استوديو MGM را برعهده گرفت. اولين اين فيلمها، «آگرانديسمان» بود كه در سال 1966 ساخته شد و موفقيت زيادي كسب كرد.
دومين آن «نقطه زابريسكي» در سال 1970 بود كه اولين فيلم «آنتونيوني» بود كه در آمريكا ساخته ميشد كه البته در مقايسه با «آگرانديسمان» درخشش كمتري داشت. سومين فيلم «آنتونيوني» در اين توافقنامه «مسافر» بود كه در سال 1975 با حضور «جك نيكلسون» ساخته شد و مورد پسند منتقدين قرار گرفت.
البته «آنتونيوني» در فاصله ساخت «نقطه زابريسكي» و «مسافر»، فيلم مستندي بهنام «چونگ كو» با موضوع انقلاب فرهنگي چين نيز ساخت كه از سوي مقامات دولتي چين شديدا محكوم شد.
«آنتونيوني» در سال 1980 فيلم «راز اوبروالد» و دو سال پس از آن «شناسايي يك زن» را در ايتاليا ساخت. وي در سال 1985 دچار عارضه سكته مغزي شد، اما با وجود فلج نسبي و مشكل تكلم، همچنان به فيلمسازي ادامه ميداد.
«فراسوي ابرها» در سال 1995 اولين فيلم «آنتونيوني» پس از اين عارضه بود كه «ويم وندرس»، كارگردان آلماني چند صحنه از آن را كارگرداني كرد كه نتيجه آن كسب جايزه فدراسيون جهاني منتقدين فيلم از جشنواره فيلم ونيز بود.
«آنتونيوني» در سال 1996 جايزه يك عمر دستاورد شغلي را از آكادمي اسكار از دستان «جك نيلكسون» دريافت كرد، اما چندماه بعد از آن دزدان اين تنديس را به سرقت بردند. اين كارگردان فقيد آخرين فيلم خود را در سال 2004 با نام «اروس» ساخت.
محتواي فيلمهاي «آنتونيوني» را اغلب اضطراب، ترديد و نگرانيهاي بشر امروز و عدم توانايي او در برقراري ارتباط معنوي با ديگران تشكيل ميدهند. نكته بارز در فيلمهاي او، سكوتها و خلاءهاي فراوان است.
وي در طول شش دهه فعاليت سينمايي موفق به كسب عناوين و جوايز سينمايي فراواني شد كه مهمترين آنها عبارتند از:
جايزه افتخاري آكادمي اسكار براي يك عمر دستاورد شغلي در سال 1995؛ نامزد جايزه اسكار بهترين كارگرداني و فيلمنامه اصلي براي «آگرانديسمان» در سال 1966؛ جايزه فدراسيون جهاني منتقدين فيلم از جشنواره برلين براي مجموع آثار در سال 1961؛ جايزه خرس طلايي جشنواره برلين براي فيلم «شب» در سال 1961؛ جايزه بهترين فيلم اروپا از جوايز فيلم
«بوديل» دانمارك براي فيلم «حرفه؛ خبرنگار» در سال 1976؛ جايزه سيوپنجمين سالگرد جشنواره كن براي «شناسايي يك زن» در سال 1982؛ جايزه نخل طلاي جشنواره كن براي «آگرانديسمان» در سال 1967؛ جايزه ويژه هيات داوران جشنواره كن براي «كسوف» در سال 1962؛ جايزه هيات داوران جشنواره كن براي «ماجرا» در سال 1960؛
جايزه لوچينو ويسكونتي در سال 1976؛ جايزه فيلم اروپا براي يك عمر دستاورد شغلي در سال 1993؛ جايزه بهترين فيلم خارجي از انجمن منتقدين فيلم فرانسه براي «آگرانديسمان» در سال 1968؛ جايزه يك عمر دستاورد شغلي از جشنواره فيلم استانبول در سال 1996؛ جايزه ربان نقرهاي از انجمن ملي روزنامهنگاران سينمايي ايتاليا براي بهترين كارگرداني براي فيلم «حرفه؛ خبرنگار» در سال 1976؛ * جايزه ربان نقرهاي بهترين كارگردان فيلم خارجي براي «آگرانديسمان» در سال 1968؛ * جايزه يوزپلنگ طلايي جشنواره فيلم لوكارنو براي «گريه» درسال 1957؛ * جايزه گرند پريكس جشنواره فيلم مونترال براي دستاورد هنري در سينما در سال 1995 و جوايز فدراسيون جهاني منتقدين فيلم از جشنواره وايادوليد اسپانيا براي فيلم كوتاه «نگاه ميكلانجلو» در سال 2004؛ فدراسيون جهاني منتقدين فيلم از جشنواره ونيز براي «فراسوي ابرها» در سال 1995.
گفتني است: «آنتونيوني» در سال 1975 بهعنوان خبرنگار براي حضور در جشنواره جهاني فيلم تهران به ايران سفر كرده بود.


امیدوارم از پست این هفته هم راضی بوده باشین
منتظر نظرهای پر مهرتون هستم.
تا پست بعدی
یا علی![]()
سلام
خبر فوری.......................................خبر فوری
پخش به نام پدر آخرین اثر به نمایش در آمده از ابراهیم حاتمی کیا در تلویزیون.
فردا یکشنبه ۱۶ تیر ماه ساعت ۱۶:۴۵ از برنامه سینما گلخانه.
امیدوارم یادتون نره.
یا علی![]()
امروز با یک سری از اخبار اومدم که اولیش از خبر گزاری مهر:
| پائیز گرم و جنجالی تلویزیون | |
| مجموعههای فصل پائیز تلویزیون امسال دو مولفه مشترک را با خود یدک کشیدند: یکی جسارت در انتخاب مضامین و دیگری رکورددار شدن در برانگیختن واکنشها همراه با اعتراض و انتقاد. | |
|
به گزارش خبرنگار مهر، تلویزیون پس از رکود تابستانی، پائیز را با دست پر آغاز کرد. رکود در مضمون و ساختار مجموعهها شاید در آمارهای رسمی رسانه ملی لحاظ نشد یا چندان به چشم نیامد، ولی نفس ناماندگاری این آثار پس از گذشت تنها یک فصل که مخاطب را وادار به جستجوی بایگانی ذهنی برای پیدا کردن نام مجموعههای این فصل میکند، به خوبی گویای این است که تابستان تلویزیون اصلاً گرم نبود. از معدود مجموعههای این فصل که به واسطه ساختار تعداد قسمتهای طراحی شده، در فصلهای پائیز و زمستان همچنان به پخش خود ادامه میدهند، می توان به "چهل سرباز" و "چارخونه" اشاره کرد. دو مجموعه در حیطههای مختلف که اولی مقطع تاریخی ایران باستان و دومی طنزی سهل الوصول را محور کار قرار دادند. "چهل سرباز" به کارگردانی محمد نوریزاد و تهیهکنندگی محمد اسماعیلی در 28 قسمت ساخته شده و چهار دوره تاریخ ایران را به تصویر میکشد، دوره اساطیری که روایتگر جنگ رستم و اسفندیار است. بعد از هشت قسمت داستان وارد دوره اسلامی شده و زندگی پیامبر از زمان هجرت به تصویر کشیده میشود، یعنی زمانی که امیرالمؤمنین (ع) فاطمه (س) را از مکه به مدینه میبرد و بعد از جنگ خندق و خیبر داستان مباهله نشان داده میشود.
مجموعه در مقطع سوم وارد زندگی پیامبر میشود و به بررسی علت نوشتن شاهنامه و عشق فردوسی به علی و تشیع میپردازد و چهارمین دوره داستان امروز را روایت میکند. داستان مردانی از جنس امروز با همان پشتوانه تاریخی و اساطیری که روایتگر اتفاقاتی خواهند بود. نکته جالب درباره این مجموعه آنکه از قبل از پخش، کارگردان در پیامهای مختلفی مخاطبان این مجموعه را به صبر و حوصله و به نوعی تحمل کار دعوت کرد که رویکردی خاص است. "چهل سرباز" از همان ابتدای پخش به خاطر جذابیت پیدا نکردن روایت و داستان، جلوههای ویژه ابتدایی و ... نه توانست مخاطب عام را جذب کند و نه علاقمندان به تاریخ کهن ایران و اسلام را. حسین ابراهیمی الوند، نویسنده و مترجم درباره این مجموعه گفته: "در این سریال با وجودی که میبایست بر جایگاه اسطورهها تأکید شود، ملغمهای از موارد مختلف و گیجکننده به چشم میخورد و شخصیتهای شاهنامه به آن شکل که باید برای مخاطب قابل لمس نیست. حتی نقش رستم تاثیر منفی بر مخاطب میگذارد." وی ادامه داده: "واقعیت این است که سازندگان و افرادی که علاقمند به بازآفرینی متون کهن در دنیای امروز هستند ارتباط چندانی با پژوهشگران و اسطورهشناسان ما برقرار نمیکنند و از جزئیات این آثار اطلاعی ندارند. شاید دلیل اینکه یک متن خیلی ناقص و دور از ذهن به مخاطب امروز ارائه می شود همین نبود ارتباط باشد." نوریزاد کارگردان فیلم هم اعتراف کرد: "میدانم برخی مخاطبان از آشفتگی مجموعه رنج بردند یا ارتباطشان را با مجموعه قطع کردند، اما در سینما و تلویزیون ما کمتر به شیوههای دیگر کاری ساخته شده و کمتر سعی کردهایم سواد بصری او را بیشتر کنیم تا از دیدن کار متفاوت لذت ببرد. عمده کارها هم در رسانه سهلالهضم است و کمتر اندیشه مخاطب را به سوی پویایی و رشد میبرد. به همین دلیل از ابتدا عواقب خطرناک این کار را میدانستم." "چارخونه" مجموعه ای طنز به کارگردانی سروش صحت و تهیه کنندگی محسن چگینی از تابستان روانه پخش شد. این مجموعه از این وجه اهمیت داشت که به نوعی اولین کار مستقل چگینی پس از جدا شدن از برادران گلیان و مهران مدیری بود و این وجه رقابتی بر حاشیه و متن این مجموعه تأثیر گذاشت. اما "چارخونه" با در اختیار گرفتن برخی نویسندگان کارهای طنز قبلی چون محمدرضا آریان، علیرضا ناظرفصیحی، حمید برزگر، علیرضا بذرافشان و ... در حالی که مهرههای شاخص این عرصه (برادران قاسمخانی، خشایار الوند، امیرمهدی ژوله)درگیر قرارداد خود با برادران گلیان بودند. اما این ترکیب هر چند از حضور صحت به عنوان نویسنده هم گاهی بهره میبرد، نتوانست گامی رو به جلو در عرصه طنزهای روتین محسوب شود. حضور ستاره های تلویزیونی عرصه طنز که در کارهای قبل خوب جواب داده بودند مانند حمید لولایی، مریم امیرجلالی، رضا شفیعی جم، جواد رضویان و ... هم نتوانست کار را از ورطه سقوط نجات دهد چرا که "چارخونه" مصداق مثل خانه از پای بست ویران است شد. این مجموعه از ابتدا با شرط ساخت کمتر از 90 قسمت از سوی مسئولان شبکه سه به تولید رسید، ولی این نکته به تدریج کمرنگ شد و تا آغاز ماه رمضان به پخش ادامه داد. در ایام تعطیلی هم اعلام شد که 90 قسمت دوم این مجموعه تا آغاز ماه محرم تولید و پخش میشود. "چارخونه" با وجود راضی نبودن مخاطب همواره در آمارهای رسانه ملی از درصد رضایتمندی مناسب برخوردار بود و بالاخره در روزهای آغاز زمستان با پخش پشت صحنه به کار خود پایان داد. اما مجموعههای پائیزی تلویزیون را که از نظر می گذرانیم، در نگاه اول وجه جسارت و نوآوری در انتخاب مضامین پررنگ می شود و البته این جسارت تاوان سنگینی هم دارد که بیشترین واکنش های را به این مجموعه ها وارد کرده است. "حلقه سبز"، "ساعت شنی"، "روزگار قریب"، "شهریار"، "بیداری" و "بیصدا فریاد کن" مجموعه های جدید این فصل هستند که در کنار آنها مجموعه تکراری "مار و پله" پس از پایان "پول کثیف" هم پخش شد. "حلقه سبز" دومین مجموعه ابراهیم حاتمی کیا کارگردان سینمای دفاع مقدس دیروز و سینمای اجتماعی امروز است که پس از "خاک سرخ" روی آنتن تلویزیون رفت. مجموعه ای که با انتخاب یک روح به عنوان کاراکتر محوری، رویکردی ماورایی به موضوع پیوند اعضا دارد. هر چند مجموعه جدید حاتمیکیا در حد و اندازههای انتظاراتی که از یک کارگردان سینما و حتی توقعاتی که از سازنده "خاک سرخ" میرفت، ظاهر نشد. اما نکته مهمتر و جنجالی این مجموعه واکنشهای زودهنگام پس از پخش اولین قسمت آن بود. از اعضا انجمن پیوند تا پزشکان و ... در واکنشهای مختلف به این مجموعه موضع گرفتند و سهلانگاری در پرداختن به زوایای پنهان و آشکار پیوند اعضا را موجب از رونق افتادن توجه متقاضیان به امر پیوند دانستند. "حلقه سبز" هر چند واکنش برانگیز بود، به پخش خود ادامه میدهد و در حال حاضر بیشترین جذابیت خود را از حضور حمید فرخنژاد در نقش یک روح که مخالف اهداء قلب خود به دیگری است، دریافت می کند. حضوری که باز هم تحت تأثیر دامنههای تخیلپردازی نویسنده، زیر سایه بزرگ شدن سن و سال این روح، تغییر ظاهر و چهره پردازی و گویش وی جلوه خود را از دست می دهد. این مجموعه همچنین به جهت اینکه پس از مجموعه ماه رمضانی "اغماء" پخش شد که هم به ارواح و هم به بیمارستان و اتاق عمل میپرداخت، نوعی پس زدگی در مخاطب ایجاد کرد که بیاختیار از این فضاهای تکراری و موقعیتهای ماورایی خسته شده بود. "ساعت شنی" به نویسندگی احمد رفیع زاده و کارگردانی بهرام بهرامیان، به نوعی جنجالی ترین مجموعه این فصل است. این مجموعه با محور قرار دادن موضوع رحم جایگزین که در عرصه رسانه ملی و جامعه موضوعی تازه و البته جسورانه است، از ابتدا مورد بحث و نقد قرار گرفت. این مجموعه با شیوه پخش در روزهای زوج به نوعی جوی خاص را وارد فضای جامعه کرد و واکنشها از همان زمان آغاز شد. هر چند می توان شیوه دراماتیک کردن چنین موضوع حساس و خاصی را در "ساعت شنی" مورد نقد و تحلیل قرار داد ولی بیشتر واکنشهای ایجاد شده به نوع پرداختن به معضلات اجتماعی در مجموعه و به گفته این منتقدان سیاهنمایی آن بازمیگردد. رسانه ملی در اوج انتقادات در حالی که شورای نظارت پخش بر برنامه های این رسانه هم اعتراض خود را به مهندس ضرغامی اعلام کرد، شروع به پخش میزگردهای تحلیلی کرد که از حضور صاحبنظران و مسئولان مرتبط هم بهره می برد. در این میان رئیس رسانه ملی هم خود به صورت شفاف به انتقادات پاسخ داد و راه را برای مباحثه با معترضان باز گذاشت. مجموعه "ساعت شنی" با رکورددار شدن در اعتراض و انتقاد این هفته هم از سوی سخنگوی دولت غلامحسین الهام مورد نقد قرار گرفت و البته هنوز پرونده پخش هفتگی این مجموعه در شب های شنبه باز است و ... ابهام و نگرانی از ادامه نیافتن آن همچنان بر قوت خود باقی است.
"روزگار قریب" به نویسندگی و کارگردانی کیانوش عیاری با پشت سر گذاشتن نزدیک به شش سال تولید در فصل پائیز آغاز به پخش کرد. عیاری که متخصص نمایش واقعگرایانه زندگی بر پرده سینما و تلویزیون است، با تلاش بی وقفه و تمرکز بر وجوه پنهان زندگی دکتر محمد قریب، بنیانگذار پزشکی نوین کودکان در ایران، انتظارات برای دیدن این مجموعه را بالا برد. مجموعه عیاری از معدود کارهایی است که میتواند در حد و اندازه های نام و اعتبار کارگردان و البته انتظاراتی که به واسطه طولانی شدن زمان تولید و ... می رود، ظاهر شود. مجموعه ای که توانست نمایش زندگی دکتر قریب را به روایتی دراماتیک بدل کند که اصلاً وجه نمایشی آن توی ذوق نمی زند. به علاوه عیاری که استاد انتخاب درست بازیگر و بازی گرفتن طبیعی از بازیگران است در "روزگار قریب" توانست بازی تحسینآمیز از مهدی هاشمی، آفرین عبیسی، مهران رجبی، بازیگر سنین کودکی دکتر قریب و ... بگیرد. این مجموعه از جهت اختصاص پنج بازیگر مختلف به مقاطع مختلف سنی قهرمان اصلی هم رکورددار است و در مجموعههایی چون "حضرت یوسف"، "شهریار" و ... این تعداد به بیش از سه بازیگر نرسیده است. این مجموعه هر چند از وجه اعتراض و انتقاد مجموعه های قبل بی بهره بوده ولی حاشیه های دیگری داشته که واکنش هایی را به همراه داشته است. به تصویر درآمدن کاراکتر مهندس مهدی بازرگان که رضا بابک با چهره پردازی تحسین شده بسیار به ظاهر او نزدیک شده، از نکاتی بود که مشاهده این شخصیت سیاسی را پس از گذر سالیان از اتفاقات آغاز انقلاب، مورد توجه و البته انتقاد قرار داد. "شهریار" به نویسندگی مهدی سجادهچی و کارگردانی کمال تبریزی با تولیدی دو ساله پخش خود را آغاز کرد. زندگی شاعر معاصر آذری زبان که نقاط اوج و فرود دراماتیک فراوانی حتی در نقل قولهای دهان به دهان دارد، به نظر محوری مناسب برای ساخت یک مجموعهای است که در عین حال می تواند وجهی از تاریخ معاصر ایران را هم در بربگیرد. اما به نظر می آید همین وجه موجب ضربه زدن به وجه دراماتیک زندگی شهریار شده و ادغام شدن این وجوه در یکدیگر و پرش های نابهنگام در روایت موجب شده نه تنها حق مطلب درباره زندگی شهریار ادا نشود بلکه ترسیم اوضاع سیاسی اجتماعی آن روزگار هم به کاریکاتوری از واقعیت بماند. همان وجهی که در "روزگار قریب" با هوشمندی و نگاهی متعادل به تاریخ و درام نقطه قوت کار شده، در "شهریار" کار را به شکست کشانده است. دوگویشی بودن مجموعه که با زیرنویس های فارسی همراه است، انتخاب نامناسب بازیگران و مجموعه ای از عوامل این شک را تبدیل به یقین می کند که تبریزی وسواس و توجه همیشگی را برای ساخت این مجموعه به کار نبرده و به نوعی سفارشی بودن کار به شدت توی ذوق می زند. "بیداری" به نویسندگی و کارگردانی بهرام عظیم پور در میان مجموعه های این فصل شاید بی سر و صدا و کم حاشیه ترین محسوب شود. عظیم پور که دستیاری، انتخاب بازیگران و بازیگردانی در پروژه های کارگردانان سینما و تلویزیون را به عهده داشته با ساخت این کار وارد عرصه کارگردانی شده تا سلایقش را از وجهی دیگر مورد توجه مخاطب قرار دهد. "بیداری" از وجه جسارت مضمون انتخابی اگر در فصلی غیر از پائیز امسال، مثلاً همین تابستان گذشته به نمایش درمی آمد، می توانست مورد توجه بیشتری قرار بگیرد و بیشتر در موردش صحبت شود. چیدمان شرایط ازدواج یک دختر روستایی با پسری پولدار و تهرانی در جای خود با نوع پرداخت انجام شده، تازگی و جسارت دارد. به خصوص وقتی در همان قسمت های ابتدایی با حذف پسر جوان و مرگ او، شرایطی غیرقابل پیش بینی برای ترنگ و مخاطب پیش می آید. این مجموعه جز مضمون از زبان و لحن تصویری خاصی هم بهره می برد. این وجه از بازیهای سرد، تخت و دور از احساساتزدگی بازیگران مجموعه تا نوع کارگردانی، انتخاب نما و قاب هایی خاص و حفظ فاصله از موضوع مرکزی هر سکانس نشأت می گیرد. مجموعه ای که با ریتمی مناسب و تداوم ماجراسازی باورپذیر در روند داستان می تواند مخاطب را به نوع جدیدی از مجموعه ها پیوند دهد.
"بیصدا فریاد کن" به نویسندگی و کارگردانی مهدی فخیم زاده از دیگر مجموعه های این فصل است. این مجموعه در ادامه "خواب و بیدار" و "حس سوم" به نوعی ضلع سوم این مثلث را تشکیل می دهد. مجموعه ای با حضور یکسری بازیگران ثابت که حضور همیشگی فخیم زاده را هم در میان کاراکترهای محوری یدک می کشد و البته تعقیب و گریز و اکشن حرف اول را در آن می زند. در مورد کارهای فخیم زاده به خصوص مجموعه های تلویزیونی اش ذکر این نکته لازم به نظر می آید که او یک نوع خاص از مضمون، پرداخت تصویری و کلاً مجموعه سازی را مورد توجه قرار داده و تلاشی هم نمی کند فراتر از معیارهای شناخته شده و تعریف شده آن حرکت کرده و به گفته دیگر ساختارشکنی یا آشنازدایی کند. |
اخبار مربوط به دعوت:
حالا میریم سراغ اخبار فیلم دعوت:
| |||
|
«محمد پيرهادي» در گفت وگو با خبرنگار سينمايي فارس گفت: فيلمبرداري «دعوت» كه از روز عيد سعيد غدير خم آغاز شده بود، در تهران ادامه دارد و بازيگران به تدريج جلوي دوربين «ابراهيم حاتميكيا» ميروند. | |||
و خبر بعدی از دعوت:
| ادامه «دعوت» در برف و سرما/ مهناز افشار، سيامك انصاري و آناهيتا نعمتي هم مقابل دوربين رفتند | |||||||
![]() |
|||||||
|
سينماي ما- فيلمبرداري "دعوت" (ابراهيم حاتميكيا) بهرغم بارش برف و سردي هوا همچنان در تهران ادامه دارد. گروه فيلمبرداري جديدترين ساختهي حاتميكيا بهدليل تنوع لوكيشنهاي فيلمنامه با جايگزيني سريع لوكيشنهاي مربوط، فعاليت خود را پي گرفتهاند. خبر جدیدم از دعوت که خیلی خوشحالم کرد حضور دعوت در جشن خانه سینما
سینمای ما ـ امیر کاظمی: بیش از ۱۵ درصد از فیلمبرداری « دعوت » ٬ جدیدترین ساخته ابراهیم حاتمی کیا ٬ می گذرد و فیلمبرداری آن در شرق تهران ( لویزان ) با حضور سیامک انصاری ٬ مهناز افشار ٬ آناهيتا نعمتي و هدي ناصح ادامه دارد . محمد رضا فروتن ٬ ثریا قاسمی و سحر جعفری جوزانی نیز سه بازیگر اصلی اپیزود یک « دعوت » هستند که چند روزی از اتمام بازی آنها در این فیلم می گذرد . بخاطر شرایط بد آب و هوایی تغییراتی در برنامه فیلمبرداری بوجود آمده است و لوکیشن ها بر اساس شرایط جوی انتخاب می شوند . بزودی مراحل فنی « دعوت » آغاز می شود و قرار است فیلم برای نمایش در جشن خانه سینما آماده شود . لازم به ذکر است بر خلاف اعلام چند خبرگزاری در رابطه با حضور اصغر شاهوردی به عنوان صدابردار ٬ مهران ملکوتی صدابرداری این پروژه را بر عهده دارد . آرزو میکنم دعوت برای جشن خانه سینما حاضر بشه
مطلب آخر هم در مورد خانم یثربی:
| |||||||









