سلام به همه دوستای عزیز![]()
![]()
راستش توی این پست تصمیم گرفتم از حلقه ننویسم تا یه چند قسمت از این فیلم بگذره بعد فیلم رو به همراه شما عزیزان نقدش می کنیم.
ولی صحبت راجع به حلقه سبز رو توی کامنتها حتما داریم من خودم اولین کامنت رو میزارم شما هم یادتون نره که راجع به حلقه سبز توی کامنتهاتون توضیح بدین.
الان میریم سراغ فیلم این هفته که بنا به قولی که دادم ارتفاع پست.
ارتفاع آرمانها وعقیده ها![]()

تا میرسه به فرودگاه،توی فرودگاه چشمای همیشه نگرون نرگس منتظرش،می خوان برن نرگس راضی نیست،ولی نمی خواد قاسم رو تنها بزاره،آخه اونا همیشه خنده ها و گریه هاشون با هم بود نرگس اینو توی لحظه های سختم ثابت می کنه،ثابت می کنه دلش با قاسم،می خواد با اون باشه.
آخه اون فقط دستهای پینه بسته قاسم رو دیده.....

سوار هواپیما می شن می رن تا سختی هایی که بعد از جنگ بود رو به همه بگن،بگن که تو خرمشهر چی گذشت،بگن که اگه یه داروخونه بود بچش فلج نبود،می خوان بگن که توی خرمشهر آب نبود.
آب مظهر زندگی.....مظهر روشنایی.....
دل نرگس مثل آب روشن بود ولی اون دنبال یه روشنایی دیگه ای می گشت.
بهشون گفت زندگی همیشه جریان داره پس باید زندگی کرد.....

یک شهروند خوب عصیان می کند
حالا دیگر با اطمینان میشود اعلام کرد که حاتمی کیا یک فیلم ساز عکس العملی است.به واقع او با هر فیلمش نسبت به حال و هوای جامعه و اتفاقات ریز و درشتی که در فضای پیرامونش رخ می دهد عکس العمل نشان می دهد.این عکس العمل ها هنگامی که با تناقض های درونی حاتمی کیا(جدال میان عقل و احساس که از مایه های اساسی همه آثارش نیز است)همراه میشود_یک زمان حاصلش پارادوکسی چون موج مرده میشود و شکستی کامل و همه جانبه را برایش رقم می کند و زمانی دیکر نتایج دلچسبی چون مهاجر،برج مینو و همین ارتفاع پست را به بار می آورد.
البته به گمانم مهمتر و تعیین کننده تر از متاثر شدن از رخدادهای اجتماعی واکنشهایی است که حاتمی کیا نسبت به منتقدانی که آثارش را نپسندیده اند نشان می دهد. تا جایی که به نظر میرسد او در هر فیلم تازه اش تا انتقاداتی که به فیلم قبلی اش وارد شده را لحاظ کند.نتیجه چنین رویکردی این شده که با حضور مولفه های مشترکی که در میان آثار حاتمی کیا وجود دارد،هر فیلمش به لحاظ فرمی و یا تماتیک در مقابل فیلم قبلی بایستد.
این تقابل را به خوبی می توان در فیلم های از کرخه تا راین و خاکستر سبز،برج مینو و آژانس شیشه ای و روبان قرمز و موج مرده و حالا ارتفاع پست مشاهده کرد.
این مساله فی النفسه نه بار ارزشی مثبت دارد و نه منفی و تنها یک ویژگی در روند فیلم سازی حاتمی کیا محسوب میشود.
ویژگی که گاهی اوقات منجر به این میشود که حاتمی کیا پس از بدترین فیلمش،یکی از بهترین آثارش را بسازد.اتفاقی که به گمانم با فیلم ارتفاع پست روی داده است.پیشتر نوشته بودم موج مرده تمامی معایب آژانس را با خود دارد بدون اینکه از محسناتش بهره ای برده باشد و حالا در مواجهه با ارتفاع پست باید اعتراف کنم که در این فیلم عین به همراه داشتن تمامی محسنات آژانس ضعف ها و ایراد های ان را ندارد یا کمتر دارد.
در ارتفاع پست دیگر نشانی از تمامیت خواهی،یکسویه نگری و دیدگاهای ارتجاعی که خواسته و یا ناخواسته(و اغلب ناخواسته)به پیکر آثار متاخر حاتمی کیا(به استثنای روبان قرمز)خدشه وارد می کردند خبری نیست.
شاید به این دلیل که شخصیت ثابت و مورد علاقه فیلم ساز(حاج کاظم)در موج مرده چنان به بن بست عقیدتی و فکری و اصطلاحا به آخر خط رسید،که امکان استفاده از او در آثار بعدیش رافراهم نمی کرد(و البته میدانم این امکان وجود دارد که حاتمی کیا در فیلم بعدیش امکان حضور قهرمان قدیمی اش را ایجاد کند،از او هیچ چیز بعید نیست)ارتفاع پست به مانند آژانس شیشه ای توانایی منحصر به فرد حاتمی کیا(البته منحصر به فرد در عرصه سینمای ایران)را در خلق موقعیت های دراماتیک و لحظه های نفس گیر و به خصوص قدرت کارگردانی اش را در لوکیشن های بسته و محدود را نمایان میکند و راستش در بعضی از لحظات هیچ بدیلی نمی یابد.
توفیق او در قصه گویی کلاسیک و فاصله گرفتن از گسست های فیلمی چون موج مرده شایان تحسین است.
تعریف درست و روان قصه شاید امری بدیهی به نظر برسد و شاید این حداقل توقعی باشد که از فیلمی متعارف که رو به مخاطب عام دارد،انتظار برود.
اما در سینمایی که بیش از نود درصد فیلم هایش(بی انکه کمترین نسبتی با سینمای ضد قصه و ساختار شکن و...داشته باشد)در بیان بی لکنت داستان در می مانند،میتوان حتی مهمترین امتیاز یک فیلم به شمار بیاد.اما ارتفاع پست اگر فیلم خوبی است،که هست،نه فقط به خاطر مهارت فنی حاتمی کیا یا توانایی در قصه پردازی،که بیشتر به سبب رویکرد صادقانه و صمیمانه حاتمی کیا به مردم است.و این که این بار قهرمانش را میان همین مردم عادی انتخاب کرده است.
حالا قهرمان حاتمی کیا یک شهروند است.یک شهروند خوب که عصیان میکند و خوشبختانه دلایل این عصیان فردی هرگز رنگ و بوی قدسی و ارزشی نمی یابد و اتفاقا به همین دلیل بیش و پیش از تمامی قهرمانان آثارش مملوس و همدلی بر انگیز از کار درآمده.
میشود گفت فیلم به نوعی بازسازی همان آژانس شیشه ای است که این بار قهرمانش یکی از افراد عادی گروگان گرفته شده در داخل آژانس،انتخاب شده.
یادتان هست به هنگام نمایش آژانس چند نفر به این نکته اشاره و در واقع آرزوی چنین مساله ای رانمودند؟و البته همه ما هم که در این سالها به دیدن آثار حاتمی کیا خو کرده بودیم انتظار داشتیم که بالاخره در جایی از فیلم عنوان شود که قاسم هم روزی روزگاری در جنگ بوده و برای این مرز و بوم جنگیده و زحمت کشیده و اتفاقا در فصلی از بهترین موقعیت برای به رخ کشیدن چنین پیشینه ای ایجاد میشود.
جایی که مامور امنیتی اقدام قاسم را وطن فروشی تابیر می کند و نرگس به میان حرفش میپرد و می گوید او هم برای مملکتش زحمت کشیده.
منتها وقتی که در ادامه می گوید که قاسم خرج همه فک و فامیلش راداه،در آبادان کنار جاده آب فروخته و حمالی کرده و در تمام مدت جنگ زیر آتش بمب و موشک بوده،باور می کنیم که این بار با یک شهروند عادی سروکار داریم.
مفهوم عدالت اجتماعی دغدغه همیشگی حاتمی کیا،که همواره در میان خشم ها و بغض ها گم میشد،حالا نمود عینی و درستی پیدا میکند چون دیگر با آدمی خاص طرف نیستیم که به خاطر پیشینه و موقعیتش خود را نسبت به مردم عادی محق بداند(و از همین جا عدالت اجتماعی راخدشه دار کند).به نظرم این مهم ترین ویژگی ارتفاع پست است.
فیلمی که دوران تازه ای در سینمای حاتمی کیا رقم میزند.
این رویکرد صریح و بی محابا به سینمای اجتماعی (که هنوز هم جای خالیش به شدت احساس می شود)و گریز از محدودیت خود خواسته گذشته(دست برداشتن از اصراری بیهوده در ماندن در سینمای جنگ)در کنار توانایی های فنی و تکنیکی هر دم فزاینده حاتمی کیا،ارتفاع پست را مبدل به روشن ترین نقطه کارنامه فیلم سازی او تا به امروز کرده است.
نویسنده نقد:آقای سعید مروتی
منبع:مجله فیلم و سینما سال یازدهم،شهریور 81 ،شماره82
یه عکس از لوکیشن فیلم ارتفاع پست میزارم تا فقط جایی که فیلم برداری کردن رو ببینین.
آخه برای این فیلم از هواپیما استفاده نشده بود.
اینم از پست امروز امیدوارم به قولم عمل کرده باشم و حجم مطالب کمتر شده باشه.
راستی صحبت راجع به حلقه سبز فراموش نشه.
امیدوارم خوشتون اومده باشه![]()
یا علی![]()
چقدر سخته برام کلمه ها رو کنار هم گذاشتن و راجع به فیلمی که پر از حرف و صحنه های زیباست صحبت کردن.

یه نصف روز زندگی کردن یعنی چی؟با نور حق وضو گرفتن چه مزه ای داره؟دنبال صفا و پاکی رفتن چه جوریه؟
پسر ننه گلاب رفت که زندگی کنه اون فقط از خدا ۱۲ ساعت مهلت گرفت پس باید لذتشو میبرد،باید زندگیشو می کرد.
دنبال نور ماه بود،دنبال نوری که به حق برسونش،رفتش مسجد،با نور حق وضو گرفت،اونجا وقتی داشت وضو می گرفت نور ماه رو توی آبی که داشت باهاش وضو می گرفت دید.
دنبال بچه ها رفت که پاکی و صداقت اونا رو ببینه .

تنهایی حسن منو یاد حاج کاظم انداخت که اونم هیچ گوش شنوایی نداشت جز عباس،پسر ننه گلابم هیچ گوش شنوایی نداشت جز گلبهار...
چند وقت قبل یه مطلبی توی سایت سینما خوندم راجع به حلقه سبز که نامه ای بود از طرف یکی از هوادار آقای حاتمی کیا به ایشون من لینک این سایت رو میزارم خود شما عزیزان برید بخونید و قضاوت کنید
http://www.cinemaema.com/NewsArticle2753.html
دوست داشتم امروز راجع به فیلم ارتفاع پست بنویسم که چند وقت قبل مطلبی از سایت ایسنا خوندم که اونم راجع به ارتفاع پست بود امروز این مطلب رو میزارم و در پست بعدی نقدی از ارتفاع پست.

صحبتهای ابراهیم حاتمی کیا و عوامل فیلم ارتفاع پست در نشست خبری این فیلم:
نشست خبري فيلم “ارتفاع پست” با حضور ابراهيم حاتميكيا(كارگردان) ،حميد فرخنژاد ( بازيگر) و حبيب رضايي (بازيگردان) و منوچهر محمدي (تهيه كننده) عصر روز گذشته با حضور نمايندگان مطبوعات و رسانهها در محل خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) برگزار شد.
خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: فرهنگ و هنر - سينما
ابراهيم حاتميكيا در آغاز اين نشست، با اشاره به روند شكلگيري “ارتفاع پست” يادآور شد : نطفهي اصلي فيلمنامهي اين فيلم، خبري بود كه در روزنامهها چاپ شد و من همزمان در آبادان بودم، خبر اوليه مبني بر اين بود كه هواپيماربايي صورت گرفته است و بعد خبرهاي تكميلي اعلام كرد كه تعداد هواپيمارباها ٢٢ نفر اعلام شده و همين انسان را دچار كنجكاوي ميكرد كه چه اتفاقي افتاده است. اين انگيزهاي اوليه براي من كافي بود كه ميديدم خلاف معمول همه هواپيمارباييها كه انتظار داريم تنها ٢ تا٣ نفر بيشتر حضور نداشته باشند و اغلب وجه سياسي دارد در زماني كه اين هواپيماربايي صورت گرفت حتي وزارت اطلاعات اعلام كرد كه اين موضوع هيچ ارتباطي با كنفرانس دوحه كه همزمان برگزار ميشد ندارد.
كارگردان ارتفاع پست در ادامه گفت: تحقيقات را در اين زمينه بيشتر كرديم و با بچههايي كه در آن هواپيما بودند تماس برقرار كرديم البته همزمان، من سر فيلمبرداري سريال خاك سرخ بودم و به محض اينكه كار تمام شد، مرحله دوم تحقيقاتم را آغاز كردم، يعني در دادگاه اين افراد شركت كردم، البته من علاقهاي به طرح آن موضوع نداشتم تحقيق من با حرفهايي كه اين افراد در دادگاه زدند و بخشي از آن از طريق صحبت با وكلاي آنها كامل شد، در اين ميان همه انتظار داشتيم مجازات سنگيني براي آنها اعلام نشود اما وقتي حكم اين افراد آمد سه نفر اعدام و بقيه سالهاي طولاني را بايد در زندان سپري ميكردند، اين موضوع باعث شد نااميديم بيشتر شود. اما جوهرهي خوبي براي درام آنچه كه من به آن احتياج داشتم بود و احساس كردم سال ٨٠ وقت خوبي براي طرح اين موضوع است به همين دليل به حبيب رضايي پيشنهادي در خصوص اصغر فرهادي دادم و بالاخره بعد از تحقيقات و جلسات زيادي كه بين من و آقاي رضايي و فرهادي تشكيل شد به فيلمنامه ارتفاع پست رسيديم.
منوچهر محمدي تهيهكننده ارتفاع پست نيز در توضيح ادامه مراحل ساخت فيلم گفت: عدم همكاري بعضي بخشها با فيلم و فيلمنامه كه اساسا با موضوع مشكل داشتند باعث شد عزم را جزم كنم كه فيلم را بسازيم و هرجا با مقدورات و شرايط خاصي مواجه شديم سعي كنيم به حرف فيلم وفادار باشيم فقط به صرف اينكه اين فيلم ساخته شود.
وي در ادامه گفت: البته اين مشكلات كه به آن اشاره كردم تنها اختصاص به فيلم ارتفاع پست ندارد چون فيلمنامههاي ديگر نيز با اين گرفتاريها مواجه بودند ولي درباره فيلم ارتفاع پست قضيه يك مقدار جدي شد و علت آن هم اين بود كه مسائل مربوط به امنيت پرواز و فرودگاه و مجموعه قضاياي كه به هر صورت مرتبط با بحث مسائل هوايي بود در اختيار سپاه پاسداران قرار داشت و ظاهرا از موضوع مطلع شده بودند و توضيحات ما هم خيلي كارساز واقع نشد و نتيجه آن اين شد كه همكاري با ما درباره اختصاص دادن فرودگاه و هواپيماي واقعي صورت نگرفت اما ارتش اين امكانات را در اختيار ما گذاشت كه همين جا جاي تشكر و قدرداني دارد.
حبيب رضايي بازيگردان فيلم ارتفاع پست نيز درباره حضور “بازيگران” در آثار ساخته شدهي اخير گفت: نه به دليل جديد بودن اين سمت، اما به دليل ماهيتش فكر ميكنم به شدت توافقي و بسته به كارگردان است . در فيلم هاي حاتميكيا تجلي اصلي و واقعي اين سمت و كلمه را ميشود پيدا كرد، چون با اختيارت زياد، مسئوليت هم سختتر ميشود اما درباره فيلم ارتفاع پست به طور اخص ميتوانم بگويم كه اين شانس را داشتم كه از اولين جرقههاي فيلم در كنار حاتميكيا باشم. علت خلق شخصيتها، جايگاه و خواستگاهشان برايم مشخص بود و زماني كه بازيگران انتخاب ميشدند غير از شخصيت اصلي فيلم (قاسم) كه از همان ابتدا انتخاب شده بود و هيچ جانشين ديگري برايش نبود، بقيهي شخصيتهاي فيلم ارتفاع پست در طي تمرينها و دورخوانيهايي كه داشتيم و با كمك دوستاني كه جايشان اينجا خالي است همچون خانمها گوهر خيرانديش و ليلا حاتمي كه در عين حرفهاي بودن كمك كردند كه ما اين فرصت را داشته باشيم كه همه بيايند و در تمرينات و دورخوانيها حضور داشته باشند تا يك به يك اين شخصيتها شكل گرفتند و انتخابها انجام شد.
وي در ادامه گفت: پيشنهاد دهندهي بازيگر بازيگردان است و در دورهاي حتي بازيگر را قطعي ميكند اما خود من به شخصه چون ميخواستم با خاصت و نظر حاتميكيا مطابقت داشته باشد، مرتب با ايشان در مشورت بودم و همزمان فيلمبرداري تمرينها را ميديديم و دهها آدم جا به جا شدند تا به اين نتيجه رسيديم . ميتوانم بگويم بازيگردان، واسطهي حسي بين كارگردان و بازيگر است براي اينكه بتواند نظرات كارگردان را نسبت به بازيها و ارائهي نقش و احساسي كه قرار است در آن لحظه يا در كل فيلم اتفاق بيافتد تجلي بدهد .
حميد فرخنژاد ،بازيگر نقش نخست اين فيلم نيز دربارهي حضور در فيلم ارتفاع پست گفت: من تصور ميكنم به واقع اسم حاتميكيا براي اطمينان از خيلي چيزها ازجمله جنبه معنوي و حسي كار و بخش كاربردي كه براي يك بازيگر مطرح است كافي بود ، اسم حاتميكيا ميتواند براي فردي كه قرار است كار دومش را انجام بدهد خيلي آرامش بخش باشد. وقتي به من خبر رسيد كه يك كار اين چنيني هست و قرار است در كار آقاي حاتميكيا باشم خيلي خوشحال شدم و در عين حال وقتي فهميدم يك شخصيت جنوبي به نوعي قرار است كاركتري كه از يك جغرافيا ميآيد شبيه كار قبل باشد، در وهله اول اين ذهنيت را داشتم كه شك و شبهه براي تكرار خودم بوجود بيايد ولي با توجه به شناختي كه از حاتميكيا داشتم ميدانستم كه در وهله اول اين دغدغه خودش نيز خواهد بود و مطمئن به اين كار وارد شدم .
به گزارش خبرنگار ايسنا، ابراهيم حاتميكيا در اشاره به بخشهايي از فيلم كه براي وي اهميت بيشتري داشته است گفت: فن بيان و تلاش براي اينكه ادبيات تصويري را درست اجرا بكنم مسئلهي من بود. به طور كلي در فيلم به سراغ ملودرام نرفتم، سعي كردم يك كار رئاليستي كه كمكم به تراژدي نزديك ميشود را رعايت كنم.
وي در پاسخ به سوالي مبني بر اينكه چرا بعضي شخصيتها تيپ هستند، گفت: قرار نبود در هواپيمايي كه در آن ٣٢ نفر حضور دارند همهي افراد را شخصيت كنيم و اين در ١١٠ دقيقه فيلم نيز امكانپذير نيست چون بخش عمده تمركز بر روي قهرمان فيلم و بعد از آن همسرش و مادر و بچههاي مادر و افرادي كه در ردهي سوم قرار ميگرفتند ميبود كه به نوعي تيپ بودند و در عين حال كه وجود همهي افراد بر روي سير اصلي قصه تاثيرگذار بود.
حاتميكيا در پاسخ به اين پرسش كه چقدر مشكلات سياسي- اجتماعي جامعه، در تغيير رويهي وي در فيلمسازي موثر بوده گفت : چيزي كه به شدت براي من اهميت دارد شناور بودن هنرمند در زمانش است كه اگر نباشد معتقد هستم، فساد براي هنرمند به وجود ميآورد . من هم مثل همه آدمهايي كه در اين جامعه زندگي ميكنند شناور هستم و دارم حركت ميكنم .شما كساني را كه در شكلگيري اين انقلاب تاثير داشتند تصور كنيد. اوايل انقلاب و الآن آنها را هم ببينيد. اين شناور بودن و تغييرات (درباره مثبت و منفي بودن بحثي نميكنم) اما من به اين موضوع كه بايد نسبت به زمان شناور باشيم خيلي قائل هستم . احساسي كه الان دارم قطعا احساس زمان در زمان ساخت مهاجر يا ديدهبان نيست و حتي حس ميكنم اگر بخواهم امروز ديدهبان را بسازم يك نگاه ارتجاعي دارم و حس من اين است كه الان بايد مسائل جامعه را بگوييم و در مسايل جامعه بيشتر بخش واقعگرايانه آن تاثيرگذار است و اگر به سمت زبان سوراليستي بروم و به زبانهاي شاعرانه نزديك شوم خيلي نميتوانم جواب جامعه را بدهم و اين حس كاملا غريزي است و اصلا ربطي به اينكه من يك رياضيات و هندسهاي را در ذهنم شكل بدهم و كاملا بر آن مبنا حركت بكنم ندارد.
حميد فرخنژاد درباره تفاوتهاي بازي در ارتفاع پست با عروس آتش پرسيد كه وي پاسخ داد: براي هر بازيگري اين مزيتي است كه دو كاراكتر، شخصيت متفاوتي را ارائه دهند. حال كه چقدر توفيق پيدا ميكند، يك كسي مثل منتقد بايد در اين باره صحبت بكند ولي خودم فكر ميكنم دو آدم، با دو خاستگاه كاملا متفاوت هستند و اصلا انگيزههاي ساختاري و حركتي آنها به نظر من دو چيز متفاوت است. حتي اگر اهل فن باشد ميبيند حتي در گويش هم دو نوع گويش وجود دارد . يكي عرب كه فارسي صحبت ميكند و ديگري يك آباداني و بعد به لحاظ هويتي و ماهيت، دو آدم مختلف هستند، اما در اينكه اين دو آدم از كانال يك نفر رد شدند، هيچ شكي نيست، چون ممكن است تشابهاتي هم با خودش به همراه بياورد كه اين به ضعف بازيگر برميگردد. .
ابراهيم حاتميكيا در ادامه گفت: ايجاد اين شبه در ذهن برخي افراد مبني بر اينك دو نقش فرخنژاد شبيه به هم بوده از آنجا آغاز شد كه متاسفانه فرخنژاد هر دو فيلم را خوب بازي كرد .
حبيب رضايي درباره انتخاب بازيگران ارتفاع پست گفت: طبيعتا اگر بخواهم راجع به همهي نقشها بگويم خيلي بحث مفصلي خواهد شد ولي يافتن بازيگر نقش (ابوالفضل) واقعا خيلي طول كشيد كه به رضا شفيعي جم رسيديم يعني دوستان زيادي آمدند . به دليل اينكه جايگاه اين شخصيت در فيلمنامه تعريفي داشت و انتظار حاتميكيا به عنوان صاحب اثر مشخص بود و طبيعتا بايد آدمي قرار ميگرفت كه بتواند هر دوي اين موارد را به طور كامل تامين كند، به علاوه شرايط سخت كار و مدت زمان طولاني را بتواند تحمل كند . مثلا ما ٤٥ روز به دوستان اعلام كرديم كه از ٢ ظهر تا ٢ صبح در اختيار كار خواهند بود. اينها يك طرف قضيه بود .محافظ دوم و ابوالفضل، تقريبا آخرين كساني بودند كه در آخرين لحظات براي اين نقشها انتخاب شدند. يعني به بهترين انتخابها در آخرين لحظات رسيديم . دربارهي بقيهي نقشها هم همين طوري بود يعني همهيدوستاني كه ميآمدند صاحب استعدا و توانايي بودند ولي اينكه ما چگونه ميتوانيم بصور مجرد نگاهشان نكنيم و در يك تركيب ببينيم بايد مشخص ميشد به نوعي كه اين تركيب كاملا باعث شود كه وقتي از يك زاويهي دور هواپيما را ميبينيم برايمان قابل باور باشد. اينها اصول اوليه بود كه طبيعتا به جز با تمرين كردن اتفاق نميافتاد.
حاتميكيا در پاسخ به يكي از خبرنگاران درباره وجود رگههاي طنز در ارتفاع پست برخلاف فيلمهاي قبلي وي گفت: دو بحث در اين ميان وجود دارد، يكي اين كه مستقيما تصميم بگيريم كه يك كار طنز انجام بدهيم و بحث ديگر اين است كه يك زماني شكل و جوهره كار يك طنزي در آن نهفته باشد . زمانيكه من خبر هواپيماربايي اين ٢٣ نفر را خواندم خود در واكنش نخست من را به خنده انداخت كه مگر ميشود ٢٣ نفر آن هم افرادي كه باهم خانواده هستند يك هواپيما را بدزدند. لحظه اول حس خنده و تراژدي داشتم و وقتي در جلسات دادگاه شركت كردم اين ماجرا را بيشتر احساس كردم چون بسيار از مدعوين در بعضي مسايل ميخنديدند.
وي در ادامه به نقش ابوالفضل اشاره كرد و گفت:اين در واقعيت رخ داده است، يك كسي با همين مشخصات با ٢٠٠٠ تومان قرض گرفتن از نانوايي محلهاش با تمام وسايل و لباس كار خود سوار هواپيما شده بود. چنين موقعيتي با اجزايي كه من ميديدم ذاتا اين بار طنز را با خودش داشت، منتها طنزش آن حالت مفرح را به آدم نميدهد بيشتر طنز سياهي در دل آن نهفته است و طبيعي بود كه نخواهيم اين جنبه را از دل اين موقعيت بيرون بكشيم به خصوص اينكه .
وي افزود: از سوي ديگر تماشاگر ايراني الان، خسته از مسايل روز است و به طبع، بايد بتواند يك مقدار بخندد و براي من مهم بود اگر تماشاگر به سينما ميآيد اين اتفاق برايش رخ بدهد. يك فيلم كه ١١٥ دقيقه است و ١٠٠ دقيقه آن داخل يك استوانه و در راهروي تنگ در حال شكل گيري است. اين حس خفگي فيلم را بايد يك جاهايي مثل سوپاپ خالي ميكردم و در اين باره، طنز به ما كمك كرد كه اين اتفاق بيفتد و اينها جوهر ماجرا بود.

بقیه مطالب راجع به ارتفاع پست آپ بعدی![]()
امیدوارم خوشتون اومده باشه.
یاعلی![]()



