یا لطیف
سلام به همه شما عزیزان.از همه شما ممنونم به خاطر حمایتهاتون.
آپ امروز تقریبا یه آپ ویژه و مهم در مورد یه روز خاص.روزی که حتی خود من تا چند سال قبل نمیشناختمش و به برکت برنامه کوله پشتی(که جاش خیلی امسال خالیه)این روز رو شناختم.روزی که اولین بار فرزاد حسنی اونو به عنوان یه شب خاص توی تلویزیون مطرح کرد.
شب آرزوها
پنج شنبه اول ماه رجب الان چند سال برای من و خیلی ها تبدیل به یه روز مهم شده.وقتی که ماه رجب شروع میشه بالافاصله سراغ تقویم میریم تا این روز مهم رو از دست ندیم.منم وظیفه خودم دونستم تا در مورد این شب عزیز و دوست داشتنی براتون بنویسم.
لیله الرغائب اعمال مخصوص به خودشو داره که شرح کاملش توی مفاتیح نوشته شده.
پنج شنبه توی شب آرزوها برای منم دعا کنید.
و اما خبر....
خبر امروز از همه حوزه ها داریم.
خبر اول در مورد چه گونگی برگزاری جشن خانه سینماست:
خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: فرهنگ و هنر - سينما
دومين جلسه هيأتمديره جديد خانه سينما با بحث پيرامون دوازدهمين جشن خانه سينما سپري شد.
امين تارخ سخنگوي هيأتمديره در گفتوگويي با خبرنگار سينمايي ايسنا درباره جلسه شب گذشته گفت: در اين جلسه كه حول محور جشن خانه سينما برگزار شد؛ درباره چگونگي برگزاري آن و اينكه اساسا تعريف ما از اين جشن چيست؟ بحث و تبادلنظر شد كه در اين راستا احتمالا محل برگزاري و نمايش فيلمهاي اين دورهي جشن دچار تغييراتي شود.
او درپايان گفت: بسياري از تصميمات نيمهكاره ماند و قرار است در جلسه آينده هيأتمديره در روز چهارشنبه ـ 19 تير ماه ـ تصميمگيري نهايي در خصوص جشن خانه سينما انجام شود.
خبر بعدی:
مطلب بعدی اظهار نظر یکی از شاگردان دکتر قریب در مورد سریال فوق العاده دکتر قریب:
|
خاطرهاي از يكي از شاگردان«محمد قريب»
«قريب» هنگام مرگ، پر از زمزمههاي كودكانه بود
خبرگزاري فارس: «محمدحسين سلطانزاده» از شاگردان مرحوم «محمد قريب» در يادداشتي درباره سريال «رزوگار قريب» اظهار نظر كرده و با ذكر چند خاطره از شخصيت والاي استادش گفته است. |
| |
|
به گزارش خبرگزاري فارس، محمدحسين سلطانزاده، پزشك متخصص اطفال، كه از سالهاي 1340 تا 1344 از شاگردان محمد قريب بوده است، در يادداشتي كه به خبرگزاري فارس ارسال كرده، از استادش نوشته است. وي در ابتداي اين يادداشت درباره شاگردان محمد قريب نوشته است: ما كه از مكتب استاد درس آموختيم هميشه اين جمله زيبا را مرتبا از ايشان ميشنيديم: «هدف زندگي در دو قسمت خلاصه ميشود: خدمت به خلق، جلب رضاي خالق.» بعدها متوجه شدم كه روزي از حضرت رسول اكرم(ص) سوال شده كه بهترين افراد كيانند؟ و پاسخ رسول خدا اين بوده: بهترين مردم كسي است كه به مردم خدمت كند و اين خدمت براي خدا باشد نه براي ديگران و استاد همين را بيان ميكرد. اين را تمام شاگردان استاد ميگويند كه او فقط براي خدا و خدمت به خلق كار ميكرد. سلطانزاده در ادامه افزوده است: دكتر قريب پايهگذار طب اطفال در ايران بود. مردي مسلمان و متعهد كه ما از نزديك لمس كرده بوديم. همه بچهها را مثل فرزند خودش دوست داشت و مرتب به شاگردانش اين را نصيحت ميكرد. انضباط استاد كه ساعت 8 و حتي قبل از ساعت 8 در بيمارستان حضور داشتند و اين درسي عيني براي تمام شاگردان دكتر قريب در دانشگاههاي شهرهاي سراسر كشور بود كه ساعت 8 در گزارش صبحگاهي حاضر شوند. اين شاگرد مرحوم قريب در اين يادداشت خود نوشته است: استاد هيچگاه از آسانسور استفاده نميكردند. بارها او را با لباس تنيس و ورزش و يا لباس كوه در كوهپيمايي ديده بوديم. كلاس درس استاد همراه با طنزهايي بود كه شاگردان خسته نشوند. هنوز بعد از 46 - 47 سال صداي دلنشين ايشان در گوشم طنينانداز است. كلاسهاي معرفي بيماران جالب در سالن آمفيتئاتر هزار تختخوابي برگزار ميشد.شخصيت دكتر محمد قريب بسيار جذاب و آموزنده بود. وي اضافه كرده است: ايشان ميگفتند پزشك بايد حضور ذهن داشته باشد و اين جمله زيبا را از ايشان آموختهايم. صحبتهاي استاد هميشه همراه با نوشتن با يك تكه گچ بر روي يك تخته سياه بود. يادم هست در سالهاي آخر عمر يك دفعه در بيمارستان شهداي تجريش (رضا پهلوي سابق) دعوت به كنفرانس شده بودم. مطلب ايشان درباره تشنج در كودكان بود. ايشان چنان عوامل ايجادكننده تشنج را روي تخته سياه نوشتند كه گويي همين امروز با آخرين پيشرفتها برابري ميكند. همين خصوصيات هم در فرزند ايشان پروفسور حسين قريب را در ميوكلينيك آمريكا ديدم. روزي در كلاس درس ايشان در آمريكا حضور يافتم. عين پدر با يك قلم ماژيك روي برد مطالب را مينوشت و بدون اسلايد و كامپيوتر مطالب را براي شاگردان بيان ميكرد كه ايشان هم مثل پدر نمونه هستند و يكي از 10 نفري هستند كه در دنيا در مورد تيروئيد صاحب نظرند و رئيس انجمن علمي در آمريكا هستند. شاگرد «محمد قريب» تأكيد كرده است: استاد دكتر محمد قريب مطالب روز و مجلات پزشكي روز را مرتب مطالعه ميكردند و آخرين اطلاعات را به شاگردان ارايه ميداد و اين هم درسي براي شاگردان استاد بود. حتي در روزهاي آخر زندگي هم وقتي به كلاس صبحگاهي ميآمدند آخرين مطالب مجلات علمي دنيا را بيان ميكردند. در آن زمان كه همه كشور را شيرخشك فرا گرفته بود ايشان مزاياي شير مادر را مورد توجه قرار ميدادند كه الان و در دو دهه اخير پي به اهميت شير مادر بردهاند البته در اين مورد ابن سينا هم در كتاب قانون هزار سال قبل مزاياي شير مادر را ذكر كردهاند كه امروز در مجله پريناتولوژي 2007 آمريكا اين مطلب به چاپ رسيده است.
* يك توصيه از استاد قريب
سلطانزاده نوشته است: استاد محمد قريب به شاگردانش توصيه ميكرد اگر نسخهاي از همكارانتان را نزدتان آوردند با احترام مطالعه كنيد كه اين دو فايده دارد: فايده اول آن است كه ممكن است اين نسخه براي شما آموزنده باشد. فايده دوم اينكه اگر اشتباه تجويز شده باشد شما سعي كنيد تكرار نكنيد. عشق استاد به حرفه پزشكي و ايمان به خدا از اختصاصات ايشان بود و همانطور كه گفتم خدمت به خلق را با اخلاص و رضاي خدا بر همه چيز ترجيح ميداد. وي در اين يادداشت افزوده است: گاهي فكر ميكنم چگونه دكتر قريب اينطور محبوب مردم شد و شايد به خاطر عمل به اين آيه قرآن باشد كه «كساني كه ايمان آوردند و كار خوب انجام دادند خداوند آنها را نزد خلق محبوب ميكند.» بعد از انقلاب و هنوز 2 - 3 ماه نگذشته بود و در جريان انقلاب فرهنگي كه دانشگاهها تعطيل شده بود من و 10 نفر ديگر از شاگردانش به فكر برگزاري كنگره اطفال به نام استاد محمد قريب و به مناسبت بزرگداشت ايشان در سالروز وفاتش افتاديم و موفق شديم دوم بهمن 58 در سالن آمفي تئاتر بيمارستان هزار تختخوابي جايي كه استاد سالها درس ميدادند برگزار كنيم تا توسط نخستوزير وقت جناب آقاي مهندس مهدي بازرگان اولين كنگره بزرگداشتش افتتاح و بنيانگذاري شود كه امسال هم برگزار شد. در اين كنگره هر سال تعداد زيادي از پزشكان سراسر كشور جمع ميشوند و اطلاعات روز را بيان ميكنند و با توجه به توصيه استاد خود مطالب شايع را مدنظر قرار ميدهند به همين دليل نام كنگره «مسايل رايج طب اطفال» نامگذاري شده است. شاگرد محمد قريب ادامه داده است: دكتر قريب هيچگاه از تكرار درس در مورد بيماريهاي سل، ديفتري و سوء تغذيه خسته نميشدند و مرتب براي دانشجويان دورههاي مختلف شرح ميدادند اگر تبي طول كشيد و علت مشخص نشد سل را فراموش نكنيد. معاينات باليني استاد آموزنده بود و ميگفتند بايد طب با معاينه كامل به تشخيص نزديك شود.
*چند خاطره از استاد
سلطانزاده در بخش ديگري از يادداشت خود چند خاطره از استادش نقل كرده و نوشته است: از آخرين كنگرههايي كه با حضور استاد در پنجم شهريور 53 در تبريز برگزار شد، ايشان قبل از كنگره در تبريز تب شديدي داشتند و صبح با اشتياق تمام در كنگره حضور پيدا كردند و با تب 40 درجه ضمن خوشآمد به شركتكنندگان از سراسر ايران گفتند نميدانم چرا در شهر تبريز كه بايد تبها بريزد من دچار تب شدهام. وي با بيان خاطره ديگري آورده است: در سالهاي 33 - 34 آقاي دكتر بينشور يكي از اساتيد پزشكي با تب شديد همراه بودند و مدتها در منزل و بيمارستان بستري بود و توسط استادان دانشگاه بارها معاينه شده بود اما تبش همچنان ادامه داشت و يكي اظهار ميدارد كه از آقاي دكتر قريب هم بخواهيم دكتر بينشور را هم معاينه كند كه اتفاق زيادي رخ ميدهد. بالاخره ميگويند ضرري ندارد ايشان را هم دعوت كنيد تا اينكه دكتر قريب وي را معاينه و دوز دارو را افزايش ميدهد و اتفاقا تب قطع ميشود و حال استاد بينشور بهتر ميشود و بهبودي مييابند. در مراجعه بعدي استاد دكتر محمد قريب به استاد بينشور اظهار ميدارند كه ديدي تو هنوز بچه هستي و بايد طبيب اطفال تو را درمان كند.
* فيلم روزگار قريب و نظر شاگرد دكتر قريب
وي در پايان درباره سريال «روزگار قريب» مينويسد: فيلم «روزگار قريب» هم كه تهيه شده و بنده ديدهام بسيار جالب است. اينكه يكي از بزرگترين پزشكان متخصص اطفال به مردم معرفي ميشود بسيار مورد توجه است. گرچه همه قسمتها با زندگي استاد تطابق ندارد اما بنده به عنوان يكي از شاگردان استاد اين فيلم را آموزنده و قابل تقدير ميدانم و از همه دستاندركاران آن تشكر ميكنم. استاد شمعي فروزان بود كه سوخت تا مواضع تاريك جامعه روشن شود به نظر من او پزشك هنرمندي بود كه هنرش صرف پرورش شاگردانش شد. شاگرد محمد قريب در پايان تأكيد كرده است: همه شاگردان دكتر قريب در روشن كردن شمعي در كشور ميكوشند تا نور تمام شمعهاي مملكت در طب اطفال روشن و فروزان باشد. گوش دكتر محمد قريب هنگام مرگ پر از زمزمههاي كودكانه بود و با اين عشق و خدمت به كودكان ايران زمين به ديار حق شتافت.

توی قسمت ترانه برای شما ترانه ای از فرزاد حسنی مینویسم.
این شعری که از فرزاد حسنی گذاشتم خیلی از طرفدارهای فرزاد از جمله خودم با این شعر خاطره داریم.
به امشب به تقصیر من عشق تو
به حالی که بی من تو داری قسم
به روزای خوبی که بردی منو
به حسی که گفتی میاری قسم
به دلخواهی اولین دلهره
به گاهی که با من نبودی قسم
جدا می شی و میرم از خاطرت
ولی شک نکن من بهت میرسم
نشد تا تو هستی من عاشق بشم
نشد قلب ما عشق و باور کنه
شب رفتنت آرزو میکنم
خدا وقت دوریتو کم تر کنه
به چشمای تو قبل هر گریه ای
قسم میخورم یاد تو با منه
قسم میخورم بغض این انتظار
یه روزی تو آغوشمون میشکنه
امیدوارم از این پست هم راضی بوده باشین
تا پست بعدی
یا علی
|