سلام به همه شما همراهان همیشگی این وبلاگ
همراهان قدیمی میدونند که این وبلاگ اگر خبری از آقای حاتمی کیا نداشت یک بخشی رو داره به عنوان خبرهای مختلف که اخباری از همه حوزه ها رو میزاره....
و اما پست امروز این وبلاگ اختصاص داره به فیلم محاکمه در خیابان و یادی از بزرگ گرافیک ایران مرتضی ممیز.....
و اما جلسه پرسش و پاسخ فیلم محاکمه در خیابان....
خبرگزاري فارس: «مسعود كيميايي» با بيان اين كه «محاكمه در خيابان» تصوير جامعه امروز و صداي اين روزهاست، گفت: من براي همنفسانم فيلم ميسازم و از استقبال مخاطبان و فروش فيلم راضيام

به گزارش خبرنگار سينمايي فارس شامگاه يكشنبه نشست نقد و بررسي فيلم سينمايي "محاكمه در خيابان " با حضور "مسعود كيميايي " (كارگردان)، "جواد طوسي " (منتقد و مجري)، "شبنم درويش " (بازيگر)، "رضا يزداني " (خواننده)، "اسحاق خانزادي " (صدابردار)، "اكبر معززي " (بازيگر) و "محمد مؤيد " (بازيگر) در باشگاه فيلم تهران فرهنگسراي ارسباران برگزار شد.
بنابراين گزارش، در ابتدا "جواد طوسي " در گذشت برادر "مسعود كيميايي " را به او تسليت گفت و در ادامه از كيميايي در مورد چگونگي شكلگيري فيلمنامه "محاكمه در خيابان " سوال كرد كه وي در پاسخ، اظهار داشت: اين قصه سر دراز دارد. من حدوداً چهار فيلمنوشت به وزارت ارشاد آن زمان دادم كه هر چهار طرح رد شد. البته من دوست ندارم غر بزنم و گفتن اين موضوع تكراري است.
* كيميايي: براي "اصغر فرهادي " خيلي احترام قائلم
كارگردان "سفر سنگ " در ادامه افزود: فيلمنامه من چهار بار نوشته شد و ابتدا نامش "شريك " بود. هر چهار فيلمنامه در وزارت ارشاد رد شد و گفتند نميشود اين فيلمنامهها را بسازي، تا اينكه "اصغر فرهادي " (كه من براي اين جوان مستعد خيلي احترام قائلم) لطف كرد، داستانها را از زاويه ديگر مورد بررسي قرار داد و دو داستان را به هم پيوند زد؛ اما از "شريك " خيلي فاصله نگرفت، اين در حالي بود كه فيلم قابل اجرا شد و من باز هم از "اصغر فرهادي " به خاطر اينكه سناريو را تعمير كرد، ممنونم. من همين طور فيلم را ميبينم و هر آنچه ديديد، كاملترين است و هر چيز اضافه يك حفره حادث ميكند كه مشكلات و پيچيدگيهايي به فيلم اضافي ميكند.
وي گفت: فيلم در مورد خيانت است و جامعه را سفيد، شفاف و نئون نميبيند، بله جامعه سياه است و روابط بين آدمها هم همين طور است. "محاكمه در خيابان " تصوير جامعه اين روزها است.
* خانزادي: صداي تهران را به ديدگاه كيميايي نزديك كردم
به گزارش فارس، در ادامه "طوسي " از "اسحاق خانزادي " در مورد نوع صدابرداري كار پرسيد كه چقدر جاي خلاقيت داشت كه وي در پاسخ، گفت: من با كارگردانهاي مختلف فيلمهاي زيادي كار كردهام، اما در كنار "كيميايي " حس ميكنم شاگرد كوچك ايشان هستم. اينجا بدنم ميلرزد و در كنار استاد مسلم كارگرداني، زبانم بسته است. "كيميايي " 40 سال است كه فيلمهاي بينظيري ساخته و من افتخار دارم از "سلطان " به بعد با ايشان همكاري كنم و كاملاً فكر ايشان را ميدانم. در طول كار، تمام تلاش من بر اين بود كه بتوانم همه بضاعتم را خرج كنم.
وي در ادامه افزود: اما در مورد "محاكمه در خيابان " بدون اين كه با كسي مشورت كنم، سعي كردم با افكتهاي مختلف، صداي شهر تهران را مهيب نشان دهم تا با زاويه ديد "كيميايي " منطبق باشد.
بنابراين گزارش، در ادامه "كيميايي "، گفت: من از "خانزادي " تشكر ميكنم، صدابرداري كارهاي من سخت است به دليل اينكه من فيلمهاي خياباني ميسازم و در پلاتو كار نميكنم و صدا در خيابان، كار مشكلي است و معتقدم دوربين بايد درون جامعه برود.
* درويش: يكبار هم جامعه را از ويزور آقاي "كيميايي " ببينيد
به گزارش فارس، در ادامه "طوسي " گفت: يكي از ويژگيهاي بارز "كيميايي " معرفي چهرههاي جديد به سينماي ايران است و دوست دارم دو هنرمند جوان، در مورد ويژگيهاي اين كار صحبت كنند. "درويش " در پاسخ به اين سوال، اظهار داشت: قبل از هر چيز من تشكر ميكنم از آقاي "طوسي " و خيلي خوشحالم كه در كنار استاد "كيميايي " در اين جمع نشستهام. حضور من در اين فيلم فارغ از دغدغههاي ديگر من بود، من شاگرد كلاسهاي كارگاه آزاد بازيگري هستم و جدا از آن، سينماي آقاي "كيميايي " را دوست دارم و اين شانس بزرگ نصيبم شد. اين كه ايشان چه چيزي در من ديدند تا اين كاراكتر را به من محول كردند، نميدانم، اما "مرجان " و كل فضاي اين فيلم، سياه و التهابآور است و اين فضاسازي برايم ملموس بود، از اين ريسك استاد كه هميشه در 50 سال فيلمسازي انجام دادهاند و اين بار به من اعتماد كردند، بسيار تشكر ميكنم.
وي در ادامه افزود: وقتي سناريو را خواندم، اسم "مرجان "، من را ياد "مرجان "(داش آكل) انداخت، اما شرايط اين دو با هم كاملاً متفاوت است و خيلي سخت است كه در اين جامعه، پاك زندگي كني و بايد هر چيز پيراموني را سنجيد. "مرجان " در جاهايي تن به خفت ميدهد اما به قول آقاي "كيميايي "، خروجي درستي را پيدا ميكند و جوياي يك زندگي سالم است.
"شبنم درويش " هم گفت: من از حضار در سالن خواهش ميكنم مقابل هيچ فيلمي قرار نگيرند و درباره "محاكمه در خيابان " نيز، يكبار جامعه را از ويزور دوربين آقاي "كيميايي " ببينند.
* مؤيد: اين فيلم، واقعيتهاي جامعه را بازگو ميكند
در ادامه "محمد مؤيد " در پاسخ به همين سوال، اظهار داشت: من بار اول است كه وارد سينما ميشوم. خيلي خوشحالم كه اين شانس را داشتم كه زير سايه استاد كيميايي، يكي از عوامل كوچك اين فيلم باشم. اين فيلم، واقعيتهاي جامعه را بازگو ميكند و اين واقعيتها را نميتوان كتمان كرد. ديد كه دو دوست قديمي چگونه به خاطر مسائل مالي دشمن يكديگر شدند و ماديات انسانيتها را چطور نابود كرد.
* معززي: صداقت روش خوبي براي تمام عوامل سينما است
بنابراين گزارش، "طوسي " از "اكبر معززي " در مورد نقش استثنايي خود سوال كرد كه وي در پاسخ، گفت: من افتخار اين را دارم كه از 13 سالگي با "كيميايي " رفيق هستم و با او سينما را شناختم، اما در مجموع، فكر ميكنم كه صداقت روش خوبي براي تمام عوامل سينما است.
* يزداني: در طول اين سه كار، آقاي "كيميايي " روي موسيقي خيلي حساس بود
به گزارش فارس در ادامه "طوسي " از "رضا يزداني " در مورد جنس موسيقي اين كار پرسيد كه وي در پاسخ، اظهار داشت: كاركردن با "كيميايي " براي من افتخار بود من هم يكي از علاقهمندان فيلمهاي "كيميايي " هستم و روزي به من تماس گرفته شد براي فيلم "حكم " اصلاً باورم نميشد، اما خدا را شاكرم كه اين اتفاق رخ داد و من افتخار اين را دارم كه در سه فيلم "حكم "، "رئيس " و "محاكمه در خيابان " ترانه تيتراژ پاياني را خواندهام و ديدم كه در طول اين سه كار، آقاي "كيميايي " روي موسيقي خيلي حساس بود.
* كيميايي: در كشور جهان سومي، غيرت بدون چاقو نميشود
در ادامه "طوسي " از "كيميايي " در مورد آرمانهاي خود سوال كرد كه وي در پاسخ، گفت: "محاكمه در خيابان " تصوير جامعه اين روزها است. طبعاً آرمانهاي من در "قيصر " و اين فيلم از هم جداست، چون زمانه تغيير كرده و اگر هنرمند بخواهد حرف روزگار خود را بازگو كند، بايد منطبق با روز خود پيش برود.
بنابراين گزارش، در ادامه يكي از حضار از "كيميايي " در مورد استفاده از چاقو در تمام فيلمهايش پرسيد كه وي در پاسخ، گفت: در كشور جهان سومي، غيرت بدون چاقو نميشود و من اهل اسلحه نيستم، چرا كه بايد بعداً تمام فوت و فن آن را بدانم و ما كمتر به وسيله فكر كنيم و بيشتر به اصل آن بيانديشيم.
در ادامه، يكي از حضار از "كيميايي " در مورد اين كه كاراكترها كمتر شخصيتپردازي شدهاند، سوال كرد كه وي، در پاسخ گفت: اگر در شخصيتپردازي از اين بازتر عمل ميكردم، فيلم اجازه نمايش نميگرفت و در حقيقت من از يك جاهايي گذر كردم.
در ادامه يكي از حضار در مورد سكانس فينال سوال كرد كه كيميايي در پاسخ، گفت: بعد از سكانس عروسي، انفجار دو فشفشه كه در تصوير ديده ميشود، ميتواند نشان اميد باشد.
وي گفت: من براي همنفسانم فيلم ميسازم و از استقبال مخاطبان و فروش فيلم راضيام.
در پايان "اكبر معززي " درباره سياه و سفيد بودن فيلم، گفت: اين نگاه و اين دوربين اگر در تمام دنيا هم بود، سياه و سفيد بود. من معتقدم كه اين تكنولوژي كه تمام دنيا را تسخير كرده، عواطف را آزار ميدهد.
بنابراين گزارش، اين مراسم با اهدا لوح سپاس به مدعوين راس ساعت 22 به اتمام رسيد.
حاشيه مراسم:
- قبل از آغاز مراسم نمايش و نقد فيلم، فرش قرمزي جلوي فرهنگسراي هنر پهن شد و عوامل فيلم از آن عبور كردند.
- استقبال مردم از اين فيلم بينظير بود، تمام صندليهاي سالن نمايش فيلم ارسباران پر شد و گروه زيادي از علاقهمندان، پشت درهاي بسته ماندند.
انتهاي پيام/ا


و اما نقدی از محاکمه دار خیابان از خبرگزاری مهر:
|
نگاهی به یک فیلم/ |
|
"محاکمه در خیابان"؛ داستان آدمهایی که روی کاغذ زندهترند |
|
معمولا خواندن فیلمنامههای کیمیایی لذت بخشتر از دیدن خود فیلمهاست. بخشی از آن به دیالوگنویسی او با آن جملات بیشتر کوتاه و موجز باز میگردد که چون با لغات کیمیایی نوشته شدهاند، آزارمان نمیدهد بلکه گزندگی بازیگوشانهاش تا اندازهای جالب و لذتبخش است. |
|
* خبرگزاری مهر- گروه فرهنگ و هنر: بحث در مورد مضمون فیلمهای کیمیایی چیز تازهای نیست، دیدگاه او نسبت به مردان و زنان آثارش با ساخت هر فیلم تازه به چالش کشیده میشود و او در طی سالها نشان داده که کیمیایی همین است که هست، فضای جامعه و نگاه نسل جدید و تازه شدن رنگ و روی جهان که ناگزیر آثار آن در فرهنگ و ارتباطات آدمهای ایرانی نیز دیده میشود تاثیری در نوع و شیوه نگاه او به شخصیتهای آثارش ندارد. هیچ وقت ندانستم فارغ از آن چه در آثار او میبینیم، عقیده شخص او به عنوان یک فیلمساز صاحب سبک در مورد کشتارهای فجیع ناموسی که خبرهایش را هر روز این طرف و آن طرف میشنویم و میخوانیم چیست. بگذریم... باصرف نظر از مضمون، "محاکمه در خیابان "در میان آثار اخیر کیمیایی فیلم بدی نیست. به زبان بهتر لحظات زیبا و سکانسهای خوب در کل کار کم نیستند که خوشبختانه به کمک خط داستانی ضعیف و کمرنگ اثر آمدهاند و البته دیالوگهای جالب فیلم را هم نمیتوان نادیده گرفت. |

معمولا خواندن فیلمنامههای کیمیایی لذت بخشتر از دیدن خود فیلمهاست. بخشی از آن به دیالوگنویسی او با آن جملات بیشتر کوتاه و موجز و گاه وقیحی باز میگردد که چون با لغات کیمیایی و نه آن لغات ملموس کوچه و بازار که گوشمان به شنیدنشان عادت کرده نوشته شدهاند ، وقاحتشان لابلای پردهای که بین ما و کلمه فاصله میاندازد گم میشود و نه تنها آزارمان نمیدهد بلکه گزندگی بازیگوشانهاش تا اندازه ای جالب و لذتبخش است.
اما بخش مهمتری هم هست و آن فاصله بین تخیل خواننده (و حتی خود نویسنده) و آن چیزی است که بر پرده میبینیم.
شاید به همین علت باشد که فیلمنامههای کیمیایی را بیشتر خواندنی میدانم تا ساختنی. توضیح صحنهها در نگارش او بسیار بیشتر از آن چه در تصویر میبینیم به داستان میافزایند. اگر صحنه عاشقانهای است (مانند آتش بازی نیمه شب فیلم سلطان) کیمیایی در نوشتار، فضایی آن چنان شاعرانه و انتزاعی را توصیف میکند که تماشاگر ناخوداگاه و به نحوی درونی برای مواجه شدن با اتفاقات دیگر داستان توجیه میشود.
اما قطعا خود کیمیایی هم می داند در اجرا ، این توضیح صحنه به گونهای دیگر از آب در خواهد آمد. شخصیتهای کیمیایی روی کاغذ تا اندازهای همدلی ایجاد میکنند اما همان شخصیتها روی پرده وجوه انسانی کمتری دارند. وقتی فیلمنامه را میخوانی این انتخاب را داری که آدمهای داستان را خودت انتخاب کنی و آن وقت بیتردید فرد دیگری را برای شخصیتی مانند عبد در نظر خواهی گرفت.
کیمیایی با انتخاب بسیار نامناسب بازیگرنقش عبد بازی را از همان ابتدا واگذار کرده است. مهم نیست که انتهای داستان به چه نتیجهای میرسد ، مهم روند این بازی است. تنها یک دلیل بیاورید که شخصی مانند مرجان، عبد را انتخاب کند و با او ارتباط برقرار کند. چرا ما به عنوان تماشاگر باید این مثلث عشقی (که چندان به مثلث هم نمیماند) را جدی بگیریم؟ کدام ویژگی عبد رقابت ایجاد میکند؟
فیلمساز در صورتی میتواند چنین داستانی را با شخصیتهایی تا این اندازه نا متوازن پیش ببرد که دست کم اندک شناختی از هر کدامشان داشته باشیم. برای مثال یک ویژگی منحصر به فرد در عبد ببینیم که او را لایق عشق مرجان کند. تنها کسی که کیمیایی کمی در شناساندن او و توجیه کارهایش تلاش کرده امیر است. امیر، قهرمان داستان، یک چاقو کش است که به قول خودش از کودکی خلافی نیست که از کنار آن رد نشده باشد و با این اوصاف چندان عجیب نیست که دوستش به آسانی بتواند او را شستشوی مغزی دهد و به جان خلق خدا بیندازد. اما سایرین چطور فکر میکنند، کجای کارند و چگونه به این نقطه رسیدهاند؟
شخصیتی که فروتن او را بازی میکند و پوسته بیرونیاش، با آن لباس و آن فیگورهای خاص و آن اتاقهای خالی، در مجموع خوب و همخوان از آب درآمده پی چیست؟ وقتی پول و خانه و ماشین و دفتر کار دارد پس چرا قرضهایش را نمیدهد؟ اگر کلاهبردار است و نمیخواهد قرضهایش را بدهد برای چه به سرایدارش می گوید که شرمنده است؟
آیا اثاث خانه از خود خانه گرانتربوده که آن ها را بابت قرضهایش فروخته و خود خانه را همچنان نگاه داشته؟ چرا همسرش با وجودی که میداند او در گاو صندوق خانه پول نگه میدارد، به خاطر ورشکست شدن او را ترک کرده و اگر دلیل ترک کردنش این نبوده پس چیست؟ در فیلم نشانی از علاقه او به مرد دیگر نمیبینیم و حتی بارها هم تاکید میشود که او همچنان عاشق شوهرش است و فقط به دلیلی که نمیدانیم چیست و هیچ وقت هم قرار نیست بفهمیم "اززندگی با او خون بالا میآورد!"
با تمام اینها "محاکمه در خیابان" حسنهایی دارد که فیلمهای کیمیایی در این اواخر از آنها بیبهره بودند. برای مثال فروتن با وجود این که هیچ چیز از او نمیدانیم و با وجود لباسش که به سن و سالش نمیخورد و با وجود تناقض زیاد در رفتارش و اطلاعاتی که فیلم به ما میدهد و... کاملا در دل فضای داستان نشسته و دقیقا از جنس کار است. سکوت آن گلفروش یک دست و شیوه بستن گلها از همان ابتدا زهری در داستان میریزد که زیباست. دیالوگ کریمی در پاسخ به عبد که از تهدید مرد در مورد بریدن گوشش میگوید معرکه است و...
و در کنار تمام اینها سبیل پولاد کیمیایی هم به طرز غیر قابل تحملی افتضاح است و مدتی طولانی از فیلم میگذرد تا به شکل و شمایل او عادت کنیم و ترکیب چهره او با آن سبیل، خنده روی لبمان ننشاند. تنها یک نکته دیگر... تصور کنید که تهمینه میلانی فیلمی میساخت که تنها سه کاراکتر مرد داشت که دو نفر از آنها خیانتکار و نفر سوم دیوانه بود، یعنی درست موقعیتی عکس چیزی که کیمیایی در "محاکمه در خیابان" به تصویر کشیده است. دوستان عزیز نویسنده و منتقد در نوشتهها و گفتههایشان چه برچسبهایی به او میزدند؟!
چهارمین سالگرد در گذشت ممیز بزرگ گرافیک ایران و ......
مراسم چهارمين سالروز نبود پيرگرافيك ايران؛ مردي كه هميشه تاكيد داشت «بايد درست كار كرد» با افتتاح نمايشگاه مفهومي «چاقو در آب» و با حضور گرافيستها و دوستان مميز در خانه هنرمندان ايران برگزار شد.
به گزارش خبرنگار هنرهاي تجسمي خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، بهمن فرمانآرا، كارگردان سينما و يكي از دوستان صميمي مميز در مراسمي كه روز گذشته - اول آذر ماه - در تالار بتهوون برپا شده بود با ياد مرتضي مميز،گفت: مهمترين ويژگي مميز از ديد من معلم بودن اوست، زيرا كه مميز دشمن متوسط بودن بود وهميشه حرفش را صريح ميزد.
او ادامه داد: تمام کساني که او را به استادي قبول داشتند در عين علاقمند بودن به نظر مميز، هميشه سپري همراه داشتند تا از نظرات او آسيب نبينند، او ميخواست جوانان با استعداد در دام استاد شدن نيفتند.
فرمانآرا تاكيد كرد: مميز حتي در مورد آداب معاشرت هم سختگير بود و از اين رو رفتن او را بيشتر از اين جهت حس کرديم که او عامل اصلي انجام کارها بود.
كارگردان «بوي كافور عطر ياس» يادآور شد: مرتضي مميز ميخواست مجله درجه اولي درباره گرافيک منتشر کند که اين تلاش نهايتا منجر به انتشار مجله «نشان» شد. او اعتقاد داشت بايد آدمها را ساخت و در اين مسير براي ساختن از پا نميافتاد. شايد از اين جهت بود كه در دوران بيمارياش به ما نشان داد که چگونه بايد در مقابل بيماري ايستاد.
او سپس به عنوان اين نمايشگاه «چاقو در آب» و فيلم رومنپولانسكي با همين نام اشاره كرد و افزود: «چاقو در آب » به عنوان اولين فيلم رومن پولانسکي اثر فوقالعادهاي است. اين فيلم در اوج سيستم استبدادي لهستان ساخته شد و نشان داد كه چاقو در آب ميافتد اما کينه چاقو هميشه زنده ميماند.
بعد از سخنان فرمانآرا يكي از گفتوگوهاي رو در رو با مميز پخش شد.
سپس تمام هنرمنداني كه براي يادبود مميز به خانه هنرمندان آمده بودند به طبقه پايين رفتند تا شاهد بازگشايي نمايشگاه «چاقو در آب» باشند.
ديروز - يكم آذر ماه - تمام ديوارهاي گالري مميز خانه هنرمندان ايران آبي شده بودند.
در اولين اتاق عكسهاي كودكي تا كهنسالي مردي ديده ميشد كه همگي او را با نام «پدر گرافيك ايران» ميشناختند؛عكسها همه ماحصل كارهاي دوستان مميز بود.
در اتاق بعدي اما چهار پوستر با طرحهاي چاقو در كنار هم ديده ميشد.
چيدمان چاقوهاي آويزان از سقف بر روي سطح آبي كه بر زمين قرار گرفته بود نيز بخش ديگري از اين نمايشگاه بود.
«افسانه مميز» ،همسر زنده ياد مرتضي مميز در يادداشتي كوتاه درباره نوع علاقه اين هنرمند به چاقو نوشته است: «... چاقو جايگاهي خاص در ذهن مرتضي داشت، هم از آن وحشت داشت؛ حتي از چاقوي آشپزخانه و همان را وسيلهاي ميدانست براي هرس كردن،بريدن بخشهاي زايد و خلاصه كردن و شكل دادن.
آن را در گلدان كاشت و از سقف آويزان كرد وعقيده داشت كه اگر زندگي را شوخي بگيريم و زحمت نكشيم و وقت را تلف كنيم و ناآگاه و بدخواه و خودپسند باشيم به جاي گل در گلدان، چاقو ميرويانيم و از آسمان به جاي باران رحمت، چاقو.
تأكيد داشت كه زندگي آزمايش است نه آسايش و شيوه زندگياش سند اين باور، كه حتي در بستر بيماري هم كار كرد.
خود مانند آب، صاف و زلال بود و چون چاقويي در دست جراحي زبردست، تيز و برنده بود و شفابخش.»
اما در كنار اين نمايشگاه ،فيلم «چاقو در آب» ساخته رومن پولانسكي هم پخش ميشد.
نمايشگاه «چاقو در آب» كه تا پنجم آذر ماه ادامه دارد توسط بنياد مميز و با همکاري انجمن صنفي طراحان گرافيک ايران، نشر مشکي و خانه هنرمندان ايران برگزار شد.
در افتتاحيهي شب گذشته هنرمنداني چون ابراهيم حقيقي، بهمن فرمانآرا، امرالله فرهادي، فرشيد مثقالي، فرزاد اديبي و... حضور داشتند.


پ.ن:پست امروز تنوعی بود در رویه این چند وقت وبلاگ
پست بعد
نقد مهاجر به قلم شهید اوینی
تا پست بعدی
یا علی
سلام به همه شما همراهان همیشگی این وبلاگ
بعد از درج درگذشت مرحوم رسام دوست نداشتم دیگه تو این وب خبر درگذشت کسی رو بزارم.....
اما انگار دست تقدیر بر اون بود تا مادر بزرگ مهربون سینمای ایران رو هم از ما بگیره...
نسل من تصویرش از بانوی سینما نیکو خردمند مادر بزرگ مهربونی که همیشه با شنیدن صداش آروم میشدیم
پاییز امسال هنرمند های بزرگی رو از دست دادیم
استاد مشکاتیان.....مسعود رسام......امیر قویدل و حالا نیکو خردمند
برای اهو خردمند عزیز و هم چنین خانواده این هنرمند آرزو صبر دارم و از طرف خودم این واقعه رو تسلیت میگم....

نیکو خردمند ـ بازیگر و صداپیشه پیشکسوت سینمای ایران ـ صبح امروز سهشنبه در سن 77 سالگی در بیمارستان ابن سینا دار فانی را وداع گفت.آهو خردمند خواهر این مرحوم با تایید خبر درگذشت مرحوم نیکو خردمند گفت: وی از مدتی پیش بعد از سکته قلبی در بیمارستان ابن سینا بستری بود و امروز نزدیک ساعت چهار صبح در همان بیمارستان از دنیا رفت.
نیکو خردمند پس از تحمل یک دوره بیماری درگذشت. از بازیگر فیلم خاطرهانگیز "پرده آخر" که در سالهای اخیر کمکار شده بود، 27 شهریور در سیزدهمین جشن خانه سینما تجلیل شد. وی متولد 1311 تهران بود و فعالیت هنری را از سال 1337 با گویندگی در رادیو آغاز کرد و از 1339 نیز در دوبله مشغول بود.
مرحوم خردمند کار بازی در سینما را از سال 1369 با فیلم سینمایی "پرده آخر" به کارگردانی واروژ کریم مسیحی آغاز کرد که اولین نقشآفرینی او در سینما سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش دوم زن در نهمین جشنواره فیلم فجر را برایش به ارمغان آورد.
این بازیگر همچنین سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش دوم زن در دوازدهمین جشنواره فیلم فجر را برای فیلم "بازیچه" دریافت کرد و برای فیلم سینمایی "غزال" نامزد دریافت جایزه بهترین بازیگر نقش دوم زن در چهاردهمین جشنواره فیلم فجر شد.
خردمند در سالهای اخیر در فیلمهای سینمایی "پرونده هاوانا"، "کافه ستاره" و" چند میگیری گریه کنی" بازی کرد. خبرگزاری مهر درگذشت این هنرمند باسابقه را به جامعه هنری ایران و خانواده و دوستان و همکاران آن مرحوم تسلیت میگوید.
خدایش بیامرزاد
یا علی

«مسعود رسام» كارگردان سينما و تلويزيون كه چندي پیش دچار بيماري شده بود و در بيمارستان عرفان تحت نظر پزشكان بود صبح امروز درگذشت.
براساس اين گزارش، «مسعود رسام» مدتها بيمار بود و به تناوب در بيمارستان بستري می شد.
مسعود رسام، فارغالتحصيل كارگرداني از مدرسه عالي تلويزيون و سينما و تهيهكننده و كارگردان سريالهاي تلويزيوني به يادماندني چون همسران، مرواريد سرخ و سرزمين سبز است. دو فيلم «سيندرلا» و «علي وغول جنگل» نيز در كارنامه سينمايي وي به چشم ميخورند.
«بيژن بيرنگ» همكار ديرينه «مسعود رسام» گفت: جاي او در عرصه هنر بسيار خالي است و هيچ وقت پر نميشود.
«بيژن بيرنگ» دوست و همكار نزديك مرحوم«مسعود رسام»، در گفتوگو با خبرنگار سينمايي فارس درباره درگذشت اين هنرمند، گفت: من حس ميكنم، كه يك دوست، يك رفيق و يك همكار عزيز را از دست دادم.
اين تهيهكننده تلويزيون كه در مجموعههايي چون «همسران» و «خانه سبز» با رسام همكاري داشته، گفت: ما به هم خيلي نزديك بوديم و در شرايطي كه باور پذير نبود كه دونفر با هم كار كنند، ما 17-18 سال با هم كار كرديم.
بيرنگ در انتها در حالي كه بسيار متأثر بود، اظهار داشت: جاي ايشان بسيار خالي است، جاي خالي بعضيها هيچ وقت پر نميشود.
خدایش بیامرزاد
*******خالق خاطره های قشنگ.....خداحافظ
عید سعید فطر رو به همه شما تبریک میگم.....پست امروز ما در مورد اسکار و هم چنین مروری کلی در مورد فیلمهایی که احتمال حضورشون در جشنواره فیلم فجر امسال زیاده....
بالاخره پس از کش و قوس های فراوان سر اینکه از ایران چه فیلمی روانه اسکار بشه انتظارها به سر رسید و شاهکار اصغر فرهادی به اسکار رسید که مطمئنا" افتخاری دیگه برای این فیلم ارزشمند به همراه داره ..... طبق اعلام خبرگزاری فارس:
خبرگزاري فارس: هيأت معرفي فيلم برگزيده ايراني به فرهنگستان علوم و هنرهاي سينمايي، فيلم «درباره الي...» ساخته «اصغر فرهادي» را به اتفاق آراء به عنوان نماينده سينماي ايران در هشتاد و دومين مراسم اسكار برگزيد.

به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از روابط عمومي بنياد سينمايي فارابي، اين هيأت با توجه به شايستگيهاي فيلم آخر اصغر فرهادي به لحاظ ساختاري، مضموني و تكنيكي و همچنين موفقيت هاي حاصله در سطوح ملي و بين المللي و امكان پخش مناسب در آمريكاي شمالي و به اجمال در تمامي جوانب مورد بررسي، «درباره الي» را به اتفاق آراء براي رقابت در بخش اسكار بهترين فيلم خارجي زبان انتخاب كردند.
كمال تبريزي، ايرج تقيپور، محمد داودي، مرتضي رزاق كريمي، سيد جمال ساداتيان، كيانوش عياري، علي معلم و امير اسفندياري امسال اعضاء هيات معرفي فيلم ايراني اسكار بوده اند.
تاريخ اعلام نامزد هاي اسكار امسال، 13 بهمن 1388 و تاريخ برگزاري مراسم 16 اسفند 1388 تعيين شده است.
انتهاي پيام/ا
و اما همین خبر در خبرگزاری مهر.......لینک
همین خبر در خبرگزاری ایسنا..............لینک
صحبتهای علیرضا رئیسیان در مورد انتخاب درباره الی.........لینک
و اما خبر بعدی مربوط میشه به جشنواره فیلم فجر امسال که بعید میدونم جشنواره خوب و پر رونقی باشه اصولا" هر ۲ سال یکبار شاهد جشنواره ای خوب هستیم مثل سال ۸۵ و ۸۷ و اما بدون هیچ قضاوتی لیست فیلمهایی رو برای شما میزارم که احتمال داره در جشنواره امسال به نمایش در بیان...
خبرگزاري فارس: در حالي كه نزديك به 134 روز به آغاز بيستو هشتمين جشنواره بينالمللي فيلم فجر زمان باقي مانده است، با نگاهي به اسامي فيلمهاي در حال توليد و آماده نمايش ايراني، حداقل 50 فيلم جديد براي نمايش در جشنواره در مراحل مختلف آماده سازي هستند

به گزارش خبرنگار سينمايي فارس، در حالي كه نزديك به 134 روز به آغاز بيستو هشتمين جشنواره بينالمللي فيلم فجر زمان باقي مانده است، با نگاهي به اسامي فيلمهاي در حال توليد و آماده نمايش ايراني، ميتوان يك فهرست حداقل 43 تايي از فيلمهاي جديد سينماي ايران را كه احتمال حضورشان در جشنواره امسال ميرود، تهيه كرد و سرجمع منتظر نمايش حداقل 50 فيلم جديد ايراني در مهمترين رويداد سينمايي سال بود، كه برخلاف برخي گفتهها و شنيدهها، اين نشان ميدهد جشنواره بيستوهشتم فيلم فجر نيز از نظر كمي پربار خواهد بود.
از نگاهي ديگر، اين فهرست نشان ميدهد حضور سينماگراني كه با فيلمهاي اول يا دوم خود در جشنواره آنها را ملاقات خواهيم كرد (تا اينجاي كار) قابل توجه است.
همين فهرست نشان ميدهد كه سينماگران مطرح سينماي پس از انقلاب، از جمله افخمي، حميدنژاد، بحراني، بزرگنيا،اسدي، راعي، مؤتمن، درخشنده، فرهنگ، صدرعاملي، حكمت، رئيسيان، توكلي، پيتز، اسعديان، طالبي، كاهاني و رضويان در فاصله چهار ماه و اندي مانده به جشنواره، با فيلمهاي جديد خود در اين رويداد مهم سينمايي كشور حاضر خواهند بود و البته برخي از آنها درصدد هستند تا فيلمهاي خود را زودتر به اكران عمومي درآورند.
به اين فهرست البته ميتوان فيلمهايي كه تا اواخر پاييز پروانه ساخت ميگيرند و جلوي دوربين ميروند را نيز اضافه كرد كه در اين دسته از فيلمها هم قطعا با آثاري از سينماگران مهم روبهَرو خواهيم شد.
در فهرست زير به فيلمهايي هم اشاره شده كه پروانه ساخت آنها صادر شده و هنوز مجال جلوي دوربين رفتن آنها نرسيده و احتمال كليد خوردن و حضور آنها در جشنواره بيست و هشتم نيز وجود دارد.
فهرست فيلمهاي ايراني در راه جشنواره فيلم فجر عبارت است از:
1- ملك سليمان (شهريار بحراني)، 2- راه آبي ابريشم (محمد بزرگنيا)، 3- شب واقعه (شهرام اسدي)، 4- عصر روز دهم (مجتبي راعي)، 5- بيداري (فرزاد موتمن)، 6- فرزند صبح(بهروز افخمي)، 7- تهران در جستوجوي زيبايي (مهدي كرمپور- داريوش مهرجويي)، 8- آناهيتا (عزيزالله حميدنژاد)، 9- خوابهاي دنباله دار (پوران درخشنده)، 10- يك گزارش واقعي(داريوش فرهنگ) ، 11- نفوذي (احمد كاوري)، 12- آل (بهرام بهراميان) ، 13- زمهرير (علي روئينتن)، 14- يك خاطره بگو حواسمو پرت كن (رسول صدرعاملي)، 15- لالايي (منيژه حكمت)، 16- چهل سالگي (عليرضا رئيسيان)، 17- پرسه در مه (بهرام توكلي)، 18- شكارچي (رفيع پيتز)، 19- سفر مرگ (حسن آقا كريمي)، 20- يك بازي ساده/لج و لجبازي (مهدي برقعي) ، 21- سن پترز بورگ (بهروز افخمي)، 22- جايي نزديك زمين(مهدي رحماني)، 23- كيميا و خاك (عباس رافعي)، 24- زخم شانه حوا (حسين قناعت)، 25- روشن خاموش روشن (حميدرضا چاركچيان)، 26 - بيخوابي (محمدجعفر باقرينيا)، 27- خانواده ارنست (محسن دامادي)، 28- باغ قرمز (امير سماواتي)، 29 - حوالي اتوبان (سياوش اسعدي)، 30 - طلا و مس (همايون اسعديان)، 31- چراغ قرمز (علي غفاري)، 32- آدمكش (رضا كريمي)، 33- معبد جان (محمد درمنش)، 34- خاطره (نادرطريقت)، 35- گل بارون (شاهين باباپور)، 36- خيابان بيست و چهارم (سعيد اسدي)، 37- رز سفيد (كامران قدكچيان)، 38- نظام از راست (محمدرضا ورزي) ، 39- پسر آدم دختر حوا (رامبد جوان)، 40- روز داوري (عباس رافعي)، 41- هيچ (عبدالرضا كاهاني)، 42- دوباره پرواز كن (محمدعلي طالبي)، 43- يك فوتبال عاشقانه (اميرشهاب رضويان) و...
به اين فهرست كه برخي از آنها همچنان در حال توليد هستند يا فيلمبرداري آنها پس از يك وقفه از سر گرفته ميشود، ميتوان به فيلمهايي مثل صدسال به اين سالها (سامان مقدم)، تهران 1500 (بهرام عظيمي) و در چشم باد (مسعود جعفريجوزاني) اشاره كرد كه اولي در صورت كسب پروانه نمايش و عدم تمايل تهيهكننده آن به اكران پيش از جشنواره ميتواند پس از دو سال سرانجام در جشنواره فيلم فجر اكران شود. دو فيلم تهران 1500 و در چشم باد نيز در صورت آماده شدن نسخه سينمايي ميتوانند در جشنواره شركت كنند.
فيلمهايي مثل پنجاه كيلو آلبالو (ماني حقيقي) و در شب عروسي (رضا قهرماني)نيز در مرحله فيلمبرداري متوقف شدهاند، در صورت آغاز مجدد پروسه توليد، زمان لازم را براي رسيدن به جشنواره دارند. نكته ديگر اين كه فيلمهايي چون ازدواج در وقت اضافه (سعيد سهيلي)، محاكمه در خيابان (مسعود كيميايي)، پاداش (كمال تبريزي)، غريبهاي در شهر(جهانگير جهانگيري)، شير و عسل (آرش معيريان)، آقاي هفت رنگ(شهرام شاهحسيني)، نيش و زنبور(حميدرضا صلاحمند) نيز به صلاحديد سازندگانشان، قرار است قبل يا بعد از جشنواره اكران عمومي شوند. از فيلمهاي كودكانه نيز همبازي (غلامرضا رمضاني)، نخودي (جلال فاطمي)، پرواز مرغابيها (علي شاهحاتمي)، پريا (حسين قاسمي جامي) كه از جمله فيلمهاي جشنواره همدان هستند، شانس شركت در جشنواره را دارند.
فيلمهايي هم داراي پروانه ساخت هستند يا تقاضا دادهاند كه تا اين لحظه توليد آنها شروع نشده يا متوقف هستند كه در صورت توليد در دو، سهماه آينده، شايد جزو مسافران جشنواره بيستوهشتم باشند. فيلمهايي چون: از ما بهتران(مهرداد فريد)، طول موج (فرامرز شهبازيان)، آسمان هشتم (حسن نجفي) ، آلزايمر(احمدرضا معتمدي)، عمليات نصر (انسيه شاهحسيني)، رخ ديوانه(ابوالحسن داوودي)، بيداري روياها (محمدعلي باشهآهنگر)، ماشاءاللهخان (محمدرضا اعلامي)، اتاق ممنوع (رضا درميشيان)، چوب خط (عباس مراديان)، چيزهايي هست كه نميداني (فردين صاحبالزماني)، سه درجه تب(حميدرضا صلاحمند)، اينجا تاريك است (محمدرضا خاكي)، سوده (احمد مرادپور) ، دنياي پر اميد(هوشنگ درويشپور)، مرواريد (سيروس حسنپور)، بخشكي شانس(كاظم راستگفتار)، جايي نزديك زمين (مهدي رحماني)، كيفر (حسن فتحي)، بعدازظهر سگي (مصطفي كيائي)، آقا يوسف (علي رفيعي) و پدر بزرگ ده سالهام(وحيد نيكخواهآزاد)، نذر(محمود زندهنام) ، ترانه كوچك من (مسعود كرامتي)، زندگي شهيد كاوه (جواد اردكاني)، تنهايي پرهياهو - پرنسيب (تهمينه ميلاني)، ويلاييها(منير قيدي)، عروسك (ابراهيم وحيدزاده)، هفت دلاور و نصفي (جهانگير جهانگيري)، سه نفر روي يك خط (خسرو ملكان)، پازل(كامشاد كوشان) و ساكن طبقه وسط (محمدهادي كريمي).
انتهاي پيام/ا
امیدوارم که جشنواره خوبی رو داشته باشیم.....
و اما عید فطرشروع شد و آغاز فصلی جدید در سینمای ایران....
اکران بهار و حالا شاید اکران پاییز رو در سینما اکران ایی خوب و در خور توجه بودند فصل بهار سینما میزبان درباره الی ....وقتی همه خوابیم....سوپر استار....بیست
و حالا پاییز که سینما میزبان بی پولی....تردید.....دوخواهر......زندگی شیرین
که فکر میکنم از بین این ۴ فیلم بی پولی و تردید ارزش دیدن رو داشته باشند البته در تابستان امسال نباید از اکران خاک اشنا و پستچی سه بار در نمیزند چشم پوشی کرد.....
و اما گزارشی از اکران فیلمها در عید فطر:
خبرگزاري فارس: فيلم سينمايي «بيپولي» ساخته حميد نعمتالله در 4 روز اول نمايش خود در تهران، 126 ميليون تومان فروخت.

به گزارش خبرنگار سينمايي فارس، اكران عيد فطر از روز چهارشنبه 25 شهريور در تهران با فيلمهاي «دو خواهر» (محمد بانكي)، «بيپولي» (حميد نعمتالله)، «ترديد» (واروژ كريممسيحي)، «زندگي شيرين» (قدرتالله صلحميرزايي) و «يك وجب از آسمان» (علي وزيريان) آغاز شده است.
بر اساس اين گزارش، «بيپولي» ساخته حميد نعمتالله روز گذشته در تهران 31 ميليون تومان فروش كرد و در مجموع 4 روز اول اكران، 126 ميليون تومان فروش داشته است.
فيلم سينمايي «دو خواهر» ساخته محمد بانكي چهارشنبه، در روز اول نمايش خود در تهران، 20 ميليون تومان فروش كرد و فروش اين فيلم در روزهاي بعد به ترتيب 35، 35 و 30 ميليون تومان بوده است كه در مجموع، اين فيلم در چهار روز اول اكران خود در تهران 120 ميليون تومان فروش داشته است.
«ترديد» به كارگرداني واروژ كريممسيحي در سه روز اول نمايش خود در تهران 17 ميليون تومان فروش داشته است و به ترتيب در اين سه روز 3.5، 6.5 و 7 ميليون تومان فروش كرده است.
به گزارش فارس، وزيريان با فيلم «يك وجب از آسمان» در 10 سالن سينماي خود در چهار روز ابتدايي نمايش از چهارشنبه تا شنبه مجموعا 4 ميليون و سي هزار تومان فروش داشته است كه آمار فروش به ترتيب عبارت است از: 830 هزار تومان، 1 ميليون و 100 هزار تومان، 1 ميليون و 300 هزار تومان و 900 هزار تومان.
«زندگي شيرين» به كارگرداني قدرتالله صلحميرزايي روز اول اكرانش را با 16 ميليون تومان پشت سر گذاشت و در روز دوم 30 ميليون تومان فروش كرد كه در مجموع دو روز اول اكران خود روي پرده سينماهاي تهران، 46 ميليون تومان فروش داشت. احتمال رسيدن رقم فروش اين فيلم به 100 ميليون تومان وجود دارد اما رقم دقيق فروش 4 روز نخست «زندگي شيرين» هنوز از سوي پخش كننده فيلم اعلام نشده است.
انتهاي پيام/ا

این پست این هفته این وبلاگ بود
باید بگم فعلا" هیچ خبری از آقای حاتمی کیا در جایی منتشر نشده.....
تا پست بعدی
یاعلی
برای همین این پست رو امروز گذاشتم.
درگذشت سیف الله داد رو به همه شما تسلیت میگم..این سومین هنرمندی بود که امسال دار فانی رو وداع گفت.امیدوارم که دیگه امسال شاهد این ماجرا نباشیم.
آقای حاتمی کیا یادداشتی رو در این زمینه دادند که برای شما میزارم همچنین با عکسهای مربوط به مراسم ایشون .......

كاش فيلمهاي بيشتري ميساخت
ابراهيم حاتميكيا
مرگ سيفالله داد برايم تلخ بود و تاسفآور. واقعا اگر بخواهم صادقانه و بدون كليگويي درباره او بگويم، بايد اذعان كنم كه من شخص خودش را بسيار بلند قامتتر از مديريتش ميدانستم. معتقدم سيفالله داد بايد به جاي تن دادن به مديريت و هزارتوهاي آن، فيلمهاي فاخرش را كارگرداني ميكرد، چه در اين صورت بسيار موفقتر بود و حق بيشتري از خلاقيتي كه داشت ميگرفت. سيفالله داد به ما ثابت كرده بود، كارگرداني كردن و فيلم ساختن را بلد است ولي اكثر اوقات خودش را درگير كار مديريتي ميكرد و اين مسالهاي بود كه باعث صحبت بين من و او بود. به او ميگفتم: مگر فيلم ساختن بلد نيستي، مگر كارگرداني را دوستتر نميداري، پس چرا گهگاه تن به پستهاي مديريتي ميدهي؛ كارها و فعاليتهايي كه بايد در ساختار بوروكراتيكشان غرق شوي، براي پايين و بالا كردنشان ذرهذره بجنگي... اين مساله مهم من با سيفالله داد بود و باز هم تاسف ميخورم كه چرا او فيلمهاي بيشتري نساخت و دلم ميسوزد از اين اتفاقي كه نيفتاد. سيفالله داد هنرمند بهتري بود، امكان رشد و تاثيرگذاري هنرياش بيشتر بود، اگر فيلمهاي بيشتري ميساخت. مثلا شما به فيلمي مثل «كانيمانگا»ي او نگاه كنيد. يك فيلم كه با نگاه به اصطلاح گيشهاي ساخته شده و در آن دوران سينماي نيمهجان ما را كه فضاي مردهاي داشت تكان داد. فيلم در نوع خودش موفق بود يا فيلم «بازمانده» كه الحق كار شسته و رفته و در نگاه و ژانر خود اسلوب داري است. اگر درست يادم باشد در زمان معاونت پارلماني آقاي دكتر مهاجراني بود در دولت آقايهاشميرفسنجاني. ما براي ساختن فيلم «از كرخه تا راين» نيازمند بودجه ارزي بوديم و اين مساله را با مهاجراني مطرح كرديم. ايشان اختصاص بودجه ارزي براي ساخت اين فيلم و توصيه به بانكها براي پرداخت اين پول را منوط به اين قضيه كردند كه من فيلمي درباره فلسطين بسازم كه به دلايلي زير بار نرفتم در همان زمان آقاي سيفالله داد پذيرفت كه اين فيلم را بسازد كه نتيجهاش شد فيلم «بازمانده». واقعا شايد اگر ايشان ساختن اين فيلم را قبول نميكرد. «از كرخه تا راين» هم ساخته نميشد و به نوعي «كرخه تا راين» سرنوشتش به «بازمانده» وابسته است. ما توانستيم بودجه ارزي را بگيريم و كرخه تا راين را بسازيم... باز تاكيد ميكنم اي كاش سيفالله داد فيلمساز پركارتري ميشد تا مديري گرفتار بوروكراسي سازمانهاي مديريتي اما با همين چند فيلم هم به خيليها ثابت كرد كارش را بلد است.
روحش شاد
عکسهای مراسم:




پ.ن:خبرهای بعضی از خبراری ها من رو خیبی اذیت کرد برای همین لینکشو برای شما میزارم
هر کاری کردم خود مطلب رو نتونستم بزارم.
پ.ن:خبر مربوط به داریوش مهرجویی به خاطر ازاد شدن ایشون و گسترش نیافتن بیشتر
همین الان حذف شد
تا پست بعدی
یا علی
تاخیرم رو ببخشید .... باور کنید به شدت مشغول انجام دادن کارهای دانشگاه هستم...دوستهای عزیزی که هنر میخونند حرف من رو به طور کامل متوجه میشن.
راستی قهرمانی استقلال رو به همه استقلالی ها از جمله خودم تبریک میگم.
اما جدا از همه این حرفها خبر ها رو گوش کنید..
اولین خبر رو برای هم رشته ای های خودم میزارم...(به این میگن پارتی بازی
)
| کلاسهای تخصصی انیمیشن در حوزه هنری دایر میشود | |
| مرکز مطالعات و تولیدات فیلم انیمیشن حوزه هنری تخصصهای 32گانه انیمیشن را به صورت موردی و دورههای ترمی انیمیشن، طراحی فضا و شخصیت آموزش میدهد. | |
|
به گزارش خبرگزاری مهر، امیرمسعود علمداری، مجری آموزشگاه مرکز مطالعات و تولیدات فیلم انیمیشن حوزه هنری با بیان این مطلب افزود: این کلاسها از الگوهای موفق علمی کاربردی در کشور کانادا برگرفته و با شرایط کنونی ایران تطبیق داده شده است. وی با اشاره به برپایی کلاسهای موردی بر اساس ضرورت نیاز انیمیشن در ایران عنوان کرد: کلاسهای انیمیشن ایران برای همگامی با توسعه کمی و کیفی انیمیشن در دنیا انتخاب شده و شامل آموزشهای ابتدایی و تکمیلی است. مجری برپایی دورههای آموزشی مرکز انیمیشن حوزه هنری همچنین گفت: دورههای ترمی نیز با توجه به روند کیفی و تکنیکی انیمیشن روز جهان برنامهریزی شده است که مسیر تحول کیفی و کمی در تولید انیمیشن ما نیز جدا از آن نیست. وی ادامه داد: اغلب کلاسهای موردی بر اساس روشهای علمی به صورت کارگاهی و عملی دایر میشود و هنرجویان میتوانند از ابتدای دوره همراه با آموزش، با توجه به امکانات موجود در آموزشگاه به صورت کارگاهی و علمی آموزش ببیند. علمداری با بیان اینکه در دورههای ترمی اغلب کلاسها عملی است، اظهار کرد: ترم پایانی (سوم) به طور کامل اختصاص به پروژه دارد و تولید یک انیمیشن به طور کامل بر عهده هنرجویان گذاشته میشود. وی اظهار کرد: هدف از تاسیس این آموزشگاه تربیت هنرمندان و نیروهای کارآمدی است که پس از فراغت از دورههای طراحی شده قابلیتهای لازم را برای اشتغال در یک یا چند پست انیمیشن داشته باشند. این دورهها با حضور برخی از مطرحترین انیماتورها و مدرسان انیمیشن ایران همچون عبدالله علیمراد، بهرام عظیمی، بزرگمهر حسینپور و... برگزار میشود |
اما خبر دوم در مورد فیلم زیبای هر شب تنهایی
یادمه وقتی تو جشنواره به دیدن این فیلم رفته بودم....از بازی حامد بهداد شوکه شدم.باورم نمیشد انقدر آروم بازی کرده باشه ...تا اخر فیلم میگفتم الان داد میزنه....یا بالاخره یه جا عصبی میشه ...اما اون در کمال آرامش داشت بازی میکرد ..و این بازی جواب محکمی بود به خیل عظیمی که حامد بهداد رو متهم میکردند که بازی تکراری انجام میده...
و اما خبر:
خبرگزاري فارس: «رسول صدرعاملي» برنده جايزه بهترين كارگرداني بيستودومين دوره جشنواره پرده نقرهاي سنگاپور شد.

به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از سايت جشنواره سنگاپور، جوايز سيلوراسكرين بيست و دومين جشنواره بينالمللي فيلم سنگاپور SIFF، عصر 25 آوريل در مجموعه سينمايي فيلمگراد برپا شد و «رسول صدرعاملي» براي فيلم «يك شب تنهايي» محصول شبكه يك سيما در ادامه موفقيتهاي برونمرزي خود با فيلمهاي اخير خود، بهترين كارگردان جشنواره پردهنقرهاي سنگاپور شد.
به گزارش فارس، هيئت داوران اين جشنواره، جوايز خود را به شرح زير به برگزيدگان اهدا كرد:
* بخش مسابقه فيلمهاي آسيا
بهترين فيلم: «جشن تولد ليلا» ساخته رشيد مشاراوي، محصول مشترك كشورهاي فلسطين، تونس
بهترين كارگردان: رسول صدرعاملي براي «هر شب تنهايي»
بهترين بازيگر: يانگ ايكجون براي «بينفس»
بهترين فيلمبرداري: ژانگ يي براي «جالاينور»
جايزه نتپك(منتقدان سنيمايي): جالاينور
جايزه ويژه: خوك كوري كه ميخواست پرواز كند
* جوايز فيلمهاي سنگاپوري
بهترين فيلم: قانون شماره يك
بهترين كارگردان: رويستون تان براي «12 نيلوفر»
بهترين فيلمنامه: شرمن اونگ براي «هاشي»
بهترين بازيگر: مارك لي براي «پول كافي نيست2»
بهترين فيلمبرداري: رزالي صمد، برايان گاتنگتان، شارون لوح، جايه نو،كين چويي، آندرو مارك سوبريلو، كريس يئو و آدريان لو براي فيلم «شانس 7»
اونگ كن سن، راسل ونگ و كنگ ريثده هيئت داوران اين جشنواره در بخش فيلمهاي سنگاپوري و گلنار آبيكيوا، سان شائويي و جان لويي اعضاي داوران سينماي آسيا بودند.
اين جشنواره همچنين جوايزي را در بخش فيلمهاي كوتاه و تجربي به برگزيدگان اهدا كرد.
انتهاي پيام/ا

خبر بعدی مربوط میشه به انتخاب دوباره مهدی کرم پور کارگردان فیلم زیبای جایی دیگر و چه کسی امیر را کشت به عوان رئیس شورای صنفی نمایش..
دلیل این که این خبر رو این جا گذاشتم اعتراضم به یک قسمتی از این خبر بود ..
قسمتی که مبنی بر افزایش قیمت بلیت در سینماها بود..
از آقای کرم پور خواهش میکنم که لطفا از خیر این یکی بگذرن...همین الان هم قیمت بلیت در سینما ها زیاد
و میبینیم که اکثر مردم روزهایی به سینما میرن که قیمت نیم بها باشه .. و اگر دقت کرده باشید در این روزها سینما ها همیشه شلوغ بوده .... پس لطفا قیمت رو از این بیشتر نکنید.
و اما خبر:
در دومين جلسه شوراي صنفي نمايش در سال 88 مهدي كرمپور به عنوان رييس و سخنگو و غلامرضا فرجي بهعنوان نايب رييس انتخاب شدند.
مهدي كرمپور در گفتوگو با خبرنگار سينمايي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) دربارهي جلسه امروز ـ 7 ارديبهشت ماه ـ شوراي صنفي نمايش گفت: اين جلسه با حضور 5 عضو شورا برگزار شد و پس از انتخاب رييس و نايبرييس، اصلاحات آييننامه شورا صورت گرفت كه در جلسهي هفته آينده به اتمام خواهد رسيد.
وي افزود: همچنين دربارهي افزايش قيمت بليت سينما در سال 88 بحث و بررسي شد و جهت تصويب به اداره كل وزارت ارزشيابي ارسال شد.
كرمپور از ثبت قرارداد فيلمهاي «حريم»، «دربارهي الي»، «هرچي توبخواي»، «خاك آشنا» و «امشب شب مهتابه» خبر داد و گفت: «حريم» به كارگرداني رضا خطيبي از چهارشنبه جاري در گروه سينما آفريقا اكران ميشود و بعد از آن «درباره الي» ساخته اصغر فرهادي جايگزين آن ميشود. ضمن آنكه بعد از فيلم «سوپراستار» اكران «هرچي تو بخواي» بهكارگرداني محمد متوسلاني در گروه آزادي آغاز ميشود و بعد از آن «خاك آشنا» بهمن فرمانروا جايگزين ميشود.
وي ادامه داد: بعد از فيلم «اخراجيها »2 هم فيلم «امشب شب مهتابه» به كارگرداني محمدهادي كريمي در گروه استقلال اكران ميشود.
انتهاي پيام

خبر آخرم مربوط میشه به در گذشت ترانه سرای خوب ایران بیژن ترقی:
پيكر بيژن ترقي در قطعهي هنرمندان بهشت زهرا (س) آرام گرفت.
به گزارش خبرنگار بخش ادب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، پيكر اين ترانهسرا و شاعر پيشكسوت صبح امروز (دوشنبه، هفتم ارديبهشتماه) از مقابل تالار وحدت تشييع و در قطعهي هنرمندان بهشت زهرا (س) در كنار همكاران قديمياش علي تجويدي و پرويز ياحقي به خاك سپرده شد.
محمدحسين ايماني خوشخو - معاون هنري وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي - در مراسم تشييع پيكر اين ترانهسرا و شاعر فقيد، پيشنهاد راهاندازي و برگزاري جايزهاي را در زمينهي ترانه به نام «بيژن ترقي» در جشنوارهي موسيقي فجر مطرح كرد و در سخناني دربارهي پيشكسوت ترانهسرايي ايران گفت: بيژن ترقي بر گردن موسيقي و ادبيات ما حق بزرگي دارد.
در اين مراسم كه اجراي آن به عهدهي سيدعباس سجادي بود، رحيم معيني كرمانشاهي - شاعر و ترانهسرا - نيز در تجليل از دوست ترانهسرايش گفت: هنگامي كه بيژن ترانهاي را ميساخت و برايم ميخواند، ميديدم كه چه فكر نوي دارد و نميديدم كه در قالب قديم حركت كند. فكرش خيلي باز بود و بزرگترين امتيازي كه نسبت به ساير ترانهسراها داشت، شناخت موسيقي بود.
همايون خرم - آهنگساز - هم از ترقي بهعنوان ترانهسرايي بينظير و بااحساس ياد كرد و گفت: او شوق ترانهسرايي داشت. اگر كسي عاشق نباشد، بايد راه ديگري انتخاب كند. عاشق جز طلب معشوق چيز ديگري نميخواهد و معشوق بيژن ترقي، ترانهسرايي بود. ميبينيم شاعراني هستند كه خوب غزل و قصيده ميگويند؛ اما ترانههايشان آنچنان كه ترانههاي بيژن ترقي دلنشين است، به دل نمينشيند.
در مراسم تشييع پيكر ترقي، قاسم رفعتي ترانهي «به رهي ديدم برگ خزان» اين ترانهسرا را خواند و همچنين عنوان شد، مراسم يادبود بيژن ترقي روز چهارشنبه (نهم ارديبهشتماه) از ساعت 15:45 تا 17:45 در مسجد جامع شهرك غرب برگزار ميشود.
ترقي كه مدتها بود از بيماري رنج ميبرد، روز شنبه (پنجم ارديبهشتماه) در منزلش درگذشت.
بيژن ترقي متولد سال 1308 بود و از ترانههايش به برگ خزان، آتش كاروان، تكدرخت، طاووس و سايه ميتوان اشاره كرد.
او فعاليت ادبي خود را با استاداني چون ملكالشعراي بهار، اميري فيروزكوهي، نيما يوشيج و شهريار آغاز كرده بود و با هنرمندان و آهنگسازان نامي روزگار خود چون ابوالحسن صبا، رضا محجوبي، علي تجويدي، داريوش رفيعي و پرويز ياحقي همكاري نزديك داشت.
تنها حرفی که میتونم بزنم اینه که
خدایش بیامرزاد
خوب این از خبرهایی که تو این هفته گذاشتم.
قول میدم که خوش قول تر باشم و به موقع بیام![]()
![]()
برای من دعا کنید...
باور کنید که خیلی خیلی احتیاج دارم
یا علی![]()
![]()
در ضمن وبلاگ شهاب حسینی به روز شد
http://www.shahab-hoseini.blogfa.com/
این روزها آقای حاتمی کیا در سکوت خبری کامل مشغول نوشتن فیلم نامه جدید هستند.مثل این که بعد از حواشی دعوت ،ایشون تصمیم گرفتند که این بار هیچ خبری پیرامون فیلم منتشر نشه و در کمال آرامش فیلم جدید رو جلوی دوربین ببرنند....
من هم اگر خبری جدید پیرامون کارهای ایشون گرفتند حتما برای شما میزارم.....
بیستم فروردین بزرگداشت سید شهیدان اهل قلم...شهید آوینی بود.ایشون بزرگترین نظریه پرداز در مورد سینما بودن....
نقدهای زیادی به فیلم های مختلف نوشتند...نقد زیبایی به فیلم از کرخه تا راین نوشتند که تو آرشیو این وبلاگ موجود است.
خبرگزاری مهر مطلب زیبایی رو در این مورد نوشته که برای شما میزارم:
| جای "نخستین نظریهپرداز سینمای ملی" خالی است | |
| بیستم فروردینماه هر سال یادآور خاطره شهادت سیدمرتضی آوینی است؛ او که رهبر معظم انقلاب "سید شهیدان اهل قلم" خطابش کردند و هنرمندی که میتوان تبلور روحی جستجوگر را در آثارش دید. | |
| به گزارش خبرنگار مهر، در این سالها شخصیت آوینی در هالهای از تقدس رنگی تازه گرفته و صاحب هویتی شده که به نظر میرسد با آنچه او میخواست تفاوت دارد. با رجوع به آثار و مشی زندگی او میتوان گفت آوینی هرگز نمیِخواست نقدناپذیر و آسمانی قلمداد شود.
16 سال از شهادت سیدمرتضی آوینی گذشته و هنوز جای خالی آوینی نظریهپرداز و منتقد مشهود است. هنوز مستندهای مربوط به جنگ با الگوهایی که او بنا گذاشته ساخته میشود و همچنان سینمای ایران از کمبود نظریهپردازی که به دنبال تعریف مختصات سینمای ملی و اصیل باشد، رنج میبرد. سیدمرتضی آوینی از مهمترین و تاثیرگذارترین شخصیتهای هنری دهههای 60 و 70 بود. آوینی در کنار پرداختن به سینما، مقالهها و تحقیقهایی در حوزههای مختلف داشته اما بیشترین اثرگذاری او در سینما و مستندسازی بوده و این تاثیرگذاری در این سالها ادامه پیدا کرده است.
لحظه شهادت سیدمرتضی آوینی در فکه شخصیت هنری آوینی دو وجه دارد. آوینی فیلمساز و آوینی منتقد و نظریهپرداز و اهمیت او در نقشی پررنگ است که در این دو قالب ایفا میکرد. نقشی تاثیرگذار و جریانساز. یکی از انتقادهایی که به جامعه روشنفکری میشود قطع ارتباط با مردم و ناموفق بودن در تاثیرگذاری بر آنها است، آوینی در قالب روشنفکری مسلمان که میکوشید معیارهایی تازه برای روشنفکری تعریف کند، این قدرت را داشت که بر هنرمندان همدورهاش تاثیر بگذارد و آثارش برای مردم هم جذاب باشد. مستندهای "روایت فتح" که اواخر دهه 60 و اوایل دهه 70 از تلویزیون پخش میشد در جذب مخاطب موفق بود. این استقبال از مجموعهای مستند دیگر تکرار نشد. آوینی در سالهای پایانی زندگی که مقارن با دوران اوج حرفهای او است هم توانست جایگاه حرفهای مستقل داشته باشد و هم با مخاطب ارتباط برقرار کند. آوینی در این مقطع توانست باورها و مفاهیم ذهنیاش را در آثار مکتوب و تصویریاش اجرا کند و الگویی برای دیگران به وجود بیاورد. آوینی به دلیل این ویژگیها موقعیتی ویژه در سینمای پس از انقلاب دارد. او به نظریه پردازی و تعریف مفاهیم و معانی در حوزه سینما و فرهنگ تعلق خاطر داشت. علاقهاش به فرهنگ ایرانی و اسلامی و پیوندی که با فلسفه و عرفان داشت او را مصمم میکرد میان سینما به عنوان رسانهای وارداتی و غربی با این مفاهیم پل بزند و کارکرد و هدفی منطبق بر باورها و سنتهای اسلامی و ایرانی برای این رسانه تعریف کند. شاید اگر آوینی زنده میماند زودتر از دیگران به تعریف مولفهها و ویژگیهای سینمای ملی میپرداخت و ضعف نظریهپردازی در این بخش را جبران میکرد. دفاع او از "قصههای مجید" به عنوان اثری ایرانی نشاندهنده گرایش او به سینمایی بود که در کنار پرداختن به مضامین انسانی آینهای از زندگی ایرانی باشد. آنچه خود تلاش میکرد در مستندهایش به شکلی دیگر تجربه کند. مهمترین وجه مستندهای شهید آوینی نزدیک بودن آنها به واقعیت جنگ ایران و عراق است. او با حذف تعدادی از عناصر ثابت مستندهای خبری جنگی و با افزودن نشانهها فضایی تازه را وارد این مستندها کرد. فضایی که پیش از این تجربه نشده بود و با موفقیت این مجموعهها در جذب مخاطب مستند سازهای دیگری از آن تقلید کردند. آوینی که کارگردانی را با ساخت موضوعهای اجتماعی آغاز کرده بود، با شروع جنگ به جبهه رفت و تجربههایش را در قالبی دیگر تکرار کرد. او در فضای جبهه میان رزمندگان زندگی میکرد و سوژه فیلمهایش را از میان همانها پیدا میکرد. ساختار تکنیکی این مستندها و تغییرهایی که آوینی در آنها میداد کاملا با محتوای این آثار همخوانی داشت. پیش از آوینی مستندهای جنگی ترکیبی از تصاویر و گزارش گزارشگر درباره وضعیت نیروهای خودی بودند. آوینی گزارشگر را حذف کرد. از دوربین روی دست استفاده کرد که هم حال و هوای منطقه جنگی را به خوبی به مخاطب منتقل میکرد و هم نمایشی بیواسطه از فضای ملتهب جبهه را برای بیننده بود. گفتار متن در آثار آوینی تنها کارکرد اطلاعرسانی نداشت. واژهها ریشه در باور و اعتقاد قلبی نویسنده و کارگردان دارند و تاثیری خاص روی مخاطب میگذارند. دیدن مستندهای آوینی بدون شنیدن صدای او تجربهای ناقص است. آوینی با استفاده از گفتار متن، انتخاب تصاویر و در یک کلام در بخش کارگردانی حضور خود را به رخ میکشید. بیش از هر یک از شخصیتهای فیلمهایش در ذهن مخاطب زنده میماند و قهرمان آثارش میشد، حتی اگر حضوری مقابل دوربین نداشت. او پس از پایان جنگ همچنان سوژه فیلمها و قهرمانهای آثارش را از دل سالهای جنگ پیدا میکرد. دوربین او در جبهه مانده بود و شهر و آدمهایش بدون پسزمینه جنگ جذابیتی برایش نداشتند. آوینی در مستندهایی که پس از جنگ کارگردانی کرده دنبال مرور خاطرههای نسلی است که مانند او از دل جنگ به دنیا آمدند و در فضای جبههها رشد کردند. نسلی که در مستندهای او تصویری شفاف و روشن دارند و هنوز و پس از گذشت سالها در لحظه لحظه این مستندها زندگی میکنند. با دیدن بخشهای مختلف "روایت فتح" این نسل و خاطرههایشان دوباره زنده میشوند و پیش چشم مخاطب جان میگیرند. جادوی آوینی روح دادن به این خاطرهها است. در این سالها درباره زندگی خصوصی آوینی و تفاوتهای آوینی پیش و پس از انقلاب مطالبی عنوان شده، گروهی قصد دارند به تصویر قدسی این شهید خدشه وارد نشود و با ستایش از او موانع برای نزدیک شدن به این ساحت آسمانی را بیشتر و پررنگتر میکنند. گروهی دیگر به دنبال نقد آثار او و بازنگری در مبانی فکری و اندیشههای این منتقد و نظریهپرداز هستند. آنچه آوینی و تجربههای منحصر به فردش در حوزه مستندسازی را برای نسل آینده زنده نگه میدارد، بازخوانی و تحلیل آنها است. کارنامه آوینی منتقد و فیلمساز مانند هر هنرمند و روشنفکری نقاط ضعف و قوت دارد و تحلیل این وجوه از ارزشهای او کم نمیکند. بیش از 15 سال از شهادت سیدمرتضی آوینی گذشته و زمان آن رسیده که بدون تعصب و غرضورزی دستاوردهای او در سینما و مستندسازی را با احترام به زندگی خصوصی او و تحولی که پس از انقلاب داشته بررسی کنیم. در ضمن یه خبر دیگه برای شما دارم و اون اینکه از هفته آینده سری جدید یک فیلم یک تجربه به روی آنتن میره و در روز ۲۴ اردیبهشت فیلم روبان قرمز در این برنامه نقد میشود.
*****در مورد این مطلب باید بگم که حرف من تیتر این نوشته است که جای نخستین نظریه پرداز در سینما واقعا خالی است...... تا پست بعدی یا علی |
این برنامهها از دوشنبه 26 اسفند تا یکشنبه نهم فروردین 88 در شهرهای هویزه، خرمشهر، دهلاویه، دوکوهه، دزفول، شلمچه و بیمارستان امام حسین (ع) و اردوگاه میشدا برگزار میشود.
از میان خاطرهگویان این برنامه چهرههای برجسته چون حاتمیکیا، خلبان باهری، اصغر نقیزاده، صمد شفیعی، ناصر پلنگی، نصرالله محمودزاده، حاج حسین مظفر، دکتر جانباز محمود رفیعی، حسین دهقان، سعید تاجیک، آزاده مهندس بوشهری، محمدحسین جعفریان، سیدصالح موسوی، زهرا حسینی راوی خاطرات کتاب "دا" و هیام از همرزمان شهید چمران و رامهرمزی حضور دارند.
روایت خاطرات، پخش فیلم مستند و برنامه ویژه خردسالان از بخشهای مختلف شب خاطره است که طیفهای گسترده از راهیان نور به ویژه گروه نوجوانان را با حوادث و اتفاقات دوران دفاع مقدس در واقعیترین موقعیت نسبت به آن مکانها آشنا میکند.
تمام مدعوین راوی خاطرات کسانی هستند که سابقه حضور در مناطق جنگی یادشده را در دوران دفاع مقدس داشتهاند. آهنگران نیز از مدعوین برنامه شب خاطره است که به عنوان راوی خاطرات و همچنین خواننده سرودهای انقلابی به اجرای برنامه میپردازد.
نسخه نمایش خانگی «دعوت»
سینمای ما - نسخه نمايش خانگي فيلم سينمايي «دعوت» و «آلبوم دعوت» به زودي عرضه خواهند شد.
محمد پيرهادي تهيهکننده اين آثار با اعلام اين مطلب افزود: اين دو محصول بصورت مستقل روانه بازار خواهند شد و آلبوم «دعوت» شامل قصه حذف شده «ريحانه» و سکانسهاي حذف شده از قصههاي بهار، شيدا، افسانه، خورشيد و سيده خواهد بود.
وي گفت در اين آلبوم همچنين گفتگو با عوامل فيلم، عکسها و لحظههاي پشت صحنه و در نهايت پايان تدوين شده اما پخش نشده فيلم «دعوت» فراهم گشته است.
او درباره بازيگران اين آلبوم گفت: در «آلبوم دعوت» مهتاب کرامتي، پژمان بازغي، ليلا اوتادي، نگين صدق گويا و اميد روحاني به ايفاي نقش پرداختهاند.
پيرهادي در پايان از عرضه ي اين دو فيلم توسط موسسه فرهنگي هنري قرن 21 تا اواخر هفته جاري خبر داد و گفت: «آلبوم دعوت» بصورت D.V.D ارائه خواهد شد، اما قيمت آن مشابه ساير آثار نمايش خانگي خواهد بود زيرا قصد داريم تعداد گستردهاي از هموطنانمان از امکان خريد اين آلبوم برخوردار شوند.
گفتني است: پوستر نسخهي نمايش خانگي «آلبوم دعوت» با پوستر فيلم سينمايي «دعوت» تفاوت دارد.
جام جم آنلاين: نخستين کتابخانه تخصصي سينمايي کشور با نام زنده ياد «سيد ابراهيم اصغرزاده» ، 20 آبان ماه با حضور مسئولان و جمعي از فرزندان شهدا در مرکز گسترش سينماي مستند و تجربي افتتاح مي شود. به گزارش ايرنا ، نخستين کتابخانه تخصصي سينمايي به مناسبت فرا رسيدن ولادت امام رضا (ع) و روز کتاب و کتابخواني با حضور سيدمحسن اندرزگو ، احسان باکري ، مهدي تندگويان ، علي ساجدي، ابوذر شيرودي ، محمد کلانتري و ناصر نامجو ، از فرزندان معزز شهداي گرانقدر انقلاب اسلامي و جنگ تحميلي ، رسماً افتتاح ميشود. کتابخانه تخصصي سينمايي سيد ابراهيم اصغرزاده با برخورداري از 30 هزار کتاب سينمايي و فرهنگي افتتاح مي شود. عموم علاقمندان ميتوانند از اطلاعات و امکانات ويژه اين کتابخانه مکانيزه ، به صورت Online و به نشاني www.defc.ir بهرهبرداري نموده و به محل کتابخانه مراجعه نمايند. بر اساس اين گزارش ، «بانک فيلم» مجتمع فرهنگي و پژوهشي مرکز سينماي مستند و تجربي نيز درآينده نزديک، در محل اين کتابخانه تخصصي راهاندازي مي شود.
خيلي خوشحالم كه نام سيد ابراهيم اصغر زاده هم يه جورايي جاودانه تر شد.
كاش قدر اين اصغر زاده ها را بدانيم قبل از اين كه...
به يادش.



