سلام به همه شما همراهان همیشگی این وبلاگ معذرت میخوام از تاخیرم...
باور کنید خبری از آقای حاتمی کیا در هیچ خبرگزاری درج نشده بود که من اون خبر رو برای شما بزارم....
سفر سینماگران هم به اتمام رسید....
و اما خبری که به تازگی از آقای حاتمی کیا دیدم.....
خبرگزاري فارس: «ابراهيم حاتميكيا» كه سال گذشته و در آستانه بزرگداشتش در جشنواره بيست و هفتم فيلم فجر جوايز و يادگاريهايش را به موزه سينما سپرده بود، قصد دارد با اهداي يادداشتي به موزه سينما غرفه خود را تكميل كند.
به گزارش خبرنگار سينمايي فارس، خالق فيلمهاي سينمايي «خاكستر سبز»، «بوي پيراهن يوسف»، «ديدهبان» و «مهاجر» بهمن ماه سال گذشته با حضور در موزه سينما جوايز سينمايي خود را به اين موزه سپرد اما به همين دليل، با صحبتهاي انجام گرفته، قرار است وي تعدادي ديگر از جوايز خود را به همراه دستخطي اختصاصي در اختيار موزه سينما قرار دهد تا علاقهمندان به سينما، بتوانند جوايز او را به همراه حس و حال او از اهداي آنها به موزه سينما از نزديك ببينند.
سيمرغ بلورين بهترين فيلم سينماي آسيا براي «به نام پدر»، تنديس كارگرداني از جشن خانه سينما براي «ارتفاع پست»، تنديس فيلمنامه و كارگرداني خانه سينما و سيمرغ بلورين بهترين فيلم براي «آژانس شيشهاي» از جشنواره فجر در كنار جوايز متعددي كه براي كارگرداني فيلمهايي نظير «از كرخه تا راين»، «آژانس شيشهاي»، «ارتفاع پست» و «به نام پدر» كسب كرده است از جمله جوايزي است كه اين فيلمساز جهت استفاده علاقهمندان به سينما رد اختيار موزه سينما قرار داده است.
براساس اين گزارش، موزه سينما از تمامي كارگرداناني كه جوايز خود را به موزه سينما اهدا كردهاند خواسته است تا يادداشتي اختصاصي را نيز براي اين موزه ارسال كنند كه در اولين گام يادداشت حاتميكيا قرار است به موزه سينما تحويل داده شود.
به گزارش خبرنگار سينمايي فارس، «ابراهيم حاتميكيا» با دريافت چهار سيمرغ بهترين فيلم و «مجيد مجيدي» با چهار سيمرغ بلورين كارگرداني جزو پرافتخارترين برندگان جشنواره فيلم فجر به شمار ميآيند.
انتهاي پيام/ا
******تنها خبر درج شده از ابراهیم حاتمی کیا در خبرگزاری ها
تا پست بعدی
یا علی
سلام به همه شما همراهان همیشگی
مدتها بود که خبری از آقای حاتمی کیا نداشتم که امروز بالاخره خبری از ایشون منتشر شد.و خبر مربوط میشه به دعوت اکادمی اسکار از ۱۰ فیلم ساز برجسته ایران برای شناساندن سینمای ایران به کانادا....
و اما خبر:

محمدمهدی عسگرپور، ابراهیم حاتمیکیا، سیدرضا میرکریمی، رخشان بنیاعتماد، امین تارخ، فرهادی توحیدی، فاطمه معتمد آریا، مجتبی راعی، علیرضا رئیسیان و مجتبی میرتهماسب سینماگرانی هستند که به نمایندگی از سینمای ایران در برنامه "از نزدیک و شخصی" شرکت و سینمای ایران را به مخاطبان آمریکایی معرفی میکنند.
نخستین جلسه این برنامه ساعت 19:30 به وقت محلی روز جمعه نهم اکتبر با حضور تمام سینماگران ایرانی برگزار میشود و بعد از آن فیلم سینمایی "به همین سادگی" به نمایش درمیآید. در نشست نقد و بررسی این فیلم میرکریمی حضور خواهد داشت. مستند "بانوی گل سرخ" هم روز شنبه پس از نمایش با حضور میرتهماسب بررسی میشود.
"به نام پدر" حاتمیکیا هم همان روز پس از مستند 40 دقیقهای "بانوی گل سرخ" به نمایش درمیآید و با حضور فیلمساز شاخص سینمای جنگ مورد بررسی قرار میگیرد. روز یکشنبه 11 اکتبر نوبت به نمایش فیلم سینمایی "سفر به هیدالو" میرسد که در جلسه بحث و بررسی پس از آن راعی حضور خواهد داشت.
برنامه "از نزدیک و شخصی: فیلمسازان ایرانی از زبان خودشان" روز پنجشنبه 15 اکتبر با نمایش "مادر" زندهیاد علی حاتمی در لینوود دان تیهتر آکادمی اسکار ادامه مییابد که در نشست پس از آن امین تارخ بازیگر فیلم شرکت میکند. همان روز "پرونده هاوانا" هم به نمایش درمیآید و در نشست نقد و بررسی آن رئیسیان و توحیدی کارگردان و نویسنده حضور مییابند.
این برنامه روز جمعه با نمایش دو فیلم دیگر در لینوود دان تیهتر آکادمی اسکار به پایان میرسد: ابتدا "گیلانه" که با حضور بنیاعتماد و معتمد آریا کارگردان و بازیگر نقد و بررسی میشود و در نهایت هم "هفت و پنج دقیقه" به نمایش درمیآید و با حضور عسگرپور و توحیدی کارگردان و نویسنده مورد بررسی قرار میگیرد.
سایت آکادمی اسکار در توصیف سینمای ایران چنین نوشته است: سینما در ایران ـ سرزمین شاعران و داستانسرایان ـ تاریخی طولانی و تاثیرگذار دارد. جامعه بزرگ و تثبیتشده هنرمندان سینمای ایران امروز در تهران و دیگر نقاط فعالیت میکنند و مهارتهای فنی و شیوه روایت شاعرانه آثار آنان از سوی مخاطبان و جشنوارههای سینمایی تحسین شده است.
فیلمسازان جوان و ساختارهای متفاوت روایی هم در سینمای ایران ظهور کردهاند. یکی از قدیمیترین جشنوارههای سینمایی ایران در آمریکا در UCLA برگزار میشود. اما جلسههای نمایش فیلم به ندرت با حضور فیلمسازان همراه بوده است. این برنامه فرصتی است برای نمایش فیلم و شنیدن روند تولید هر کدام از زبان خالقان آنها.
زمستان سال گذشته گروهی هشت نفری از نمایندگان سینمای آمریکا به سرپرستی سید گنیس رئیس وقت آکادمی اسکار به دعوت خانه سینما به ایران آمدند و علاوه بر شرکت در نشستهای تخصصی با حضور سینماگران ایرانی، از دیدنیهای چند شهر ایران از جمله اصفهان و شیراز هم دیدن کردند.
*******با آرزوی موفقیت برای این فیلم سازان
امروز دوم مهر ماه سالروز تولد ابراهیم حاتمی کیا بزرگ مرد سینماست.....که من این روز رو به ایشون تبریک میگم و امیدوارم همیشه موفق باشند.....
مهرزاد دانش و محسن حدادی به مناسبت این روز یادداشت هایی رو نوشتن و در سایت سینمای ما قار دادن که من اون یادداشت ها رو برای شما میزارم.....
یادداشت مهرزاد دانش:

سینمای ما- مهرزاد دانش: معمولاً سینمای ابراهیم حاتمیکیا را با سینمای جنگی قرین میدانند. جالب اینجاست که زادروز این فیلمساز هم از قضا در میانه هفته دفاع مقدس قرار گرفته تا لابد حتی در یادمانهای مناسبتی هم این تقارن مضاعف شود. اما دیگر این جور انتسابهای صوری را در تحلیل سینمای او باید چندان جدی نگرفت و مختصات سبک و سیاق فیلمسازی او را در جهات عمیقتری ارزیابی کرد. حاتمیکیا حتی اگر هم اثر جنگی نسازد باز تمایزی مختص خود در کارهایش میپروراند. یکی از این عناصر خاص در شخصیتپردازی کارهای حاتمیکیا نمود دارد.
شخصیتهای اصلی آثار ابراهیم حاتمیکیا را سخت میتوان از یاد برد. یکی از ویژگیهای اساسی و معمولاً ثابت این آدمها فردیت پررنگشان در برابر ایدههای منبعث از ناحیه اجتماع پیرامونی است. گفتمان فرد در برابر اجتماع یکی از قدیمیترین و متداولترین الگوهای دراماتیک است، اما در سینمای ایران به دلیل جا نیفتادن بحث فردیت در مناسبات انسانی و معاشرتی، کمتر به کار آمده. به هر حال بعدی از سینما آیینه اجتماع است و در جامعهای که جمعگرایی و فرهنگ ازدحام به مرز تکریم و حتی گاه تقدیس میرسد، قاعدتاً فردیت انسانی در سینمایش هم بازتاب چندانی ندارد.
منتها در سینمای برخی فیلمسازان که از این مرز ذهنی گذر کردهاند، ردپاهایی پررنگ از فردیت دیده میشود؛ از جمله حاتمیکیا. اصلاً یکی از دلایلی که فیلمهای او را از بیشتر همتایانش در سینمای جنگ متمایز کرده همین رویکرد است. در غالب فیلمهای جنگی ما، آدمها هویت مستقل ندارند و همه شبیه به همان جمعیتی هستند که از رسانههای رسمی تحت عنوان رزمندگان اسلام نام برده میشود. اگر کسی از این مرز جمعیتی عبور کند یا خائن است و به سزای عملش میرسد و یا اگر رستگار باشد توفیق توبه برایش حاصل میآید.
برای همین است که کمتر شخصیت رزمندهای از خیل فیلمهای جنگی سینمای ایران در ذهن باقی مانده، چرا که واجد فردیتی مستقل به لحاظ منش و روش و عقیده نیستند و همان نقابی را بر چهره دارند که دیگری بر صورت زده است. اما آدمهای حاتمیکیا عموماً از جنسی دیگرند. ساز مخالف میزنند و در تنهاییشان ثبات قدم دارند. تا آن جا پیش میروند که یا ادعایشان ثابت شود و یا خود در ایدههایشان مستغرق شوند. این ثبات و سرسختی نشان از استقلالی دارد که همان فردیتشان را تشکیل میدهد. آنها با جمع پیرامونیشان درگیرند و از جانب سایرین شماتت میشوند و حتی با عناوینی از قبیل دیوانه و لجباز روبهرو میشوند اما استحکام فردی، این حمله جمعی را با پاتک مواجه میسازد.
شاید وصل نیکان اولین فیلم جدی حاتمیکیا در این باب بود. اصرار یکتنه مرد داستان بر برگزاری مراسم ازدواجش زیر موشکباران به رغم مخالفت همگان، حتی همسرش، شاید بیشتر حکایت از یک لجاجت بیمعنا کند تا یک تصمیم خردمندانه؛ اما راستش آن همه استقلال رأی در برابر مصلحتسنجی همگانی کم قابل ستایش نبود. شاید تنها وجه ناخوشایند قضیه، اصرار بیمورد مرد بر تبعیت دیگران از خودش بود که فردیتش را هم تا حدی مخدوش میساخت. در خاکستر سبز این تمایز فردی بیشتر جلوهگر شد: رزمندهای که برای ثبت وقایع بوسنی به بالکان رفته، عاشق دختری بوسنیایی میشود و حالا دیگران (یا همان جمع رسمی) توصیه به پنهان ماندن این عشق دارند چرا که فردیت عاشق، تناسبی با رسم این جمع ندارد، غافل از آن که نفر بعدی هم که به دنبال مرد عاشق روان شده، از این فردیت و استقلال بینصیب نیست و سرگردانتر از اولی در آن دیار میچرخد.
شخصیت اصلی خاکستر سبز اتفاقاً سر نماز است که از موقعیت رسمی و مقبول جمع بودن به در میآید و با پریشانی در قرائت اذکار عبادت، عرق فردیت بر چهرهاش مینشیند. در بوی پیراهن یوسف ادعای غفور مبنی بر زنده بودن یوسفش، مورد پذیرش هیچ جمعی نیست؛ حتی اعضای خانوادهاش؛ و حتی دختر مسافری که در بخشی از راه و انتظار، با او همراه است از میانه میگسلد. غفور در تنهاییاش مصمم است و تردیدهایش را مثل سعید از کرخه تا راین در قالب فریاد به خدا در خلوت ابراز میدارد. در صحنهای زیبا این فردیت منزوی در قبال جمع به روشنی بروز مییابد: آنجا که غفور مستأصل در لاین مخالف خیابان میراند و اتومبیلها همگی از روبهرویش در حال حرکتند: شمایلی رنجکشیده از عبور در برابر آن چه دیگران واقعیتی تردیدناپذیر مینامندش. اما پایان فیلم حقیقت فردی غفور را در برابر واقعیت جمعی دیگران به اثبات میرساند و بار دیگر قهرمان تنهای داستان پیروز میدان نبرد با جمعیت پیرامون میشود. آژانس شیشهای اوج این جدلپردازی است.
حاجکاظم هر چه داد زد، گریست، تهدید کرد، قصه گفت، ... باز کسی نفهمیدش. همه علیه او بودند؛ حتی همان کسی که برایش گروگانگیری کرده بود و تا دیگران در حقارتش کف نزده بودند او هم به مرامش اعتراض داشت. این بار تنهایی و فردیت آدم قصه، شکلی مضاعف داشت اما از فردیتش دست نکشید و در مقابل نمایندگان «امنیتی» ایستاد و عاقبت هم که پیروز میدان شد، معلق و دست خالی بین زمین و آسمان ماند: حالا رفیقش هم او را تنها گذاشته بود. ولی اگر حاجکاظم دلش به تأیید همسر و حضور فرزندش خوش بود، رزمنده فیلم موج مرده همان را هم نداشت و تک و تنها پای ایده خود مبنی بر مقابله با رزمناو آمریکایی ایستاد. از این رو فردیت او چشمگیرتر است به ویژه آن که این فردیت از جانب پسرش به توهمات دن کیشوت تشبیه شده.
برای همین هم پایان این ایستادگی به یک سیاهی منتهی شد که آن سویش، سرخوشی فرزند این آدم در «جمعی» از سرخوشان دبی است. تلخی پشت تلخی... و این قصه تا به نام پدر و دعوت و حتی سریال حلقه سبز هم ادامه داشت. اما به راستی در این روزهای پرالتهاب، سکوت حاتمیکیا به چه معنا است؟ آیا دوگانه فردیت/ جمعیت در این سلوک هم قابل تأویل است؟
یاداشت محسن حدادی:

سینمای ما- محسن حدادی: خردادماه 85 بود؛ کارگردانان سینمای ایران به دیدار رهبری رفتهبودند و در این میان حاتمیکیا که در صدر مجلس نشسته بود برای بیان حرفهایش بیصبری میکرد؛ خاصه بعد از توقیف «به رنگ ارغوان» و بازتابهای ضدونقیض به نام پدر؛ آخرین سینمایی بلند او در عرصه دفاع مقدس و عزیمتش از این گونه سینمایی به حوزه اجتماعی و... حاتمیکیا البته با برخوردهای تند و سلیقهای که او را برای خود میخواستند و «موجمرده» او را به مسلخ بردند و «ارتفاع پست»ش را برنتابیدند و توقع داشتند و دارند که او همچنان! «آژانس شیشهای» بسازد، و به این نوع خستگی و پهلو گرفتن در دامنه آتشفشان عادت دارد! همچنان که مجید مجیدی باید همیشه علیه سروش حرف بزند تا از سوی برخی دوست داشته شود وگرنه...
آن عصر دلپذیر بهاری، حاتمیکیا از سویدای دل به خمودگی سینمای دفاع مقدس اشاره کرد و گفت که خود دچار کرختی شده است و برای کار در این حوزه ـ دفاع مقدس ـ باید به آدمهایی مراجعه کند که الفبای سینما را هم نمیدانند. گفت که خیلیها که هنوز تاتی تاتی فیلمسازی را نیاموختهاند، چگونه بودجههایی را هدر میدهند و فیلم جنگی (! ) میسازند و بعد هم نردبان را میگیرند و بالا میروند تا آنجا که دیگر حتی اسم سینمای دفاع مقدس هم برایشان خندهدار میشود. نمیدانیم باید راجع به چه چیز دفاع مقدس فیلم بسازیم تا اجازه دهند کار کنیم... برخلاف تصور خیلیها فیلم دفاع مقدس در «پر قو» تولید نمیشود و ضربهپذیرترین قشر سینماگر ایران ــ سینماگران دفاع مقدس ــ باید کارت هویت داشته باشند. گفت: مقابل درجهدارانی که باید برای یک فیلم، 8 سال دفاع مقدس و 8 سال مبانی سینما را برایشان تشریح کنیم، درجه میخواهیم و شما ـ خطاب به رهبر ـ خودتان باید به ما درجه بدهید که شنیدهایم سرداران را خود مدرج میکنید.»
رهبر با دقت حرفهای حاتمیکیا را گوش میداد و یادداشتبرداری میکرد تا به وقتش پاسخ گوید؛ و لبخندی حاکی از رضایت از جلسه و مباحث مطروحه بر صورت رهبر نشسته بود.
رهبری جواب ابراهیم را اینگونه داد: آقای حاتمیکیا میگویند، من نمیدانم راجع به جنگ چه بگویم، خیلی حرف مانده برای گفتن؛ سینماگران جنگ، پشت صحنه جنگ را چقدر تصویر کردهاند؟ چه شد که این جنگ شروع شد؟ کدام فیلم سیاسی، بینالمللی، پلیسی، میتواند شیرینتر از این در بیاید که شما با اسناد موجود تصویر کنید چطور شد که صدامحسین به خودش جرات داد و این گستاخی را کرد که به قصد تسلط بر ایران، به ایران حمله کند؟ ... چطور مىتوانید زیباییهاى دفاع هشتساله یک ملتِ دست خالى را از میهن خودش، از کشور خودش، از ملت خودش و از نظام خودش، در آن میدان دشوار نادیده بگیرید؟
آقاى حاتمىکیا مىگویند به ما درجه بدهید؛ خدا به شماها درجه داده، بنده چه درجهاى را به شما بدهم! درجه شما، درجه خدایى است. این ذوق و استعداد هنرى که شماها دارید، این همان درجهاى است که به شماها داده. ما اگر بخواهیم این را با ابزارهاى مادى مدرجش کنیم، ضایعش کردهایم. البته ما از شما قدردانى مىکنیم؛ هم قدردانى مىکنیم، هم انتظار داریم...
جلسه تمام شد، «ابراهیم عزیز» اما حرفهایش را با آقا ادامه داد و معلوم بود حرفهایی مانده... آقا که رفت، روبهروی حاتمیکیا ظاهر شدم و داستان را پرسیدم، گفت: منظور من این نبود! یعنی نتوانستم حرفم را منتقل کنم، حرف من این است که وقتی برای ساخت یک فیلم باید از درجهداران تأییدیه گرفت در حالیکه آنها فهم درستی از فیلمسازی و هنر سینما ندارند و میخواهند خودشان در خصوص آنچه قرار است ساخته شود، نظر بدهند، تنها با درجه نظامی میتوان بدون اجازه آنها و بدون دخل و تصرف آنها، امکانات گرفت و فیلم ساخت وگرنه باید یا آنچه آنها میخواهند بسازی و یا قید امکانات و همراهی را بزنی!
...یاد آژانس شیشهای افتادم که آن یک عدد ژ- سه حاجکاظم را دوستان ابراهیم از پایگاه بسیج محلشان آورده بودند و... یاد فیلمهای سینمایی چند سال اخیر حوزه دفاع مقدس افتادم که اغلب سفارش نهادها و ارگانهاست تا ذوق و سلیقه و قریحه یک هنرمند دلسوز دفاع مقدس. یاد حمایت عجیب و غریب وزارت ارشاد از «اخراجیها» افتادم که آن را سند افتخار دولت نهم میدانند و تولیدش را ستاره سپهر سینمای ایران! یاد مظلومیت سینمای ملاقلیپور افتادم که چون برخاسته از زخمهای دل آن مرحوم بود، اذیتش میکردند و...
مسئله «دلسوزی و دانش» همواره از ابتدای انقلاب مورد مناقشه اصحاب فرهنگ و هنر بوده است بویژه آنجا که حرف «مدیریت» به میان آمده و متأسفانه در این مسئله، اغلب دانش فدای دلسوزی شده است چرا که مدیران ارشد ما بیشتر به جای آنکه دنبال «دانش و دانشمند» باشند دنبال آدمهایی بوده و هستند که «خوب» باشند و به اصطلاح متعهد. اگر متخصصی هم مییافتند که برای پست و مقامی مناسب است شاید به خاطر آنکه قبلش متعهدی یافته بودند، هماو را ترجیح میدادند! این روزها باید به صورت مسئله مذکور، گزینه «محافظهکاری» را هم اضافه کرد که «ریسکپذیری و نقدمحوری» خیلی وقت است که از جامعه مدیریت بویژه در حوزه فرهنگ و صد البته فرهنگ دفاع مقدس، رخت بر بسته است. مدیران امروز حاضرند برای اثری در این حوزه مقدس، هزینه کنند که حاشیه نداشتهباشد، طعم تلخی و تندی از آن به مشام نرسد، کسی یا نهادی در آن مورد نقد واقع نشوند و در کل «همه جا امن و امان است» باشد. برای همین گاهی فکر میکنم که تولید و پخش یک «آژانس شیشهای» دیگر در کشور، تقریباً محال است.
فاطمه، فاطمه، فاطمه جان! کاش میشد اینجا بودی و به جای نوشتن یک بار به چشمات نگاه میکردم، ما خیلی حرفامونو با چشمامون میگفتیم، بعید میدونم این چند خط همه حرفای منو بزنه... فاطمه! انتظار ندارم اینا به من حق بدن، فقط کافیه منو بفهمن... (دیالوگی از آژانس شیشهای)
*دوم مهر سالروز تولد ابراهیم حاتمیکیا در سال 1340 است.
******بازم هم تولد ایشون رو تبریک میگم
موفقیت برای پدر انیمیشن ایران نورالدین زرین کلک.....................لینک
گزارشی از مراسم تشیع پیکر پاک استاد مشکاتیان............لینک
تا پست بعدی
یا علی
آقای حاتمی کیا از سردبیری مجله فیلم کناره گیری کرد....همون طور که اطلاع دارید ایشون قرار بود سردبیر شما مهر مجله فیلم باشند.....
طی یادداشتی از این مسئولیت کناره گرفتند.....خبر بعدی برای تکمیل این خبر امروز اضافه شد
و اما خبر:
خبرگزاري فارس: برخلاف آنچه كه از مدتها قبل عنوان شده بود كه شماره ٤٠٠ ماهنامه سينمايي فيلم با سردبيري افتخاري «ابراهيم حاتمي كيا» منتشر خواهد شد، اما اين كارگردان از انجام اين كار كنارهگيري كرد.

به گزارش خبرنگار سينمايي فارس، با وجود اين كه حتي تا شماره ٣٩٦ ماهنامه فيلم (تيرماه) برروي اين موضوع تبليغات صورت ميگرفت اما در شماره ٣٩٧(مرداد ماه) ديگر هيچ تبليغي در اين زمينه ديده نشد تا اين شائبه به وجود بيايد كه حاتمي يا از سردبيري افتخاري فيلم ٤٠٠ كناره گيري كرده است كه با انتشار شماره ٣٩٨ و مطلبي كه به نقل از خود حاتمي كيا چاپ شده است اين موضوع به واقعيت پيوست.
بر اساس اين گزارش، حاتمي كيا در بخشي از يادداشتي در اين خصوص كه در صفحه ٦ ماهنامه فيلم به چاپ رسيده است آورده است: «گفتن جمله استعفا از سردبيرياي كه هنوز متولد نشده يك شوخي مجازيست، ولي از آن جا كه اسباب اين دنياي مجاز به واقعيت ملموس متصل است كه آداب آن جز پيروي از قوانينش نيست، بنده به رغم ميل باطنيام، بايد از افتخار سردبيري چهارصدومين همت فاخرانه مجله «فيلم» دست بشويم تا فرصتي ديگر. مرا عفو كنيد.».
به گزارش خبرنگار سينمايي فارس، با كناره گيري ابراهيم حاتمي كيا از سردبيري افتخاري ماهنامه فيلم اين شماره بر طبق اعلام خود مجله قرار است با مطالبي تحت عنوان «چيزهايي كه دوست داريد، اما شايد انتظارش را نداشته باشيد» اول مهرماه منتشر شود.
انتهاي پيام/ا
دوست داشتم ایشون سردبیر باشند ولی......
حیف شد...واقعا حیف شد....مسلما" شماره خوبی میشد
و اما خبر بعدی:

اسامي فيلمهاي برگزيدهي 12 دورهي جشن خانه سينما براي نمايش در برخي از سينما همزمان با روز ملي سينما اعلام شد.
به گزارش بخش سينمايي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، فيلمهاي از كارگردانان نسلهاي مختلف سينما براي نمايش در روزهاي 23 و 24 شهريور ماه در پرديسهاي سينمايي تهران و سينماهاي شهرستانها انتخاب شدهاند.
اسامي اين فيلمها بدين شرح است: «به آهستگي» به كارگرداني مازيار ميري، «خون بازي» به كارگرداني رخشان بنياعتماد، «عصر جمعه» مونا زنديحقيقي،«آتش سبز» محمدرضا اصلاني، «شهر زيبا» اصغر فرهادي، «فرزند خاك» محمد علي باشهآهنگر، «به همين سادگي» رضا ميركريمي، «پابرهنه در بهشت» بهرام توكلي، «بيد مجنون» مجيد مجيدي، «شوكران» بهروز افخمي، «خيلي دور خيلي نزديك» رضا ميركريمي، «متولد ماه مهر» احمدرضا درويش، «آدم برفي» داود ميرباقري، «زماني براي مستي اسبها» بهمن قبادي، «سگكشي» بهرام بيضايي، «خانهاي روي آب» بهمن فرمانآرا، «آژانس شيشهاي» ابراهيم حاتميكيا، «سرزمين خورشيد» احمدرضا درويش،« بودن يا نبودن» كيانوش عياري، «امتحان» ناصر رفاهي، «يك قطعه ناتمام» مازيار ميري ، «جهان پهلوان» بهروز افخمي، «لاكپشتها هم پرواز ميكند» بهمن قبادي، «چهارشنبهسوري» اصغر فرهادي، «كافه ستاره» سامان مقدم، «خاكآشنا» بهمن فرمانآرا، «دايره زنگي» پريسا بختآور، «قاعده بازي» احمدرضا معتمدي، «بوي كافور عطر ياس» بهمن فرمانآرا،
«همنفس» مهدي فخيمزاده، «سربازهاي جمعه» مسعود كيميايي، «نان-عشق و موتور 1000» ابوالحسن داودي، «روز سوم» محدحسين لطيفي، «اتوبوس شب» كيومرث پوراحمد، «روز برميآيد» بيژن ميرباقري، «كافه ترانزيت» كامبوزيا پرتوي، «ما همه خوبيم» بيژن ميرباقري، «ماهيها هم عاشق ميشوند» علي رفيعي، «قدمگاه» محمد مهدي عسگرپور، «دختري با كفشهاي كتاني» رسول صدرعاملي، «بانو» داريوش مهرجويي، «عينك دودي» محمدحسين لطيفي، «ليلا» داريوش مهرجويي، «گيلانه» رخشان بنياعتماد، «ديوار» محمدعلي طالبي، «زندان زنان» منيژه حكمت، «زير پوست شهر» رخشان بنياعتماد، «ميكس» داريوش مهرجويي، «زير نور ماه» رضا ميركريمي، «ارتفاع پست» ابراهيم حاتميكيا، «رقص در غبار» اصغر فرهادي، «ميم مثل مادر» رسول ملاقليپور، «دعوت» ابراهيم حاتميكيا، «دوئل» احمدرضا درويش، «پاداش سكوت» مازيار ميري، «مزرعه پدري» رسول ملاقليپور، «كودك و سرباز» رضا ميركريمي، «اسكادران عشق» سعيد حاجيميري، «تقاطع» ابوالحسن داودي، «كاغذ بيخط» ناصر تقوايي، «جنايت» محمد علي سجادي، «قرمز» فريدون جيراني، «صورتي» فريدون جيراني، «باغ فردوس 5 بعدازظهر» سيامك شايقي، «باد در علفزار ميپيچد» خسرو معصومي، «پشت پرده مه» پرويز شيخطادي، «مهمان مامان» داريوش مهرجويي، «بيدار شو آرزو» كيانوش عياري، «شام آخر» فريدون جيراني، «مرد آفتابي» همايون اسعديان، «عروس آتش» خسرو سينايي،«مصائب شيرين» عليرضا داودنژاد، «آواز قو» سعيد اسدي، «چند كيلو خرما براي مراسم تدفين» سامان سالور، «آن سه» نقي نعمتي.
انتهاي پيام
یا علی
پست امروز یه پست دو بخشی
بخش اول اون که همین پست باشه مربوط به اطلاعیه ای از ابراهیم حاتمی کیا در مجله فیلم و پست پایین در مورد سالگرد درگذشت خسرو شکیبایی نازنین.....
برای نظر دادن هم قسمت مربوط به پایین فعال....
و اما اطلاعیه ابراهیم حاتمی کیا:
همون طوری که از این اطلاعیه معلومه سردبیر شمار ۴۰۰ ماهنامه فیلم آقای حاتمی کیا هستند...
مطمئنا" شماره خوبی میشه...
یا علی
قصد این رو داشتم که در مورد حضور آقای حاتمی کیا در برنامه کلاه قرمزی مطلبی بنویسم ...اما ترسیدم چون این اواخر به هواداری متهم شه بودم که چشم بسته از فعالیت های هنرمند محبوبش حمایت و دفاع میکرد....این بار صبر کردم تا واکنش خبر گزاری ها و سایت های مختلف رو در مورد این حضور بدونم.
اولین واکنش برای سایت سینما بود.....که برای شما میزارم..
یادداشت نویسنده «سینمای ما» درباره حضور مثبت ابراهیم حاتمیکیا در برنامه «کلاه قرمزی 88» این کارگردان خوب، جلوی دوربین هم آدمی دوست داشتنی است سینمای ما - صوفیا نصرالهی: عادت کرده ایم آدم های جدی دوروبرمان را در موقعیت های جدی ببینیم. عادت نسبتا عجیبی است ولی خیلی دوست نداریم افراد جدی را در حال شوخی و خنده ببینیم. انگار بهمان برمی خورد و احساس توهین می کنیم. فکر می کنیم پس طرف انقدرها هم که فکر می کردیم جدی و اهل تفکر نبوده و گول خورده ایم!( این هم از آن اشتباهات مرسوم غریب است که بعضی ها فکر می کنند هر چه آدم ها بیشتر جدی باشند، بیشتر هم فکر می کنند. در حالی که تاریخ نشان داده که بزرگترین آدم های هر رشته ای از سیاست بگیرید تا بازیگری کسانی بوده اند که در حرف های روزمره شان هم می شد رگه هایی از طنز و شوخی را پیدا کرد.) روی همین اصل، خیلی چیزها را بیخود و بی جهت از هم تفکیک می کنیم. مثلا کارتون و انیمیشن را فقط مخصوص بچه ها می دانیم. یا اخبار فقط برای کسانی است که جدی و شسته رفته باشند. برنامه های ورزشی فقط مخصوص جوانان است. اگر پدری پسر یا دختر جوانش را در حال تماشای انیمیشن ببیند احتمالا می گوید:«ای بابا! هنوز بزرگ نشدی؟!» اصولا بزرگتر ها خودشان را قاطی کار بچه ها نمی کنند و کسانی را هم که سراغ این کار می روند جدی نمی گیرند. در حالی که خارج از مرزهای ایران بزرگترین هنرپیشگان و ستارگان سینما سر و دست می شکنند تا در انیمیشن های کودکانه صداپیشگی کنند. حالا مهم نیست که این کارشان به خاطر مادیات است یا چون خودشان بچه دارند و یا شاید آن ها به کودکی شان بیشتر از ما احترام می گذارند.(اینجاست که بهرام عظیم پور با انیمیشن تهران 1500 می تواند اتفاق فرخنده ای در سینما و انیمیشن ایران به حساب بیاید!) اما پریشب اتفاق فرخنده دیگری افتاد. مدت ها بود حرفش را شنیده بودیم اما انقدر برنامه ها را تغییر دادند که شک داشتیم واقعا خبر رفتن حاتمی کیا به برنامه کلاه قرمزی حقیقت دارد یا نه؟پیش از پرداختن به حضور حاتمی کیا بگذارید ببینیم که چرا نفس این حضور انقدر اهمیت دارد. یادتان هست وقتی حاتمی کیا می خواست هنرپیشه های فیلم دعوت را انتخاب کند چقدر از طرف مخالفان و حتی طرفدارانش به خاطر انتخاب ستاره هایی مانند مهناز افشار تحت فشار قرار گرفت؟چون حاتمی کیا فیلمساز جدی و جنگی ما بود و برخی فکر می کردند که گزینه های حاتمی کیا به اندازه کافی برای سینمای او جدی نیستند. عادت بود که در فیلم های حاتمی کیا آدم های عبوس و جدی و خشمگین ببینیم. این بار هم مثل آن دفعه حضور حاتمی کیا در برنامه ای که لااقل اسمش برای کودکان است، جالب و بحث برانگیز بود. اگر مرضیه برومند در این برنامه حضور می یابد خب خودش در کار فیلمسازی برای کودکان بوده یا حضور امین حیایی به عنوان یک ستاره هرچند بسیار جالب و جذاب است اما در ذهن مردم امین حیایی بازیگر نقش های کمدی و چهره آشنای بچه ها بوده و هست و حضورش در این برنامه چندان هم پر بیراه نیست. اما کارگردانی مثل حاتمی کیا با آن سابقه فیلمسازی مهمان دور از ذهنی برای یک برنامه عروسکی است. گرچه حاتمی کیا نشان داد به همان اندازه که که کارگردان خیلی خوبی است جلوی دوربین هم می تواند آدم جذابی باشد. حاتمی کیا برخلاف لحن اکثر فیلم هایش چشمان مهربان و لبخند آرامی داشت. وقتی جلوی ایرج طهماسب روی صندلی نشست انگار اصلا کارش از ازل در ارتباط با کودکان بوده. نه معذب بود و نه تلخ. نه با نصیحت و پند و اندرز آمده بود و نه با توپ و تشر. حتی شبیه پدرهای مهربان هم نبود. بیشتر به یک دوست خوشروی دوست داشتنی شبیه بود. بگذریم که اتفاقا ماجرای آن قسمت از کلاه قرمزی و جریان فیلم ساختن و جایزه گرفتن از جشنواره های خارجی خودش به اندازه کافی بامزه بود. اما قسمت طعنه آمیز ماجرا حمایت حاتمی کیا از کلاه قرمزی و فیلم هایی بود که او ساخته بود. فیلم هایی که به نظر آقای مجری مزخرف بودند اما حاتمی کیا به عنوان کار اول کلاه قرمزی را خیلی هم تشویق کرد. دیالوگ گفتن حاتمی کیا با پسرخاله هم عالی بود. گفت و گوی کارگردان مشهور ما با یک عروسک درباره محله شان! راستش وقتی حاتمی کیا را در جمع کلاه قرمزی و پسرخاله و آقای مجری انقدر راحت و خودمانی دیدم، علاقه ام به او خیلی بیشتر شد. آدمی که در برنامه کودک انقدر صاف و ساده و صمیمی به نظر می رسد حتما صفای باطن و قلب پاکی دارد. حرکت حاتمی کیا و حضورش در برنامه کلاه قرمزی از سر عشق به کودکان یا علاقه به این دو عروسک محبوب و دوست داشتنی یا شاید رفاقت با ایرج طهماسب یا به هر دلیل کوچک و بزرگ دیگری که بود، حضوری دلنشین بود که به ما چهره دیگری از کارگردان جنگیمان نشان داد. جنگی نه به معنای کسی که فیلم های جنگی می سازد بلکه به عنوان کسی که همواره در جنگ و تکاپوست! و این بار هم با یک حرکت متفاوت ما را به احترام واداشت و نشان داد که هدفش ارتباط با مردم است. حالا از دریچه سینما یا به عنوان مهمان کلاه قرمزی. تا این جا که این بهترین هدیه نوروزی صدا و سیما به مردم بود. و البته عیدی حاج کاظم به ما! | ||
|
| ||
|
| ||
مطلب بالا رو خوندید.........
حضور ایشون برای همه خوب بوده و همه از این حضور راضی هستند....به نظر من هم این حضور یک گام مثبت دیگه در کارهای ایشون بوده.
در مورد انیمیشن من با خانوم نصرالهی موافقم.خیلی از انسانها فکر میکنند انیمیشن فقط مختص بچه هاست و به خاطر همین بزرگترها نباید سراغ انیمیشن بروند در حالی که بیشتر انیمیشن هایی که در خارج از کشور ساخته میشه مختص بزرگ سالانه و به درد بچه ها نمیخوره.شاید یکی از دلایل پیشرفت نکردن انیمیشن ایران هم همین باشه ...
و یه نکته دیگه در جشنواره دوسالانه انیمیشن در ایران حضور کودکان ممنوع بوده!!!!!!!!!!چون بیشتر انیمیشن هایی که به نمایش در میومد اصلا به درد کودکان نمیخورد.
یا علی
خبر تکمیلی: مدیران پخش سیما ترجیح دادند کلاه قرمزی حاتمیکیا را به فردا شب منتقل کنند که شب تعطیل است
سینمای ما - پریا صوفی: پیش از این خبر داده بودیم که قرار است امشب برنامه کلاه قرمزی با حضور ابراهیم حاتمیکیا، امشب از تلویزیون پخش شود. اخبار ما درست بود. سازندگان مجموعه کلاه قرمزی، برنامه متعلق به حاتمیکیا را برای نوبت پخش امروز در اختیار سیما قرار داده بودند و برنامهای که با حضور منوچهر آذری امشب پخش شد، قرار بود فردا شب و به عنوان قسمت هفتم نمایش داده شود. اما بنا به اطلاعات رسیده، قرار شده جای برنامه ششم و هفتم این مجموعه عوض شود، تا برنامه ابراهیم حاتمیکیا شب تعطیل نمایش داده شود و مخاطب بیشتری داشته باشد. این چندمین باری است که ترتیب برنامههای تلویزیون در ایام تعطیل تغییر میکند. امیدواریم فردا شب دیگر مجبور به گذاشتن خبر تکمیلی نباشیم. خوب است بدانید که قسمت مربوط به ابراهیم حاتمیکیا در چند روز گذشته از شبکه جهانی جام جم پخش شده است.

****خوشحالم بابت حضور آقای حاتمی کیا در این برنامه ..من قبلا این خبر رو در وب نزاشته بودم چون از صحتش هیچ اطلاعی نداشتم.اما الان مثل اینکه خبر درست بوده .
خوب ...من مثل همه مردم منتظر این قسمت هستم.
حتما برنامه عالی و در خور توجهی میشه
یا علی
امروز با یه آپ دو بخشی اومدم بخش اول اون که این پست باشه مربوط میشه به خبری در مورد آقای حاتمی کیا و بخش دوم اون در مورد درباره الی و قصه های مربوط به اون برمیگرده:
اول این خبر رو در مورد آقای حاتمی کیا برای شما میزارم:
به گزارش خبرنگار راديو و تلويزيون فارس، شب گذشته فيلم سينمايي «اخراجيها2» به همت معاونت برون مرزي سازمان صداوسيما در سينما فردوسي به نمايش درآمد.
بنابراين گزارش، در اين مراسم ابراهيم حاتميكيا، حبيبالله كاسهساز، مسعود دهنمكي، فخرالدين صديقشريف و قاسم زارع حضور داشتند.
ابراهيم حاتميكيا كه از سوي تماشاگران مدام تشويق ميشد، پيش از آغاز نمايش، گفت: نفس تماشاگران و كساني كه از راه دور آمدهاند به من انرژي ميدهد. من ميتوانستم اين فيلم را در جمع محدودي و خارج از سينما ببينم اما ترجيح دادم به خاطر نفس تماشاگران به اين جمع بيايم و با آنها به تماشاي فيلم بنشينم و به خاطر حضور اين تماشاگران به «مسعود دهنمكي» غبطه ميخورم.
*دهنمكي: تنها كسي كه به من لبخند محبتآميز زد، حاتميكيا بود
دهنمكي نيز در اين مراسم خطاب به تماشاگران حاضر گفت: من در حال حاضر مانند كسي هستم كه دفتر مشق خود را در اختيار معلمش قرار ميدهد و بايد سر خود را پايين انداخته و بنشينم. البته اميدوارم در فيلمهاي بعدي بهتر و موفقتر باشيم.
وي درباره خاطراتش از پشت صحنه اين فيلم نيز اظهار داشت: به جهت اين كه اكثر بازيگران اين فيلم انسانهاي شريف سرزنده و شادابي بودند، پشت صحنههاي فيلم از خود فيلم شادتر و جذاب تر است و ما اين خاطرات را به همراه پشت صحنه ها به شما تقديم خواهيم كرد.
وي همچين گفت: من خيلي تلاش كردم كه اين جمله را نگويم و پيش از اين نيز جايي نگفته ام چون احساس مي كردم شايد براي آقاي حاتميكيا تبديل به حاشيه شود، در زمان ساخت «اخراجيها» علي رغم تمام بي مهريهايي كه ديدم، اولين و تنها كسي كه به من لبخند محبتآميز زد، «ابراهيم حاتميكيا» بود.
كاسهساز نيز ضمن تشكر از حضور «حاتميكيا» گفت: وقتي اعلام كردند كه معاونت برون مرزي سازمان صداوسيما قصد دارد، اين فيلم را پخش كند، خوشحال شدم چون من پيش از اين نيز با ساخت مستند ادواردو و گزارش ويژه با معاونت برون مرزي همكاري كرده بودم.
وي افزود: خوشحالم كه فيلم سينمايي «اخراجيها2» هم ساخته شد و اميدوارم در اكران عمومي هم مورد استقبال واقع شود.
در اين مراسم فخرالدين صديق شريف و قاسم زارع نيز به ايراد سخناني كوتاه پرداختند.
به گزارش خبرنگار فارس، فيلم «اخراجيها2» با استقبال گسترده تماشاگران مواجه شد.
***من اخراجی های ۲ رو ندیدم از اخراجی های ۱ هم به این دلیل خوشم اومد اونم به خاطر این بود که شبیه هیچ فیلم جنگی دیگه نبود.توی اون فیلم هیچ آدمی قدیسه نبود.راستش الان تو اکثر فیلمهای جنگی که ساخته میشه آدمهای درون جنگ رو کسانی نشون میدن که از فضا اومدن و هیچ گناهی تا به حال انجام ندادن.
اخراجی های ۲ حتما از لحاظ کار قوی تر از اخراجی های ۱ شده
و من منتظر دیدن این فیلم هستم.
یا علی

حاتمیکیا یکی از پرافتخارترین کارگردانان سینمای پس از انقلاب است و فیلمهای "از کرخه تا راین"، "آژانس شیشهای"، "ارتفاع پست" و "به نام پدر" او در جشنواره فیلم فجر تحسین شدهاند.
سیمرغ بلورین بهترین فیلم سینمای آسیا برای "به نام پدر"، تندیس کارگردانی از جشن خانه سینما برای "ارتفاع پست"، تندیس فیلمنامه و کارگردانی خانه سینما و سیمرغ بلورین بهترین فیلم برای "آژانس شیشهای" از جایزههای حاتمیکیا است.
اقلیما:این خبر واقعا خوشحالم کرد......
حتما در این مورد من و آزاده یه مطلب مفصل مینویسیم
سلام.....
نشست وصله نیکان دیروز برگزار شد .....
بدون هیچ حرفی صحبتهای آقای حاتمی کیا رو برای شما میزارم
صحبتهای ایشون گواه همه چیزه:
ابراهيم حاتميكيا گفت: بهشدت براي ساخت فيلم جنگي دلتنگم، اما به همان اندازه كه دلتنگم، كينهمند هم هستم و اگر روزي پس از آنكه فيلمي ساختم عزيزي بخواهد به من بگويد كه روي قسمتي از آن خط بكش، برايم بسيار سخت خواهد بود.
به گزارش خبرنگار سينمايي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، اين كارگردان سينماي ايران شامگاه گذشته، ـ هفتم بهمنماه ـ پس از نمايش فيلم «وصل نيكان» در كانون فيلم «شهر» به فرهنگسراي ارسباران رفت و به صحبت دربارهي اين فيلم، ويژگيهاي شهر در فيلمهايش و ... پرداخت.
«وصل نيكان» جزو فيلمهاي تلخ من است
حاتميكيا در ابتدا با بيان اينكه، نزديك به دهسال است «وصل نيكان» را نديده است، گفت: اين فيلم جزو فيلمهاي بهشدت تلخ من است. چرا كه در موقع ساخت آن بسيار عصبي بودم و نوعي حس لجبازي در درونم وجود داشت. در آن هنگام حسي نسبت به شهر داشتم و ميخواستم اين حس را بروز دهم. در آن دوران تعريف منطقه براي ما در دو قسمت شهري و جبههاي خلاصه ميشد.
او ادامه داد: «وصل نيكان» از جمله فيلمهايي بود كه از نظر قصه، طي ساخت دچار شك شدم و اين شك چيزي بود كه آن زمان ارزش داشت. در آن هنگام سينما تنها متاع اقتصادي و گيشهاي نبود، بلكه حوزههاي هنري آن به ما اجازه ميداد كه كارت شخصيمان را حتي در طول ساخت فيلم به همراه داشته باشيم.
حاتميكيا يادآور شد: بهخوبي به ياد دارم كه در سكانس آخر اين فيلم دچار نوعي شك شدم و به نوعي جلوي فيلمبرداري را گرفتم، تا پايان ديگري براي آن رقم بزنم، چرا كه هنگامي كه ايمانم را نسبت به كاري از دست بدهم، ديگر حتي قادر به ضبط يك فريم هم نخواهم بود.
در سينما به مساله موشكباران به غير از دو فيلم پرداخته نشد
حاتميكيا سپس يا اشاره با شرايط آن دوران تصريح كرد: در آن زمان (زمان موشك باران) فضاي شهر، غيرقابل تحمل بود. افراد در آن زمان دائم شعار جنگ جنگ تا پيروزي را سر ميدادند. اما هنگامي كه جنگ به تهران رسيد، همه شهر را خالي كردند و اين مسالهاي بود كه همه را ناراحت ميكرد. چرا كه در شهرهاي ديگر هيچگاه اينگونه نبود، اما همين كه جنگ به اين شهر ـ كه اتفاقا مديران هم در آن بودند و مديريت ميكردند ـ رسيد، حتي همان مديرها هم پاي موضوع نايستادند.
اين كارگردان همچنين گفت: چقدر سينما ظلم كرد كه هيچگاه به غير از فيلم بنده و «سفر» عليرضا رييسيان به اين مساله (موشك باران) نپرداخت.
حكايت فيلم «دعوت»
سپس در بخش ديگري از اين نشست ابراهيم حاتميكيا در پاسخ به سوالي كه در ارتباط با معماري و فضاي شهري در فيلم «دعوت» ساختهي اخيرش مطرح ميشد، گفت: در آن فيلم قصد داشتم، قصهي پنج تا شش خانواده را بيان كنم كه هريك از اين خانوادهها داراي يك هويت مشخصي هستند كه بخشي از اين هويت در مكان شكل ميگيرد. لذا خيلي آگاهانه سعي داشتم كه دراين فيلم به طبقهبندي افراد بپردازم و در فيلم تفكيك ايجاد كنم. اين تفكيكها اكثرا با معماري بيان شده و شايد شهر در آن، خيلي همچون فيلم «وصل نيكان» كه شهر در آن يك آيكن اصلي است، در فيلم «دعوت» اينگونه مطرح نشده است.
او با اشاره به اپيزود حذف شده از فيلم «دعوت» بيان كرد: در آن اپيزود، مختصات شهري بيشتر مدنظر قرار گرفته است و شايد در عرضهي خانگي اين فيلم، اين اپيزود نيز به اپيزودهاي قبلي اضافه شود.
اين كارگردان خاطرنشان كرد: در زمان ساخت «وصل نيكان» خيلي قدرت فهم بچههاي شميران را نداشتم و در آن بيشتر به محلاتي پرداختم كه آنها را درك كرده بودم و با آنها ارتباط نزديك داشتم و نكته اصلي آنكه در گذشته اين محلات داراي نوعي هويت خاص بودند و به خوبي ميشد ويژگيهاي شخصيتي افراد را براثر محل زندگي و خانه آنها به تصوير كشيد، اما امروزه تمام شهر را آپارتمانها گرفته و من به شخصه نميتوانم هيچگونه هويتي به اين آپارتمانها بدهم.
او همچنين عنوان كرد: پس از فيلم «دعوت» و بعد از جلساتي كه با محمدرضا بهشتي داشتم، متوجه شدم كه بايد بيشتر به اين بحث پرداخت، چراكه اكنون هويت شهر بهگونهاي نيست كه ديگر از روي آن بتوان افراد را از يكديگر تفكيك كرد و شناخت.
براي دورهي «وصل نيكان»، حسرت ميخورم
كارگردان «از كرخه تا راين» در بخش ديگري از اين نشست هم در پاسخ به سوالي كه ميگفت، حاتميكياي آن روزها اكنون كجاست؟ عنوان كرد: در زمان ساخت فيلمهاي «وصل نيكان»،«مهاجر»،«ديدهبان» به آزادترين و راحتترين شكل ممكن فيلم ساختم. در آن زمان فرمانده من گفته بود يا حق نداري در سينما كار كني و يا بايد پول آن را به حساب ما بريزي. بههمين دليل من بسيار آزاد و راحت كار كردم و اكنون براي آن فضا خيلي حسرت ميخورم.
او گفت: اكنون شرايطي پيش آمده است، كه بايد براي بقاء خود بجنگيم. كارگردانهاي تازه نفس وارد ميدان شدهاند و تو بايد حرف تازهاي داشته باشي. از سوي ديگر نيز خيرخواهان دست تو را ميبندند و در نهايت اوج اين مسائل را در فيلم «آژانس شيشهاي» ميبينيم كه حتي به من اسلحه نميدهند و يا در شرايطي به ما مهمات ميدادند كه بنا به سليقهي آنها نگاه كنيم و حال آنكه من نميخواستم به آن شيوه نگاه كنم.
اين كارگردان ادامه داد: شرايط فعلي من مانند فردي است كه تازه از خواب بيدار شده و هنوز بهطور واضح خود را نيافته است. من درچنين شرايطي قراردادم و نميتوانم حدود خود را به وضوح دريابم. اين مساله نيز ربطي به خود من ندارد و برگرفته از كل جامعه است و ازجاي ديگري نشات ميگيرد.
كارگردان «آژانس شيشهاي» همچنين عنوان كرد: امروز براي رسيدن به اين مراسم، از ترس ماندن در ترافيك مدام از كوچه و پس كوچه آمدم و مدام راهم را دور كردم تا به مقصد برسم. اكنون شرايط فيلمسازي نيز دقيقا به همين شكل درآمده است. تازه من شكر خدا، از افرادي هستم كه خود مدعي هستم كه تا حدي عَلمي نگه داشتهام. اما واقعيت آن است كه مدتهاست كه ديگر آن لذتي كه از ساخت فيلم ميبرديم، وجود ندارد.
او ادامه داد: خدا را شكر هيچگاه فيلمسازي بهعنوان مسالهاي درآمدزا مورد نظرم نبوده است، اما اكنون بعد از ساخت اين همه فيلم و سريال، حتي اگر يك سال نتوانم فيلم بسازم، كميتم لنگ خواهد بود.
در صورتيكه يك فيلمساز فرنگي دوفيلم ميسازد و حداقل زندگي خود را ميچرخاند. من ابتدا ميگفتم كه مهم نيست اما به هرحال زندگي خرج دارد، البته اين حرفهاي من به آن معنا نيست كه بخواهم به فيلم «دعوت» ايراد بگيرم. من اين فيلم را خيلي دوست دارم، اما به هرحال اينها مشكلات كار و پيچوخمهايي است كه فيلمساز را از آرامش خارج ميكند.
دلتنگم كه فيلم جنگي بسازم
حاتميكيا همچنين اظهار كرد: از زماني كه تشكيلات هوشيار شد كه فيلمهاي جنگي را هدفدار كند، اين بلا به سر ما آمد و نتيجهي اين هدفداري فيلمها و سريالهايي شد كه همه ساله در هفته دفاع مقدس ميبينيم.
او بيان كرد: هنوز هم اگر مديران به من بگويند كه كاري با تو نداريم و هرآنچه را هم كه بخواهي دراختيارت قرار ميدهيم، من فيلم جنگي خواهم ساخت و انتظارات من از آنها هم قطعا چيز عجيب و غريبي نخواهد بود.
من هيچگاه از آنها انتظار نخواهم داشت كه به من F14 بدهند، هرچند كه در فيلم برخي دوستان هست. اما من خود هيچگاه اجازه نميدهم كه اين اموال بيتالمال در فيلم من باشد.
اين كارگردان ادامه داد: من بهشدت براي ساخت فيلم جنگي دلتنگم، اما به همان اندازه كه دلتنگم، كينهمند هم هستم و اگر روزي پس از آنكه فيلمي ساختم عزيزي بخواهد به من بگويد كه روي قسمتي از آن خط بكش، برايم بسيار سخت خواهد بود.
اين مساله بقدري برايم سخت است كه حتي جرات نميكنم به طرف اين موضوع بروم و عطاي آن را به لقايش بخشيدهام.
سينما محاكات من است با زمان
حاتميكيا در بخش ديگري از اين نشست هم در توضيح به سوالي كه مبنيبر تفاوت 180 درجهاي آثار اخيرش با ساير آثارش مطرح شده بود، به شوخي گفت: شايد اگر كمي اين درجه را كم و زياد كنيم درست شود.
خدا را شكر طي اين سالها، سينما محاكات من بود با زمانهام. من دراين زمان و در اين فضا زندهام و نفس ميكشم و همه اينها در فيلم من نيز ديده ميشود. من از انسان حرف ميزنم و شايد يكي از دلايلي كه موجب موفقيت آثار من در ميان مردم شده، همين مورد باشد.
او همچنين عنوان كرد: گاه عدهاي به من ميگفتند كه تو شعارگوي نظام هستي. من در پاسخ اين افراد ميگويم كه اصلا بلد نيستم كه طبق قاعده كار كنم. واقعيت آن است كه من براساس آنچه فكر ميكنم فيلم ميسازم.
حاتميكيا در پاسخ به اين نكته كه زماني در آثار او حرف اول و آخر را «پدر» ميزده و اكنون در فيلمهاي او، اين نسل جوان است كه حرف ميزند، توضيح داد: اكنون شرايط سني من نيز تغيير كرده و بچههاي من بزرگ شدهاند و ترجيح ميدهم بيشتر آنها حرف بزنند. اين مسائل برگرفته از فعل و انفعالات ما در جامعه است و به هيچ عنوان نفي گذشته نيست و اگر نخواهيم از اين حرف برداشت، سياسي داشته باشيم، هيچ ابايي ندارم كه بگويم روزي به آن شيوه فكر ميكردم و اكنون طرز فكر من اينگونه شده است و اكنون، من به غير از ذات احديت ممكن است كه به همهچيز شك كنم. اكنون خاكريزهاي جنگ ريخته شده و ملت ايران و عراق نيز رابطهاي دوستانه يافتهاند پس من فيلمساز چگونه ميتوانم اين تغييرات را نبينم.
من فيلمسازم و حق دارم هرگونه كه دلم ميخواهد فيلم بسازم
حاتميكيا در بخش ديگري از اين نشست هم درارتباط با برخي صحبتهاي منتقدان به هنگام اكران «دعوت» اظهار كرد: بحثي كه در زمان اين فيلم با منتقدان پيدا كردم، آن بود كه من فيلمسازم و حق دارم آنگونه كه دلم ميخواهد فيلم بسازم. من تاكنون راهي را پيش رفته بودم كه نوعي تعريف از من داده بود. من فيلمسازم و به جهت اعتبار فيلمسازي اين اجازه را دارم. اين مانند پدري است كه اگر همه كودكان او سفيدپوست باشند، همه به محض ديدن فرزند سياهپوست او اعتراض ميكند. حرف من اين است كه بايد كمي به افراد فرصت بدهيد.
او همچنين عنوان كرد: من فيلمساز بايد به خود اجازه دهم كه فازهاي ديگر را نيز امتحان كنم. «دعوت» هم فيلمي مبتذلي نبوده است و حتما حرفي براي گفتن داشته است. حال ممكن است اين حرف از نظر كسي كه من را تعقيب ميكند، نشانگر من نباشد و آن هم به آن دليل است كه تازه وارد اين فضا شدهام و قطعا اينكار در ابتدا سخت است و من درحال آزمون و خطا هستم. البته من به تماشاگر هم حق ميدهم كه بگويد نبايد اينكار را ميكردي، اما آن به اين معنا هم نيست كه ديگر چنين فيلمهايي نسازم. من در حال امتحانكردن دايرههاي اطراف خود هستم كه حال يكي از آنها «دعوت» شده است.
حاتميكيا افزود: ممكن است، من در فيلمهاي ديگرم به مسائل ديگري نيز بپردازم. اما نكتهي مهم آنكه، درد بيدرمان ما آن است كه همه چشمها به طرف ما است، درحاليكه بايد علتها را در جاي ديگري جستوجو كنيم، لذا من را از جامعه جدا نكنيد چرا كه فيلمساز همواره با مشخصات جامعه فيلم ميسازد.
اين كارگردان در ادامهي اين نشست با اشاره به اينكه «دعوت» فيلم حاتميكياي سال 87 است، خاطرنشان كرد: مرا از جامعه جدا نكنيد. من با مشخصات جامعهام فيلم ميسازم و اكنون حالخوشي ندارم. اما حداقل سعي دارم كه صورت خود را با سيليسرخ نگاه دارم. پس شما چرا براي فيلمسازي كه به گفته خود شما واكنشهاي او برگرفته از جامعه است، از جامعه جدا ميكنيد و بهطور مستقل مورد تحليل قرار ميدهيد. پس به من بهعنوان يك فيلمساز حق بدهيد كه حوزههاي ديگر را هم امتحان كنم.
اين كارگردان همچنين عنوان كرد: هنگامي كه من فيلم جنگي ميساختم، همواره به من ميگفتند كه چرا دست نميكشي و حال هم كه به سبك ديگري فيلم ساختهام، باز به من ميگويند چرا اينگونه است و همواره به من ميگويند چرا جور ديگري فيلم نميسازي.
من كه سينماي جنگ را سهطلاقه نكردهام، قطعا معضلات و مشكلات متعددي در پي جنگ در جوامع ايجاد ميشود و من هريك از اين مشكلات را كه احساس كنم زمان بيان آن رسيده بيان خواهم كرد.
خدا روزي را نياورد كه سينما ناندانيام شود
اين كارگردان سينما در بخش ديگري از صحبتهايش هم در پاسخ به سوالي كه جوياي خلاقيت فيلمساز شده بود، گفت: متاسفانه درحال حاضر تحمل سيستم تحمل كمي است و اين سيستم در پي آن است كه زود نتيجه بگيرد. در اين ميان متاسفانه حُرمتها هم نگه داشته نميشوند و اين مساله، انسان را دچار ترس ميكند.
من هم ميدانم كه تبعات جنگ تازه پس از آن نمايان ميشود و هنوز هم سينماي جنگ را تعطيل نكردهام. اما من براساس زمان فيلم ميسازم و هدفم اين نيست كه تنها فيلمي بسازم.
او ادامه داد: هيچگاه سينما را به چشم نانداني نگاه نكردهام و خدا هم چنين روزي را نياورد. من تنها چيزي را به تصوير ميكشم كه به آن فكر ميكنم و دراين ميان زمان نيز نقش مهمي ايفا ميكند.
به گزارش ايسنا، در اين نشست شادمهر راستين، فيلمنامهنويس و منتقد سينما كه مسووليت اجراي نشست را برعهده داشت، موضوع اعتراض را تم مشترك تمام آثار حاتميكيا برشمرد و با اشاره به برخي مشكلات كه در زمينهي تاييد فيلمنامهها و ساير مسائل وجود دارد، گفت: اكنون عدهاي به تنظيم ولوم فيلمها پرداختهاند و نتيجهي آن هم اين ميشود كه فيلمهايي خنثي ساخته ميشود و فيلمساز به جاي آنكه با لذت به ساخت فيلم بسازد و روي آن تعصب داشته باشد همواره حسرت ميخورد. اين درحاليست كه هدف اين مديران و افراد نيز خيرخواهانه است اما به نظر ميرسد آنها از اين مشكل غافلند.

توی این یه مدت اگه دقت کرده باشید من و آزاده تقریبا هر روز آپ میکنیم
باز هم به همه شما میگم که میتونید این جا به روزترین اخبار رو در مورد جشنواره بخونید
یا علی![]()
از سوی دبیرخانه بیست و هفتمین جشنواره بین المللی فیلم فجر اسامی بزرگداشت های بخش سینمای ایران اعلام شد.
به گزارش روابط عمومی جشنواره فیلم فجر، در بخش سینمای ایران جشنواره و به مناسبت سی امین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی ۵ بزرگداشت برای ۵ هنرمند تاثیرگذار در طول سی سال اخیر سینمای ایران برگزار می شود.
برپایه این گزارش، "ابراهیم حاتمی کیا" نویسنده و کارگردان برجسته سینمای ایران، "محمدرضا شرف الدین" تهیه کننده و مدیر جلوه های ویژه ، "خسرو شکیبایی" بازیگر فقید و برجسته سینمای ایران ، "محمود کلاری" فیلمبردار برجسته و "رسول صدرعاملی" نویسنده ، کارگردان و تهیه کننده سینما هنرمندانی هستند که مراسم بزرگداشت آن ها در جشنواره فیلم فجر برگزار خواهد شد.
این هنرمندان در طول سال های گذشته همواره در جشنواره فیلم فجر حضور داشته اند و مورد تقدیر این رویداد قرار گرفته اند.

بازهم خبری از دعوت
با وجود مشکلات اکران٬باز هم «دعوت» به عنوان پر فروش ترین فیلم پاییزی:
سینمای ما-از 13 فیلم اکران شده در سه ماه سوم سال "دعوت" ابراهیم حاتمیکیا توانست عنوان پرفروشترین را به خود اختصاص دهد. این فیلم پس از 92 روز نمایش 850 میلیون تومان فروش کرد که در دهه اول محرم با توجه به تغییر اکران و نمایش این فیلم در برخی سالنها میتواند اندکی تغییر کند.
این فیلم بدون حضور در جشنواره فیلم فجر پس از آماده شدن راهی اکران سینماها شد و با تکیه بر موضوع زنانه و حساس، حضور جمعی از بازیگران حرفهای و چهره سینما و تلویزیون و جایگاه این فیلم اجتماعی در کارنامه حاتمیکیا توانست مخاطبان را به سالنهای سینما بکشاند.
صحبت های اخیر سید جمال ساداتیان از به رنگ ارغوان
سينماي ما- تهیهکننده فیلم سینمایی "به رنگ ارغوان" با اشاره به اینکه فیلم تمام مراحل قانونی رابرای تولید و اکران طی کرده، خواستار تعیین تکلیف و روشن شدن وضعیت فیلم ابراهیم حاتمیکیا پس از چهار سال شد. سیدجمال ساداتیان در این باره گفت: "به رنگ ارغوان" از همان ابتدا طبق شرایط قانونی وزارت ارشاد مجوز تولید گرفت و پس از ساخته شدن نیز در سال 83 پروانه نمایش دریافت کرد. در مجموع این فیلم تمام قوانین و شرایط اداری را در زمان خود پشت سر گذاشته است.
وی در ادامه افزود: اما همان زمان به ما اعلام کردند به دلیل نزدیک بودن انتخابات ریاست جمهوری بهتر است چند صباح اکران فیلم به تعویق بیفتد. حالا همان چند صباح به چهار سال تبدیل شده و با وجود اینکه فیلم تمام شرایط قانونی را طی کرده، حالا این وزارت ارشاد است که باید برای اکران آن رایزنی کند.
تهیهکننده "دایره زنگی" گفت: در این سالها هر بار ما پیگیر قضیه از وزارت ارشاد یا وزارت اطلاعات شدیم، متاسفانه پاسخی روشن نگرفتیم و دلایل به نمایش درنیامدن فیلم نیز به روشنی گفته نشده است. چهار سال سرمایه معنوی و مادی ما بلاتکلیف است و حاتمیکیا نیز اخیرا در صحبتهایش تقاضا کرده مشکل اکران "به رنگ ارغوان" برطرف شود.
ساداتیان با اشاره به تلاشهای خود برای نمایش "به رنگ ارغوان" در جشنواره گفت: ما به مناسبت 30 سالگی انقلاب برای حضور فیلم در جشنواره اقدام کردیم، اما متاسفانه به نتیجه نرسیدیم. "به رنگ ارغوان" فیلمی است که در هر شرایطی مخاطب خود را خواهد داشت. ما با جلسات حضوری و رایزنیهای مختلف به نتیجه نرسیدیم و امیدوارم پیگیری رسانهها به ما کمک کند.
اقلیما:در باره دعوت فقط میتونم بگم خوشحالم
خیلی ها نمیخواستند دعوت پرفروش بشه...خیلی ها با حرفهای غیر منصفانه خودشون دوست داشتن ابراهیم حاتمی کیا رو زمین بزنند که باز هم هوادار حاتمی کیا ثابت کرد که همیشه فیلم ساز محبوبشو دوست داره و همیشه ازش حمایت میکنه
اما در مورد به رنگ ارغوان:
خبری که بی نهایت ناراحتم کرد.خیلی امید داشتم که این کار رو امسال تو جشنواره ببینم.خیلی
ولی متاسفانه بازم نشد
بازم نشد که این کار رو تو جشنواره دید
نمیدونم کی
ولی امید دارم طلسم دیدن به رنگ ارغوان بشکنه
اقلیما:راستش این مصاحبه رو همین الان تو سایت سینمای ما خوندم
بدون هیچ چیزی به شما هم پیشنهاد میکنم بخونید...
| گفتگوی تند و تیز حمید فرخنژاد؛ بیرنگ و بو کردن «حاتمی کیا» افتخار نیست! / این روند اگر ادامه پیدا کند جشنواره فجر اعتبارش را از دست خواهد داد | |
![]() |
|
سینمای ما - عبدالله خلیلی: حمید فرخنژاد متولد 1348 آبادان و فارغ التحصیل دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران در رشت کارگردانی تئاتر است. فعالیت خود را به عنوان دستیار کارگردان و با ساخت چند فیلم کوتاه و نمایشنامه دانشجویی آغاز کرد. فرخنژاد در سال 1378 برای بازی در فیلم «عروس آتش» از جشنواره فجر، سیمرغ بلورین دریافت کرد. تندیس جشن خانه سینما برای «عروس آتش» بهترین بازیگر مرد جشنواره «کارلووی وادی» جمهوری چک و بهترین بازیگر جشنواره مسکو برای فیلم «طبل بزرگ زیر پای چپ» از دیگر افتخارات او در سینماست. * حمید فرخنژاد امسال با چند فیلم در جشنواره فجر حضور خواهد یافت؟ - قرار است با فیلمهای «پوسته» مصطفی آل ا حمد، «حریم» رضا خطیبی، «آتشکار» محسن امیریوسفی و «به رنگ ارغوان» ابراهیم حاتمیکیا در جشنواره حضور یابم، اما این که فیلمها به نمایش در بیاید یا نه؟ نمیدانم! * چرا دست اندرکاران سینما، امسال با قاطعیت از به نمایش درآمدن فیلمهایشان در جشنواره سخن نمیگویند؟ - به خاطر روند گزینشی است که صورت میگیرد، دو فیلم از چهار فیلمی که نام بردم چون دیدهام میدانم فیلمهای با کیفیتی است ولی الان یکی 5 سال و دیگری 3 سال است که بلاتکلیف ماندهاند. * منظورتان از 5 سال در مورد «به رنگ ارغوان» حاتمی کیا است؟ - بله، الان همین بلا هم دارد سر «آتشکار» میآید. * سوالی که مطرح است، این که چرا فیلمها همواره پس از ساخت دچار مشکل میشوند، مگر فیلمنامه ها تصویب نمیشوند؟ - من یک نکته جالب بگویم هم «به رنگ ارغوان» هم «آتشکار» هر دو پروانه نمایش دارند، اما آن چیزی که من نمیدانم این است که چرا اجازه نمایش ندارند! هیچ کس هم رسماً اعلام نمیکند که من گفتم جلوی این فیلمها را بگیرند، مکانیسم نظارت در سینمای ما معلوم نیست وقتی به قوانینی که وضع کردهایم، احترام نمیگذاریم و ارزش آن را پایین میآوریم همین میشود که میبینیم! نکته مهم این که «خانه سینما» که صنف من است، هم پاسخگو نیست! من در سختترین شرایط در ارتفاعات فیروزکوه و با هزار و یک امید کار کردم و مثل بعضیها تن به سادگی ندادم و نرفتم فیلمهای سطحی بازی کنم، چرا با «حاتمیکیا» این گونه رفتار میشود؟ برای کدام مدیر فرهنگی مملکت افتخار است که «حاتمیکیا» دیگر فیلمهای دلخواه خود را نسازد و فیلمهایی تهیه کند که در سطح او نیست. این برای کدام مدیر افتخار است که بگوید من «حاتمیکیا»یی ساختم که بیرنگ و بو شده است! یک وقت به آدم میگویند آقا! فلان فیلم شما، فلان مشکل رادارد و اجازه نمایش نگرفته است. «سفر سرخ» را که خود من ساختم در بخش مسابقه جشنواره قبول شد اما هنوز که هنوز است یک نفر از تلویزیون به من نگفته دلیل عدم پخش «سفر سرخ» چیست؟ هیچ کس حاضر نیست گردن بگیرد، در این میان وزارت ارشاد هم حاضر نیست پشت فیلمها بایستد. * دلیل غیبت برخی بزرگان در جشنواره امسال هم همین است؟ - خوب وقتی قوانین رعایت نمیشود، باعث دلسردی میگردد، یک نفر دقیقه 90 میآید و برای عاقبت فیلمها تصمیم میگیرد و ماهیت رقابتی جشنواره را زیر سوال میبرد. * توصیه شما برای اعتمادسازی در جشنواره چیست؟ - مشکل سینمای ما این است که فرمول ندارد و تابع سلیقه است الان هم ابلاغ تصمیمات شفاهی شده و نوشته دست شما نمیدهند، میگویند برو این را ببین، آن را ببین. سینمای ما شده این را ببین و آن را ببین! باید بروی و یک واسطه پیدا کنی، این قشنگ نیست. تا لابی نکنی اموراتت پیش نمیرود. «خانه سینما» هم در این میان غایب است. آدمهایی که اهل سینما هستند باهوشند و اینها را میفهمند. ماحصل این گونه اقدامات این است که جشنواره از اعتبار میافتد. در برخی جشنوارهها با این که با فیلمی از نظر محتوا مشکل دارند، عادلانه برخورد میکنند و این بر اعتبار جشنواره شان میافزاید. برعکسش هم وجود دارد و این اتفاقی است که کمکم دارد گریبان جشنواره فجر را میگیرد، تعارف که نداریم. یک زمانی مردم میگفتند برویم جشنواره و مثلاً فلان فیلم مخملباف را ببینیم چون ممکن است بعداً حک و اصلاح شود اما الان فیلمهایی به جشنواره میآید که چلانده شدهاند. سینما را نباید دستخوش ارادههای شخصی کرد چرا که حاصل آن یک سینمای بیرنگ و بو است که نمیتواند پذیرای فیلمهای صاحب فکر شود. | |
حرفهای جالبی توی مصاحبه زده شده
از حمید فرخ نژاد ممنونم به خاطر حمایت هاش از ابراهیم حاتمی کیا.
ایشون در برنامه دو قدم مانده به صبح هم از ایشون حمایت کردند.این وبلاگ هم همواره حمایت خودشو از این بازیگر اعلام میکنه
با آرزوی موفقیت برای این بازیگر









اقلیما:دست آزاده درد نکنه بابت خبر
راست من با این خبر منتظرم ببینم اخراجی های دو چی میشه
آقای حاتمی کیا یه بار دیگه هم از مسعود ده نمکی حمایت کرده و اون در جلسه نقد دعوت بوده.
چقدر خوبه که هنرمندای ما پشت هم دیگه باشن نه این که .......





