تبليغاتX
استاد سینما ابراهیم حاتمی کیا

باز هم منتقدان ...
یکشنبه بیست و نهم دی 1387 ساعت 16:23
گاهی مطلبی را می خوانم و برای خودم که آن نوشته را خواندم متاسف می شوم. گاهی مطلبی را می خوانم و برای آن نویسنده ی گم نام و کوته فکر متاسف می شوم. گاهی مطلبی را می خوانم و به نام نویسنده ی آن نگاه می کنم٬ می شناسمش٬ و برای گروهی که شخص نویسنده عضو آن است متاسف می شوم. (و شاید باز برای خودم...).

آدم ها اگر برای شخصیت خود و مقام خود به عنوان یک انسان ارزشی قائل نسیتند (و این آزادی را به خود می دهند که هر توهینی به هر شخصی کنند) باید به جایگاهی که در اجتماعی کوچک تر دارند و نامی که به عنوان شغل یا حرفه یا حتی نام یک گروه بر آن ها گذاشته شده اهمیت دهند. ممکن است به نظر خیلی از افراد نباید با دیدن یک نفر روی گروه اظهار نظر کرد٬ اما من -نوعی- باید در نظر داشته باشم وقتی حرفی را می زنم علاوه بر نام خانوادگی ام٬ اسامی دیگری را هم پذیرفته ام و در برابر گروهی که در این اسم با من مشترک اند ٬ مسئولم که کنترل گفته هایم را داشته باشم. حتی اگر به وجهه ی اجتماعی خودم اهمیت ندهم.

گذشته از این ها کسی که می نویسد موظف است برای خواننده اش احترام قائل شود حال آن که برخی از اشخاصی که نام منتقد بر خود گذاشته اند نه تنها برای خوانندگانشان ارزشی قائل نمی شوند بلکه به صراحت و بی شرمانه به کسانی توهین می کنند که کارنامه شان حداقل برای گروه خاصی قابل ستایش است (چه بسا برای گروه بزرگی) کسی که نمی شود در این چند خط آثارش را تعریف کرد و همه کسانی که یادداشت مرا می خوانند از آن اگاهند. کسی که می دانیم آن قدر بزرگ هست که در مقام پاسخ گفتن به «این گونه» حرف ها بر نیاید. چه رسد به این که از خودش دفاع کند. وقتی کارگردانی از فیلمش می گوید٬ برای من که خودم را در جایگاه یک مخاطب می بینم٬ خیلی از مسائل روشن می شود. این با «مبارزه» کردن متفاوت است. و جالب تر (!) آن که جبهه ها را هم مشخص می کنند.

امروز مطلبی خواندم و به نام نویسنده آن نگاه کردم٬ می شناختم. نمی دانم چرا٬ واقعا هر چه فکر می کنم تنها دلایلی بی اهمیت برای نوشتن چنین مطلبی پیدا می کنم. شاید نمی خواهم قبول کنم که جامعه ی منتقدین روزگار من -مثلا روشنفکر- این گونه بنویسند.

بین نام مطلب و نام اشخاصی که در آن برده شده و جملات آن ارتباطی ندیدم جز مسائل قدیمی و...

من نمی دانم که آقای منتقد با آن لحن روانشناسانه و با آن توهین های آشکار قصد انتقاد سازنده از چه کسی را داشنتد (!) چه چیزی از هدف بیش تر اهمیت دارد!؟ به هر حال فکر نمی کنم با این قلم به این هدف رسیده باشند.

اما می دانم که هر کسی از سخنان و اتفاقات پیرامونش برداشت خود را دارد. که به نسبت می تواند صحیح یا غلط باشد. ولی گاهی این برداشت ۱۸۰ درجه از مقصود گوینده دور است. و بدتر این که این برداشت ها را به دیگران هم منتقل کنیم و باز بدتر این است که گفته های فردی را آن طور که می خواهیم و نقل به مضمون خود برای کسانی که از آن بی خبرند بیان کنیم. همان طور که در جای دیگری به نقل از آقای حاتمی کیا خواندم: «به کوری چشم منتقدان»*. نمی دانم کجا این حرف را زدند؟! و در این مطلب اخیر هم که... 

آیا این خنده دار نیست که فیلمسازی مانند ابراهیم حاتمی کیا قصد داشته باشد که منتقدان به خاطر شنیدن افترا (!) از نقد نوشتن دست بکشند و نقد فیلم در کل منکوب شود ؟! (من واقعا به جمله خندیدم)

در تعجم که آقای منتقد این حرف ها را از کجا شنیده اند. کدام ابراهیم حاتمی کیا را می گویند که...؟! (حتی شرم تکرار آن جملات را دارم).

باید اعتراف کنم که آن مطلب را تا آخر نخواندم وگرنه...

پس پیشنهاد می کنم که دوباره مصاحبه های آقای حاتمی کیا را بخوانید (در همین وب لاگ می توانید پیدا کنید) و خودتان قضاوت کنید.

من در این یادداشت نام شخص نبردم تا به کسی بی احترامی نشود که قصدم این نیست. هر چند عصبانیت در این پست موج می زند.


*گفته بودند: «به کوری چشو منتقدان کور»  


اقلیما:به طور کامل با آزاده عزیز موافقم...من خودم وقتی با اون مطلب رو به رو شدم ترجیح دادم نخونم برای نویسنده اون مطلب احترام قائل هستم...اما!!!!!!!!!!!!!!

آقای عزیز از شما انتظار چنین حرفی رو نداشتم.

خیلی دوست دارم فحاشی آقای حاتمی کیا به شما رو بدونم.نمیدونم اگر یکی از شما منتقدان جای ابراهیم حاتمی کیا بودید چی کار میکردید.

شما اگر منتقدی خودتون باید جنبه نقد داشته باشید

آقای حاتمی کیا از شما انتقاد کرد اما شما جنبه کوچکترین انتقاد از خودتون رو ندارید...

بقیه صحبتهای من صحبتهای آزاده در بالاست

 

 

 

نوشته شده توسط | موضوع: مطالب در مورد منتقدان | لینک ثابت |