<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>استاد سینما ابراهیم حاتمی کیا</title>
<link>http://eghlimaaaaaaa.blogfa.com/</link>
<description>وبلاگ خبری ابراهیم حاتمی کیا</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Sat, 28 Nov 2009 13:23:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>پرونده یک فیلم.....مهاجر</title>
<link>http://eghlimaaaaaaa.blogfa.com/post-208.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;سلام به همه شما همراهان همیشگی این وبلاگ&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;عید سعید قربان رو به همه شما تبریک میگم......&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;طبق قولم اینبار در مورد مهاجر مطلب دارم....راستش من خودم یکبار مهاجر رو بیشتر ندیدم اونم چند سال قبل به خاطر همین  خود من در مورد فیلم هیچ اظهار نظری ندارم.بهترین نقدی که در مورد مهاجر دیدم نقد این فیلم به قلم سید شهیدان اهل قلم شهید اوینی بود.....اول خلاصه ای از فیلم رو برای شما میزارم و بعد نقد این فیلم.....&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG id=Img style=&quot;BORDER-TOP-WIDTH: 0px; BORDER-LEFT-WIDTH: 0px; BORDER-LEFT-COLOR: transparent; BORDER-BOTTOM-WIDTH: 0px; BORDER-BOTTOM-COLOR: transparent; WIDTH: 312px; BORDER-TOP-COLOR: transparent; HEIGHT: 437px; BORDER-RIGHT-WIDTH: 0px; BORDER-RIGHT-COLOR: transparent&quot; src=&quot;http://www.sourehcinema.com/WebGallery/Film/Poster/FullImage.aspx?PictureId=ABB206AA-EF35-44F6-95F9-7BB8566E4A4B&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;خلاصه ای از داستان مهاجر:&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;هواپيماهاي بدون سرنشين مهاجر كه از روي زمين كنترل مي شود جهت انجام عملياتي شناسايي در پشت خطوط دشمن به كار گرفته مي شوند. بدليل برد محدود دستگاه كنترل، خلبانان در دو ايستگاه مقابل، رودرروي هم و در خطوط دشمن مستقر مي شوند. خلباني كه به خطوط دشمن نفوذ كرده، در حالي كه با دشمن درگير مي شود، با مهارت عمليات شناسايي را انجام مي دهد و هواپيما را در هوا تحويل خلبان دوم مي دهد. در حالي كه خود در آخرين لحظات به شهادت مي رسد. &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG id=Img style=&quot;BORDER-TOP-WIDTH: 0px; BORDER-LEFT-WIDTH: 0px; BORDER-LEFT-COLOR: transparent; BORDER-BOTTOM-WIDTH: 0px; BORDER-BOTTOM-COLOR: transparent; WIDTH: 312px; BORDER-TOP-COLOR: transparent; HEIGHT: 482px; BORDER-RIGHT-WIDTH: 0px; BORDER-RIGHT-COLOR: transparent&quot; src=&quot;http://www.sourehcinema.com/WebGallery/Film/OnTheSet/FullImage.aspx?PictureId=EA42B769-BEB5-411A-8750-1F5265B0DE2A&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;و حالا نقد این فیلم به قلم شهید آوینی:&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;کارگردان: ابراهیم حاتمی کیا&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG style=&quot;BORDER-RIGHT: 1px solid; PADDING-RIGHT: 4px; BORDER-TOP: 1px solid; PADDING-LEFT: 4px; PADDING-BOTTOM: 1px; BORDER-LEFT: 1px solid; PADDING-TOP: 1px; BORDER-BOTTOM: 1px solid&quot; height=173 hspace=15 src=&quot;http://www.aviny.com/Aviny/Naghd_Film/mohajer.jpg&quot; width=125 align=left vspace=5 border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;در آخر فیلم « مهاجر »، وقتی علی (نقی زاده) پلاك ها یش را به اسد می دهد و خود در حال شلیك تیر به سوی دشمن موانع را از سر راه « پهباد» دور می كند و به شهادت می رسد و اسد و پلاك ها را به گردن پهباد می اندازد و او را پرواز می دهد، پلان درشتی هست از رقص پلاك ها در باد، همراه با صدای زیبای برخورد پلاك ها بر بدنه پهباد... و ایچنین، حاتمی كیا به پهباد جان می بخشد و از آن « مهاجر » ی خلق می كند جاودان، به جاودانگی « هجرت ».&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;نمی خواهم نقد فیلم بنویسم، كه درباره « مهاجر » زبان نقد نوشته های استاندارد بریده است و اصلاً اینجا  جایی نیست كه با نگاه استاندارد در نقدنویسی  سینمایی بتوان به سراغ آن آمد. جایی برای بحث فلسفی هم وجود ندارد، كه مخاطب این فیلم فلاسفه و روشنفكرها نیستند، مردم هستند و اگر ما بخواهیم « سرزمین فلسفی » كنیم و مطلبی را با فشار فلسفه از درون فیلم بیرون بكشیم، به فیلم « مهاجر » ظلم كرده ایم‌ ـ اگرچه قابلیت را دارد و مثلاً درباره نگاه فلسفی حاتمی كیا به « ابزار » و « تكنولوژی » می توان مقاله ها نوشت، چرا كه او به پهباد مثل یك وسیله بی جان نگاه نمی كند؛ پهباد جان می گیرد، روح اسد و علی و اصغر و غفور در آن می دمد و اصلاً از همان آغاز كار زنده است. در تفكر حاتمی كیا نه تنها انسان ها مسیطر و ابزار تكنولوژی نیستند، بلكه « وسیله » جان دارد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;در فیلم های حاتمی كیا همه چیز زنده است. فی المثل نی محمود را به یاد بیاورند كه زنده است. رابطه محمود با نی اش،رابطه انسان با یك وسیله بی جان نیست، رابطه غریب دورمانده ای است كه با همدم خویش راز می گوید. به یاد بیاورید خمپاره ها را ـ چه در « دیده بان » و چه در « مهاجر » ـ كه زنده اند، بی حساب و كتاب نمی آیند و به قول خود حاتمی كیا، انفجارها « یقش » بازی می كنند. وسایل به جا مانده از اصغر را به یاد بیاورید، هنگام دفن او در میان نیزار: كتاب قرآن، تسبیح و عطر و پلاك... حتی در « هویت » نیز چراغ قوه و تسبیح وعطر و مهر زنده اند و در فیلم دارای نقش هستند. رابطه علی را با پلاك های جبهه اش به یاد بیاورید، رابطه حسن را با آرپی چی اش در « دیده بان » و چه بسیار نمونه های دیگر. و این نگاه مؤمنانه عارفی حقیقی است كه جهان را نازله عوالم غیبی و مظهر اسماء الله می بیند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;حاتمی كیا با روح اشیا سر و كار دارد نه با جسم آنها، و این مستلزم نحوی « رازدانی و رازداری » است كه اصلاً مردم این روزگار سیطره تكنیك و سلطنت ابزار سال هاست كه با آن غریبه اند و بگذارید راستش را بگویم: سینما نیز چه دشوار قالب معرفتی چنین عارفانه واقع می شود؛ اما شده است. حاتمی كیا توانسته است كه بر تكنیك پیچیده سینما غلبه كند، حجاب های تصنع و تكلف و صورتگرایی و انتلكتوئلیسم را بدرد، از سطح عبور كند و به عمق برسد و با سینما همان حرفی را بزند كه « حزب الله » می گوید. رو دربایستی را كنار گذاشته ام؛ زدن این حرف ها شجاعتی می خواهد كه با عقل و عقل اندیشی و حتی ژورنالیسم جور در نمی آید، چرا كه حزب الله حتی در میان دوستان خویش غریبند، چه برسد به دشمنان. اگرچه در عین گمنامی و مظلومیت، باز هم من به یقین رسیده ام كه خداوند لوح و قلم تاریخ را بدینان سپرده است.&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;روزگاری بود كه « آته ایسم » شده بود ملاك روشنفكری و هر كس در هر جا مقاله می نوشت و راجع به هر چه می وشت، بی ربط و با ربط فحشی هم نثار دین و دینداری و خداپرستی می كرد. و بود تا انقلاب شد و بعد، از اواخر سال 1360 با چند سال پیش، روزگاری رسید كه « گربه شد مسلمانا »، و جز آته ایست های ذاتی و حرفه ای، دیگران شجره وجودشان در نسیم بهار انقلاب تكانی خورد و چه بسیار از روشنفكران كه توبه كردند و حتی به صف مجاهدان راه خدا پیوستند و بود تا... حالا باز هم قسمت حزب الله از تمدن شهر نشینان غربت و مظلومیت است و راستش از دنیا توقعی جز این نیز نمی رود. اینجا مهبط عقل است و حزب الله عاشق است و در میان دنیاداران با همان مشكلی روبه روست كه هزار و چهار صد سال؟ « اوپانیشاد » ها را هم كه بخوانی خواهی دید كه از عقل می خواسته كه خانه دنیای مردمان را آباد كند و عشق می خواسته كه خانه آخرت را، و ظاهر همواره در كف عقل روزمره بوده است، جز برهاتی كه عاشقی بر مسند حكومت می نشسته و چند صباحی حكم می رانده... اما فقط چند صباحی، و عاقبت باز هم همچون مولای عاشقان گرفتار دشمنان عقل اندیش ظاهربین می شده است و كارش بدانجا مس كشیده كه حتی شبانگاه را نیز با لباس رزم بگذارند و بعد هم كه می دانی: محراب و شمشیر و خضاب خون و باز هم روز از نو زوزی از نو... عقل دنیادار عاقبت اندیش ریاكار منفعت پرست مصلحت اندیش بر اریكه ای كه حق عشاق تكیه می زند و با زكات مسلمین كاخ خضرا می سازد و با شمشیر منتسب به اسلام گردن عشاق می زند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;حالا بعد از این هزارها سال كه از عمر انسان می رود، یك بار عاشقی فرصت یافته است یك بار حاكمیت عشق را بر پا دارد. اما در جهانی كه عقل یكسره طعمه شیطان گشته است و عشق را جز در كشاله رفتن بدن های كرخه نمی جویند، از هر طریق كه راه بسیاری كار را به قطعنامه 598 می كشانند و قوانین خودبنیادانه اومانیستی عقل اندیشانه شرك آمیز را در برابر قانون عشق می گذارند... وچه باید كرد؟&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;نگاهی به شهر بیندازید! عقل غربی سیطره یافته و وجود بشر را در دائرة المعارف خویش معنا كرده است؛ بی دردی و لذت پرستی، توجیهی عقلایی یافته است و از میدان های ورزش تا كلاس های دانشگاه، « رب النوع تمتع‌ » است كه پرستیده می شود و باز در این میان بسیجی حزب الله تنها و غریب است و با آن چوب زیر بغل و پای مصنوعی و دست فلج و چشم پلاستیكی و... موی كوتاه و محاسن و لباس ساده و فقیرانه و لبخند معصومانه، مظهری است از یك دوران سپری شده كه با خونین شهر آغاز شد و در « والفجر ده » به پایان رسید بعد از « مرصاد » از ظاهر اجتماع به باطن آن هجرت كرد و بیماردلان را در این غلط انداخت كه « دیگر تمام شد! »&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;نه! نه فقط هیچ چیز تمام نشده است، كه تاریخ فردا نیز از آن ماست. اما اینجا عالم ظاهر است و بسیجی عاشق، اهل باطن. و وقتی در میان مسجدی ها نیز عمومیت با ظاهر گرایان باشد، وای بر احوال دیگران! چه می گویم؟ گاهی هست كه آدم دلش می خواهد فارغ از همه اعتباراتی كه مصلحت اندیشی های عقلایی ایجاب می كند، فقط حرف دلش را بزند و « حرف دل » یعنی آن حرفی كه بیش تر از همه مستحق است تا آن را به حساب خود آدم بگذارند، چرا كه وجه حقیقی هر كس دل اوست. تو می توانی مانع شوی از آنكه انعكاس احساست در چهره ات ظاهر شود، اما در قلب... ممكن نیست. می گویند كه خیال رام ناشدنی است، اما می شود: من می شناسم كسانی را كه خیالشان مركوب بالداری است كه آنها را هر بار كه اراده كنند به ملكوت می برد، اما نمی شناسم كسی را كه بتواند جلوی انعكاس وجود خویش را در آینه قلبش بگیرد. قلب خلاصه وجود آدمی است؛ مجملی است از وجود تفصیلی آدمی كه آنجا، بعد از مرگ، كتابی می شود میشور كه خبر از وجود نهانی انسان می دهد؛ خبر از همان وجودی می دهد كه از دیگران می پوشانیم. اینجا عالمی است كه می توان دروغ گفت، اما آنجا عالمی است كه نمی توان مانع از رسوایی شد... و این هم از خصوصیات همین عالم است كه آدم برای آنكه حرف دلش را بزند باید این همه مقدمه بچیند و صغری و كبری بیاورد!&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; وقتی طبل ها در راه خدا نواخته می شود، دوران حكومت عشق آغاز می گردد، چرا كه جز عشاق كسی حاضر به فداكاری و از جان گذشتگی نیست. دوران جهاد، دوران حكومت عشق است، اما در اینجا كه مهبط عقل است معلوم است كه حكومت عشق نباید هم كه چندان پایدار باشد. نمی شود، مردم كه همه عاشق نیستند. از زن ها و كودكان و پیرزن ها و پیرمردان كه بگذریم، آن خیل عظیم اهل دنیا را بگو كه از زندگی فقط همین یك جان را دارند و به آن مثل كنه به شكمبه گوسفند چسبیده اند. تنها عشاق می توانند كه بر ترس از مرگ غلبه كنند و از دیگران، نباید هم انتظار داشت كه از مرگ نترسند. &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG id=Img style=&quot;BORDER-TOP-WIDTH: 0px; BORDER-LEFT-WIDTH: 0px; BORDER-LEFT-COLOR: transparent; BORDER-BOTTOM-WIDTH: 0px; BORDER-BOTTOM-COLOR: transparent; WIDTH: 312px; BORDER-TOP-COLOR: transparent; HEIGHT: 482px; BORDER-RIGHT-WIDTH: 0px; BORDER-RIGHT-COLOR: transparent&quot; src=&quot;http://www.sourehcinema.com/WebGallery/Film/OnTheSet/FullImage.aspx?PictureId=5D90D5FA-D54F-449D-B1AB-2B8C27CC0227&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;نگویید « دوران جنگ »، بگویید « دوران جهاد در راه خدا »... وخدا هم این جام بلا را جز به بهترین بندگان خویش نمی بخشد. جام بلاست و جز به « اهل بلا» نمی رسد؛ دیگران آن را شوكران می انگارند. پس دوران های جهاد نمی تواند كه طولانی باشد، اما دوران های تمتع از حیات گاه آن همه طلانی است كه اهل دنیا را نیز دلزده می كند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; آنگاه كه طبل جنگ با دشمنان خدا نواخته می شود و اهل بلا در می یابند كه نوبت آنان در رسیده است،‌ اهل دنیا چون مارمولك های بیابانی كه از رعد و برق می ترسند، ناله كشان به هر سوراخی پناهنده می شوند. وقتی طبل جنگ برای خدا نواخته می شود، عشاق می دانند كه نوبت آنان رسیده است كه قَلیلُ مِن‏‎‏‏‏‎‎ْ عِبادی الشَكور... وقتی طبل جنگ برای خدا نوخته می شود، در نزد اینان عقل و عشق دست از تقابل می كشند و عقل، عاشق می شود و عشق، عاقل؛ آن همه عاقل كه صاحب خویش را به سربازی و جانبازی می كشاند. اما در نزد دیگران، ترس جان و سر، عقل را به جنونی مذموم می كشاند و هرننگی می پذیرند تا بتوانند این خون تمتع از حیات را بمكند، مثل كنه ای كه به شكبه گوسفند چسبیده است.&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;دوران جنگ، دوران تجلی عشق تود و دوران جلوه فروشی عشاق، و سر این سخن را جز آنان كه به غیب ایمان دارند و مقصد سفر حیات را می دانند در نمی یابند. دوستی شب عملیات با من می گفت: « كاش مدعیان این « حس غریب » را در می یافتند، این وجد آسمانی را كه گویی همه ذرات بدن انسان در سماع وصلی رازآمیز « عین لذت » شده اند؛ نه آن لذت كه هر حیوان پوست داری كه حواس پنجگانه اش از كار نیفتاده است حس می كند؛ حس می كند؛ « اَلَذ لذات » را. » گفتم « عزیز من! مدعیان را به خویشتن واگذار. خدا این حس را به هر كسی كه نمی بخشد؛ توقیفی است و توفیقی، هر دو. » او رفت و شهید شد و من وقتی بالای جنازه خون آلودش نشسته بودم، به یقین رسیدم كه « شهدا از دست نمی روند، به دست می آیند. » &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;وقتی كسی می انگارد هر چه را كه نبینند و لمس نكنند باوركردنی نیست و از تو می پرسد: « دستاورد ما در جنگ چه بوده است؟ »، از كلمه « دستاورد » بدت نمی آید؟ من بدم می آید، اگرچه كلمه كه گناهی نكرده است. اما مگر همه چیز باید به همین دستی بدهند كه از این كتف گوشتی و استخوانی بیرون زده است به پنج انگشت بند بند ختم گشته است؟ « دستاورد » كلمه ای است كه آدم را فریب می دهد. با كلمه « دستاورد » كه نمی توان حقیقت را گفت. چه بگویی؟ بگویی: « بزرگ ترین دستاورد ما انسان هایی بوده اند به نام بسیجی. »؟ &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; خلیج فارس آن همه ماهی دارد كه می شود دویست كشتی صید صنعتی ـ از آن كشتی هایی كه ماهی ها را دویست كیلو دویست كیلو در حلق های بزرگ و وحشتناك خویش هرت می كشند ‍ـ سالی دویست میلیون ماهی كیلویی بگیرند، اما كجاست آن شجاعت وو توكل و عشقی كه یكی مثل « مهدوی » یا « بیژن گرد » بر یك قایق موتوری بیشیند و به قلب ناوگان الكترونیكی شیطان در خلیج فارس حمله برد؟ می پرسد: « این شجاعت و توكل و عشق به چه درد می خورد؟ » هیچ! به درد دنیای دنیاداران نمی خورد، اما به كار آخرت عشاق می آید، كه آنجاست دار حاكمیت جاودانه عشاق.&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;سخن از آن پلان درشت رقص پلاك ها در آسمان بود كه لجام سخن از دست رفت و كار بدینجا كشید. درباره آن پلان، بهترین جمله ای كه خواندم از آقای فراستی بود، منتقد مجله « سروش »: ناقوس آینه ها: پلاكها بر پیكر مهاجر، در اثر باد به بازی در می آیند. برای من آن چهار پلاك آبی كوچك با آن نور در آسمان، همچون آینه های كوچك شفافند و صدایشان همچون ناقوسی در روح حك می شود.&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;شاید باشند فیلمسازانی كه مهارت تكنیكی شان در سینما ازحاتمی كیا بیش تر باشد، اما هیچ كدام « بسیجی » نیستند... و من به بسیجیان امید بسته ام؛ نه من تنها، همه آنان كه تقدیر تاریخی انسان فردا را دریافته اند و می دانند كه ما از آغاز قرن پانزدهم هجری پای در « عصر معنویت » نهاده ایم ».&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;ظهور حاتمی كیا در سینمای انقلاب واقعه ای است نظیر انقلاب. هر كس سینما را بشیاسد و آدم مغرضی هم نباشد، قدر حاتمی كیا را به مثابه یك فیلمساز در خواهد یافت. اما حاتمی كیا فقط در این حد توقف ندارد. او در عرصه سینما مظهر انسان هایی است كه با انقلاب اسلامی ایران در تاریخ ظهور كرده اند و آنان را باید « طلایه داران عصر معنویت » خواند. او یك « بسیجی » است.&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG id=Img style=&quot;BORDER-TOP-WIDTH: 0px; BORDER-LEFT-WIDTH: 0px; BORDER-LEFT-COLOR: transparent; BORDER-BOTTOM-WIDTH: 0px; BORDER-BOTTOM-COLOR: transparent; WIDTH: 482px; BORDER-TOP-COLOR: transparent; HEIGHT: 312px; BORDER-RIGHT-WIDTH: 0px; BORDER-RIGHT-COLOR: transparent&quot; src=&quot;http://www.sourehcinema.com/WebGallery/Film/OffTheSet/FullImage.aspx?PictureId=9157F779-0786-4FDF-99AC-2FC9482391E8&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;در میان كلمات، كلمه ای بدین زیبایی بسیار كم است: « بسیجی ». نه از آن لحاظ كه سخن از موسیقی الفاظ می رود و نه از لحاظ ایماژی كه در ذهن می سازد؛ نه، جای این حرف ها اینجا نیست. از آن روی كه این كلمه بر مدلولی دلالت دارد كه تجسم كامل آن روحی است كه در « آوردگاه جهاد در راه خدا » تحقق یافته است. بگذار بگویند فلانی رمانتیك می نویسد، اما من اگر بخواهم در بند این حرف ها باشم دیگر نمی توانم عاشق بسیجی ها بمانم. اما تو « ابراهیم جان »، بسیجی و عاشق بمان و جز درباره عشاق حق و بسیجی ها فیلم مساز، و هرگاه خسته شدی، این شعرگونه را كه یك جانباز برایت نوشته است بخوان: &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;ای بلبل عاشق، جز برای گل ها مخوان! &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;دست دعای دلسوختگان &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;آن همه بلند است&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;كه تا آسمان هفتم می رسد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; من پاهایم را بخشیده ام &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; تا این رل سوخته را &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; به من بخشیده اند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;اما اگر پاهایم را باز پس دهند &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;تا این دل سوخته را بازستانند &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;آنچه را كه بخشیده ام&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;باز پس نخواهم گرفت.&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;دل من یك شقایق است، خونین و داغدار.&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;ای بلبل عاشق، &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;جز برای شقایق ه ها مخوان!&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG id=Img style=&quot;BORDER-TOP-WIDTH: 0px; BORDER-LEFT-WIDTH: 0px; BORDER-LEFT-COLOR: transparent; BORDER-BOTTOM-WIDTH: 0px; BORDER-BOTTOM-COLOR: transparent; WIDTH: 482px; BORDER-TOP-COLOR: transparent; HEIGHT: 312px; BORDER-RIGHT-WIDTH: 0px; BORDER-RIGHT-COLOR: transparent&quot; src=&quot;http://www.sourehcinema.com/WebGallery/Film/OffTheSet/FullImage.aspx?PictureId=B3D913D5-1EF6-4C7E-9EA5-2D676B26A046&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;راستش برای مهاجر نقد دیگه ای رو پیدا نکردم که بتونم برای شما عزیزان بزارم...ولی فکر نکنم هیچ نقدی شیوایی کلام شهید آوینی رو داشته باشه&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;تا پست بعدی&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;یا علی&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 28 Nov 2009 13:23:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=eghlimaaaaaaa&amp;postid=208</comments>
<dc:creator>eghlimaaaaaaa</dc:creator>
<guid>http://eghlimaaaaaaa.blogfa.com/post-208.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>فهرست فیلم های ایرانی در راه جشنواره فیلم فجر</title>
<link>http://eghlimaaaaaaa.blogfa.com/post-207.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;سلام به همه شما همراهان همیشگی این وبلاگ&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;فهرست فیلمهای حاضر در جشنواره...&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG height=464 hspace=10 src=&quot;http://cinemaema.com/parameters/cinemaema/images/cache/23d92bae0ead150484e652e2372b8b2e.jpg&quot; width=300&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;SPAN class=style2&gt;&lt;B&gt;فهرست فيلم‌هاي ايراني در راه جشنواره فيلم فجر؛&lt;/B&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN class=style1&gt;&lt;B&gt;حاتمي‌كيا، افخمي، صدرعاملي، مهرجويي و بيش از 40 فيلمساز ديگر در راه جشنواره&lt;/B&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;سینمای ما - &lt;/STRONG&gt; با وجود پرسش‌هايي كه در زمينه حضور كم فيلم‌هاي شاخص ايراني در جشنواره بيست و هشتم فيلم فجر وجود دارد، نگاهي به فيلم‌هاي آماده نمايش و در حال توليد سينماي ايران نشان مي‌دهد سينماگران مطرحي در اين دوره از جشنواره حضور خواهند داشت.در حالي كه نزديك به 62 روز به آغاز بيست‌و هشتمين جشنواره بين‌المللي فيلم فجر زمان باقي مانده است، با نگاهي به اسامي فيلم‌هاي در حال توليد و آماده نمايش ايراني، مي‌توان يك فهرست حداقل 44تايي از فيلم‌هاي جديد سينماي ايران را كه احتمال حضورشان در جشنواره امسال مي‌رود، تهيه كرد و منتظر نمايش فيلم‌هاي متفاوتي از ژانرهاي گوناگون در مهم‌ترين رويداد سينمايي سال بود، كه اين، برخلاف برخي گفته‌ها و شنيده‌ها، نشان مي‌دهد جشنواره بيست‌وهشتم فيلم فجر نيز از نظر كمي و كيفي پربار خواهد بود.&lt;BR&gt;از نگاهي ديگر، اين فهرست نشان مي‌دهد حضور سينماگراني كه با فيلم‌هاي اول يا دوم خود در جشنواره آنها را ملاقات خواهيم كرد (تا اينجاي كار) قابل توجه است.&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;فهرست فيلم‌هاي ايراني در راه جشنواره فيلم فجر عبارت است از:&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;1- ملك سليمان (شهريار بحراني)&lt;BR&gt;2- شب واقعه (شهرام اسدي)&lt;BR&gt;3- عصر روز دهم (مجتبي راعي)&lt;BR&gt;4- بيداري (فرزاد موتمن)&lt;BR&gt;5- فرزند صبح(بهروز افخمي)&lt;BR&gt;6- تهران در جست‌وجوي زيبايي (مهدي كرم‌پور- داريوش مهرجويي)&lt;BR&gt;7 - به رنگ ارغوان (ابراهيم حاتمي‌كيا)&lt;BR&gt;8- يك گزارش واقعي(داريوش فرهنگ)&lt;BR&gt;9- آناهيتا (عزيزالله حميدنژاد)&lt;BR&gt;10 - يك خاطره بگو حواسمو پرت كن (رسول صدرعاملي)&lt;BR&gt;11- پرسه در مه (بهرام توكلي)&lt;BR&gt;12- شكارچي (رفيع پيتز)&lt;BR&gt;13- خواب‌هاي دنباله دار (پوران درخشنده)&lt;BR&gt;14- زمهرير (علي روئين‌تن)&lt;BR&gt;15- سن پترز بورگ (بهروز افخمي)&lt;BR&gt;16- دوباره پرواز كن (محمدعلي طالبي)&lt;BR&gt;17- چهل سالگي (عليرضا رئيسيان)&lt;BR&gt;18- بيداري روياها (محمدعلي باشه‌آهنگر)&lt;BR&gt;19- هيچ (عبدالرضا كاهاني)&lt;BR&gt;20- طلا و مس (همايون اسعديان)&lt;BR&gt;21- كيميا و خاك (عباس رافعي)&lt;BR&gt;22- چراغ قرمز (علي غفاري)&lt;BR&gt;23- آدمكش (رضا كريمي)&lt;BR&gt;24- معبد جان (محمد درمنش)&lt;BR&gt;25- خيابان بيست و چهارم (سعيد اسدي)&lt;BR&gt;26- بار هستي (امير قويدل)&lt;BR&gt;27- روز داوري (عباس رافعي)&lt;BR&gt;28- زخم شانه حوا (حسين قناعت)&lt;BR&gt;29- پسر آدم دختر حوا (رامبد جوان)&lt;BR&gt;30- ترانه كوچك من (مسعود كرامتي)&lt;BR&gt;31- شكارچي شنبه (پرويز شيخ طادي)&lt;BR&gt;32-خانواده ارنست (محسن دامادي)&lt;BR&gt;فيلم‌هاي اول:&lt;BR&gt;1- نفوذي (احمد كاوري)&lt;BR&gt;2 - آل (بهرام بهراميان)&lt;BR&gt;3- سفر مرگ (حسن آقا كريمي)&lt;BR&gt;4- نخودي(جلال فاطمي)&lt;BR&gt;5- باغ قرمز (امير سمواتي)&lt;BR&gt;6- جايي نزديك زمين(مهدي رحماني)&lt;BR&gt;7- روشن خاموش روشن (حميدرضا چاركچيان)&lt;BR&gt;8- بي‌خوابي (محمدجعفر باقري‌نيا)&lt;BR&gt;9- شكلات داغ (حامد كلاهداري)&lt;BR&gt;10- حوالي اتوبان (سياوش اسعدي)&lt;BR&gt;11- خاطره (نادرطريقت)&lt;BR&gt;12- گل بارون (شاهين باباپور)&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;*** فيلم‌هايي چون ناسپاس (حسن هدايت)، بعدازظهر سگي سگي (مصطفي كيائي)، كيفر (حسن فتحي)، عروسك (ابراهيم وحيدزاده)، شرط اول(مسعود اطيابي)، مرهم (علير‌ضا داوود‌نژاد) از جمله كارهاي در مرحله فيلمبرداري هستند كه احتمال شركت آنها در جشنواره بيست و هشتم وجود دارد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;*** به اين فهرست مي‌توان به فيلم‌هايي مثل صدسال به اين سال‌ها (سامان مقدم)، آتشكار (محسن امير‌‌يوسفي) و تسويه حساب (تهمينه ميلاني) اشاره كرد كه در صورت كسب پروانه نمايش و عدم تمايل تهيه‌كننده آن‌ها به اكران پيش از جشنواره مي‌توانند در جشنواره فيلم فجر اكران شوند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;*** در صورت آماده شدن نسخه سينمايي «در چشم باد» (مسعود جعفري جوزاني) اين فيلم در جشنواره امسال اكران خواهد شد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;*** فيلم‌هايي مثل چيزهايي هست كه نمي‌داني (فردين صاحب‌الزماني)، راه آبي ابريشم (محمد بزرگ‌نيا)، لالايي (منيژه حكمت)، پنجاه كيلو آلبالو (ماني حقيقي) و در شب عروسي (رضا قهرماني) ‌نيز در مرحله فيلم‌برداري متوقف شده‌اند، در صورت آغاز مجدد پروسه توليد، زمان لازم را براي رسيدن به جشنواره دارند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;*** احتمال شركت فيلم‌هايي چون آسمان محبوب / چه زندگي شگفت‌انگيزي (داريوش مهرجويي)، تابستان عزيز (اميرشهاب رضويان)، سنگ اول (ابراهيم فروزش)، صبح روز هفتم (مسعود اطيابي) و... نيز در جشنواره وجود دارد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;*** فيلم‌هايي چون ازدواج در وقت اضافه (سعيد سهيلي)، يك بازي ساده/لج‌ و لج‌بازي (مهدي برقعي)، سه‌درجه تب (حميدرضا صلاحمند) ، رز سفيد (كامران قدكچيان)، نظام از راست (محمدرضا ورزي)، پاداش (كمال تبريزي)، غريبه‌اي در شهر (جهانگير جهانگيري)، شير و عسل (آرش معيريان)، يك جيب پر پول، يك گواهينامه (قدرت‌الله صلح‌ميرزايي) نيز به صلاحديد سازندگان‌شان، قرار است قبل يا بعد از جشنواره اكران عمومي شوند اما در صورت تغيير اين تصميم، ممكن است سازندگان‌شان فرم شركت در جشنواره را پر كنند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;*** از فيلم‌هاي كودكانه نيز همبازي (غلامرضا رمضاني)، پرواز مرغابي‌ها (علي شاه‌حاتمي)، پريا (حسين قاسمي جامي) كه از جمله فيلم‌هاي جشنواره همدان هستند، شانس شركت در جشنواره را دارند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;*** فيلم‌هايي هم داراي پروانه ساخت هستند يا تقاضا داده‌اند كه تا اين لحظه توليد آنها شروع نشده يا متوقف هستند كه در صورت توليد در دو ‌ماه آينده، شايد جزو مسافران جشنواره بيست‌وهشتم باشند. فيلم‌هايي چون: پرنسيب (تهمينه ميلاني)، مستاجر طبقه وسط (محمدهادي كريمي)، از ما بهترون(مهرداد فريد) و...&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;*** فيلم‌هايي چون «شور شيرين» (جواد اردكاني) و «تهران 1500»(بهرام عظيمي) نيز بنا به اعلام دست‌اندركارانش براي جشنواره بيست و نهم فيلم فجر آماده خواهد شد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;براساس اعلام روابط عمومي معاونت سينمايي، جشنواره فيلم فجر امسال از پنجم الي پانزدهم بهمن ماه برگزار مي‌شود. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;******************از شواهد و قرائن این طور بر میاد که جشنواره خوبی رو پیش رو داریم&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;یا علی&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 26 Nov 2009 21:36:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=eghlimaaaaaaa&amp;postid=207</comments>
<dc:creator>eghlimaaaaaaa</dc:creator>
<guid>http://eghlimaaaaaaa.blogfa.com/post-207.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نگاهی به محاکمه در خیابان و یادی از ممیز</title>
<link>http://eghlimaaaaaaa.blogfa.com/post-206.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;سلام به همه شما همراهان همیشگی این وبلاگ&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;همراهان قدیمی میدونند که این وبلاگ اگر خبری از آقای حاتمی کیا نداشت یک بخشی رو داره به عنوان خبرهای مختلف که اخباری از همه حوزه ها رو میزاره....&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;و اما پست امروز این وبلاگ اختصاص داره به فیلم محاکمه در خیابان و یادی از بزرگ گرافیک ایران مرتضی ممیز.....&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;و اما جلسه پرسش و پاسخ فیلم محاکمه در خیابان....&lt;/P&gt;
&lt;DIV align=center&gt;گزارش فارس از نشست «محاكمه در خيابان» در فرهنگسراي ارسباران؛&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=center&gt;كيميايي: «محاكمه در خيابان» تصوير جامعه امروز و صداي اين روزهاست&lt;/DIV&gt;
&lt;P align=center&gt;خبرگزاري فارس: «مسعود كيميايي» با بيان اين كه «محاكمه در خيابان» تصوير جامعه امروز و صداي اين روزهاست، گفت: من براي هم‌نفسانم فيلم مي‌سازم و از استقبال مخاطبان و فروش فيلم راضي‌ام&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG src=&quot;http://media.farsnews.com/Media/8809/Images/jpg/A0773/A0773461.jpg&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;به گزارش خبرنگار سينمايي فارس شامگاه يكشنبه نشست نقد و بررسي فيلم سينمايي &quot;محاكمه در خيابان &quot; با حضور &quot;مسعود كيميايي &quot; (كارگردان)، &quot;جواد طوسي &quot; (منتقد و مجري)، &quot;شبنم درويش &quot; (بازيگر)، &quot;رضا يزداني &quot; (خواننده)، &quot;اسحاق خانزادي &quot; (صدابردار)، &quot;اكبر معززي &quot; (بازيگر) و &quot;محمد مؤيد &quot; (بازيگر) در باشگاه فيلم تهران فرهنگسراي ارسباران برگزار شد. &lt;BR&gt;بنابراين گزارش، در ابتدا &quot;جواد طوسي &quot; در گذشت برادر &quot;مسعود كيميايي &quot; را به او تسليت گفت و در ادامه از كيميايي در مورد چگونگي شكل‌گيري فيلمنامه &quot;محاكمه در خيابان &quot; سوال كرد كه وي در پاسخ، اظهار داشت: اين قصه سر دراز دارد. من حدوداً چهار فيلمنوشت به وزارت ارشاد آن زمان دادم كه هر چهار طرح رد شد. البته من دوست ندارم غر بزنم و گفتن اين موضوع تكراري است. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;* كيميايي: براي &quot;اصغر فرهادي &quot; خيلي احترام قائلم &lt;BR&gt;كارگردان &quot;سفر سنگ &quot; در ادامه افزود: فيلمنامه من چهار بار نوشته شد و ابتدا نامش &quot;شريك &quot; بود. هر چهار فيلمنامه در وزارت ارشاد رد شد و گفتند نمي‌شود اين فيلمنامه‌ها را بسازي، تا اينكه &quot;اصغر فرهادي &quot; (كه من براي اين جوان مستعد خيلي احترام قائلم) لطف كرد، داستان‌ها را از زاويه ديگر مورد بررسي قرار داد و دو داستان را به هم پيوند زد؛ اما از &quot;شريك &quot; خيلي فاصله نگرفت، اين در حالي بود كه فيلم قابل اجرا شد و من باز هم از &quot;اصغر فرهادي &quot; به خاطر اينكه سناريو را تعمير كرد، ممنونم. من همين طور فيلم را مي‌بينم و هر آنچه ديديد، كامل‌ترين است و هر چيز اضافه يك حفره حادث مي‌كند كه مشكلات و پيچيدگي‌هايي به فيلم اضافي مي‌كند. &lt;BR&gt;وي گفت: فيلم در مورد خيانت است و جامعه را سفيد، شفاف و نئون نمي‌بيند، بله جامعه سياه است و روابط بين آدم‌ها هم همين طور است. &quot;محاكمه در خيابان &quot; تصوير جامعه اين روزها است. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;* خانزادي: صداي تهران را به ديدگاه كيميايي نزديك كردم &lt;BR&gt;به گزارش فارس، در ادامه &quot;طوسي &quot; از &quot;اسحاق خانزادي &quot; در مورد نوع صدابرداري كار پرسيد كه چقدر جاي خلاقيت داشت كه وي در پاسخ، گفت: من با كارگردان‌هاي مختلف فيلم‌هاي زيادي كار كرده‌ام، اما در كنار &quot;كيميايي &quot; حس مي‌كنم شاگرد كوچك ايشان هستم. اينجا بدنم مي‌لرزد و در كنار استاد مسلم كارگرداني، زبانم بسته است. &quot;كيميايي &quot; 40 سال است كه فيلم‌هاي بي‌نظيري ساخته و من افتخار دارم از &quot;سلطان &quot; به بعد با ايشان همكاري كنم و كاملاً فكر ايشان را مي‌دانم. در طول كار، تمام تلاش من بر اين بود كه بتوانم همه بضاعتم را خرج كنم. &lt;BR&gt;وي در ادامه افزود: اما در مورد &quot;محاكمه در خيابان &quot; بدون اين كه با كسي مشورت كنم، سعي كردم با افكت‌هاي مختلف، صداي شهر تهران را مهيب نشان دهم تا با زاويه ديد &quot;كيميايي &quot; منطبق باشد. &lt;BR&gt;بنابراين گزارش، در ادامه &quot;كيميايي &quot;، گفت: من از &quot;خانزادي &quot; تشكر مي‌كنم، صدابرداري كارهاي من سخت است به دليل اينكه من فيلم‌هاي خياباني مي‌سازم و در پلاتو كار نمي‌كنم و صدا در خيابان، كار مشكلي است و معتقدم دوربين بايد درون جامعه برود. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;* درويش: يك‌بار هم جامعه را از ويزور آقاي &quot;كيميايي &quot; ببينيد &lt;BR&gt;به گزارش فارس، در ادامه &quot;طوسي &quot; گفت: يكي از ويژگي‌هاي بارز &quot;كيميايي &quot; معرفي چهره‌هاي جديد به سينماي ايران است و دوست دارم دو هنرمند جوان، در مورد ويژگي‌هاي اين كار صحبت كنند. &quot;درويش &quot; در پاسخ به اين سوال، اظهار داشت: قبل از هر چيز من تشكر مي‌كنم از آقاي &quot;طوسي &quot; و خيلي خوشحالم كه در كنار استاد &quot;كيميايي &quot; در اين جمع نشسته‌ام. حضور من در اين فيلم فارغ از دغدغه‌هاي ديگر من بود، من شاگرد كلاس‌هاي كارگاه آزاد بازيگري هستم و جدا از آن، سينماي آقاي &quot;كيميايي &quot; را دوست دارم و اين شانس بزرگ نصيبم شد. اين كه ايشان چه چيزي در من ديدند تا اين كاراكتر را به من محول كردند، نمي‌دانم، اما &quot;مرجان &quot; و كل فضاي اين فيلم، سياه و التهاب‌آور است و اين فضاسازي برايم ملموس بود، از اين ريسك استاد كه هميشه در 50 سال فيلمسازي انجام داده‌اند و اين بار به من اعتماد كردند، بسيار تشكر مي‌كنم. &lt;BR&gt;وي در ادامه افزود: وقتي سناريو را خواندم، اسم &quot;مرجان &quot;، من را ياد &quot;مرجان &quot;(داش آكل) انداخت، اما شرايط اين دو با هم كاملاً متفاوت است و خيلي سخت است كه در اين جامعه، پاك زندگي كني و بايد هر چيز پيراموني را سنجيد. &quot;مرجان &quot; در جاهايي تن به خفت مي‌دهد اما به قول آقاي &quot;كيميايي &quot;، خروجي درستي را پيدا مي‌كند و جوياي يك زندگي سالم است. &lt;BR&gt;&quot;شبنم درويش &quot; هم گفت: من از حضار در سالن خواهش مي‌كنم مقابل هيچ فيلمي قرار نگيرند و درباره &quot;محاكمه در خيابان &quot; نيز،‌ يك‌بار جامعه را از ويزور دوربين آقاي &quot;كيميايي &quot; ببينند. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;* مؤيد: اين فيلم، واقعيت‌هاي جامعه را بازگو مي‌كند &lt;BR&gt;در ادامه &quot;محمد مؤيد &quot; در پاسخ به همين سوال، اظهار داشت: من بار اول است كه وارد سينما مي‌شوم. خيلي خوشحالم كه اين شانس را داشتم كه زير سايه استاد كيميايي، يكي از عوامل كوچك اين فيلم باشم. اين فيلم، واقعيت‌هاي جامعه را بازگو مي‌كند و اين واقعيت‌ها را نمي‌توان كتمان كرد. ديد كه دو دوست قديمي چگونه به خاطر مسائل مالي دشمن يكديگر شدند و ماديات انسانيت‌ها را چطور نابود كرد. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;* معززي: صداقت روش خوبي براي تمام عوامل سينما است &lt;BR&gt;بنابراين گزارش، &quot;طوسي &quot; از &quot;اكبر معززي &quot; در مورد نقش استثنايي خود سوال كرد كه وي در پاسخ، گفت: من افتخار اين را دارم كه از 13 سالگي با &quot;كيميايي &quot; رفيق هستم و با او سينما را شناختم، اما در مجموع، فكر مي‌كنم كه صداقت روش خوبي براي تمام عوامل سينما است. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;* يزداني: در طول اين سه كار، آقاي &quot;كيميايي &quot; روي موسيقي خيلي حساس بود &lt;BR&gt;به گزارش فارس در ادامه &quot;طوسي &quot; از &quot;رضا يزداني &quot; در مورد جنس موسيقي اين كار پرسيد كه وي در پاسخ، اظهار داشت: كاركردن با &quot;كيميايي &quot; براي من افتخار بود من هم يكي از علاقه‌مندان فيلم‌هاي &quot;كيميايي &quot; هستم و روزي به من تماس گرفته شد براي فيلم &quot;حكم &quot; اصلاً باورم نمي‌شد، اما خدا را شاكرم كه اين اتفاق رخ داد و من افتخار اين را دارم كه در سه فيلم &quot;حكم &quot;، &quot;رئيس &quot; و &quot;محاكمه در خيابان &quot; ترانه تيتراژ پاياني را خوانده‌ام و ديدم كه در طول اين سه كار، آقاي &quot;كيميايي &quot; روي موسيقي خيلي حساس بود. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;* كيميايي: در كشور جهان سومي، غيرت بدون چاقو نمي‌شود &lt;BR&gt;در ادامه &quot;طوسي &quot; از &quot;كيميايي &quot; در مورد آرمان‌هاي خود سوال كرد كه وي در پاسخ، گفت: &quot;محاكمه در خيابان &quot; تصوير جامعه اين روزها است. طبعاً آرمان‌هاي من در &quot;قيصر &quot; و اين فيلم از هم جداست، چون زمانه تغيير كرده و اگر هنرمند بخواهد حرف روزگار خود را بازگو كند، بايد منطبق با روز خود پيش برود. &lt;BR&gt;بنابراين گزارش، در ادامه يكي از حضار از &quot;كيميايي &quot; در مورد استفاده از چاقو در تمام فيلم‌هايش پرسيد كه وي در پاسخ، گفت: در كشور جهان سومي، غيرت بدون چاقو نمي‌شود و من اهل اسلحه نيستم، چرا كه بايد بعداً تمام فوت و فن آن را بدانم و ما كمتر به وسيله فكر كنيم و بيشتر به اصل آن بيانديشيم. &lt;BR&gt;در ادامه، يكي از حضار از &quot;كيميايي &quot; در مورد اين كه كاراكترها كم‌تر شخصيت‌پردازي شده‌اند، سوال كرد كه وي، در پاسخ گفت: اگر در شخصيت‌پردازي از اين بازتر عمل مي‌كردم، فيلم اجازه نمايش نمي‌گرفت و در حقيقت من از يك جاهايي گذر كردم. &lt;BR&gt;در ادامه يكي از حضار در مورد سكانس فينال سوال كرد كه كيميايي در پاسخ، گفت: بعد از سكانس عروسي، انفجار دو فشفشه كه در تصوير ديده مي‌شود، مي‌تواند نشان اميد باشد. &lt;BR&gt;وي گفت: من براي هم‌نفسانم فيلم مي‌سازم و از استقبال مخاطبان و فروش فيلم راضي‌ام. &lt;BR&gt;در پايان &quot;اكبر معززي &quot; درباره سياه و سفيد بودن فيلم، گفت: اين نگاه و اين دوربين اگر در تمام دنيا هم بود، سياه و سفيد بود. من معتقدم كه اين تكنولوژي كه تمام دنيا را تسخير كرده، عواطف را آزار مي‌دهد. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;بنابراين گزارش، اين مراسم با اهدا لوح سپاس به مدعوين راس ساعت 22 به اتمام رسيد. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;حاشيه مراسم: &lt;BR&gt;- قبل از آغاز مراسم نمايش و نقد فيلم، فرش قرمزي جلوي فرهنگسراي هنر پهن شد و عوامل فيلم از آن عبور كردند. &lt;BR&gt;- استقبال مردم از اين فيلم بي‌نظير بود، تمام صندلي‌هاي سالن نمايش فيلم ارسباران پر شد و گروه زيادي از علاقه‌مندان، پشت درهاي بسته ماندند. &lt;BR&gt;انتهاي پيام/ا &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG height=348 alt=&quot;نشست محكمه در خيابان&quot; src=&quot;http://media.farsnews.com/Media/8809/ImageNews/880902/1_880902_L600.jpg&quot; width=480&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG src=&quot;http://64.130.220.65/Multimedia/pics/1388/7/Art/404.jpg&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;و اما نقدی از محاکمه دار خیابان از خبرگزاری مهر:&lt;/P&gt;
&lt;DIV align=center&gt;
&lt;TABLE dir=rtl border=0&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=2&gt;نگاهی به یک فیلم/&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR id=trNewsTitle&gt;
&lt;TD&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=2&gt;&quot;محاکمه در خیابان&quot;؛ داستان آدم‌هایی که روی کاغذ زنده‌ترند&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR id=trNewsLead&gt;
&lt;TD&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=2&gt;معمولا خواندن فیلمنامه‌های کیمیایی لذت بخش‌تر از دیدن خود فیلم‌هاست. بخشی از آن به دیالوگ‌نویسی او با آن جملات بیشتر کوتاه و موجز باز می‌گردد که چون با لغات کیمیایی نوشته شده‌اند، آزارمان نمی‌دهد بلکه گزندگی بازیگوشانه‌اش تا اندازه‌ای جالب و لذت‌بخش است.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR id=trNewsBody&gt;
&lt;TD&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;STRONG&gt;* خبرگزاری مهر- گروه فرهنگ و هنر:&lt;/STRONG&gt; بحث در مورد مضمون فیلم‌های کیمیایی چیز تازه‌ای نیست، دیدگاه او نسبت به مردان و زنان آثارش با ساخت هر فیلم تازه به چالش کشیده می‌شود و او در طی سال‌ها نشان داده که کیمیایی همین است که هست، فضای جامعه و نگاه نسل جدید و تازه شدن رنگ و روی جهان که ناگزیر آثار آن در فرهنگ و ارتباطات آدم‌های ایرانی نیز دیده می‌شود تاثیری در نوع و شیوه نگاه او به شخصیت‌های آثارش ندارد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=2&gt;هیچ وقت ندانستم فارغ از آن چه در آثار او می‌بینیم، عقیده شخص او به عنوان یک فیلمساز صاحب سبک در مورد کشتارهای فجیع ناموسی که خبرهایش را هر روز این طرف و آن طرف می‌شنویم و می‌خوانیم چیست. بگذریم... باصرف نظر از مضمون، &quot;محاکمه در خیابان &quot;در میان آثار اخیر کیمیایی فیلم بدی نیست. به زبان بهتر لحظات زیبا و سکانس‌های خوب در کل کار کم نیستند که خوشبختانه به کمک خط داستانی ضعیف و کمرنگ اثر آمده‌اند و البته دیالوگ‌های جالب فیلم را هم نمی‌توان نادیده گرفت.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG height=331 src=&quot;http://www.mehrnews.com/mehr_media/image/2009/11/487548_orig.jpg&quot; width=483&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;معمولا خواندن فیلمنامه‌های کیمیایی لذت بخش‌تر از دیدن خود فیلم‌هاست. بخشی از آن به دیالوگ‌نویسی او با آن جملات بیشتر کوتاه و موجز و گاه وقیحی باز می‌گردد که  چون با لغات  کیمیایی و نه آن لغات ملموس کوچه و بازار که گوشمان به شنیدنشان عادت کرده نوشته شده‌اند ، وقاحتشان لابلای پرده‌ای که بین ما و کلمه فاصله می‌اندازد گم می‌شود و نه تنها آزارمان نمی‌دهد بلکه گزندگی بازیگوشانه‌اش تا اندازه ای جالب و لذت‌بخش است.&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;اما بخش مهمتری هم هست و آن فاصله بین تخیل خواننده (و حتی خود نویسنده) و آن چیزی است که بر پرده می‌بینیم.&lt;BR&gt;شاید به همین علت باشد که فیلمنامه‌های کیمیایی را بیشتر خواندنی می‌دانم تا ساختنی. توضیح صحنه‌ها در نگارش او بسیار بیشتر از آن چه در تصویر می‌بینیم به داستان می‌افزایند. اگر صحنه عاشقانه‌ای است (مانند آتش بازی نیمه شب فیلم سلطان) کیمیایی در نوشتار، فضایی آن چنان شاعرانه و انتزاعی را توصیف می‌کند که  تماشاگر ناخوداگاه و به نحوی درونی برای مواجه شدن با اتفاقات دیگر داستان توجیه می‌شود.&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;اما قطعا خود کیمیایی هم می داند در اجرا ، این توضیح صحنه  به گونه‌ای دیگر از آب در خواهد آمد. شخصیت‌های کیمیایی روی کاغذ تا اندازه‌ای همدلی ایجاد می‌کنند اما همان شخصیت‌ها روی پرده وجوه انسانی کمتری دارند. وقتی فیلمنامه  را می‌خوانی این انتخاب را داری که آدم‌‌های داستان را خودت انتخاب کنی و آن وقت بی‌تردید فرد دیگری را  برای شخصیتی مانند عبد در نظر خواهی گرفت.&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;کیمیایی با انتخاب بسیار نامناسب بازیگرنقش عبد بازی را از همان ابتدا واگذار کرده است. مهم نیست که انتهای داستان به چه نتیجه‌ای می‌رسد ، مهم روند این بازی است. تنها یک دلیل بیاورید که شخصی مانند مرجان، عبد را انتخاب کند و با او ارتباط برقرار کند. چرا ما به عنوان تماشاگر باید این مثلث عشقی (که چندان به مثلث هم نمی‌ماند) را جدی بگیریم؟ کدام ویژگی عبد رقابت ایجاد می‌کند؟&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;فیلمساز در صورتی می‌تواند چنین داستانی را با شخصیت‌هایی تا این اندازه نا متوازن پیش ببرد که دست کم اندک شناختی از هر کدامشان داشته باشیم. برای مثال یک ویژگی منحصر به فرد در عبد ببینیم که او را لایق عشق مرجان کند. تنها کسی که کیمیایی کمی در شناساندن او و توجیه کارهایش تلاش کرده امیر است. امیر، قهرمان داستان، یک چاقو کش است که به قول خودش از کودکی خلافی نیست که از کنار آن رد نشده باشد و با این اوصاف چندان عجیب نیست که دوستش به آسانی بتواند او را شستشوی مغزی دهد و به جان خلق خدا بیندازد. اما سایرین چطور فکر می‌کنند، کجای کارند و چگونه به این نقطه رسیده‌اند؟&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;شخصیتی که فروتن او را بازی می‌کند و پوسته  بیرونی‌اش، با آن لباس و آن فیگورهای خاص و آن اتاق‌های خالی،  در مجموع خوب  و همخوان از آب درآمده پی چیست؟ وقتی پول و خانه و ماشین و دفتر کار دارد پس چرا قرض‌هایش را نمی‌دهد؟ اگر کلاهبردار است و نمی‌خواهد قرض‌هایش را بدهد برای چه به سرایدارش می گوید که شرمنده است؟ &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;آیا اثاث خانه از خود خانه گران‌تربوده که آن ها را بابت قرض‌هایش فروخته و خود خانه را همچنان  نگاه داشته؟ چرا همسرش با وجودی که می‌داند او در گاو صندوق خانه پول نگه می‌دارد، به خاطر ورشکست شدن او را ترک کرده و اگر دلیل ترک کردنش این نبوده پس چیست؟ در فیلم نشانی از علاقه او به مرد دیگر نمی‌بینیم و حتی بارها هم تاکید می‌شود که او همچنان عاشق شوهرش است و فقط به دلیلی که نمی‌دانیم چیست و هیچ وقت هم قرار نیست بفهمیم &quot;اززندگی با او خون بالا می‌آورد!&quot;   &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;با تمام این‌ها &quot;محاکمه در خیابان&quot; حسن‌هایی دارد که فیلم‌های کیمیایی در این اواخر از آن‌ها بی‌بهره بودند. برای مثال فروتن با وجود این که هیچ چیز از او نمی‌دانیم و با وجود لباسش که به سن و سالش نمی‌خورد و با وجود تناقض زیاد در رفتارش و اطلاعاتی که فیلم به ما می‌دهد و... کاملا در دل فضای داستان نشسته و دقیقا از جنس کار است. سکوت آن گلفروش یک دست و شیوه بستن گل‌ها از همان ابتدا زهری در داستان می‌ریزد که زیباست. دیالوگ کریمی در پاسخ به عبد که از تهدید مرد در مورد بریدن گوشش می‌گوید معرکه است و...&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;و در کنار تمام این‌ها سبیل پولاد کیمیایی هم به طرز غیر قابل تحملی افتضاح است و مدتی طولانی از فیلم می‌گذرد تا به شکل و شمایل او عادت کنیم و ترکیب چهره او با آن سبیل، خنده روی لبمان ننشاند. تنها یک نکته دیگر... تصور کنید که تهمینه میلانی فیلمی می‌ساخت که تنها سه کاراکتر مرد داشت که دو نفر از آن‌ها خیانتکار و نفر سوم دیوانه بود، یعنی درست موقعیتی عکس چیزی که کیمیایی در &quot;محاکمه در خیابان&quot; به تصویر کشیده است. دوستان عزیز نویسنده و منتقد در نوشته‌ها و گفته‌هایشان چه برچسب‌هایی به او می‌زدند؟! &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;
&lt;DIV align=center&gt;
&lt;HR&gt;
&lt;/DIV&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;چهارمین سالگرد در گذشت ممیز بزرگ گرافیک ایران و ......&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;STRONG&gt;مراسم چهارمين سالروز نبود پيرگرافيك&lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt; &lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt;ايران؛ مردي كه هميشه تاكيد داشت «بايد درست كار كرد» با افتتاح نمايشگاه مفهومي&lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt; «&lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt;چاقو در آب» و با حضور گرافيست‌ها و دوستان مميز در خانه هنرمندان ايران برگزار&lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt; &lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt;شد&lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt;.&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;به گزارش خبرنگار هنرهاي تجسمي خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، &lt;STRONG&gt;بهمن فرمان‌آرا،&lt;/STRONG&gt; كارگردان سينما و يكي از دوستان صميمي مميز در مراسمي كه روز گذشته - اول آذر ماه - در تالار بتهوون برپا شده بود با ياد مرتضي مميز،گفت: مهمترين ويژگي مميز از ديد من معلم بودن اوست، زيرا كه مميز دشمن متوسط بودن بود وهميشه حرفش را صريح مي‌زد. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;او ادامه داد: تمام کساني که او را به استادي قبول داشتند در عين علاقمند بودن به نظر مميز، هميشه سپري همراه داشتند تا از نظرات او آسيب نبينند، او مي‌خواست جوانان با استعداد در دام استاد شدن نيفتند. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;فرمان‌آرا تاكيد كرد: مميز حتي در مورد آداب معاشرت هم سخت‌گير بود و از اين رو رفتن او را بيشتر از اين جهت حس کرديم که او عامل اصلي انجام کارها بود. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;كارگردان «بوي كافور عطر ياس» يادآور شد: مرتضي مميز مي‌خواست مجله درجه اولي درباره گرافيک منتشر کند که اين تلاش نهايتا منجر به انتشار مجله «نشان» شد. او اعتقاد داشت بايد آدمها را ساخت و در اين مسير براي ساختن از پا نمي‌افتاد. شايد از اين جهت بود كه در دوران بيماري‌اش به ما نشان داد که چگونه بايد در مقابل بيماري ايستاد. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;او سپس به عنوان اين نمايشگاه «چاقو در آب» و فيلم رومن‌پولانسكي با همين نام اشاره كرد و افزود: «چاقو در آب » به عنوان اولين فيلم رومن پولانسکي اثر فوق‌العاده‌اي است. اين فيلم در اوج سيستم استبدادي لهستان ساخته شد و نشان داد كه چاقو در آب مي‌افتد اما کينه چاقو هميشه زنده مي‌ماند. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;بعد از سخنان فرمان‌آرا يكي از گفت‌وگوهاي رو در رو با مميز پخش شد. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;سپس تمام هنرمنداني كه براي يادبود مميز به خانه هنرمندان آمده بودند به طبقه پايين رفتند تا شاهد بازگشايي نمايشگاه «چاقو در آب» باشند. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;ديروز - يكم آذر ماه - تمام ديوارهاي گالري مميز خانه هنرمندان ايران آبي شده بودند. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;در اولين اتاق عكس‌هاي كودكي تا كهنسالي مردي ديده مي‌شد كه همگي او را با نام «پدر گرافيك ايران» مي‌شناختند؛عكس‌ها همه ماحصل كارهاي دوستان مميز بود. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;در اتاق بعدي اما چهار پوستر با طرح‌هاي چاقو در كنار هم ديده مي‌شد. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;چيدمان چاقو‌هاي آويزان از سقف بر روي سطح آبي كه بر زمين قرار گرفته بود نيز بخش ديگري از اين نمايشگاه بود. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;STRONG&gt;«&lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt;افسانه مميز» ،همسر زنده ياد مرتضي مميز&lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt; &lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt;در يادداشتي كوتاه درباره نوع علاقه اين هنرمند به چاقو نوشته است: «... چاقو&lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt; &lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt;جايگاهي خاص در ذهن مرتضي داشت، هم از آن وحشت داشت؛ حتي از چاقوي آشپزخانه و همان&lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt; &lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt;را وسيله‌اي مي‌دانست براي هرس كردن،بريدن بخش‌هاي زايد و خلاصه كردن و شكل دادن&lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt;. &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;STRONG&gt;آن را در گلدان كاشت و از سقف آويزان كرد&lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt; &lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt;وعقيده داشت كه اگر زندگي را شوخي بگيريم و زحمت نكشيم و وقت را تلف كنيم و ناآگاه&lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt; &lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt;و بدخواه و خودپسند باشيم به جاي گل در گلدان، چاقو مي‌رويانيم و از آسمان به جاي&lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt; &lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt;باران رحمت، چاقو&lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt;. &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;STRONG&gt;تأكيد داشت كه زندگي آزمايش است نه آسايش&lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt; &lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt;و شيوه زندگي‌اش سند اين باور، كه حتي در بستر بيماري هم كار كرد&lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt;. &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;STRONG&gt;خود مانند آب، صاف و زلال بود و چون&lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt; &lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt;چاقويي در دست جراحي زبردست، تيز و برنده بود و شفابخش&lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt;.» &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;STRONG&gt;اما در كنار اين نمايشگاه ،فيلم «چاقو در&lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt; &lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt;آب» ساخته رومن پولانسكي هم پخش مي‌شد&lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt;. &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;نمايشگاه «چاقو در آب» كه تا پنجم آذر ماه ادامه دارد توسط بنياد مميز و با همکاري انجمن صنفي طراحان گرافيک ايران، نشر مشکي و خانه هنرمندان ايران برگزار شد. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;در افتتاحيه‌ي شب گذشته هنرمنداني چون ابراهيم حقيقي، بهمن فرمان‌آرا، امرالله فرهادي، فرشيد مثقالي، فرزاد اديبي و... حضور داشتند. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;IMG height=400 src=&quot;http://64.130.220.65/Multimedia/pics/1388/9/Art/48.jpg&quot; width=483&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;IMG height=341 src=&quot;http://64.130.220.65/Multimedia/pics/1388/9/Art/47.jpg&quot; width=433&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;پ.ن:پست امروز تنوعی بود در رویه این چند وقت وبلاگ&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;پست بعد&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;نقد مهاجر به قلم شهید اوینی&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;تا پست بعدی&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;یا علی&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 23 Nov 2009 08:52:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=eghlimaaaaaaa&amp;postid=206</comments>
<dc:creator>eghlimaaaaaaa</dc:creator>
<guid>http://eghlimaaaaaaa.blogfa.com/post-206.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نیکو خردمند هم رفت</title>
<link>http://eghlimaaaaaaa.blogfa.com/post-205.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;سلام به همه شما همراهان همیشگی این وبلاگ&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;بعد از درج درگذشت مرحوم رسام دوست نداشتم دیگه تو این وب خبر درگذشت کسی رو بزارم.....&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;اما انگار دست تقدیر بر اون بود تا مادر بزرگ مهربون سینمای ایران رو هم از ما بگیره...&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;نسل من تصویرش از بانوی سینما نیکو خردمند مادر بزرگ مهربونی که همیشه با شنیدن صداش آروم میشدیم&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;پاییز امسال هنرمند های بزرگی رو از دست دادیم&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;استاد مشکاتیان.....مسعود رسام......امیر قویدل  و حالا نیکو خردمند&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;برای اهو خردمند عزیز  و هم چنین خانواده این هنرمند آرزو صبر دارم و از طرف خودم این واقعه رو تسلیت میگم....&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG height=450 hspace=10 src=&quot;http://www.cinemaema.com/parameters/cinemaema/images/cache/e0da1c9bd34c97340cdd2eb41540dce6.jpg&quot; width=300&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;نیکو خردمند ـ بازیگر و صداپیشه پیشکسوت سینمای ایران ـ صبح امروز سه‌شنبه در سن 77 سالگی در بیمارستان ابن سینا دار فانی را وداع گفت.آهو خردمند خواهر این مرحوم با تایید خبر درگذشت مرحوم نیکو خردمند گفت: وی از مدتی پیش بعد از سکته قلبی در بیمارستان ابن سینا بستری بود و امروز نزدیک ساعت چهار صبح در همان بیمارستان از دنیا رفت.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;نیکو خردمند پس از تحمل یک دوره بیماری درگذشت. از بازیگر فیلم خاطره‌انگیز &quot;پرده آخر&quot; که در سال‌های اخیر کم‌کار شده بود، 27 شهریور در سیزدهمین جشن خانه سینما تجلیل شد. وی متولد 1311 تهران بود و فعالیت هنری را از سال 1337 با گویندگی در رادیو آغاز کرد و از 1339 نیز در دوبله مشغول بود.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;مرحوم خردمند کار بازی در سینما را از سال 1369 با فیلم سینمایی &quot;پرده آخر&quot; به کارگردانی واروژ کریم مسیحی آغاز کرد که اولین نقش‌آفرینی او در سینما سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش دوم زن در نهمین جشنواره فیلم فجر را برایش به ارمغان آورد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;این بازیگر همچنین سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش دوم زن در دوازدهمین جشنواره فیلم فجر را برای فیلم &quot;بازیچه&quot; دریافت کرد و برای فیلم سینمایی &quot;غزال&quot; نامزد دریافت جایزه بهترین بازیگر نقش دوم زن در چهاردهمین جشنواره فیلم فجر شد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;خردمند در سال‌های اخیر در فیلم‌های سینمایی &quot;پرونده هاوانا&quot;، &quot;کافه ستاره&quot; و&quot; چند می‌گیری گریه کنی&quot; بازی کرد. خبرگزاری مهر درگذشت این هنرمند باسابقه را به جامعه هنری ایران و خانواده و دوستان و همکاران آن مرحوم تسلیت می‌گوید. &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;خدایش بیامرزاد&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;یا علی&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 17 Nov 2009 19:56:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=eghlimaaaaaaa&amp;postid=205</comments>
<dc:creator>eghlimaaaaaaa</dc:creator>
<guid>http://eghlimaaaaaaa.blogfa.com/post-205.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>ابراهیم حاتمی کیا داور جشنواره فیلم کوثر</title>
<link>http://eghlimaaaaaaa.blogfa.com/post-204.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;سلام به همه شما همراهان همیشگی این وبلاگ&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;خبری از آقای حاتمی کیا:&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;جشنواره فيلم كوثر/&lt;/P&gt;
&lt;DIV class=nwstxtinfotitle&gt;داوران بخش 135 ثانيه‌اي جشنواره كوثر معرفي شدند&lt;/DIV&gt;
&lt;P class=nwstxtlead style=&quot;LINE-HEIGHT: 160%&quot;&gt;خبرگزاري فارس: ابراهيم حاتمي‌كيا، داود ميرباقري، مجتبي راعي، حسين خورشيدي و عليرضا رضاداد به عنوان اعضاي هيأت داوران بخش 135 ثانيه‌اي جشنواره فيلم كوثر معرفي شدند&lt;/P&gt;
&lt;P class=nwstxtlead style=&quot;LINE-HEIGHT: 160%&quot; align=center&gt;&lt;IMG class=nwstxttoppic src=&quot;http://media.farsnews.com/Media/8808/Images/jpg/A0763/A0763926.jpg&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=nwstxttext style=&quot;LINE-HEIGHT: 180%&quot;&gt;به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از معاونت امور رسانه‌ها و اطلاع‌رساني جشنواره فيلم كوثر، ابراهيم حاتمي‌كيا، داود ميرباقري، مجتبي راعي، عليرضا رضاداد و حسين خورشيدي پنج داور بخش فاطيما (فيلم‌هاي 135 ثانيه‌اي) جشنواره فيلم كوثر هستند. &lt;BR&gt;بر اساس اين گزارش، اين هيات پنج نفره قرار است 65 فيلم راه يافته مرحله مسابقه بخش 135 ثانيه‌اي جشنواره كوثر را داوري كنند. &lt;BR&gt;بخش فيلم‌هاي 135 ثانيه‌اي جشنواره كوثر با نظر به جايگاه والاي زن در فرهنگ غني ديني و ملي و با هدف تلاش براي دستيابي منزلت واقعي زن در سينماي ايران از سوي ستاد برگزاري جشنواره پيش‌بيني شده كه با استقبال گسترده فيلمسازان كشور مواجه شده است. &lt;BR&gt;553 عنوان فيلم به دبيرخانه اين بخش جشنواره رسيده كه از آن ميان، بيش از 200 عنوان فيلم ساخته شده است. &lt;BR&gt;65 فيلم مرحله مسابقه بخش 135 ثانيه‌اي از ميان 203 فيلم ارائه شده انتخاب شده‌اند. &lt;BR&gt;چهارمين جشنواره فيلم كوثر از 27 تا 30 آبان‌ماه جاري به همت ستاد آيه‌هاي ايثار و تلاش، معاونت امور سينمايي و سمعي بصري وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، استانداري تهران، صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران و موسسه مالي و اعتباري قوامين در سينما فلسطين برگزار مي‌شود. &lt;BR&gt;انتهاي پيام/ا &lt;/P&gt;
&lt;P class=nwstxttext style=&quot;LINE-HEIGHT: 180%&quot;&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=nwstxttext style=&quot;LINE-HEIGHT: 180%&quot;&gt;پ.ن:پست پایین که مربوط میشه به یادااشتهای روزانه آقای حاتمی کیا در زمان اکران به رنگ ارغوان رو چند نفر از دوستان به من گفتن که احتمال داره این مطلب درست نباشه...راستش هنوز تکذیبیه ای برای این مطلب نیومده...این مطلب در مجله مثلث به چاپ رسیده بود که من هم برای شما گذاشتم.....&lt;/P&gt;
&lt;P class=nwstxttext style=&quot;LINE-HEIGHT: 180%&quot; align=center&gt;تا پست بعدی&lt;/P&gt;
&lt;P class=nwstxttext style=&quot;LINE-HEIGHT: 180%&quot; align=center&gt;یا علی&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 11 Nov 2009 19:39:02 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=eghlimaaaaaaa&amp;postid=204</comments>
<dc:creator>eghlimaaaaaaa</dc:creator>
<guid>http://eghlimaaaaaaa.blogfa.com/post-204.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>یادداشت های روزانه ابراهیم حاتمی کیا </title>
<link>http://eghlimaaaaaaa.blogfa.com/post-203.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;سلام به همه شما همراهان همیشگی این وبلاگ&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;دوست عزیزی به نام احسان مطلبی رو برای من فرستادن که مربوط میشه به قسمتی از یادداشتهای روزانه آقای حاتمی کیا در دوران فیلم برداری به رنگ ارغوان.....&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;مشکل فیلم حالا حل شده...مسلما&quot; خوندن این یادداشت ها خالی از لطف نیست....&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG height=357 alt=&quot;به رنگ ارغوان&quot; src=&quot;http://media.farsnews.com/Media/8808/ImageNews/880811/29_880811_L600.jpg&quot; width=466&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; 28 دی 1382: كلید فیلم زیر مه و باران و برف زده شد. الحمدالله رب‌العالمین خوب آغاز شد. امید كه به همین پاكی ادامه یابد. شب برف می‌بارد و ما مثل كشاورزان خوشحالیم. تلفن مستقیم قطع شده و من رابطه‌ام با تهران قطع شده، حالم خوش است. نارسایی كم نیست، ولی گرم هستیم و پرشور.&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;29 دی: صبح 6 برخاستیم و 5/11 شب بیهوش افتادیم. به هر زوری بود بالاخره پلان - سكانس درگیری بهزاد - محسن را گرفتیم. سكانس بی‌نهایت سختی بود، آن هم به خاطر دوربین روی دست. دلم برای حسن كریمی فیلمبردار می‌سوزد. دوربین 537 واقعا سنگین است. برف دیروز كجا و آفتاب امروز كجا؟ همه چیز آبكی شده. خدا كند فیلم به این بلا دچار نشود.&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;30 دی: 6 برپا و 11 برخواب. كمی كسر خواب دارم. اوضاع خوب است. به حمید توصیه كردم بیشتر توی لاك نقش‌اش باشد. در نتیجه امروز خیلی عصبی بود و حتی سر پانته‌آ داد كشید. من خوشحالم بچه‌ها خوبند. یك ترانه شنیدم. جدیدترینش عالی بود. گریه‌ام گرفت. چه قدر زیباست. شب خواب سروش را دیدم. جوان‌تر بود. آمده بود امتحان در دانشگاه آزاد بدهد. من هم آمدم. خاتمی رئیس‌جمهور هم آمد. چیز عجیبی بود. همه می‌‌خواستند امتحان بدهند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;2 بهمن: برپا 6 صبح و خواب 5/12. كمی گیج هستم. چشم ارغوان به لنز حساس شده. خدا كند مشكل جدی نشود. كارها خوب پیش می‌رود. برنامه‌ریزی آینده را انجام دادیم.&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;3 بهمن: ارغوان بهتر شده، خیلی. حمید دیالوگ‌ها را دقیق حفظ نمی‌كند. من دلیلش را می‌دانم. می‌خواهد طراوت لحظه ضبط حفظ بشود. ولی ما را به دردسر می‌‌اندازد. كسر خواب چند شب كمی خواب‌آلودم كرده.&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;4 بهمن: سكانس سخت ارغوان و بهزاد در كنار درخت مقدس فیلمبرداری شد. ارغوان خوشبختانه خودش را كشید. خیلی خسته‌ام. یك روز وقت برگشت خوشیم و یك روز ناخوش. امروز ناخوشیم. دلیلش را هم نمی‌دانم.&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;5 بهمن: شب عكس‌های صحنه و پشت صحنه گلاره را دیدم. به نظرم پلان‌های متفاوت كم نگرفته‌ایم.&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;6 بهمن: چشم‌هایم می‌سوزد. بدنم درد می‌‌كند، ولی باید كار را پیش برد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;7 بهمن: از صبح تمرین سكانس دانشجوها توی كلاس آزاد جنگل انجام شد. برگشتیم و من سكانس 47 همین كلاس را گرفتم. دیدن راش‌های ویدئویی شده با فیلمبرداری مرتب برقرار است. برف شیرین می‌بارد و ما باید برنامه‌ریزی‌های جدیدی انجام دهیم.&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;8 بهمن: صبح‌ بچه‌ها دیر حاضر شدند. گرد و خاك راه‌انداختیم. حبیب با یك فنجان كاپوچینوی گرم به اتاقم آمد. حبیب را دوست دارم، ولی كار بعضی وقت‌ها خودش را تحمیل می‌كند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;10 بهمن: صبح ناامید سر صحنه رفتیم ولی با همت بچه‌ها توانستیم برف‌روبی كنیم. فقط ماند یك مشكل و آن نیامدن دانشجویان بود كه عملا بخش مهمی از كار معلق ماند و تا خودمان را جمع كنیم، كار از كار گذشته بود و سكانس ناقص ماند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;11 بهمن: به نظرم كمی كار شل شده و اگر اعتنا نكنیم كنترل از دستمان خارج می‌شود.&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;13 بهمن: امروز كار خوابید. صحنه، كار را عقب انداخت. محسن شاه‌ابراهیمی نمی‌گذاشت اتاق درحال آماده شدن ارغوان را ببینم. آنها تا صبح فردا كار كردند و من فقط از نفوذی‌هایم خبر می‌گرفتم كه كار پیش می‌رود. وقتی صبح اتاق را دیدم فقط یك چیز می‌توانستم بگویم: محسن بهترین است. خانم توكلی آمد. كمی از لهجه نقشش می‌ترسم.&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;14 بهمن: خیلی خسته‌ام. كسر خواب دارم. دوبار توی صحنه خوابم گرفت. دیگر جای تمرین شبانه نداشتم و بعد از نماز مغرب خوابیدم.&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;17 بهمن: شب كاری بود و بالطبع تا ظهر خوابیدم و بعدازظهر تمرین سكانس شلوغ ساز زدن توی قهوه‌خانه بود. می‌دانم كه كار سختی است. فردین خلعتبری از تهران آمده تا سر اجرای آن باشد. صبح دانشجو‌ها از تولید گله داشتند. كار داشت بیخ پیدا می‌كرد. مجبور شدم دخالت كنم.&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;18 بهمن: امروز از آن روزهایی است كه حالم خیلی بد بود. هوا بارانی است و من حال بی‌كسی دارم. بهم جفا شده. می‌خواستیم تمرین كنیم و كردیم. ولی حالم خوش نبود. نگرانم. دلم می‌خواست تهران بودم. دلم می‌خواست سركار نبودم. چه‌قدر این موسیقی آوایی تسكینم می‌دهد. مشكل از كیست؟ من؟ دستیارهایم؟ فشار كار؟ نمی‌دانم. نای نوشتن ندارم. فكر می‌كنم وقتش شده كه با فاطمه حرف بزنم. دل شكسته‌ام. همین! حالم منقلب است. پشت پلك‌هایم داغ شده.&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;19 بهمن: حالم خوش است. دیروز كجا و امروز كجا. چند روز است با اسماعیل و یوسف و نیره و فاطمه تماس ندارم. كمبودشان اذیتم می‌كند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;24 بهمن: قرار شد محوطه میدانگاهی را فیلمبرداری كنیم. حالم گرفته بود كه دیدم ساده‌ترین پلان‌هایی كه باید محیط آبادی را معرفی كند، این قدر سهل از بغلش می‌گذریم. یكهو توی خودم ریختم و سكوت كردم. صدا، دوربین، حركت را از خودم محروم كردم و گروه كارگردانی مجبور به ادامه شد. فاطمه و یوسف آمدند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;اسماعیل سرمای شدید خورده و نتوانسته بیاید و نیره هم رفته بود تبریز سر دانشگاه. این دو رایحه، حالم را عوض كرد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;27 بهمن: همه كار می‌كنند، ولی من فكر می‌كنم كار پیش نمی‌رود. حبیب می‌گوید روال برنامه‌ریزی و صحنه‌هایی كه شوت كردیم نشان می‌دهد كه خوب پیش رفتیم. الحمدالله.&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;28 بهمن: تعداد كاست‌ها به 80 رسید و من هنوز نمی‌دانم فیلم با چند كاست دیگر جمع می‌شود. سرصحنه خوابم می‌گیرد. میانگین خوابم به پنج ساعت رسیده. خدایا كمكم كن.&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;30 بهمن: صبح سرماخوردگی، تن دردی. ساعت 8 سرصحنه و تمرین چند باره. بدن درد امانم را بریده. یك ساعت خوابیدم. پر از كابوس و از خواب پریدن.&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;1 اسفند: تب و سرما حمید را از پا انداخت و امروز ازش محروم شدیم. تنها بازیگرمان لپ‌تاپ بود كه بازیگردانی‌اش با گلاره بود كه بهش مسلط است. به نظر ساده میآمد ولی دمار از روزگارمان درآورد. از ساعت 1 تا 9 شب. واقعا وحشتناك است. فقط صفحه LCD و تعداد قُبُل منقل روی كلید و صفحه. دلم لك زده برای یك پلان از صورت آدمیزاد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;2 اسفند: وسوسه تعطیل شدن یا نشدن روزهای عاشورا و تاسوعا به جان همه افتاده. من كه كار نمی‌كنم. بقیه گروه‌ها خودشان می‌دانند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;4 اسفند: حبیب سرما خورده و كز كرده. دلم برای غربت هردومان گرفته. توحال خودش بود كه ماچش كردم.&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;5 اسفند: محرم رسید. دلم می‌‌خواهد حال محرمی داشته باشم. خدایا نصیبم كن. مصرف نگاتیو به مرز 100 رسیده است. نگرانم. دلم نمی‌خواهد بالا برود، ولی بین شتاب و كندی یكی را باید انتخاب كرد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;8 اسفند: خسته‌ام ولی خوشم. سكانس سنگینی مثل مرشد و بهزاد را گرفتیم. باور نمی‌كردم آقای بابك با این دقت كار كند. همه عالی‌اند. من و كریمی سر فیلمبرداری سختگیر شدیم. نه من فشار می‌آورم و نه او خستگی نشان می‌دهد. من از قاب‌های فیلم راضی‌ام. این فیلم اگر هیچی نداشته باشد رنگ و نور خوبی دارد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;9 اسفند: عشق رفتن. دیگر خداحافظی‌ها شروع شده. حمید این حالش را زود نشان می‌دهد. سعی می‌كنم نرم باشم و مهربان. خدایا این فیلم خاطره بدی برای بچه‌ها نشود.&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;13 اسفند: نگرانم از فینال فیلم. شب با كابوس خوابیدم. خواب دیدم كه فیلمم مزخرف شده. پلان‌های گل و گشادش گیجم كرده بود. من كه از این اداو اطوارها نداشتم. چه مرگم شده. نمی‌دانم. از پلان‌های پایانی راضی نیستم. آقا به درك! دنیا كه به آخر نرسیده، اتفاق عجیب و غریب نمی‌افتد. این حال غریب دیگر چیست كه خرم را گرفته؟ نمی‌گذارم این روزهای آخر زهر بشود. اعوذبالله من‌الشیطان الرجیم.&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;18 اسفند: الحمدلله سكانس سخت فینال و تظاهرات دانشجویان فیلمبرداری شد. البته پیش‌بینی هوای باز و آزاد را داشتیم ولی برف، مه و باران و گل و شل به استقبال‌مان آمد. اول وحشت كردم، ولی كم‌كم خودم را با شرایط تطبیق دادم. گرفتیم، حالا چی شده الله‌اعلم.&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;19 اسفند: از صبح تا غروب در خوف و رجاء بودیم كه بالاخره سكانس درگیری را خواهیم گرفت یا نه. اخبار ضد و نقیض از وضعیت هوای محل می‌رسید. عده‌ای مثل من كوله‌بارشان را بسته بودند تا همین كه كات دادم راهی تهران بشوند. گفته بودم اگر برف بیاید، اگر آفتاب تو شب بزند، اگر مه سنگین باشد، باز هم می‌گیریم.&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;همه چیز آماده شد. جز تداركات اسلحه. جیغم درآمد. خبر نداشتم كه امشب روز تنبیه من بود. داد زدن همان و اعلام تعطیلی از طرف گروه تولید همان. توی عمر كاری‌ام تا حالا همچین سیلی نخورده بودم. آه كدام ظلم دامنم را گرفت، نمی‌دانم. دست از پا درازتر به سمت تهران راهی شدم. ساعت 1 نصف شب در تهران بودم. فیلمبرداری به رنگ‌ارغوان: كات.&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;ابراهیم حاتمی‌كیا&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; فصلی از فیلمنامه&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;داخلی، اتاق بهزاد، شب&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;صدای موسیقی غمناك سازدهنی از اتاق ارغوان به گوش می‌رسد. بهزاد در حال پانسمان جدید سینه‌اش است. هنوز محل زخم تازه است. دردی در چهره بهزاد. او به نرمی ریتم‌ساز ارغوان كار می‌كند كه صدای زنگ تلفن ارغوان به گوش می‌رسد. بهزاد دكمه ضبط را می‌زند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;صدای ارغوان: بله، (سكوت تلفنی) بفرمایید. الو؟ (سكوت تلفنی) می‌تونستم حدس بزنم این كار، كار توئه. مطمئنم كه پاسگاه بدش نمیاد كه من از یه دزدی شكایت كنم كه لباس دانشجویی تنشه. تو نشون دادی كه به اندازه كافی استعداد پست شدن داری. بذار یه اعترافی برات بكنم. امشب دلم برات سوخت. می‌شنوی؟ دلم برات سوخت. تو چقدر ذلیل شدی. نمی‌دونستم تا این حد مستعدی بهت تبریك می‌گم.&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;صدای مرد جوان: بهتره به خودت تبریك بگی. این آدمی كه ازش حرف می‌زنی تو ساختیش. تو اونو به این روز انداختی.&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;ارغوان: ساكت باش. تو دیگه روح و روانت باتلاقی شده. هرچه بیشتر تلاش كنی، بیشتر فرو می‌ری.&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;صدای‌مرد جوان: این باتلاق ارغوانیه. هرچی بیش‌تر توش فرو می‌رم، بوی تو رو می‌فهمم. خیلی مست....&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;ارغوان: .... خفه شو محسن.&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;صدای محسن: نمی‌تونم. چون قسم خوردم تا تو رو با خودم غرق نكنم دست از سرت بر نمی‌دارم. همه بروبچه‌ها رابطه منو با تو می‌دونن. همه می‌دونن كه ارغوان یه ماده عنكبوت عاشق‌كش خوش‌خط‌وخاله، ولی من تا تو رو نكشم خودم نمی‌میرم. من همه جور پستی رو انجام می‌دم تا پستی تو دیده بشه.&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;ارغوان: پس ادامه بده. من تماشاچی بدی نیستم.&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;محسن: نه دیگه تو باید هم بیای تو بازی. بد نیست بروبچه‌ها یه كم از پدر و مادرت بدونن. نظر تو چیه؟ (سكوت ارغوان) نشنیدم. چیزی گفتی؟ (سكوت ارغوان) پس تو موافقی. بهتره بقیه هم بدونن كه این ماده عنكبوت ضدسیاست، الان بابا ننه‌اش كجان و دارن چه خدمتی به هموطنان‌شون می‌كنن؟&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;ارغوان: تو این كار رو نمی‌كنی.&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;محسن: جدی؟ پس بهتره از فردا آماده باشی..&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;ارغوان: تو این قدرت پست نیستی.&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;محسن: هستم. دیگه وقتشه رئیس دانشكده هم از بابا جونت چیزایی بدونه. بالاخره هرچی باشه...&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;ارغوان: .... می‌كشمت.&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;محسن: احمق تو خیلی وقته كه منو كشتی.&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;ارغوان: من دیگه اونا رو فراموش كردم. محسن تو دیگه زنده‌اش نكن.&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;محسن: امكان نداره. بالاخره هرچی باشه اونا پدر و مادرتن.&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;ارغوان: من احمق فكر می‌كردم دارم اسرار زندگی‌مو به یه آدم امین می‌گم. یه احترامی برا اون روزهامون قائل باش.&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;محسن: خفه شو! تو امشب سقوط منو تماشا كردی، حالا نوبت منه كه بشینم تماشا كنم.&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;ارغوان: اگه مردی، مردونه بجنگ، انصاف نیست پای خانواده رو وسط بكشیم.&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;محسن: جنگ، جنگ. مهم پیروزیشه. بقیه شو بریز دور.&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;ارغوان: پس بهتره از فردا یه لچك سرت كنی. تو مرد نیستی.&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;محسن: هرچی تو بگی عزیزم. فردا می‌بینمت. خواب‌های خوب ببینی.&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;ارغوان: محسن!&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;تلفن قطع می‌شود. ارغوان شروع به گرفتن شماره می‌كند. تلفن بوق اشغال می‌زند. دوباره می‌گیرد. بهزاد شماره را یادداشت می‌‌كند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;بهزاد: خیلی احمقی آقا محسن!&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;ارغوان دست از شماره‌گیری می‌كشد و پشت پنجره می‌آید. آن را باز می‌كند نفسی تازه می‌كند. بهزاد او را زیرنظر دارد. شانه‌های ارغوان می‌لرزد. گریه‌ای ساكت در تاریك روشنای شب. بهزاد حین تماشای ارغوان شروع به گرفتن شماره تلفن می‌كند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;صدای محسن: بفرمایید. (سكوت بهزاد) تویی؟&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;بهزاد: آقای یوسفی؟&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;محسن: بله بفرمایید.&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;بهزاد: من می‌خواستم با شما یه ملاقاتی داشته باشم.&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;محسن: ببخشید، شما؟&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;بهزاد: اگه جایی مطرح نشه، می‌تونم راحت بهتون بگم.&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;محسن: راحت باشید.&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;بهزاد: بسیار خب، من از حراست دانشگاه تماس می‌گیرم.&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;محسن: حراست؟ چی شده؟&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;بهزاد: چیز خاصی نیست. یه ملاقات معمولیه.&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;محسن: الان؟‌&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;بهزاد: نه فردا. البته تو دانشگاه وعده گذاشتن برای دانشجو خوب نیست. یه جایی همین اطراف جنگل.&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;محسن: ببخشید من تا حالا شما رو دیدم؟&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;بهزاد: نمی‌دونم، شاید آدرس رو یادداشت می‌كنین؟&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;محسن: بفرمایید.&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG height=346 alt=&quot;به رنگ ارغوان&quot; src=&quot;http://media.farsnews.com/Media/8808/ImageNews/880811/30_880811_L600.jpg&quot; width=466&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;******تا پست بعدی&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;یا علی&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 08 Nov 2009 11:18:27 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=eghlimaaaaaaa&amp;postid=203</comments>
<dc:creator>eghlimaaaaaaa</dc:creator>
<guid>http://eghlimaaaaaaa.blogfa.com/post-203.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>صحبتهای سید جمال ساداتیان.....پوسترهای به رنگ ارغوان</title>
<link>http://eghlimaaaaaaa.blogfa.com/post-200.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;سلام به شما همراهان همیشگی این وبلاگ.....&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;در پست امروز پوستر های به رنگ ارغوان رو داریم و همین طور صحبت های سید جمال ساداتیان&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;DIV class=nwstxtrotitr&gt;پوسترهاي تبليغاتي «به رنگ ارغوان» تست مي‌شود؛&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=nwstxtinfotitle&gt;ساداتيان: چيزي درباره اعمال تغيير در «به رنگ ارغوان» به ما نگفته‌اند&lt;/DIV&gt;
&lt;P class=nwstxtlead style=&quot;LINE-HEIGHT: 160%&quot;&gt;خبرگزاري فارس: سيدجمال ساداتيان گفت: پوسترهاي تبليغاتي «به رنگ ارغوان» تست زده مي‌شوند تا فيدبك‌هاي مخاطب را نسبت به آنها دريافت كنيم.&lt;/P&gt;
&lt;P class=nwstxtlead style=&quot;LINE-HEIGHT: 160%&quot; align=center&gt;&lt;IMG class=nwstxttoppic src=&quot;http://media.farsnews.com/Media/8808/Images/jpg/A0763/A0763394.jpg&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=nwstxtlead style=&quot;LINE-HEIGHT: 160%&quot; align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=nwstxttext style=&quot;LINE-HEIGHT: 180%&quot;&gt;«سيدجمال ساداتيان» در گفت‌‌و‌گو با خبرنگار سينمايي فارس درباره مواد تبليغاتي فيلم گفت: در زمينه طراحي پوستر‌هاي فيلم، تست‌هايي توسط «سيدمحمدحسين ساداتيان» زده شده، تا در نهايت با فيدبك‌هايي كه از مخاطب مي‌گيريم، از بين آنها دست به انتخاب پوستر بزنيم. &lt;BR&gt;وي درباره تغييرات احتمالي در نسخه اين فيلم براي نمايش عمومي، گفت: چيزي مبني بر تغيير در فيلم، به ما گفته نشده و ظاهرا قرار نيست تغييري داشته باشد. &lt;BR&gt;براساس اين گزارش، فيلم سينمايي «به رنگ ارغوان» ساخته ابراهيم حاتمي‌كيا با نظر جواد شمقدري معاون امور سينمايي امكان حضور در جشنواره فيلم فجر و اكران عمومي را به دست آورد. &lt;BR&gt;«به رنگ ارغوان» قرار است اولين نمايش خود را در جشنواره بيست و هشتم فيلم فجر داشته باشد ضمن اين كه براي اكران نوروز 89 آماده مي‌شود. &lt;BR&gt;انتهاي پيام/ا &lt;/P&gt;
&lt;P class=nwstxttext style=&quot;LINE-HEIGHT: 180%&quot; align=center&gt;******و حالا رونمایی از پوستر های به رنگ ارغوان&lt;/P&gt;
&lt;P class=nwstxttext style=&quot;LINE-HEIGHT: 180%&quot;&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=nwstxttext style=&quot;LINE-HEIGHT: 180%&quot; align=center&gt; &lt;IMG alt=&quot;پوستر به رنگ ارغوان&quot; src=&quot;http://media.farsnews.com/Media/8808/ImageNews/880811/31_880811_L600.jpg&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=nwstxttext style=&quot;LINE-HEIGHT: 180%&quot; align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=nwstxttext style=&quot;LINE-HEIGHT: 180%&quot; align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;پوستر به رنگ ارغوان&quot; src=&quot;http://media.farsnews.com/Media/8808/ImageNews/880811/28_880811_L600.jpg&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=nwstxttext style=&quot;LINE-HEIGHT: 180%&quot; align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=nwstxttext style=&quot;LINE-HEIGHT: 180%&quot; align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;پوستر به رنگ ارغوان&quot; src=&quot;http://media.farsnews.com/Media/8808/ImageNews/880811/25_880811_L600.jpg&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=nwstxttext style=&quot;LINE-HEIGHT: 180%&quot; align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=nwstxttext style=&quot;LINE-HEIGHT: 180%&quot; align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;پوستر به رنگ ارغوان&quot; src=&quot;http://media.farsnews.com/Media/8808/ImageNews/880811/26_880811_L600.jpg&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=nwstxttext style=&quot;LINE-HEIGHT: 180%&quot; align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=nwstxttext style=&quot;LINE-HEIGHT: 180%&quot; align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;پوستر به رنگ ارغوان&quot; src=&quot;http://media.farsnews.com/Media/8808/ImageNews/880811/27_880811_L600.jpg&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=nwstxttext style=&quot;LINE-HEIGHT: 180%&quot; align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=nwstxttext style=&quot;LINE-HEIGHT: 180%&quot; align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;به رنگ ارغوان&quot; src=&quot;http://media.farsnews.com/Media/8808/ImageNews/880811/12_880811_L600.jpg&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=nwstxttext style=&quot;LINE-HEIGHT: 180%&quot; align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=nwstxttext style=&quot;LINE-HEIGHT: 180%&quot; align=center&gt;این پوسترها به طور آزمایشی طراحی شدند&lt;/P&gt;
&lt;P class=nwstxttext style=&quot;LINE-HEIGHT: 180%&quot; align=center&gt;خود من پوستر آخر رو از بقیه بیشتر دوست دارم&lt;/P&gt;
&lt;P class=nwstxttext style=&quot;LINE-HEIGHT: 180%&quot; align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=nwstxttext style=&quot;LINE-HEIGHT: 180%&quot; align=center&gt;ادامه پست امروز در پایین که مربوط به حضور سینماگران در آکادمی اسکار و ستایش از حضور این سینماگران&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 04 Nov 2009 20:22:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=eghlimaaaaaaa&amp;postid=200</comments>
<dc:creator>eghlimaaaaaaa</dc:creator>
<guid>http://eghlimaaaaaaa.blogfa.com/post-200.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>تمجید از حضور سینماگران</title>
<link>http://eghlimaaaaaaa.blogfa.com/post-202.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;اینم بخش دوم پست امروز که ۲ خبر هست از سفر سینماگران در اکادمی اسکار....&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;اولین خبر مربوط میشه به تمجید آکادمی اسکار از حضور سینماگران ایرانی....&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;DIV align=center&gt;
&lt;TABLE dir=rtl border=0&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=2&gt;آکادمی اسکار به همکاری با فیلمسازان ایرانی ادامه می‌دهد&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT size=2&gt;مدیر برنامه‌های مشترک بین‌المللی آکادمی علوم و هنرهای سینمایی استقبال از حضور سینماگران ایرانی در آمریکا را بسیار بسیار خوب توصیف کرد و از ادامه همکاری آکادمی اسکار با فیلمسازان ایرانی در آینده خبر داد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT size=2&gt;به گزارش خبرنگار مهر، الن هرینگتن که به تازگی میزبان 9 سینماگر ایرانی در آمریکا بود درباره استقبال مخاطبان از برنامه &quot;از نزدیک و شخصی&quot; این گروه گفت: استقبال بسیار بسیار خوب بود. در یکی دو شب سالن نمایش‌دهنده آثار سینماگران ایرانی پر از جمعیت و در شب‌های دیگر هم حضور تماشاگران علاقمند بسیار چشمگیر بود.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT size=2&gt;وی در ادامه افزود: فیلم‌هایی که در سینمای ایران تولید می‌شود، واقعا عالی است؛ با داستان‌هایی بسیار گیرا، فیلمنامه‌هایی خوب، فیلمبرداری بسیار خوب و بازی‌های مناسب. در مجموع موفق شدیم یک گروه از فیلم‌های بسیار پویای سینمای ایران را ببینیم و استقبال تماشاگران از این فیلم‌ها هم بسیار خوب بود.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT size=2&gt;مدیر برنامه‌های مشترک بین‌المللی آکادمی علوم و هنرهای سینمایی از برنامه آکادمی برای ادامه همکاری با فیلمسازان ایرانی در آینده خبر داد و گفت: این برنامه‌ای تثبیت‌شده برای دیدار و همکاری مشترک با فیلمسازان بین‌المللی پس از نخستین سفر خارجی اعضای آکادمی اسکار به ویتنام در سال 2007 است.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT size=2&gt;وی ایده‌های خوب و افراد برجسته را دو دلیل عمده توجه و علاقه آکادمی اسکار به سینمای ایران ذکر کرد. ضمن اینکه دانشگاه UCLA که در برنامه سفر اخیر سینماگران ایرانی به آمریکا با آکادمی اسکار همکاری داشت، قرار است به مناسبت بیستمین سالگرد جشنواره فیلم‌های ایرانی خود یک برنامه ویژه در فوریه 2010 برای سینمای ایران برپا کند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT size=2&gt;9 سینماگر ایرانی شامل محمدمهدی عسگرپور، ابراهیم حاتمی‌کیا، سیدرضا میرکریمی، مجتبی راعی، علیرضا رئیسیان، امین تارخ، فرهاد توحیدی، رضا کیانیان و رخشان بنی‌اعتماد اخیر در سفری 10 روزه به آمریکا فیلم‌های خود را برای علاقمندان به نمایش گذاشتند و علاوه بر بازدید از امکانات سینمای آمریکا، در نشست‌های نقد و بررسی هم شرکت کردند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=center&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=center&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;****و اما مطلب دوم صحبتهای مدیر عامل خانه سینما در مورد این سفر&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt; :&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=center&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=center&gt;
&lt;TABLE dir=rtl border=0&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=2&gt;نمی‌خواستیم سفر سینماگران به آمریکا حاشیه‌های سیاسی داشته باشد&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT size=2&gt;محمدمهدی عسگرپور در نشستی خبری دستاوردهای سفر اخیر سینماگران ایرانی به آمریکا را برای سینمای ایران مثبت ارزیابی کرد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT size=2&gt;به گزارش خبرنگار مهر، محمدمهدی عسگرپور در نشست خبری روز چهارشنبه با نمایندگان رسانه‌ها نتایج سفر سینماگران به آمریکا را تشریح کرد. وی گفت: دستاوردهای این سفر را می‌توان به سه بخش تقسیم کرد. یکی از ویژگی‌ها آن بازیدهایی بود که از بخش‌های سینمایی، تولیدی و فنی شد. به همین منظور از استودیوهای بزرگ امریکا تا دفاتر خصوصی دیدن کردیم.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT size=2&gt;وی افزود: بعضی از بازیدها مربوط به مجموعه پاناویژن بود که بسیار اهمیت داشت. شرکت دالبی را ما بیشتر در ایران برای انجام کارهای صدا می‌شناسیم. در صورتی که بخش عمده فعالیت‌های اخیر آن سه‌بعدی و تصویری است. یکی دیگر از مراکز مورد توجه ما مجتمع‌های سینمایی بود که فروش سالیانه یکی از آنها تقریبا بیش از یک سوم فروش کل سینمای ایران است.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT size=2&gt;مدیر عامل خانه سینما با اشاره به نمایش فیلم‌های اعضای این هیئت گفت: برخی دوستان عنوان کردند در این سفر فیلم‌های دیگری نیز می‌توانست به نمایش درآید. اما اعضای هیئت اسکار نیز در سفر به ایران آثاری را به نمایش گذاشتند که هر کدام از آنها در تولید آنها فعالیت داشتند. به همین دلیل ما نیز آثاری را نمایش دادیم که به هر کدام از افراد این هیئت مربوط می‌شد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=center&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=center&gt;&lt;IMG src=&quot;http://www.mehrnews.com/mehr_media/image/2009/03/433264_orig.jpg&quot;&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=center&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=center&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;P align=center&gt;وی تاکید کرد: بحث ما معرفی سینمای ایران نبود. همین چند فیلم دورنمای نسبتا مفیدی را ارائه کردند. از هر کدام از فیلمسازانی آثاری را به نمایش گذاشتیم که کمتر دیده شده است و عمدتا بار اول بود که این آثار نمایش داده می‌شد. جلسات نقد و بررسی این آثار هم بسیار خوب برگزار شد و فکر می‌کنم باید متن این جلسات به صورت مشروح ارائه شود.&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;عسگرپور گفت: ما با اعضای هیئت رئیسه اسکار دو جلسه مهم برگزار کردیم. جلسه اول خوشامدگویی بود که همان روز اول برگزار شد و جلسه بعدی یکروز قبل از برگشت من به ایران بود که خوشبختانه به یک تفاهم دوجانبه رسیدیم و این تفاهمنامه بین من و تام شراک رئیس اسکار به امضا رسید که اتفاق خوبی برای سینمای ایران تلقی می‌شود. این تفاهمنامه دارای شش بند است.&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;وی با اشاره به بندهای این تفاهمنامه افزود: در بند اول طرفین زمینه‌ای را فراهم کنند تا تجربیات فیلمسازان دو کشور از طریق سفر منتقل شود و هر دو طرف در رویدادهای مهم هنری همدیگر شرکت کنند. در بند دوم به برگزاری کارگاه آموزشی اشاره شد که جزئیات آن اعلام خواهد شد. این کارگاهها دوره‌ای و منظم با حمایت خانه سینما و آکادمی اسکار برپا می‌شود.&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;مدیر عامل خانه سینما در ادامه بیان کرد: در بند سوم به موضوع انتقال تجارب از طریق برپایی کارگاههای آموزشی کوتاه مدت و میان‌مدت پرداختیم که کوتاه‌مدت به صورت یک هفته‌ای و میان مدت سه هفته‌ای برگزار خواهد شد که بیشتر در ارتباط با حوزه تولید، فنی و بازاریابی به تفکیک سینمای مستند و حرفه ای است.&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;وی افزود: چهارمین بند این تفاهمنامه به برگزاری کارگاههای آموزشی طرفین با موضوع فیلمنامه‌نویسی و کارگردانی تاکید دارد که توسط انجمن کارگردانان و فیلمنامه‌نویسان پیگیری خواهد شد. بند پنجم که از مهمترین اتفاق‌های این سفر است در ارتباط با بازسازی فیلم‌های قدیمی ایرانی است که توسط کمپانی کداک انجام می‌شود.&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;عسگرپور در ادامه توضیح داد: کداک به تازگی مواد جدیدی را آماده کرده که فیلم‌های تاریخ سینمای امریکا را نیز به نسخه جدید تبدیل کرده که از کیفیت بسیار بالایی برخوردار است.  ما باید برای این منظور با فیلمخانه ملی مذاکره کنیم. در بند آخر نیز درباره تاریخ این تفاهمنامه و حضور اعضا نوشته شده است.&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;وی خاطرنشان کرد: این سفر گروهی یکی از مهمترین سفرهای سینماگران بعد از انقلاب است. البته نمی‌خواهم سفرهایی که در گذشته انجام شده را نادیده بگیرم. مثلا در زمان جنگ ایران گروهی سینماگران در امریکا بودند و فیلم‌های خود را نمایش دادند که کاری ارزشمند بود. اما در این سفر به تفاهمنامه مشخص رسیدیم و توانستیم در یک تور مطالعاتی با امکانات جدید آشنا شویم.&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;مدیر عامل خانه سینما با اشاره به تجربیات سفر افزود: این سفر به لحاظ گروهی شاید نظیر نداشته باشد. البته در گذشته به صورت انفرادی این اتفاق افتاده است. یکی از مهمترین دستاوردهای ما بازدید از دانشگاه &quot;یو سی ال&quot; و اتفاق جالب دیگر دیدن از دانشگاه &quot;یو اس سی&quot; بود که در آن 150 ست مونتاژ وجود داشت که دانشجویان از آن استفاده می‌کردند. &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;وی ادامه داد : در دیدار از دانشگاه &quot;یو اس سی&quot; دانشجویان از حدود چند هفته پیش روی سینمای ایران تحقیق کرده بودند و در این دیدار سوال خود را مطرح کردند. بهترین بحث‌ها در این جلسه صورت گرفت. آنها از مباحث کلی، روند تولید در سینمای ایران، ممیزی، وضعیت اقتصادی سینمای ایران و... سوال کردند و پاسخ‌های مناسبی نیز دریافت کردند. &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;عسگرپور در ارتباط با برگزاری جلسه مشترک کانون کارگردانان و فیلمنامه‌نویسان ایرانی وامریکایی گفت: خوشبختانه دراین سفر فرهاد توحیدی و علیرضا رئیسیان دو رئیس این صنوف از ایران حضور داشتند و در این جلسه تبادل اطلاعاتی صورت گرفت. کانون کارگردانان امریکا 1400 عضو دارد. &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;وی خاطر نشان کرد: ما با این سفر توانستیم نیمه پر و خالی خودمان را دقیق‌تر ببینیم تا متوجه اشکالاتمان شویم و به مزیت نسبی خودمان پی ببریم و متوجه شویم چه چیزی سینمای ایران را سرپا نگه داشته است. آنچه که مهم است روح کلی سینمای ایران است. ما باید آنچه را که در حوزه اقتصاد معنا پیدا می‌کند را بیابیم و از بخشی از آن الگو برداریم و آن را منطبق کنیم. این تبادل تجارب باعث می‌شود در بعضی از حوزه‌ها خودمان را با نظام سینمایی جهان نزدیک کنیم و از الگوهای موفق در حوزه اقتصاد الگو برداری کنیم. &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;مدیرعامل خانه سینما درباره ممنوع خروج شدن دو نفر از اعضای این هیئت در فرودگاه امام خمینی (ره) گفت: ما در فرودگاه متوجه شدیم که پاسپورت خانم معتمد آریا و آقای میرتهماسب را گرفتند و آنها نمی‌توانند با همراه شوند. ما فقط 20 دقیقه فرصت داشتیم  برای رفتن یا ماندمان تصمیم بگیریم به همین دلیل با همه گروه مشورت کردیم. فکر کردیم بازتاب نرفتن مسئول گروه به این سفر خیلی گسترده‌تر است و ما به دنبال این بازتاب نیستیم و می‌خواهیم تبادل اطلاعات داشته باشیم.&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;وی افزود: به طور نمونه اگر در سفر هیئت اسکار به ایران رئیس آکادمی نمی‌آمد قطعا تبعاتی داشت. به همین دلیل تصمیم گرفتیم به این سفر برویم. اما اینجا یکی از دوستان که در آن زمان پستی نداشتند و حالا دارای منصبی شدند، اعلام کردند که مشکلات این دوستان اقتصادی است و به وزارت امور اقتصادی و دارایی مربوط می‌شود، اما نمی‌دانم چرا برگه‌ای که به آنها دادند، به این وزارت‌خانه مربوط نمی‌شد؟&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;عسگرپور در ادامه بیان کرد: ما در سفر مطلع شدیم که این اتفاق برای جعفر پناهی نیز افتاده است. با آخرین پیگیری‌هایی که انجام دادیم متوجه شدیم که پاسخ روشنی به این دوستان داده نشده است. به این همکاران گفتند باید به دادگاه انقلاب مراجعه کنید که آنجا هم پاسخگو نبودند. آنها به بازتاب این موضوع خیلی فکر نکردند. ما در حال حاضر در دوره ای هستیم که باید به این مسائل توجه کنیم. من هم نمی‌دانم باید برای پیگیری این موضوع به کجا رجوع کنم؟ &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;وی تاکید کرد: وزارت ارشاد حتما باید به خاطر موضوع ممنوع الخروج شدن هنرمندان عکس العمل نشان دهد. یا این موضوع را حل و یا موضع خود را مشخص کند. این سلب مسئولیت شایسته نیست. این موضوع به ما مربوط می‌شود و باید در این زمینه شفاف سازی صورت گیرد. &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;مدیرعامل خانه سینما افزود: خبرگزاری مهر چند روز قبل از این سفر اسامی هنرمندان را اعلام کرده بود آنها می‌توانستند به من اطلاع دهند که دو نفر از اعضا شما دچار مشکل هستند و پرونده دارند. ما نمی‌گذاشتیم هزینه این موضوع سنگین شود. ولی آنها ترجیح دادند این هزینه سنگین اتفاق بیفتد. حداقل نگاه خیرخواهانه می‌توانست به این شکل باشد. فکر می‌کنم عزمی وجود دارد این موضوعات را پرهزینه کند و این اتفاق در حال رخ دادن است. &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;وی با اشاره به بازتاب این اتفاق در امریکا گفت: ما تا نمایش &quot;گیلانه&quot; که در آخرین شب بود منتظر این هنرمندان بودیم. که این اتفاق نیفتاد. البته اعضا هیئت اسکار به ما کمک زیادی کردند تا این سفر از نگاه سیاسی مصون بماند. حساسیت آنها بیشتر از ما بود.سالن‌های نمایش را کاملا کنترل می کردند. میزبانان برای برای ایجاد نشدن بازتاب منفی از این اتفاق به ما کمک زیادی کردند و خیلی محجوب با این موضوع برخورد شد. &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;عسگرپور در پاسخ به سوالی درباره صحبت‌های مجید شاه حسینی مدیر سابق بنیاد سینمایی فارابی درباره خانه سینما، گفت: برای نشان دادن دوستی و یا دشمنی قرار نیست فلسفه بافی شود. افکار عمومی می‌توانند قضاوت کنند. این هم یک نظر است. اگر کسی در اتاقش را ببندد، می‌شود یک دشمن، حالا همان دشمن می‌گوید دشمن سینما کیست؟ این دیگر از عجایب است. ایشان بزرگترین محدود کننده فارابی بودند اما بودجه این مرکز سرجایش بود!&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;وی همچنین درباره تغییرات و تحولات مدیران سینمایی گفت: نظر خاصی در این باره ندارم. دوستانی که آمدند از مجموعه سینما هستند و احتمالا می‌توانند از همکاری همکاران خودشان بهره‌مند شوند. شرایط به گونه‌ای شده که دیگر ما با معادله یک مجهولی روبرو نیستیم و دایره خودی‌ها تنگتر و غیر خودی‌ها گشادتر شده است. این باعث می‌شود نتوانیم به هم کمک کنیم. باید ببینیم دوستان چطور می‌توانند در قالب یک تیم سینما را فعال کنند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;مدیر عامل خانه سینما درباره حضور رضا کیانیان در سفر گفت: ما برای حضور وی 45 روز قبل اقدام کردیم. آقای مهرجویی نتوانستند با ما در سفر امریکا همراه شوند. به همین دلیل تصمیم گرفتیم یک بازیگر دیگر به گروه ملحق شود. البته ما می‌خواستیم از حضور آقای مهرجویی استفاده کنیم. به همین دلیل تا مشخص شدن وضعیت سفر ایشان کارهای کیانیان را پیگیری می‌کردیم.&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;وی همچنین درباره حضور رخشان بنی‌اعتماد در این سفر عنوان کرد: ایشان قبل از ما در امریکا بودند و از همان ابتدا قرار شد که در دو روز پایانی سفر به ما ملحق شوند که مربوط به جمع بندی ، امضاء تفاهم نامه و نمایش فیلم &quot;گیلانه&quot; بود. ایشان در این دو روز در کنار گروه بودند. حضور ایشان باعث شد که ما در تفاهم نامه لفظ سینمای مستند را اضافه کنیم. &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;عسگرپور درباره سفر سینماگران به فرانسه گفت: ما این سفر را حدود هشت ماه پیش پیگیری کردیم و می‌خواستیم اهالی سینما در حوزه فنی از مجتمع‌های سینمایی، استودیو‌های فیلمبرداری، صدا و تدوین دیدن و با مسئولین CNC و یونی فرانسه جلساتی برگزار کنند. اینگونه سفرها سابقه نداشته و باعث ایجاد رقابت بین صنوف می‌شود. امیدوارم بتوانیم تا پایان سال یک سفر دیگر به شرق داشته باشیم تا از سینمای هند و بالیوود دیدن کنیم.&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;تا پست بعدی &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;یا علی&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 02 Nov 2009 18:28:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=eghlimaaaaaaa&amp;postid=202</comments>
<dc:creator>eghlimaaaaaaa</dc:creator>
<guid>http://eghlimaaaaaaa.blogfa.com/post-202.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>مسعود رسام درگذشت</title>
<link>http://eghlimaaaaaaa.blogfa.com/post-199.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; src=&quot;http://media.farsnews.com/Media/8701/Images/jpg/A0416/A0416096.jpg&quot; onload=NcodeImageResizer.createOn(this); border=0 originalWidth=&quot;250&quot; originalHeight=&quot;150&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;«مسعود رسام» كارگردان سينما و تلويزيون كه چندي پیش دچار بيماري شده بود و در بيمارستان عرفان تحت نظر پزشكان بود صبح امروز درگذشت.&lt;BR&gt;براساس اين گزارش، «مسعود رسام» مدت‌ها بيمار بود و به تناوب در بيمارستان بستري می شد.&lt;BR&gt;مسعود رسام، فارغ‌التحصيل كارگرداني از مدرسه عالي تلويزيون و سينما و تهيه‌كننده و كارگردان سريال‌هاي تلويزيوني به يادماندني چون همسران، مرواريد سرخ و سرزمين سبز است. دو فيلم «سيندرلا» و «علي وغول جنگل» نيز در كارنامه سينمايي وي به چشم مي‌خورند. &lt;BR&gt;«بيژن بيرنگ» همكار ديرينه «مسعود رسام» گفت: جاي او در عرصه هنر بسيار خالي است و هيچ وقت پر نمي‌شود.&lt;BR&gt;«بيژن بيرنگ» دوست و همكار نزديك مرحوم«مسعود رسام»، در گفت‌و‌گو با خبرنگار سينمايي فارس درباره درگذشت اين هنرمند، گفت: من حس مي‌كنم، كه يك دوست، يك رفيق و يك همكار عزيز را از دست دادم.&lt;BR&gt;اين تهيه‌كننده تلويزيون كه در مجموعه‌هايي چون «همسران» و «خانه سبز» با رسام همكاري داشته، گفت: ما به هم خيلي نزديك بوديم و در شرايطي كه باور پذير نبود كه دونفر با هم كار كنند، ما 17-18 سال با هم كار كرديم.&lt;BR&gt;بيرنگ در انتها در حالي كه بسيار متأثر بود، اظهار داشت: جاي ايشان بسيار خالي است، جاي خالي بعضي‌ها هيچ وقت پر نمي‌شود.&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;خدایش بیامرزاد&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;*******خالق خاطره های قشنگ.....خداحافظ&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 02 Nov 2009 06:39:11 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=eghlimaaaaaaa&amp;postid=199</comments>
<dc:creator>eghlimaaaaaaa</dc:creator>
<guid>http://eghlimaaaaaaa.blogfa.com/post-199.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>اهدا جوائز ابراهیم حاتمی کیا به موزه سینما</title>
<link>http://eghlimaaaaaaa.blogfa.com/post-198.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;سلام به همه شما همراهان همیشگی این وبلاگ معذرت میخوام از تاخیرم...&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;باور کنید خبری از آقای حاتمی کیا در هیچ خبرگزاری درج نشده بود که من اون خبر رو برای شما بزارم....&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;سفر سینماگران هم به اتمام رسید....&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;و اما خبری که به تازگی از آقای حاتمی کیا دیدم.....&lt;/P&gt;
&lt;DIV class=nwstxtrotitr&gt;با هدف تكميل غرفه‌‌اش؛&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=nwstxtinfotitle&gt;«حاتمي‌كيا» دستخط و بخشي ديگر از جوايز خود را به «موزه‌سينما» مي‌دهد&lt;/DIV&gt;
&lt;P class=nwstxtlead style=&quot;LINE-HEIGHT: 160%&quot;&gt;خبرگزاري فارس: «ابراهيم حاتمي‌كيا» كه سال گذشته و در آستانه بزرگداشتش در جشنواره بيست و هفتم فيلم فجر جوايز و يادگاري‌هايش را به موزه سينما سپرده بود، قصد دارد با اهداي يادداشتي به موزه سينما غرفه خود را تكميل كند.&lt;/P&gt;
&lt;P class=nwstxtlead style=&quot;LINE-HEIGHT: 160%&quot; align=center&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 398px; HEIGHT: 317px&quot; height=518 src=&quot;http://www.cinemaema.com/index.php?module=pagesetter&amp;type=file&amp;func=get&amp;tid=26&amp;fid=image9&amp;pid=7&quot; width=572&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=nwstxtlead style=&quot;LINE-HEIGHT: 160%&quot; align=center&gt; به گزارش خبرنگار سينمايي فارس، خالق فيلم‌هاي سينمايي «خاكستر سبز»، «بوي پيراهن يوسف»، «ديده‌بان» و «مهاجر» بهمن ماه سال گذشته با حضور در موزه سينما جوايز سينمايي‌ خود را به اين موزه سپرد اما به همين دليل، با صحبت‌هاي انجام گرفته، قرار است وي تعدادي ديگر از جوايز خود را به همراه دست‌خطي اختصاصي در اختيار موزه سينما قرار دهد تا علاقه‌مندان به سينما، بتوانند جوايز او را به همراه حس و حال او از اهداي آنها به موزه سينما از نزديك ببينند. &lt;BR&gt;سيمرغ بلورين بهترين فيلم سينماي آسيا براي «به نام پدر»، تنديس كارگرداني از جشن خانه سينما براي «ارتفاع پست»، تنديس فيلمنامه و كارگرداني خانه سينما و سيمرغ بلورين بهترين فيلم براي «آژانس شيشه‌اي» از جشنواره فجر در كنار جوايز متعددي كه براي كارگرداني فيلم‌هايي نظير «از كرخه تا راين»، «آژانس شيشه‌اي»، «ارتفاع پست» و «به نام پدر» كسب كرده است از جمله جوايزي است كه اين فيلمساز جهت استفاده علاقه‌مندان به سينما رد اختيار موزه سينما قرار داده است. &lt;BR&gt;براساس اين گزارش، موزه سينما از تمامي كارگرداناني كه جوايز خود را به موزه سينما اهدا كرده‌اند خواسته است تا يادداشتي اختصاصي را نيز براي اين موزه ارسال كنند كه در اولين گام يادداشت حاتمي‌كيا قرار است به موزه سينما تحويل داده شود. &lt;BR&gt;به گزارش خبرنگار سينمايي فارس، «ابراهيم حاتمي‌كيا» با دريافت چهار سيمرغ بهترين فيلم و «مجيد مجيدي» با چهار سيمرغ بلورين كارگرداني جزو پر‌افتخارترين برندگان جشنواره فيلم فجر به شمار مي‌‌آيند. &lt;BR&gt;انتهاي پيام/ا &lt;/P&gt;
&lt;P class=nwstxttext style=&quot;LINE-HEIGHT: 180%&quot;&gt;******تنها خبر درج شده از ابراهیم حاتمی کیا در خبرگزاری ها&lt;/P&gt;
&lt;P class=nwstxttext style=&quot;LINE-HEIGHT: 180%&quot; align=center&gt;تا پست بعدی&lt;/P&gt;
&lt;P class=nwstxttext style=&quot;LINE-HEIGHT: 180%&quot; align=center&gt;یا علی&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 31 Oct 2009 20:31:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=eghlimaaaaaaa&amp;postid=198</comments>
<dc:creator>eghlimaaaaaaa</dc:creator>
<guid>http://eghlimaaaaaaa.blogfa.com/post-198.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
